پس از آنکه «مامون» بر برادرش «امین»، پیروز شد، در حقیقت، حکومت عباسیان را که در اصل تکیه بر خراسانیان داشت، بیش از پیش، خراسانى کرد. حکومت «امین»، تکیه بر عناصر عربى و مطلوب خاندان عباسیان داشت؛ اما حکومت مامون از این دو جهت، ضعیف بوده لذا سعى کرد، پایگاه دیگرى بهدست آورد. براى ایجاد این پایگاه، مىتوانست حمایت مردم را که علاقه به «علویین» داشتند، جذب نموده عاملى براى دفع خروش مردمى قرار دهد که در کنار «علویین» به قیام برمىخاستند. «ابن خلدون» مىنویسد: کثرت شیعه، موجب چنین دعوتى براى ولایتعهدى ایشان (على بن موسى(ع)) بوده است. به همین جهت او از خدمت«على بن موسى الرضا» دعوت کرد تا به خراسان بیایند. آمدن امام و پذیرش دعوت او براى گرفتن خلافت و یا ولایتعهدى، مهر تاییدى براى مامون بود.
تمدن اسلامى که لا اقل از پایان فتوحات مسلمین تا ظهور مغول قلمرو اسلام را از لحاظ نظم و انضباط اخلاقى،برترى سطح زندگى،سعه صدر و اجتناب نسبى از تعصب،طى قرنهاى دراز پیشاهنگ تمام دنیاى متمدن و مربى فرهنگ عالم انسانیت قرار داد ،بیشکدورهای درخشان از تمدن انسانى است و آنچه امروز فرهنگ و تمدن جهان بدان میبالد؛ اگر از دینى که به یونان دارد بیشتر نباشد کمتر نیست ، با این تفاوت که فرهنگ همچنان تاثیر معنوى دارد، و به جذبه و معنویت آن نقصان راه ندارد. پیچیدگى عظیم نژادى و فرهنگى دنیاى اسلام حتى در آن روزهاى آمیختگى اقوام و فرهنگها غریب مىنمود . فعالیت درخشان گذشته چنین تمدنى که اروپا را از قرون وسطى تا قرن شانزدهم در طب و فلسفه و شاید ریاضى هنوز وامدار خویش نگه داشته بود، آیا باید به حساب تشویق و مساعدت اسلام گذاشته آید یا به حساب شور و علاقه اقوام مسلمانى که در ایجاد و به ثمر رسانیدن آن فعالیت داشتهاند؟ شکی نیست که سهم اقوام گونهگون که در توسعه این تمدن بذل مساعى کردهاند نباید از نظر محقق دور بماند و آنچه مقدمات ترقیات علمى و پیشرفتهاى مادى را براى مسلمین میسر ساخت در حقیقت همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم ، روح معاضدت و تساهل را جانشین تعصبات دنیاى باستانى کرد و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه مىکرد با توصیه مسلمین به«راه وسط» توسعه و تکامل علم انسانى راتسهیل کرد.
هدف اول:احساس ایمنی از خطری که او را از سوی شخصیت امام رضا (علیه السلام) تهدید میکرد. شخصیتی نادر که نوشتههای علمیش در شرق و غرب نفوذ فراوان داشت و نزد خاص و عام ـ به اعتراف مامون ـ از همه محبوبتر بود. در صورت ولیعهدی، او دیگر نمیتوانست مردم را به شورش یا هرگونه حرکت دیگری بر ضد حکومت، دعوت کند.
هدف دوم: شخصیت امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام باید تحت کنترل دقیق وی قرار گیرد و از نزدیک، هم از داخل و هم از خارج، این کنترل بر ایشان اعمال گردد، تا آنکه کم کم راه برای نابود ساختن ایشان به شیوههای مخصوصی هموار شود. مثلاً همانگونه که گفتیم یکی از انگیزههای مامون در تزویج دخترش این بود که در زندگی داخلی امام(ع) مراقبی را بگمارد که هم مورد اطمینان او باشد و هم جلب اعتماد بنماید.
باید اعتراف کنیم که زندگى ائمه ، علیهمالسلام، بدرستى شناختهنشده و ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتى بر شیعیانشان نیز پوشیده مانده است. علىرغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قدیم و جدید درباره زندگى ائمه ، علیهمالسلام، امروز همچنان غبارى از ابهام و اجمال، بخش عظیمى از زندگى این بزرگواران را فرا گرفته وحیات سیاسى برجستهترین چهرههاى خاندان نبوت که دو قرن و نیم از حساسترین دورانهاى تاریخ اسلام را دربرمىگیرد با غرضورزى یا بىاعتنایى و یا کجفهمى بسیارى از پژوهندگان و نویسندگان روبرو شده است. این است که ما از یک تاریخچه مدون و مضبوط درباره زندگى پرحادثه و پرماجراى آن پیشوایان، تهیدستیم. زندگى امام هشتم ،علیهالسلام، که قریب بیستسال از این دوره تعیین کننده و مهم را فراگرفته از جمله برجستهترین بخشهاى آن است که بجاست درباره آن تامل و تحقیق لازم به کار رود.
امام رضا (علیه السلام) در عصر امامت خویش، با خلفایی چند از عباسیان، معاصر بودهاند؛ هر چند، تنها در دوران زمامداری مأمون، شرایط دشواری پدید آمد که امام را به موضعگیری واداشتمدت ده سال از امامت هشتمین امام با دوران خلافت هارون مقارن بود. در آن دوره ده ساله، هارون به دلیل بحرانهایی که حکومت با آن روبرو بود، هیچگاه خود را رویاروی امام قرار نداد. هارون، نگران آینده :هارون در سالهای پایانی عمر خود، به حکومت عباسیان و آینده آن میاندیشید. به همین منظور در سال 175 ه.ق، فرزندش محمد امین را که هنوز بیش از پنج سال از عمرش نگذشته بود، برای جانشینی پس از خود معرفی کرد.