
| کاش یک شب باز مهمان دو چشمت میشدم | ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب میگذشتم از فراز چشم تو | گرم گلگشت خراسان دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب میسرودم گنبد زرد تو را | فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب مینشستم بر ضریح چشم تو | باز هم پابند پیمان دو چشمت میشدم |
| صحن و ایوان تو را اى کاش جارو میزدم | چون کبوترها نگهبان دو چشمت میشدم |
| ضامن آهوست چشمان دو شهد روشنت | کاش آهوى بیابان دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب معرفت میچیدم از چشمان تو | غرق در دریاى عرفان دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب میشدم خیس نگاه سبز تو | شاهد اعجاز باران دو چشمت میشدم |
| کاش یک شب نور مینوشیدم از چشمان تو | میدرخشیدم، چراغان دو چشمت میشدم |
| سخت شیرین است طعم روشن چشمان تو | کاش یک شب باز مهمان دو چشمت میشدم |
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 مهر 1389 ساعت 1:26 AM | نظرات (0)
RSS




































