ديواره بدن كيسه مانند اسفنجها از دو لايه سلولي بيروني و دروني درست شده است. بين اين دو لايه سلولي را ماده لزجي پر ميكند. در اين ماده اجزاي كوچك سوزن مانند وجود دارد، كه در مجموع سبب استحكام بدن جانور ميشود.
بدن كيسه تنان، ساختمان كيسه مانند دارند. برخي ثابت و برخي متحرك هستند. كيسه تنان به صورت منفرد و يا دسته جمعي زندگي ميكنند. عروس دريايي، يكي از كيسه تنان است. معمولاً در اطراف دهان كيسه تنان بازوهايي وجود دارد كه براي شكار، مورد استفاده قرار ميگيرد. حفره گوارشي كيسه تنان، تنها با يك سوراخ كه در رأس بدن است به خارج باز ميشود. از اين سوراخ، آب وارد حفره گوارش شده آنگاه سلولهاي بدن، اكسيژن و غذا را از آب گرفته، مواد زايد را به آن پس ميدهند.
توليد مثل كيسه تنان، هم به وسيله جوانه زدن و هم به صورت جنسي انجام ميشود. از اين سوراخ آب وارد حفره گوارشي شده آنگاه سلولهاي بدن اكسيژن و غذا را از آب گرفته، مواد زايد را به آن پس ميدهند. ديواره بدن آنها از دو ديواره سلولي كه در ميان آنها ماده لزجي وجود دارد، درست ميشود.
مرجان آهكي در بستر آبهاي كم عمق و گرم دريا زندگي ميكنند. جثه آن كوچك است و به دور بدنش ماده آهكي ترشح ميكند و تشكيل كلونيهاي بزرگ را ميدهد كه گاه ممكن است به قدري بزرگ شوند، كه به صورت جزيره بزرگي از آب خارج شوند كه به اين جزاير، جزاير مرجاني ميگويند. بعضي از جزاير مرجاني، قدمت زيادي دارند و به صورت جزاير قابل سكونت در آمدهاند. شقايق دريايي از كيسهتنان نسبتاً كوچكي است كه معمولاً ثابت است و در دريا زندگي ميكند. در اطراف دهان شقايق دريايي بازوهاي متعددي وجود دارد، كه توسط آنها جانوران كوچك را شكار ميكند.
بدن كرمهاي پهن براي زندگي در آب و محيطهاي مرطوب، بسيار مناسب است. دستگاه گوارش آنها بسيار ساده است. دستگاه عصبي، شامل مجموعه هاي سلولهاي عصبي است، كه نقش مغز را ايفا ميكند. دو طناب عصبي در پشت بدن قرار دارد كه از اين دو طناب، شاخه هاي فرعي جدا ميشود.
كلاناريه ها از جمله كرمهاي پهن هستند. زندگي آزاد دارند و در بعضي بركههاي آب شيرين يافت ميشوند. كرم كدو انگل روده انسان است. طول اين كرم ممكن است به 12 متر برسد. سر حيوان به بزرگي سر سنجاق است و به كمك بادكشهايي كه دارد به ديواره روده ميچسبد و از غذاي گوارش يافته فرد آلوده، استفاده ميكند. بدن اين كرم بندبند است. طول اين بندها از ابتدا تا انتها به تدريج بزرگتر ميشود. بندهاي انتهايي پر از تخم هستند. اين بندها از بدن كرم جدا و دفع ميشوند. به سبب، نر و ماده بودن هر قطعه از بدن كرم ميتواند هزارها تخم ايجاد كند. در تصويرهاي ميكروسكوپي، رحم، تخمدان، بيضه و سلولهاي تخم كرم كدو را مشاهده ميكنيم.
اگر اين بندها توسط گاو خورده شود، تخمها در درون رودهاش باز شده، كرم كوچكي از آن بيرون ميآيد. كرم ديواره روده را سوراخ كرده و وارد خون ميشود و از طريق خون به عضلات ميرود. اگر انسان اين گوشت را بدون آنكه خوب پخته شده باشد بخورد، كرم در روده او رشد كرده و به كرمي بالغ تبديل ميشود.
بدن كرمهاي لولهاي، باريك، بدون حلقه يا بند است. روي بدن پوششي دارند كه آنها را در مقابل اثر شيرهاي گوارشي مقاوم ساخته است. كرم آسكاريس بالغ در روده كوچك انسان زيست ميكنند. ماده ها پس از جفت گيري، تخم ريزي ميكنند. تخمها همراه مدفوع دفع ميشوند و ممكن است آب و سبزيها را آلوده كنند.
اين كرمها بدني حلقه حلقه دارند. تنفس اين كرمها از طريق پوست مرطوبشان، صورت ميگيرد. داراي دستگاههاي عصبي، گردش خون و گوارش هستند. اندامهاي جنسي نر و ماده در يك بند وجود دارد. كرم خاكي، مرتباً خاك را ميخورد و پس از گوارش و جذب مواد غذايي دروني آن بقيه را دفع ميكند. اين كار باعث جابه جايي خاك و باعث حاصلخيزي خاك ميشود.
اين كرم در آبهاي شيرين زندگي ميكند. به بدن ماهيها و ساير مهرهاران ميچسبد. از خون آنها تغذيه ميكنند و ماده ضد انعقاد خون ترشح ميكند.
نرم تنان بيشتر در آبهاي شيرين و آب دريا و برخي در خشكي زندگي ميكنند. بدن نرم آنها از سر، تنه و پا تشكيل شده است و از پوست نرمي به نام جبه پوشيده شده است. نرمتنان صدف ندارند. البته اين خصوصيت شامل برخي از آنها ميشوند. جبه، بخشي به نام صدف را ميسازد كه بدن نرم را در بر ميگيرد و حفاظت ميكند. صدف به طور عمده از تركيبات آهكي ساخته ميشود و ممكن است به شكلهاي مختلف ديده شود. در اين جانوران همه دستگاههاي داخلي بدن، مانند: دستگاه گوارش، گردش خون، درد و عصب وجود دارد.
شكم پايان مانند حلزون داراي انواع دريازي و خشكي زي هستند. صدف يك قطعهاي پيچخورده دارند. چشمهاي آنها بر روي 2 شاخك قرار دارد.
بندپايان يا دوكفهاي ها صدف دو قطعهاي دارند. صدف توسط لولايي به هم متصل شدهاند. نوعي از دو كفهايها، مرواريد توليد ميكند. به اين ترتيب اگر دانهاي شن وارد فضايي بين صدف و جبه شود، جانور به منظور دفاع، شروع به ترشح ماده شفافي به دور آن ميكند كه به تدريج بزرگ شده و مرواريد به وجود ميآيد. به اين نوع دوكفهايها، صدف مرواريد دار ميگويند.
هشت پا بزرگترين جانور اين گونه است. اندازه بدن بعضي از آنها به 7 متر ميرسد و با اندازهگيري طول بازوي آنها به 15 متر ميرسد. سرپايان صدف يك قطعهاي خارجي يا داخلي دارند و يا بدون صدف ميباشند. از آنجا كه در اين گروه پاها تبديل به بازو شده و در اطراف دهان قرار گرفتهاند به آنها سرپايان ميگويند. هنگام شكار براي پنهان شدن، ماده سياه رنگي از خود ترشح ميكنند و در اطراف خود پخش ميكنند.
بندپايان نيز گروهي بزرگي از جانوران هستند كه داراي زوائدي مثل پا و شاخك بر روي بدن هستند. پاهاي آنها نيز بند بند است و مفصل دارد. بندپايان نيز داراي اسكلت خارجي هستند كه از اندامهاي داخلي حفاظت ميكنند. اسكلت خارجي از مادهاي به نام كوتين ساخته شده است .
به علت سختي اسكلت خارجي، امكان رشد زيادي براي جانور، وجود ندارد. به اين سبب، در موقع معين، جانور، پوست مياندازد. به اين معنا كه اسكلت خارجي را از خود جدا كرده و اسكلت جديد و بزرگتر براي خود ميسازد. هنگام شروع پوستاندازي، سلولهاي پوست بدن آنزيمهايي براي گوارش دادن لايه هاي دروني اسكلت، ترشح ميكنند. بيشتر اين مواد به منظور استفادههاي بعدي جذب سلولهاي پوست ميشود. بندپايان توليد تخمهاي زيادي ميكنند. نوزاداني كه پديد ميآيند اغلب غذاهايي را ميخورند كه با جانور بالغ فرق ميكند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:48 AM
نظرات(0)
گياهان دانهدار يا پيدازادان به 2 گروه عمده تقسيم ميشوند. در گروهي از آنها دانهها در داخل محفظه بستهاي قرار ميگيرند. اين گروه نهاندانگان يا گياهان گلدار ناميده ميشوند. در گروه ديگر دانهها پوشيده نيست، اين گروه را بازدانگان يا گياهان مخروطي مينامند.
گياهك يا جنين و يك پوسته محافظ است. در بيشتر دانهها اندوخته غذايي گياهك را در بر ميگيرد. وقتي دانهاي را ميكاريد، اجزاي گياهك درون آن رشد ميكند و گياه كاملي را به وجود ميآورد.
1ـ بازدانگان
2ـ نهاندانگان تقسيم ميشوند.
1ـ تك پدرايها
2ـ دو لپهاي ها تقسيم ميشوند.
مهمترين و بزرگترين گروه بازدانگان، گياهان مخروط دار هستند. اين گياهان را هميشه سبز مينامند. اين گياهان برگهاي سوزني و فلش مانند دارند، اندامهاي توليد مثلي در مخروطداران به صورت مخروط نر و ماده در روي يك درخت پديد ميآيند و ميتوان آنها را گلهاي گياه به حساب آورد. هر مخروط نر هزاران دانه گرده توليد ميكند. هر دانه گرده كوچك و ميكروسكوپي است و از آن گامت نر به وجود ميآيد. بعضي از دانههاي گرده بر روي مخروطهاي ماده ميافتد و از طريق سوراخ تخمها وارد آنها ميشود. در داخل هر تخمك، گامت نر با گامت ماده تركيب شده و دانه بالداري را به وجود ميآورد. اين دانهها گاهي به وسيله پرندگان هم جابه جا مي شوند. وقتي دانهها در محيط مناسب قرار گيرند، جنين، رشد و نمو خود را آغاز ميكنند و به گياه جديدي تبديل ميشود.
بيشتر گياهاني را كه پيرامون خود مشاهده ميكنيد از گروه نهاندانگان هستند. در بعضي گياهان مانند: نرگس، لاله و آفتابگردان، گلها بزرگ و با رنگي مشخص هستند. ولي در بعضي گياهان مانند: گندم، گلها به خوبي قابل تشخيص نيستند، دانه در داخل ميوه قرار دارد و ميوه به انتشار دانهها كمك ميكند.
ريشههاي معمولي از رشد بخشي به نام ريشه چه كه در داخل دانه قرار دارد به وجود ميآيد. ممكن است ريشهها از ساقه يا برگ به وجود بيايند كه در اين صورت به آنها ريشههاي نا به جا ميگويند.
ريشههاي غدهاي مانند ِ چغندر و كوكب، به خاطر اندوختن مواد غذايي، بستر و حجيم شدهاند. در ريشه راست، ريشه اصلي كلفتر و ريشههاي فرعي نازكتر هستند. در ريشههاي افشان، همه ريشهها هم قطر هستند. در بعضي از گياهان ريشههاي هوايي نابه جا به وجود ميآيد. ريشه، اندامي است كه گياه را در زمين نگه ميدارد و آب و نمكها را از محيط جذب ميكند.
ساقهها معمولاً، اندامي هوايي است كه معمولاً به روي آنها، جوانهها ـ گلها ـ برگها ـ ميوهها ـ نگهداشته ميشود.
ساقه توسط آوندهايش از يك رو آب و املاح را از ريشه به برگها ميرساند و از روي ديگر مواد غذايي ساخته شده را به ساير اندامها هدايت ميكنند. ساقههاي راست يا علفياند يا چوبي. ساقههاي هوايي ممكن است راست باشند و بالا رونده باشند و يا پيچنده باشند و يا ميتوانند خزنده باشد. گياه ني، ساقه علفي تو خالي دارد، كه به آن ساقه ماشورهاي ميگويند.
نيلوفر آبي داراي ساقه آبزيست است. ساقههاي زير زميني، كلروفيل ندارند. و از برگهاي قهوهاي رنگ، فلس مانند پوشيده شدهاند. ساقه زير زميني ساده ريزوم نام دارد. معمولاً از سطح زيرين ريزومها ريشههاي نابه جا مي رويد و از جوانه روي آنها ساقههاي هوايي ايجاد ميشود. سيبزميني يك نمونه ساده غده زير زميني است. در سطح خارجيش، فرو رفتگيهايي وجود دارد و از رشد و نمو آنها، ساقههاي هوايي به وجود ميآيد. بعضي از غدهها، مانند: زعفران، گلايول، پياز مانندند و بر خلاف پياز خوراكي فلسهاي متعدد ندارند و در حقيقت ساقه ستبر، پراند و ختداي هستند كه در زمين به صورت افراشته قرار ميگيرند.
در غالب برگها بخش نازك و گستردهاي به نام پهنك وجود دارد و بخش ديگر به نام، دنباله پهنك وجود دارد. در بعضي از برگها، پهنك آن ساده است. و بعضي برگها مركب هستند. چون پهنك آن در اثر بريده گيهاي عميق به قطعات كوچكتري تقسيم شده است. در پهنك برگ، گلبرگها همان انشعابات آونددار هستند و گلبرگها ممكن است منشعب و يا موازي باشند. لبه پهنكها ممكن است صاف يا دندانهدار و يا كنگرهاي باشد. برگها عمل اصلي غذا سازي در گياه است.
در گياهان مناطق خشك سطح پهنك فوقالعاده كاهش يافته و گاهي تبديل به خار ميشود. سطح اين برگها از كرك، پوشيده شده و روزنهها به طور نسبي كمتر است. در پياز خوراكي، برگهاي زير زميني فاقد كلروفيل و داراي اندوخته غذايي هستند. برخي برگها، باريك و پيچيده هستند و موجب اتصال گياه بر تكيهگاه ميشوند.
در گياهان حشرهخوار، دگرگونيهايي در برگ به وجود آمده و آن را براي شكار آماده ساخته است. دروزرا، يكي از گياهان حشرهخوار است كه پهنك آن يك قسمتي است. ديونه، يكي از گياهان حشرهخوار است كه دو قسمتي است حول لولاي كه همان رگبرگ است، تا ميشود.
گل، اندام توليد مثلي گياهان نهاندانه است. گلبرگها يا پيوستهاند يا جدا، گلبرگها صفحههاي رنگيني هستند كه اجزاي داخل گل را در برميگيرند. كاسبرگها اجزاي برگ مانندند كه در پايين هر گل قرار دارند و ممكن است رنگي باشند. مادگي و پرچم، اندام توليد مثلي ماده و نر است. مادگي شامل خامه، تخمدان و كلاله است. پرچم از يك برآمدگي به نام بساك تشكيل شده است. در داخل بساك دانههاي گرده تشكيل ميشود.
براي توليد مثل جنسي دانه گرده بر روي كلاله مادگي انتقال مييابد. به اين عمل گردافشاني ميگويند. حشرات و عوامل ديگر مثل انسان، جاذبه زمين، آب و باد در عمل گردافشاني دخالت دارند.
تخمكها در درون تخمدان قرار دارند. دانه گرده بر روي كلاله مادگي قرار ميگيرد. گامتهاي نر درون دانههاي گرده از طريق لوله گرده خود را به گامتهاي ماده درون تخمكها ميرسانند و لقاح انجام ميشود.
پس از انجام لقاح، گلبرگها پژمرده شده و ميريزند. تخمدان مادگي تبديل به ميوه و تخمكهاي درون آن به دانه تبديل ميشوند. ميوهاي كه از نمو تخمدان پديد ميآيد، ميوه حقيقي نام دارد، مثل پرتقال. اگر در تشكيل ميوه حقيقي علاوه بر تخمدان، بخشهاي ديگر گل نيز دخالت داشته باشد، آن را ميوه كاذب مينامند، مثل سيب. گوجهفرنگي ميوه آبدار است. پسته ميوه خشك است.
در يك ميوه حقيقي مانند هلو، جدار ميوه يا فرآبر از 3 لايه درست شده است. لايه خارجي آن برون بر، بخش خوراكي را ميان بر و بخش چوبي دروني آن را درون بر مينامند. پرتقال درون بر چوبي ندارد و به آن سته گويند. نخود از ميوه هاي خشك شكوفا ميباشد، فندق و بلوط از ميوههاي خشك ناشكوفا هستند.
گلي كه داراي گلبرگ، كاسبرگ، پرچم، مادگي باشد، گل كامل نام دارد. هرگاه گلي يك يا چند بخش از اجزاي گل را نداشته باشد به آن گل ناقص ميگويند. مثل: گلچههاي كناري مركب مينا. در خانواده گندميان نيز گلها ناقص هستند.
گل آذين
طرز قرار گرفتن گلها بر روي ساقه را گل آذين ميگوييم. كه در گونههاي مختلف، ممكن است گوناگون باشد.
نهاندانگان خود به دو گروه، تك لپهاي و دو لپهاي ها تقسيم ميشوند، خرما و برنج جزو گروه تك لپهايها هستند. برنج از خانواده غلات است. داراي ساقه ماشورهاي، برگهاي كشيده بدون دم برگ كه به وسيله نيا، دور ساقه را احاطه كرده است. رگبرگهاي موازي و ريشههاي افشان دارد. در دو لپهايها رگبرگها منشعب و غير موازي و برگها به صورت گوناگون ديده ميشوند. اغلب دو لپاي ها ريشه راست دارند.
در تك لپهايها، رويان يا گياهك يك لپه دارد. تعداد قطعات گل 3 يا مضربي از 3 ميباشد. در دو لپهايها، رويان يا گياهك دانه، دو لپه دارد. تعداد قطعات گل 2 يا 5 يا مضربي از اين اعداد ميباشد.
بسياري از اشيايي كه به كار ميبريم از چوب درست شده است. در واقع چوب ماده اوليهاي است براي درست كردن اشيايي كه هيچ شباهتي به چوب ندارد، مثل كاغذ. چوب از رشتههاي ظريف سلولز كه به وسيله ماده چسب مانندي به هم چسبيدهاند درست شده است.
براي درست كردن كاغذ، ميبايست ابتدا رشتههاي سلولزي را از هم جدا كرده اين كار ممكن است با قُرْ كردن چوب صورت بگيرد. چوب خرد شده را با آب مخلوط ميكنند تا خمير چوب به دست آيد. رنگ خمير چوب را به وسيله مواد شيميايي رنگبري ميزدايند. سپس خمير را در كارخانه كاغذ سازي روي صفحههاي مخصوص ميگسترانند و زير فشار به ورقههاي كاغذ تبديل مينمايند.
سلولز يك هيدرات كربن است. پنبه از رشتههاي بسيار نارك كه 98 درصد آن سلولزي است، تشكيل يافته است. در كارخانه پارچه بافي ابتدا پنبه حاصل از غوزه را حلاجي ميكنند. سپس با آن نخ ميريسند و با نخها پره نخي ميبافند.
در اين جا تصوير تارهاي سلولزي را در زير ميكروسكپ مشاهده ميكنيم. سلولز در محلولهاي مخصوص حل ميشود. پس از حل كردن سلولز به محلول حاصل، اسيد ميافزايند. اسيد سلولز را به صورت خمير رسوب ميدهد. سپس خمير سلولز را از صافيهايي كه سوراخهاي ظريف دارند عبور ميدهند تا به رشتههاي ظريفي، تبديل شوند. يعني به ابريشم مصنوعي تبديل شوند.
گياهان نه تنها، منبع مستقيم غذاها هستند بلكه به طور غير مستقيم منشأ همه غذاهاي حيواني نيز محسوب ميشوند. آدمي از دير باز براي درمان بيماريها از گياهان استفاده ميكرده است. از گياهان، فرآوردههاي دارويي، آرايشي، بهداشتي نيز به دست ميآوريم.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:47 AM
نظرات(0)
تا كنون بيش از 300 هزار نوع، گياه شناخته شده است. گياهان از آغازيان و قارچها پيچيده ترند. بيشترشان پر سلولي و كلروفيل دارند و غذاي خود را ميسازند. گياهان نميتوانند مانند جانوران حركت كنند و داراي بافتها و اندامهاي مشخص هستند.
سلولهاي گياهي بر خلاف سلولهاي جانوري داراي ديواره اسكلتي ميباشند. اين ديواره به سلول شكل هندسي معيني ميدهد. بيشتر گياهان آب و نمكها را از راه ريشه جذب ميكنند و توسط لولههاي باريكي به ساقه و برگها انتقال ميدهند. به اين مجموعه لولهها آوندي ميگويند. گياهاني را كه داراي دستگاه آوندي هستند، گياهان آوندي ميگويند.
گياهان گلدار جزو گياهان آوندي هستند. برخي از گياهان، نظير جلبكها و سرخسها و خزهها، ريشه و ساقه و برگ واقعي ندارند. اين گياهان را بدون آوند مينامند. گياهان بدون آوند دانه توليد نميكنند.
جلبكها، خزه گياهان، گياهان آوندي است.
جگر و انتها و خزهها هستند.
دم اسبيان، پنجه گرگيان، پرسانان هستند.
سرخسها، نهاندانگان، بازدانگان است. نهاندانگان نيز شامل دو رده تك لپهايها و دو لپهايها هستند.
جلبگها، لايه سبز رنگ روي آبهاي راكد را پديد ميآورند. جلبكها از آنجايي كه كلروفيل و ديواره اسكلتي دارند، جزو گياهانند. بر حسب رنگ به 3 گروه: قرمز، سبز و قهوهايي، طبقه بندي شدهاند.
يكي از جلبكهاي پر سلولي سبز اسپيروژير است كه ساختمان رشتهاي دارد. چون كلروپلاتها درون سلول، فنر مانند است. به آن اسپيروژير ميگويند. هر رشته از اين جلبكها از سلولها كه مانند زنجير به دنبال هم قرار گرفتهاند، درست ميشوند.
جلبك اسپيدوژير در شرايط مساعد به طريق قطعه قطعه شدن توليد مثل ميكنند. در شرايط نامساعد به روش جنسي توليد مثل مي كنند. دو سلول از دو ريسه نزديك به هم با هم تركيب ميشوند و تخم را پديد ميآورند. تخم، داراي پوسته ضخيمي است و در شرايط مساعد ميرويد.
كرولاله از جلبكهاي تك سلولي است. اين جلبك حاوي پروتئين زيادي است و ميتواند منبع غذايي منابعي براي نسلهاي آينده باشد.
خزهگيان در جاهاي مرطوب و سايه ميرويند، پوشش سبز مخمل گونه روي درختان جنگلي را خزه گيان پديد ميآورد. در همه آنها كركهاي ظريف و ميكروسكوپي به نام ريزوئيد وجود دارد كه عمل جذب آب و نمكها به عهده آنهاست. قامت آنها از حدود 1 سانتيمتر تجاوز نميكند.
هپاتيكها يا جگرواشها پيكر پهن و برگ مانندي دارند كه بر روي زمين گسترده ميشوند. بر روي ريسهها چترك ماده و چترك نر تشكيل ميگردد. در زير چترك ماده، اركگونها كه منشأ تشكيل گامتهاي ماده هستند، به وجود ميآيند. در بالاي چترك نر، آنتريديها به وجود ميآيند، كه منشأ تشكيل گامتهاي نر هستند.
وقتي مراحل توليد مثل، ايجاد ميشود، آنترروزئيدها آزاد ميشوند و به كمك تاژكها شنا ميكنند و خود را به آراكگونها ميرسانند. آنتروزئيد تخمك را بارور ميكند و سلول تخم تشكيل ميگردد. تخم باور شده به سلول مادر هاگ تبديل ميشود.
در مرحله دوم، پس از بارور شدن تخم و توليد هاگ كه مرحله رشد غيرجنسي محسوب ميشود، رشتههايي از تخم خارج ميگردد كه بر روي آنها هاگدانهايي را دارد. هاگها يا نر هستند يا ماده، وقتي هاگدان ميرسد از بالا باز ميشود و مقداري هاگ از آن خارج شده در هوا پراكنده ميشود. هاگهاي پراكنده شده در رطوبت و حرارت مناسب رشد ميكند و گياه جديدي را به وجود ميآورد كه بر روي آنها چتركهاي نر و چتركهاي ماده تشكيل ميگردد.
خزهها علاوه بر ريزوئيد اجزاي ساقه مانند و برگ مانندي دارند. در انتهاي برخي از ساقههاي خزه، اندامهاي جنسي ماده يا آركگون و در انتهاي برخي ديگر اندام جنسي نر يا آنتريدي پديد ميآيد.
گامت نر تاژك دار، خود را آزاد ميسازند و وارد آركگون شده و با گامت ماده تركيب ميشود و تخم را پديد ميآورند. از تقسيمات تخم در درون آركگون، يك ميله پديد ميآيد كه انتهاي آن برآمده ميشود و هاگدان را ميساز و در محيط مساعد كه كلاهك هاگدان ميافتد و هاكها آزاد ميشوند هاگها در جاي مرطوب رويش خود را آغاز ميكنند.
بسياري از انواع گياهان آوندي اوليه، که زماني به فراواني در سطح زمين يافت ميشدند از بين رفتهاند و امروزه تعداد كمي در روي زمين زيست ميكنند كه جثه اغلب آنها حتي به يک متر هم نميرسد.
1ـ دم اسبيان
2ـ پنجه گرگيان
3ـ پرسانان
ساقه دم اسب بند بند و تو خالي است. بخشي از ساقه داخل خاك قرار ميگيرد، پر دوام و داراي ريشه است. ساقههاي هوايي دو نوع ميباشند:
ساقههاي زايا و نازا. در بهار، در انتهاي ساقه زايا، اندام زايشي يا سمبله هاگ زا به وجود ميآيد. در زير فلسهايي كه روي سمبله هاگ زا را ميپوشاند، هاگدانها و در درون آنها هاگ به وجود مي آيد.
پنجه گرگيان داراي ريشه، ساقه و برگهاي كوچكند، در اين گياهان، هاگدانها اغلب بر روي برگهاي ويژهاي كه اجتماع آنها مخروطي شكل هستند به وجود ميآيند. پنجه گرگيان و علف خوك از جمله گياهان معروف اين گروه ميباشند.
سرخسها داراي برگهاي بسيار مشخصي با دم برگ دراز هستند كه معمولاً از ساقههاي زيرزميني منشأ گرفتهاند. در بخشهايي از سطح زيرين برگ سرخس لكههايي به رنگ قهوهاي يا نارنجي ديده ميشود. اين لكهها مجموعهاي از هاگدانهاي گرز مانندي است كه به وسيله بخش باريك خود به سطح زيرين برگ چسبيده اند. بخش حجيم هاگدان كيسهاي است كه در درون آن هاگ به وجود ميآيد.
وقتي كيسهها ميرسند، پاره شده و هاگها پس از آزاد شده در محيط مناسب ميرويند.
ابتدا جداره خارجي هاگ پاره ميشود و سيتوپلاسم آن كه از پرده نازكي پوشيده شده بيرون ميآيد از تقسيمات متوالي اين سلول صفحه سبز رنگ اِلْ مانند پروتال به وجود ميآيد كه داراي تعداد زيادي ريزوئيد است. پروتال، علاوه بر اينكه در جهت پهنا رشد ميكند، كلفتي آن به ويژه در وسط زياد شده و از چند رديف سلول تشكيل ميشود، پروتال سرخس فاقد برگ، ريشه و ساقه و شبيه ريسهداران است.
در پروتالهاي جوان اندامهاي كروي شكلي به نام آنتريدي به وجود ميآيد كه از يك رديف سلولهاي شفاف ايجاد شده كه در درون آنها تعداد زيادي گامت نر به دست ميآيد. وقتي پروتال، پير تر شد در روي آن اندامهاي ديگري به نام آرتگون پديد ميآيد كه درون آن گامت ماده ايجاد ميشود.
هر آنتروزئيد از هسته باريك و دراز و پيچ خوردهاي تشكيل شده كه اطراف آن ورقه نازك از سيتوپلاسم پوشانده است و در انتهاي آن تعداد زيادي تاژك وجود دارد كه به كرك آنها در آب جابجا ميشود.
اگر پروتال جواني در مجاور پروتالي پيرتر قرار بگيرد، تعدادي زياد از گامتهاي نر به وسيله پروتال جوان به وجود آمدهاند در قشري از آب كه هر دو پروتال را احاطه كردهاند، شنا ميكنند. هرگاه به مجراي آرگلون برسند، به وسيله ترشحات اين قسمت، به سمت گامت ماده آمده، يكي از آنها با اين گامت آميخته ميشود و تخم را به وجود ميآورد. تخم حاصل در شكم آرگون، به زودي شروع به تقسيم كرده، ابتدا دو و سپس چهار سلول پديد ميآيد، كه هر يك از آنها با تقسيم متوالي تعدادي گرده سلول به وجود ميآورند كه منشأ توليد بخشهاي مختلف گياهان هستند.
در گونهاي از سرخس كه سرخس رونده نام دارد، انتهاي باريك برگها وارد خاك شده و در محل تماس برگ با خاك، ريشه، ساقه و برگهاي جديد حاصل ميشود و پس از مدتي ارتباط آن از برگ سازنده، گسيخته شده و پايه مستقلي به وجود ميآيد.
در بعضي از سرخسها اندامي به نام پيازك حاصل ميشود كه از يك جوانه و تعدادي برگ تشكيل شده است. اگر اين اندامها از سرخس جدا شوند و در محيط مناسب قرار گيرند، سرخسهاي جديدي را به وجود ميآورند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:44 AM
نظرات(0)
مخمرها، كپك ها،گل سنگها، فعاليت مفيد قارچها، قارچهاي زيان آور مخمرها كپک ها گل سنگها فعاليت مفيد قارچها: قارچهاي زيان آور:
نانواها اصطلاحاً براي اينكه خمير را وَِِرْ بياورند مقداري خمير مايه كه داراي مخمر است در آب حل ميكنند. سپس آن را به مخلوط آب و آرد اضافه ميكنند و خوب، هم ميزنند و سپس آن را گرم نگه ميدارند.
مخمر درون مخلوط شروع به رشد ميكند و در اصطلاح به آن تخمير ميگويند. در اين حالت نشاسته را به مواد قابل گوارش و سادهتر تجزيه ميكند، مقداري گاز به وجود ميآورند كه به شكل حبابهاي ريز و درشت در خمير ميمانند و باعث باد كردن آن ميشوند.
هنگام پختن نان، گاز و الكل از آن خارج شده و اين حالت، سبب پخته شدن قسمت داخلي نان و ترد شدن آن ميشود. مخمرها قارچهاي تك سلولي هستند كه به روش جوانه زدن هم توليد مثل ميكنند.
شما حتماً كپك زدن نان، ميوههاي مثل هلو و مركبات يا مربا را ديدهايد، قارچي كه در اين كار دخالت دارد، كپك ناميده ميشود. ساختمان بدن كپك طوري است كه به آساني ميتوانند، غذا را از جايي که بر روي آن رشد ميكنند، تهيه كنند.
رشتههاي باريك اين قارچها ظاهري پنبه مانند دارند، از نوك ريسهها آنزيمهايي ترشح ميشود كه باعث تجزيه مواد غذايي ميشود. ريسه ها ديواره عرضي ندارند، از روي بعضي از ريسههاي به هم پيچيده، پايههايي بالا ميآيد كه پخش متورمي به نام هاگدان در نوك آنها تشكيل ميگردد.
هاگها در درون هاگدانها ميرسند و پس از پاره شدن ديواره هاگدان به هر طرف پراكنده ميشوند. از رويش هر هاگ، ريسه جديد ايجاد ميشود. كپك به شيوه جنسي هم توليد مثل ميكند دو ريسه به هم نزديك ميشود و هستههاي درون آنها دو به دو با هم تركيب شده، تخمي با هستههاي فراوان ايجاد ميشود.
گل سنگها بر روي سنگها و تنه درختان ميرويند. گل سنگ نيمي قارچ و نيمي جلبك است. ريسههاي قارچ، آب و املاح را از زمين جذب ميكند، سلولهاي جلبك به وسيله كلروفيل عمل فتوسنتز را انجام ميدهند. تصوير برش ميكروسكوپي گل سنگ، همياري قارچ و جلبك را نشان ميدهد.
در فصل پاييز برگ درختان ميريزد تا بهار سال بعد قارچ و باكتريهاي موجود در خاك اين برگها را تجزيه ميكند و مواد مفيد را دوباره به ريشه گياه ميرسانند، بدين ترتيب وجود قارچها براي گياهان مختلف مفيد است.
مخمرها قند موجود در انگور را تجزيه ميكنند حاصل اين تجزيه در مرحله اول توليد الكل است. اگر فرآيند تخمير ادامه يابد الكل به سركه تبديل ميگردد.
قارچهاي سپروفيت بر روي ميوهها رشد ميكند و موجب پوسيدگي آنها ميشود. قارچها مولد بيماريهاي پوستي، مانند قارچ پوست دست، قارچ كچلي از نوع قارچ انگلي ميباشند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:39 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



