پایگاه دفتر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
-
جمعه 7 خرداد 1389
4:36 AM
نظرات(0)
چکیده : چند دهة پیش رابی کاپلان در مقالهای عنوان کرده بود که انسانها اسیر و گرفتار سه چیز هستند. نخست، گرفتار خودشان بوده و اسیر هواهای نفسانی و صفات زشت و پلید انسانیاند.در مرتبه دوم، اسیر اموال و داراییهای خویشند و برای به دست آوردن آن به هر وسیلهای خواه درست، خواه نادرست متوسل میشوند و در نهایت گرفتار بند تعصباتاند. کاپلان، این مقاله را در دهة 1940 میلادی، یعنی درست زمانی که بسیاری از یهودیان برای به دست آوردن موقعیت و مقام اجتماعی و سیاسی، دین و مذهب خود را انکار میکردند نوشت؟ اما اگر کاپلان در جامعه امروزی زندگی میکرد، شاید بعد چهارمی نیز به این بندها اضافه میکرد و آن اسیر کار بودن است. انسانهای امروزی گرفتار کار خود هستند. البته شاید بهتر باشد بگوئیم که انسانهای سده بیست و یکم بردة کار خود هستند. اعتیاد به کار، حالتی است که در آن فرد مبتلا، به گونهای رفتار می¬کند که برای خانواده و زندگی اجتماعی او در محیط کار و خارج از آن، زیان آور است. این حالت به خستگی، نداشتن رابطه خوب با همکاران غیر معتاد، یا کم بودن زمان و انرژی برای زندگی خانوادگی، دوستان، سرگرمی ها و فعالیتهای دیگر منجر می شود .
اصطلاح اعتیاد به کار (Workaholism) یا کارشیفتگی نخستین بار در سال 1971 توسط وین اوتس در کتابش، با عنوان: اعترافات یک معتاد به کار عنوان شد. البته این واژه در دهة 1990 میلادی کاربرد بسیار گستردهای یافت .
در فرهنگ لغت هریتیج، معتاد به کار به شخصی گفته می شود که نیاز وسواس گونه و بی امانی نسبت به کار دارد .
اعتیاد به کار، اعتیادی است که برای شخص می تواند لذت¬بخش یا خسته¬کننده و مشکل ساز باشد. عده ای این حالت را یک بیماری می¬دانند که در دسته اختلالهای وسواس گونه قرار می¬گیرد. مشکل این است که این افراد اعتقاد دارند که اگر کار نکنند، دنیا بر سرشان خراب خواهد شد. آنها لزوماً عاشق کار خود نیستند یا کوششی برای رسیدن به مدارج بالا از خود نشان نمی¬دهند. اگر شخصی تصور کند که خودش تنها کسی است که می¬تواند این کار بخصوص را انجام دهد، به احتمال زیاد یک معتاد به کار یا Workaholicبه شمار می¬آید. بسیاری از پژوهشگران و متخصصان هنجارهای انسانی بر این باورند که اعتیاد به کار یکی از سختترین انواع اعتیادهاست که به دلیل بد نبودن ظاهری آن، نه تنها از سوی دیگران مورد انتقاد قرار نمیگیرد، بلکه تشویق هم میشود. در شرایطی که بسیاری، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر را بهشدت تقبیح میکنند، اعتیاد به کار یا عادت به پرکاری، مانند یک بیماری نهفته و موذی میتواند زندگی شخصی یا خانوادگی فرد معتاد را از هم بپاشد .
مطالعه جدیدی که توسط محققان دانشگاه مریلند آمریکا انجام شده، نشان میدهد که کار زیاد، زندگی خانوادگی را تحلیل میبرد. این تحقیق که نتایج آن در سال 2002 در مجله روانشناسی عملی (Psychology of Applied Journal) به چاپ رسیده نشان داد که ساعت کاری زیاد باعث تداخل کار و زندگی خانوادگی میشود که این مسئله، خود افسردگی و سایر مشکلات ناشی از استرس را به دنبال دارد .
کار زیاد، حتی در مواردی باعث مرگ افراد هم شده است. از مهمترین این موارد میتوان به مرگ چن یی نی کارگردان 59 ساله چینی در اثر خونریزی گوارشی در سر صحنه فیلمبرداری فیلم آرایشگر و نیز مرگ وانگ جون یائو رییس گروه جونیائو اشاره کرد. وی نخستین شرکت هواپیمایی خصوصی را در چین دائر کرد ولی در سن 38 سالگی بر اثر سرطان دستگاه گوارش، جان خود را از دست داد .
ژاپن معمولا به شکل یک فرهنگ معتاد به کار تصویر می شود. بسیاری از آنها بر این باورند که ساعات زیاد کار کردن پشت میز، نشان دهنده وفاداری به سازمان است . بسیاری از کارمندان ژاپنی نسبت به ترک کردن زودهنگام کار بیمیل بوده، بر این عقیدهاند که: «رئیسم نمیخواهد زودتر به منزل برود. چون رئیس وی نمیخواهد زودتر به منزل برود، پس من هم نمیتوانم زودتر به منزل بروم، چون رئیسم نمیخواهد زودتر به منزل برود». سالیانه عده ای از ژاپنیها به دلیل کار بیش از اندازه، زندگی را ترک میگویند و حتی برای مرگ در اثر کار زیاد، واژهای به نام کاروشی (Karoshi) دارند در مواردی که بتوان ثابت کرد علت مرگ کار بیش از اندازه بوده است، خانواده این شخص میتوانند به دلیل عدم مداخله کارفرما در رفتار خود تخریب گرانه کارمندش، از او تقاضای غرامت کنند (1994 , Paul).
اوتس (1971) اعتیاد به کار را نوعی خو گرفتن به چیزی می¬داند. وی معتاد به کار را شخصی می داند که نیاز فراوانی به کار دارد که اختلالها و تعارضهای زیادی را در سلامت جسمانی، شادی و شعف شخصی، روابط بین فردی و روحیه اجتماعی بودن، به وجود می آورد. اسپنس و رابینز (1992) نخستین تعریف آکادمیک و عملی از واژه اعتیاد به کار را ارائه کردند. از دیدگاه آنها، اعتیاد به کار از یک سری از نگرشها و برداشت های افراد نشات گرفته است. آنها معتاد به کار را به شخصی قلمداد می کنند که درگیری در کار بالا، احساسات جبری بالا یا اشتیاق درونی فوقالعادهای نسبت به کار دارد و لذت کمی از کار خود می برد .
اسنیر و هارپاز (2004) اعتیاد به کار را به عنوان اختصاص افراطی زمان نسبت به فعالیت های فیزیکی و یا فکری که مرتبط به کار باشد، تعریف کرده است. مک میلان و دیگران (2001) نیز اعتیاد به کار را این گونه تعریف می کند که مقاومت فردی در رها کردن خود از کاری که همه وقت، نسبت به آن درگیر است .
(6002,et.al,Evan)
نظریههای روان شناختی و جامعه شناختی، دلایل زیادی برای ابتلا به انواع اعتیاد ذکر میکنند، اما ما در اینجا بیشتر قصد داریم از جنبههای درونی¬تر و تا حدودی متعالیتر، این دلایل و عوامل را بررسی کنیم، هر چند می¬دانیم که آن دلایل نیز نتیجه بررسی¬ها و پژوهش¬های علمی و تجربی می¬باشند و کاربردهای ویژه خود را دارند .
اعتیاد به کار، نوعی نیاز تسکین ناپذیر به مشغول بودن است که در آن علائم زیر قابل ملاحظه اند :
انکار: مثل همه معتادان این افراد ساعات گرفتاری خود را کمتر از آن چه هست بیان می کنند و تمامی ساعاتی را که در منزل و روزهای تعطیل به مسائل مربوط به کار مشغولند، نادیده می گیرند. در عین حال این افراد به نیاز همسر و فرزندان خود بیتوجه بوده و اعتراض آنان را نشانه بهانه گیری و پر توقعی می دانند .
افسردگی: به طور کلی این افراد احساس سر زنده و شادابی ندارند و گاه علائم افسردگی نیز در آنان بروز می کند .
تحریف واقعیت : در موارد بسیار، این بیماران واقعا به آن چه می کنند نا آگاه بوده، و واکنش های غیر معقول را که از خود نشان می دهند، موجه و معقول میپندارند .
کاهش اعتماد به نفس: باوجود توفیقهای اقتصادی چشمگیر، این افراد ظاهراً قدرتمند و متکی به نفس، در درون متزلزل و ناپایدارند .
نیاز به کنترل: این علامت یکی دیگر از واکنش های دفاعی این افراد است به گونهای که می خواهند نبودن خود را با بهانه گیری های هنگام حضور جبران کنند. اینان به عنوان واکنش جبرانی بیش از اندازه نسبت به آنچه در غیاب آن ها در خانه و خانواده می گذرد، حساس بوده، متاسفانه با فرم بدبینانه ای مسائل را تحلیل می کنند. این جمله را بارها از همسران چنین افرادی می شنویم که می¬گویند :
«هیچوقت که خونه نیست ... ، وقتی هم که هست از نبودنش بدتره ... »
کارکردن در این بیماران به سهولت تبدیل به هست? اساسی زندگی شده، به راحتی جای نیازهای احساسی، اجتماعی و حتی تفریحات این افراد را می گیرد .
در مراحل پیشرفته، غرق در جنون سیری ناپذیر کار... کار... کار این بیماران دست از مراقبت از خویش بر می¬دارند. این مرحله از مراحل خطرناک است، زیرا بیماران نسبت به سلامت خود بی توجه شده، نیازهای روحی و جسمانی خود را نادیده گرفته، در معرض خطر ابتلاء به بیماری¬های گوناگون قرار می¬گیرند .
برخی نظریه پردازان در زمینه اعتیاد، بر این باورند که اعتیاد و اشتیاق فراوان به کار، ناشی از شیفتگی فرد نسبت به کار است. اینان این افراد را خودشیفته مینامند. خودشیفتگی (Narcissism) ریشه در واژه یونانی نارسسیوس دارد. نارسسیوس پسری زیبا ولی متکبر و خودبین بود که روزی هنگامی که تصویر خود را در آب دید شیفته خود شد و جان سپرد . خودشیفتگی به دوست داشتن افراطی خود یا خودبینی و تکبر و خود ستایی، نداشتن همدلی با دیگران، و خود محوری دلالت دارد. (2007 ,Wonneberg)
در تحقیقی بعد انکار، توجیه کردن، خود بزرگ بینی، خودپرستی اسنادی، استحقاق و حقانیت و اضطراب و نگرانی به عنوان ابعاد شخصیت خود شیفته اینگونه در نظر گرفته شده است (Westen, 1990).
2. توجیه: پیدا کردن دلیل برای رفتارهای غیرقابل قبول به منظور ارائه آنها به شکل قابل قبول است تا کارها، سیاستها و تصمیماتشان منطقی و معقول جلوه کند .
3. خود بزرگ بینی: خودشیفته نسبت به توانائیهای خود اغراق می کند و دانائیها، دستاوردها و مهارتهای خود را بیش از حد تخمین می زند .
4. خودپرستی اسنادی: پیامدهای مطلوب، موفقیتها و نتایج مثبت را به عوامل درونی خود نسبت داده، پیامدهای نامطلوب، شکستها و نتایج منفی را به عوامل بیرونی نسبت می دهد .
5. استحقاق: استثمار دیگران را حق خود دانسته و با دیگران همدلی ندارد .
6. اضطراب: از احساس افسردگی و بیارزش بودن رنج می برد و نیاز شدیدی به ثبات و اطمینان دارد .
یکی از صحنه های بروز خودشیفتگی، سازمانها هستند. افراد خودشیفته می توانند مهارتها و قابلیتهای خود را هنگام کار نمایان کنند. افراد خودشیفته سعی دارند در زمان کار، تواناییهای خود را به رخ کشیده و تصمیمهای موفق خود را جلوه دهند؛ از اینرو زمان زیادی را صرف کار خود می کنند .
الگوهای رفتاری اعتیاد به کار
عموماً اینطور فرض میشود که ساختار دهی به اعتیاد به کار پیچیده و چند بعدی است. سنخ شناسی مختلفی در این مورد وجود دارد. هر چند تعداد ناچیزی از آنها بطور تجربی مورد آزمون قرار گرفته و از روایی بالایی برخوردار است .
اسکات و همکارانش(1997) سه الگوی اعتیاد به کار را شناسایی کردند که عبارتند از :
1. کشش افراطی (وسواسی)؛ 2. کمالگرایی؛ 3. توفیق طلبی (موفقیتطلبی ).
در نظر آنها، معتادان به کار وسواس، اضطراب و استرس زیادی دارند ولی کارشان موجب مشکلات جسمی و روانی می شود و رضایت پایینی از زندگی داشته، عملکرد شغلی پایین دارند. معتادان به کار کمال گرا، استرس و مشکلات جسمی و روانی بالایی دارند و روابط میان فردی خصمانه ای پیدا می کنند و غیبت و ترک خدمت داوطلبانه زیادی دارند. همچنین موجب رضایت شغلی و عملکرد شغلی پایین می شوند. در نهایت معتادان به کار توفیق طلب، رضایت از زندگی، رضایت شغلی، سلامت جسمی و روانی، عملکرد شغلی و رفتارهای شهروندی سازمانی بالایی دارند ولی استرس و ترک خدمت داوطلبانه پایینی دارند .
یکی از شناخته شدهترین ابزارهای اندازهگیری اعتیاد به کار که به طور گسترده به کار گرفته می¬شود، ثلاثی اعتیاد به کار اسپنس و رابینز (1992) است که کار بر اساس میزان و درجه به سه مولفه زیر مشخص می¬شود :
1) عجین شدن با کار؛
2) تمایل درونی در کار؛
3) لذت از کار .
در افراد معتاد به کار، درجه عجین شدن با کار بالاست، تمایل و کشش بسیار زیادی به کار دارند ولی از کار لذت زیادی نمی برند. در مقابل، مشتاقان به کار با کار عجین میشوند ولی از کارشان لذت میبرند و کشش افراطی به کار ندارند .
اسپنس و رابینز (1992) شش نوع فرعی معتادان به کار را تعیین کرده است: خوگرفته به کار، معتاد به کار علاقه مند، مشتاقان به کار، کارگران سرخورده، کارگران آرام، کارگران بی¬اهمیت به کار. در سال 2004 دو محقق بنامهای بولنز و پول منز، سنخ شناسی اسپنس و رابینز را غنیتر کرده که علاوه بر شش نوع فرعی، بیمیلی به کار بیشتر نیز به عنوان یک نوع فرعی دیگر و متخصصان بیگانه از خود را نیز می توان به عنوان یک نوع فرعی دیگر مورد لحاظ قرار داد .
اسکات و دیگران (1997) با دیدگاهی انتقادی نسبت به سنخ شناسی اسپنس و رابینز، اعتیاد به کار را به عنوان پدیدهای رفتاری می¬پندارند. در وهله اول آنها استدلال می کنند که برای طبقه بندی معتاد به کار باید توجه داشت که یک شخص باید :
_ زمان قابل توجهی را برای فعالیت های کاری صرف کند .
_ به کار فکر می کند، حتی زمانی که کار نمی کند .
_ کار فراتر از احتیاجهای اقتصادی و سازمانی است. (2006 ,et.al,Evan)
اصطلاح اعتیادبه کار، در بسیاری از موارد به اشتباه در مورد افراد پر انرژی نیز به کار برده می شود که علاوه بر داشتن رابطه خوب با همکاران، لذت بردن از فعالیتهای فاقد سود مالی، استراحت کافی و حضور مناسب در خانواده و جامعه، زمان زیادی را هم برای کار در نظر می گیرند. این افراد، اشخاصی طبیعی هستند که تنها تفاوتشان با دیگران ، برنامه ریزی درست درامور زندگی شخصی و شغلی است .
به باور اسکات و دیگران (1997)، افراد با ساعتهای طولانی کار، لزوماً معتادان به کار نیستند. به عبارتی، ساعتهای طولانی کار، رفتاری است که دلایل نگرشی بسیاری را می توان برای آن متصور شد که تنها یک یا تعداد اندکی از این دلائل را میتوان با اعتیاد به کار مرتبط دانست. افراد با درگیری و اشتیاق بالا نسبت به کار، مستعد کار کردن در ساعتهای طولانی بوده، به تبع آن، آماده ابتلا به اعتیاد به کاراند .
به عبارت دیگر: اعتیاد به کار را میتوان در کنار موارد دیگر استفاده افراطی از چیزی، عنوان کرد. اما برای تشخیص پرکار بودن ناشی از برنامه ریزی درست و داشتن انرژی کافی و اعتیاد به کار، میتوان به موارد اختلاف این دو، توجه کرد .
1 . افراد کوشا، کار را به عنوان مورد واجب انجام می دهند و در زمان هایی آنرا یک وظیفه ارضا کننده می دانند. معتادان به کار، کار خود را به عنوان جایی امن و فارغ از امور پیش بینی نشده زندگی در نظر می آورند که می توانند با کمک آن از احساسات و تعهدهای ناخواسته، دور شوند .
2 . افراد کوشا می دانند چگونه و در چه زمانی محدوده ای برای کار خود قائل شوند تا بتوانند به گونهای کامل در کنار خانواده و دوستان حاضر باشند و در برنامه های آنها شرکت کنند. معتادان به کار، اجازه می دهند کارشان در فهرست امور زندگی، بیشترین درجه اهمیت را پیدا کند.آنها غالبا به خانواده، دوستان و فرزندان خود تعهداتی میدهند که بعد به خاطر ضرورتهای کار این قول و قرار را می شکنند
3 . افراد کوشا می توانند اشتیاق خود به کار را از بین ببرند، اما معتادان به کار نمیتوانند کار نکنند. آنها حتی اگر در حال بازی گلف هم باشند یا به دیدن نمایش مدرسه فرزند خود رفته باشند، باز هم فکرشان مشغول کار است. ذهن این افراد مدام به سمت مسائل و مشکلات کاری پر می کشد .
در بخش پایانی مقاله دیدگاه های محققان برای از بین بردن اعتیاد به کار را بیان می کنیم .
هاس (1991) به نقش برجسته مدیران اشاره می کند. مدیران می توانندکارکنان معتاد به کار را به تغییر در رفتار تشویق کنند. برخی محققان از برنامه های کمک به خود برای معتادین به کار حمایت میکنند. این فعالیتها شامل شناسایی گزینه¬های جدید برای کار، ایجاد سرگرمی¬های جدید و لذت بردن از هر چیزی. کمک¬های حرفه¬ای، چه به صورت مشاوره انفرادی و چه گروهی، نیز می¬تواند کمک خوبی برای کاهش اعتیاد شود (Naughton, 1987).
روشهای گوناگونی برای کاستن این نوع از اعتیاد وجود دارند ( که در بسیاری از نشریه¬ها در سازمان¬های مختلف ارائه میشوند ) در زیر به مواردی از آنها اشاره می¬کنیم :
*کنترل کردن خود : وقتی همکار یا مرئوس پیشنهادی می کنند که به نظر شما مسخره می آید مقاومت نکنید و بگذارید آن کار انجام شود، اگرچه درست نباشد. بگذارید کس دیگر کار را انجام دهد. اگرچه فکر می کنید نظر کم اهمیتی است گاه عقیده دیگری را جایگزین عقیده خود کنید. قدرت را به کس دیگری دهید تا پروژه را بررسی کند. پیشنهاد ندهید، توصیه نکنید و کار را دقیق کنترل نکنید .
*پیدا کردن سرگرمیهای جدید : سعی کنید بازی و ورزش کنید .
*پذیرفتن شکست : برای افراد معتاد به کار، شکست بسیار دردناک است. سعی کنید در مسیر درست، کارها را به دوستان و همکاران واگذار کنید .
*همکاری با خانواده و دوستان در برنامه های سرگرمی : زمانی را در هفته با همسر و یا بچه ها و دوستان بگذرانید. ساعت کار را کوتاه تر کنید .
?. تمجید از دیگران : این کار را چند بار در روز انجام دهید، زیرا افراد معتاد به کار به خود بیشتر توجه می کنند. باید تمرین کنید با تمجید و تحسین دیگران، به آنها توجه کنید .
*شناسایی بهانه هایی که اعتیاد به کار را تایید می کنند : مثل، من برای خانواده ام سخت کار می کنم. یا شرکت نیاز دارد که من ?? ساعت در روزکار کنم. حقیقت این است که شرکت بدون کار شما نیز به کارش ادامه می دهد ولی شما برای کار، سرانجام خانواده تان را از دست می دهید .
* «نه» گفتن : یاد بگیرید که « نه » بگویید .
همه این مسائل تا زمانی که ارزش واقعی شما در آنچه انجام می دهید پوشیده باشد، تحقق نمی یابد. ولی اگر به طور معمولی کار کنید منشأ ارزش شما، خانواده و علایق وسیع شما، آشکار می شود .
.1Burke, R.J. (1999b), “Workaholism and extra-work satisfactions”, International Journal of Organizational Analysis, Vol. 7 No.4, pp.352-64.
2.Burke, R.J. (2000), “Workaholism in organizations: concepts, results and future research directions”, International Journal of Management Reviews, Vol. 2 No.1, pp.1-16.
3. Evan J. Douglas, Robyn J. Morris (2006), “Workaholic, or just hard worker?”, Journal: Career Development International, Volume: 11, Number: 5,Year: 2006, pp: 394-417.
4. Haas, R (1991), “Strategies to cope with a cultural phenomenon – workaholism”, Supervisory Management, Vol. 36 pp.4.
5. McMillan, L.H.W., Brady, E.C., O’Driscoll, M.P., Marsh, N.V. (2002), “A multifaceted study of Spence and Robbins’ (1992) workaholism battery”, Journal of Occupational and Organizational Psychology, Vol. 75 No.3, pp.357-68.
6. Naughton, T.J. (1987), "A conceptual view of workaholism and implications for career counselling and research", Career Development Quarterly, Vol. 35 pp.180-7.
7. Oates, W. (1971), "Confessions of a Workaholic: The Facts About Work Addiction", World, New York, NY, .
8. Paul A. Herbig and Frederick A. Palumbo(1994), "Karoshi: Salaryman Sudden Death Syndrome", Journal of Managerial Psychology, Vol. 9 No. 7, pp. 11-16
9. Westen, D.(1990)."The relations among narcissism ,egocentrism, self-concept, and self –esteem :Experimental, clinical, and theoretical considerations", Psychoanalysis and Contemporary Thought, 13:183-239.
10. Wonnerberg,D.(2007), "The nature of Narcissism within Organizational Leadership", A Dissertation presented in Partial fulfillment of the requirement for the degree Doctor of Philosophy.
مولف/مترجم: حمزه جمشیدی کهساری
منبع: ماهنامه تدبیر-سال نوزدهم-شماره 201
تهیه و تنظیم: پایگاه مقالات علمی مدیریت www.SYSTEM.parsiblog.com
-
چهارشنبه 5 خرداد 1389
7:42 AM
نظرات(0)
عفاف در شبه مردان؛ از آرایش ابرو تا لباسهای بدننما به گزارش خبرنگار جامعه فارس، عفاف، واژهای است كه در لوای قدرت مردان معنایی زنانه به خود گرفته است در حالیكه آرایش ابرو، استفاده از لباسهای جذب و شلوارهای فاق كوتاه، عفاف را در مردان خدشهدار كرده است. در فرایند رشد بدحجابی كه اوج آن در دولت اصلاحات شكل گرفت و لباسهای تنگ و چسبان و شلوارها و آستینهای كوتاه، مدهای جدید بدحجابی شدند، علاوه بر زنان، برخی مردان هم بینصیب نماندند و آرایشهای زنانه را برای خود برگزیدند، آرایش ابرو، موهای بلند و مدلهای گروههای رپ و شیطان پرستها، لباسهای تنگ و بدننما و برخی شلوارهای گشادی كه هر لحظه امكان افتادن آن وجود دارد و البته در این مسیر گوی سبقت را از زنان ربودهاند! این روزها پیراهنهای مردانه، آب رفته و فاق شلوارها یا بینهایت كوتاه و یا بیش از اندازه بلند شده است، لباسهایی كه خارج از سایز متعادل هستند. استفاده از علائم و نشانهها، شبهمردان را رنگ و لعابی خشنتر داده است، آرایشگاههای مردانه این روزها تمام خدمات آرایشگاههای زنانه را ارائه میكنند از اصلاح ابرو تا رنگ و مش مو. عفاف در جامعه امروز بیشتر از آنكه واژهای عمومی باشد معنایی زنانه به خود گرفته است اما عفاف در مردان به قدری حائز اهمیت است كه عفاف در زنان اهمیت دارد. مردانی كه قرار است ستون خانوادههایی در آینده باشند آیا با این ظواهر شكننده قابل اتكاء خواهند بود؟
● لباسهای "جذب " ؛ تنگی نفس برای اعتماد به نفس!
روانشناسان معتقدند شبه مردانی كه به سمت استفاده از مدلهای زنانه روی میآورند عمدتاً دچار ضعفهای روحی و اعتماد به نفس ضعیف هستند، این افراد برای جلب توجه دیگران اقدام به استفاده از مدلهای موی خاص و علائم و نشانههای وحشتناك میكنند. احمد مؤمنی، یك روانشناس، درباره وضعیت پوشش مردان در جامعه امروز میگوید: علیرغم آنكه تصور عامه بر این است كه عمدتاً نوجوانان و جوانان از برخی پوششهای خاص غربی استفاده میكنند اما برخی از مردان مسن هم برای اینكه از قافله عقب نمانند از پیراهنهای چسبان و كوتاه یا زیورآلات خاص، استفاده میكنند. به گفته وی عمده این افراد برای پر كردن بخشهای خالی شخصیت خود، ظاهری را انتخاب میكنند كه به آنها شخصیتی غربی دهد در حالیكه پستترین اقشار جامعه در كشورهای غربی از این مدلها استفاده میكنند. یكی از پسرهای جامعه امروز كه عنوان "امروزی " را یدك میكشد، درباره استفاده از لباسهای چسبان میگوید: این لباسها مد روز است،اگر نپوشیم از جمع همسن و سالها عقب میمانیم ولی در كل دوست دارم كه هزینهای را كه صرف پرورش اندام كردهام به چشم بیاید. یكی دیگر از پسران جوان استفاده از زیورآلاتی چون اسكلتها و ستارههای سیاه را كاملاً مردانه میداند.
● لباس تنگ و كوتاه تحفه فرنگ از گذشته تا كنون
نگاهی به پوشش كشورهای غربی در مقایسه با سایر كشورها از گذشته تاكنون نشان میدهد كه انسان غیر غربی عموماً با لباس بلند و گشاد در جامعه ظاهر میشده است و انسان غربی با لباس تنگ و كوتاه. دوخت لباسهای تنگ برای مردم هزار سال پیش كاری چندان دشوار و پیچیده نبوده كه نتوانند از عهده آن برآیند، علاوه بر این مردم قدیم هر اندازه هم كه مطابق معیارهای غربی عقب مانده فرض شوند این اندازه میفهمیدهاند كه اگر شلوار را گشاد ندوزند و دامن و پیراهن را كوتاهتر كنند صرفهجویی كردهاند و این به نفع آنهاست، پس نمیتوان گفت این تفاوت در شكل لباس ناشی از پیشرفت و عقبماندگی است و نمیتوان گفت كه شرقیها اگر میتوانستند آنها هم مثل مردم امروز غرب لباس میدوختهاند. باید گفت كه این جهان بینی و نظام ارزشهای شرق است كه اقتضای چنان لباسی را دارد و لباس امروز غرب نیز متناسب با جهانبینی و فرهنگ امروز غرب است.
● تصویب طرح ساماندهی مد و لباس و تكرار ماجرای بایگانی یك مصوبه دیگر!
با آغاز كار مجلس هفتم، كمیسیون فرهنگی طرح ساماندهی لباس را تهیه كرد از مفاد این طرح این بود كه لباس ملی و اسلامی در كشور حمایت شود و لباسهای وارداتی برچیده شود. این طرح در كمیسیون فرهنگی مجلس كار كارشناسی شد و در ۱۱ ماده به تصویب نهایی در مجلس رسید و ۲۰ بهمن سال ۸۵ شورای نگهبان این مصوبه را به صورت یك قانون مورد تأیید قرار داد. به موجب ماده ۲ این قانون وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما مكلف هستند نمادها و الگوهای پارچه و لباس ایرانی را ترغیب و تشویق و تبلیغ كنند و در جهت پرهیز از الگوهای مغایر با فرهنگ ایرانی - اسلامی اهتمام جدی بورزند. به موجب ماده ۶ وزارت بازرگانی ملكف شده به منظور حمایت از تولیدات داخلی عوارض گمركی بر واردات پوشاك خارجی وضع كند تا رقابت تولیدات داخلی و تولیدكنندگان داخلی میسر شود. قانون ساماندهی مد و لباس وظایف متعددی برای تمام دستگاههای ذیربط لحاظ شده است اما آیا لباسهای موجود در بازارهای امروز كشور ویژگیهای معنای اصلی لباس كه همان «پوشاننده» است را داراست؟ چقدر از لباسهای تولید داخل برای پسران امروز جذابیت دارد؟ آیا بخش عمده پیراهنها و شلوارهای مردانه بازارهای كشور تولید داخل است یا قاچاق هستند؟ الگوهای پسران جوان از هنرپیشههای سینما و تلویزیون گرفته تا فوتبالیستها و ورزشكاران تا چه حد در شكل و ظاهر خود به مقوله «عفاف» توجه میكنند؟
● رد پای مدهای منسوخ بر سر و صورت شبه مردان!
به گفته سلیمان جعفرزاده، رئیس كمیسیون اجتماعی مجلس عفاف تنها مربوط به زنان نمیشود و توصیههایی كه در دین و روایات درباره عفاف مردان آمده است خیلی بیشتر از وضعیتی است كه شبهمردان در حال حاضر است. جعفرزاده تأكید میكند كه با زور چماق نمیشود عفاف را در پسران امروز زنده كرد. بهترین روش ورود به این بحث ورود شرعی و تكلیفی است. بسیاری از اقلیتهای مذهبی حتی در كشور ما كه كشوری اسلامی است به تابعیت اكثریت، حدود عفاف را رعایت میكنند. وی بر موضوع "حیا " در بحث عفاف تأكید میكند و میگوید: مردان و زنان در جامعه باید حیا را رعایت كنند، در روایات نیز آمده است كه كسی كه حیا ندارد، دین ندارد. حیا در واقع اخلاق نیكی است كه برای همه انسانها لازم است تا حریمها حفظ شوند. جعفرزاده درباره برخی از مدهای مو و لباس كه این روزها در بین جوانان با استقبال مواجه شده است، نیز تصریح میكند: جوانان امروز در كشور ما خود را به شكل و شمایلی درمیآورند كه یك زمانی در دنیا مد بوده است و الآن تنها ۲ درصد جوانان اروپایی از این مدلها استفاده میكنند. در واقع تاریخ مصرف این مدها گذشته است و گروههای شیطان پرست و رپها از مدلهای موی وحشتناك و علائم و نشانههای عجیب و غریب استفاده میكنند. به گفته رئیس كمیسیون اجتماعی مجلس، جوانان غربی از این مدلها استفاده كردند و دیدند كه ته آن هیچ چیزی نیست اما جوانان امروز ما باید هوشیار باشند كه راه اشتباه آنها را در پیش نگیرند. جعفرزاده با انتقاد از ایفای نقش كمرنگ رسانههای دیداری میگوید: جا دارد برای حفظ هویت ایرانی و دینی طبق برنامه پنجم اگر لازم باشد حتی ده شبكه تلویزیونی را راه بیندازیم تا درباره این قضیه كار كنند، رسانههای كنونی در این زمینه بسیار ضعیف عمل كردهاند به طوری كه برخی از هنرپیشهها و مجریهای تلویزیون نیز از مدلهای منسوخ شده غربی در ظاهر خود استفاده میكنند. وی با اشاره به اینكه انگلستان كه امروز مهد فساد در دنیاست ظاهر جوانانش به این شكل نیست، تأكید میكند: اگر جوانان، خود و خدای خود را به خوبی بشناسند راهی غیر از پیروی از مدهای غربی را در پیش خواهند گرفت.
● وزیر كشور: طرح عفاف شامل مردان هم میشود
مصطفی محمد نجار، وزیر كشور طی روزهای اخیر در حالی از آغاز اجرای طرح عفاف و حجاب در كشور خبر میدهد كه تأكید دارد این طرح شامل مردان نیز خواهد شد.
به گفته نجار، این طرح با تشكیل ۶ كارگروه از سازمانها و ادارات كشور آغاز میشود.
عفاف و حجاب در جامعه اسلامی مقولهای نیست كه در قالب طرحهای مدتدار از سوی دستگاههایی چون وزارت كشور یا نیروی انتظامی مورد توجه قرار گیرد. عموما اقداماتی كه تاكنون در زمینه برخورد با بدحجابی در جامعه صورت پذیرفته است جنبه فصلی و موسمی داشته است در حالی كه پس از توقف در برخوردها، واكنشهای بعدی از سوی هنجارشكنان بدتر از قبل بوده است و پس از انجام هر طرح مقطعی، وضعیت رو به افول رفته است. اگر جامعه یك جامعه اسلامی است باید همواره با هنجارشكنیها و مظاهر نقض اصول اسلامی مقابله شود و دستگاههای مرتبط به صورت مداوم و مستمر با تمام مظاهر بدحجابی و فساد در هر ردهای از هنرپیشهها، ورزشكاران و تبلیغات در رسانههای دیداری و مكتوب گرفته تا عموم مردم در جامعه برخورد كنند.
پیش از این همواره سؤالی در ذهن مردان پرسه میزد كه چرا خانمها برای خروج از خانه زمان زیادی را صرف میكنند در حالیكه خودشان نیز امروز به دردی مشابه، دچار شدهاند و ساعتها برای آرایش ابرو و فرم دادن به موهای سر و صورت، وقتشان را روبروی آینه صرف میكنند.
تحلیل : خبرگزارى فارس
-
دوشنبه 3 خرداد 1389
5:56 AM
نظرات(0)
نيازهاي عاطفي و غرايز ديگر در ايام جواني، آدمي را به سوي «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق ميدهد که البته اين يک امر طبيعي و غريزي است و کمتر ميتوان راهي براي گريز از آن پيدا کرد. 1ـ رسما از دختر مورد نظر براي ازدواج خواستگاري کنيد؛ يعني، با خانواده خود صحبت کرده و به خواستگاري ايشان اقدام کنيد و از چيزي هراس نداشته باشيد. اگر جواب مثبت شنيديد که با توکل به خدا چند مدتي ايشان را به صورت نامزد به عقد خود درآوريد و بعد ازرفع مشکلات و کمبودها، به خانه خود بياوريد. البته در اين زمينه عجول نباشيد و تحقيقات لازم را انجام دهيد. 2ـ اگر پاسخ طرف منفي بود و يا اين که شرايط شما براي چنين اقدامي مناسب نبود، در اين صورت تصميم جدي بگيريد که او را فراموش کنيد و قاطعانه به تحصيل خود ادامه دهيد. براي اين که بتوانيد برخورد فائق آييد: 1ـ لازم است قبل از هر اقدامي، در مورد خانواده و شرايط ديگر ايشان تحقيق کنيد چه بسا که با تحقيق در اين موارد نظر شما دگرگون شود. بنابراين با اطلاع از شهر و محل سکونت خانواده ايشان، با کمک آشنايان و افراد مورد اعتماد خود، تحقيق کنيد و به نتيجه برسيد. زيرابا يکي دو بار مشاهده ظاهري فرد نميتوان دقيقا او را شناخت و بايد تحقيق در اين مسأله حساس و سرنوشتساز همهجانبه و از دقت کافي برخوردار باشد. 2ـ آنچه که تاکنون تجربه شده، دادن پيشنهاد مستقيم به دختر، چندان مطلوب آنان نيست و نوعا با برخوردي تند و منفي پاسخ مي دهند. بنابراين پيشنهاد مستقيم، توصيه نمي شود. 3ـ شما اگر قصد ازدواج داريد و مورد را پسند کردهايد، با پدر و مادرتان صحبت کنيد تا از طريق خانواده، با خانواده دختر تماس بگيريد. 4ـ در صورتي که پيشنهاد فوق برايتان مقدور نبود. از طريق دوستان متأهل اقدام کنيد و نظر دختر را جويا شويد، اگر مثبت بود در آن صورت اقدام نماييد. گردآوري : گروه اينترنتي نيک صالحي
آنچه در اين مقوله اهميت دارد، کنترل عقلايي بر احساسات و پرهيز از مخاطراتي است که ممکن است فرد را به گرفتاريهاي مختلف روحي و جسمي دچار سازد.در حال حاضر براي رهايي از اين مشکل، چند راه وجود دارد:
اولاً، مطمئن باشيد که در صورت اراده حتمي و قطعي، خواهيد توانست او را فراموش کنيد و حتما موارد بهتر و مناسبتري در آينده، براي ازدواج خواهيد يافت.
ثانيا، رابطه و پيوند خود را با خداوند - که مظهر همه زيبايي ها و کمالها است - محکم کنيد.
بدانيد که همه زيبايي ها از اوست و تمامي موجودات، مظهر و شعاعي از جمال و جلال اويند. پس عشقورزي به او، عشق حقيقي است و بقيه عشقها و محبتها همه فاني و گذرا هستند.
ثالثا، سعي کنيد با مطالعه، ورزش و اشتغالات ديگر، مجالي براي فکر کردن به موضوعي که براي شما فايدهاي ندارد، باقي نگذاريد.
رابعا، بدانيد اين شوقها گذرا است و با اندک بهانهاي از بين مي رود. هر چند قصد شما در ازدواج با دختري متدين و متعهد، بسيار مقدس و ارزشمند است؛ ولي براي اقدام در موردي که نوشتهايد، توجه به چند نکته ضروري است:
-
دوشنبه 3 خرداد 1389
5:50 AM
نظرات(0)
برخي از فيلسوفان، نخستين «الگوي جامعه مطلوب آينده» را درچارچوب نگرش فلسفي خاص خويش و متأثر از اوضاع سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جاري زمان خود، «آرمان شهر» خويش را بر تار و پود تخيل فلسفي، بيان نموده و مي نمايند.
-
شنبه 1 خرداد 1389
8:09 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



