زوج هاي جوان شباهت زيادي به دانشجوهاي سال اول دانشگاه دارند. آن ها تازه مشغول يادگيري خم و چم زندگي مشترک هستند. آن ها انسان هستند و دچار اشتباه مي شوند. اما آگاهي از اشتباهات معمول مي تواند به شما کمک کند که مانع بروز آن ها شويد. 1- به دوران پس از ازدواج فکر نمي کنيد. بعضي از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج مي شوند که متوجه نمي شوند درگير چه مسايلي شده اند. شما متاهل شده ايد. جشن ازدواج شايد سرگرم کننده باشد اما فقط يک روز است. اکنون شما ناچار هستيد با يکديگر زندگي کنيد، با هم کنار بياييد و خانواده خودتان را تشکيل دهيد. از برنامه هاي جشن و بازتاب آن - از تماشاي فيلم عروسي تا تجديد خاطرات با دوستان - لذت ببريد، اما تمام مدت تصوير بزرگتري را در ذهن داشته باشيد. شما به اين دليل با همسر خود ازواج کرده ايد که دوستش داشتيد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد که او را تغيير دهيد. 2- سعي مي کنيد همسرتان را تغيير دهيد. به احتمال قوي، شما به اين دليل با همسر خود ازدواج کرده ايد که عاشقش بوده ايد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد که او را تغيير دهيد. بدون شک، افراد بالغ به طرزي چشمگير تغيير نمي کنند پس بهترين اطمينان شما اين است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هايي که با ديگران دارد و نه علي رغم آن ها، دوست بداريد. تلاش براي عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جريحه دار کرده و زندگي مشترک شما را خراب مي کند. 3- با خانواه همسرتان رابطه بدي را آغاز مي کنيد. اگر تا اين لحظه به رابطه ي شما لطمه وارد شده، دست به هر کاري بزنيد تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود بخشيد. اولين نفري باشيد که صلح را برقرار مي کند، زيرا هنگام دعواي شما با خانواده همسرتان، تنها کسي که آزرده خاطر مي شود همسرتان است که احساس مي کند بين شما گير افتاده است. 4- در مشاجرات اجازه مي دهيد احساسات شما پيروز شوند. پرخاشگري و فرياد زدن و جيغ کشيدن در حل مشکل يا اختلاف نظرها به شما و همسر تان کمکي نمي کند. گفتگوي آرام و منطقي شما را به پيش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانيد خودتان را کنترل کنيد، زندگي تان را به مخاطره مي اندازيد. پس هر کاري را که شامل اين موارد است -از استراحت در ميانه بحث تا طلب کمک به وسيله روش هاي درماني- انجام دهيد. 5- از بحث هاي سنگين اجتناب مي کنيد. هيچ کس دوست ندارد درباره مسايل سنگيني مثل کنترل مسايل مالي، راه هاي ممکن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگي براي اتفاقات پيش بيني نشده اي مثل مرگ، بحث کند. با اين حال اکنون که متاهل شده ايد، چاره اي جز صحبت درباه اين موضوعات نداريد. ازدواج شما به اين مسايل وابسته است. عاقل باشيد و در مورد تمامي اين مسايل با همسر خود صحبت کنيد. در صورت لزوم با ديگران مشاوره داشته باشيد اما اين مسايل را ناديده نگيريد. 6- بر سر مسايلي بيهوده دعوا مي کنيد. هر انسان متاهلي با همسر خود بر سر مسايلي بحث مي کند -از باز گذاشتن سر خمير دندان تا آويزان کردن لباس روي دستگيره در- که در نظر ديگران بي معني است. بحث هاي خود را براي مسايل مهم تري نگه داريد. اين دلخوري ها را به حال خود بگذاريد. به راستي اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب هاي کثيف روي زمين است، بايد خودتان را خوش شانس بدانيد. 7- حسادت مي ورزيد. همسرتان شما را براي زندگي انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي شود که تصور مي کند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت کنيد. اين براي رابطه سم است. 8- مثل دوران تجرد خود رفتار مي کنيد. اکنون زمان آن رسيده که بزرگ شويد. گردش شبانه رفتن با دوستان، زماني اشکال نداشت که شما مجرد بوده ايد و هيچ کس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان يک فرد متاهل، انجام بعضي کارها شايسته نيست. شما مي دانيد درست و غلط چيست. پس کار درست را انجام دهيد. زن يا شوهري که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و کسي که مهر و محبت همسر خود را انکار مي کند، هيچ کار مفيدي براي زندگي مشترک شان انجام نمي دهد. 9- غرور را به زندگي مشترک خود راه مي دهيد. زن يا شوهري که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و کسي که مهر و محبت همسر خود را انکار مي کند، هيچ کار مفيدي براي زندگي مشترک شان انجام نمي دهد. او اجازه مي دهد غرور و روش هاي حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پيدا کنيد و رابطه شما به نتيجه برسد. بايد ملايم تر باشيد و راهي پيدا کنيد که مسئوليت اعمال خود را به گردن بگيريد. 10- اوقات بسيار کمي را در کنار يکديگر سپري مي کنيد. بايد مانند يک گل از زندگي مشترک خود مراقبت کنيد. گل، بدون آب، نور خورشيد و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراين، بايد برنامه ريزي کنيد تا مدت زمان بيشتري را در کنار همسر خود باشيد.
-
چهارشنبه 5 آبان 1389
8:36 AM
نظرات(0)
۱- سؤالات کافي نمي پرسيم. نپرسيدن سؤال کافي به چند دليل مي باشد: الف) پرسيدن سؤال جنبه عاشقانه ارتباط را مخدوش مي کند ما سؤال نمي پرسيم چون مي ترسيم روابط عاشقانه به هم بخورد سؤال کردن شايد عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه براي شناخت همسر آينده است. ب) نمي خواهيم جواب سؤالات خود را بدانيم برخي اوقات فکر اين هستيم که حتماً با فرد مقابل ازدواج مي کنيم و نمي خواهيم رابطه به پايان برسد، نمي خواهيم چيز بد بشنويم به همين دليل به طور ناخود آگاه سؤال نمي پرسيم. ج) مي ترسيم متقابلاً از ما نيز همان سؤالات پرسيده شود زماني که از گذشته خود راضي نيستيم و احساس خوبي نسبت به خودمان نداريم بطور نا خود آگاه از پرسيدن سؤال طفره مي رويم تا از ما نيز همان سؤالات پرسيده نشود. 2- نشانه هاي هشدار دهنده را ناديده مي گيريم: ناديده گرفتن نشانه هاي هشدار دهنده يکي از خطرناک ترين اشتباهاتي است که در هنگام ازدواج برخي از افراد مرتکب مي شوند. ما چيزي را از فرد متقابل خود مي بينيم که نشانگر اين واقعيت است که بايد دقت بيشتر بکنيم اما خودآگاه يا ناخودآگاه از آن چشم پوشي مي کنيم. مهم ترين علائم هشدار دهنده: الف) مسائل را کم اهميت جلوه مي دهيم: ب) کارهاي او را توجيه مي کنيم: ج) کارهاي او را منطقي جلوه مي دهيم: د) مشکلات و مسائل را انکار مي کنيم: 3- عجولانه و زود هنگام سازش مي کنيم: يکي از اشتباهات که در زمان آشنايي مرتکب مي شويم اين است که ارزش ها، رفتارها و عادت هاي خود را به سرعت تغيير مي دهيم تا وانمود کنيم با فرد مقابل توافق و هماهنگي داريم. در ابتداي آشنايي با چشم پوشي و کوتاه آمدن از آن چه براي مان اهميت دارد سعي مي کنيم رابطه را فقط حفظ کنيم وقتي که متوجه مي شويم که عقايد و باورهايمان به مزاق فرد مقابل خوش نمي آيد ممکن است براي عقايد خود اهميت کمتري قائل مي شويم تا وانمود کنيم که بسيار با هم تفاهم داريم. سازش هاي عجولانه معمولاً در موارد زير خود را نشان مي دهند: الف) چشم پوشي از باورها و ارزش هاي خود. سازش و مدارا و مصالحه در زندگي مشترک از اهميت زيادي برخوردار است. اما وقتي که سازش زود هنگام و ناپخته بود تأثير مخربي در ارتباط و آينده خواهد داشت. 4- تسليم زرق و برق هاي مادي و ظاهري مي شويم: در اجتماع ما و در جهان امروزين تاکيد زيادي بر ثروت، پول و وضعيت ظاهري افراد مي شود. در عين حال ثروت، شهرت و پول به تنهايي اغوا کننده و افسونگر است. بسياري از ما در مقابل ثروت و پول افسون مي شويم. برخي از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زير هستيم: 5- تعهد را مقدم بر تفاهم مي دانيم: قبل از اين که متوجه شويم با او تفاهم داريم و قبل از اينکه متوجه شويم که آيا او همسر مناسبي براي من هست يا نه متعهد به ازدواج با او مي شويم و سريع قول ازدواج مي دهيم افرادي بيشتر دچار اين اشتباه مي شوند که: 6- تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم مي دانيم: به نظر مي رسد برخي از افراد تفاهم بسيار زيادي با هم دارند و به همين دليل به آن ها پيشنهاد مي شود که باهم ازدواج کنند. اما علي رغم تفاهم زيادي که با هم دارند علاقه به يکديگر ندارند يا بهتر بگوييم براي يکديگر جذّاب نيستند متأسفانه معمولاً به اين افراد توصيه مي شود که ازدواج کنند بعداً محبت و علاقه ايجاد مي شود. لازم است بدانيم در صورتي که علاقه و محبت بين دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد با ازدواج هم آن علاقه ايجاد نمي شود. درست است که تفاهم در ازدواج لازم است اما کافي نيست. ازدواج زماني به سامان و موفقيت منجر مي شود که سه عنصر علاقه، تعهد و تفاهم با هم وجود داشته باشد. 7- باور به اين که پس از ازدواج مشکلات کم مي شود: بسياري از ما اميدواريم که با ازدواج همه چيز به خير و خوشي خواهد گذشت. حتي اگر قبل از ازدواج مسايل و مشکلاتي وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غير صميمي باشد، باز هم فکر مي کنيم که با ازدواج همه چيز حل خواهد شد. اما لازم است به اين نکته توجه کنيم که آن چه در خلال آشنايي از فرد مي بينيم، به احتمال بسيار زياد بعد از ازدواج تداوم خواهد يافت. يکي از راه هاي شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست يکي از بهترين شيوه هاي براي شناخت فرد، مشاهده او در زماني است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد با اعضاي خانواده، پدر، مادر، شاخصي از رفتار در آينده او در يک ارتباط صميمانه است. 9- باور به اين که او را تغيير خواهيم داد: يکي از باور هاي بسيار رايج و غلط در اکثر فرهنگ ها اين باور است که ما مي توانيم با عشق و توجه و تلاش همسر خود را تغيير دهيم. به خصوص خانم ها مستعد پذيرش اين باور غلط در زمان آشنايي و ازدواج هستند در حالي که اين باور نادرست و عملي نيست. در رفتار طرف مقابل مشکلاتي به عينه مشاهده مي کنند و خود را به روش هاي مختلف توجيه مي کنند مثلا چون کودکي خوبي نداشته عصباني است، چون پدر و مادر خود را از دست داده مواد مصرف مي کند و ... و اعتقاد دارند چون تا کنون کسي به آن ها محبت نکرده دچار اين مشکل شده اند و من اگر به او توجه بيشتر و محبت کنم مشکل او بر طرف مي شود. واقعيت اساسي در رابطه با ازدواج 1- شما نمي توانيد فردي را مجبور کنيد تا شما را دوست داشته باشد و هيچ کس توانايي خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد. 2- هر چه مي خواهيد تلاش کنيد، شما هيچ گاه قادر نخواهيد بود شريک خود را تغيير دهيد، هر چند اگر شما خود را تغيير دهيد، ممکن است شريک شما نيز تغيير کند. 3- اشخاص با اشخاص ازدواج نمي کنند، بلکه آن ها با توهمات و خيال پردازي هاي خودشان ازدواج مي کنند. 4- يک ازدواج حقيقي درست از نقطه اي آغاز مي گردد که توهمات پايان مي يابند. چالش يک ازدواج آن است که کشف کنيم با چه کسي ازدواج کرده ايم. 5- عشق تنها يکي از عللي است که ما شريک خود را بر مي گزينيم(برخي اوقات مهم ترين فاکتور نمي باشد). 6- به احتمال زياد، خصلت ها و صفات موجود در شريک تان که ديوانه وار خشم شما را بر مي انگيزند، همان صفاتي هستند که در ابتدا شما را مجذوب شريک تان کرده بوده اند. 8- بزرگترين هديه اي که مي توانيد به فرزندان تان اعطا کنيد يک ازدواج محبت آميز مي باشد. 9- موفقيت زماني در يک ازدواج حاصل مي گردد که هر کدام از ما به اين واقعيت پي ببريم که نيازهاي شريک مان حداقل به اهميت نيازهاي خودمان مي باشد. 10- ازدواج بهترين فرصت براي رشد و بالندگي، غلبه بر حس خودخواهي و آموزش عشق ورزي مي باشد. 
د) نمي دانيم درباره چه موضوعاتي بايد سؤال کنيم به اين معنا که ما از ازدواج تصور روشني نداريم. نمي دانيم در زندگي مشترک چه اموري با اهميت است.
- آنقدر هم عصباني نيست.
- آنقدر هم سيگار مصرف نمي کند.
- آنقدر هم مواد مصرف نمي کند.
- کودکي بدي داشته به همين خاطر زود عصباني مي شود.
- چون استرس کاري زيادي دارد فعلاً کمي مواد مصرف مي کند.
- او واقعاً با هوش است اگر کاري نمي کند در عوض بسيار مطالعه مي کند.
- هيچ کس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسي گفته که او عصباني است.
- او معتاد نيست فقط بعضي وقت ها بطور تفنني مواد مصرف مي کند.
ب) دست برداشتن از علائق و فعاليت هاي خود.
ج) کناره گيري از خانواده و دوستان.
پول فرد - ثروت خانوادگي- قدرت و نفوذ فرد- شغل او- شهرت او- زيبايي او. بسياري از ما فکر مي کنيم که اين عوامل بالا شباهت هايي بين دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثير قرار گرفتن متفاوت است وقتي يک رابطه صرفاً به دليل مسائل اقتصادي ظاهري و مادي شکل مي گيرد رابطه ناسالم است.
- مايل هستند متأهل باشند تا مجرد.
- آرزومند هستند که سر انجام بگيرند و سر خانه زندگي خودشان بروند.
- از خواستگاري خسته شده اند.
- از طرف ديگران تحت فشار هستند.
- افرادي که فقط و فقط جنبه هاي مثبت ديگران را مي بيند و در هر فردي مي تواند به سرعت چيزي دوست داشتني پيدا کنند.
- به لحاظ عاطفي به فرد متعهد شده اند.
7- اين غير ممکن است که شما بدون تجربه کردن دوران درد و تنهايي يک رابطه را پشت سر بگذاريد.
-
چهارشنبه 5 آبان 1389
8:35 AM
نظرات(0)
۱- ازدواج به دليل دوري از خانواده و پدر و مادر: وقتي وضعيت در خانه ي پدري، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يک راه گريز محسوب مي شود. تعجبي ندارد که خيلي ها اين راه گريز را انتخاب مي کنند؛ اما به طور معمول، اين مسيري است که شما را از چاله درآورده و به چاه مي اندازد. يکي دو سال ديگر در خانه ي پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستين پيشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهيد، چون آن وقت ممکن است شريک زندگي تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد. ۲- ازدواج به دليل نگرش يک جانبه ي پدر و مادر شما به شخص مورد نظر: البته جاي تعجب دارد که پدر و مادر شما به طور واقعي، همسر آينده ي شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن اين فرد از سوي آنان، دليل کافي براي مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نيست. سال هاي آينده، زماني که(بعد از ۱۲۰ سال) از ميان شما رفتند، شما کماکان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد؛ فردي که شايد مرد يا زن روياهاي شما نباشد. ۳- ازدواج فقط به دليل پول و ثروت: اگر شما شيفته ي فردي هستيد که ثروتمند است و فقط به همين دليل حاضريد با او ازدواج کنيد و به ديگر ابعاد توجه نمي کنيد، اين ملاک مناسبي نمي باشد. ايده ي ازدواج کردن با يک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه ي قلبي و فقط از روي نگاه مادي گرايانه، به طور يقين، عقلاني نيست و اشتباه مي باشد. ۴- ازدواج به دليل ترحم و دل سوزي به يک فرد: گاهي انگيزه ي فرد براي ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهايي، فشارهاي زندگي، مشکل هاي اقتصادي و اجتماعي و دليل هاي ديگر است. براي نمونه، دختري که به پسري وابستگي شديد دارد، مسئوليت زندگي او از جمله کار، مسکن و مسائل مادي را مي پذيرد. چنين انگيزه هايي بعد از مدتي کوتاه، رو به خاموشي مي رود و در نهايت، زندگي مشترک را با بحران مواجه مي سازد. ۵- ازدواج به دليل خو گرفتن به ارتباط در طي زمان طولاني: هنگامي که دو نفر پس از آشنايي ، تصميم به ازدواج با يکديگر مي گيرند، اشکالي ندارد؛ اما موقعي اجبار به دليل«عادت محض» خطرناک مي شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده اند و بعد، از يکديگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده اند، تصميم بگيرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشيد هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نيز، کارساز نخواهد بود. ۶- فردي که براي رسيدن به شما از همسرش جدا مي شود: به طور معمول، اين گونه ازدواج ها، زياد دوام نخواهد آورد و پايه اي براي يک رابطه ي دراز مدت نخواهد بود. فردي که به خاطر شخصي حاضر است به همسر يا نامزد خود خيانت کند، به طور مسلم رابطه ي آنان، استحکامي نخواهد داشت؛ زيرا کسي که توسط شما به فرد ديگري خيانت کرده، روزي نيز به خود شما خيانت خواهد کرد. منبع: سايت وفاق
-
چهارشنبه 5 آبان 1389
8:31 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



