جهان جانداران بسيار گوناگون است .امروزه در حدود 2 ميليون جانور در روي كره زمين زندگي ميكنند. تعداد گياهان نيز به سيصد هزار نوع ميرسد.
جانداراني كه شباهت زيادي به هم دارند را ميتوان در يك گروه قرار داد. طبقه بندي جانداران راهي مناسب براي شناخت طبقه بندي جانداران ميباشد.
خرچنگ از گروه سخت پوستان، عنكبوت از گروه عنكوتيان، هزارپا از گونه هزارپايان كه متعلق به گروهي از بيمهرگان به نام "بندپايان" هست كه اين گروه به تنهايي از تمام گروههاي ديگر زياديتر ميباشد.
جانوران بدون ستون مهره را "بيمهره گان" گويند. جانواران بيمهره داراي اسكلت خارجي يا فاقد آن هستند .
گروهي از ماهيان داراي اسكلت استخواني و گروهي ديگر داراي اسكلت غضروفي هستند .
قورباغه از گروه دوزيستان، آفتابپرست از گونه خزندگان و از انواع سوسمارهاي، قو از پرندگان و از اردك شكلان ميباشد. كانگورو نيز پستانداري كيسه دار است.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:10 AM
نظرات(0)
اسيدهاي نوكلئيك به دو گروه بزرگ تقسيم ميشوند RNA و DNA.
اسيدهاي نوكلئيك تركيبهاي كربنداري هستند كه درشت مولكول ميباشند و از اجتماع واحدهايي بنام نوكلئيك تشكيل شدهاند.
مولكول DNA اطلاعات وارثتي را در بين دارد و شامل دو زنجيره است كه مانند نردبان در كنار يكديگر قرار دارند.
اسيدهاي "نوكلئيك" كليه اعمال سلولي را تنظيم ميكند. در ساختمان اين اسيدها، كربن، اكسيژن ، هيدروژن ، نيتروژن و فسفر وجود دارند.
مولكول DNA تنها مولكول موجود در سلول است كه ميتواند با در اختيار داشتن اجزاي لازم مانند خود را بسازد.
مولكول RNA توسط مولكول DNA ساخته ميشود.
پلاسها دانههايي هستند كه در آنها كلروفيل يافت ميشود.
بيشتر سلولها ميكروسكپي هستند، حتي سلولهاي عصبي با بيش از يك متر طول .
شكل سلولها متناسب با كاري است كه انجام ميدهند .
وظيفه گلوبولهاي قرمز رساندن اكسيژن به ساير قسمتهاي بدن ميباشد.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:09 AM
نظرات(0)
سلول واحد ساختمان عمل سلول واحد ساختمان عمل تغذيه و تنفس : رشد و نمو :
ويژگيهاي موجودات زنده:
دنياي جانداران بسيار وسيع و گوناگون است. علم زيست شناسي مطالعه درباره جانداران مختلف كار آنها ساختمان بدن و نوع رفتار آنها را توضيح ميدهد.
هر موجود زندهاي به ماده براي رشد كردن نيازمند است. همچنين به انرژي براي كار نيز نيازمند ميباشد.
جانداران با عمل تنفس اكسيژن لازم براي سوزاندن غذا و توليد انرژي را فراهم ميآورند.
در گياهان روزنههاي موجود در برگ اكسيژن لازم را فراهم ميكند .
در بدن هر موجود زنده و اكنشهايي براي توليد انرژي و ساختن مواد سازنده پيكر موجود زنده انجام ميگردد.
رشد يك سلول وقتي انجام ميپذيريد كه مولكولهاي تشكيل دهنده آن رشد يا بند و برگ شوند يا تكثير گردند .
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:07 AM
نظرات(0)
پيكر همه جانوران از سلول ساخته شده است. اساس ساختماني همه سلول ها نيز مشابه است. به اين ترتيب كه هر سلول از غشا و هسته و سيتوپلاسم تشكيل شده است. درون سيتوپلاسم اندامكهايي وجود دارد كه عبارتند از: ميتوكندري، دانههاي گرد يا ميلهاي با غشا دو لايه كه لايه داخلي داراي فرو رفته گي هايي است. ميتوكندري ها محل تنفس سلولي و توليد انرژي ميباشد. واكوئل ها حاوي مايعاتي به نام شيره سلولي هستند. وظيفه آنها، تنظيم مقدار آب سلول، ذخيره كردن بعضي مواد، شركت در گوارش و دفع مواد در بعضي از سلول ها ميباشد.
عمل شبكه آندوپلاسمي، نقل و انتقال مواد در داخل سلول بين هسته و سيتوپلاسم است و از مجموعه مجراها و حفرات درون سيتوپلاسم تشكيل شدهاند. بر روي ديواره بخشي از آنها دانههاي ريوزوم قرار دارد.
دستگاه گلژي كيسههاي پهني است كه روي هم قرار دارند و در سلولهاي ترشحي بيشتر هستند. عمل دستگاه گلژي، نگهداري و ترشح مواد ميباشد.
هسته، اغلب كروي است و در مركز سلول قرار دارد. هسته را غشاي دو جداره احاطه كرده است. درون هسته، شيره هسته وجود دارد. درون شيره هسته، شبكه كروموزوم وجود دارد كه به هنگام تغذيه سلولي به صورت كروموزومها نمايان ميشود.
پردهاي در اطراف همه سلولها قرار گرفته است. غشاي پلاسمايي از ملكولهاي چربي و پروتئين ساخته شده است، در لابهلاي مولكولهاي پروتين به صورت نامنظم قرار دارد.
مولكولهاي چربي از فسفو ليپيد تشكيل و در دو لايه قرار دارد و بين آنها پيوند شيميايي وجود ندارد. در ساختمان غشاي مولكولهاي هيدرات كربن هم وجود دارد. سلولها براي زنده ماندن بايد موادي را از محيط بگيرند. در همين حال ميبايست مواد زائد را از خود دور كنند. براي درك بهتر اينكه ملولهاي مواد، چگونه از غشاي سلولي ميگذرند. بايد اطلاعاتي درباره رفتار ملكولها و حركات آنها داشته باشيم.
مولكولها هميشه در حال حركت هستند، جنبش مولكولها در جامدات كم، اما در مايعات و گازها زياد است. مولكولها به طور اتفاقي به هر طرف ميروند. يعني به طور مستقيم به حركت خود ادامه ميدهند، مگر اينكه در مسير خود به مولكولهاي ديگر برخورد كنند. اين رفتار در محيطهاي گاز و يا مايع باعث گسترش تدريجي آنها ميشود تا سرانجام در محيطهاي بسته و معين به حالت يكنواخت و معيني برسند.
پراكندگي تدريجي مولكولهاي يك ماده را انتشار ساده ميگويند. انتشار ملكولها سرانجام به حالت تعادل ميرسد. مرحله تعادل وقتي است كه مولكولها به طور يكنواخت در محيط پراكنده شوند.
آيا مولكولها ميتوانند از پردهها عبور كنند؟ بله ، البته بستگي دارد به پرده، قطر منافذ و نوع مولكولهاي آن. اگر مادهاي از درون يك پرده بگذرد، آن پرده را نسبت به آن ماده نفوذ پذير ميگويند.
يك ظرفي را كه با پردهاي با سوراخهاي ريز نسبت به آب تراوا است ميپوشانيم حال درون آن مايع رنگي ميريزيم و در ظرف آبي قرار ميدهيم. مشاهده ميكنيم كه آب درون ظرف بالا ميرود. اما مولكولهاي محلول از آن سوراخها عبور نميكنند. به حركت آب از درون پرده نيمه تراوا , اسمز ميگويند.
اسمز حالت خاصي از انتشار است. هر جا غلظت محلول بيشتر شود، آب بيشتري جذب خواهد كرد. اين گونه جذب آب را فشار اسمزي يا غيروي اسمزي ميگويند. موادي چون آب و يون كلرويون پتاسيم كه در پرده محلول نيستند به آساني از غشا عبور ميكنند. در اين مورد فرض بر اين است كه سوراخهاي ريزي در غشاي سلول وجود دارد كه حتي با ميكروسكوپهاي الكتروني قابل مشاهده نيست و مولكولهاي آب مي توانند مستقيماً از آنجا عبور كنند.
هر مولکول يا يون حركتي كاملاً اتفاقي دارد و اين وضع، ربطي به جهت انتشار ندارد. در يك محلول انتشار هر نوع ماده، مستقل ار انتشار مواد ديگر است. سرعت انتشار به عواملي از قبيل: قطر ذرات، دما، بار الكتريكي ذرات و تفاوت غلظت دو محيط بستگي دارد. علاوه بر انتشار ساده و اسمز، دو حركت ديگر از خلال غشا تشخيص داده ميشود. كه به انتشار تسهيل داده شده و انتقال فعال مرسومند. در اين دو نوع حركت انتشار، مولكولهايي به نام ناقل در غشا وجود دارد كه از جنس پروتئين است. اين مولکولها در يك سمت غشا با ماده عبوري تركيب ميشوند و در سمت ديگر از آن جدا ميشوند.
در مقايسه انتشار ساده با انتشار تسهيل شده و انتقال فعال، مشاهده ميشود كه مادهاي در انتشار ساده از منطقه پر تراكم به منطقه كم تراكم انتقال داده ميشود تا غلظت مساوي بين دو طرف پرده حاصل آيد.
در انتشار تسهيل داده شده، ماده از منطقه پر تراكم به منطقه كم تراكم ميرود، اما انتقال به وسيله مولكول ناقل صورت ميگيرد. در انتقال فعال، مولكولهاي ناقل با صرف انرژي بعضي مواد را از بيرون سلول كه غلظت آن كمتر است به درون سلول كه غلظت آن بيشتر انتقال ميدهد.
سلولهاي ريشه گياه، يونها را از آب درون خاك جذب ميكنند. اما اغلب غلظت اين يونها در داخل سلول بيشتر از غلظت آنها در خارج از سلولهاست. در سلول بعضي از جانداران دريايي، ممكن است غلظت يون بيشتر از غلظت آن در دريا باشد. با اين حال همين سلولها يون را از آب تهيه ميكنند. بعضي از سلولها مثل آميد، ميتوانند مولكولهاي بزرگ و حتي ذرات موادي را كه از غشاي آنها قابل عبور نيستند، جذب كنند. اين عمل سلول آندوسيتوز نام دارد. در هنگام عمل آندوسيتوز در غشاي پلاسمايي، فرورفتگيهايي پديد ميآيد و كيسه كوچكي به دور ذره غذايي پديد ميآيد. سپس لبههاي كيسه به هم نزديك ميشوند، ميچسبند، سپس در آن قسمت سلول واكوئل پديد ميآيد كه ذره غذايي در درونش قرار دارد. آنگاه با آنزيمهاي درون واكوئل، گوارش غذا آغاز ميشود.
بسياري از سلولها، مولكولهاي پروتئيني ميسازند كه از سلول خارج ميشوند، اين مولكولها در دستكاه گلژي بسته بندي ميشوند. بسته به سوي غشاي پلاسمايي به حركت در ميآيد. غشاها با هم ميآميزند و دهانهاي به سمت خارج باز ميشود تا مواد ساخته شده، خارج شوند. اين عمل سلول اگزوسيتوز نام دارد.
در جانوران تك سلولي، كليه اعمال حياتي، توسط همان يك سلول انجام ميگيرد. اما در جانوران پر سلولي، تقسيم كار وجود دارد و هر كدام از سلولها براي وظيفه خاصي، تخصص مييابند. مانند عمل تغذيه در لوله گوارش، تنفس و انتقال مواد در دستگاه گردش خون.
بافتهاي بدن را ميتوان به 4 گروه اصلي، پوششي، پيوندي، ماهيچهاي و عصبي، تقسيم كرد.
اين بافت، سطح خارجي بدن و سطح داخلي اندامها و حفرههاي درون بدن را ميپوشاند. سلولهاي بافت پوششي بسيار منتشره هستند. بافت پوششي كه سطح بدن را ميپوشاند نقش محافظت را بر عهده دارد. سلولهاي اين بافت به تدريج از قسمت سطح از بين ميروند و به جاي آنها سلولهاي جديد پديد ميآيد. ديواره داخلي لوله گوارش از بافت پوششي يك لايهاي ساخته شده است كه برخي از آنها عمل ترشح كردن را انجام ميدهند. بعضي از سلولها ميتوانند موادي را از خود عبور دهند؛ مثل: سلولهاي جداره نفرونها.
بافت پيوندي
در بين بافتها و اطراف اندامها قرار دارد. بافت غضروفي، استخواني، خوني، اقسام تغيير يافته بافت پيوندي هستند. بخش اصلي بافت پيوندي را يك ماده زمينهاي، بين سلولي تشكيل ميهد كه سلولها و رشتههاي پيوندي درون آن قرار گرفتهاند. اين ماده بين زمينهاي ممكن است يك ماده نيمه جامد مانند (غضروف)، جامد مانند( بافت استخواني)، مايع مانند (خون) باشد. بافت پيوني كه اعضاي بدن را ميپوشاند، داراي رشتههايي به نام، كلاژن است. كه موجب استحكام ميشود و رشتههاي ارتجاعي، خاصيت ارتجاعي بافت را سبب ميگردد. بعضي از سلولهاي بافت پيوندي نيز، خاصيت بيگانه خواري دارند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:58 AM
نظرات(0)
زيستگاههاي مختلف را بر اساس شرايط آب و هوايي، جانداران ساكن در آنها و مهمتر از همه سازگاري گياهان و جانوران به دو بخش: آب و خشكي تقسيم ميكنند.
درياها و اقيانوسها، زيستگاههاي آب شور را تشكيل ميدهند. آب شور غني از املاح معدني است كه مواد اوليه براي غذاسازي گياهاني را فراهم ميآورد. مهمترين عاملي كه جانوران اين زيستگاه با آن درگير هستند، مقدار نور خورشيد است. كه تا عمق 100 متري نفوذ ميكند. اين مسأله، عمقي را كه گياهان ميتوانند در آن رشد كنند را محدود ميسازد. جانوران ساكن نواحي عميق كه تاريك و سرد است، از مواد غذايي بخشهاي بالايي كه به پايين ميافتد تغذيه ميكنند.
جلبكها از جمله گياهاني هستند كه در درياها زندگي ميكنند. انواع تك سلولي جلبكها كه فيتوپلانكتون نام دارند، به مقدار زيادي در طبقات سطحي آب به سر ميبرند. فيتوپلانكتونها، غذاي جانوارن كوچك ديگري به نام زئوپلانكتون ميشوند. زئوپلانكتونها خود غذاي ساير جانوران ديگر ميشود. رودخانهها بعضي درياچهها و بركهها محيطهاي آب شيرين به حساب ميآيند. پرندگان كه از چنين آبهايي تغذيه ميكنند، داراي پاهاي بلند هستند كه به كمك آنها ميتوانند در آبها راه بروند.
ماهيهاي ساكن اين مناطق بايد شناگرهاي قوي و ماهري باشند. تا با ميزان سرعت جريان آب، سازش كنند.
جنگل مخروط داران شامل مناطقي است كه بعد از تند راه قرار گرفته است. زمستان در اين نواحي سرد و طولاني است. گياهان اين مناطق هميشه سبز با برگهاي سوزني شكل و يا فلس مانند هستند، اين ويژگي برگها سبب ميشود كه سطح تغيير آنها كاهش يابد و گياهان آب كمتري از دست بدهند. خاك اين زيسته از نظر مواد غذايي غني ميباشد. بنابراين تنوع گياهان و جانوران در اين منطقه زياد است.
جنگلهاي مناطق استوايي داراي باران سالانه زياد است. هواي گرم و باران فراوان زمينه مساعدي را براي رويش انواع گياهان فراهم آورده است. گوناگوني گياهان در اين زيستگاه چشمگير است.
حشرات در اين جنگلهاي به وفور يافت ميشوند و در مقايسه با حشرات مناطق ديگر بزرگترند. ميمونها و انواع پرندگان از جمله ساكنان اين مناطق هستند.
نور شديد خورشيد، روزهاي بسيار گرم و شبهاي خيلي سرد و وجود بادهاي شديد طولاني از جمله خاصه هاي بيابان است. جانوران اين مناطق براي زيستن در چنين شرايطي سازش يافتهاند.
قلل مرتفع كوهها و مناطق وسيع و بي درخت نواحي قطبي و سرزمينهاي پوشيده از برف در بيشتر ايام سال زيستگاهي به نام تند راه را پديد ميآورد. ساكنان اين تندراه، براي زيستن در اين نواحي، سازشهايي يافتهاند.
گياهان موجود در اين تندراه، نيز سازگاريهايي يافتهاند اغلب اين گياهان رويشهاي سطحي دارند. داراي ساقه هاي كوتاه و زمان رشد و نمو كوتاه هستند. در سرماي شديد آب درون سلولهاي گياهي و جانوري يخ ميزند، گياه و يا جانور، ميميرد.
براي مقابله با اين مسأله، در بدن بسياري از جانوران و گياهان مناطق سرد، ماده شيمايي، ضد انجماد وجود دارد. گوزن قطبي از جانوران ساكن تندراه محسوب ميشود.
بسياري از جانوران براي فرار از سرما، به بخشهاي گرتر، مهاجرت ميكنند و در روزهاي گرم و بهار و تابستان مجدداً براي تغذيه از گياهان نورسته خود به آنجا برميگردند.
لايه ضخيم چربي در زير پوست اين جانوران، بدن آنها را در مقابل سرما، محافظت ميكند. پوست خزدار و پشمي خرس قطبي به او امكان زندگي در اين مكان و مقابله با سرما را ميدهد.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:54 AM
نظرات(0)
در حدود 43 هزار گونه از مهرهداران شناسايي شده است. مهرهداران شامل ماهيها، دوزيستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران است. مهرهداران داراي اسكلت داخلي هستند كه سبب حركت و نگهداري اندامهاي داخلي آنها ميشود.
دستگاه عصبي به شكل لولهاي در امتدا سمت پشتي بدن وجود دارد و طناب عصبي ناميده ميشود. قسم جلويي لوله عصبي حجيم شده، مغز را ميسازد. دستگاه عصبي مركزي، توسط رشتههاي عصبي، با اندامهاي مختلف بدن مرتبط است. دستگاه گردش خون شامل: قلب و رگها است. قلب داراي حفرههايي است كه خون را به سرتاسر بدن ميفرستد. قلب، سه نوع رگ خوني دارد كه سرخرگ و سياهرگ و مويرگي در بدن وجود دارد. سرخرگها خون را از قلب بيرون ميبرند. سياهرگ خون را به قلب باز ميگردانند. مويرگها سرخرگها و سياهرگها را به هم متصل ميكنند و محل تبادلات مواد غذايي، بين خون و سلولهاي بدن هستند. دستگاه گردش خون در مهرهداران بسته است.
غذا در دستگاه گوارش هضم ميشود. دستگاه گوارش شامل اندامهايي است كه شيره گوارش را ترشح ميكنند. بيشتر غذاهايي كه مهرهداران مصرف ميكنند قبل از اينكه مورد استفاده سلولها قرار گيرد بايد به صورت محلول در آب باشند.
ترشحات اندامهايي مانند كبد و لوزالمعده، به گوارش غذا كمك ميكند. غذاي گوارش يافته جذب خون ميشود و توسط آن به سلولهاي بدن ميرسد.
ماهيها در آب زندگي ميكنند. دماي بدن آنها با تغيير دماي بدن آنها و با تغيير دماي محيط تغيير ميكند. يعني خونسرد هستند. اندام حركتي در ماهيها مانند بالههاي دوُمي، مخرجي، شكمي، سينهاي و پشتي ميباشد.
پوست همه ماهيها از پولك پوشيده شده است. تعداد پولك در يك ماهي جوان و يك ماهي مسن برابر است. دستگاه تنفسي در ماهيها شامل آبششها ميباشد.
دستگاه گردش خون در ماهيها شامل: قلب و رگهاست. قلب دو حفره دارد و از يك دهيليز و بطن ساخته شده است. خون تيره توسط سياهرگ وارد دهليز ميشود و از آنجا به بطن ميرسد. انقباض بطن سبب بيرون راندن خون از قلب و رفتن آن به آبششها ميشود.
ماهيهاي غضروفي داراي اسكلت غضروفي هستند. سفره ماهي، يكي از اين ماهيها ميباشد. ماهيهاي استخواني داراي اسكلت استخواني هستند. آبشش آنها داراي سرپوش است كه هنگام تنفس دائماً باز و بسته ميشود.
در ماهيها علاوه بر وجود حس چشايي، بينايي، شنوايي، اندام حسي ويژهاي به نام خط جانبي وجود دارد. اين اندام داراي سلولهاي حسي ويژهاي است كه به صورت دو خط در طرفين ماهيها از سر تا دم امتداد دارد و به كمك اين سلولها قادرند، ارتعاشات ضعيف آب را حس كنند. لقاح در ماهيها خارجي است. به صورتي كه در هنگام توليد مثل، ماهي ماده، تخمكها و ماهي نر، اسپرمهاي خود را در آب رها ميسازند. تركيت تخمكها و اسپرمها تشكيل تخم را در آب صورت ميدهد. بنابراين ممكن است بسياري از تخمها به بار نيايند و از بين بروند.
امروزه به منظور توليد بيشتر ماهي در كارگاهاي تكثير و پرورش ماهي ميزان تركيب سلولهاي جنسي را بالا ميبرند. به اين منظور در فصل توليد مثل ابتدا با به دست آوردن تخمكها از ماهي ماده و اسپرمها از ماهي نر و ريختن اسپرمها بر روي تخمكها امكان برخورد بين گامتها را افزايش ميدهد. تخمها در شرايط مطلوب شروع به رشد ميكنند. از نوزادان ماهي پس از بيرون آمدن از تخم مدتي نگهداري ميشود. سپس بچه ماهيها را براي ادامه رشد و نمو در درون درياچه ميريزد.
بيش از 200 هزار گونه از قورباغهها و وزغها، شناخته شدهاند كه همگي جزو دوزيستان بي دم به شمار ميروند. دوزيستان جانوراني خونسرد هستند و دوزيستان تابع دماي محيط هستند، يعني دماي بدن آنها با تغيير دماي محيط تغيير ميكند.
در دهان قورباغه دو سوراخ كوچك اضافي وجود دارد. اين سوراخها به كيسههاي صوتي مرتبط هستند، هوا از اين سوراخ واردي كيسههاي صوتي ميشود. وقتي قورباغه صدا در ميآورد، هوا از ششها و كيسههاي صوتي، به سوي طنابهاي صوتي رانده ميشوند.
قلب دوزيستان بالغ، 3 حفرهاي ميباشد. داراي 2 دهليز و 1 بطن است و گردش خون مضاعف دارند. سمندرها از دوزيستان دُم دار، بدني طبيعي، پاهاي كوتاه، انگشتان بدون چنگال و دم دراز هستند. وابستگي سمندرها بيشتر از قورباغهها است.
خزندگان اولين مهرهداراني هستند كه توانايي زيستن در خشكي را پيدا كردهاند. از جمله سازگاريهايي كه سبب شده خزندگان بتوانند در خشكي زندگي كنند، يكي دارا بودن پولكهاي ضخيم در مارها و صفحات استخواني ضخيم در لاكپشت و تمساحها در سطح خارجي پوست است. اين پوست سبب ميشود كه آب بدن جانور كمتر از بين برود و جانور دچار كم بي آبي نشود و كمتر احتياج به آب پيدا بكند. لقاح در خزندگان داخلي است و تخم خزندگان داراي ذخيره كافي غذايي و پوسته آهكي است كه از خشك شدن و اتلاف آب تخمها جلوگيري ميكنند.
در قلب برخي خزندگان مانند مار، سوسمار، در وسط بطن ديواره ناقصي به وجود آمده است كه در خزندگان عالي مانند تمساح، اين دوره كامل شده است و حدود 200 ميليون سال پيش خزندگان، بزرگترين گروه مهرهداران عظيم الجثهاي بودند که دايناسور ناميده ميشدند كه طول قامت برخي از آنها به بيش از 25 متر ميرسيده است.
لاكپشتها از جمله خزندگان هستند. ويژگي اين گروه عبارتند از؛ داشتن لاك ِ پشتي و لاك شكمي است. جنس لاك، استخواني است، بنابراين جزو اسكلت جانور به شمار ميآيد و همزمان با ساير اندامها رشد مينمايند. براي لاكپشتيان كه به كندي حركت ميكنند، لاك ارزش حياتي دارد. لاكپشتها منقار شاخي دارند. بيدندان و گياهخوار هستند. لاكپشتهاي دريايي بسيار بزرگتر از نمونههاي خشكي هستند.
لاكپشت ماده براي تخم گذاري به خشكي ميآيد و داخل شنها تخم گذاري ميكند و روي آن را ميپوشاند. جنين داخل تخمها در اثر گرماي نور خورشيد، مراحل رشد را ميگذارند. نوزادان پس از بيرون آمدن از تخم بر اساس غريزه به دريا باز ميگردند.
لاكپشتها چون با شش تنفس ميكنند براي نفس كشيدن بايد خود را به سطح آب برسانند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:51 AM
نظرات(0)
95 درصد گونههاي جانوري را بيمهرهها تشكيل ميدهند. گونههاي فراوان جانوران بيمهره به زندگي در شرايط مختلف سازگارند و تقريباً در همه جا يافت ميشوند. ويژگي عمده آن گروه، نداشتن ستون مهره پشتي است و معمولاً به جانوران مهرهدار جثه كوچكتري دارند.
عنكوبتها جزو گروه عنكبوتيان هستند كه داراي سه قسمت: سر، سينه و شكم هستند.
عنكبوت داراي 6 زائده بند بند است. نخستين جفت زائدهها گليسر نام دارد كه نيشهاي تو خالي هستند.
دومين جفت زائده ها پيريپال نام دارند كه پاهاي حسي هستند كه در برابر تماس با ماده شيميايي حساسند. چهار جفت پاي بند بند دارند كه به قطعه سر سينه متصل هستند.
در انتهاي شكم بسياري از عنكبوتيان سه جفت اندام ترشح كننده تار وجود دارد كه ماده ابريشم مانندي به بيرون ترشح ميكند. اين ماده به محض خروج از بدن در برابر هوا سخت و تبديل به تار ميشود.
جانور از تارها براي ساختن دام تا محافظت تخمها و پوشاندن سطح داخلي لانه، استفاده ميكند. عنكبوت كليسرها را در بدن جانور خروجي برد و زهري را كه از غده مخصوص ترشح ميشود از اين طريق به بدن طعمه وارد ميكند و باعث فلج شدن آن ميشود. كليسرها براي مكيدن شيره بدن طعمه هم مورد استفاده قرار ميگيرد.
كنه ها بند پاياني هستند كه اغلب انگل آدمي و جانوران ديگر و حتي گياهان هستند. نوعي كنه بر روي پوست دامها به سر ميبرند و نوزاد اين كنهها بر روي گياهان مزرعهها قرار ميگيرد. دستهاي خود را تكان ميدهد تا به پوست جانور بچسبد. سوراخي بر روي پوست دام پديد ميآورد و بر مكيدن خون مشغول ميشوند. كنه ها چنان به بدن ميزبان ميچسبند كه با دو نيمه كردن آنها هم نميتوان آنها را جدا كرد.
اين گروه بند پايان داراي دو جفت شاخك، بيش از 4 و كمتر از 20 جفت، پاي بند بند دارد. خرچنگ پهن، خرچنگ دراز، ميگو از جمله اين جانورانند.
تعداد زياد پاها، اين جانوران را از بقيه متمايز ميكند. هزار پايان گوشتخوار در هر قطعه از بدن، به جز قطعه اول و دو قطعه آخر يك جفت پاي بند بند دارند. هزار پايان گياهخوار در هر قطعه از بدن به جز دو قطعه آخر دو جفت پاي كوتاه دارند.
حشرات داراي اسكلتي خارجي از جنس كيتين هستند. اين اسكلت با اينكه محكم است اما قابل انعطاف است. وجود اسكلت خارجي امكان رشد را محدود ميكند. بدن آنها داراي 3 قسمت: سر، سينه و شكم است.
دارا بودن اندامهاي حسي و توانايي تغيير جهت دادن، باعث ميشود كه حشره از وضع محيط اطراف بهتر با خبر شود. گوناگوني در زائدهاي روي سينه شامل وجود پاهاني براي راه رفتن و ديدن و چسبيدن روي پوست جانوران ديگر است.
گروهي بالدار و گروهي بيبال هستند. شكم، عضو تخصص يافته براي توليد مثل است. در تصوير، سيستمهاي تنفسي، گردش مواد، اعصاب و گوارش حشرات ديده ميشود.
حشرات، متجاوز از 300 ميليون سال بر روي زمين زيستهاند و در اين فاصله تغييرات محيطي متعددي را تحمل كردهاند. جانوران متعددي در اين مدت زمان از بين رفته و فقط آثاري از آنها به صورت فسيل، بر جاي مانده است.
بعضي از حشرات سودمند هستند. رنگ گلها موجب جذب حشرات ميشود. با خرطوم مكنده خود براي استفاده از شهد گلها، از اين گل به آن گل ميروند و در عمل گرده افشاني دخالت ميكنند. زنبور عسل كه زندگي اجتماعي دارد، با استفاده از شهد گلها، عسل توليد ميكند. كفشدوز، شتيزها را كه آفت گياهانند ميخورد.
بعضي از حشرات زيان آورند. موريانه با خوردن چوب به انسان زيان ميرساند. سلولزي كه در چوب است توسط تاژكدار كه در درون لوله گوارشي موريانه وجود دارد و زندگي ميكند، گوارش مييابد. ملخ با خرطوم جونده خود گياهان را ميخورد و موجب خسارت ميشود. پاهاي كرك آلوده مگس موجب انتقال ميكروبها از جايي به جاي ديگر ميشود. پاهاي بعضي از حشرات براي حفر زمين ساخته شده است.
قطعه سوم بدن، يعني شكم عضو تخصص يافته براي توليد مثل است. در قسمت انتهاي شكم، اندامهايي براي جفتگيري يا تخم گذاري وجود دارد. شما رشد نوزاد را در داخل چوب مشاهده ميكنيد.
حشرات به صورتهاي گوناگون رشد مييابند. بيشتر حشرات از مرحله رشد تخم تا رسيدن به مرحله بلوغ، شكلهاي مختلفي به خود ميگيرند. به اين تغييرات شكلها، دگرديسي ميگويند. حشراتي از قبيل پروانه، پشه، سوسك، دگرديسي كامل دارند. در اين دگرديسي، 4 مرحله: تخم نوزاد كرمي شكل، شفيره و حشره بالغ وجود دارد. از رشد تخم، نوزادي كرم مانند به وجود ميآيد. اين نوزاد غذاي زيادي ميخورد و بسيار سريع رشد ميكند. يك كرم آفت ميتواند در يك روزه نصف يك ميوه درشت را بخورد.
مرحله بعدي شفيره است. در اين مرحله، حشره پيلهاي به دور خود ميتند. پيله از جنس رشتههاي ابريشم مانند است كه توسط نوزاد ترشح ميشود.
بعضي از حشرات نيز پيله، همان پوشش سخت بدن است. كه به صورت محفظهاي سر بسته در ميآيد. تغييرات بدني زيادي در درون پيله به وجود ميآيد. پس از مدتي از كرمي كه در درون پيله رفته، حشره بالغ خارج ميشود. حشره بالغ، ديگر رشدي ندارد.
بيبالان دگرديسي ندارند. حشراتي چون ملخ، شته، موريانه داراي دگرديسي ناقص هستند. در اين نوع دگرديسي 3 مرحله تخم، نمف، حشره بالغ وجود دارد. در دگرديسي كامل، نوزاد به حشره بالغ شبيه نيست. ولي در دگرديسي ناقص، نوزاد يا نمف شبيه حشره بالغ است.
شايد از تعداد حشراتي كه در يك قاب كوچك قرار دارند تعداد، ساكنان شهر شما بيشتر باشد. سماجت و حس تهاجم حشرات را نميتوان در جانوران ديگر يافت.
براي خارتنان، جاي مشخصي در ميان بيمهرهها وجود ندارد. از لحاظ مراحل جنيني، خارتنان بيشتر به مهرهداران ميمانند. ستاره دريايي از خارتنان دريايي هستند. خارتن بالغ داراي بدني با تقارن شعاعي است. در خارتنان برخلاف همه بيمهرهگان ديگر، دستگاه گردش آب كه اعمال گردش خون و تنفس و دفع را انجام ميدهد، وجود دارد. حركت خارتن توسط پاهاي بادكش مانند صورت ميگيرد.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:50 AM
نظرات(0)
مهره داران ( مارها ، پرندگان ، پستانداران ) مهره داران ( قسمت دوم) مارها پرندگان پستانداران پستانداران تخمگذار پستانداران كيسهاي 1.گربه وحشي، از گروه گوشتخواران است كه داندانهاي پيش و نيش آنها رشد زيادي كردهاند.
آفتاب پرست يكي ديگر ار انواع سوسمارهاست. قادر است براي فرار از ديد دشمن و يا هنگام شكار كردن، تغيير رنگ دهد. اين جانور از حشرات تغذيه ميكنند.
مارها فراوان ترين، خزندگان هستند، عدهاي در خشكي و عدهاي در آب زندگي ميكنند. مارها براي انسانها، مفيد هستند. آنها با تغذيه از جانوران موذي مثل موشها و حشرات كه آفات كشاورزي به شمار ميآيد و همچنين به گياهان ضرر ميرسانند، كمك بسيار مهمي ميكنند. سم مار تشكيل شده از يك سري پروتئين پيچيده. سمي كه به گلبول قرمز آسيب ميرساند، هموتوكسين نام دارد. هموتوكسينها گلبول قرمز را خراب و ديواره رگهاي خوني را پاره ميكنند و سبب خونريزي داخلي ميشود و آنهايي كه بر دستگاه عصبي تأثير ميگذارند، نرروتوكسين ناميد ميشوند. نرروتوكسينها بر قسمتهايي از دستگاه عصبي كه بلعيدن، حركات تنفسي و عمل قلب را كنترل ميكنند، تأثير ميگذارد.
سر مارهاي سمي، معمولاً مثلثي شكل و ناحيه گردن، كاملاً مشخص است. پولكهاي سر، كوچك، دُم آنها كوتاه است و حركتشان نسبتاً كُند است. به علت ساختمان ويژه استخوان دهان، نداشتن استخوان جناغ سينه به آنها امكان اين را ميدهد كه جانوران بزرگتر از خود را ببلعند.
در مارهاي غير سمي، داندانها به غده سمي مربوط نميشوند. شكل پولكهاي سر با ساير جاهاي بدن متفاوت است. دُم، باريك و دراز است.
پرندگان، تنها گروهي از مهرهداران هستند كه بدن آنها از پر پوشيده شده است. اندام حركتي جلويي به بال تبديل شده است. مثل لاكپشتها، منقار شاخي دارند و فاقد دندان هستند. اسكلت پرندگان شامل استخوان، سبك، تو خالي و محكم هستند. دستگاه گوارش شامل بخشهاي ويژهاي به نام: چينهدان و سنگدان است. غذا از چينهدان وارد سنگدان ميشود كه در واقع بخشي از معده است. در داخل سنگدان اغلب دانه هاي شن و ماسه و آب وجود دارد كه براي آسياب كردن دانهها به كار ميرود.
پرندگان تخم گذار هستند و عموماً روي تخمها ميخوابند، پرها به گونههاي متفاوت هستند. كرك پوشش جوجه ها، پوشش پرها سطح بدن پرندگان را ميپوشاند و مقاومت هوا را هنگام پرواز كم ميكند. شاه پرها، پرهاي بزرگي هستند، كه در بالها و دم وجود دارند كه هنگام پرواز به پرنده كمك ميكنند.
منقار، در پرندگان به شكلهاي مختلف وجود دارد. اين سازگاريها برحسب استفاده نوعي خاص از مواد غذايي، ايجاد شده است. پاها و چنگال پرندگان تيز، بر حسب نحوه زندگي جانور، سازگاريهاي ويژهاي يافتهاند.
نوزاد بيشتر پستانداران دوران جنيني خود را در درون بدن مادر طي ميكند. براي رشد، غذا را از طريق بند ناف، دريافت ميدارد و پس از تولد، از شير مادر تغذيه ميكند.
دستگاه عصبي در پستانداران پيچيدهتر شده است و مراكز عصبي، بزرگتر شدهاند. در انسان، مراكز عصبي حداكثر رشد ممكن را يافتهاند. در مقايسه مغز مهرهداران، اندازه نسبي مخ در جانواران تكامل يافتهتر، بزرگتر است. مخ در ماهيها نسبتاً كوچك، در دوزيستان، خزندگان و پرندگان، نسبتاً بزرگترين اندازه را دارد.
مخ رشد يافته در آدمي او را در توسعه زبان، هنر و خلق تمدن، توانا ساخته است. قلب، چهار حفره دارد، گردش خود در آنها كامل و مضاعف است.
بيشتر پستاندارن بچهزا هستند اما گروهي تخم گذار هستند. پلاتيپوسها از جمله تخمگذاران هستند. 50 تا 60 سانتيمتر طول دارند. داراي منقاري شبيه منقار اردك هستند. در آب زندگي ميكند. دم آن پهن است و لابهلاي انگشتان پرده دارد كه باعث ميشود، جانور در آب شنا كند. پلاتيپوس ماده در كنار جويبارها لانه ميسازد و در آنجا تخم ميگذارد. نوزاداني كه به دنيا ميآيند از حفرههايي كه در سطح شكم مادر وجود دارد شير ميخورند.
كانگورو از جمله پستانداران كيسهاي است. نوزاد كيسهداران به طور نارس متولد ميشود و در درون كيسهاي كه در زير شكم مادر است قرار ميگيرد و از غده درون شكم مادر شير مينوشد.
بيشتر پستانداران به گروه پستانداران جفت دار تعلق دارند. يعني اين حيوانات در مراحل اوليه رشد خود در درون مكاني به نام رحم جايگزين ميشوند و توسط اندامي به نام جفت، از بدن مادر غذا، دريافت ميكنند. جفت از طريق رگهاي خوني، غذا و اكسيژن را از مادر دريافت ميدارد و اين مواد از طريق بند ناف كه داراي سرخرگ و سياهرگ است، به جنين انتقال مييابد و جنين تا پايان رشد جنيني از آن استفاده ميكند. پستانداران جفتدار مختلفي وجود دارد كه آنها را بر اساس ويژگيهاي مختلفي تقسيم بندي ميكنند مثل: شكل پاها، دندانها.
شكل پاها نشان ميدهد كه در چه محيطي زندگي ميكنند و چگونه حركت ميكنند.
در پستانداران، 4 نوع دندان وجود دارد. آسياهاي بزرگ و كوچك براي ساييدن درست شدهاند. دندانهاي پيش و نيش براي بريدن و پاره كردن سازگار شدهاند. غذايي را كه جانور ميخورد، از نوع دندانها، مشخص ميشود.
2.گوزن، از گروه سُم داران گياهخوار است.
3.خرگوش، از گروه خرگوشها داراي دندان پيشين زمينه دار است.
4.سنجاب از گروه جوندگان، دندان نيش دارد.
5.خرس، از گروه گوشتخوار است.
6.موش كور، از گروه حشرهخوار است و دندان ابتدايي دارد.
7.خفاش، از گروه خفاشهاست. دستهايشان به بال تبديل شده است و قدرت پرواز دارند.
8.دُلفينها، از گروه آب زيان و شبيه به ماهي هستند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:49 AM
نظرات(0)
گياهان دانهدار يا پيدازادان به 2 گروه عمده تقسيم ميشوند. در گروهي از آنها دانهها در داخل محفظه بستهاي قرار ميگيرند. اين گروه نهاندانگان يا گياهان گلدار ناميده ميشوند. در گروه ديگر دانهها پوشيده نيست، اين گروه را بازدانگان يا گياهان مخروطي مينامند.
گياهك يا جنين و يك پوسته محافظ است. در بيشتر دانهها اندوخته غذايي گياهك را در بر ميگيرد. وقتي دانهاي را ميكاريد، اجزاي گياهك درون آن رشد ميكند و گياه كاملي را به وجود ميآورد.
1ـ بازدانگان
2ـ نهاندانگان تقسيم ميشوند.
1ـ تك پدرايها
2ـ دو لپهاي ها تقسيم ميشوند.
مهمترين و بزرگترين گروه بازدانگان، گياهان مخروط دار هستند. اين گياهان را هميشه سبز مينامند. اين گياهان برگهاي سوزني و فلش مانند دارند، اندامهاي توليد مثلي در مخروطداران به صورت مخروط نر و ماده در روي يك درخت پديد ميآيند و ميتوان آنها را گلهاي گياه به حساب آورد. هر مخروط نر هزاران دانه گرده توليد ميكند. هر دانه گرده كوچك و ميكروسكوپي است و از آن گامت نر به وجود ميآيد. بعضي از دانههاي گرده بر روي مخروطهاي ماده ميافتد و از طريق سوراخ تخمها وارد آنها ميشود. در داخل هر تخمك، گامت نر با گامت ماده تركيب شده و دانه بالداري را به وجود ميآورد. اين دانهها گاهي به وسيله پرندگان هم جابه جا مي شوند. وقتي دانهها در محيط مناسب قرار گيرند، جنين، رشد و نمو خود را آغاز ميكنند و به گياه جديدي تبديل ميشود.
بيشتر گياهاني را كه پيرامون خود مشاهده ميكنيد از گروه نهاندانگان هستند. در بعضي گياهان مانند: نرگس، لاله و آفتابگردان، گلها بزرگ و با رنگي مشخص هستند. ولي در بعضي گياهان مانند: گندم، گلها به خوبي قابل تشخيص نيستند، دانه در داخل ميوه قرار دارد و ميوه به انتشار دانهها كمك ميكند.
ريشههاي معمولي از رشد بخشي به نام ريشه چه كه در داخل دانه قرار دارد به وجود ميآيد. ممكن است ريشهها از ساقه يا برگ به وجود بيايند كه در اين صورت به آنها ريشههاي نا به جا ميگويند.
ريشههاي غدهاي مانند ِ چغندر و كوكب، به خاطر اندوختن مواد غذايي، بستر و حجيم شدهاند. در ريشه راست، ريشه اصلي كلفتر و ريشههاي فرعي نازكتر هستند. در ريشههاي افشان، همه ريشهها هم قطر هستند. در بعضي از گياهان ريشههاي هوايي نابه جا به وجود ميآيد. ريشه، اندامي است كه گياه را در زمين نگه ميدارد و آب و نمكها را از محيط جذب ميكند.
ساقهها معمولاً، اندامي هوايي است كه معمولاً به روي آنها، جوانهها ـ گلها ـ برگها ـ ميوهها ـ نگهداشته ميشود.
ساقه توسط آوندهايش از يك رو آب و املاح را از ريشه به برگها ميرساند و از روي ديگر مواد غذايي ساخته شده را به ساير اندامها هدايت ميكنند. ساقههاي راست يا علفياند يا چوبي. ساقههاي هوايي ممكن است راست باشند و بالا رونده باشند و يا پيچنده باشند و يا ميتوانند خزنده باشد. گياه ني، ساقه علفي تو خالي دارد، كه به آن ساقه ماشورهاي ميگويند.
نيلوفر آبي داراي ساقه آبزيست است. ساقههاي زير زميني، كلروفيل ندارند. و از برگهاي قهوهاي رنگ، فلس مانند پوشيده شدهاند. ساقه زير زميني ساده ريزوم نام دارد. معمولاً از سطح زيرين ريزومها ريشههاي نابه جا مي رويد و از جوانه روي آنها ساقههاي هوايي ايجاد ميشود. سيبزميني يك نمونه ساده غده زير زميني است. در سطح خارجيش، فرو رفتگيهايي وجود دارد و از رشد و نمو آنها، ساقههاي هوايي به وجود ميآيد. بعضي از غدهها، مانند: زعفران، گلايول، پياز مانندند و بر خلاف پياز خوراكي فلسهاي متعدد ندارند و در حقيقت ساقه ستبر، پراند و ختداي هستند كه در زمين به صورت افراشته قرار ميگيرند.
در غالب برگها بخش نازك و گستردهاي به نام پهنك وجود دارد و بخش ديگر به نام، دنباله پهنك وجود دارد. در بعضي از برگها، پهنك آن ساده است. و بعضي برگها مركب هستند. چون پهنك آن در اثر بريده گيهاي عميق به قطعات كوچكتري تقسيم شده است. در پهنك برگ، گلبرگها همان انشعابات آونددار هستند و گلبرگها ممكن است منشعب و يا موازي باشند. لبه پهنكها ممكن است صاف يا دندانهدار و يا كنگرهاي باشد. برگها عمل اصلي غذا سازي در گياه است.
در گياهان مناطق خشك سطح پهنك فوقالعاده كاهش يافته و گاهي تبديل به خار ميشود. سطح اين برگها از كرك، پوشيده شده و روزنهها به طور نسبي كمتر است. در پياز خوراكي، برگهاي زير زميني فاقد كلروفيل و داراي اندوخته غذايي هستند. برخي برگها، باريك و پيچيده هستند و موجب اتصال گياه بر تكيهگاه ميشوند.
در گياهان حشرهخوار، دگرگونيهايي در برگ به وجود آمده و آن را براي شكار آماده ساخته است. دروزرا، يكي از گياهان حشرهخوار است كه پهنك آن يك قسمتي است. ديونه، يكي از گياهان حشرهخوار است كه دو قسمتي است حول لولاي كه همان رگبرگ است، تا ميشود.
گل، اندام توليد مثلي گياهان نهاندانه است. گلبرگها يا پيوستهاند يا جدا، گلبرگها صفحههاي رنگيني هستند كه اجزاي داخل گل را در برميگيرند. كاسبرگها اجزاي برگ مانندند كه در پايين هر گل قرار دارند و ممكن است رنگي باشند. مادگي و پرچم، اندام توليد مثلي ماده و نر است. مادگي شامل خامه، تخمدان و كلاله است. پرچم از يك برآمدگي به نام بساك تشكيل شده است. در داخل بساك دانههاي گرده تشكيل ميشود.
براي توليد مثل جنسي دانه گرده بر روي كلاله مادگي انتقال مييابد. به اين عمل گردافشاني ميگويند. حشرات و عوامل ديگر مثل انسان، جاذبه زمين، آب و باد در عمل گردافشاني دخالت دارند.
تخمكها در درون تخمدان قرار دارند. دانه گرده بر روي كلاله مادگي قرار ميگيرد. گامتهاي نر درون دانههاي گرده از طريق لوله گرده خود را به گامتهاي ماده درون تخمكها ميرسانند و لقاح انجام ميشود.
پس از انجام لقاح، گلبرگها پژمرده شده و ميريزند. تخمدان مادگي تبديل به ميوه و تخمكهاي درون آن به دانه تبديل ميشوند. ميوهاي كه از نمو تخمدان پديد ميآيد، ميوه حقيقي نام دارد، مثل پرتقال. اگر در تشكيل ميوه حقيقي علاوه بر تخمدان، بخشهاي ديگر گل نيز دخالت داشته باشد، آن را ميوه كاذب مينامند، مثل سيب. گوجهفرنگي ميوه آبدار است. پسته ميوه خشك است.
در يك ميوه حقيقي مانند هلو، جدار ميوه يا فرآبر از 3 لايه درست شده است. لايه خارجي آن برون بر، بخش خوراكي را ميان بر و بخش چوبي دروني آن را درون بر مينامند. پرتقال درون بر چوبي ندارد و به آن سته گويند. نخود از ميوه هاي خشك شكوفا ميباشد، فندق و بلوط از ميوههاي خشك ناشكوفا هستند.
گلي كه داراي گلبرگ، كاسبرگ، پرچم، مادگي باشد، گل كامل نام دارد. هرگاه گلي يك يا چند بخش از اجزاي گل را نداشته باشد به آن گل ناقص ميگويند. مثل: گلچههاي كناري مركب مينا. در خانواده گندميان نيز گلها ناقص هستند.
گل آذين
طرز قرار گرفتن گلها بر روي ساقه را گل آذين ميگوييم. كه در گونههاي مختلف، ممكن است گوناگون باشد.
نهاندانگان خود به دو گروه، تك لپهاي و دو لپهاي ها تقسيم ميشوند، خرما و برنج جزو گروه تك لپهايها هستند. برنج از خانواده غلات است. داراي ساقه ماشورهاي، برگهاي كشيده بدون دم برگ كه به وسيله نيا، دور ساقه را احاطه كرده است. رگبرگهاي موازي و ريشههاي افشان دارد. در دو لپهايها رگبرگها منشعب و غير موازي و برگها به صورت گوناگون ديده ميشوند. اغلب دو لپاي ها ريشه راست دارند.
در تك لپهايها، رويان يا گياهك يك لپه دارد. تعداد قطعات گل 3 يا مضربي از 3 ميباشد. در دو لپهايها، رويان يا گياهك دانه، دو لپه دارد. تعداد قطعات گل 2 يا 5 يا مضربي از اين اعداد ميباشد.
بسياري از اشيايي كه به كار ميبريم از چوب درست شده است. در واقع چوب ماده اوليهاي است براي درست كردن اشيايي كه هيچ شباهتي به چوب ندارد، مثل كاغذ. چوب از رشتههاي ظريف سلولز كه به وسيله ماده چسب مانندي به هم چسبيدهاند درست شده است.
براي درست كردن كاغذ، ميبايست ابتدا رشتههاي سلولزي را از هم جدا كرده اين كار ممكن است با قُرْ كردن چوب صورت بگيرد. چوب خرد شده را با آب مخلوط ميكنند تا خمير چوب به دست آيد. رنگ خمير چوب را به وسيله مواد شيميايي رنگبري ميزدايند. سپس خمير را در كارخانه كاغذ سازي روي صفحههاي مخصوص ميگسترانند و زير فشار به ورقههاي كاغذ تبديل مينمايند.
سلولز يك هيدرات كربن است. پنبه از رشتههاي بسيار نارك كه 98 درصد آن سلولزي است، تشكيل يافته است. در كارخانه پارچه بافي ابتدا پنبه حاصل از غوزه را حلاجي ميكنند. سپس با آن نخ ميريسند و با نخها پره نخي ميبافند.
در اين جا تصوير تارهاي سلولزي را در زير ميكروسكپ مشاهده ميكنيم. سلولز در محلولهاي مخصوص حل ميشود. پس از حل كردن سلولز به محلول حاصل، اسيد ميافزايند. اسيد سلولز را به صورت خمير رسوب ميدهد. سپس خمير سلولز را از صافيهايي كه سوراخهاي ظريف دارند عبور ميدهند تا به رشتههاي ظريفي، تبديل شوند. يعني به ابريشم مصنوعي تبديل شوند.
گياهان نه تنها، منبع مستقيم غذاها هستند بلكه به طور غير مستقيم منشأ همه غذاهاي حيواني نيز محسوب ميشوند. آدمي از دير باز براي درمان بيماريها از گياهان استفاده ميكرده است. از گياهان، فرآوردههاي دارويي، آرايشي، بهداشتي نيز به دست ميآوريم.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:47 AM
نظرات(0)
مخمرها، كپك ها،گل سنگها، فعاليت مفيد قارچها، قارچهاي زيان آور مخمرها كپک ها گل سنگها فعاليت مفيد قارچها: قارچهاي زيان آور:
نانواها اصطلاحاً براي اينكه خمير را وَِِرْ بياورند مقداري خمير مايه كه داراي مخمر است در آب حل ميكنند. سپس آن را به مخلوط آب و آرد اضافه ميكنند و خوب، هم ميزنند و سپس آن را گرم نگه ميدارند.
مخمر درون مخلوط شروع به رشد ميكند و در اصطلاح به آن تخمير ميگويند. در اين حالت نشاسته را به مواد قابل گوارش و سادهتر تجزيه ميكند، مقداري گاز به وجود ميآورند كه به شكل حبابهاي ريز و درشت در خمير ميمانند و باعث باد كردن آن ميشوند.
هنگام پختن نان، گاز و الكل از آن خارج شده و اين حالت، سبب پخته شدن قسمت داخلي نان و ترد شدن آن ميشود. مخمرها قارچهاي تك سلولي هستند كه به روش جوانه زدن هم توليد مثل ميكنند.
شما حتماً كپك زدن نان، ميوههاي مثل هلو و مركبات يا مربا را ديدهايد، قارچي كه در اين كار دخالت دارد، كپك ناميده ميشود. ساختمان بدن كپك طوري است كه به آساني ميتوانند، غذا را از جايي که بر روي آن رشد ميكنند، تهيه كنند.
رشتههاي باريك اين قارچها ظاهري پنبه مانند دارند، از نوك ريسهها آنزيمهايي ترشح ميشود كه باعث تجزيه مواد غذايي ميشود. ريسه ها ديواره عرضي ندارند، از روي بعضي از ريسههاي به هم پيچيده، پايههايي بالا ميآيد كه پخش متورمي به نام هاگدان در نوك آنها تشكيل ميگردد.
هاگها در درون هاگدانها ميرسند و پس از پاره شدن ديواره هاگدان به هر طرف پراكنده ميشوند. از رويش هر هاگ، ريسه جديد ايجاد ميشود. كپك به شيوه جنسي هم توليد مثل ميكند دو ريسه به هم نزديك ميشود و هستههاي درون آنها دو به دو با هم تركيب شده، تخمي با هستههاي فراوان ايجاد ميشود.
گل سنگها بر روي سنگها و تنه درختان ميرويند. گل سنگ نيمي قارچ و نيمي جلبك است. ريسههاي قارچ، آب و املاح را از زمين جذب ميكند، سلولهاي جلبك به وسيله كلروفيل عمل فتوسنتز را انجام ميدهند. تصوير برش ميكروسكوپي گل سنگ، همياري قارچ و جلبك را نشان ميدهد.
در فصل پاييز برگ درختان ميريزد تا بهار سال بعد قارچ و باكتريهاي موجود در خاك اين برگها را تجزيه ميكند و مواد مفيد را دوباره به ريشه گياه ميرسانند، بدين ترتيب وجود قارچها براي گياهان مختلف مفيد است.
مخمرها قند موجود در انگور را تجزيه ميكنند حاصل اين تجزيه در مرحله اول توليد الكل است. اگر فرآيند تخمير ادامه يابد الكل به سركه تبديل ميگردد.
قارچهاي سپروفيت بر روي ميوهها رشد ميكند و موجب پوسيدگي آنها ميشود. قارچها مولد بيماريهاي پوستي، مانند قارچ پوست دست، قارچ كچلي از نوع قارچ انگلي ميباشند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:39 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



