منبع انرژی خورشید چیست ؟
آلبرت اینشتین، کسی که در علم فیزیک، جایگاهی همچون نیوتن دارد، در 14 مارس 1879 در آلمان متولد شد. بعد از تحصیل در مؤسسه ی فن آوری فدرال سوئیس در سال 1900، در اداره ی ثبت اختراعات سوئیس در برن مشغول به کار شد. وی تا سال 1909 در کارش باقی ماند و در این مدت فعالیتهایی انجام داد که موجب انقلابی در فیزیک نظری گردید. فیزیک نیوتنی بعد از این انقلاب به عنوان یک زیر مجموعه از مفهوم گسترده تر و بنیادی تر دنیای طبیعی اینشتینی درآمد. این مفاهیم بنیادی تر در نظریات نسبیت خاص و نسبیت عالم اینشتین معرفی شده بود. جالب اینکه وی در سال 1921 جایزه ی فیزیک نوبل را نه بخاطر این نظریات جدیدش، بلکه به دلیل پژوهشهایش در زمینه ی اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. اثر فوتوالکتریک، تأثیر عمیقی در مکانیک کوانتومی که خود نظریه ای جدید و انقلابی بود، گذارده بود. در 1921، دنیای فیزیک هنوز نتوانسته بود عظمت و اهمیت نظریه های جدید اینشتین را دریابد.
فیزیک اتمها و واکنشهای هسته ای، به تازگی در قرن 20 توسعه یافته و نظریات مورد نیاز دیگری را برای فهم فعالیتهای درون خورشید و دیگر ستاره ها را بوجود آورده است. فرمول اینشتین به ما می گوید که جرم و انرژی به هم مرتبط اند، چنان که اگر ممکن باشد مقداری جرم (m) را به انرژی (E) تبدیل کنیم، مقدار انرژی تولید شده برابر با ضرب مقدار جرم در مربع سرعت نور (c2) می باشد: E = mc2
از آنجایی که سرعت نور بسیار زیاد است، مربع آن بسیار عدد بزرگتری خواهد شد. بنابراین مقدار بسیار کوچکی از جرم می تواند به مقدار بسیار بزرگی از انرژی تبدیل شود. پس اگر یک سیسنم با مقدار خاصی جرم شروع به کار کند در نهایت مقداری از جرم خود را از دست خواهد داد، زیرا به انرژی تبدیل شده است. از آنجایی که ستارگان مقادیر زیادی هیدروژن در خود دارند، می توان بررسی کرد که آیا چنین واکنشی وجود دارد که بوسیله ی این عنصر مقدار زیادی انرژی بتواند تولید کند؟
اتم : ولی قبل از اینکه دنبال چنین چیزی بگردیم، می خواهم مطالبی راجع به اتمها بگویم. اتمها همان چیزهایی هستند که تمام مواد از جمله من و شما، از آنها ساخته شده ایم. اتم ها، از دو جزء مجزا ساخته شده اند: هسته که از پروتونها با بار الکتریکی مثبت و از نوترونها با بار خنثی ساخته شده، و ابری از الکترونها که در اطراف هسته قرار دارند. به همان تعدادی که پروتون در هسته یافت می شود، الکترون نیز در اطرف هسته وجود دارد. هر الکترون دارای بار برابر و معکوس بار پروتون است. ، به همین دلیل کل یک اتم از نظر الکتریکی خنثی است. تقریبا تمام جرم اتم در هسته ی آن جمع شده است، چرا که الکترونها حدود 200 برابر سبکتر از پروتونها هستند و نوترونها جرمی برابر با پروتونها دارند. تعداد پروتونها در یک اتم (که عدد اتمی گفته می شود) تعیین کننده خواص شیمیایی عنصر است. مثلاً عنصری که 26 پروتون داشته باشد، عنصر آهن است: فراوان ترین فلز در پوسته ی زمین که بطور معمول 30 نوترون در هسته اش وجود دارد. جرم اتمی آهن برابر است با مجموع تعداد پروتونها و نوترونهایی که در هسته اش جمع شده اند یعنی 56 ( = 26 + 30) عدد که معمولاً در پشت نماد عنصر قرار می گیرد: 56Fe. اتم کمیابی با 77 پروتون، ایریدیم (193Ir) می باشد، و عنصری با 79 پروتون، فلز زیبای طلا (197Au) را می سازد.
-
شنبه 19 دی 1388
4:41 AM
نظرات(0)
چندي پيش يک فيزيک دان ايراني مقيم دانشگاه ميسوري در کلمبيا هنگام بررسي نتايج نظريه نسبيت اينشتين روي ذراتي زير اتمي که با سرعت زياد در حرکتند موفق به کشف اثر تازه و شناخته نشده اي از سياه چاله ها شده است.
سياه چاله ها كه در زمره ي عجيب ترين اجرام كيهاني به شمار مي آيند باز هم شگفتي آفريده اند و اخترشناسان را حيرت زده كرده اند. به نوشته ي هفته نامه ي علمي نيوساينتيست بهرام مشحون و همكارش كارمن چيكانك در دانشگاه ميسوري در بررسي هاي علمي خود به اين نكته پي برده اند كه سياه چاله ها مي توانند نيروهاي جزر و مدي عجيبي توليد كنند كه بر ذرات با سرعت زياد تاثيري متفاوت از ذرات با سرعت كم باقي مي گذارد. اين اثر پيشبيني نشده به اين معناست كه سياه چاله اي كه در مركز كهكشان خود ما قرار دارد مي تواند منبع پرتوهاي كيهاني بسيار پرقدرت و نادري باشد كه اخترشناسان تاثير مخرب آنها را در جو زمين مشاهده كرده اند اما تاكنون نتوانسته اند توضيحي براي منشا شان پيدا كنند. سياه چاله ها مي توانند نيروهاي جزر و مدي عجيبي توليد كنند كه بر ذرات با سرعت زياد تاثيري متفاوت از ذرات با سرعت كم باقي مي گذارد. نيروهاي جزر و مدي بر اساس نظريه ي نيوتوني هنگامي ظاهر مي شوند كه تاثير نيروي جاذبه به واسطه ازدياد فاصله كم مي شود به عنوان مثال 2 ذره كه در فواصل متفاوتي نسبت به يك سياه چاله قرار دارند تحت تاثير 2 نيروي مختلف قرار مي گيرند و يكي از آنها كه نزديك تر است شتاب بيشتري پيدا مي كند. اما توضيحي كه از طريق فيزيك نيوتوني به دست مي آيد براي شرايطي كه در نزديك سياه چاله ها برقرار است كفايت نمي كند. اخترشناسان از مدت ها قبل به اين نكته پي برده بودند كه در پلاسما(ماده در دما و فشار زياد) كه اطراف سياه چاله ها در گردش است، ذرات بنيادي و زير اتمي با سرعت بسيار زياد فراوانند. مشحون و همكارش در تلاش محاسبه اين امر بودند كه اين ذرات در ميدان جاذبه قدرتمند سياه چاله ها چگونه رفتار مي كنند. اين 2 فيزيكدان دريافتند كه تاثير ميدان جاذبه سياه چاله ها روي ذراتي كه با سرعت كم در اين ميدان حركت مي كنند دقيقا به همان نحو است كه فيزيك نيوتن پيشبيني مي كند اما در مورد ذراتي كه با سرعت نزديك به سرعت نور حركت مي كنند نتايج به دست آمده كاملا خلاف انتظار بود. ذراتي كه با سرعتي بيش از 70درصد سرعت نور300هزار كيلومتر در ثانيه حركت مي كنند رفتارشان تابع جهت حركتشان است ذرات پرسرعتي كه در امتداد محور چرخش سياه چاله ها حركت مي كنند از شتاب حركتشان نسبت به ذرات كند كاسته مي شود اما ذرات تند سرعتي كه در جهت عمود بر اين محور سير مي كنند شتابي بسيار زياد و انرژي حيرت انگيز و عظيمي كسب مي كنند. ايشان دريافتند كه تاثير ميدان جاذبه سياه چاله ها روي ذراتي كه با سرعت كم در اين ميدان حركت مي كنند دقيقا به همان نحو است كه فيزيك نيوتن پيشبيني مي كند اما در مورد ذراتي كه با سرعت نزديك به سرعت نور حركت مي كنند نتايج به دست آمده كاملا خلاف انتظار بود. نتايج بدست آمده به وسيله مشحون و همكارش شماري از رصد ها و مشاهدات توضيح ناپذيري را كه اخترشناسان در گذشته انجام داده بودند قابل فهم ساخته است. از جمله اين امور افشانه هاي بسيار پر قدرت از جنس ذرات زير اتمي است كه از قطب هاي اجرام كيهاني موسوم به((مايكروكوازارها)) به بيرون پرتاب مي شوند. تلقي اخترشناسان آن است كه مايكروكوازارها سياه چاله ها را درون خود پنهان ساخته اند. آنچه كه موجب حيرت اخنرشناسان بود آن است كه اين ذرات پر انرژي داراي شتاب كاهش يابنده هستند. علاوه بر اين از تحقيقات مشحون و همكارش چنين بر مي آيد كه رويداد هاي حيرت انگيز ديگري نيز در جهات ديگر و هنگام حركت ذرات پر شتاب رخ مي دهد كه هنوز مشاهده نشده است. به اعتقاد مشحون نيروهاي جزر و مدي كند كننده تنها در زاويه55 درجه از محور يك سياه چاله ظهور مي يابد و تنها در اين زاويه است كه ذرات زير اتمي شتاب منفي پيدا مي كنند و از سرعتشان كاسته مي شود. در همه جهت و زواياي ديگر حول اين محور اين نوع ذرات شتاب مثبت بدست مي آورند و براساس نظريه اينشتين سرعت اين ذرات مي تواند تا سرعت نور بالا برود. اگر نظريه مشحون و همكارش درست باشد سياه چاله هايي كه در كهكشان ما قرار دارند دائما ذرات پر شتاب و پر سرعتي عمدتا از جنس پروتون را به بيرون پرتاب مي كنند كه انرژي شان هنگامي كه به زمين مي رسند بيش از1020الكترون ولت است. به گفته مشحون مي توان نظريه پيشنهادي او و همكارش را با مقايسه رابطه ميان جهت ورود پرتوهاي كيهاني مافوق پرقدرت به جو زمين و موقعيت مايكروكازار ها در كهكشان راه شيري را مورد آزمايش قرار داد.
-
شنبه 19 دی 1388
4:29 AM
نظرات(0)
مرکز کهکشان ما – راه شيري - واقعا ساکت و آرام است. درحالي که بسياري از کهکشانها ها داراي سياهچاله اي فعال در مرکز خود هستند که پرتوهاي قوي الکترو مغناطيس تابش مي کنند و يا جتهاي پر انرژي ماده از آنها به بيرون فوران مي کند. ولي گويا سياهچاله ي خاموش مرکز کهکشان ما نيز دارد خود را تکان مي دهد! 300 سال پيش، با يك فوران بزرگ، سياهچالهي مرکزي كهكشان راه شيري از خواب بيدار شد. اين امر نشان ميدهد که اين سياهچاله هماکنون در دوران کم فعاليت خود به سر مي برد. چرا سياهچاله مرکزي کهکشان ما اينچنين آرام است؟ دانشمندان دريافتهاند که اين سياهچاله در گذشته فعالتر بوده است و شايد اکنون بعد از يک فوران بزرگ در دوران آرامش به سر ميبرد. دادههايي که از سال 1994 تا سال 2005 جمعآوري شدهاست، نشان ميدهند که ابرهاي گازي نزديک سياهچاله مرکزي در واکنش به تشعشع پرتو X که از محيط بيرون سياهچاله ميتابد به سرعت تابناک و سپس خاموش ميشوند. وقتي گاز با حرکت مارپيچي به درون سياهچاله فرو ميريزد، دماي آن تا ميليونها درجه زياد ميشود و شروع به تابش پرتو X ميکند. هر قدر ماده بيشتري اطراف سياهچاله باشد تشعشع پرتو X شديدتر است. 300 سال طول ميکشد تا پرتو X فاصله بين سياهچالهي مرکزي کهکشان، (*Sagittarius A)، و ابر بزرگي که سياهچاله را احاطه کرده است، ( Sagittarius B2)، را طي کند و موجب واکنش ابر شود. هنگامي که پرتو X به ابر ميرسد به اتمهاي آهن برخورد کرده و الکترونهاي نزديک هسته را برانگيخته ميکند. با بازگشت الکترونها به مدارهاي اوليه، اتمها پرتو X تابش ميکنند و ابر روشن ميشود. اين روشنايي به معني تابش نور است. با عبور پالس پرتو X ابر دوباره به روشنايي اوليه خود باز ميگردد. در Sagittarius B2 منطقه اي به وسعت تنها 10 سال نوري وجود دارد که ظرف پنج سال روشنايي آن به طور قابل ملاحظهاي زياد شده است. دانشمندان با تجزيه خط طيفي پرتو X آهن دريافتهاند که ذرات زيراتمي نميتوانند مسبب اين تابش باشند. بنابراين، احتمالا سياهچاله 300 سال پيش فوران عظيمي داشته است. مرکز کهکشان 26000 سال نوري از زمين فاصله دارد و اين به اين معنا است که ما وقايعي را ميبينيم که 26000 سال قبل اتفاق افتادهاند. سال گذشته ستاره شناسان با استفاده از مشاهدات چاندرا از انعکاس پرتو X نشان دادند که اين سياهچاله، 50 سال پيش فروان عظيمي از پرتو X داشته است. فوران 300 سال پيش در مقايسه، 10 برابر روشنتر از فوران 50 سال پيش بوده است. در آن هنگام اين جرم يک ميليون بار درخشندهتر بوده است. دانشمندان هنوز نميدانند چرا فعاليت *Sagittarius A اينطور زياد تغيير ميکند. يکي از احتمالات مطرح شده اين است که انفجار يک ابرنواختر نزديک به سياهچاله در چند قرن پيش، باعث فرستاده شدن گاز به سمت آن شده است و فرو رفتن داخل سياهچاله و ايجاد يک فورانِ موقتي قدرتمند، سياهچاله را از خواب بيدار کرده است. با اين حال، انرژي تابيده شده از اطراف سياهچالهي مذکور، هزاران ميليون بار ضعيفتر از سياهچالههاي مرکزي ساير کهکشانها است. اينکه چرا *Sagittarius A با جرمي بيش از چهار ميليون برابر خورشيد بسيار آرام است، همچنان به صورت يک راز باقي مانده است.
-
شنبه 19 دی 1388
4:28 AM
نظرات(0)
"بسم الله الرحمن الرحيم"
معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.
امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.
مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).
قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!
و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).
و اين سخن حقيقت است!
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:28 AM
نظرات(0)
تاريخچه
در طول تاريخ ، اين پديده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدنهاي كهن خورشيد گرفتگي را پديدهاي شوم ميپنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافي داشتند. چينيها عقيده داشتند كه هنگام خورشيد گرفتگي اژدهايي خورشيد را ميبلعد. در بسياري از فرهنگها خورشيد گرفتگي بلايي آسماني پنداشته ميشده است. مردم هند در خلال گرفتگي خود را تا گردن در آب فرو ميكردند و اعتقاد داشتند كه با اين كار به خورشيد و ماه كمك ميكنند تا در برابر اژدها از خود دفاع كنند.
خورشيد گرفتگي از ديدگاه علمي
اندازه ظاهري خورشيد و ماه از زمين با هم برابر است. علت اين امر آن است كه فاصله اين دو جسم از كره ما متفاوت است. در نتيجه در زمانهايي كه ماه مسقيما از جلوي خورشيد عبور ميكند قرص خورشيد در پس آن پنهان ميشود. شرط لازم و كافي براي وقوع پيوستن كسوف آن است كه زمين ، خورشيد و ماه در يك خط يا تقريبا يك خط راست قرار بگيرند، به طوري كه سايه ماه بر بخشي از زمين بيافتد كل اين سايه از دو قسمت نيم سايه كه در قسمت بيروني است نيمه دروني كه تاريك و سياه است تشكيل شده است.
در محدوده نيم سايه ماه تنها قسمتي از خورشيد را پوشانده است كه به آن خورشيد گرفتگي جزيي ميگويند. در خلال گرفت بر اثر حركت ماه و چرخش زمين سايه ماه ، زمين را از غرب به شرق طي ميكند به اين سير حركتي سير گرفتگي كلي ميگويند. هر كسي كه در اين مسير باشد خورشيد را در حالت گرفت كلي خواهد ديد اين مسير در بيشترين حالت به 320 كيلومتر ميرسد و حدود نيم در صد سطح زمين را ميپوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگي كلي روي ميدهد اما ما در طول عمرمان شايد يك بار شانس تماشا اين پديده را داشته باشيم.
كسوف تنها براي زمين
تصادف شگفتآوري است كه اندازه ظاهري قمر زمين ، يعني ماه ، به اندازه ظاهري خورشيد برابر است. گرچه خورشيد 400 بار دورتر از ماه است اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسيار بزرگ خورشيد ، در اثر مشاهده از اين فاصله زياد ، كاملا كوچك ديده ميشود. اگر اين پديده جالب توجه وجود نداشت، نميتوانستيم اطلاعات بيشتري در مورد جو بيروني خورشيد به دست ميآوريم. به جز زمين ، در هيچ يك از سيارات منظومه شمسي پديده گرفتگي خورشيد روي نميدهد.
علل كسوف
حدود 30 روز طول ميكشد تا ماه يك بار زمين را دور بزند. دو يا سه بار در هر سال ، ماه در مسير خود ، مستقيما از فاصله بيان زمين و خورشيد ميگذرد. در اين هنگام گرفت خورشيد رخ ميدهد. قرص تاريك ماه براي مدت كوتاهي همه خورشيد يا بخشي از آنرا ميپوشاند.
چرا هرگاه ماه از ميان زمين و خورشيد ميگذرد اين پديده اتفاق نميافتد؟
دليل اين امر اينست كه مدار ماه و زمين با هم زاويه دارد و در بسياري از حالات ماه از بالا يا پايين قرص خورشيد ميگذرد. مدار زمين و ماه در دو نقطه به هم بر خورد ميكنند كه به اين دو نقطه گرههاي مداري ميگويند و ماه هر گاه در اين گره با زمين و خورشيد در يك خط قرار بگيرد خورشيد گرفتگي صورت ميگيرد.
انواع كسوف
كسوف كامل :
در اين حالت ماه در نزديكترين فاصله خود به زمين قرار دارد و در يك خط راست نيز قرار دارند. در اين حالت كل قرص خورشيد در پشت ماه پنهان ميشود. سايه ماه فقط چند كيلومتر از سطح زمين را در بر ميگيرد و به موازات حركت ماه در مدار خود ، يك مسير طولاني منحني شكل در روي زمين ميپيمايد. تنها كساني ميتوانند گرفتگي خورشيد را ببينند كه در جايي از اين مسير باريك و طولاني واقع باشند.
در هر نقطه ، مدت گرفتگي كامل ، بيشتر از دو تا پنج دقيقه طول نميكشد. هر چه گرفتگي كامل نزديكتر ميشود، آسمان تاريكتر ميشود. و ستارگان بيشتري پديدار ميشوند. هنگامي كه قرص خورشيد كاملا پوشانده ميشود. هاله سفيد رنگ درخشاني در اطراف ماه ميدرخشد. اين همان تاج است كه به صورت هالهاي از گازهاي رقيق و داغ از خورشيد جريان دارند. در كنار قرص سياه ماه ، حلقه باريك و سرخرنگي از گازهاي خورشيد به چشم ميخورد كه فام سپهر نام دارد.
كسوف جزئي :
ساعتي پيش از آغاز گرفتگي كامل ، ماه شروع به پوشاندن بخشي از خورشيد ميكند. در اين مرحله گرفتگي صرفا حالت جزئي دارد. در نواحي وسيعي در هر دو سوي مسير گرفتگي ، تنها گرفتگي جزئي قابل روئيت است. در بر خي گرفتگيها فقط نيم سايه با زمين در تماس است و تمام سايه از افراز قطبين مي گذرد. طبعا اين نوع خورشيد گرفتگي در قطبين صورت ميگيرد.
كسوف حلقهاي :
فاصله خورشيد تا زمين و نيز فاصله تا ماه ثابت نيست. اين فاصلهها اندكي تغيير ميكنند. هنگامي كه زمين از حالت عادي خورشيد نزديكتر و از ماه دورتر است. اندازه ظاهري ماه كوچكتر از اندازه ظاهري خورشيد ميشود. اگر در اين مواقع گرفتگي رخ دهد، ماه نميتواند قرص خورشيد را به طور كامل بپوشاند. در نتيجه حلقه درخشاني از نور خورشيد دور تا دور ماه را فرا ميگيرد. اين حالت را گرفت حلقهاي مينامند. در گرفت حلقهاي ، آسمان همچنان روشن است و تاج خورشيدي نيز ديده نميشود. به اين دليل ، ارزش علمي گرفت حلقهاي كم است.
ثبت كسوف
مردم در زمانهاي قديم از گرفتگي خورشيد ميترسيدند. آنها علت گرفتگي را نميدانستند و خيال ميكردند كه ممكن است خورشيد براي هميشه ناپديد شود. امروزه گرفتگي كامل ، براي اخترشناسان فرصت گرانبهايي است تا بخشهاي كم نورتر تاج و نيز لايه فام سپهر را مطالعه كنند. مدتها پيش از آنكه گرفتگي رخ دهد. برنامه ريزي دقيقي صورت ميگيرد، تا چندين هيئت در مسير گرفت مستقر شوند.
اخترشناسان تلاش ميكنند تا محلهايي را انتخاب كنند كه در مدت كوتاهي ، گرفتگي ابري نباشد. طي چند دقيقه قابل استفاده ، دوربينها و دستگاه ها ، همزمان به عكسبرداري و آزمايشهاي مختلف مشغول ميشوند. حتي برخي از گروههاي پژوهشگر در حالي كه دستگاهها را در هواپيما جاي ميدهند. مطالعات خود را هنگام پرواز انجام ميدهند. آنها با اين روش مي توانند از مزاحمت ابرها به دور باشند و نيز با پرواز هواپيما ، مسير سايه ماه را دنبال كنند. از اين رو به مدت مشاهده گرفتگي چندين دقيقه افزوده ميشود.
اهميت علمي كسوف
ارزش علمي خورشيد گرفتگي به بررسيهايي است كه هنگام گرفتگي كلي ميتوان انجام داد كه در مواقع ديگر عملا غير ممكن است. وقتي ماه قرص خورشيد را ميپوشاند لايههاي خارجي جو خورشيد را ميتوان رصد كرد. با پديدار شدن ستارهها ميتوان انحناي فضا - زمان را اندازه گيري كرد با محاسبه زمان تماس اول ماه با خورشيد ميتوان به جزئياتي در حركت مداري ماه و زمين پيبرد. ميتوان ستارگان دنبالهداري را كه در حضيض هستند را بررسي كرد. و ...
در قرن اخير مهمترين سنجش هاي خورشيد گرفتگي اندازه گيري مكان ستارههاي قابل روئيت در اطراف خورشيد و تاييد تجربي نسبيت عام انيشتين است. نسبيت عام پايه كهكشان شناسي نوين است.
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:25 AM
نظرات(0)
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:13 AM
نظرات(0)
ناهید یا زهره (چنگزن نام ادبی ناهید است)دومین سیاره منظومه شمسی (به ترتیب فاصله از خورشید) است. دارای ابرهای ضخیمی است که سطح آن را غیر قابل رویت میکند و قسمت زیادی از گرمای خورشید را جذب میکند. این جذب اضافی گرما، که به سبب پدیده گلخانهای صورت میگیرد، گرمای متوسط آنرا بیشتر از هر سیاره دیگری در سامانه خورشیدی کردهاست. زهره از خیلی جهات شبیه زمین است. ناهید دارای آتشفشانهای فعال، «ناهیدلرزه» و کوهوارهاست. تفاوت بزرگ ناهید با زمین جو آن است که آن را آنقدر گرم کردهاست که در آن زندگی غیر ممکن است (دمای میانگین ۴۴۹ درجه سانتی گراد).
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:07 AM
نظرات(0)
فکر میکنی، بتوانیم به سمت خاصی از فضا اشاره کنیم و ادعا کنیم که این جا مرکز جهان است؛ همان جایی که انفجار بزرگ اتفاق افتاد؟
همواره "مرکز جهان" موضوع مورد توجه بشر بوده است. طی سالها، انسان، مانند کودکی که خود را کانون توجه همه میداند، معتقد بود که زمین مرکز کیهان است. برخی از منجمهای یونان باستان، جهان را متشکل از دو کره میپنداشتند؛ یکی زمین و دیگری آسمان، با ستارهای پولک دوزی شده.
در قرن ۱۵ میلادی یعنی حدود ۶۰۰ سال پیش نیکلاس کوپرنیک، منجم لهستانی، نظریهی جدیدی را در مورد شکل قرارگرفتن اجرام آسمانی ارائه کرد که با وجود آنکه هنوز با واقعیت فاصله داشت، ذهنیت بشر را تا حدودی نسبت به جهان اصلاح کرد. در نظریهی کوپرنیک خورشید در مرکز جهان قرار گرفته است و زمین و دیگر سیارات به دور آن میچرخند. اما وی همچنان تصور میکرد که صفحهای کروی که ستارگان این منظومه خورشیدی را در بر گرفته، همان منظرهی آسمان شب است.
امروزه پس از تأیید و رد نظریههای فراوان، میدانیم که نه تنها ما در مرکز کیهان قرار نگرفتهایم، بلکه اصولا جهان ما فاقد مرکز است.
از نظر دانشمندان "بیگ بنگ" نام پدیدهای است که به آغاز جهان انجامید و اغلب به نوعی انفجار بزرگ تعبیر میشود. مشکل این تصور آن است که انفجار، اغلب یک نقطهی مرکزی دارد ؛مثل یک شمع، جرقه و یا یک بمب و در جهت خاصی منتشر میشود، ولی در مورد "انفجار بزرگ" این امر،صادق نیست. در واقع ما برای توضیح این رویداد چارهی دیگری نداریم و از شبیهترین موارد قابل لمس برای کمک به فهم آن استفاده میکنیم.
"انفجار بزرگ" نمیتوانسته در نقطهی خاصی از جهان رخ داده باشد، چرا که اصلا قبل از آن جهانی وجود نداشته.
طبق تخمین دانشمندان از عمر جهان، این انفجار حدود ۱۴ میلیارد سال پیش به طور یکسان آغاز و منتشر شده است و "فضا" و "زمان" را با مفهومی که ما امروزه میشناسیم ایجاد کرده. فضا از همان لحظه شروع شده و در حال گسترش و انبساط است. این روند هنوز هم ادامه دارد.
حالا فرض کنیم که تلسکوپی بسیار قوی داریم و با آن بتوانیم تا هر جا که دوست داشته باشیم رصد کنیم. در آن صورت آیا قسمتی از جهان که در طرف راست ما قرار گرفته از ناحیهای که در سمت چپ ماست، بزرگتر است؟
خیر، کیهان در تمامی جهات ما یکسان است. پس، آیا به نظر شما این به معنی آن نیست که ما در مرکز جهان قرار گرفتهایم؟خیر برای درک بهتر، یک بادکنک باد شده را در نظر بگیرید که با خودکار، تعداد زیادی نقطه روی آن علامت گذاری شده. تصور کنید که این بادکنک دنیای شماست و شما یکی از آن نقطهها هستید. توجه کنید که شما فقط مجاز به حرکت روی سطح بادکنک هستید - نه در درون یا بیرون آن. حال از محلی که قرار گرفتهاید به دنیای بادکنکی خود نگاهی بیندازید. متوجه میشوید که تمامی جهات، یکسان به نظر میرسد، ولی این به آن معنی نیست که شما در مرکز آن قرار گرفتهاید. در واقع دنیای دو بعدی شما، اصلا مرکزی ندارد.
حال تصور کنید که بادکنک را هرچه بیشتر باد میکنیم. میبینید که تمامی نقاط در حال فاصله گرفتن از شما هستند و به نظر میرسد که همه چیز در حال دور شدن است، اما همچنان میدانید که شما مرکز این انبساط نیستید. اندکی مشکل به نظر میرسد، ولی وضعیت جهان سه بعدی ما نیز بسیار مشابه همین است. فضا خمیده است و این موجب میشود که رفتار آن شبیه پوستهی بادکنک باشد.
● انبساط بدون مرکز!
اینکه جهان عظیم ما چگونه به وجود آمده و چه خواهد شد، اصولا مفهوم پیچیدهای است که گاهی خارج از حد تصور و درک بشر است. دنیا با یک انفجار آغاز شده و در حال گسترش است.
این گسترش تا کی ادامه خواهد داشت؟
آیا امکان دارد که زمانی متوقف شود و یا مثلا دوباره جمع شده به نقطهی اولیه باز گردد؟
انفجار بزرگ چگونه رخ داد و علت آن چه بود و قبل از آن چه؟چهگونه میتوان از زمانی سخن گفت که اصلا در آن زمانی وجود نداشته؟
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:05 AM
نظرات(0)
اگر خواهان آن باشيد كه به دورترين نقاط فضا دست يابيد، طبيعتا با تلسكوپ هاي معمولي نمي توانيد. شما نياز داريد تا كهكشاني پرجرم و قدرتمند را مهار كنيد تا نور را از كهكشان هاي دور خميده كند (لنز گرانشي). گروهي از اخترشناسان اروپايي توانستند يكي از بهترين موارد لنزهاي گرانشي را ثبت كنند (حلقه اينشتن)، لنز گرانشي و كهكشاني بسيار دور از ما كه به صورت رشته اي ثبت شده اند، اين ثبت زيبا را نعل اسب كيهاني ناميدند.
اين كشف توسط تني چند از اخترشناسان اروپايي (از دانشگاه هاي اروپا تا روسيه) انجام شد و نتايج آن با عنوان "نعل اسب كيهاني : كشف حلقه اينشتن حول كهكشان غول پيكر و درخشان قرمز." در نشريه Astrophysics انتشار يافت.
اين پديده هنگامي آشكار شد كه اطلاعات سنگين در نقشه برداري ديجيتال از آسمان (Sloan Digital Sky Survey) ثبت شدند. اين نقشه برداري به وسيله تلسكوپ روباتيك و تصوير برداري از آسمان شب (كه سرانجام نقشه اي حاوي 25% آسمان شامل 100 ميليون جرم منتشر كرد) حاصل شد. اخترشناسان به طور منظم به آسمان مي نگرند و از ميان پهنه وسيعي از اطلاعات، اجرامي شگرف را ثبت مي كنند.
نعل اسبي كيهاني، اي چنين...
در آن هنگام، آنها مشاهدات خود را با تلسكوپ 2.5 متري آيزاك نيوتن در لاپالما و 6 متري BTA در روسيه پيگيري كردند. همچنين جزئيات درعكس آن نيز سبب شد كه به تصميم در مورد اطلاعات ساختار شيميايي لنز و جرم مورد تاثير آن كمك شود.
به تصوير نگاه كنيد، شما مي توانيد كهكشاني كروي و قرمز را كه توسط حلقه اي آبي رنگ احاطه شده است را مشاهده كنيد. درحقيقت اين نسبيتي است كنار يك كهكشان، كهكشان قرمز در فاصله 4.6 بيليون سال نوري از ما واقع است (لنز) و حلقه آبي يا همان كهكشان ديگر، در فاصله 10.9 بيليون سال نوري از ما قرار دارد ( جرم تحت تاثير لنز).
در نگاه ما دو رشته قابل ديد است، كه در حقيقت همان نور است كه به سبب لنز گرانشي كانوني شده است. نور در تمايل خود به سمت زمين مي آيد. تمام نورها به منجمان اجازه مي دهد كه آنچه را كه تمايل به مرئي بودن دارد، ببينند. در حقيقت، دو رشته از نور همان كهكشان اند كه تحت تاثير لنز گرانشي قرار گرفته اند و به صورت 300 درجه، اطراف لنز را احاطه كرده اند.
لنز بسيار پرجرم است، و به صورت كهكشان قرمز كه داراي 5 تريليون جرم خورشيد است، مي درخشد. براي مقايسه كهكشان راه شيري ما جرمي معادل 580 بيليون جرم خورشيدي دارد.
و جرمي فقط براي تلسكوپ...
در فاصله بسيار دور، كهكشان تحت تاثير لنز، كهكشاني با ستارگان انفجاري و دستخوش تلاطم سرعت شكل گيري ستارگان است، اينها مداركي به دست آمده از طيف نور آبي كهكشان است. اگر چنين لنزي در اين ناحيه قرار نداشت منجمان هرگز نمي توانستند چنين اطلاعاتي را از آن كهكشان بدست آورند. اما به علت وجود لنز، نور در اثر گرانش كانوني شده و به صورت حلقه اي دور لنز درآمده است. در صورتي كه اين جرم 10.9 بيليون سال نوري از ما فاصله دارد، آن را اكنون مشاهده مي كنيم، در زماني كه جهان 3 بيليون سال كوچكتر بود.
اين كشف به منجمان كمك مي كند تا در دو مورد پيشرفت كنند، توزيع ماده تاريك اطراف كهكشان قرمز و شكل گيري ستارگان در اوايل جهان.
ايليا تيموري
-
دوشنبه 14 دی 1388
4:00 AM
نظرات(0)
منظومه ها منظومه به مجموعه اي از اجرام سنگين و سياراتي گفته ميشود كه همگي به دور يك ستاره در حال گردشند. منظومه شمسي خورشيد بزرگترين و مهمترين جرم آسماني در منظومه شمسي است كه 8/99 درصد جرم منظومه شمسي را به خود اختصاص داده است.بيشتر گرما، نور و انرﮊي لازم براي تشكيل و ادامه حيات توسط خورشيد تامين مي شود. لايه هاي بيروني خورشيد داغ و متلاطم است. گازهاي داغ و ذرات باردار پيوسته از اين لايه به فضا متساطع مي شوند. اين جريان گازها و ذرات، بادهاي خورشيدي را ايجاد مي كنند كه بر همه چيز در منظومه شمسي مي وزند.
ما با منظومه شمسي به خوبي آشناييم. منظومه اي مشتمل از زمين و هفت سياره اصلي و خورشيد. علاوه بر سيارات اجرام كوچك فراواني در منظومه شمسي گرد خورشيد در حركتند از جمله كوتوله ها، سنگ هاي آسماني و ستاره هاي دنباله دارو همينطور ابرهاي نازكي از گازها و غبار كه به آنها ابرهاي ميان سياره گفته مي شود. بيش تر از 100 قمر طبيعي نيز در اين منظومه در چرخشند.
به جز خورشيد، زمين و ماه اجرام بسيار ديگري نيز وجود دارند كه با چشم غير مسلح قابل رصدند از جمله سيارات عطارد، زهره، مريخ، مشتري و زحل همينطور شهاب سنگ ها و ستارگان دنباله داري كه به طور موقت قابل مشاهده اند.
اجرام بسيار زياد ديگري نيز توسط تلسكوپ ها در منظومه شمسي رصد شده اند.
از سال 1990 ستاره شناسان سيارات زياد ديگري در اطراف ستاره هاي دوردست كشف نموده اند. با مطالعه بر روي اين اجرام و نحوه گردششان به دور ستاره مركزي، دانشمندان اميدوارند اطلاعات كلي تر و جامعي در خصوص منظومه ها به دست آورند. براي مثال مي دانيم كه درمنظومه ما چهار سياره كوچك با سطوح سخت و نزديك به خورشيد به نامهاي عطارد، زهره، زمين و مريخ همينطور چهار سياره غول پيكر با سطوح غير جامد گازي در فاصله دورتر از خورشيد به نامهاي مشتري، زحل، اورانوس و نپتون وجود دارند اما كشف ستاره اي كه داراي چندين سياره غول پيكر گازي كه در مدارهاي نزديك به آن ستاره در گردشند مايه حيرت دانشمندان و ستاره شناسان گرديد. براي مثال يك سياره تقريبا به اندازه مشتري حول مداري به دور ستاره 51 پگاسي (51 Pegasi) كشف شده. فاصله مدار اين سياره تا ستاره نسبت به فاصله مدار سياره عطارد در منظومه شمسي به خورشيد، كمتر است.
طبق قانون كپلر(Johannes Kepler) ستاره شناس آلماني در اوايل قرن 17 سيارات در مدارهايي بيضي شكل حركت ميكنند كه خورشيد در يكي از كانونهاي آن قرار دارد.
چهار سياره داخلي (نزديك به خورشيد) عمدتا حاوي آهن مي باشند. به اين چهار سياره، زميني ها گفته مي شود چون از لحاظ اندازه و تركيبات بسيار شبيه زمينند. چهار سياره بيروني (دورتر از خورشيد) گلوله هاي عظيم گاز هستند. تقريبا بيشتر جرم آنها را هيدروﮊن و هليم تشكيل مي دهد كه همين امر باعث گرديده كه اين سيارات بيشتر شبيه خورشيد باشند تا زمين. لايه هاي زيرين اين سيارات ابرهاي ضخيم از گازست ولي ممكن است هسته بعضي از آنها جامد باشد.
سياره ها ي كوتوله يا سياركها اجرام گرد كوچكي هستند كه دور خورشيد مي چرخند. بر خلاف سيارات اين اجرام كوچك نيروي گرانش قابل ملاحظه اي براي تاثير گذاري بر حركت اجرام ديگر ندارند. اين سياركها اغلب به همراه دسته هايي از اجرام آسماني كوچك تر از خود در حركتند. به عنوان مثال در مداري به نام كمربند اصلي كه مابين مدارهاي مريخ و مشتري قرار دارد ميليونها جرم كوچك آسماني و سياره كوتوله در گردشند.
سياركهاي ديگري نيز در مداري به نام كمربند كايپر(Kuiper)، دورتر از مدار نپتون در گردشند. اين مدار يكپارچه مملو از اجرام كوچك نظير شهاب سنگها و اجرام يخ زده و غيره است. در مقايسه با سياره ها، اجرام موجود در كمربند كايپر به حركات و گردش نامنظم درمدار خود گرايش دارند. از جمله سياركهاي موجود در اين منطقه مي توان به پلوتو و 2003 يو بي 313 (2003 UB313) كه از پلوتو بزرگتر است نام برد.
به جز عطارد و زهره بقيه سيارات منظومه شمسي داراي قمر مي باشند. سيارات دروني (سياره هاي نزديك به خورشيد) قمرهاي كمي دارند. زمين يك قمر و مريخ داراي دو قمر كوچك است اما سيارات بيروني (سياره هاي دور از خورشيد) با تعداد زياد قمرهايشان، هر كدام مثل يك منظومه مي باشند. مشتري داراي حداقل 63 قمر است. از بين اين قمرها، چهار قمر كه از همه بزرگترند به نام گاليله (Galileo) ثبت شده اند. اين ستاره شناس ايتاليايي د رسال 1610 موفق به كشف آنها با يكي از بدوي ترين تلسكوپ ها شد.
بزرگترين قمر مشتري كه بزرگترين قمر موجود در منظومه ما نيز مي باشد گانيمد (Ganymede) نام دارد. اين قمر از عطارد نيز بزرگتر است. سياره زحل داراي حداقل 56 قمر مي باشد. بزرگترين قمر زحل، تيتان (Titan)، جوي ضخيم تر از جو زمين دارد و از عطارد بزرگتر است. اورانوس حداقل 27 قمر دارد و نپتون داراي 13 قمر است. احتمال وجود قمرهاي بيشتر حول سياره هاي غول پيكر بيروني كه هنوز كشف نشده باشند بسيار زياد است.
بعضي از سيارك ها و اجرام كوچك آسماني نيز داراي قمر هستند. پلوتو داراي قمريست كه نصف خود اين سياره كوتوله است و " 2033 يو بي 313 " قمري دارد كه تقريبا يك هشتم آن است.
حلقه اي از غبار و اجرام كوچك پيرامون همه سياره هاي غول پيكر را وجود دارد. حلقه زحل براي ما آشناترين حلقه است اما حلقه هاي باريكي نيز حول مشتري ، اورانوس و نپتون وجود دارند.
ستاره هاي دنباله دار، توپهاي يخي هستند كه ساختمان آنها متشكل از يخ و سنگ است. زمانيكه يكي از اين توپهاي يخي به خورشيد نزديك مي شود، بخشي از يخهاي موجود در مركز آن بخار مي شوند اين بخار تحت تاثير بادهاي خورشيدي قرار گرفته و به شكل دنباله اي براي توپ يخي در مي آيد و به اين شكل ستاره اي دنباله دار به وجود مي آيد.
ستاره شناسان ستاره هاي دنباله دار را در دو گروه اصلي طبقه بندي كرده اند. گروه دوره طولاني، كه بيش از 200 سال طول مي كشد تا يك دور كامل حول خورشيد بزنند و گروه دوره كوتاه كه دور خود را در مدت زماني كمتر از 200 سال طي مي كنند.
ستاره هاي دنباله دار اين دو گروه متعلق به دو منطقه متفاوت در منظومه شمسي هستند. ستاره هاي گروه دوره طولاني در منطقه اي به نام ابر اورت (Oort) مستقرند. ابر اورت نام گروهي از ستاره هاي دنباله داريست كه در فاصله اي دورتر ازمدار پلوتو قرار گرفته اند. نام اين منطقه از نام ستاره شناس آلماني، جان اورت (Jan H. Oort) گرفته شده است. وي براي اولين بار حضور اين ابر را اعلام نمود. ستاره هاي دنباله دار دوره كوتاه در كمربند كايپر هستند. در هر دو منطقه ابر اورت و كمربند كايپر، اجرامي ديده مي شود كه مربوط به دوره شكل گيري سيارات در منظومه شمسي است.
سياره هاي كوچك ديگري نيز در اين منظومه حضور دارند كه در واقع سنگهاي آسمانيند. مدار بعضي از اين اجرام بيضي شكل است و به قسمتهاي دروني تر از مدار زمين و حتي مدار عطارد نيز مي رسند. مدار بعضي ديگر دايره شكل است و در فضاهايي ميان مدارهاي سيارات بيروني قرار دارد. بيشتر اين اجرام در فضايي به نام كمربند سنگهاي آسماني، در فضايي بين مدارهاي سياره هاي مريخ و مشتري در حال گردش به دور خورشيدند. اين منطقه شامل بيش از 200 سنگ آسماني مي باشد كه قطر آنها بيش از 100 كيلومتر(60 مايل) است. دانشمندان تخمين مي زنند كه بيش از000/750 سنگ آسماني با قطر بيش از 1 كيلومتر (5/3 مايل) و ميليون ها سنگ كوچك تر در اين كمربند وجود دارند. در اين منطقه حتي سنگهايي يافت شده كه چندين سنگ كوچك تر حول آنها در گردش است.
شهاب سنگهاي كوچك نيز گروهي از اجرام فلزي يا صخره اي هستند. زمانيكه اين اجرام وارد جو زمين مي شوند، رده اي نوراني به جاي مي گذارند كه ناشي از تلاشي و تجزيه آنهاست.
برخي از اين اجرام كوچك پس از عبور از جو، به زمين برخورد مي كنند. بيشتر اين شهاب سنگها اجرامي هستند كه در كمربند سنگهاي آسماني تشكيل شده اند. در اواخر قرن بيستم ستاره شناسان شهاب سنگهايي را كشف كردند كه از مريخ و ماه مي آمدند. خيلي از شهاب سنگها قطعات جدا شده از ستاره ها ي دنباله دارند.
در منظومه شمسي، منطقه اي وجود دارد شبيه به قطره اشك. اين منطقه آكنده از ذرات باردار الكتريكي مي باشد كه توسط خورشيد توليد شده اند. دانشمندان هنوز ابعاد دقيق اين منطقه را اندازه گيري نكرده اند ولي گمان مي رود كه وسعت اين منطقه از قسمت لبه پايين اشك، حدود 15 بيليون كيلومتر(9 بيليون مايل) باشد.
-
دوشنبه 14 دی 1388
3:59 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



