از فاکتورهای موثر در کیفیت محصول و بهره دهی ، کود دهی مهمترین عامل است. خوشبختانه تولیدکنندگان می توانند حاصل خیزی خاک را با مدیریت وضعیت مواد مغزی گیاه ، کنترل کنند. وضعیت مواد مغزی یک فاکتور غیر قابل مشاهده در رشد گیاه است. اگر بهم ریختگی توازن به قدری باشد که نشانه های واقعی قابل روئت در گیاه ظاهر شوند ، تنها راه دانستن این که آیا محصول به اندازه کافی تغذیه کرده ، تجزیه ی بافت گیاهی طی فصل رشد است. تجزیه ی بافت گیاهی با آزمایشگاه تست خاک NMSU ، گیاه و هوا پیشنهاد می شود. تجزیه بافت گیاهی چه چیز را نشان میدهد؟ تجزیه بافت گیاهی وضعیت مواد مغذی گیاه ، در زمان نمونه برداری را نشان می دهد . و روشن است که ، نشان میدهد ، آیا غذا رسانی خاک کافی است یا نه . به علاوه ، تجزیه بافت گیاهی ، کمبودها ی غیر قابل روئت را آشکار خواهد کرد. ممکن است نشانه های مرئی کمبود را تایید کند. همچنین ممکن است سطوح سمی آشکار شوند. گرچه ، معمولاً بعنوان یک ابزار تشخیص ، برای اصلاح مشکلات تغذیه ای آینده مورد استفاده بوده و تجزیه بافت گیاهی از گیاهان جوان اجازه می دهد، تا یک کود دهی صحیح در همان فصل شود. هر ظاهر غیر طبیعی بعلت کمبود نیست . ممکن است به علت مقادیر بیش از حد اطمینان عناصر باشند. همچنین ممکن است نشانه های یک کمبود مانند یک کمبود دیگر باشد . در صورتی که ، نمونه های بافت گیاهی از مزرعه ای آمده اند که از علف های هرز، حشرات ، و بیماریهای جسمی پر شده ، یا اگر گیاهان تحت تنشهای رطوبتی بوده اند یا اگر گیاهان صدمات مکانیکی دیده اند ، می تواند تشخیص داده شود . مهمترین استفاده ی آنالیز بافت گیاهی ، استفاده بعنوان یک ابزار نشانگر، برای تشخیص کفایت روش های کود دهی است. در نمونه برداری از یک محصول در فواصل معین ، طی فصل رشد یا یکبار در هر سال ، باید حجم مواد مغذی که طی فصل رشد یا از یک سال تا سال دیگر استفاده می شوند حفظ شود . با اطلاعات آزمون خاک و یک گزارش آنالیزگیاه ، یک تولید کننده می تواند به دقت تجربه های کود دهی را برای نیازهای ویژه ی خاک-گیاه ساماندهی کند . هم چنین اگر تجزیه گیاه نشان دهد ، یک مشکل طی فصل رشد مستعد توسعه است ، برای پیشگیری از تنش های مواد غذایی در یک محصول مفید است .
-
شنبه 5 دی 1388
3:07 AM
نظرات(0)
خاک ژله ای توسط باغبانی علمی عرضه می گردد.
رزينهاي سوپرجاذب (سوپرآب) مواد اصلاحكننده جديدي هستند كه به تازگي كاربرد وسيعي پيدا كردهاند. اين هيدروژلها، پليمرهايي به شدت آبدوستاند كه ضمن برخورداري از سرعت و ظرفيت زياد جذب آب، به مثابه آب انبارهاي مينياتوري عمل كرده و در موقع نياز ريشه، به راحتي آب و مواد غذايي محلول در آب را در اختيارريشه گياه قرار ميدهند. مقدار آبي كه در خاك ذخيره ميشود به ظرفيت نگهداري رطوبت خاك نيز بستگي دارد.
· فلاورژل کاملا بهداشتی است و آلودگی های متداول خاک معمولی را به همراه ندارد.
غیر سمی است و مصرف اتفاقی آن برای اطفال و حیوانات خانگی کاملا بی ضرر است.
از پلیمرهای قابل تجزیه در محیط زیست ساخته شده هیچ گونه آلودگی زیست محیطی ایجاد نمی کند.
باکتری ها و حیوانات موذی همچون پشه در فلاورژل رشد نمی کنند.
کاملا بی بو می باشد و در بسته بندی های ١٥-١٠ گرمی عرضه می شود.
در سه نوع پودری (گرانول) ، مکعبی (کیوبیک) و گرد (مرواریدی) متناسب با سلایق و کاربرد های مختلف عرضه می گردد.
برای اکثر کیاهان آپارتمانی و زینتی، انواع بذر و سبزی قابل استفاده بوده، مراحل رشد ریشه گیاه قابل مشاهده است.
باعث کاهش فواصل آبیاری تا یک ماه می شود،زیرا قادر است آب ومواد غذایی مورد نیاز گیاه رادر خود جذب نموده و به تدریج در اختیار گیاه بگذارد . پس از جذب آب بین ٤٠ تا ٨٠ برابر حجم اولیه اش افزایش حجم خواهد داشت.
با مواد مغذی مورد نیاز گیاه از قبیل نیتروژن ،فسفر، پتاسیم وسایر عناصر مفید غنی شده است، مانند یک مخزن کوچک در کنار ریشه گیاه عمل میکند.
رفع مشکلات کشاورزی
-
شنبه 5 دی 1388
3:06 AM
نظرات(0)
تا كنون بيش از 300 هزار نوع، گياه شناخته شده است. گياهان از آغازيان و قارچها پيچيده ترند. بيشترشان پر سلولي و كلروفيل دارند و غذاي خود را ميسازند. گياهان نميتوانند مانند جانوران حركت كنند و داراي بافتها و اندامهاي مشخص هستند.
سلولهاي گياهي بر خلاف سلولهاي جانوري داراي ديواره اسكلتي ميباشند. اين ديواره به سلول شكل هندسي معيني ميدهد. بيشتر گياهان آب و نمكها را از راه ريشه جذب ميكنند و توسط لولههاي باريكي به ساقه و برگها انتقال ميدهند. به اين مجموعه لولهها آوندي ميگويند. گياهاني را كه داراي دستگاه آوندي هستند، گياهان آوندي ميگويند.
گياهان گلدار جزو گياهان آوندي هستند. برخي از گياهان، نظير جلبكها و سرخسها و خزهها، ريشه و ساقه و برگ واقعي ندارند. اين گياهان را بدون آوند مينامند. گياهان بدون آوند دانه توليد نميكنند.
جلبكها، خزه گياهان، گياهان آوندي است.
جگر و انتها و خزهها هستند.
دم اسبيان، پنجه گرگيان، پرسانان هستند.
سرخسها، نهاندانگان، بازدانگان است. نهاندانگان نيز شامل دو رده تك لپهايها و دو لپهايها هستند.
جلبگها، لايه سبز رنگ روي آبهاي راكد را پديد ميآورند. جلبكها از آنجايي كه كلروفيل و ديواره اسكلتي دارند، جزو گياهانند. بر حسب رنگ به 3 گروه: قرمز، سبز و قهوهايي، طبقه بندي شدهاند.
يكي از جلبكهاي پر سلولي سبز اسپيروژير است كه ساختمان رشتهاي دارد. چون كلروپلاتها درون سلول، فنر مانند است. به آن اسپيروژير ميگويند. هر رشته از اين جلبكها از سلولها كه مانند زنجير به دنبال هم قرار گرفتهاند، درست ميشوند.
جلبك اسپيدوژير در شرايط مساعد به طريق قطعه قطعه شدن توليد مثل ميكنند. در شرايط نامساعد به روش جنسي توليد مثل مي كنند. دو سلول از دو ريسه نزديك به هم با هم تركيب ميشوند و تخم را پديد ميآورند. تخم، داراي پوسته ضخيمي است و در شرايط مساعد ميرويد.
كرولاله از جلبكهاي تك سلولي است. اين جلبك حاوي پروتئين زيادي است و ميتواند منبع غذايي منابعي براي نسلهاي آينده باشد.
خزهگيان در جاهاي مرطوب و سايه ميرويند، پوشش سبز مخمل گونه روي درختان جنگلي را خزه گيان پديد ميآورد. در همه آنها كركهاي ظريف و ميكروسكوپي به نام ريزوئيد وجود دارد كه عمل جذب آب و نمكها به عهده آنهاست. قامت آنها از حدود 1 سانتيمتر تجاوز نميكند.
هپاتيكها يا جگرواشها پيكر پهن و برگ مانندي دارند كه بر روي زمين گسترده ميشوند. بر روي ريسهها چترك ماده و چترك نر تشكيل ميگردد. در زير چترك ماده، اركگونها كه منشأ تشكيل گامتهاي ماده هستند، به وجود ميآيند. در بالاي چترك نر، آنتريديها به وجود ميآيند، كه منشأ تشكيل گامتهاي نر هستند.
وقتي مراحل توليد مثل، ايجاد ميشود، آنترروزئيدها آزاد ميشوند و به كمك تاژكها شنا ميكنند و خود را به آراكگونها ميرسانند. آنتروزئيد تخمك را بارور ميكند و سلول تخم تشكيل ميگردد. تخم باور شده به سلول مادر هاگ تبديل ميشود.
در مرحله دوم، پس از بارور شدن تخم و توليد هاگ كه مرحله رشد غيرجنسي محسوب ميشود، رشتههايي از تخم خارج ميگردد كه بر روي آنها هاگدانهايي را دارد. هاگها يا نر هستند يا ماده، وقتي هاگدان ميرسد از بالا باز ميشود و مقداري هاگ از آن خارج شده در هوا پراكنده ميشود. هاگهاي پراكنده شده در رطوبت و حرارت مناسب رشد ميكند و گياه جديدي را به وجود ميآورد كه بر روي آنها چتركهاي نر و چتركهاي ماده تشكيل ميگردد.
خزهها علاوه بر ريزوئيد اجزاي ساقه مانند و برگ مانندي دارند. در انتهاي برخي از ساقههاي خزه، اندامهاي جنسي ماده يا آركگون و در انتهاي برخي ديگر اندام جنسي نر يا آنتريدي پديد ميآيد.
گامت نر تاژك دار، خود را آزاد ميسازند و وارد آركگون شده و با گامت ماده تركيب ميشود و تخم را پديد ميآورند. از تقسيمات تخم در درون آركگون، يك ميله پديد ميآيد كه انتهاي آن برآمده ميشود و هاگدان را ميساز و در محيط مساعد كه كلاهك هاگدان ميافتد و هاكها آزاد ميشوند هاگها در جاي مرطوب رويش خود را آغاز ميكنند.
بسياري از انواع گياهان آوندي اوليه، که زماني به فراواني در سطح زمين يافت ميشدند از بين رفتهاند و امروزه تعداد كمي در روي زمين زيست ميكنند كه جثه اغلب آنها حتي به يک متر هم نميرسد.
1ـ دم اسبيان
2ـ پنجه گرگيان
3ـ پرسانان
ساقه دم اسب بند بند و تو خالي است. بخشي از ساقه داخل خاك قرار ميگيرد، پر دوام و داراي ريشه است. ساقههاي هوايي دو نوع ميباشند:
ساقههاي زايا و نازا. در بهار، در انتهاي ساقه زايا، اندام زايشي يا سمبله هاگ زا به وجود ميآيد. در زير فلسهايي كه روي سمبله هاگ زا را ميپوشاند، هاگدانها و در درون آنها هاگ به وجود مي آيد.
پنجه گرگيان داراي ريشه، ساقه و برگهاي كوچكند، در اين گياهان، هاگدانها اغلب بر روي برگهاي ويژهاي كه اجتماع آنها مخروطي شكل هستند به وجود ميآيند. پنجه گرگيان و علف خوك از جمله گياهان معروف اين گروه ميباشند.
سرخسها داراي برگهاي بسيار مشخصي با دم برگ دراز هستند كه معمولاً از ساقههاي زيرزميني منشأ گرفتهاند. در بخشهايي از سطح زيرين برگ سرخس لكههايي به رنگ قهوهاي يا نارنجي ديده ميشود. اين لكهها مجموعهاي از هاگدانهاي گرز مانندي است كه به وسيله بخش باريك خود به سطح زيرين برگ چسبيده اند. بخش حجيم هاگدان كيسهاي است كه در درون آن هاگ به وجود ميآيد.
وقتي كيسهها ميرسند، پاره شده و هاگها پس از آزاد شده در محيط مناسب ميرويند.
ابتدا جداره خارجي هاگ پاره ميشود و سيتوپلاسم آن كه از پرده نازكي پوشيده شده بيرون ميآيد از تقسيمات متوالي اين سلول صفحه سبز رنگ اِلْ مانند پروتال به وجود ميآيد كه داراي تعداد زيادي ريزوئيد است. پروتال، علاوه بر اينكه در جهت پهنا رشد ميكند، كلفتي آن به ويژه در وسط زياد شده و از چند رديف سلول تشكيل ميشود، پروتال سرخس فاقد برگ، ريشه و ساقه و شبيه ريسهداران است.
در پروتالهاي جوان اندامهاي كروي شكلي به نام آنتريدي به وجود ميآيد كه از يك رديف سلولهاي شفاف ايجاد شده كه در درون آنها تعداد زيادي گامت نر به دست ميآيد. وقتي پروتال، پير تر شد در روي آن اندامهاي ديگري به نام آرتگون پديد ميآيد كه درون آن گامت ماده ايجاد ميشود.
هر آنتروزئيد از هسته باريك و دراز و پيچ خوردهاي تشكيل شده كه اطراف آن ورقه نازك از سيتوپلاسم پوشانده است و در انتهاي آن تعداد زيادي تاژك وجود دارد كه به كرك آنها در آب جابجا ميشود.
اگر پروتال جواني در مجاور پروتالي پيرتر قرار بگيرد، تعدادي زياد از گامتهاي نر به وسيله پروتال جوان به وجود آمدهاند در قشري از آب كه هر دو پروتال را احاطه كردهاند، شنا ميكنند. هرگاه به مجراي آرگلون برسند، به وسيله ترشحات اين قسمت، به سمت گامت ماده آمده، يكي از آنها با اين گامت آميخته ميشود و تخم را به وجود ميآورد. تخم حاصل در شكم آرگون، به زودي شروع به تقسيم كرده، ابتدا دو و سپس چهار سلول پديد ميآيد، كه هر يك از آنها با تقسيم متوالي تعدادي گرده سلول به وجود ميآورند كه منشأ توليد بخشهاي مختلف گياهان هستند.
در گونهاي از سرخس كه سرخس رونده نام دارد، انتهاي باريك برگها وارد خاك شده و در محل تماس برگ با خاك، ريشه، ساقه و برگهاي جديد حاصل ميشود و پس از مدتي ارتباط آن از برگ سازنده، گسيخته شده و پايه مستقلي به وجود ميآيد.
در بعضي از سرخسها اندامي به نام پيازك حاصل ميشود كه از يك جوانه و تعدادي برگ تشكيل شده است. اگر اين اندامها از سرخس جدا شوند و در محيط مناسب قرار گيرند، سرخسهاي جديدي را به وجود ميآورند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
3:44 AM
نظرات(0)
قيچ درختچه اي است همراه با انشعباات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده در جوامع گياهي درمنه دشتي مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا ٥/٢ متر مي رسد.
. قيچ در نقاط مختلف ايران ، قفقاز ، افغانستان و پاکستان انتشار دارد.
رويشگاههاي اصلي قيچ در ايران ، جنوب شرقي شاهرود ، خراسان ، زنجان ، دامنه هاي مشرف به کوهستان سفيد آب و دشت کوير، ارتفاعات انارک و چوپانان مي باشد. قيچ معمولا" در خطوط همباران ١٠٠تا ١٥٠ميليمتر بصورت طبيعي ايجاد رويشگاههاي مشجر مي نمايد.
دامنه ارتفاعي رويشگاه قيچ در دامنه هاي کوهستاني سفيد آب بين ١٠٠٠تا ٢٠٠٠متر از سطح دريا است. قيچ گياهي است بومي مناطق خشک و نيمه خشک در خاکهاي شور ، قليا و شور و قليايي که عمدتا" داراي آهک فراوان است ، بخوبي رويش دارد. گلهاي زرد اين درختچه پيش رس بوده و معمولا" در اواسط اسفندماه ظاهر مي شوند.
بدنبال آن ميوه هاي بالدار حاوي سه عدد بذر، در اوايل ارديبهشت ماه بوجود مي آيند. وجود باله هاي نسبتا" بزرگ ميوه ، جابجايي بذر را توسط باد آسان کرده است. اين گياه بوسيله بذر و قلمه قابل تکثير است.
-
چهارشنبه 25 آذر 1388
6:20 AM
نظرات(0)
اطلاعات اولیه
برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژهای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگاند. پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد میکند پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را بخوبی انجام میدهد. برگ هر گیاه معمولا ویژگیهای ظاهری خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط یه عوامل محیطی مانند نور ، رطوبت و دماست.|| قسمتهای مختلف برگ
در نهاندانگان برگ مرکب از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که بوسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل میشود. دمبرگ غالبا در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل میشود گاه پهن شده به صورت غلافی کم و بیش ساقه را در برمیگیرد. غلاف یا نیام برگ در بعضی از برگها گاهی خارج از اندازه رشد کرده ، تمامی میانگره ساقه را پوشانده ، گاهی ایجاد زایدهای به نام گوشوارک را میکند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ میگویند. برگها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشد یا فقط شامل دمبرگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است. ساختار بیرونی برگ
پهنک
بخش قعال برگ بوده و غالبا به علت دارا بودن کلروفیل سبز رنگ است. پهنک ممکن است وجود نداشته و یا بسیار کاهش یافته باشد و مثلا به صورت پیچک در میآید. پهنک معمولا به شکل صفحه سطحی است که رگبرگها از آن میگذرند رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زیرین مشخصترند. چگونگی پراکندگی رگبرگها را در سطح برگ رگبندی (گسترش رگبرگها) مینامند. دمبرگ
میله کوتاهی است که پهنک را در محل گره به ساقه متصل می کند. قسمت عمده دمبرگ را بافتهای چوبی و آبکشی تشکیل میدهند. دمبرگ معمولا به لبه پایه پهنک متصل است ولی در بعضی از گیاهان مانند لادن و کرچک به سطح زیرین برگ اتصال دارد. اینگونه برگها را سپر میگویند. برگها فاقد دمبرگ را که پهنک آنها مستقیما به ساقه متصل است بیدمبرگ یا چسبنده مینامند. قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش مییابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام گوشوارک و زبانک باشد. انواع برگ
برگ گیاهان دو لپهای
برگ گیاهان دو لپهای ممکن است ساده یا مرکب باشد برگ ساده فقط از یک قطعه تشکیل شده حال آن که برگ مرکب از چند قطعه کوچک به نام برگچه بوجود آمده است. در قاعده برگ گیاهان دو لپهای یک جفت گوشوارک و یک جوانه جانبی قرار دارد. گسترش رگبرگها معمولا شبکهای است. برگ گیاهان تک لپهای
برگ گیاهان تک لپهای از دو بخش پهنک و نیام تشکیل شده است گسترش رگبرگهای آنها موازی است. در محل اتصال نیام به پهنک زبانک وجود دارد. در بعضی گونههای غلات در محل اتصال پهنک به نیام یک جفت گوشواره وجود دارد. برگ بازدانگان
برگ اکثر بازدانگان سوزنی یا پولک مانند است. برای مثال برگ سوزنی در کاج و پولک مانند در سرو وجود دارد. برگهای سوزنی فقط یک رگبرگ دارند و به نوک تیزی ختم میشوند. آرایش جوانه برگ (آرایش برگ بر روی ساقه)
ساختار درونی برگ
ساختار درونی دمبرگ
تمام سطح دمبرگ از بشره ای پوشیده شده که امتداد بشره ساقه است. و در درون آن پاراشیمی وجود دارد که رگبرگها از میان آن میگذرند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند (آوندهای آبکشی در خارج و آوندهای چوبی در داخل)وارد برگ میشوند. ساختار درونی پهنک
تنوع و اقسام برگ
برگ ساده
برگهایی که پهنک واحدی دارند و به آنها برگهای ساده میگویند. پهنک برگهای ساده ممکن است کامل بوده ، یا به حاشیه به علت بریدگیها یا فرورفتگیها اشکال مختلف پیدا کند. انواع برگهای ساده را از روی پهنک و کناره آنها که دارای دندانه یا کنگره است و همچنین بر حسب نوع و عمق بریدگی حاشیه که سطحی است و یا کم و بیش به رگبرگ و سطحی میرسد نامگذاری میکنند. برگ مرکب
برگهایی که پهنک آنها از برگچههای متعدد تشکیل میشود به برگهای مرکب مرسوماند. برگهای مرکب از برگچههای متعدد تشکیل میشوند، اگر برگچههای برگ مرکب در طرفین یک رگبرگ مشترک که راشی نام دارد قرار گیرند آن را برگ مرکب شانهای یا پرمانند میگویند. دیگر از اشکال مهم برگ مربوط به وضع و اشکال نوک و کنارههای پایینی آن است که در شناسایی انواع گیاهان اهمیت مخصوص دارند.
عده ای از مولفان برگهای مرکب شانهای را ابتداییتر از برگهای کامل یا ساده میدانند و به عبارت دیگر تکامل برگ را از حالت مرکب بودن به طرف سادگی و کامل شدن عنوان میکنند. مورفولوژیستها برای اثبات این نظریه دلایل بیشماری از مقایسه برگ یا فروند گیاهان فسیلی یا گیاهان امروزی ذکر میکنند. در طبیعت فعلی نیز برخی از درختان که برگهای مرکب شانهای دارند مانند کرات یا لیکلی که در جنگلهای اطراف دریای خزر فراوان میروید، دارای برگهای مرکبی هستند که بعضی از برگچههای آنها با برگچههای مجاور خود چسبیده و یکی شدهاند. وظایف برگ
-
چهارشنبه 4 آذر 1388
10:22 AM
نظرات(0)
بررسی اثر مقادیر پلیمر سوپرجاذب روی رشد، عملکود اجزاء عملکرد و گره زایی سویا تحت شرایط تش خشکی
ایرج اله دادی فیروزه یزداناني غلام عباس اکبری ، سیدمحمودرضا بهبهانی
ا- استادیار پردیس آب وابو ریحان ء دانشگاه تهران
2- دانشجوی کارشناسی ارشد زراعت پر دیس آب وابو ریحان ء دانشگاه تهران ء دانشگاه
صندوق پستی 4117 گروه زراعت و اصلاح نباتات ء دکتر ایرج اله دادی
در کشور ایران نزولات جوی ناکافی و کمبود شدد منآبع آب از مهمترین معضلات رشد و تولید محصول در گیاهان زراعی به شمار می رود. بنابراین بررسی راهکارهای مقآبله با تنش خشکی از اهم تحقیقات می باشد. از راههای جبران کمبود آب خصوصأ در زمان رشد می توان به استفاده از روشهای آبیاری با راندمان بالا، بهبود خصوصیات فیزیکی خاک و کاربرد برخی مواد اصلاح کننده نظیر پلیمرهای سوپر جاذب اشدره.نمود. پلیمرهای سوپر جاذب می توانندبا جذب مقإدیر قآبل ملاحظه آب و افزایش قد رت نگهداری آب در خاک، آن را به مرور در اختیار ریشه گیاه قرار دهند. برای تعیین تاثیر کاربرد مقادیر پلیمرسوپرجاذب در کاهش اثرات تنش خشکی، تحقیقی در منطقه نیمه خشک دشت ورامین و روی گیاه سویا تحت شرایط مزرعه ای و گلخانه ای به مورد اجرا درآمد. در آزمایش مزرعه ای مقادیر: صفر،
75
،
150
و
225
کیلوگرم سوپر جاذب در هکتدر به همراه فواصل آبیاری:
6
،
8
و
10
روز، روی عملکردی اجزا، عملکرد و برخی شاخمهای فیزدبولوژیکی سویا بررسی شد. همچنین در آزمایشی گلخانه ای، مقادیر: صفر،
175
1150
و
2125
گرم سوپرجاذب در کیلوگرم خاک به همراه دور آبیاری:
3
،
5
و
7
روز روی گره زایي (تعداد و وزن خشگ گره) ریشه ها ی سویا و نیز رشد اندام هوایی گياه مورد توجه قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیشتردر عملکرد و اجزاء عملکرد سویا با اعمال آبیاری کافی ( دور آبیاری
6
روز نیز کاربرد بالاترین مقداردر پليیمر سوپر 225 گيلوگرم در هكتار بدست امد برخي صفات نظير تعداد غلاف در شاخه هاي فرعي و اصلي درصد روغن دانه و وزن خشك كره روي ريشه سويآبا كاربرد 150 كيلو سوپرجاذب در هكتار بهترين عكس العمل را نشان داد از سوي ديگربااعمال بالاترين سطح تنش خشكي ويا عده كاربرد پليمر سوپر جاذب كمترين عملكرد و اجزا عملكرد گياه سويا بدست آمد همچنين نتايج آزمايش گلخانه اي مويد اثر مثبت كاربرد مقادیر بالای پلیمرسوپرجاذب (
50
(ا و
125
) گرم سوپر جاذب در کیلوگرم خاک) در افزایش تعداد گرهای روی ریشه سویا بود
مقدمه
در کشور ایران اقلیم خشگ و نیمه خشگ اغلب مناطق را تحت تاثیر قردر داده و خصوصآ خشكسالی های اخير بر مشکل کم.بی افزود است. هر یک از گیاهان بطور اعم و گیاهان زراعی بطور اخص ددرای حداقل نیاز آب ی برای رشد و تولید عمگرد مطلوب حتی تحت شرایط گلخانه ای می باشند. در صورتگه حداقل نیازآب ی بنا پهدلايلي نتواند فراهم شود گیاه مواجه با تنش خشگی شده و در صورت مصادف شدن تنش مزبور با مراحل رشدی حساس به کمبود آب نظیر جوانه زنی بذر ومرحله کلدهی می تواند صد مات جبران ناپدیری به محصول ودرد اید. برخی مواد نظیر: بقایای گیاهی»
کود دامی» کود کمپوست و هید روژل های پلیمری سوپر جاذب می توانند مقادیر متفاوتی آب در خود
ذخیره نموده و قآب لیت نگهددري و ذخیره سازی آب را در خاک افزایش دهند. آب ذخیره شده در این مواد در مواقع کم آبی در خاک ازاد شده و مورد استفاده ریشه گیاه قردر مي گيرد
(چاتسوپلوس و همگدران ء 2000
20
). پلیمرهای سوپر جاذب قأدرند به میزان
00
.-
200
میلی لیتر ا
ب به ازای هر گرم وزن خشگ پلیمر در خود ذخیره نمایند (بومن و ایو انس ء
1991
). پلیمرهای سوپر جاذب موجب جذب سریع و به مقددر قآبل ملاحظه آب در ساختمان خود می شوند. تحقیقات انجام شد ه روی
تاثیر پلیمرهای سوپر جاذب در خاک و تحت شرایط کم آبی روی برخی گیاهان موفقیت آمیز بوده و این به دلیل مناسب بودن نسبی قیمت این مواد در برخی کشورها، سهولت ساخت و مصرف طيف وسیع کاربرد انهاميباشد. استفاده از یلیمرهای سویرجاذب به سالها قبل باز مي گردد. استفاده از پلیمرهای سوپرجاذب در تصفیه آب اشامید نی و فاضلآب های صنایع غذا یی و نساجی و استخراج معادن گزدرش گردید ه است (بدر ونیگ ء
1993
؟ درزولگ ء
1993
). این مواد همچنین در پزشکی و در ترکیب ددروها یی که نیاز به کنترل آز ادسازی مواد مؤثره ددرند به کدر می رود (پاپس»
1987
؟ اند ی و همکدران ء 6
199
). ازمودرد دیگر کاربرد انها می توان به استفاده بعنوان کاتالیزور در برخی واکنش هادر ترکیب رزینهای تبادل کننده پونها و در اطفاء حریق اشدره نمود (لیوه
1999
).
در کشاورزی از پلیمرهای سوپر جاذب بعنوان یک ماده افزودنی به خاک ء بعنوان مخزن عناصر غذا یی و نیز بعنوان آبر جاذب آب در خاک استفاده می شود. خواص اين مواد وابسته به عوامل زیادي از جمله خصوصیات ترکیبی و شیمیایی انها» بافت خاک، کونه گیاهی و نیز فاکتورهای محیطی، می باشد. پلیمرهای سوپر جاذب از نوع پلی اکریل أمید جزو این دسته مو اد بوده که بعنوان جاذب آب در افزایش ظرفیت نگهددري و جذب آب در خاک مورد استفاده قردر می گیرند و این خصوصيت براي مقآبله با شرایط کم آبی و کاهش اثرات سوء تنش خشکی در گیاهان زراعی اهمیت بسزایی ددرد. (چاتسوپلوس ر همگدران ء
2000
). سرعت تجزیه بیولوژیکی پلیمرهای سوپر جاذب در خاک به آبعاد خاگدانه و میزان مواد الی بستگی دارد. همچنین با کاهش اکسیژن خاک و در نتیجه کاهش فعالیت باکتریها سرعت تجزیه بیولوژگی پلیمرهای سوپر جاذب نیز کاهش می یآبد (امگو و اگسائل رء ). ماند گدری پلیمرهای سوپر جاذب از
2
سال در خاکهای درشت بافت تا
3
سال در خاکهای ریز بافت است (وودهوس و جانسون ء
1991
). پلیمرهای سوپرجاذب بر میزان نفوذ آب در خاک وزن مخصوص ظاهری و ساختمان خاک(هلیا و لتی ء ~
19
) و نیز میزان تبخیر از سطح خاک(تیل و اهدی،
1981
) تاثیر می گذدرند. هد فی اصلی از افزودن پلیمرهای سوپر جاذب به خاک ء بالا بردن ظرفیت نگهداری آب در خاک است. هاترمن و همگدران (
1999
) گزدرشی کردند که افزودن پلیمرهای سوپر جاذب به گ خاک شنی موجب افزایش ظرفیت نگهداری آب می گردد. گنجی خرم دل (
8
1378
) تاثیر مقادیر صفر0.5 0.1 0.2 0.3 درصد وزنی پلیمرهای سوپر جاذب را روی برخی خصوصیات فیزیگی خاک از قبیل ظرفیت نگهداری آب ء تخلخل و ضریب آبگذری در در نوعبافت خاک لومی و لومی شنی بررمی نمود. نتایج نشان داد که در خاک لومی مآبین درصد های مختلف پلیمر سوپر جاذب< مقددر
013
درصد وزنی ملمو بیشترین تاثیر را روی افزایش تخلخل کل خاک دامثیت. در خاک لومی شنی ء مقادیر
012
و
13
» درصد وزنی پلیمر بیشترین تاثیر را روی افزایش تخلفی کل ددرا بودند. با افزایش کاربرد مقادیر پلیمرء ظرفیت نگهداری رطوبت در خاکهای مورد آزمایش افزایش یافت. این افزایش در خاک لوم شنی بیشتر بود. سیلبربوش و .همگدران (
1993
) گزدرش کردند که پلیمر
98
~
5
~
92
~ بعنوان یک پلی اکریل.مید جاذب آب ددرای قآب لیت افزایش ظرفیت نگهداری لآب در شنهای روان می باثمد. با استفاده از این مزیت می توان یک میستم آبیاری پر خرج را با یک میستم معمولی آبیاری بدرانی جایگزین نمود.
کاربرد پلیمرهای سوپر جاذب در خاک موجب کاهش وزن مخصوص ظاهری خاک می گردد (ال-هدربی و همگدران»
1999
با. آم زام (
1980
) طی آزمایشی مشاهد ه کرد که پلیمرهای سوپرجاذب وزن مخصوص ظاهری خاک شنی را از1.616 به 1.585 و وزن مخصوص ظاهری خاك شنی رسی را 1.331 به 1.203 كاهش دادند.پلیمرهای سوپر جاذب در خاک وزن مخصوص ظاهری خاک تا
12
ذرصد افزایش می دهد (ال محدربی،
1999
). یکی از راههای افزایش قآبلیت ثبات خاکدانه ها و جلو کیری از تشكیل سله، ممانعت از ایجاد ووانآب در مزرعه و كاهش فرسایش خاك استفاده از پلیمرهاي سوپر جاذب در خاک مي باشد( بن هور و همكدران 1989 دريافتند كه كاربرد1كيلوگرم پليمر سوپر جاذب در آبیاری شیدری ء میزان فرسایش فدروها را تا
99
درصد کاهش داد. در برخی شرایط
پلیمرهای
سوپر
جاذب
بعنوان
عامل
آ
زاد
كننده کود
در
ماتر
يكس
خاک
مورد
استفاده
قردر
می
گ
یرند
(ماگلسن ء
1997
). بدین صورت که این پلیمر عناصر غذایی مورد نیاز گیاهان را جذب نموده و به مرور آنها را آزاد و در اختیدر گیاه قردر می دهد و بدین ترتیب مانع از آبشویی این عناصر می گردد.وانک وهنگدران (
1989
) آب حاصل از آب شو یی خاک حاوی پلیمر سوپر جاذب را مورد بررسی قردر داده و مشاهده کردند كه این آب از پایئنی برخورددر است و علت آن را جذب و نگهددري کودها و نمكهای اضافه شده به ماتر يس خاک توسط پلیمر سوپر جاذب ذکر کردند. آبرا هام و پیلای 1995 گزدرش کردند که کاربرد پلیمرهای سوپر جاذب در خاک میزان آب شویی امونیوم را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. بنآبراین با توجه به خصوصیات مثبت و عدیده پلیمرهای سوپر جاذب، اهداف این تحقیق به صورت زیر انتخآب کردند:
1 - بررسی کاربرد مقادیر پلیمر سوپر جاذب روی عملکرد سویا،
2- تعیین بهترین میزان کاربرد پلیمرسوپرجاذب تحت مئرایط تنش خشکی
-
دوشنبه 2 آذر 1388
7:02 AM
نظرات(0)
- اثرات مخرب بر روی خاک: در زمان خشکسالی اثرات مخرب خاص بر اکوسیستم های طبیعی شامل پدیده بیابان زایی در اثر فرسایش و بادی، فرسایش خاک، خاک زدایی و تغییرات مواد معدنی خاک اتفاق می افتد.
- اثرات مخرب بر روی مرتع: در زمان خشکسالی گرایش مرتع منفی بوده و با افزایش بیماری های گیاهی و شیوع آفات، توازن منفی رشد و نمو گیاهان پر کیفیت علوفه ای، باعث از بین رفتن بیشتر مرتع و فرسایش آن می شود.
- اثرات مخرب بر روی منابع آب: در زمان خشکسالی نه تنها کاهش منابع آبی وجود دارد، بلکه به دلیل افت سطح آبهای زیرزمینی باعث مشکلات استحصال آب می گردد و این در حالی است که خشکسالی باعث رشد و نمو باکتریها و انگل ها در آب گردیده و مواد معدنی و املاح مضر در آنها افزایش یافته است.
- اثرات مخرب بر روی مسائل اقتصادی و اجتماعی: در زمان خشکسالی کاهش تولیدات اتفاق می افتد و در نتیجه بروز مشکلات اقتصادی دامداران اجتناب ناپذیر بوده و حتی طبعات ناشی از این مشکل اقتصادی که شامل مهاجرت و خالی گذاشتن قطب های تولیدی، نگهداری بیش از حد دام جهت ترمیم گله و غیره باعث افزایش مشکلات می شود.
راه کارهای اجرایی
در رابطه با جلوگیری از اثرات مخرب بر روی اکوسیستم های طبیعی می بایستی روش های مبارزه با فرسایش خاک و آب توسط ارگانهای ذیربط به دامداران و مرتع داران آموزش داده شود و طرح های لازم دولتی پیشنهاد و اجرا گردد.
به منظور جلوگیری از اثرات مخرب بر روی مرتع می بایستی روش های مبارزه با سیر قهقرایی مرتع توسط ارگان های ذیربط به دامداران و مرتع داران آموزش داده شود. معرفی و تشویق به کاشت گیاهان بوته ای و مقاوم جدید به مرتع و عملیات آبخیزداری با لحاظ کیفیت علوفه گیاهان از راهکارهای مناسب اجرایی می باشد.
در رابطه با کاهش اثرات مخرب اقتصادی و اجتماعی انجام عملیات زیر ضروری است:
- واگذاری یارانه خشکسالی به دامداران جهت تداوم زندگی مناسب
- واگذاری یارانه خسارت های پرداخت نشده
- پرداخت یارانه علوفه پس از خشکسالی به منظور تقویت بنیه مالی دامداران
- ایجاد انگیزه و حمایت های مالی جهت نگهداری دام های سنگین به جای دام های سبک با مدیریت صنعتی
- ایجاد تشکل های دامداری و حمایت های لازمه
اجرای طرح های ملی در مناطق تهدید شده با بهره گیری از تجربیات کسب شده به منظور اصلاح نظام بهره برداری و روش مدیریت، مثل استفاده از تجربیات طرح تعادل دام و مرتع که می توان با مدیریت بهتر و رفع نقص های آن به نحو احسن از آن بهره گیری کرد.
مدیریت گله
مدیریت تناوبی بهترین راه تامین علوفه در زمان خشکسالی است تقسیمات و تبدیلات میزان موجودی در زمان خشکسالی:
· 1. بهینه سازی عملکرد حیوانات
· 2. کاهش کامل و قیمت غذای زمستانه
· 3. به حداقل رساندن تلفات علوفه
· 4. افزایش میزان بازسازی مراتع و علفزارها بندبال بروز خشکسالی
به محض اینکه کمبود یا جابه جایی در میزان علوفه اش رخ دهد قابل پیش بینی است زیرا بازار ها ازابتدای شروع خشکسالی اقدام به ذخیره علوفه کرده بودند اگر کمبود در میزان علوفه وجود داشته باشد هزینه های اضافی از جمله (خوراک - کارگر- و...9 ) یا حمل گاو به منطقه ای دیگر با میزان خوراک و علوفه بیشتر به آن افزوده میشود اگر محاسبه هایتان نشان دهد که این خرج و مخارج به طور نامعقولی بالاست تولید کننده گوساله ها راازشیر میگیرد ویا در موارد احتیاط هم قسمتی با تمام گله را میفروشد شیوه های بیان شه در زیر میتواند کمک تا حداقل ضرر ممکن از گله داری حاصل شود:
· 1. زود از شیر گرفتن میتواند میزان علوفه پایه را افزایش دهد : اغلب گاوها ، مشغول شیر دادن به گوساله هستند در یک وضعیت به بازدهی انرژی میرسیم تا زمانیکه این دوران تمام شود وضعیت آنها برای یک دوره بلند مدت بهتر میشود و یا ساکن باقی میماند با بهبود وضعیت گاو الزامات غذای غذای آن در زمستان کاهش یافته و پتانسیل حاملگی مجدد آن در سال بهتر میشود معمولا از شیر گرفتن زودتر گوساله ها و تغذیه آنها بصورت جداگانه اقتصادی تر است معمولا گرفتن گوساله ها از شیردرمیانه سپتامبر بهتر از اواسط اکتبراست چون میتواند به مقدار قابل توجهی در بهبود وضع گاوها کمک میکند حتی ممکن است ازشیر گرفتن گوساله ها در سن 40تا80 روزگی بامدیریت خوب و صحیح مواد غذایی مناسب است . هزینه تغذیه گوساله ای از شیرگرفته شده میتواند بالا باشد بدلیل احتیاجات آنها به غذایی با کیفیت بالاتر. در نبراسکا یک نمونه میدریت از شیر گرفتن گوساله ا توسط دفتر محلی تعاونی آنجا صورت گرفته است.
· 2. انجام عملیات سنگین جداسازی دام ویخزایی آنهااز گاوهای قدیمیتر
· 3. انتقال از علفزارهای سال گذشته: انتقال دام برروی مراتع بصورت تناوبی در مراتعی که با کمبود علوفه روبرو شده اند و پیش بینی درست دراین موردنباید دام را درمدت زیادی درمراتعی که باخوراک اضافه اداره میشوند نگه داریم مگر اینکه توجیه اقتصادی روشن داشته باشیم برای انجام اینکار برای دام باید همیشه مقدار غذا به صورت ذخیره ای داشته باشیم تا بااستفاده از آن حداقل خسارت به مرتع برسد
· 4. توجه به کاهش تولید گوساله ای جایگزین برای سال بعد ، همیشه نیازهای غذایی برای تلیسه های جایگزین شونده در فصل زمستان گذرانی بید مورد توجه باشد مگر اینکه سن متوسط در میان گاوها بالا باشد دراین صورت برای داشتن تعداد زیادی گاو کم کردن جانشین تولید گوساله ماده برای یک تا دو سال ضروری است که این اقدام در ارائه عملکرد تجاری اهمیت دارد
· 5. پیش بینی ترقی قیمت ممکن است در انواع دیگر گاوها ممکن باشد در این فصل تولید مثل آنها حائز اهمیت است این امر که بخوبی بتوان شرایط افزایش قیمت را پیش بینی کرد در طول فصل تولید مثلی مهم و به کار برده میشود
· 6. نگه داری 1 درصد از دام های گله که به آسانی قابل عرضه در بازار هستند از قبیل دام های یکساله یا دام های جوان بهترین انعطاف پذیری کسب شده زمانی دیده شده که نیازهای علوفه ای گله برابر60 تا 70% مجموع حیوانات در ماه در دسترس باشد ازمنابع مرتعی و چراگاهی مقدار علوفه مورد نیاز در دورهای 12 ماه تامین میشود
کمک کردن به توسعه وتوازن میان علوفه مراتع در دوره های سالیانه برنامه هایی از سرویس حفاظت خاک آمریکا و خدمات جنگل داری و توسعه تعاونی است . برنامه گیاهان آنالیز آنها در طول سال یک برنامه هدایت شده است که در بند نبراسکا توسط توسعه تعاونی ها درحال اجراست این کتاب شامل توضیحاتی در مورد مبانی نحوه مدیریت کردن برای برآورد میزان درصد ذخیره در گذشته و مدیریت میزان چرای دام درآینده و در طی خشکسالی ها که فاکتوری است از میزان رویش پوشش های گیاهی مراتع و عکس العمل آنها به خشکی است.
میدرها تصورکنندهیچ افزایشی در میزان دامهایشان صورت نگرفته برا اینکه هیچ افزایشی در تعداد دام هایشان صورت نگرفته مقدار علوفه مصرفی در چراگاه برروی سایز حیوان وتعداد حیوان و تعداد روزهای چرا تاثیر گذاشته و وابسته است اندازه متوسط گاوها و گوساله ها و حیوانات یکساله بعد از 10سال باافزایش روبه رو بوده است که از 10 تا40 سال افزایش میزان میانگین وزن حیوانات راشاهد بودیم. در میزان گله توجه نکردن به افزایش دام ها میتواند به چرای بیش از حد و همچنین کاهش قدرت گیاه در ترمیم خود قبل از خشکی منجرشود همه تولید کنندگان دامی احتیاج دارند باارزیابی وضعیت بحرانی و وزن حیوانات بدانند که چه موقع یک واحد دامی مناسب میتواند در یک شرایط سخت همچنان کار کند و راهکارهای زیر به ازای هر 100ib وزن بدن گوشت گاو برابر 0.1 در صد au که بی توجهی به ذخیره سازی میتواند در عملکرد حیوان تاثیر کاهشی گذاشته و به منبع علوف خسارت بزند .
-
دوشنبه 2 آذر 1388
6:33 AM
نظرات(0)
عموما ً خشکسالی به این صورت تعریف شده که یک مدت زمان طولانی که بارش سالانه کمتر از 75 درصد میانگین باشد. بر اساس این تعریف، خشکسالی در حد 21% از بارش سالانه در دشتهای وسیع شمالی در سال 1940 اتفاق افتاد ( Holechek et at. 1989). توزیع ضعیف بارش در یک سال یا کمتر از میانگین بارش در سالهای پی در پی هم می تواند سبب خشکسالی شود.
خشکسالی یک عامل اصلی در مرتعداری است. در یک سال معین، پوشش گیاهی مرتع یا در فاز ترمیم یا تحت تاثیر خشکسالی ست. خشکسالی باعث تاثیرات بلند مدت میشود در حالی که ترمیم و بهبودی یک پروسه طولانی ست. راهبردهای مدیریت باید با فرصتهایی توان و انرژی گیاهان را برقرار یا بهبود ببخشد.
سرعت ذخیره سازی ابزار بسیار مهمی برای مدیریت چرا، بویژه تحت شرایط خشکسالی است. در این مورد هیچ روشی برای جبران چرای بیش از حد نیست. سرعتهای ذخیره سازی چراگاه های منحصر به فرد باید مبنی بر هدف سطوحی از بین بردن برگ گیاهان برای گونه های کلیدی باشد. بطوریکه شرایط مرتع تاثیرات نسبی کاهش خشکسالی را افزایش میدهد. موثرترین مدیریت خشکسالی آمادگی در سالهای قبل از خشکسالی ست. بهترین زمان برای تدارک حالاست.
همواره خشکسالی یک خسارت برای صنعت دام مراتع بویژه برای دامدارانی که در دوره تر سالی پیش بینی لازم را انجام ندهند خواهد بود. لازم است دامداران در سالهای خوب در سطوح میانگین بالایی از علوفه تولید شده سرمایه گذاری کنند، اما تنظیمات بموقع باید با بالانس نیازهای دام با علوفه دسترس پذیر و منابع غذایی هنگامی که خشکسالی رخ می دهد همراه باشد. انعطاف پذیری در مدیریت برای بقا لازم است. اهداف بنیادی مدیریت خشکسالی عبارتند از: 1- کاهش خسارت به منابع مرتع در خلال و بعد از خشکسالی. 2- کاهش خسارت مالی . دامدارانی که به این اهداف عمل می کنند ، سریا ً می توانند بر علوفه اضافی در سالهای خوب سرمایه گذاری کنند. هنگامی که دامداران به موقع تصمیم بگیرند،خسارت به علوفه و منابع زمین کاهش می یابد و سود ( درآمد ) بالقوه افزایش می یابد. دامداران می توانند اطلاعات قابل توجهی در طی خشکسالی های گذشته بدست آورده و از آن استفاده کنند. روش های بیشماری که برای گسترش مدیریت خشکسالی بکار می روند، مضوع بحث در این مقاله است. تصمیمات حساس می تواند پیشگیری کند با بررسی به موقع راه ها و اجرای درست طرحهای مدیریت خشکسالی. موفقیت روی مشاهده نمودن خشکسالی بعنوان رویداد طبیعی از محیط تولید دام مرتع، نه بعنوان یک رویداد فاجعه آمیز وابسته می باشد.
منظر تاریخی
غیر قابل پیش بینی بودن دوره بازگشت خشکسالی یک عامل عمده محدودیت استفاده و گسترش منابع در دشتهای بزرگ است (Schumacher 1974 ). سیکلهای ترسالی و خشکسالی اثر بزرگی بر قیمتهای زمین، جمعیت و برنامه های دولتی در دشتهای بزرگ داشته است. در سال 1890 خشکسالیها سبب مهاجرت از منطقه ی درگیر شد. مهاجرت از مناطق تحت تاثیر خشکسالی های اخیر با مداخله برنامه های دولت در جهت کاهش ضربه اقتصادی خشکسالی محدود شده است.
اداره نظارت بر کشاورزی (AAA)، سرویس حفاظت خاک ( SCS )، کیفیت نواحی حفاظت خاک در خلال سال 1930 تاسیس شد. قطعات زمین نیمه حاشیه ای در نظر گرفته شده برای کشت توسط دولت فدرال خریداری شد به ماندن در علفزار یا دوباره تخم افشاندن به علفزار. این زمین ها توسط خدمات جنگل U Sاز سال 1954 به عنوان چمنزارهای ملی اداره شد. تصویب قانون برنامه بانک خاک و برنامه حفظ منابع طبیعی دشتهای بزرگ در خلال خشکسالی 1950 مورد پذیرش واقع شد. این برنامه ها به حل مسائل ناشی از خشکسالی و کشت زمین نامناسب برای تولید محصول کمک کردند.
در طی دوره های نیک بینی مابین خشکسالی، بیشتر مردم متقاعد شدند که آب و هوا دگرگون شده و بایستی بهتر شود. در روزهای نخست، مروجان و سخنرانان زمین برای خط راه آهن ادعا کردند که بارندگی از شخم زمین پیروی می کند. اگرچه این مفهوم اساس علمی نداشت، اسطوره برای سالها پافشاری کرد. در طی دوره های ترسالی یا دوره های مطلوب، قیمتهای کالا، ارزشهای زمین افزایش می یابند و مرتع اضافی شکسته شده و مورد کشت واقع می شوند. برای مثال، از 1974 تا 1977 تقریباً 000,690 جریب از مراتع در جنوب Dakota برای تولید محصول شخم زده شدند.
خشکسالیها در دشتهای بزرگ با الگوهای گردش جوی غیر نرمال در ارتباط بوده که علت آن چندین فاکتور از جمله چرخه ی لکه خورشیدی و دمای سطح اقیانوس آرام. به هر حال، زمانیکه احتمال یک خشکسالی تعیین می شود، هنوز هواشناسان پیشاپیش نمی توانند شدت خشکسالی را پیش بینی کنند. در نتیجه، احتمال وقوع خشکسالی این نیاز به آگاه بودن به یک بخش از طرح مدیریت هر سال را برنامه ریزی می کند.
مشاهدات اکولوژیکی اولیه خشکسالی
تغییرات تاثیر انگیز در ترکیب گونه ها و قدرت تولید چراگاه های بومی در خلال خشکسالی بزرگ 1930 مستند شد. خشکسالی سطح مرطوب خاک را در 1930 تا 1931 کاهش داد، اما تاثیر اندکی در عمق ریشه پوشش گیاهی چمنزار داشت. تابستان 1934 توسط ( Weaver 1968) شرح داده شد بعنوان برگترین خشکسالی که تا به حال در چمنزار دائمی ثبت شده است. بطوریکه شرایط خشک ادامه یافت ، فشارها شدیدتر شدند و تا 1941 ایستادگی شد.
ترکیب گونه ها در پی پیشرفت خشکسالی به شدت تغییر یافت. بطوریکه در پی خشکسالی مقاوم ترین گونه ها از بین رفتند، زمین لخت شروع به ظاهر شدن در چمنزار های بلند کردند (Weaver 1968 ). در سالهای بین 1935، 36 تا 75 درصد منطق وسیعی از انواع گیاهان چند ساله در علفزار بلند در Nebraska و Kansasاز بین رفتند.
گیاهان معمولی نسبت به محیط های بسیار خشک، از جمله چمنزار، نخود آبی و بوفالو گراس در باختری غربی، به همان نسبت کاهش گونه های علفزار بلند، افزایش یافتند (Weaver 1968). چمنزار باختری غربی که در ابتدا جزء کوچکی از گراس های بلند بودند، اکنون به صورت گونه غالبی در آمده اند که چراگاه ها را به سمت قهقرائی سوق داده اند. در اوایل بهار، تولید دانه بارور و توانا به انتشار به سوی مناطق جدید توسط ریزومهای بلند و باریک چمنزار باختری غربی با قابلیت سازگاری زیاد با محیطهایی که رطوبت خاکشان اندگ است ( (Weaver 1968. در 1941، مناطق وسیعی از چمنزارهای بلند توسط چمن های باختری غربی پوشیده شدند.
مرزهای بین گونه های گیاهان اصلی در دشتهای بزرگ در نتیجه خشکسالی به سوی شرق منتقل شدند. بعد از 7 سال بواسطه رطوبت کم خاک ، منطقه چمنزار مخلوط 100 تا 150 مایل به سوی شرق حرکت کرد جایی که قبلا ً چمنزار های بلند بوده است (Weaver 1943). حتی بدون چرا، تعداد زیادی از گیاهان نوع چمنزار مخلوط به اجتماع های گیاهی کوتاه قد کاهش یافته بودند (Albertson and Weaver 1946).
از سال 1933 تا 1935، رطوبت خاک در چمنزار مخلوط کانزاس غربی در عمق کم نفوذ ریشه بکلی تهی شده بود. در جایی که در آغاز در هم آمیخته بود و در رقابت با shortgrass ها ، 90 تا 100 درصد از گیاهان اندک bluestem از بین رفتند. اگرچه بیشتر sideoats grama و big bluestem تلفاتی را متحمل شدند اما بعضی بهبودی هایی در خلال دوره های ادواری بواسطه شرایط رشد مطلوب رخ داد. چمنزارهای کوتاه قدر که توسط blue grama و buffalograssمسلط شده بودند تلفات کمی داشتند هنگامی که چرا نشده بودند، اگرچه چندین گونه از علفها کاملا ً از بین رفتند. رشد سریع استولون این اجازه را به buffalograss داد تا سریعا ً زمین لخت را تحت پوشش قرار دهد هنگامی که شرایط رطوبتی خاک موقتا ً بهتر می شد. بنابر این پوشش اساسی buffalograss در بعضی سالها در طی 1930 بیش از 2 برابر شد. بوته های بومی مقاوم به خشکسالی و عفها با گسترش یا سیستمهای ریشه ای عمیق نیز در خلال خشکسالی بزرگ افزایش یافتند. گونه هایی که معمولا ً افزایش داشت شامل شوکران زهردار، اقطی گل درشت، بوته گل مینا، میله طلا ، western ragweed و پنیرک طلایی بودند.
هنگامی که بارش های مقطعی رخ داد، رشد تعداد زیادی از فرصت طلبان یکساله سبب یک تغییر دراماتیک در پیدایش مرتع شد. مناطقی که از خاکهای ترک خورده پوشیده بود و از پوشش گیاهی دائمی تهی بود ، جوانه زنی به کمال مطلوب در آن رخ داد. دانه ها توسط باد در تمام دشتهای بزرگ انتشار یافتند.
مدیریت خشکسالی در حین وقوع آن شامل مراحل زیر می باشد:
مرحله اول؛ شامل تشکیل ستادهای مرکزی و ستادهای اجرایی و عملیاتی مناطق بحرانی: ضروری است به محض اعلام خشکسالیها همکاری و عضویت در ستادهای مرکزی، ستاد اجرایی و اکیپ های اجرایی انجام پذیرد.
مرحله دوم؛ انجام مدیریت عمومی توسط اکیپ ستاد مرکزی است، که مدیریت کلی از طریق اکیپ های مختلفی که تشکیل شده است انجام می شود.
مرحله سوم؛ انجام مدیریت بررسی توسط ستاد اجرایی:
الف: تعیین و تخمین خشکسالی: جهت انجام بهینه مدیریت ضروری است ابتدا مناطق مورد تهدید شناسایی و محدوده های جغرافیایی بحران مشخص گردد و با بررسی شاخص های خشکسالی درجه آن تعیین گردد و پیش نیازهای دانشی جهت انجام این مهم به شرح ذیل است: - تعریف خشکسالی و مناطق مورد تهدید در کشور، - درجه بندی خشکسالی و انواع آن، - شاخص ها و درجه بندی خشکسالی،
ب: تعیین موارد مورد تهدید و چگونگی تعیین خسارت خشکسالی: بدیهی است در هر خشکسالی ابتدا بایستی موارد مورد تهدید شناسایی تا بتوان خسارات وارده را تعیین و در این رابطه راه کارهای مناسب جهت تخفیف اثرات مخرب را بکار بست. موارد مورد تهدید و اثرات آن بر روی اکوسیستم های طبیعی گیاه، دام و انسان بدین شرح است: - ایجاد پدیده بیابانزایی- گرایش قهقرایی مرتع و افزایش شیوع آفات گیاهی، - نا پایداری آب و خاک(فرسایش خاک)، - کاهش کمی و کیفی تولید علوفه، - محدود شدن ارزش رجحانی گیاه برای دام و ...
تعیین شدت تهدید خشکسالی جهت اولویت بندی: با توجه به نظام های مختلف بهره برداری و نوع مدیریت نگهداری و گونه دام شدت تهدید متفاوت می باشد. مدیریت سنتی بیشترین تهدید پذیری را در مقابل خشکسالی دارد.
ج- تعیین خسارت به نظامهای بهره برداری: از آنجاییکه نظام بهره برداری در هر منطقه متفاوت می باشند، بنابراین میبایستی ضمن شناخت اولیه این نظامها در رابطه با اولویت بندی شدت تهدید در نتیجه انجام عملیات اجرایی مناسبی را به مرحله اجرا در آورد که پیش نیازهای دانشی بدین شرح است: - آشنایی با انواع روش های بهره برداری و شیوه های مدیریت نگهداری دام سبک و سنگین: سه روش گله داری و دامداری با سه شیوهی مدیریت سنتی، نیمه صنعتی و صنعتی وجود دارد.
د- مانیتورینگ دام در حالت خشکسالی و تعیین شاخص های بحران: انجام مدیریت اجرایی مناسب نیازمند تعیین اولیه شاخص های بحران می باشد. به عبارت دیگر پس از تعیین شاخص های بحران نوع و مقدار خسارت و عملیات اجرایی قابل اجرا می باشد.
ه- تعیین دام های مازاد در شرایط بحران: از آنجاییکه به جهت جلوگیری از خسارت بیشتر به منابع طبیعی و دام ضروری است، تعادل دام در مرتع صورت پذیرد، پس باید بتوان دام مازاد را تعیین نمود. جهت انجام این مهم آگاهی از نیاز غذایی دام سبک در مرتع و نیز تعیین ظرفیت موجود در شرایط بحران از اقدامات ضروری در زمان خشکسالی است. با توجه به محاسبات انجام شده بازاء کاهش هر یک درصد از نزولات میبایستی یک درصد از دام مولد با همراهان ترکیب گله از مرتع خارج گردند.
مرحله چهارم؛ انجام مدیریت اجرایی توسط اکیپهای اجرایی:
پس از انجام مدیریت عمومی و بررسی، مدیریت اجرایی به مرحله اجرا در خواهد آمد. بدین معنی که اکبپهای اجرایی تخصصی بر اساس تخمین نیاز تجهیزاتی و اعتباری به منطقه گسیل خواهند شد و در پایگاههای عملیاتی که به این منظور بر پا شده اند مستقر خواهند شد. این اکیپ ها شامل اکیپ های ثابت وسیار خرید دام، توزیع و فروش علوفه، پشم چینی، دامپزشک، آبرسان، اقتصادی و اجتماعی و آمار و اطلاعات بوده که هر کدام وظایف خاصی را انجام خواهند داد.
-
دوشنبه 2 آذر 1388
6:33 AM
نظرات(0)
تراکم چرا رابطه ای مابین مجموع علوفه قابل مصرف و میزان علوفه مصرفی دام در یک روز باتوجه به زمان است میزان دام تنظیم میکند و چرای آن در مرتع میزان کمیت و کیفیت مرتع را مشخص میکند تراکم بیش از حد و بالای چرا ممکن است در زمان خشکسالی رخ بدهد حتی زمانیکه تعداد دام هم کم باشد خیلی اوقات میزان دام برحسب حیوان /مقدار زمین / فصل علوفه مورد نیاز حیوان در یک جریب هم وجود ندارد بنابراین میزان تولید دام باید براساس علوفه قابل مصرف کاهش داده شده باشد، برااساس میزان عملکرد حیوانی تنظیم شود.
اگررشد گیاهان اضافه صورت نگیرد مقدار علوفه کاهش میابد بطوریکه علوفه ها ازبین میروند کیفیت علوفه هم کاهش میابد چون دام بطور انتخابی اول علوفه های با کیفیت رامصرف میکند میزان کاهش در کمیت و کیفیت علوفه در یک دوره خشکسالی خودش رابیشترازیک دوره معمولی رویش نشان میدهد در این صورت رشد از متوسط هم کمتر است و این امر بسرعت خودش را در عملکرد رشد حیوانات نشان میدهد (شکل جدول 5) این یک کاهش است زیرا کیفیت علوفه بابلغ تر شدن گیاه بهبود میابددر طی دوره خشکسالی بهره از چربی گاو ممکن است کاملا و به اندازه گوساله شود .
تفاوت های موجود بین علفهای بلند قد و کوتاه قد نیزدر ارائه عملکرد حیوان و دام در مرتع نیز اهیمت دارد ودر بهترین وضع ممکن در حدود 600تا700 ای بی میباشد درپایان فصل معمولا مقدار علوفه باقیمانده همیشه بانسبت ساقه بیشتر به برگ است که باعث میشود شکل مرتع مثل علفزار های کوتاه قد بشوددر این حالت بسیار بعید است که رستنی های کوچک و ضعیفتر بتوانند بامقابله در برابر آبشویی و یاباد دوام آورده و سالم بمانند نسبت رشد گیاهان در محیط به شدت در عملکرد حیوان تاثیر میگذارد مثلا هنگامیکه تعدادعلوفه قابل مصرف برای دام چه از لحاظ کیفیت و چه کمیت کمترازنیاز غذایی دام شود باعث کاهش شیردهی میشود همچنین بلوغ دام با نسبت وزنی آن رابطه داشته وبا وزن آن مرتبط است اگر رشد گوساله ها به تاخیر بافتد طول دروره چرا بیشتر شده و درطی تابستان دردوره جایگزینی تلیسه های بعدی تاخیرایجاد میکند همچنین سوء تغذیه هم یک اثر نامطلوبدرنرخ آبستنی ها است به خصوص در جمعیت گاوها به صورتیکه باعث میشود تعداد گاوهای آبستنی کاهش و سرانجام تعداد گوساله های گوشتی کمترشود همینطور شیردهی که یکی ازالزامات کمتر که این خود یعنی مراقبت بیشتر از دام و درواقع سوء تغذیه دراین مواقع البته زود ازشیر گرفتن گوساله ها موثرترین مدیریت دردسترس برای حفظ کردن عملکردزایشی در هنگام تنش های تغذیه ای است خشکسالی ممکن است به طور چشمگیر زمان رشد علوفه قابل مصرف دام کاهش بدهد درهرحال علوفه با کیفیت درمراحل اولیه رشد گیاه همیشه وجود داردو زمانیکه به نیمه فصل رویش برسیم ممکن است نیمی از گیاهان دیگر مناسب نباشند بطور کلی نتیجه میگیریم که توضیحات فوق بیان میکند درطی خشکسالی برای ارائه حداکثر عملکرد دام چرا تا سپتامبر به اتمام برسانیم.
مکمل های غذایی
مکمل ها برای جبران کمبود غذا و یا اصلاح مواد جیره و راحتالهضم شدن آن مصرف میشوندبرای دام هم نیز میتوان از مکمل ها استفاده نمود این راهکار میتواند موثر باشد هنگامیکه دام نیز درشرایط نامناسب تغذیه ای قرار دارد کارایی اقتصادی مکمل ها هنگامیکه تفاوت بین علوفه با کیفیت وجود دارد افزایش میابد مکمل ها باتوجه به قیمت عملکرد حیوان را بهتر میکنند عموما مکمل ها در اولین سال خشکسالی ارزشمند هستند چون در این هنگام مقدر علوفه یکدفعه بطور چشمگیری کاهش میابد و نقش مکمل های غذایی اینجا حائز اهمیت است وباید توجه داشت:
· 1. چه تناوب هایی دیگری وجود دارد
· 2. به چه نوع مکمل هایی نیاز داریم
· 3. چه مقدار بر عملکرد دام تاثیر دارد؟
· 4. چه مقدار برتولید مرتع اثر دارند ؟
· 5. چقدر هزینه برای تهیه این مکمل مورد نیاز است؟
مقدار مکمل طوری باشد که دام میل استفاده از مرتع را نیز داشته باشد درشکل 6 مقدار مناسب علوفه امده است چرای بیش از حد وخسارات مکانیکی همچنین در طی خشکسالی باعث تاخیر در بازسازی مراتع میشود تغذیه روزانه بیش از 3 تا4 بار بامکمل غذایی پایه مثل غله باتوجه به درصد پذیرش جانشینی مهم است هنگامیکه مکمل ها جانشین بکاربرده میشوند بعد ازاینکه ذخایر علوفه تمام شدند باید دام را به چراگاههای کوچکتر انتقال داد تا خسارت به حداقل برسد در جیره غذایی پروتئین و انرزی دو عامل مهم هستندکه بیشترین توجه رانیاز دارند اگر علوفه کافی است اما کیفیت آن کم است برای اینکه پروتین آن جبران شود باید از مکمل غذایی مناسب استفاده نمود شکل 6 که این تصمیم باتوجه به نسبت اجزای گیاهی مرتع تعیین میشود همچنین سن علوفه هم یک عامل مهم است که میتوان گفت علوفه نارس 12 تا15 درصد پروتئین خا کمتری در ماده خشک خود دارد و یا در هنگام خوشه دهی این درصد به 10 هم میرسد و یا محتوای پروتئین برگ هنگامیکه گیاه در حال تولید برگ و ساقه دهی است بیشترین افزایش دارد عموما در مراتعی با متوسط علوفه به 4 درصد پروتین میرسد نکته بعدی اینست که پروتین چراگاه باید طبیعی باشد شامل نیتروژن مناسب که در علوفه با کیفیت پایین تغذیه نکند هنگامیکه مقدار پروتین گیاه مناسب باشد علوفه قابل جذب نیز بیشتر بوده و عملکرد حیوانی نیز بیشتر میشودمکمل های پروتئینی در دوره های 2 یا 3 هفته ای که معمولا استفاده شده خوب جواب داده و نتایج رضایتبخش بوده است که دراین صورت مکمل توانسته مقدار پروتئین اضافی راتکمیل و قابلین هضم علوف را بالا برده و مقدار انرژی کسب شده رانیز افزایش دهد.اما چه موقع میتوان گفت علوفه قابل مصرف کافیست تا مادامیکه دام از جیره پروتینی مکمل استفاده کند وضعیت مطلوبی دارد اما مقدار پروتین ناکافی باشد مکمل سازی باتامین انرژی تنها قابلیت هضم علوفه را کاهش خواهد داد.
مثلا انرژی در گندمیان مرتعی به ندرت ناقص است و معمولا برای گاوهای گوشتی بالغ محتوای بسیار خوبی دارند اغلب استفاده از مکمل ها در مواقع کمبود علوفه است زیراازشیر زود گرفتن گوساله ها هم تاحدی موثر است نه همیشه که اطلاعات بیشتر دراین زمینه در دفتر توسعه تعونی در نبراسکا موجود است مثلا کاهش پروتین از 12 به10 در گاو یک کاهش رشد 7 درصدی را به همراه داردوبدین گونه یک منبع علوفه همیشه نمیتواند تضمین تولید شیر مطلوب باشد گرفتن گوساله از شیر یعنی افزایش انرژی 30 درصدی در گاوها و50 درصدی پروتین (جدول1) توجه کنیدسطوح مناسب تغذیه ای در انرژی وپروتئین متمرکز شدند در مراتع بهرحال این پژوهش عموما توصیه شده به دلیل موارد زیر
· 1. استفاده از مراتع نسبتا فقیر و متراکم اغلب توصیه نشده
· 2. پروتئین وانرژی توازنشان میتواند فقط تقریبا تخمینی است باشد و مانمیتوانیم دقیق اندازه بگیریم
· 3. بی توجهی به چرا و مکمل های غذایی که این مورد میتواند موجب تخریب بلند مدت مرتع ها هم بشود
درطی خشکسالی میتوند کمبود ویتامین آ رخ دهد ویتامین آ در علوفه ای که سبز رنگ شده و حداقل 90 روزگذشته از آن همچنین رنگدانه نارنجی و قرمز که در علوفه سبز است و به ویتامین آ میتواند تبدیل شود هنگامیکه گیاه زیاد میماند محتوای رنگدانه زرد و نارنجی (کارتنوئیدها) به سرعت کاهش میابد اطلاعات بیشتر دراین زمینه در جیره نوشته شده دام های گوشتی در دفتر توسعه تعاونی موجود است
سمیت وابسته به خشکی
پتانسیل ایجاد سمیت درخشکی درهمه گیاهان بالا میرود زیرا علوفه مطلوب کمتراست و حتی ممکن است خسارت به دام هم زخ بدهدتعدادی از گونه در خشکی مقدار برگ کمتری تولید میکنند که به خشکی مقاومترند مثلا زبان درقفا پیرگیاه مثالهایی از گونه های بومی هستند که درمراتع در وضعیت خوب رعالی رخ میدهند بالا بودن اسید نیتریک درعلوفه در طی خشکسالی مورد بعدی نامرغوبی است درطی خشکسالی مقدار بالای این ماده ممکن است درعلوفه جمع شده در فصل گرم یاغلات هم رخ بدهد که برای خوراک اضطراری دام کاربرده شده این ماده هنگامیکه به خاطر خشکسالی رشد گیاه متوقف شده یا قطع شده روی میدهد که این ماده فرآورده جانبی تولید پروتین است درگیاه در حالت خشکسالی گیاه تولید پروتین افزایش داشته در نتیجه تولید نمک اسید نیتریک هم بالا میرود در صورت خورده شدن چنین گیاهی در شکمبه نیتریت باانتقال اکسیژن تداخل داشته در خون و میتواند در سطوح بالا موجب سقط جنین یامرگ بواسطه خفگی بشود توصیه هایی برای مقابلخه با این امر دربخش علوفه این کتاب به صورت مبانی آمده است . استفاده از منیزیم در رژیم میتواند عوارض این بیماری را کاهش بدهدالبته عوارض بالینی هم وجود دارد مسمومیت زبان درقفا ازاین جمله است اگربتوان دام را به یک چراگاه مناسب بدون زبان درقا انتقال داد خوب است اگر بیماری تتانی عوارضش دیده شد درمان باید سریعا شروع شود همچنین در طی خشکسالی کیفیت آب معمولا پایین می آید و منافذ خاک توسط رواناب ها پر شده که حاوی نمک هم هستند درغلظت های بالای گرما متوسط آب ورودی کاهش میابد و تنها منبع آب موجود چراگاه آب موجود در خاک قبل از تبخیراست در دماهای کمتر نیاز دام به آب هم کمتراست اما موقعیکه آب کم است چون دام بیشتر از آب کمتری استفاده میکند با کاهش عملکرد روبه رو هستیم.
ودر این هنگام است که اگر دام تشنه بشود مجبور به استفاده از آب شور است این وضع ممکن است خطر ناک باشد اگر دام مجبور شود علوفه خشکسالی راهم که دارای نمک بالاست مثل علف شور علف چوبی مصرف کند.
همچنین در این آب ممکن است غلظت کشنده ای از جلبک های سبز آبی بوجود آید جلبک ها در گرما به سرعت تکثیر میشوند ازتنفس جلبک ها مقداری گاز سمی در روی آب جمع میشود که میتواند باعث کاهش کیفیت آب و سمیت آب در ساعاتی بشود دام میتواند یک روز قبل از اینکه آب را بنوشد و بعدا بمیرد و بازگشت حیوان از سمیت کم است علت مرگ هم معمولا تغییر در مقدار تنفسی دام میباشد که شناسایی این مسئله باآزمایش آب از نظر جلبک های سبز آبی ممکن است که دقت بالای میخواهد.
-
دوشنبه 2 آذر 1388
6:31 AM
نظرات(0)
قبل از معرفي اين گونه گياهي به مرور يكسري مطالب مي پردازيم.
مرتعكاري(artificial revegetation):
همانطور كه ميدانيم مرتعداري به روشهاي طبيعي-مصنوعي و... انجام مي گيرد كه در اينجا از توضيح آن خودداري مي كنم.
يكي از روشهاي مصنوعي مرتعداري مرتعكاري است.ميدانيم كه روشهاي مصنوعي در مراتع بشدت تخريب يافته صورت مي گيرد و نيز مرتعكاري در صورتي موفقيت آميز است كه 10تا15% گياهان درجه 1 مرتع باقي مانده باشد.
از مهمترين اهداف مرتعكاري ميتوان به توليد علوفه براي دام ها-كنترل فرسايش ومسايل حفاظتي و... رانام ببريم. و از روشهاي مرتعكاري معمول مي توان بذركاري-بذرپاشي-كپه كاري
-
ميانكاري و بوته كاري را نام برد.در اينجا بصورت خلاصه عمليات بوته كاري را معرفي مي كنم:
بوته كاري:
در مناطقي كه با كمبود آب مواجه ايم ونمي توانيم گياه را در بستر اصلي خود كشت كنبم بايد در محلي ديگر بنام خزانه نهال را توليد وسپس به عرصه اصلي منتقل كنيم اين عمل را بوته كاري مي گويند.
تمامي مطالب گفته شده مقدمه اي بود براي معرفي گونه آتريپلكس كه در خانواده اسفناجيان(
Chenopodiaceae
) قرار دارد.
آتريپلكس ها يكي از مهمترين گياهان خانواده اسفناجيان مي باشند كه علاوه بر تنوع گونه اي ، شرايط مختلف محيطي را به خوبي تحمل مي نمايند ، يكي از اين گياهان مغزي براي دامها نيز به شمار مي روند و سبب داشتن پروتئين كافي ، خوش خوراكي تا حدودي مناسب رشد سريع و سازش با محيط هاي مختلف و توليد علوفه قابل ملاحظه اهميت خاصي را در مناطق خشك وكويري پيدا كرده است .
در يك نگاه كلي ميتوانيم اينگونه آتريپلكس را تعريف كنيم:
منابع
:
اينترنت- كتب - جزوات و پايان نامه هاي مربوط به مرتع و مرتعداري و گياهان مرتعي- آزمايشات انجام شده بوسيله موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور- گزارشات واصله از استانهاي مختلف كشور
-
دوشنبه 2 آذر 1388
6:29 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



