-
یک شنبه 15 فروردین 1389
6:46 AM
نظرات(0)
سلام بر حيدربابا (حیدر بابیه سلام)
منتقدان در توجيه ترجمه زيباى ايشان اين مثل فرانسوى را متذکر شده اند که : ترجمه به زن مى ماند اگر وفادار باشدزيبا نيست واگر زيبا باشد وفادار نيست. حيدربابا سندى زنده است ، و پرده اى رنگين و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد . مضمون اغلب بندهاى آن شايستة ترسيم و نقاشى است . زيرا از طبيعت جاندار سرچشمه مى گيرد . قلب پاک و انسان دوستِ شهريار بر صحنه ها نور مى ريزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد . نيمى از اين منظومه نامنامه و يادواره است که شاعر در آن از خويشان وآشنايان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمينها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر يک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد .
سروده استاد شهريار
حيدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسين بهجتى تبريزى ملقب به شهريار است . منظومة « حيدربابايه سلام » نخستين بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است . ليکن ترجمه بى بديل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتيان شاهکارى ماندگار است . مترجم در توضيح هدف خود از انجام اين کار بسيار دشوار مى گويد : « زيبايى يک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشين در يک بيت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته ، است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگيز بيان کند . از همين روست که هر گونه تغيير در صورتِ شعر زيبايى و دلربايى آن را پريشان مى سازد بى آنکه شايد به شکل خيالى يا معنى آن لطمه اى بزند . » با اين حال مترجم معتقد است که هيچ ترجمه اى قادر به انتقال کاملِ بار احساسى و معنوى موجود در اين اثر نيست .
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:24 AM
نظرات(0)
ترکستان نامه از دید صاحب نظران
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:23 AM
نظرات(0)
ساير آثار دهخدا
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:22 AM
نظرات(0)
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:20 AM
نظرات(0)
بارتولد
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:18 AM
نظرات(0)
تاریخ جهانگشا
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:17 AM
نظرات(0)
چراغ شرع
شيخ عطار و اردات به اهل بيت (ع)
نور چشم مصطفي و مرتضي
شمع جمع انبيا و اوليا
جمع كرده حسن خلق و حسن ظن
جمله اطفال چون نامش حسن
و در ذكر شهادت زهر آگين امام حسن (ع) اشاره كرده است :
آن محبي كز شير زهرا خورده باز
مصطفي دادش بدان لب بوسه باز
چون توان كردن گذر كه زهر را
خون توان كردن جگر اين قهر را
نام خصمش گر چه پرسيدند باز
تن ز دو تن كشته در دل داد راز
نوش كرد آن زهر و غمازي نكرد
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:16 AM
نظرات(0)
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:16 AM
نظرات(0)
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:15 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



