یکی از پیشرفت های مهم در تاریخ بشر قادر شدن به حفاظت غذا بوده است. در حقیقت این عمل از مقتضیات یکجا نشینی انسان به جای مهاجرت دائمی و شکار غذای تازه بود.
عسل: این ماده غذایی در شکل رقیق نشده آن یک محافظت کننده طبیعی است و در بسیاری مقالات از آن به عنوان یک سد در برابر باکتری و عفونت نام برده شده. با این حال استفاده از آن به عنوان خوراکی در کودکان زیر دو سال به علت احتمال آلودگی به بوتولینیوم منع شده است.
گلیسیرین: مقادیر بالای گلیسیرین گیاهی (15 تا 20 درصد) اثر محافظت کنندگی دارد.
شکر: مقادیر بالای شکر میتواند از رشد ارگانیسم ها فاسد کننده جلوگیری کند. این عمل در فرآورده هایی مثل مربا، کنسرو ها، برخی ترشی های شیرین و ژله ها انجام می شود. همچنین وجود شکر مسبّب حفاظت شکلات های داغ و شکلات است. امروزه به علت مشکلات ناشی از مصرف زیاد ساکارز در بدن و گرانتر بودن آن، در مواد غذایی از شیرین کننده های مصنوعی استفاده می شود و بنابراین بایستی این فرآورده ها را پس از باز شدن بایستی در یخچال نگهداری کرد.
خشک کردن: حذف آب از محصول یا خشک کردن کامل آن تا حد زیادی امکان فساد را کاهش می دهد. با این حال بایستی توجه داشت که ارگانیسم های حامل اسپور می توانند در حضور مجدد آب فعال شوند.
گرم کردن: گرما دادن، پختن و پاستوریزه اشکال طبیعی دیگری از محافظت هستندکه محصولات را، به خصوص وقتی به صورت یکبار مصرف طراحی شده اند، ضد عفونی می کنند. پس از باز شدن محصول، می توان آن را در یخچال فریزر نگهداری کرد.
عوامل شلات کننده: عوامل شلات کننده با دور کردن فلزات سنگین مورد نیاز برای رشد میکروارگانیسم ها از رشد ان ها جلوگیری می کنند. مثال این ترکیبات اسید فرولیک در سبوس برنج است.
آنتی اکسیدان ها: آنتی اکسیدان هایی نظیرتوکوفرول طبیعی و آسکوربیک اسید به عمل محافظت ترکیبات و جلوگیری از ترشیده شدن چربی هاکمک می کنند.
بخش دوم: دسته بندی بر اساس میکرو ارگانیسم ها
1) Candida
· Calamintha officinalisطبق مطالعات انجام گرفته (1)
· Cryptolepis sanguinolenta Schltr.
· Litsea cubeba
Plumbago zeylanica
· Lapacho Colorado
· Melaleuca alternifolia
· Usnea barbarta
· Passiflora incarnate
· Echinacea angustifolia
و غیره حاصل شد.
پلی ساکارید های گیاه تکثیر فاگوسیت ها را در طحال و مغز استخوان و همچنین مهاجرت گرانولوسیت ها به خون محیطی را افزایش می دهند. علاوه بر این اشاره می شود که عفونت های راجعه کاندیدیایی واژینال با کرم اکیناسه همراه عصاره مائی و کرم به تنهایی درمان شدند. در این آزمایش عصاره موثرتر از کرم به تنهایی بود.
دارد.
اثری نداشتند.
یافت می شود از ان جمله اند.
دیده شده است.
74-25 عنوان می کند.
حساس می باشد.
موجود است اثر قوی ضد میکروبی آن نقش مهمی در اثر کلی ضد میکروبی اسانس دارد.
به میزان 2 تا 7 درصد در این گیاه وجود دارد.
در غلظت هایی با محدوده 5 میلی گرم تا 100 میکروگرم در میلی لیتر تعیین شد.
-
یک شنبه 29 آذر 1388
3:41 AM
نظرات(0)
آشنائی با روتر
انواع روترها
روترهای سخت افزاری
: روترهای فوق ، سخت افزارهائی می باشند که نرم افزارهای خاص توليد شده توسط توليد کنندگان را اجراء می نمايند (در حال حاضر صرفا" به صورت black box به آنان نگاه می کنيم ).نرم افزار فوق ، قابليت روتينگ را برای روترها فراهم نموده تا آنان مهمترين و شايد ساده ترين وظيفه خود که ارسال داده از يک شبکه به شبکه ديگر است را بخوبی انجام دهند . اکثر شرکت ها ترجيح می دهند که از روترهای سخت افزاری استفاده نمايند چراکه آنان در مقايسه با روترهای نرم افزاری، دارای سرعت و اعتماد پذيری بيشتری می باشند . شکل زير يک نمونه روتر را نشان می دهد . ( Cisco 2600 Series Multiservice Platform )
روترهای نرم افزاری
: روترهای نرم افزاری دارای عملکردی مشابه با روترهای سخت افزاری بوده و مسئوليت اصلی آنان نيز ارسال داده از يک شبکه به شبکه ديگر است. يک روتر نرم افزاری می تواند يک سرويس دهنده NT ، يک سرويس دهنده نت ور و يا يک سرويس دهنده لينوکس باشد . تمامی سيستم های عامل شبکه ای مطرح ،دارای قابليت های روتينگ از قبل تعبيه شده می باشند .
در اکثر موارد از روترها به عنوان فايروال و يا gateway اينترنت ، استفاده می گردد . در اين رابطه لازم است به يکی از مهمترين تفاوت های موجود بين روترهای نرم افزاری و سخت افزاری ، اشاره گردد : در اکثر موارد نمی توان يک روتر نرم افزاری را جايگزين يک روتر سخت افزاری نمود ، چراکه روترهای سخت افزاری دارای سخت افزار لازم و از قبل تعبيه شده ای می باشند که به آنان امکان اتصال به يک لينک خاص WAN ( از نوع Frame Relay ، ISDN و يا ATM ) را خواهد داد .يک روتر نرم افزاری ( نظير سرويس دهنده ويندوز ) دارای تعدادی کارت شبکه است که هر يک از آنان به يک شبکه LAN متصل شده و ساير اتصالات به شبکه های WAN از طريق روترهای سخت افزاری ، انجام خواهد شد .
مثال 2: استفاده از روتر در يک شبکه LAN
مثال 3: استفاده از روتر به منظور اتصال دو دفتر کار
مهمترين ويژگی های يک روتر :
استفاده از روترها در شبکه به امری متداول تبديل شده است . يکی از دلايل مهم گسترش استفاده از روتر ، ضرورت اتصال يک شبکه به چندين شبکه ديگر ( اينترنت و يا ساير سايت ها ی از راه دور ) در عصر حاضر است . نام در نظر گرفته شده برای روترها ، متناسب با کاری است که آنان انجام می دهند : " ارسال داده از يک شبکه به شبکه ای ديگر " . مثلا" در صورتی که يک شرکت دارای شعبه ای در تهران و يک دفتر ديگر در اهواز باشد ، به منظور اتصال آنان به يکديگر می توان از يک خط leased ( اختصاصی ) که به هر يک از روترهای موجود در دفاتر متصل می گردد ، استفاده نمود . بدين ترتيب ، هر گونه ترافيکی که لازم است از يک سايت به سايت ديگر انجام شود از طريق روتر محقق شده و تمامی ترافيک های غيرضروری ديگر فيلتر و در پهنای باند و هزينه های مربوطه ، صرفه جوئی می گردد .
روترها را می توان به دو گروه عمده سخت افزاری و نرم افزاری تقسيم نمود
:
منبع :
سايت سيسکو
مثال 1 : استفاده از روتر به منظور اتصال دو شبکه به يکديگر و ارتباط به اينترنت
فرض کنيد از يک روتر مطابق شکل زير به منظور اتصال دو شبکه LAN به يکديگر و اينترنت ، استفاده شده است . زمانی که روتر داده ای را از طريق يک شبکه LAN و يا اينترنت دريافت می نمايد ، پس از بررسی آدرس مبداء و مقصد ، داده دريافتی را برای هر يک از شبکه ها و يا اينترنت ارسال می نمايد . روتر استفاده شده در شکل زير ، شبکه را به دو بخش متفاوت تقسيم نموده است .( دو شبکه مجزاء ) . هر شبکه دارای يک هاب است که تمامی کامپيوترهای موجود در شبکه به آن متصل شده اند . علاوه بر موارد فوق ، روتر استفاده شده دارای اينترفيس های لازم به منظور اتصال هر شبکه به آن بوده و از يک اينترفيس ديگر به منظور اتصال به اينترنت ، استفاده می نمايد . بدين ترتيب ، روتر قادر است داده مورد نظر را به مقصد درست ، ارسال نمايد .
فرض کنيد از يک روتر مطابق شکل زير در يک شبکه LAN ، استفاده شده است . در مدل فوق ، هر يک از دستگاههای موجود در شبکه با روتر موجود نظير يک gateway برخورد می نمايند . بدين ترتيب ، هر يک از ماشين های موجود بر روی شبکه LAN که قصد ارسال يک بسته اطلاعاتی ( اينترنت و يا هر محل خارج از شبکه LAN ) را داشته باشند ، بسته اطلاعاتی مورد نظر را برای gateway ارسال می نمايند . روتر ( gateway ) نسبت به محل ارسال داده دارای آگاهی لازم می باشد . ( در زمان تنظيم خصلت های پروتکل TCP/IP برای هر يک از ماشين های موجود در شبکه يک آدرس IP برای gateway در نظر گرفته می شود ) . شکل زير نحوه استفاده از يک روتر به منظور دستيابی کاربران به اينترنت در شبکه LAN را نشان می دهد :
فرض کنيد ، بخواهيم از روتر به منظور اتصال دو دفتر کار يک سازمان به يکديگر ، استفاده نمائيم . بدين منظور هر يک از روترهای موجود در شبکه با استفاده از يک پروتکل WAN نظير ISDN به يکديگر متصل می گردند . عملا" ، با استفاده از يک کابل که توسط ISP مربوطه ارائه می گردد ، امکان اتصال به اينترفيس WAN روتر فراهم شده و از آنجا سيگنال مستقيما" به شبکه ISP مربوطه رفته و سر ديگر آن به اينترفيس WAN روتر ديگر متصل می گردد . روترها ، قادر به حمايت از پروتکل های WAN متعددی نظير Frame Relay , ATM , HDLC و يا PPP ، می باشند .
-
شنبه 28 آذر 1388
5:53 AM
نظرات(0)
-
جمعه 27 آذر 1388
4:20 AM
نظرات(0)
پس چرا وقتی در محیط جدید مقدار اکسیژن سیزده برابر می شود، ماهی به علت کمبود اکسیژن می میرد؟!
بدون شک این رویداد پی آمد عدم توانایی ماهی در وفق یابی با محیط تازه است، لذا بایستی به بررسی مکانیزمی در بدن ماهی بپردازیم که قادر نیست از اکسیژن غنی هوا استفاده نماید اما می تواند مسئله بزرگ استخراج اکسیژن را که به مقدار ناچیز در آب وجود دارد برای خود حل نموده و اکسیژن مورد نیاز خود را به این روش تامین نماید.
یک ماهی صدگرمی رودخانه ای در حال استراحت حدود ۵سانتیمترمکعب اکسیژن در ساعت احتیاج دارد و وقتی فعالیت عادی خود را شروع نماید سه تا چهار برابر این مقدار اکسیژن نیاز دارد. اگر راندمان مکانیزم تنفسی آن در انتقال اکسیژن صددرصد باشد این ماهی بایستی در هر دقیقه ۱۵تا۳۰ سانتیمترمکعب آب را از سطح تنفسی اش عبور دهد تا اکسیژن مورد نیاز خود را تامین نماید.
جابجا کردن چنین مقدار اکسیژنی در هوا مشکل نیست، اما در آب کار و فعالیت زیادی را می طلبد زیرا چگالی آب تقریبا هزار برابر هوا، و غلظت و چسبندگی اش هم حدود صد برابر است. در انسان فقط یک الی دو درصد از اکسیژن دریافتی در ماهیچه ها برای کار شش ها مصرف می شود اما در ماهیان این مقدار بسیار بیشتر می باشد از طرفی سرعت انتشار اکسیژن در آب ۳۰۰هزار برابر آهسته تر از هوا می باشد.
پس چگونه یک ماهی بر این مسائل غامض فائق می آید؟ مسائلی که بسیار عظیم تر از مسائل تنفسی مهره داران زمینی می باشد و چرا ماهی در شرایطی بسیار آسان تر برای تنفس در روی زمین می میرد؟ قسمتی از جواب به این سوالات در ساختار مکانیزم تنفسی ماهی و طبیعت جریان روی آنها نهفته است. آبشش های ماهی از یک سری از صفحات بدقت تقسیم شده تشکیل شده اند که در نتیجه سطح زیادی را برای تماس با آب ایجاد می نمایند و آب در یک جهت از روی آنها عبور می نماید که این با جریان کشندی در شش پستانداران تفاوت دارد.
زمانی که ماهی از آب بیرون آورده می شود و در معرض هوا قرار می گیرد از دست رفتن پشتیبانی آب همراه با کشش سطحی سبب کوچک شدن شدید سطح آبشش ها می گردد که نتیجه این عمل در اکثر موارد کاهش شدید دریافت اکسیژن و مرگ خواهد بود.
کل سطح تنفسی در تماس با جریان آب بین ماهیان مختلف متفاوت است و این منطبق با حجم فعالیت هر گونه ای از ماهیان می باشد. برای مثال در ماهیان بسیار فعال مانند ماهی خال مخالی این سطح بیش از ۱۰۰۰میلیمترمربع برای هر گرم وزن بدن ماهی است که از ده برابر سطح خارجی بدن ماهی بزرگتر است.
برای اندازه گیری راندمان مکانیزم استخراج اکسیژن از آب، توانایی ماهی را در استخراج ۸۰درصد اکسیژن محلول در آبی که از سطوح برانش ماهی عبور می نماید مورد نظر قرار می دهند درصورتیکه بیشترین راندمان برای یک انسان که بتواند با ورزش و تنفس شکمی یعنی تنفس از ته شش ها که این عمل در ورزش هایی مثل «تای چی چوان» و «یوگا» آموزش داده می شود فقط استفاده از ۲۵درصد اکسیژن موجود در هوا امکانپذیر است. چنین راندمان بالایی در ماهیان بوسیله ویژگی ضدجریان تامین می شود، که رابطه ای است بین جریان خون در بدن ماهی و جریان آب و مکانیزم قدرتمند پمپاژی که بطور مستمر آب را از سطوح آبشش در تمام مدت چرخه تنفسی عبور می دهد.
● جریان ضدجریان بین جریان خون و جریان آب
اصول جریان ضدجریان در بسیار از موارد مختلف در بدن جانوران اتفاق می افتد که بدین وسیله مبادله موثر مواد محلول یا گرما بین دو مایع در جریان بوقوع می پیوندد این چنین سیستمی از گذشته های دور بوسیله مهندسین در مکانیزم مبادله گرما کاربرد داشته است کسی که برای اولین با اهمیت این پدیده را در فیزیولوژی حیوانات کشف کرد «ون دام» بود که در سال ۱۹۳۸چگونگی عمل این پدیده را در آبشش ماهیان شرح داد.
این پدیده بدین گونه است که وقتی خون در جریان خروجی در آبشش ماهیان که کاملا از اکسیژن تهی شده است با جریان آب پر از اکسیژن برخورد می نماید بر اثر کشش زیادی که در اکسیژن آب وجود دارد(بسیار بیشتر از خون همجوارش می باشد) اکسیژن از آب به خون انتقال می یابد.
این راندمان بالا به همین ضدجریان بستگی دارد زیرا اگر ما بصورت تجربی جریان آب عبورکننده از آبشش ماهیان را برعکس نماییم استخراج اکسیژن از۵۱درصد به ۹درصد کاهش می یابد. برای راندمان حداکثر، لازم است دو محلول آب و خون با همدیگر تماس نزدیکی را حاصل نمایند و سرعت جریان هر یک نسبت به دیگری تنظیم شود.
فاصله ای که در آن اکسیژن آب به گلبول های خون ماهی انتقال می یابد بسیار کوچک است زیرا گلبول های خون ماهی تقریبا به نازکی پهنای صفحات برانش ماهیان که در آنها گردش خون و آب صورت می گیرد، می باشند. خارج از این صفحات آب از هر دو طرف عبور می نماید و همچنین رابطه ای بین ضربان قلب ماهی و فرکانس تنفسی ماهی وجود دارد که بصورت یک مکانیزم واکنش دار حجم خون عبورکننده از برانش ها را تنظیم می نماید ضربان قلب معمولا از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد و در بعضی موارد قلب با فازهای ویژه ای از سیکل تنفسی همزمان می شوند. اما این همواره در کلیه گونه ها روی نمی دهد، برای مثال در ماهی قزل آلا فرکانس تنفسی با ضربان قلب تقریبا مساوی است و به تدریج این دو فرکانس خارج از این نظم می گردند هرچند که قلب تمایل دارد که وقتی دهان ماهی بسته است ضربه زند و در سایر موارد اغلب ضربان قلب از فرکانس تنفسی آهسته تر می باشد.
این چنین مکانیزمی این اطمینان را ایجاد می نماید که همواره مقدار کافی آب برای تامین اکسیژن خون ماهی در دسترس باشد و این بسیار مهم است زیرا حجم معینی از خون ماهی می تواند حدود ۱۰تا۱۵ برابر مقدار اکسیژنی را که همان حجم آب حمل می نماید دریافت کند.
● جریان مستمر از داخل آبشش ها
هنگامی که یک ماهی نفس می کشد دهانش را باز می کند و آب را وارد دهانش می نماید و بعد از عبور آب از میان آبشش ها از حفره های آبششی به داخل شکاف هایی که وقتی سرپوش آبشش انبساط حاصل کرده و از بدن ماهی فاصله می گیرند ظاهرمی گردند وارد می شوند.
این جریان منقطع که بداخل و خارج سیستم تنفسی ماهی برقرار است این ایده غلط را می دهد که آب در روی آبشش ها در جریان است شواهد توصیفی حقیقی تر از کار دستگاه تنفسی با ثبت تغییرات فشار در دو طرف آبشش با نشان دهنده های حساس کندانسور مانومتر حاصل گردیده است تجربیاتی که با سه نوع ماهی آب شیرین انجام گردیده نشان داده اند که بجز یک دوره بسیار کوتاه، همواره فشار داخل حفره دهان از فشار حفره های برانش بیشتر است و لذا این نتیجه حاصل می شود که آب بدون انقطاع از روی برانش ها عبور می کند و به همین سبب استخراج اکسیژن از آب افزایش می یابد.
این مکانیزم بوسیله دو پمپ که کمی از فازکارشان با هم متفاوت است ایجاد می گردد در ماهی فعالیت پمپاژ به علت تغییرات درحجم حفره ها که بوسیله عمل عضلات تولید می شود انجام می گردد. البته مکانیزمی که در برانش ها قرار دارند بسیار پیچیده تر از این شکل ساده است.
در طی فاز دم حفره دهان انبساط حاصل نموده و آب وارد دهان می شود و همزمان حفره های برانش انبساط حاصل می نمایند اما آب نمی تواند وارد دریچه های خارجی آن شود، زیرا پوسته دور لبه خارجی به صورت بک والو عمل می کند.
در طول انبساط حفره برانش، فشار هیدروستاتیک از فشار داخل حفره دهان کمتر می شود و سبب می گردد که آب در طول برانش ها رانده شود در این حالت حفره برانش بصورت پمپ مکش عمل می نماید در خلال فاز کم شدن حجم حفره دهان فشار داخل از فشار بیرونی همزمان که دهان شروع به بسته شدن می نماید بیشتر می شود و عملا بسته شدن مجرا انجام می گردد حتی در ماهیانی که قادر به بستن دهان خود بطور کامل نمی باشند به علت وجود لوله غشائی نازک که در لب های بالایی و پائینی ماهی قرار دارند مجرا عملا بسته می شود در خلا ل این فاز افزایش فشار در حفره دهان بیشتر از حفره های برانشی می باشد و آب به عبور از برانش ها ادامه می دهد در این حالت حفره دهان بصورت یک پمپ فشار عمل می نماید.
در خلال تقریبا تمام سیکل تنفسی، همواره فشار اضافی که تمایل دارد آب را وادار به عبور از برانش و از حفره دهان به حفره های برانش نماید وجود دارد. البته یک دوره بسیار کوتاه نیز وجود دارد که اختلاف فشار برعکس می شود و تمایلی برای ایجاد جریان در جهت عکس بوجود می آید. اما از آنجا که این زمان بسیار کوتاه و اختلاف فشار بسیار کم است تحرک کند آب اجازه ایجاد جریان برعکس را نمی دهد. لذا در این صورت جریان آب مستمری در روی برانش ها تشکیل می شود که جهت این جریان برعکس جهت جریان خون است لذا درصد بالایی از اکسیژن آب به گلبول های خون انتقال می یابد.
اما شکل جالب توجه مختلفی در این سیستم وجود دارند برای مثال در ماهیانی که بصورت غالب شناگر می باشند، پمپ دهان بهتر توسعه یافته است، هرچند که در بعضی موارد هیچ یک از دو پمپ کار نمی کند. این زمانی است که ماهی با شنا تحرکات خود را ایجاد نموده است مثال خوبی در این مورد ماهی خال مخالی است که اجبار دارد بطور مستمر شنا نماید تا جریان دائمی آب روی برانش هایش بر قرار باشد مثال دیگر کوسه پلنگی می باشد که در خلال شنا پمپ هایش کار نمی کنند اما به محض اینکه بصورت ساکن درآید پمپ ها شروع بکار می نمایند.
ماهیانی که اغلب یا تمام اوقات خود را در کف دریا سپری می نمایند دارای حفره برانشی بزرگتر که با شعاع های استخوانی اضافی تقویت می شوند، می باشند و پمپ مکش آنها نیز بهتر تکامل یافته است. ماهیانی مثل «گربه ماهی آمریکائی»، «گورنارد»، «دراگونت»، « په لیس» و سایر ماهیان پهن از این نوع هستند. برای مثال در ماهی دراگونت، انبسلط حفره های برانشی تدریجی می باشد، لذا یک اختلاف فشار کم ثابت روی برانش ها تشکیل می شود.
در فاز انقباض، آب از هر دو حفره حرکت کرده و از دریچه های باریک حفره برانشی خارج می شود. در ماهیان پهن که مدام روی یک طرف بدن خود قرار می گیرند وقتی در حال استراحت هستند و در کف اقیانوس بصورت مدفون شده در می آیند مسائل دیگر تنفسی ایجاد می گردد برای مثال برانش ها در هر دو طرف ماهیان «په لیس» و «کفشک» توسعه یافته اند و بدون شک آب از هر دو حفره برانشی پمپ می شود. در این حالت خطر ورود ماسه کف دریا و آسیب رساندن به برانش ها وجود دارد، لذا در این ماهی در فشار مشتق جریان برعکس نمی شود این بعلت کنترل عامل روی لوله های برانش می باشد که از ورود کمترین جریان نیز جلوگیری می نماید.
لذا منطبق با عادات ماهیان، ساختار برانش ها متفاوت می باشند. ماهیان کف زی عموما دارای سطوح برانش کوچک تر و مجاری خشن تری می باشند و مجاری از هزاران سوراخ ریز تشکیل شده اند که در بین تارهای برانش قرار گرفته اند.
دو ردیف صفحه ای نازک که در اطراف چهار قوس استخوانی در تمام مسیر در دو طرف ماهی انباشته شده اند تشکیل یک شبکه مشبک را می دهد که در تمام دیواره های حلق ماهی جای دارد. از آنجائیکه لبه های تارهای برانشی به علت ویژگی انعطافی اسکلت نگهدارنده اش به صورت اریب می باشد همواره لبه ها در تماس یکدیگرند و در نتیجه آب از شکاف هایی که بوسیله صفحات تارهای همجوار ایجاد شده اند عبور می نماید همین سطوح بالا و پائین تارها در حقیقت سطوح تنفسی را تشکیل می دهند سقوط همین چین های ثانویه موجب کم شدن سطح مبادله گاز ها و در نتیجه اختناق ماهی که از آب خارج شده است می گردد هرچه این چین ها به یکدیگر نزدیک باشند آنها بهتر یکدیگر را پوشش می دهند برای مثال در ماهی خال مخالی ۳۹تار در میلیمتر، و در شاه ماهی ۳۳ تار در میلیمتر می باشد.
در ماهیانی که حوالی سواحل زندگی می نمایند و تحت تاثیر جریانات کشندی قرار می گیرند، مانند گاو ماهیان، چین های ثانویه خیلی فاصله دار هستند و ۱۵رشته در میلیمتر است. انواع گونه های مختلف با توجه به تحت تاثیر قرار گرفتن در آب های ساحلی دارای ساختار متفاوت می باشند.
شبکه هایی که بوسیله برانش ها ایجاد گردیده اند بسیار باریک می باشند با یک نگاه به نظر می رسد که ابعاد بسیار کوچک این شبکه ها اجازه عبور آب کافی با اختلاف فشار تنها یک سه هزارم اتمسفر را(که در بسیاری از گونه ها وجود دارد) ندهند، اما تعداد سوراخ ها آنقدر زیاد است که آب کافی را عبور می دهند.
برای مثال در یک ماهی آب شیرین ۱۳۰گرمی تعداد این سوراخ ها به ۲۵۰هزار می رسد در سرعت های بالای جریان آب مقداری آب از بین لبه تارها قرار می نماید اما در حالت استراحت ماهی کل جریان برابر جریانی است که از سوراخ ها عبور می نماید. مقاومت سوراخ های برانش در تمام وضعیت های فعالیت ماهی یکسان نیست، بلکه متناسب با فعالیت، انعطاف پذیر می گردد.
فیلمبرداری از مارماهیان جوان نشان داده است که فاز مشخصی در چرخه تنفسی وجود دارد و آن زمانی است که لبه های رشته ها از هم باز می شوند و اجازه افزایش مدار کوتاه جریان را می دهند در خلال فعالیت پمپاژ، فرآیند تحت الشعاع برانش در مقابل بار افزایش اختلاف فشار می باشد.
تماس بین لبه های تارها بوسیله انعطاف پذیری شعاع های برانش برقرار می گردد و هیچ قدرت ماهیچه ای برای مجزا کردن آنها وجود ندارد. انقباض عضلات وقتی فعال می شوند که ماهی تحرکات سرفه ای انجام می دهد در این وضعیت شیب فشار برعکس شده و برعکس شدن جریان آب موجب تمیز شدن برانش ها می گردد.
● تنفس پوستی در آب
در بعضی از ماهیان مقداری از تبادل گاز در محیط آبی از طریق پوست صورت می گیرد. انتشار از طریق پوست نقش مهمی در تنفس ماهیان در مرحله نوزادی دارد. برای مثال در نوزاد ماهیان «سین برانچی فورم» جنوب شرقی آسیا، قبل از تکامل آبشش ها تنفس از طریق شبکه مویرگی تنفسی وسیع که درست در زیر سطوح بافت پوششی باله میانی، باله سینه ای و کیسه زرده قرار دارد، صورت می گیرد. ذکر این نکته جالب توجه است که این ماهی، آب بیشتری را به سمت سطح عقب بدن به گردش در می آورد و این در حالیست که جهت جریان خون، از سمت عقب به جلو بدن است.
بدین ترتیب جریان متقابل حاصل از آن برای بهینه کردن جذب اکسیژن در هنگام کاهش اکسیژن آب، موثر واقع می شود. وجود تنفس پوستی به میزان قابل ملاحظه در تعدادی از ماهیان بالغ ثبت و اندازه گیری شده است. اندازه گیری میزان تنفس پوستی در شش گونه ماهی استخوانی آب شیرین نشان داد که عمدتا تنها نیاز پوست به اکسیژن ازاین طریق تامین شده است.
بنابراین در ماهی «کاراس»، «سوف زرد»، «قزل آلای جویباری» و «قزل آلای قهوه ای پوست» عامل تبادل اکسیژن مورد نیاز برای سایر بافت ها نیست. فقط در ماهی بول هدسیاه فاقد فلس، پوست به عنوان یک اندام کوچک تنفسی عمل می کند و در حدود ۵درصد نیاز به اکسیژن را فراهم می سازد.
همچنین در ماهی پهن دریایی، انتشار اکسیژن از طریق پوست با مصرف اکسیژن توسط این اندام مطابقت دارد
-
جمعه 27 آذر 1388
4:04 AM
نظرات(0)
تار عنکبوت به نرمی ابریشم وبه سختی فولاد ● آیا می توان همانند پرورش کرم ابریشم به پرورش ورام کردن عنکبوتها نیز اقدام نمود؟
بعلت نرم بودن تارهای عنکبوت به مثل ابریشم و سختی این تارها بمانند فولاد ، اگر راهکاری مناسب جهت پرورش ورام کردن عنکبوتها ارائه شود، آنگاه می توان ازوجود عنکبوتها درجهت رشد وتوسعه اقتصادی ،استفاده وافر نمود. بدین منظور ، پیدایش شیوه های مخصوص جهت رام کردن ونیز تکثیر وپرورش عنکبوت از دست آوردهای مهم وباارزشی خواهد بود ، که درصورت موفقیت ، ثروتهای هنگفتی را ایحاد خواهد نمود. البته محققین شیوه ای غیرازپرورش عنکبوت جهت تهیه تارعنکبوت پیدا کرده اند ، زیرا بعلت ناسازگاری عنکبوتها بایکدیگر ، که همدیگر را می بلعند ، ازطریق پروش وتکثیر عنکبوتها به موفقیتهائی نائل نگردیده اند. بهمین علت موقع را غنیمت شمرده وبا ارائه این مقاله ، ازهمه محققین وپژوهشگران عزیز ایرانی که تمامی مساعی خودرا( درجهت فراهم کردن زمینه های لازم ومناسب )برای پرورش ورام کردن عنکبوتها بکار خواهند گرفت ، صمیمانه تشکر نمایم.
تارعنکبوت ماده ای است که از لحاظ مهندسی مواد به مراتب بهتر از ابریشم های معمولی است ، اما استفاده تجاری ازآن تا کنون یک مشکل بوده است.
تارعنکبوت همانند DNA ، بال پرندگان ومروارید درون صدف ، یکی از عجایب خلقت است. این ماده علاوه براین که صاف ، شفاف وقابل انعطاف است ، بسیار سبک نیز می باشد.
وزن هزاران متر ازابریشم بافته شده ازتارعنکبوت ، به بیش از یک گرم نمی رسدو عجایب آن به همین جا خاتمه نمی یابد. تاری که عنکبوتها درساختن شبکه هایشان ازان استفاده می کنند ، مقاومت ((کولار)) را دارد ، اما به طور قابل ملاحظه ای ازأن ارتجاعی تر است . نوع دیگری ازانواع این تارها مقاومت کمتری دارند اما هیچ خاصیت ارتجاعی ندارند. این نوع ازتارها وقتی کشیده می شوند مانند شکلات تافی درهمان طول جدید شان باقی می مانند. نوع دیگری ازانواع تارعنکبوت نیزوجوددارد که عنکبوتها ازآن برای شکار حشرات بالدار استفاده می کنند. این نوع تار حتی اگر تا دوبرابر طول اولیه اش کشیده شود، دوباره به حالت اولیه اش باز می گردد.
بیش از یک قرن ، محققان رویای استفاده ازویزگیهای تارعنکبوت را در سر می پروراندند. تارهائی که ازتار کرم ابریشم بسیار متنوع ترند. اما مشکل این است که عنکبوتها مانند کرمهای ابریشم نیستند. تازمانی که به کرمهای ابریشم مقدارکافی برگ توت برای تغذیه داده شود ، درچهارگوشهائی نزدیک هم با آرامش زندگی می کنند . درمقابل ، عنکبوتها بیش از آن پرخاشگر وقلمروطلب هستند که اهلی شوند.
((جفری تورنر))، رئیس مرکز بیو تکنولوژی ((نکزیا)) درمونترال می گوید : (( این کار مانند پرورش ببر است، أنها یکدیگر را می خورند.)) اما با توجه به دست آوردهای به دست آمده از تحقیقات زیست شناسی مولکولی توسط یک تیم دردانشگاه ویومینگ، مرکز نکزیا هم اکنون درحال راه اندازی فرایندی برای تولید تارعنکبوت است بدون آن که نیازی به تحمل عنکبوتهای بدخلق وجود داشته باشد.
طی دهه گذشته ، زندی لوییس وهمکارانش به دنبال آن بودند که ژنهائی را که برای پروتئین های کلیدی رمز داشتند برای تولید چهار نوع تارعنکبوت دنبال هم چیده وبافت زا کنند.اززمانی که این ژنها تعیین ودوباره سازی شدند ، گروه ویومینگ آنهارا به داخل باکتری وارد کردند تا پروتئین های مطلوب ساخته شوند . متاسفانه مقدار محصول آن قدر کم بود که از لحاظ اقتصادی فایده ای نداشت.ازطرف دیگر درهمین زمان دکترلوییس اجازه استفاده از فناوری خودرا که شیوه ای متفاوت درپیش داشت به نکزیا داد.
مرکز نکزیا که سهامش به ۴۰ میلیون دلار دریک عرضه عمومی اولیه رسید، موفق به ساخت پروتئینهای تارعنکبوت شده است. نکزیا این کاررا با استفاده از بزهائی انجام داده است که تحت مهندسی ژنتیک بوده و پروتئینهارا درشیرشان ترشح می کنند . پروتئینها به محض جمع آوری درشیره غلیظی ازدرخت افرا ریخته می شوند ، سپس روزنه ها ی باریک آنها پر می شودتا زنجیره های پروتئین به صورت رشته هائی قوی مانند زیپ درآیند.تقریبا&#۰۳۹; همانطوری که عنکبوتها از مجرای ظریفی برای بیرون دادن تارشان استفاده می کنند. خصوصیات گله بزهای مرکز نکزیا با اغلب معیارهای تولیدتجاری تارعنکبوت مفید مطابقت دارند. آقای تورنر می گوید هم اکنون مشکلات اصلی ، افزایش تعداد گله وتسریع درفرایند تبدیل پروتئین ها به تار است. وی معتقد است این ها مشکلاتی هستند که می توان آنهارا مهار کرد.
اما ازاین تار به چه منظور می توان استفاده کرد؟ نکزیا تمایل دارد استفاده ازاین تارهارا در کاربردهای معدود وبا ارزش درپزشکی متمرکز کند . آقای تورنر معتقد است می توان از تارهای مرغوب عنکبوت به عنوان نخ بخیه درجراحیهای چشم ، عروق یا اعصاب استفاده کرد . به نظر می رسد تار عنکبوت برای این کار ایده آل باشد چراکه ضمن اینکه انعطاف پذیری ومقاومت نایلون را دارد اما هیچکدام از سختی های نایلون را هنگام گره زدن به همراه ندارد . آقای تورنر می گوید : همچنین می توان ازتار عنکبوت به عنوان زردپی یا رباط های حسی استفاده کرد.
ازمحافظ غیرپزشکی این تارها می توان به زره محافظ بدن اشاره کرد که تارها برای این منظور بسیار سبکتر وقابل انعطافتر ازکولار هستند وهمچنین طناب ماهیگیری که دراین مورد هم مزیت تارعنکبوت قابل تجزیه بودن آن توسط محیط زیست است.
همچنین تارعنکبوت برای استفاده به عنوان طناب چترنجات نیز مناسب است و یا به عنوان کابلهای سرعتگیری که درکاهش سرعت جت های جنگی هنگام فرود آمدن روی باند هواپیما استفاده می شوند . نوعی تارعنکبوت قبل از پاره شدن می تواند مقدار زیادی انرژی را جذب کند . انواع دیگر تارعنکبوت می توانند برای طراحان مدلباس مورد مصرف داشته باشند. مرکز نکزیا انتظار دارد تا چند سال آینده محصولات تجاریی وارد بازار شوند که از تارعنکبوت ساخته شده باشند .
درپایان ضمن آرزوی توفیق برای همه پژوهشگران به ویژه برای محققین کشورمان که درراه سربلندی واعتلای ایران عزیز ازهرگونه کوشش وتلاشی فروگذار نمی نمایند ، موفقیت وپیروزی آرزو نمایم.
-
جمعه 27 آذر 1388
4:02 AM
نظرات(0)
خطرات سم باكتري موجود در كنسروها جبران ناپذير است :
-
جمعه 27 آذر 1388
4:00 AM
نظرات(0)
آيا حيات در جاى ديگرى از منظومه شمسى وجود دارد
در هر كهكشان مانند راه شيرى ۱۰۰ تا ۴۰۰ ميليارد ستاره وجود دارد و كيهان شناسان تخمين مى زنند ۴۰۰ ميليارد كهكشان در عالم موجود است بنابراين پذيرفتنى نيست اگر بگوييم سياره كوچك ما در كنار ستاره عادى مان تنها مكان پذيراى حيات در عالم است اما تنها زيستگاهى كه تاكنون در عالم مى شناسيم زمين خودمان است. در اينجا به دليل گستردگى مطلب بحث درباره حيات در كيهان را به حوزه كوچك تر آن يعنى منظومه شمسى محدود خواهيم كرد و به احتمال وجود حيات و سيارات و اقمار پذيراى آن مى پردازيم. در قسمت هاى بعدى درباره احتمال وجود حيات در ديگر نقاط كيهان و امكان ارتباط با آنها و حتى شكل فرضى حيات شان صحبت خواهيم كرد.
در اين مطلب چون مقصود از حيات در منظومه شمسى، حيات ابتدايى و چگونگى شكل گيرى آن است پيشنهاد مى كنم ابتدا مطلب «حيات چيست؟» را مطالعه فرماييد. (روزنامه شرق ۸۴.3.10)
•گزينه هاى وجود حيات
در منظومه شمسى غير از زمين تنها سه گزينه وجود دارد كه احتمال پيدايش حيات بر روى آنها بررسى مى شود. مى توانيم با اطمينان بگوييم حيات در مريخ، يكى از اقمار مشترى - اروپا و يكى از اقمار زحل
- تيتان - مى تواند پديد بيايد. كمربند حيات خورشيد شامل سه سياره زهره، زمين و مريخ است. (كمربند حيات در منظومه شمسى يعنى جايى كه سياره اى با جو مناسب داراى آب به صورت مايع است و احتمال شكل گيرى حيات تنها در اين كمربند وجود دارد) سياره زهره از لحاظ ظاهرى شباهت زيادى به زمين دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً تركيبات اتمسفرى اوليه دو سياره شباهت زيادى با هم داشته اند اما سياره زهره كمى نزديك تر از زمين به خورشيد است و اين باعث عدم پايدارى آب مايع در آن سياره مى شود. همچنين گاز كربنيكى كه در جو آن قرار دارد باعث ايجاد خاصيت گلخانه اى شديد شده و درجه حرارت آن را تا ۵۰۰ سانتى گراد مى رساند. بنابراين مى بينيد كه از شرايط ابتدايى حيات يعنى آب مايع و جو مناسب برخوردار نيست.
•••
۱- مريخ: سياره ديگر كمربند حيات مريخ است كه تاكنون بيش از دو گزينه ديگر كاوش شده است. در چند صد ميليون سال اول منظومه شمسى، مريخ نسبت به زمين شرايط بهترى براى پيدايش حيات داشته كه به دليل سريع سردتر شدن مريخ بوده است. همين زمينه شرايط پيدايش باكترى ها را زير پوسته مريخ ايجاد كرد. يعنى شرايط سطحى مريخ بسيار زودتر از زمين براى پيدايش حيات آماده شده است. يافته هاى اخير مريخ نوردهاى ناسا وجود آب در گذشته مريخ- احتمالاً حدود يك ميليارد سال قبل- را نيز تاييد كرده اند. هرچند ميزان آن و مدت زمان بقاى آن همچنان مبهم است. علاوه بر اين شواهدى دال بر وجود جوى ضخيم از co2 در سال هاى آغازين اين سياره وجود دارد. شايد در همين دوره حيات در زير سطح مريخ يا حتى بر سطح آن فرصت رشد يافته باشد اما به دليل ميدان مغناطيسى و گرانش ضعيف مريخ (حدود ۳۸ درصد جو زمين) باد خورشيدى جو آن را بيش از پيش پراكنده ساخت و سبب بخار شدن يا فرو رفتن آب هاى سطحى به زير سطح مريخ و يخ زدن آنها شده است. اخيراً نيز مدار گردهاى مريخ نشانه هاى اميدوار كننده اى را از وجود منابع يخ- آب زير سطح مريخ يافته اند. بنابراين امكان حيات بر روى مريخ كنونى بسيار كم است اما غيرممكن نيست. احتمالاً گرماى درونى آن به اندازه اى هست كه لايه زيرين يخ را گرم كند و محيطى نسبتاً مساعد را براى ميكروب هاى جان سخت مريخى ايجاد كنند. اين باكترى ها در صورت وجود در سوخت و سازشان توليدكننده متان هستند. جالب اين است كه شواهد اخير مدارگرد مريخ نشانه هايى قطعى از وجود متان در جو مريخ دارد كه يا بر اثر واپاشى هاى حاصل از زندگى باكترى ها به وجود مى آيند يا بر اثر فعاليت هاى پيوسته آتشفشانى در جو پخش مى شوند. اين كه آيا در دوره ابتدايى مريخ حيات شكل گرفته است يا حتى هنوز هم باكترى هايى زير لايه هاى سطحى آن- جايى كه احتمالاً آب مايع وجود دارد- زنده مانده اند هنوز بى پاسخ مانده است و جواب قطعى آن طى كاوش هاى آينده حاصل مى شود.
(شهاب سنگ مريخى ALH84001 كه ۱۳۰۰۰ سال پيش در قطب جنوب سقوط كرده است. در بزرگنمايى ۱۰۰ هزار برابر با ميكروسكوپ الكترونى، ساختارهاى كرم مانندى ديده مى شود كه دانشمندان آنها را مشابه سنگواره هاى حيات ابتدايى مى دانند. اما هيچ چيز هنوز قطعى نيست.)
بنابراين هر دو سياره موجود در كمربند حيات را بررسى كرديم. (البته غير از زمين) اما ممكن است در هر منظومه كمربندهاى حيات متعددى وجود داشته باشد يعنى قلمرو حيات ابتدايى محدود به كمربند حيات دور هر ستاره نيست. اگر سياره اى گازى اقمارى بزرگ داشته باشد، نيروى جذر و مدى ميان سياره و اقمار درون اين اقمار را گرم مى كند. يعنى حتى اگر سياره و قمرش نزديك ستاره اى هم نباشند، انرژى مورد نياز حيات ابتدايى تامين خواهد شد.
۲- اروپا: سطح اين قمر مشترى را اقيانوسى نيمه عميق از آب فراگرفته و روى آن را لايه اى يخ ضخيم كه شايد ضخامت آن ۱۰ تا ۱۵ كيلومتر باشد، پوشانيده است و اين لايه يخ به دلايل مجاورت با خلأ همواره در حال شكست و ترميم است. اين قمر هم اندازه ماه زمين است و منبع گرمايى درونى آن در اثر مكش گرانشى مشترى و ديگر قمرها بر اروپا به وجود آمده است. اين گرما يخ هاى زيرين را ذوب مى كند، در عين حال فشار يخ ها باعث مى شود آب بخار نشود، در نتيجه ممكن است نوعى از حيات در آب زيرين شكل گرفته باشد. شكلى از حيات كه متفاوت از حيات شناخته شده زمين خواهد بود. چون ژرفاى يخ به حدى است كه نور خورشيدى از آن نمى گذرد بر همين اساس حيات وابسته به نور خورشيد نمى تواند در آنجا شكل بگيرد. اينكه آيا حياتى در آنجا آغاز شده و تا كجا متحول شده است را نمى دانيم. با شروع ماموريت مدارگرد جيمو (JIMO) و مطالعه قمرهاى يخى مشترى، اطلاعات نسبتاً كامل ترى را درباره احتمال حيات در اروپا به دست خواهيم آورد. تنها زمانى مى توانيم با قطعيت از حيات در اروپا صحبت كنيم كه ناسا موفق شود كاوشگرى را به اروپا بفرستد و با سوراخ كردن يخ ها، حيات دريايى را آزمايش كند كه اين امر با توجه به شرايط و ضخامت يخ به زودى امكان پذير نيست.
(سطح يخى اروپا، شيارهاى موجود يخ هاى ترك خورده سطح اروپا را از ديد فضاپيماى گاليله در سال ۱۹۹۸ نشان مى دهد.)
۳- تيتان: اين قمر با قطرى معادل ۵۱۵۰ كيلومتر دومين قمر بزرگ منظومه شمسى و حتى از سياره هاى پلوتون و عطارد نيز بزرگ تر است. اما مهمترين ويژگى آن وجود جو قابل توجه آن است كه از نظر تركيبات و فشار سطحى به زمين بسيار شبيه است. جو هر دو از نيتروژن (۱۷ درصد براى زمين و ۹۰ تا ۹۷ درصد براى تيتان) تشكيل شده و فشار جو در تيتان ۵/۱ برابر فشار جو در زمين است. البته دومين گاز فراوان در زمين اكسيژن و در تيتان متان است.
دورتا دور جو تيتان تا ارتفاع ۷۰۰ كيلومترى سطح غبارى از ذرات متان وجود دارد. در عكس هايى كه كاسينى اخيراً از اين قمر بااهميت گرفته نواحى تيره و روشن بسيارى ديده مى شود. نواحى تيره احتمالاً درياهاى اتان و متان هستند كه در دماى ۱۷۹- درجه سطح تيتان به وجود آمده اند و نواحى روشن بايد قاره هايى بر سطح آن باشند. به دليل دماى بسيار كم تيتان، احتمال وجود حيات در آن وجود ندارد اما اين قمر تركيبات آلى يعنى بلوك هاى سازنده حيات را در خود جاى داده است. بنابراين نمونه اى عالى براى بررسى شرايط آغازين حيات است، يعنى چيزى شبيه زمين در ۵/۴ ميليارد سال پيش كه اكنون مى توان سير تكوين حيات را بر روى نمونه اى آزمايشگاهى مطالعه كرد. حال چگونه بر روى چنين قمرى با اوضاع محيطى نه چندان مساعد حيات شكل مى گيرد؟ تيتان يكى از مهم ترين عامل ها را دارا است و آن جوى پايدار است كه مانند يك حفاظ محيط درون قمر را از فضاى بيرون آن جدا مى كند. مورد بعدى مانند پيدايش حيات ابتدايى بر روى زمين است. پرتوهاى فرابنفش در برخورد با تيتان باعث شكسته شدن مولكول هاى نيتروژن، متان و ساير مولكول ها مى شود و در نتيجه تركيبات آلى بعدى شكل مى گيرد. در نهايت چگالى ابرها به حدى مى شود كه امكان ريزش باران هاى هيدروكربنى را روى قمر بالا مى برد كه در صورت روى دادن اين پديده مهم، درياچه ها و رودهايى از تركيبات آلى سطح اين قمر را مى پوشاند. بنابراين شرايط حيات ابتدايى در مجاورت مولكول هاى آلى مساعد تر مى شود و در آن صورت ما شاهد آن چيزى خواهيم بود كه در حدود ۵/۴ ميليارد سال پيش در زمين آغاز شده است، تاكنون به چنين موجودات هوشمندى ختم شود. بسيارى از اين حدسيات بعد از فرود هويگنس و تجزيه و تحليل كامل داده هاى ارسالى آن قطعى خواهد شد.
با توجه به آنچه در بالا ذكر شد مى بينيم احتمال اين كه در جاى ديگرى از منظومه شمسى هم بتواند شكل بگيرد صفر نيست. چنانچه شواهد حاكى از آن است كه در زمانى دوردست در مريخ حياتى ابتدايى وجود داشته و اكنون ممكن است در قمر اروپا ايجاد شده باشد و در آينده اى دور هم احتمال ايجاد آن بر تيتان وجود دارد، پس بايد اميدوار باشيم كه ما در اين كيهان تنها نخواهيم بود.
منابع:
۱- ماهنامه نجوم، آذر ۸۳ شماره ،۱۴۱ ويژه نامه حيات (مقاله هاى فرود به سرزمين عجايب- حيات در كائنات- زندگى در زيرزمين _ حيات در مريخ)
۲- زيباترين تاريخ جهان، هيوبرت ريوز و...، ترجمه حسين فرهاديان، نشر رحيمى ۱۳۸۰.
-
دوشنبه 23 آذر 1388
5:51 AM
نظرات(0)
جايگاه
WBS
در نت
Work Breakdown Structure)
)
در علم مديريت و کنترل پروژه
WBS
(بعنوان اولين قدم در اجراي يک پروژه ) براي مهندسين صنايع کاملا شناخته شده
ميباشد
WBS
بمعني تجزيه يک فعاليت به اجزاء کوچکتر
بوده و علاوه بر علم مديريت و کنترل پروژه در ساير علوم و حتي زندگي شخصي مردم از جايگاه مهمي برخوردار ميباشد
اگر سري به کتب موجود در زمينه روانشناسي و موفقيت بزنيد مشاهده خواهيد نمود که در همه آنها تجزيه اهداف به اجزاء کوچکتر بعنوان اولين قدم در رسيدن به آنها عنوان گرديده است . در اين بحث موارد کاربرد
WBS
در علم نگهداري و تعميرات معرفي ميگردد
.
کاربردهاي
WBS
در نت
بطور کلي از
WBS
جهت استاندارد سازي فعاليتهاي نگهداري و تعميرات استفاده ميگردد .
1. تجزيه ساختار ماشين جهت اجراي نت برنامه ريزي شده :
در سيستم نت نياز است بطور دقيق جزئي از ماشين که بايد براي آن يک فعاليت نت انجام گيرد مشخص شود 0 در اين راستا ساختار يک ماشين به 4 سطح تجزيه گرديده ، کدگذاري شده و شناسنامه تهيه ميگردد .
سطح 1 :
سيستم (
System
)
: قسمتهايي از ماشين که بصورت يک مجموعه کامل عمل کرده و هدف خاصي را دنبال ميکنند . بعنوان مثال :سيستم انتقال قدرت – سيستم روانکاري ، سيستم هيدروليک و ...
سطح 2 :
زيرسيستم (
Subsystem
)
:
زير مجموعه اي از يک سيستم . بعنوان مثال سيستم هيدروليک در يک ماشين از زير سيستمهاي پمپاژ روغن (مولد انرژي)، کنترل فشار ، کنترل جهت ، کنترل دبي و مصرف کننده تشکيل ميگردد
سطح 3 :
مجموعه (
سطح 4 :
قطعه (
Part
)
: به کوچکترين جزء يک ماشين اطلاق ميگردد 0 هر مجموعه شامل حداقل دو قطعه ميباشد 0 بعنوان مثال يک مجموعه الکتروموتور از قطعاتي چون روتور ، استاتور ، پروانه خنک کن ، بيرينگ و ... تشکيل گرديده است
2. استاندارد سازي فعاليتهاي تعميراتي :
·
تعيين نوع فعاليت تعميراتي مناسب ( شامل تعويض ، جوشکاري ، بوش زدن ، بازسازي رزوه و ... ) براي اجزاء ماشين
·
تعيين مواد و قطعات مورد نياز جهت تعميرات ( شامل قطعات يدکي ، مواد تميزکاري ، چسب ، سمباده ، الکترود جوشکاري ، روغن ، گريس ، ابزار و قيدو بستها و ... )
.
برنامه ريزي مناسب جهت انجام فعاليتها
( ترسيم
CPM
، تهيه گانت چارت و ... ) ، جلوگيري از بروز خطاهاي انساني (با مشخص نمودن روشهاي مونتاژ و دمونتاژ اجزاء )
جهت استاندراد سازي تعميرات ، اجزاء ماشين بصورت زير دسته بندي ميگردد . لازم به ذکر است که تجزيه ساختار ماشين ( بند 1 ) بعنوان پيشنياز در استاندارد سازي تعميرات بوده و اصولا ساختار
WBS
تجزيه سطح چهارم بند 1 (قطعات ) براساس وضعيت تعميراتي آنها ميباشد
سطح 1 : قطعات دور ريز و قطعات نياز بازرسي :
·
قطعات دور ريز
: آندسته از قطعاتي که بدون بازرسي تعويض گرديده و بعنوان قطعات تعويضي روتين در تعميرات ميباشند . بعنوان مثال واشرهاي آب بندي به دلايا تغيير شکل دادن احتمالي و عدم کارايي در آب بندي مجدد و
مستهلک شدن تحت شرايط کار در اين گروه قرار ميگيرند 0 تجزيه سطوح اين گروه در همين قسمت پايان مي يابد
قطعات نيازمند بازرسي
: آندسته از قطعاتي که ابتدا ميبايست مورد بازرسي قرار گرفته و سپس جهت تعمير و يا تعويض آنها تصميم گيري گردد 0 بعنوان مثال بيرينگها ، شافتها و چرخدنده ها در اين گروه قرار دارند
سطح 2: زير گروه قطعات نيازمند بازرسي
قطعات تعويض پذير :
بعنوان مثال بيرينگها
قطعات تعمير پذير :
قطعاتي همچون شافت و چرخدنده ها
قطعات تعمير پذير :
قطعاتي همچون شافت و چرخدنده ها در اين گروه قرار ميگيرند 0 بعنوان مثال چنانچه چرخ دنده بعلت حرکتهاي غلتشي بين محور و چرخ دنده از محور وسط آسيب ديده باشد ، امکان تعمير آنها وجود خواهد داشت . به همين علت در گروه قطعات تعمير پذير قرار ميگيرد0 اما اگر دنده ها آسيب ديده باشند امکان دوباره يابي آن وجود نخواهد داشت و تعويض ميگردد 0 بنابراين قطعات تعمير پذير نيز به 2گروه قابل تعمير و غير قابل تعمير (تعويضي) تقسيم ميگردد 0
-
دوشنبه 23 آذر 1388
4:53 AM
نظرات(0)
استفاده از بيوماس به عنوان يك منبع انرژي به هزاران سال قبل برميگردد چرا كه تا سال 1800 ميلادي منبع اصلي انرژي بوده است.
بيوماس يك ماده حياتي از قبيل محصولات زراعي، چوبي و فضولات حيواني است. در حقيقت بيوماس شكلي از انرژي ذخيره شده خورشيدي است كه گياهان اين انرژي را از طريق فتوسنتز تامين ميكنند. انرژي بدست آمده از بيوماس بوسيله سوزاندن مستقيم، تبديل آن به انرژي غني گازها (تبديل كردن به گاز) حاصل ميشود كه اين ميتواند سوخت پيشرفتهاي در توربينهاي گازي يا سلولهاي سوختي باشد. بوسيله تبديل كردن اين انرژي به سوختهاي مايع (بيوسوخت) ميتوان از آن براي سوخت وسايل نقليه و ديگر تجهيزات برقي استفاده كرد. از طرف ديگر، بايد در سيستمهاي تركيبي برق و گرما و بيوماسهاي پيشرفتهتر براي توليد برق به راندمان نهايي بيش از 80 درصد در توليد دست يابيم.
از نقطه نظر محيطي سيستمهاي انرژي بيوماس به چند دليل مطلوب و جالب هستند:
1- سوختن يا اشتعال بيوماس جو را خنثي ميكند كه در اين هنگام بيوماس اضافه شده دياكسيدكربن را از اتمسفر پاك ميكند، اين عمل هنگامي صورت ميگيرد كه بيوماس ميسوزد و در اتمسفر آزاد ميشود. توليد سوختهاي مطمئن از بيوماس خطرات آلودگي را كاهش ميدهد. بعنوان مثال زمينهاي سرشار يا غني از گاز (عمدتاً متان) بر تغيير وضعيت آب و هوايي جهاني و تبديل فضولات حيواني به متان موثر خواهد بود.
2- تركيب بيوماس با زغالسنگ در نيروگاههاي زغالسنگ ميتواند آلودگيهاي خروجي را كاهش دهد.
3- رشد روزافزون و دائمي سوختهاي بيوماس وابسته به محصولات زراعي كاشته شده در سراشيبي، خاكهاي مستعد و كنارهها در طول راههاي آبي است كه ميتواند از تشكيل لجن در سطح آب و جاري شدن كودهاي شيميايي كشاورزي جلوگيري كند.
سيستمهاي انرژي بيوماس بايد براي توليد برق مورد مطالعه قرار گيرند بخصوص هنگام حرارت دادن فضولات در توليد برق براي كاربرد در فرآيندهاي صنعتي يا تركيب حرارت و برق، انرژي بيوماس بيشتر از منابعي نظير ضايعات چوب درختان، تفاله كارخانهها، پسماند محصولات زراعي يا زمينهايي سرشار از متان قابل استفاده است.
در آمريكا دولت مركزي اين كشور تسهيلات يا امكانات لازم را براي كمك در كاربرد انرژي بيوماس از ميان برنامههاي تازه كه شامل اين انرژي است در نظر گرفته كه اين خود سودي ارزشمند براي شركتهاي توليد برق است.
كاربرد انرژي بيوماس:
بيوماس ميتواند به عنوان يك منبع انرژي در يكي از راههايي كه در ذيل آمده است بكار رود:
Co-firing: اضافه كردن درصد كمي از بيوماس به سوخت تهيه شده براي نيروگاه زغال سنگ (اين عمل كوفايرينگ نامگذاري شده است)، آسانترين راه براي افزايش كاربرد بيوماس در توليدب برق است. در حال حاضر نحوه كاركرد 6 نيروگاه در ايالات متحده كوفايرينگ بيش از 15 درصد از سوخت تركيبي (حرارت و برق) است كه اغلب آنها از ضايعات چوب استفاده ميكنند. از طرف ديگر كوفايرينگ در بيوماس 40 درصد ميتواند جانشيني براي سوخت زغالسنگ در يك نيروگاه زغالسوز باشد.
طبق برنامه DOE اگر چه در كشورهايي كه نيروگاههايي با سوخت زغالسنگ دارند يك ظرفيت 310GW دارند اما بيوماس تا سال 2020 بايد 20GW تا 30GW انرژي توليد كند.
اشتعال مستقيم:
اشتعال مستقيم بيوماس هماكنون به طور وسيع در صنايع بخصوص مورد استفاده قرار ميگيرد كه اين صنايع شامل كارخانه الوار، اسباب و اثاثيه، كارخانههاي آسيابكننده و كارخانههاي شكر است.
در يك اشتعال مستقيم به شكلي عملي، بيوماس معمولاً در يك بويلر بزرگ براي توليد بخار ميسوزد كه نتيجه اين عمل سيكل رانكين است. اين مورد شبيه فرآيند مورد استفاده در نيروگاههاي زغالسوز است. با اين تفاوت كه در كاركرد تجهيزات سوخت متفاوت هستند. نيروگاههاي اشتعال مستقيم اغلب كوچك بوده و عملكرد بازده آنها حدود 20 درصد است.
مبدل گاز:
تبديل كردن به گاز سريعتر و اثربخشتر از سوختن بيوماس است و يك روش پاك در استخراج انرژي حرارتي خواهد بود. در اين فرآيند بيوماس در يك محيط بدون اكسيژن گرم شده و به شكل مواد آلي درميآيد. در حال حاضر در گرونيگن هلند يك سيستم تصفيه بيوماس استفاده ميشود كه اجزا جامد زبالههاي شهري را براي توليد 25MW برق تصفيه ميكند.
زيست سوخت:
زيستسوخت آخرين روش براي تبديل بيوماس به انرژي قابل استفاده در توليد سوخت از مواد آلي است زيستسوختها توسط DOE تعريف شدهاند كه آنها شامل الكلها، اترها، استرها و ديگر مواد شيميايي ساخته شده از بيوماس هستند.
از آنجاكه زيستسوختها براي توليد الكتريسيته سوزانده ميشوند اما بيشتر توجه به آنها براي كاربرد در حمل و نقل است (بخصوص اتانول و بيوديزل).
بيش از 5/1 بيليون گالن (57 ميليون ليتر) اتانول از بيوماس بدست ميآيد كه يك فرآيند تخمير هر ساله به بنزين اضافه ميشود كه اين عمل در بهبود عملكرد وسايل نقليه و كاهش آلودگي موثر خواهد بود.
الكلها معمولاً با معيار 10 درصد در تركيب با بنزين بكار ميروند از طرف ديگر بيوديزل از روغنهاي گياهي و چربيهاي حيواني ساخته ميشوند. تقريباً 30 ميليون گالن (1135 ميليون ليتر) بيوديزل سالانه در ايالات متحده توليد شده كه معمولاً با معيار 20 درصد در تركيب با ديزل سوخت بكار ميرود.
بيوگاز:
بيوگاز بعنوان يك سوخت با راندمان بالا در توربين گازي بكار ميرود. سيستمهاي چرخه تركيبي تبديل گاز (GCC) شامل يك سيكل بالاي توربين گاز، يك سيكل پايين توربين بخار براي رسيدن به بازده نزديك به دو برابر اشتعال مستقيم در آنها است.
تصفيه بيهوازي: روش ديگر براي توليد انرژي از بيوماس استفاده از تصفيه بيهوازي مواد آلي براي توليد متان است كه ميتواند بعنوان سوخت مورد استفاده قرار ميگيرد. از تصفيه بيهوازي براي توليد متان از فاضلاب شهري، كارخانهها، كود حيوانات و ديگر مواد استفاده ميكنند.
نيروگاههاي بيوماس:
نيروگاههاي بيوماس براي افزايش بازده و كم كردن هزينه توليد برق از سوختهايي مانند چوب استفاده ميكنند. در اينجا نظريه جديد توليد قدرت الكتريكي (برق) را با تاكيد بر به چالش دعوت كردن (خواستن) مهندسان بوسيله توربين گازي نشان خواهيم داد.
دليل منطقي نيروگاه بيوماس:
بيشتر تلاشها و خواستهاي جهاني و بسياري از روشهاي اقتصادي براي استفاده و هدايت بيوماس در مسير توليد الكتريسيته (برق) است. هماكنون مقدار برق توليدي از بيوماس كم است و وابسته به منابع قابل دسترس بيوماس است. اگر چنين انتظاري در استفاده از بيوماس (توليد برق) وجود دارد و از طرف ديگر نيز منابع عظيم بيوماس براي سوخت اين نيروگاهها وجود دارد پس چرا ما نبايد به سرعت در توسعه اين صنعت كوشا نباشيم.
اولاً هر نيروگاه بيوماس برنامهريزي شده با ديگر روشهاي توليد برق رقابت ميكند كه در بيشتر موارد تنها روش ديگري كه تامينكننده قدرت الكتريكي است استفاده از نيروگاه سوخت فسيلي است. تامين قدرت الكتريكي (برق) توسط يك نيروگاه سوخت فسيلي اقتصادي است چرا كه اين نيروگاهها به دليل قابل اعتماد بودن آنها اقتصادي هستند. جديدترين تكنولوژي كاربرد اين نيروگاهها (مثلاً توربين گازي مركب با سيكل بخار) است و آنها به طور نسبي سريع نصب مي شوند و ساختمان آنها نيز در دو مقياس كوچك وبزرگ است كه اين نيروگاهها از نقطهنظر تامين سرمايه ملي معروف هستند، در حال حاضر سوختهاي فسيلي فراوان و در دسترس بوده و با يك قيمت معقول در قسمتهاي زيادي از دنيا وجود دارند. ثانياً نيروگاههاي بيوماس كمتر متكي به نحوه تكنولوژي بويلر توربين بخار هستند. ديگر دلايل شامل داشتن قيمت نصب بالا به ازاء هر كيلووات با توجه به منابع سوخت بزرگتر كه دستيتر از سوختهاي فسيلي هستند. (خصوصاً نسبت به نفت و گاز طبيعي كه به شكل جامد نيستند)
دلايل عمده در توجه به ساختار انرژي بيوماس عبارتند از:
1- دسترسي به پسماندهاي بيوماس در جهت توليد تركيبي برق و حرارت
2- توليد برق از منابع غني و طبيعي بيوماس
3- توليد توان براي مكانهاي دور از دسترس منابع بيوماس
4- تجديدپذير بودن اين نوع انرژي
تجديدپذير بودن در كاربردهاي زيادي مورد استفاده قرار گرفته است. مثلاًطي يك برآوردي كه در ايالات متحده صورت گرفته امكان توليد 600MWe انرژي از چوب بر اساس ظرفيت توليد ممكن خواهد بود. ميزان توان توليدي از منابع بيوماس بسيار زياد است خصوصاً با توجه به بازار جهاني (از منظر عرضه و تقاضاي انرژي)، اما عملاًاين منابع تجديدپذير كمتر مورد استفاده قرار گرفته و به نسل جديدي از نيروگاههاي بيوماس نياز دارند.
مسير فني توليد الكتريسته (برق) از بيوماس
روشهاي متعددي هنگام انتخاب يك مسير در توليد الكتريسيته از بيوماس وجود دارد.
سيال هواي تحت فشار همراه با تزريق سوخت از يك واحد اندازهگيري و تنظيم فشار به رآكتور تحت فشار دميده ميشود. هواي مورد نياز براي راكتور از يك كمپرسور كمكي در چرخش از مرحله آخر كمپرسور توربين تغذيه ميشود كه در نهايت توسط ژنراتور متصل به شناخت خروجي توربين گاز برق توليد ميشود. در صورت مطلوب بودن ميتوان يك توليدكننده بخار بازياب (ديگ بخار بازتاب) اضافه شود. پروژه كرچ (كرچ نام شخصي است كه بعداً اين سيستم به نام سيستم كرچ شناخته شد). از امكان وجود يك نيروگاه عملي از بيوماس (بجز بخش (HRSG كه در ربع چهارم از سال 1998 عملي شده بود را ارايه ميدهد.
از طرف ديگر قبل از اينكه اين واحد نيروگاهي پيشنهادي براي فروش انرژي الكتريكي داشته باشد مستلزم ساعات زيادي آزمايش خواهد بود. اين مسير يك روش اميدبخش براي هزينه موثر توليد الكتريسيته از تنوع زياد مواد آلي بيوماس است. امتياز اين سيستم بازده بالاي ترموديناميكي سيكل برايتول بيش از سيكل رانكين است.
گامز اولين كسي بود كه نظريه تركيبي مبدل گاز تحت فشار با موتور توربين گاز را شرح داد. البته گامز قبلاً نيز به مفهوم اين كار ارزشمند اشارههايي كرده بود. او همچنين پيبرد كه اين تركيب مسلماً در پيشرفت آينده پاكسازي گازداغ تحت فشار براي جلوگيري از هواي بيش از حد پرههاي توربين موثر خواهد بود.
او همچنين به نيروگاه زغالسنگ نيز اشارههايي كرده بودكه اين مفهوم شبيه وقتي است كه از بيوماس به عنوان سوخت استفاده ميشود. اخيراً نيز نظريههايي مشابه نظريه فوق در حال گسترش هستند كه از بيوماس به عنوان سوخت استفاده ميكنند. مثلاًدر هاوايي سال 1997، سوئد سال 1993، مينه سوتا 1995، اروپا و ديگر مناطق جهان، سيستم كرچ در فشار ماكزيمم (1353 Kpa) 13.8atm با يك تغذيه 2.2 تني از چوب درهر ساعت و يك مبدل گاز با دماي زير 730 درجه سانتيگراد (1346 درجه فارنهايت) كار ميكند. اين گاز در همين دما يا زير اين دما براي حفظ انرژي محسوس نگهداري شده و از چگالش جرم جلوگيري ميكند. در اين حالت ذرات جامد بوسيله سيستم پاكساز گاز داغ خشك از گاز برداشته شده و سپس اين گاز مستقيماً به محفظه احتراق موتور توربين گاز فرستاده ميشود.
مسير فوق چندين مزاياي درخور توجه دارد چرا كه انرژي محسوس گاز به نگهداري بازدهي كل سيستم كمك شاياني ميكند. تميزكنندههاي نمناك مورد استفاده نبود و لذا ضايعات آب در اين قسمت وجود ندارد. جرم در حالت بخار باقي مانده و ازمسائل خوردگي و چسبندگي جلوگيري ميكند و از طرف ديگر انرژي شيميايي حاوي اين جرم هنگاميكه بخار داغي از جرم فوق ميسوزد بازيافت ميشود.
در اينجا هيچ كاتاليزور و يادماي بالاتري براي نابودي جرم فوق قبل از احتراق لازم نيست. عمل تحت فشار قرار دادن ميزان گرماي بالاتري به ازاء مربع مساحت راكتور ممكن خواهد ساخت كه كاهش اندازه سيستم پاكساز گاز داغ و اجراء مورد نياز تراكم گاز، قبل از تزريق آن به توربين گازي را به دنبال خواهد داشت. مبدل گاز انتخابي به طور غيرمستقيم اشكال اين سيستم را كاهش ميدهد. در اينجا براي سيال هيچ بخاري لازم نيست و مينيمم بخار بكار رفته تلفات گرماي نهان را پايين ميآورد.
موانعي براي پيشرفت در اين مسير وجود دارند كه شاخصترين آنها عبارتند از:
تزريق بيوماس به ظرف بخار، سيستم پاكساز گاز داغ، بازده كم در دماهاي پايين مبدل گاز،بخارهاي قليايي در سوخت گاز و سوخت موتور توربين همراه با انرژي كمي از گاز داغ، اينها موانع پيشرفت در مسيرنيروگاههاي بيوماس هستند.
اصطلاحات موتور توربين گاز:
با اين وجود اولين تست احتراق توربين گاز توسط توربيني به نام اسپارتان با خروجي 22KW و نسبت فشار 4 انجام گرفت. پكيج ژنراتور توربين گاز نشان داده شده در شكل براي اقتصادي بودن سوخت سيستم و تغييرات اصلاحي كبماستور و تستهاي بعدي در نظر گرفته شده است.
اولين چالش مهم براي چيره شدن در ساخت اين نوع نيروگاهها طراحي سيستم احتراق و سوخت توربين گازي و اشتعال گاز LCV است. مهمترين چالشها در طراحي سيستم احتراق و سوخت توربين گازي عبارتند از: 1- توربين گازي تايفون براي عملكرد 5mj/scm گاز در تزريق سوخت بادرجه حرارت 400 درجه سانتيگراد (752 درجه فارنهايت) طراحي شده است. 2- برنامه وستينگهاوس براي سوخت يك توربين گازي 25IB12 با (134 Btu/scm)5mj/scm گاز LCV در تزريق سوخت با دماي 550 درجه سانتيگراد (1022 درجه فارنهايت) است. (Stambler.1997)
3- برنامههاي كرچ براي سوخت
تعديلي توربين اسپارتان با
(134 Btu/scm)5mj/scm گاز LCV در يك تزريق سوخت با دماي 700 درجه سانتيگراد (1291 درجه فارنهايت)
سيستم تزريق و تحويل گاز LCV
يكي از چالشهاي مهم مهندسي در اين زمينه طراحي يك سيستم تزريق و تحويل گاز سوخت كه بتواند در دماي بالاي گاز LCV كار كند. البته دراينجا بايد توجه خود را در انتخاب والوها و مواردي كه بتواند فشار و دماي بالا را تحمل كند نيز معطوف ساخت.
سوييچ On/Off يا والو قفل شونده نشان داده شده در شكل 1 هنگامي بسته ميشود كه:
1- شافت توربين با سرعت زياد
(over speed) كار كند.
2- درجه حرارت بالاي گاز
3- خاموشي (shut down) اضطراري درواحد
از طرف ديگر والو كنترل سوخت گاز مرتبط با سرعت شافت توربين است يعني اين والو در دمايي عمل ميكند كه جريان سوخت سرعت شافت را بالاتراز توان كلي ژنراتور نگه دارد.
در اينجا دادههاي كرچ طبق عملكرد تكنيكي و چگونگي موثر بودن والوها جمعآوري شده بود.
احتراق گاز LCV:
اسپارتان توربيني كوچك است كه سوخت آن توسط گاز LCV تامين ميشود.
با وجود اين ممكن است كه سوخت اين توربين كوچك توسط محفظه احتراقي كوچك محدود شود. كرچ چندين پارامتر را هنگام طراحي محفظه احتراق جهت اشتعال گاز LCV بررسي كرد. يكي از مهمترين پارامترها افت فشار كمباستور است، كه منظور نگهداري و كمك به پايداري اشتعال با يك افت فشار كمباستور به ميزان تقريبي 4درصد است.
روش معمولي براي شروع و استارت واحد استفاده از سوخت ديزل است. اولين تست راهاندازي تحت شرايط بيباري (noload) انجام ميگيرد. گاز LCV بتدريج به كمباستور فرستاده ميشود و سپس سوخت ديزل رفتهرفته كاهش مييابد، انتظار ميرود كه دريچه سوخت ديزل كاملاً بسته شود
(SHOUT OFF) و توربين كاملاً با گاز LCV كار كند.
هنگامي كه اشتعال پايدار تحت شرايط بيباري با صددرصد از گاز LCV رخ ميدهد. فرآيند مكرر زير بتدريج بارداري را افزايش ميدهد تا اينكه بار صددرصد از گاز LCV تامين شود از طرف ديگر به كمك سيستم احتراق و تحويل سوخت كه در حال عملكرد عادي هستند در مرحله بعد يك تست 100 ساعته جهت كاهش تاثيرات زيانبخش جدي كه ناشي از ذرات جامد ومواد قليايي احتمالي بر روي پرههاي توربين است انجام ميگيرد.
سيستم مبدل گاز به شكلي طراحي شده است كه مواد قليايي (قلياها) به شكل جامد باقي مانده و به كمك فيلتر از سيستم خارج مي شوند.
سيستم صافي (Filtration) گاز داغ جهت برداشتن موثر ومناسبتر مواد بخصوص در محافظت از پرههاي توربين پيشبيني شده است.
وقتي كه عملكرد مناسب اين نيروگاه در يك دوره زماني كوتاه اثبات شود آنگاه طرح و برنامههاي كرچ به مكاني براي تداوم بلندمدت و آزمايش قابليت اطمينان منتقل خواهد شد انجام موفقيتآميز و گسترش اين گونه برنامههاي دور انديشانه مسلماً توليد جديدي از نيروگاههاي بيوماس با مقياس كوچك را جهت نزديكي به واقعيت تكنيكي، اقتصادي و بازرگاني به همراه خواهد داشت.
-
یک شنبه 22 آذر 1388
5:36 AM
نظرات(4)
در این میان عده ای با استفاده از این نیازو بهره گیری از نام شرکت های معتبر نسبت به ارایه نمونه های غیر استاندارد و تقلبی این تجهیزات اقدام نموده اند که خدشه ای به تولید سرانه ملی و باعث تهدید ایمنی جانی و مالی مصرف کنند گان این کالا شده است.
ساختار:
1. پوسته :
که کلیه قسمتهای دیگر درون آن قرار می گیرد و باید از مواد عایق و غیر قابل شعله ور شدن باشد که بطور معمول از با کالیت یا پلی آمید می باشد. در نوع غیر استاندارد آن از مواد ترموپلاست تهیه می شود که مقاومت مناسب در مقابل حرارت ناشی از جرقه را ندارد که دارای بوی خاصی است که میتوان آن را از نوع دیگر مقایسه نمود.
2.مگنت:
مگنت از سیم پیچ و تیغه پهن متصل به انتهای سیم پیچ مگنت و شیار های اتصال لولا یی و هسته مرکزی تشکیل شده است و در برابر اتصال کوتاه واکنش نشان می دهد و باعث قطع کلید میشود.در کلید فیوز های استاندارد هر جریان نامی مگنت خاص خود را دارد در حالی که در انواع غیر استاندارد برای آمپراژ های مختلف از یک نوع مگنت استفاده می شود.
3.شاسی کلید:
وسیله ای برای قرار دادن کلید فیوز های مینیاتوری در حالت قطع و وصل می باشد .
4.بی متال:
رله اضافه بار به کار رفته در کلید فیوزهای مینیاتوری یک بی متال است که در زمان تولید بوسیله یک پیچ آمپر دقیق آن تن ظیم و توسط کارخانه لاک می شود.این رله کار قطع مدار را در برابر اضافه بار بر عهده داردکه در نوع غیر استاندارد این قطعه اصلا وجود ندارد.
5. جرقه گیر:
که از صفحات فلزی موازی هم تشکیل شده است که توسط لایه های عایق از هم جدا شده اند و در زمان قطع با تقسیم جرقه به جرقه های کو چک از جرقه های خطرناک و ایجاد صدای زیاد جلوگیری می کند.
6. فنرها و اتصالات:
این اجزا باید از توان مکانیکی و ساختار ویژهای بر خور دار باشند و در برابر زنگ زدگی مقاوم باشد
7. ترمینال ها :
که باید ضد زنگ و باید طوری طراحی شود که هادیها براحتی در آن قرار گیرند.
-
یک شنبه 22 آذر 1388
5:33 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



