1- abrasion
نويسنده: مهندس ناصر اسلامي
تريبولوژي، تكنولوژي وعلمي است كه در خصوص سطوح در حال حركت، كنش و واكنش هاي آن بحث مي كند. مجموعه اي از علوم شامل رياضي، فيزيك، مكانيك جامدات، مكانيك سيالات، شيمي آلي و علم مواد در توسعه و گسترش تريبولوژي نقش دارند و همين امر گستردگي اين دانش را نشان مي دهد.
سايش، اصطكاك و روانكاري به طور مستقيم با تريبولوژي در ارتباط هستند و بحث سايش و اصطكاك تقريباً در همه جا قابل رويت مي باشد كه تعدادي از آنها را به شرح زير مي توان خلاصه كرد:
- لاستيك اتومبيل و سطح جاده در حالي كه اصطكاك بالا مورد نياز است.
- ياتاقان ها در حالي كه اصطكاك و سايش كم مدنظر مي باشد.
- ترمز و ديسك ترمز در حالي كه اصطكاك كنترل شده مدنظر است
در عين حال اين نكته مشخص است كه هدف از طرح مباحث تريبولوژيك، كنترل اصطكاك و سايش و تبعات جانبي آن مي باشد. تحقيقات انجام شده در كشورهاي صنعتي، صرف هزينه اي بالغ بر5 تا10 درصد از توليد ناخالص ملي در برخورد با مساله سايش و اصطكاك را نشان مي دهد.
در اينجا براي نشان دادن اهميت موضوع ذكر توليد ناخالص ملي چند كشور حائز اهميت مي باشد.
ايالات متحده امريكا11000 ميليارد دلار
ژاپن4800 ميليارد دلار
انگليس1200 ميليارد دلار
ايران110 ميليارد دلار
ايده ال اما دست نيافتني
كاهش هزينه ها در صنعت همواره از اهم موضوعات مورد نظر مهندسين بوده است. اگر چه كاهش تبعات ناشي از سايش و اصطكاك مشغوليت هاي فراواني را براي طراحان و دست اندركاران امور بهره برداري ماشين آلات داشته است، ليكن بايد پذيرفت كه كاهش سايش و اصطكاك به صفر، امري ايده ال اما دست نيافتني است.
بر اساس تجربيات با اعمال روش هاي صحيح و ملحوظ كردن نكات لازم در زمينه كنترل سايش و اصطكاك، پتانسيل كاهش يك درصد از هزينه هاي مستقيم سايش وجود دارد.
تفكيك ميزان صرفه جويي هاي به عمل آمده ناشي از اعمال برنامه صحيح كنترل سايش در تعدادي از كشورهاي صنعتي به شرح زير مي باشد.
1- كاهش در مصرف انرژي ناشي از كم كردن اصطكاك:5 درصد
2- كاهش در هزينه هاي نيروي انساني:2 درصد
3- كاهش در هزينه هاي روانكار:2 درصد
4- كاهش در هزينه هاي تعمير و نگهداري و جايگزين قطعات:45درصد
5- كاهش در هزينه هاي ناشي از توقف دستگاه ها و ماشين آلات:22 درصد
6- صرفه جويي ناشي از افزايش راندمان:4درصد
7- صرفه جويي در سرمايه گذاري به دليل افزايش طول عمر ماشين آلات:2 درصد
براي نشان دادن اثرات بهينه كردن روند مربوط به كنترل سايش و اصطكاك نمودار ذيل مفيد مي باشد.
كاهش يا افزايش سايش
همان طور كه گفته شد در شرايط متعارف، سايش معمولي و متناسب، امري اجتناب ناپذير است و اين امر نيز روشن است كه سايش غير معمول و زياد از حد، متضاد با كاركرد صحيح ماشين آلات مي باشد. ماشين آلات صنعتي به طور متوسط داراي زمان متوسط بين تعميرات (MTBF) حدود40 هزار ساعت مي باشد. بدين لحاظ كاهش يا افزايش سايش از مقادير متوسط و معمول، به طور مستقيم به اين زمان و طول عمر ماشين آلات تاثير مي گذارد.
سايش كنترل شده نشان دهنده وجود ذرات كمتر از5 ميكرون در شرايط كاري مي باشد بيشتر اين ذرات از جنس اكسيد فلزات تشكيل دهنده سطوح مي باشد. در عين حال سايش بيش از حد مويد افزايش غلظت ذرات بزرگتر از5 ميكرون مي باشد.
در مجموع7 نوع سايش و صدمات ناشي از آن وجود دارد كه به طور مختصر عبارتند از:
2- adhesion
3- fatigue
4- corrosion
5- cavitation
6- erosion
7- fretting
از ميان موارد ياد شده، چهار نوع اول، سايش اساسي تر و جدي تر هستند و سهم به مراتب بيشتري در صدمات وارده به ماشين آلات دارند.
ساييدگي يا abrasion ؛ شايع ترين نوع سايش است كه به شدت بر طول عمر ماشين آلات اثر مي گذارد. وجود آلاينده ها مهم ترين دليل ايجاد اين نوع سايش است. فيلتراسيون و روش هاي جلوگيري از ورود آلاينده ها بالاخص گرد و غبار اتمسفر كه حاوي مقادير متنابهي سيليس است از اصلي ترين روش هاي كنترل اين نوع سايش مي باشد.
لازم به ذكر است كه اثر آلاينده سيليس با توجه به منحني آن بر روي فلزاتي مثل آهن مانند اثر يك چاقو بر كره مي باشد.
از اين رو از آنجا كه اين نوع سايش، ناشي از انتقال ذرات سخت برروي سطوح فلزي مي باشد، جلوگيري از ورود اين ذرات عامل اساسي و مهم در اين خصوص مي باشد.
مثال روشن در اين خصوص، افزايش عمر سرويس موتورخودروهاي امروزي است كه به حدود400 هزار كيلومتر نسبت به خودروهاي دهه70 كه برابر با150 هزار كيلومتر بود، از طريق بهبود راندمان فيلتراسيون بالاخص فيلترهاي هوا مي باشد.
عوامل سايش
سه عامل اساسي براي سايش عبارت است از:
1- سختي ذرات آلاينده: چنانچه ذرات موجود در سيستم سخت تر از سطوح ياتاقان ها و قطعات تحت بار باشد سايش داراي پتانسيل بالايي مي باشد.
2- اندازه ذرات: چنانچه اندازه ذرات بزرگتراز لقي بين سطوح متحرك و يا ضخامت فيلم روغن باشد احتمال تشديد پديده سايش وجود دارد. براي پي بردن به نقش اندازه ذرات، توجه به ضخامت فيلم روغن در يك روانكاري هيدروديناميك و به طور اخص در بال برينگ ها كه حدود5 ميكرون است، ضروري مي باشد.
3- تعداد ذرات: تعداد ذرات موجود در سيستم يا به عبارتي غلظت آلاينده ها داراي اثرات مهمي در پديده سايش هستند و ليكن نسبت آن مستقيم نيست. به طور مثال افزايش10 برابر تعداد ذرات ممكن است باعث50 برابر شدن شدت سايش شود.
با توجه به اينكه وجود ذرات آلاينده، عمده ترين دليل سايش است، مهم ترين عامل در كنترل اين نوع سايش، كنترل سطح ذرات ساينده از لحاظ تعداد و اندازه ذرات خواهد بود. اهم اقدامات لازم براي نيل به اين هدف عبارتند از:
1- تعيين سطوح آلاينده ها و ذرات ساينده براي هر سيستم از لحاظ تعداد و اندازه ذرات
2- شمارش تعداد و اندازه ذرات به صورت برنامه ريزي شده
3- استفاده از فيلترهاي با كيفيت بالا
4- نگهداري و حمل و نقل صحيح روانكارها
5- استفاده از روش هاي تعميرات پيشگيرانه
6- آموزش پرسنل
روانكاري ناكافي
نوع ديگر سايش Adhesion Wear يا سايش ناشي از روانكاري ناكافي مي باشد، اين نوع سايش هنگامي اتفاق مي افتد كه بار وارده بين سطوح به طور مستقيم از يك سطح فلزي به سطح ديگر منتقل شود.
عمده دليل اين نوع سايش، عدم مقاومت كافي فيلم است. در نتيجه اين نوع سايش، سطوح درگير با هم، در اثر جوش خوردگي هاي موضعي و تشكيل پيوندهاي مقطعي، ناهموار مي گردند.
از مشخصه هاي اصلي اين نوع سايش وجود ذرات فلزي ناشي از سايش و ايجاد درجه حرارت بالا مي باشد.
دلايل اصلي اين نوع سايش عبارتند از:
1- ويسكوزيته كم فيلم روانكار كه مي تواند ناشي از انتخاب اشتباه، درجه حرارت بالا و يا آلودگي سيال روانكار باشد.
2- مقدار زياد بار
3- سرعت نسبي كم سطوح در حال حركت
انواع ديگر سايش كه در اين مقاله به آن اشاره شده است در مرتبه اهميت كمتري نسبت به نوع سايش ذكر شده قرار دارد و به طور كلي مي توان گفت كه بيش از90 درصد از خسارات ناشي از سايش موارد ياد شده را در برمي گيرد.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:59 AM
نظرات(0)
بازرسي و نظافت تانك هاي ذخيره مواد
سال هاست كه سالم بودن تانك هاي ذخيره مواد و نداشتن نقص فني آنها به عنوان يكي
از اصول مهم در صنايع پتروشيمي مطرح مي شود
.
بر اساس استاندارد (
API-632
) تكنولوژي (
Robotic
) براي ارزيابي و بازبيني كف تانك مجاز شناخته شده است و بر اساس آن مي توان با داشتن داده هاي دريافتي از كميت ها و بررسي و ارزيابي عوامل خارجي، بدون متوقف كردن تانك به عمر كف تانك پي برد. مي توان گفت اين روش تقريباً70 درصد از روش سنتي بيشتر است. به كارگيري اين روش بيش از پيش از خطرات زيست محيطي مي كاهد.
برنامه هاي صدور تاييديه هاي جهاني
مترجم: مهندس عبدالرضا عطوفي
روش
(API-633)
به عنوان استاندارد
بازرسي و نگهداري تانك ها محسوب مي شود. اين روش با انجام آزمايش هاي متعدد صورت مي
گيرد و تابع استانداردهاي محلي است
.
عواملي مانند وجود آب، نشتِ تانك، جنس
ديواره هاي تانك، نوع مواد ذخيره شده در داخل تانك، ميزان آلودگي مواد و مدت زماني
كه از آخرين خوردگي تانك مي گذرد، از جمله عوامل موثر در اين روش بازرسي است
.
در روش هاي سنتي بازرسي تانك ها، تخليه مواد و تميز كردن تانك و هم چنين حصول
اطمينان از عدم وجود گاز در داخل تانك از موارد ضروري براي انجام آن به حساب مي
آيد
.
امروزه با استفاده از تكنولوژي خودكار
(Robotic)
با اطلاعات كمي از تانك
مي توان به شكل تانك ها در هنگام انجام عمليات پي
برد
.
با توجه به اين موضوع كه اين روش با استاندارد (
API-632
) تطابق دارد.
موارد بازرسي تانك هاي ذخيره مواد- در حين انجام عمليات
انجام بازرسي تانك ها بر طبق استاندارد (
API-632
) شامل سالم بودن سقف و پوسته تانك و تعيين ميزان رسوبات داخل تانك است. هم چنين با استفاده از دستگاه آلتراسونيك مي توان براي محاسبه طول عمر كف و وجود رسوبات روي پوسته و انواع بازرسي هاي ديگر به اطلاعات كافي دست يافت.
با استفاده از تكنولوژي (
Robotic
) تمام اين موارد در تانك حين عمليات انجام خواهد گرفت. علاوه بر اين جمع آوري داده ها با كيفيت بالا، از ديگر مزاياي استفاده از اين روش است كه روش هاي سنتي فاقد آن هستند. در اين روش با استفاده از اطلاعات دريافتي داده ها، رسوبات كف تانك با دقت، اندازه گيري مي شوند.
دست يابي به اين اطلاعات و اين نوع اندازه گيري در روش هاي سنتي به دليل متوقف ساختن تانك امكان پذير نيست.
براي بازرسي مواد غوطه ور در تانك از دستگاه آلتراسونيك غوطه ور (
Immersion UT Transducer
) استفاده مي شود.اين كار با دستگاه آلتراسونيك قديمي نوع (
UT.Prove.UP
) امكان پذير نبود.
بدين ترتيب براي بازرسي، اطلاعات جامع و پيشرفته اي فراهم مي شود كه در بازرسي و تعميرات بعدي مورد استفاده قرار خواهد گرفت. از محاسبات آماري روش (
Extrem Velue Analytis) EVA
مي توان براي ارزيابي وضعيت كف تانك استفاده كرد. بدون اينكه نياز به بررسي هر اينچ مربع از كف تانك باشد. امروزه روش (
EVA
) به عنوان روشي شناخته شده براي ارزيابي ضخامت كف به كار مي رود.
بهبود كيفيت با دستگاه ترانسفورمر غوطه ور (
Immersion.UT.Transducer
)
بسياري از بازرسان و كارشناسان (
NDT
) ، استفاده از دستگاه ترانسفورمر تماسي (
Contact Transducer
) را مردود مي دانند و در عوض به استفاده از دستگاه ترانسفورمر غوطه ور (
Immersion Transducer
) تاكيد دارند. در متن زير شرح خلاصه اي از تفاوت اين دو دستگاه آمده است.
دستگاه ترانسفورمر تماسي
(
Contact Transducer
) :
اين دستگاه به طور مستقيم در سطح مواد قرار مي گيرد. بنابراين براي جلوگيري از انتقال انرژي آلتراسونيك هواي كمي وجود دارد. بين دستگاه و مواد در حال آزمايش يك لايه از روغن، آب و يا گريس مخصوص (
Couplant
) قرار گرفته است. وجود ذرات هوا در مايع (
Couplant
) ، يكي از عوامل تاثير گذار در كاهش دقت داده هاي دريافتي است. بازرسي توسط دستگاه بايد با دقت بوده و انتقال انرژي آلتراسونيك به صورت پيوسته ادامه داشته باشد تا نتيجه معقولي حاصل شود. هم چنين ممكن است تداخل امواج صدايي كه در نزديكي دستگاه به وجود مي آيد، باعث قطع ارتباط و ممانعت در ارزيابي دستگاه شود.
دستگاه ترانسفورمر غوطه ور
(
Immersion Transducer
) :
در اين روش دستگاه بدون برخورد و تماس با كف تانك در داخل مواد مورد آزمايش معلق مي ماند. اين مواد به عنوان مايع دستگاه ترانسفورمر (
Couplant
) عمل مي كند. در روش (
OTIS
) دستگاه در عمق يك اينچي قرار مي گيرد. در اين روش با جلوگيري از ورود هوا در مسير، از انتقال انرژي صوتي دستگاه ترانسفورمر به ورقه استيل جلوگيري مي شود.
نتايج به دست آمده از اين روش حاكي از مقدار كم تداخل امواج صدا و دريافت علائم و سيگنال هاي موثق از دستگاه است كه در كيفيت نتايج موثر خواهد بود. با استفاده از اين نتايج مي توان لايه و پوشش هاي فلزي خورده شده سطح را اندازه گيري و تخمين زد. تانك پر از مواد (
couplant
) ، تاثير زيادي در گردآوري داده هاي كمي آلتراسونيك خواهد داشت.
بررسي كف دستگاه
(
Magnetic Flux
Leakage
)
در مقايسه با دستگاه آلتراسونيك
استفاده از دستگاه (
Magnetic Flux Leakage)MFL
اطلاعات با ارزشي را راجع به كف تانك در اختيار ما قرار مي دهد. ميزان دقت اين بررسي ها بستگي به دستگاه و اپراتور دارد.
زماني كه دستگاه (
MFL
) دچارنقص شود و استفاده از داده هاي دستگاه آلتراسونيك نوع (
Prove UP
) قوت گيرد، تعداد بيشتري از داده ها قابل اندازه گيري خواهد بود. اما با روي كار آمدن تكنولوژي خودكار (
Robotic
) و استفاده از دستگاه آلتراسونيك، تا يك ميليون از داده ها قابل رديابي مي باشد. اين روش به عنوان روشي مستقيم، پايدار و مطمئن براي ارزيابي كف تانك مورد استفاده قرار مي گيرد. اندازه هاي به دست آمده كنترل كيفي نشان دهنده پايداري نتايج مي باشد . براي اندازه گيري ضخامت كف تانك هاي موجود در عمليات از اين تكنولوژي جديد استفاده مي شود.
در روش خودكار (
Otis Robot
) پلاك هاي استاندارد فلزي در نقاط مختلف كف تانك گذاشته مي شود و بعد از مدتي توسط ابزار از تانك خارج و براي اندازه گيري ضخامت، مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
اما در صورت استفاده از دستگاه آلتراسونيك، هر اينچ از كف تانك قابل اندازه گيري بوده وبه جاي متوقف ساختن و از سرويس خارج كردن تانك و اندازه گيري چند نمونه پلاك با استفاده از تكنولوژي (
Robot
) و جمع آوري چند هزار داده توسط دستگاه آلتراسونيك، ضخامت كف تانك با دقت يك اينچ قابل اندازه گيري خواهد بود.
به كارگيري دستگاه (
MFL
) پس از متوقف ساختن كار تانك و خارج كردن مواد و تميز كردن آن صورت مي گيرد. در نقاط تحت بررسي دستگاه به وسيله اپراتور، ميدان مغناطيسي ايجاد مي كند. ميدان مغناطيسي ايجاد شده توسط دستگاه حس گر (
Scaner
) ، با ميدان مغناطيسي پلاك هاي استاندارد مقايسه مي شود. چنانچه تغييرات (
Flux
) پلاك هاي مخصوص كمتر از مقدار قابل انتظار باشد، اپراتور با بافت برداري از آن محل و در مرحله بعد و با استفاده از دستگاه آلتراسونيك ضخامت آنجا را اندازه گيري مي كند. اين مرحله اصلاح (
Prove-UP
) ناميده مي شود. اين دستگاه حداكثر ضخامتي كه مي تواند اندازه گيري كند،3/8 اينچ است. در بيشتر مواقع بررسي هاي انجام شده توسط اين دستگاه كيفي بوده و اندازه گيري آن براي محاسبه طول عمر كف، طبق فرمول (
API
) مورد قبول نيست.
بنابراين ارزيابي با اين دستگاه زماني صورت مي گيرد كه تانك خالي و تميز باشد. استفاده از اين دستگاه، بيشتر براي تعيين وضعيت ورقه هاي فلزي تانك و بررسي تعميرات آنها، براي تعويض و يا تعيين استراتژي تعميرات صورت مي گيرد.
طي شش سال اخير آزمايش هاي مختلفي براي بازرسي كف تانك ها توسط دستگاه آلتراسونيك انجام شده و نتايج آن با روش هاي سنتي مقايسه گرديده است. اين آزمايش ها زير نظر سازمان هاي مستقل بازرسي تانك ها و بازرساني انجام شده است كه گواهي بازرسي (
API-653
) داشته اند. پارامترهايي كه براي تاييد اين آزمايش ها، مورد مطالعه و ارزيابي قرار گرفتند عبارت بودند از:
- زمان دوره بازرسي طبق مراحل (
API-653
)
- گزارش هاي مربوط به شرايط كف و تاييد آنها (مقايسه خوردگي قسمت بالا و پايين)
- شناسايي دقيق محل خوردگي
- اندازه گيري قطر ضايعات كف
- موثق بودن اندازه گيري
- درستي رسوبات كف تانك
اشكالاتي كه در كميت ها وجود داشت، از جمله پارامترهايي بودند كه در بازرسي بعدي در نظر گرفته شد. طبق مدارك موجود، براي تعيين وضعيت كف تانك (
API-653
) مقدار خوردگي و نازك نشدن ورقه استيل آن مورد ارزيابي قرار گرفته اند، هم چنين از دستگاه خودكار (
Robotic
) آلتراسونيك براي جمع آوري داده ها استفاده گرديد.
در پايان نتايج بازرسي و محاسبات آماري، حداقل فلز باقي مانده و مقدار خوردگي مشخص شد.
به وسيله اين اطلاعات، اپراتور قبل از سوراخ شدن كف تانك از طول عمر تانك مطلع شده و برنامه هاي مناسبي را براي بازرسي، سرويس و تعميرات اتخاذ مي كند.
نقش ارزش تجزيه و تحليل آماري (
EVA
)
همان طور كه گفتيم استفاده اصلي از دستگاه آلتراسونيك با قابليت تجزيه و تحليل بالا، به منظور ارزيابي تانك و از سرويس خارج كردن و تعمير آن است.
سئوالي كه به ذهن مي رسد اين است: چه مقدار از كف تانك بايستي مورد بررسي قرار گيرد؟
با ارزيابي نسبي درصد كمي از داده ها و تجزيه و تحليل (
EVA
) آنها، مي توان نتايج رضايت بخشي را به دست آورد و نيازي به متوقف كردن تانك نيست.
يكي از ويژگي هاي تكنولوژي تانك با روش (
OTIS) ، قابليت برطرف كردن آب، لجن و رسوبات موجود در عمليات است. مسئله مهم در اين امر انتخاب موادي است كه بايد از بين برده شوند. اين عمل به هنگام بازرسي با دستگاه آلتراسونيك و قرار گرفتن مواد در مسير دستگاه صورت مي گيرد. پس از آن مي توان مواد را از تانك خارج كرد. تخليه آب از تانك هايي كه مشكل خوردگي با آب دارند، موجب طول عمر بيشتر كف آنها خواهد شد. هم چنين اين عمل در كيفيت محصولات تاثير مي گذارد. رفع مواد زايد از تانك موجب افزايش حجم تانك مي شود.
نتيجه
افزايش قوانين و وجود رقابت هاي شديد اقتصادي، صاحبان تانك را وادار به انجام بازرسي تانك هاي ذخيره (
Above Ground Storag Tank)AST كرده است.
ارزيابي تانك، بدون از سرويس خارج كردن آن، نياز به يك آلترناتيو دارد.
شخص مسئول مي بايستي تعادل لازم را براي ارزيابي و تعيين عيب مكانيكي تانك هاي ذخيره (AST) و حمايت از محيط زيست و سلامتي كاركنان و پيمانكاران ايجاد كند، وجود تكنولوژي جديد امكان استفاده از تكنيك (AST) را به عنوان ابزار مهم به وجود آورده است. با گذشت يك دهه از گسترش آزمايش ها، هم چنان تكنيك خودكار (Robotic)، به عنوان تنها آلترناتيو موجود در گردآوري اطلاعات براي عيب يابي و سلامتي كف تانك هاي ذخيره (AST) به حساب مي آيد. در بيشتر موارد، اطلاعاتي كه در حين عمليات به دست مي آيد نسبت به روش هاي سنتي، از كيفيت خيلي بالاتري برخوردار مي باشد.
بهبود كيفيت روش به صورت زير خلاصه مي شود:
- قابليت اندازه گيري رسوبات كف وقتي كه تانك تحت فشار و بار مكانيكي است.
- قابليت ارزيابي ضخامت كف حتي بر روي پوشش هاي پشم شيشه (FiberglassCoating) و تعيين عيب پوشش.
- از دستگاه آلتراسونيك با خاصيت غلظت بالا (High Density) در مقايسه با دستگاه قديمي آلتراسونيك (UT.Prove.UP) ، از توان ارزيابي بهتر و كيفيت بالاتري برخوردار است.
موارد نام برده از اهميت ويژه اي برخوردارند. با اين وجود مهم ترين عامل، برطرف كردن موادي چون آب، لجن و رسوب، از تانك ها در حين عمليات است كه باعث افزايش طول عمر تانك مي شود.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:58 AM
نظرات(0)
اصطلاحات روغن
ويسكوزيته يا گرانروي: مقاومت سيال در مقابل جاري شدن كه اصطلاح غلط آن يعني «غلظت» رايج تر مي باشد. اين خاصيت ، با اهميت ترين و مهم ترين مشخصه هر روغن است كه در آزمايش ها، معمولاً در دماهاي 40 و 100 درجه سانتيگراد اندازه گيري مي شود. حرارت بالا ، موجب كم شدن گرانروي و پائين آمدن دما ، باعث افزايش آن خواهد شد.
شاخص گرانروي (VI) : معيار سنجش تغييرات گرانروي با تغييرات دما را مي گويند كه هر چه رقم آن بزرگتر باشد تغيير گرانروي روغن نسبت به دما كمتر خواهد بود.
نقطه ريزش : پايين ترين دمايي كه در آن، روغن كماكان توانايي جاري شدن دارد و خاصيت سياليت خود را حفظ كرده است.
نقطه اشتعال : حداقل درجه حرارتي است كه بخارات روغن با هوا ، در اثر تماس شعله آتش ، اشتعال لحظه اي خواهد داشت.
علاوه بر مشخصات ذكر شده ، دانسيته يا چگالي ، نقطه احتراق ، نقطه ابري شدن و عدد بازي كل TBN نيز از جمله خصوصيات روغن موتور محسوب مي شوند كه بعضاً توسط برخي توليد كنندگان ذكر مي گردد.
انتخاب روغن موتور
براي انتخاب يك روغن موتور مناسب ، عوامل و پارامترهاي گوناگوني مي بايست مد نظر قرار گيرد0 يك روغن موتور مرغوب داراي گرانروي مناسب و ضريب اصطكاك بسيار پائين بوده و توانايي روانكاري بخشهاي مختلف موتور را دارا است. هم چنين دوده و تركيبات حاصل از تجزيه روغن و نيز سايش و بطور كلي رسوبات بين قطعات بايد توسط روغن پاك شود و در ضمن روغن علاوه بر سازگاري با تركيبات پليمري موجود ، داراي اثرات بازدارندگي خوبي در مقابل زنگ زدگي ، خوردگي ، اكسيداسيون و سايش باشد.
طبيعي است تمامي موارد ياد شده از طريق آزمايش هاي گوناگون و پيچيده مشخص مي گردد و آن چيزي كه براي مصرف كننده نهايي اهميت دارد ، بايستي بصورت ملموس بيان شود، بطوري كه در عين جامعيت ، با زبان بسيار ساده به انتخاب روغن موتور توسط مصرف كننده ، عينيت بخشد. بدين منظور سازندگان روغن موتور، دو پارامتر اساسي را با اصطلاحات نام و نام خانوادگي مطرح ساخته و تاكيد مي كنند كه اين دو لازم و ملزوم يكديگرند و هر انتخابي ، بايستي با لحاظ كردن همزمان اين دو عامل انجام گيرد.
الف) درجه بندي SAE : اهميت گرانروي به قدري است كه انجمن مهندسين خودرو (SAESAE) بر اين اساس طبقه بندي ويژه اي را بنا نهاده و يكي از دو معيار گزينش روغن موتور را گريد SAE مي دانند. از لحاظ گرانروي ، روغن ها به دو بخش تقسيم مي شوند ، تك درجه اي (Monograde) و چند درجه اي يا چهار فصل (Multi grade).
روغن هاي تك درجه اي مانند 20 ، 30 يا 40 در موتورهاي جديد منسوخ شده است ولي روغن هاي مالتي گريد ، امروزه كاربري غالبي دارند0 روغن هاي چند درجه اي كه با حرف W (نشانه زمستان) و دو عدد واقع در چپ و راست آن مشخص مي گردند ، مانند 15W40 ، 20W50 از لحاظ كاري، مناسب تمام فصول سال مي باشند0 عدد سمت چپ W، معياري از ويسكوزيته روغن در دماي پائين و عدد سمت راست، گرانروي در درجه حرارت بالا را نشان مي دهند. ثابت شده است كه مهم ترين و با اهميت ترين خاصيت روغن ، حضور آن از لحظه استارت تا خاموش كردن موتور بصورت بي وقفه و در تمامي قطعات متحرك و ثابت در تماس مي باشد و به منظور نيل بدين هدف ، گرانروي پائين روغن در لحظه استارت ، اهميت بالايي دارد. به همين علت استفاده از روغن هاي چند درجه اي كه در سرما ويسكوزيته پايين دارند و با روانكاري به موقع قطعات ، تا حد زيادي از سايش جلوگيري مي كنند ، توصيه اول توليد كنندگان روغن مي باشد.
ب) سطح كارآيي: انجمن نفت آمريكا (API) روغن هاي موتور را بر حسب كيفيت به دو گروه تقسيم كرده است. خودروهاي بنزيني در گروه (Service Station)،S يا محل تعويض روغن و خودروهاي ديزلي در گروه (Commercial)،C يا خودروهاي تجاري طبقه بندي مي شوند. حروف انگليسي كه پس از هر يك از اين دو حرف قرار گيرند ، نشان دهنده سطح كيفيت روغن خواهد بود، به اين مفهوم كه حرف A پائين ترين سطح كارآيي را نشان مي دهد و با بالا رفتن حروف ، سطح كارايي نيز افزايش خواهد يافت.
لازم به ذكر است سطوح كارآيي بالاتر ، نشان از ميزان ادتيوهاي بيشتري در روغن مي باشد و بالطبع در آزمايشات و تست هاي آزمايشگاهي و موتوري ، شرايط حادتري را تحمل مي كند. جدول ارائه شده، سطوح كارآئي گوناگون را از ابتداي وضع تاكنون نشان مي دهد. براي انتخاب يك روغن موتور مناسب ، رجوع به راهنماي خودرو ، سطح كارآيي و ويسكوزيته روغن موتور لازم است و مصرف كننده كافيست با مراجعه به محل هاي تعويض روغن و گزينش روغن موتوري با سطح كيفي و گرانروي مشابه كه در ظروف و بسته بندي استاندارد بوده و در يك شركت معتبر توليد شده باشد ، حداكثر اطمينان از بابت كاركرد بهينه روغن درموتور را حاصل كند. در اين رابطه ، «راهنماي روانكارهاي خودرو» شركت نفت پارس نوع روغن موتور براي خودروهاي مختلف را مشخص كرده است.
مايع ترمز
به جرأت مي توان گفت كه مهمترين قسمت هر وسيله نقليه موتوري ، سيستم ترمز آن مي باشد. به همين دليل كليه مواد و قطعاتي كه با اين سيستم مرتبط باشند ، بايستي با حداكثر دقت ، توليد و به دور از هرگونه ملاحظات اقتصادي مصرف شوند. مايع ترمز ، مهمترين نقش را در سيستم ترمز اتومبيل ها ايفا مي كند. اين ماده كه به نام روغن ترمز در جامعه مصطلح شده است ، تركيبي سنتزي (مصنوعي) مي باشد كه قسمت اعظم آن را تركيبات پلي گليكول اتري تشكيل مي دهد. مواد افزودني مختلفي نيز به منظور بالابردن خواص و كاركرد مايع ترمز به آن اضافه مي شود.
مايع ترمزهاي توليدي شركت نفت پارس ، نوعي از سيالات هيدروليكي با كارآيي بالا هستند كه در سيستم هاي ترمز و كلاچ انواع خودروها استفاده مي شوند. از آنجايي كه اين محصولات به شدت جاذب رطوبت هستند ، بايستي از تماس آنها با آب و محيط هاي مرطوب جلوگيري كرد. اين مايعات در سيستم هاي ترمز ديسك يا كاسه اي و كلاچ و سيستم هاي هيدروليك خودرو كه در آن استفاده از مايع ترمز توصيه شده باشد ، قابل كاربرد مي باشند. مايع ترمزهاي توليدي شركت نفت پارس ، براساس سطوح كارآيي مورد نياز و پيشنهادي از طرف شركت سازنده خودرو در دو سطح كارآيي DOT3 و DOT4 توليد مي شوند.
مايع ترمز مرغوب ، حداكثر داراي 2 سال كاركرد مفيد است و پس از سپري شدن اين مدت حتماً بايستي تعويض گردد. مايع ترمز مناسب و مرغوب خواص زير را دارا مي باشد:
1- داشتن گرانروي مناسب در دماي پايين
2- امكان تبخير بسيار كم
3- عدم ايجاد حباب
4- سازگاري با فلزات و قطعات لاستيكي مختلفي كه با آنها در تماس است
5- سازگاري با كاسه نمدها
هنگام استفاده از مايع ترمز ، رعايت نكات زير در ارتباط با اين محصول ، ضريب ايمني را افزايش مي دهد.
- هرگز براي صرفه جويي در مصرف سوخت ، موتور اتومبيل را در سرازيري ها خاموش نكنيد ، چرا كه در اثر خاموش بودن موتور ، در بوستر ترمز خلاء حاصل نشده و در نتيجه خودرو در اين لحظه بدون ترمز مي باشد.
- مخزن اصلي مايع ترمز بايستي تا بالاترين سطح ، پر نگه داشته شود. اگر سطح مايع پايين باشد، باعث هوا گرفتن سيستم مي گردد.
- از مخلوط كردن مايع ترمزهاي مختلف اجتناب شود. استفاده مجدد از مايع ترمز كاركرده ، به هيچ وجه توصيه نمي شود.
- براي تعيين زمان دقيق تعويض مايع ترمز ، ضمن مراجعه به دفترچه راهنماي خودرو ، شرايط محيطي كاركرد را نيز بايد مد نظر قرار داد.
مايع خنك كننده ( ضديخ - ضدجوش) :
هدف استفاده از سيستم خنك كننده در خودروها ، خارج ساختن حرارت اضافي ايجاد شده در اثر فعاليت موتور است ، تا بدين ترتيب دماي بدنه فلزي موتور در محدوده مطلوبي كنترل شود.مايعي كه عموماً در اين سيستم استفاده مي شود ، آب است. اما برخي محدوديت ها موجب شده كه آب ، به تنهايي قادر به ايفاي كامل وظايف يك سيال خنك كننده نباشد. به طور مثال وجود آلياژهاي آلومينيومي در مناطقي نظير سرسيلندر و بدنه موتور كه حرارت زيادي ايجاد مي كنند ، باعث خوردگي حرارتي مي شود. بنابراين وجود مواد شيميايي بازدارنده خوردگي در سيال خنك كننده الزامي است.
از طرف ديگر تغييرات دمايي در فصول مختلف سال ، سبب مي شود آب در دماهاي پايين تر از5 درجه سانتي گراد و بالاي80 درجه سانتي گراد غير قابل كاربرد باشد. به همين علت لزوم افزودن يك ماده كمكي به سيال خنك كننده احساس مي شود. شركت نفت پارس توليد كننده ضديخ- ضدجوش نيز مي باشد. اين محصول تحت عنوان پارس سهند ، به بازار عرضه مي شود. پارس سهند با كاهش نقطه انجماد آب در فصل زمستان و افزايش نقطه جوش آن در فصل تابستان به عنوان ضديخ- ضدجوش در سيستم خنك كننده موتور اتومبيل به كار گرفته مي شود. از جمله خواص بارز اين محصول ميتوان به مقاومت در برابر خوردگي، ضد زنگ زدگي و سازگاري با تمامي قطعات پلاستيكي موجود در مسير سيال خنك كننده اشاره كرد.
مهم ترين مشخصه مايع ضديخ- ضدجوش ، كاهش نقطه انجماد و افزايش نقطه جوش آب است ، ولي در عين حال خواص زير را نيز دارا مي باشد:
1- محافظت قطعات در برابر خوردگي و زنگ زدگي
2- ظرفيت بالاي انتقال حرارت
3- محلول در آب و غير قابل اشتعال
4- خاصيت ضد كف به ميزان بسيار زياد
پس از انتخاب سيال خنك كننده مناسب ، دقت در رعايت نكات ذيل ، موجب افزايش كارآيي سيستم خنك كننده خودرو مي شود:
- سيال ضـديـخ- ضدجوش ، طبق جدول توصيه شده از سوي سازنده خودرو معمولاً با نسبت 1-1(50% ) با آب مخلوط مي شود و ثابت شده است كه اين نسبت ، بهترين بازده و كارآيي را دارا مي باشد.
- زمان تعويض سيال خنك كننده ، حداكثر پس از 2 سال كاركرد
مي باشد.
روغن هاي دنده :
سيستم انتقال قدرت در خودروها ، توان ايجاد شده توسط موتور را به چرخ ها منتقل مي كند تا اتومبيل به حركت درآيد. انتقال دهنده هاي اتوماتيك و مكانيكي دو نوع متداول مورد استفاده در خودروها مي باشند. همانند ساير قسمتهايي كه در آنها تماس فلز با فلز وجود دارد ، اين بخش از اتومبيل نيز ، نياز به روانكاري مخصوص به خود را دارد.
روغن هاي دنده كه با عنوان رايج واسكازين شناخته شده اند، بايستي داراي سياليت كافي بوده تا به راحتي در سيستم ، حتي زماني كه هوا سرد است، توانايي گردش داشته باشد. در روغن هاي دنده نيز همانند روغن هاي موتوري، چند درجه اي بودن روانكار دامنه وسيعي از درجه حرارت عملياتي را پوشش خواهد داد. از طرف ديگر روغن دنده بايد سازگاري مناسب با فلزات در تماس نظير فولاد ، برنز و يا ديگر آلياژهاي مس را دارا بوده ، مقاومت شيميايي بالايي در برابر اكسيداسيون و سفت شدن از خود نشان دهد. هم چنين لايه روانكاري پايداري ، بر روي قطعات ايجاد كند.
يكي از مهمترين خصوصيات عملكرد يك روان كننده دنده ، ظرفيت تحمل بار آن است و يا به عبارت ديگر توانايي آن جهت جلوگيري كردن و يا به حداقل رساندن ساييدگي دندانه دنده ها مي باشد. اين ظرفيت تحمل بار بيشتر با استفاده از مواد افزودني در روانكار تأمين مي شود. به اين نوع روان كننده ها ، روانكارهاي فشار پذير (EP) گفته مي شود.
به منظور تفكيك بين روغن هاي دنده خودرو با سطوح مختلف از خواص فشار پذير (EP) انجمن نفت امريكا (API)، پنج سري روانكار براي سيستم هاي انتقال دهنده قدرت غير اتوماتيك تهيه كرده است كه نام گذاري آنها به ترتيب خصوصيت فشار پذيري عبارتند از API GL-1،2،3،4،5 در مورد روانكاري هاي مختلفي كه در سيستم انتقال دهنده مكانيكي در خودرو وجود دارد ، روان كننده بايد داراي سطوح كيفي حداقل API GL-1 باشد. اتومبيــل هاي مدرن سطوح كيفي بالاتر نظيــر API GL-4، GL-5 را نياز دارند. لازم به ذكر است سطوح كيفي مذكور ، بر روي ظروف روغن هاي دنده توليد شده توسط سازندگان معتبر ، درج مي گردد.
- در صورتي كه سيستم انتقال قدرت از نوع اتوماتيك باشد ، حتماً بايستي از سيال انتقال قدرت اتوماتيك يا A.T.F استفاده كرد.
- از روغن هاي دنده براي قسمت هايي نظير جعبه فرمان و ديفرانسيل نيز ميتوان استفاده كرد ، كه در اين موارد مي بايست به توصيه سازنده خودرو دقت شود.
گريس
گريس محصولي نيمه مايع تا جامد است كه از اختلاط يك عامل تغليظ كننده در مايعي روان كننده حاصل مي شود. اين تعريف نشانگر آن است كه گريس روانكاري كه به مقدار مشخصي سفت شده باشد، داراي خواص ويژه اي است كه روغن روانكار به تنهايي آن خواص را دارا نيست. در مواردي كه نياز است تا مـاده در يـك مكـانـيـزم در وضعيـت اوليـه اش باقي بماند (مثلاً ياتاقان چرخ ها) ، خصوصاً در جاهايي كه امكان روانكاري مجدد ، محدود بوده و يا از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نباشد ، روانكاري با گريس ارجحيت دارد. هم چنين در مواردي كه نياز به آب بندي در سيستم وجود دارد، بايد به جاي روغن، از گريس استفاده كرد.
به دليل ماهيت ساختاري، گريس همانند روغن وظايف خنك كنندگي و پاك كنندگي را در سيستم ايفا نخواهد كرد. اما انتظار مي رود به غير از اين دو مورد، گريس ها ديگر خواص روغن هاي روانكار، نظير كاهش اصطكاك، ايجاد لايه روانكاري، جلوگيري از سائيدگي، محافظت قطعات در برابر خوردگي و سازگاري با مواد موجود در قسمت هاي روانكاري را به طور كامل انجام دهند.
متداول ترين تغليظ كننده ها، صابون هاي فلزي عناصري نظير ليتيم، آلومينيوم، باريم، مس و سرب هستند و مايع روان كننده نيز غالبا داراي پايه معدني مي باشد. به منظور بالا بردن خواص گريس و بهبود كارآيي آن، مواد افزودني مختلفي نظير دي سولفيد موليبدن (به منظور كاهش سايش و اصطكاك) به آن اضافه مي شود.
بخش هاي مختلف اتومبيل كه نياز به گريس دارند عبارتند از:
جلوبندي يا سيستم تعليق، سيبك ها، ياتاقان هاي چرخ، محورها و چهار شاخ گاردان
براي بهره مندي هر چه بيشتر و بهتر از گريس، رعايت نكات ذيل ضروري به نظر مي رسد:
1- گريس را بايد با توصيه كارشناسان مربوطه و طبق كتابچه راهنماي اتومبيل، انتخاب و مصرف كرد.
2- از اختلاط دو يا چند نوع گريس مختلف خودداري شود.
3- معمولات براي سيستم جلوبندي از گريس هاي با پايه ليتيم يا كليسيم، در سيبك ها از گريس هاي با پايه ليتيمي، در ياتاقان هاي چرخ، گريس هاي با پايه سديمي و در محورها و چهار شاخ گاردان نيز از گريس هاي پايه ليتيمي استفاده مي شود كه شركت نفت پارس، انواع گريس هاي مختلف با پايه هاي صابوني متنوعي از جمله كلسيم، ليتيم و سديم را توليد كرده كه در تمامي قطعات وسايل نقليه كه نياز به گريسكاري دارند، قابل كاربرد مي باشد.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:57 AM
نظرات(0)
معرفي اجزاي مكانيكي سيستم سوخت رساني گاز فشرده
مجموعه پركن از بيرون و متعلقات - Rehueling Valve and related Part
پركن ياشير سوخت گيري وسيله اي است كه از طريق آن سوخت به داخل لوله ها و مخازن گاز وارد مي گردد.اين قطعه همانند يك شير يك طرفه عمل مي كند و از برگشت گاز به سمت نازل سوخت گيري جلوگيري مي نمايد. اين شير مي تواند در محفظه موتور يا به روي بدنه خودرو نصب گردد كه در اين صورت به آن پركن از بيرون گفته مي شود. محل نصب پركن نبايد در نزديكي باطري باشد و بايد به خوبي به بدنه محكم شود. ضمنا پركن بايد داراي درپوشي مناسب براي جلوگيري از ورود گردو غبار و ذرات خارجي باشد.
در حال حاضر با توجه به محدوديت حجم خودروها و لزوم كاهش فضاي مورد نياز، جايگاه هاي سوخت گيري گازطبيعي، سه روش براي ذخيره گازطبيعي موجود مي باشد. بهترين اين روش ها، روشي است كه با صرف حداقل هزينه، فضا و وزن ممكن، مقادير بيشتري از اين گاز را با ايمني بيشتر ذخيره نمايد. فشرده كردن گازطبيعي و ذخيره ي آن در دماي محيط و فشار بين207بار الي250بار در مخازن تحت فشار يكي از رايج ترين روش ها مي باشد. اين مخازن اغلب به شكل استوانه اي مي باشند و بايد در محل مناسبي در خودرو و به دور از ضربات احتمالي نصب گردند كه به طور معمول در خودروهاي سواري مخازن در صندوق عقب خودرو يا در زيرخودر نصب مي گردند.
اين شير در مسير بين لوله هاي پركن تا مخازن و در نزديكي مخازن نصب مي گردد تا در صورت بروز مشكلي در اين مسير يا شكستن لوله بين پركن تا مخازن از برگشت گاز از مخازن جلوگيري نمايد.
اين شير به صورت دستي است و روي مخزن نصب مي گردد. توسط اين شير مي توان جريان گاز به داخل مخزن يا از مخزن به خارج آنرا مسدود نمود.
با توجه به فشار بالايي كه در سيستم وجود دارد، لوله و اتصالات به كار رفته در اين سيستم همگي از نوع فولادي هستند و براي آب بندي مناسب از اتصالاتي كه مجهز به ممگيهاي تكي يا دوبل هستند استفاده شده است كه قادر به تحمل فشارهاي بالا مي باشند.
اين شير در قسمت محفظه موتور و قبل از رگولاتور قرار مي گيرد. وظيفه اين شير مقطع كردن جريان گاز به صورت دستي در هنگام تعمير قطعات پايين دست است.
توسط اين فشار سنج مي توان فشار گاز داخل مخازن و سيستم را مشاهده كرد كه به طور معمول بين صفر تا دويست و پنجاه بار درجه بندي شده است.
رگولاتور در سيستم كيت گاز وظيفه كاهش فشار گاز را برعهده دارد واين كاهش فشار به طورمعمول دو يا سه مرحله داخل رگولاتور با استفاده از ديافراگم هايي، خنثي مي شود. با توجه به كاهش فشار گاز در مراحل مختلف رگولاتور به همراه آن كاهش دما، اين حلقه بايد مجهز به سيستم جبران دما باشد تا از يخ زدگي آن جلوگيري شود. به همين دليل از لوله هاي آب گرم رادياتور براي گردش آب گرم استفاده مي شود.
انژكتورها به طور معمول برروي يك بلوكه نصب مي گردند و از طريق اين بلوكه گاز ورودي آنها تأمين مي شود. ريل انژكتور بايد در نزديكترين مكان ممكن نسبت به محل ورود سوخت موتور نصب گردد و طول تمامي لوله هاي خروجي از ريل انژكتور كه به نازل ها متصل مي گردند بايد يكسان باشند.
نازل ها لوله هايي هستند كه داراي قطر داخلي مشخصي مي باشند و برروي منيفولد هوا يا سرسيلندر نصب مي شوند. وظيفه آن رساندن سوخت به نزديكترين محل در پشت سوپاپ ورودي هر سيلندر مي باشد.
اين سيستم داراي يك جعبه كنترل الكترونيكي به صورت مجزا نسبت به حالت بنزيني مي باشد.
به دليل اين كه ماهيت سوخت به صورتي مي باشد كه نسبت به بنزين داراي احتراق كندتري است، بنابراين در خودروهاي دوگانه سوز، زماني كه راننده سوخت گاز را انتخاب مي نمايد، بايد سيستم جرقه ادوانس شود، لذا از چنين قطعه الكترونيكي استفاده مي گردد كه فرمان خود را از سنسور فلايويل دريافت مي نمايد.
درموتورهاي دوگانه سوز، زماني كه راننده حالت گاز را انتخاب مي كند، بايد انژكتورهاي بنزين از مدار خارج شوند تا سوخت بنزين به داخل موتور تزريق نگردد. اين وظيفه برعهده ي امولاتور است كه يك قطعه الكترونيكي مي باشد.
اين سنسورها اطلاعات خاصي را ثبت مي كنند و به عنوان ورودي هاي ECU ارسال مي نمايند.از جمله آنها مي توان به سنسورهاي فشار گاز ورودي رگولاتور، دماي گاز ورودي موتور، فشار گاز ورودي موتور و ... اشاره كرد.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:55 AM
نظرات(0)
طبق اظهارات Jeff Wilson مدير اجرايي Infonetics و Sum Jose مشاور و پژوهشگر بازاريابي، چه با مديريت اطلاعات خروجي و چه بدون آن سيستمهاي آشكاركننده متجاوزگران ميباشند، با داشتن تجهيزاتي در حدود 15000 دلار يا كمي بيشتر ميتوان يك سيستم مناسب داشت ولي يك سيستم بسيار كامل ممكن است در حدود 100000 دلار يا بيشتر درآيد. به علاوه بايد هزينه خدمات و پشتيباني فني و نصب و راهاندازي سيستم را هم اضافه كرد. اين يكي از دلايلي است كه هنوز بازار IDS نسبت به فايروالها بسيار كوچك ميباشد. دليل ديگر مديريت بسيار مشكل آنها ميباشد.
Jeff Wilson در اين زمينه ميگويد: "هنوز بازار IDS چندان رونقي ندارد و بايد از اطلاعات مختلفي بهره جست تا پي به ارزش آن بطور كامل برد. از سوي ديگر اگر شما چيز با ارزشي براي حفاظت داشته باشيد، چارهاي جز استفاده از IDS نخواهيد داشت. شركتها اغلب به تكنولوژي IDS براي معرفي شبكه خود، به عنوان يك شبكه مطمئن نياز دارند به ويژه در صنايع قانونمند كه تابع مقررات و ضوابط خاصي ميباشند. مثل سرويسهاي مالي و مراقبتهاي بهداشتي. GERT’S Allen ميگويد: "شما مجبور هستيد به كل عرضه و تقاضاي خود نگاه كنيد و ببينيد از چه چيزي ميخواهيد حفاظت كنيد، به چه چيزي نياز داريد و چه كار ميتوانيد با آن انجام دهيد." اما بكارگيري IDS راحت نيست. طبق اظهارات Rasmussen اغلب شركتهايي كه IDS را بكار گرفتهاند از شروع كار خود مطمئن هستند اما فقط يك چهارم آنها شانس موفقيت دارند و شايد يك دهم واقعا موفق ميشوند.
به عبارت ديگر IDS شما يكي از ابزارهاي امنيتي شبكه ميباشد. بكارگيري سطوح مختلف امنيتي در يك سيستم بسيار مفيد ميباشد كه توسط بسياري از ارگانهاي امنيتي توصيه ميگردد. Allen پيشنهاد ميدهد كه براي يك IT اجرايي از تكنيكهاي امنيتي زير بايد استفاده كرد: "سنسورهاي آشكاركننده متجاوز برپايه شبكه، آشكاركننده، متجاوز برپايه Host، گزارشگيري مركزي، كنسول مونيتورينگ براي هشدارهاي IDS و ساير پيامهاي شبكه، فايروالها و فايلهاي ثبت وقايع و روشهاي متداول در به رسميت شناختن كاربر.
هدف، پردازش مناسب براساس داده توليد شده توسط IDS به منظور مديريت و كنترل شبكه ميباشد. Foundstone’s McClure ميگويد: " IDS تنها از ديد مردم عادي كه به آن نگاه ميكنند، خوب ميباشد". اگر شما قصد مونيتورينگ آن را نداريد ميتوانيد يك doorstop 50000 دلاري بخريد. Rasmussen توصيه ميكند كه پيادهسازي IDS بايد با پردازشهاي واضح براي پاسخ به آلارمها، خطمشيهاي نگهداري شبكه (مثل به هنگام كردن امضا و اصلاحيههاي سيستم عامل) و آموزشهاي پيوسته كارمندان بخش امنيت شبكه همراه باشد.همچنين Rasmussen به شروع با حجم كوچك، با يك يا دو سنسور IDS در نقاط حساس شبكه توصيه ميكند. بايد به حدي كوچك باشد كه بتوان آن را كنترل نموده و مهندسين شبكه زمان كافي براي ياد گرفتن سيستم و تنظيم آن بدون مواجه شدن با هزاران آلارم را داشته باشند.Williamson زمان تست IDS در دانشگاه ايالتي آركانزاس را در نيمه بهار زمانيكه ترافيك شبكه پايين ميباشد انتخاب كرده است تا مهندسين بتوانند در يك فرصت چند ماهه تا بازگشايي كلاسها در پاييز كاملا كار با سيستم را بياموزند. ميتوان آن را براي جستجوي تقريبا هر نوع استفاده غيرمجاز از شبكه مثل نرمافزار مبادله فايلهاي ممنوعه تنظيم نمود.اگر شما بخواهيد ميتوانيد تقريبا هر چيزي را ببنديد. در واقع IDS مانند لنز قويي است كه از شبكه مواظبت كرده و مشكلات آن را پيدا ميكند.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:53 AM
نظرات(0)
سيستمهاي كشف مزاحمت (IDS)
سيستمهاي كشف مزاحمت كه IDS ناميده مي شود، برنامه ايست كه با تحليل ترافيك جاري بصورت هوشمند شبكه يا تحليل تقاضاها سعي در شناسايي فعاليتهاي نفوذگر مي نمايد و در صورتيكه تشخيص داد ترافيك ورودي به يك شبكه يا ماشين
از طرف كاربران مجاز و عادي نيست بلكه از فعاليتهاي يك نفوذگر ناشي مي شود به نحو مناسب مسئول شبكه را در جريان مي گذارد يا يك واكنش خاص نشان مي دهد . در حقيقت IDS نقش آژير دزدگير شبكه را ايفا مي نمايد .
در اين بخش پس از بررسي عملكرد IDS در سطوح مختلف، روشهاي فرار نفوذگر از آنرا نيز بررسي خواهيم كرد .سيستم IDS در دو سطح لايه شبكه و لايه كاربرد عمل مي كند و مكانيزم هر يك با ديگري متفاوت است.
عملكرد سيستم IDS مبتني بر لايه شبكه:
در اين نوع سيستم كشف مزاحمت IDS ،تمام بسته هاي IP وارد به شبكه محلي را دريافت ، جمع آوري و پردازش مي كند و پس از تحليل بسته ها ، بسته هاي معمولي و بسته هاي مزاحم متعلق به نفوذگر را تشخيص
مي دهد.IDS بايد انبوهي از بسته هاي IP و محتويات آنها شامل بسته هاي TCP,UDP را مرتب كرده و بروز واقعي يك حمله را بدهد .
بطور معمول سيستمهاي IDS يك بانك اطلاعاتي از الگوي حملات مختلف در اختياردارندبه اين بانك اطلاعاتي ، بانك ويژگيها امضاي حمله و ATTACK SIGNATURE & FEATURES گفته مي شود در حقيقت اكثر سيستمهاي IDS تحليلهاي خود را تطابق الگوهاي حمله با ترافيك موجود در شبكه متمركز كرده اند و هرگاه الگوي ترافيكجاري درشبكه با ويژگي يكي از حملات منطبق باشد يك حمله گزارش خواهد شد .لذا نفوذگر براي فراراز IDS ، سعي ميكند به روشهاي مختلف مراحل حمله را به گونه اي سازماندهي كند كه IDS انرا ترافيك معمولي وطبيعي بپندارند .وقتي حمله اي كشف شود ،سيستم IDS با ارسال E-MAIL ،سيستم پي جو ((PAGER يا به صدا در آوردن بوق آژير آنرا به اطلاع مسئول شبكه مي رساند ودرعين حال به تعقيب حمله ادامه مي دهد.
در اين شكل سيستم IDS بر حين نظارت بر ترافيك شبكه،متوجه تلاش براي ارتباط با پورتهاي 83و 23 شده است .اين سيستم تلاش براي برقراري ارتباط TCP با پورت 80 را عادي تلقي مي كندولي تلاشهاي متوالي براي برقراري ارتباط با پورت 23( مربوط TELNET ) رااصلا طبيعي نمي دانندوآنرا به عنوان علائم يك حمه گزارش مي كند .يامثلا سيستم IDS با تحليل جريان بسته هاي IP متوجه مي شود چند هزار بسته SYNبا فيلد SOURCE IP يكسان وباشماره هاي مختلف پورت به شبكه ارسال شده است؛ اين مسئله قطعا علامت بروز يك حمله است.
حال بايد ديدنوذ گر به چه نحوي تلاش مي كند از IDS مبتني بر لايه شبكه فراركند. نفوذگر از مكانيزمهاي زير براي فرار IDS ((IDSEVASION بهره مي گيرد:
1-ترافيك ارسالي به شبكه هدف بگونه اي تنظيم مي شودكه با الگوي هيچ حملهاي تطابق نداشته باشد .در چنين حالتي ممكن است نفوذگر از برنامه نويسي استفاده كند چرا كه ابزارهاي موجود الگوي حمله شناخته شده اي دارند.
با توجه به اينكه يك بسته IP مي تواند بصورت يك سلسله از قطعات كوچكتر كوچكتر شكيته شود .هر بسته شكسته شده سرايند بسته IP را به همرا دارد . قطعات مختلف از طريق شبكه ارسال شده و نهايتا در ماشين مقصد بازسازي خواهند .وقتي سيستم IDS با بسته هاي قطعه قطعه شده IP مواجه شد بايد همانند ماشين نهايي آنها را دريافت و بازسازي كند .نفوذگر مي تواند بسته هاي IP را در قطعات بسيار كوچك شكسته و آنها را ارسال كند .در ضمن براي فلج كردن IDS ،بسته هاي IP بسيار زيادي در لابلاي بسته هاي حمله ارسال كند.IDS بايد بافر زيادي داشته باشد تا بتواند ضمن بازسازي قطعات شكسته شده ،درون آنها به جستجو الگوي حمله بپردازد. تا تابستان سال 2000 تقريبا هيچ سيستم IDS وجود نداشت كه قادر به بازسازي قطعات بسته هاي IP باشد لذا هر نفوذگري با قطعه قطعه كردن بسته ها ي IP از سيستم IDS قرار مي كرد.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:49 AM
نظرات(0)
اين فناوري را ميتوان تقويت شده WiFi دانست كه بُرد موثرآن از لحاظ نظري سي مايل است. اهميت آن هم در اين است كه WiFi فناوري خوبي است. اما برد محدودي دارد. شركت اينتل در زمينه توسعه استانداردهاي WiMax پيشقدم شدهاست و بهنظر ميرسد تا دو سال آينده ميتوانيم منتظر ارائه سرويسهايي مبتني بر اين فناوري باشيم. ابتدا در بازارهاي روستايي در ايالات متحده، اروپا و آسيا و پس از آن در بازارهاي مخابراتي ديگر نقاط جهان. در يك اقدام آزمايشي، اينتل يك فيلم ديجيتالي را از طريق شبكههاي با برد 55 مايل و به وسيله فرستندههاي WiMax به يك جشنواره فيلم ارسال نمود.
اين فناوري به شكلي جسورانه ديگر موتورهاي جستجو را به چالش ميكشد. اهميت آن نيز به اين دليل است كه شايد گوگل تاكنون حدود هشت ميليارد صفحه وب را نشانهگذاري كرده باشد. ولي اين تنها نمونهاي از خروار است. صفحات زياد ديگري پشت فايروال شركتها و يا داخل بانكهاي اطلاعاتي پنهان مانده و منتظرند موتورهاي جستجو آنها را شناسايي و نشانهگذاري كنند. براساس برخي تخمينها اين دسته از صفحات وب كه اصطلاحاً به " صفحات تاريك " معروفند، پانصد برابر بيشتر از چيزي است كه امروزه بهنام شبكه جهاني اينترنت ميشناسيم.
اين فناوري ماهواره نيست. يك راديوي معمولي در حال ارتقاست. با كيفيتي در حد سيدي و كانالهاي بسيار بيشتر.اهميت آن هم در اين است كه امروزه و تحت فشار سرويسدهندگان ماهوارهاي نظير XM Radio و Sirius، سرويسهاي آنلاين موسيقي و ابزارهايي همانند آيپاد، صنعت راديو كه درآمد ساليانهاي بالغ بر بيست ميليارد دلار دارد، بهصورت پيوسته در حال از دستدادن شنوندگان خود است. در اين ميان راديوي HD بهعنوان يك راه حل خوب ميتواند اين وضعيت را تغييردهد.
اين فناوري مربوط به تلفنهاي سلولي (همراه) است كه ميتواند با پروتكل WiFi كار كند و سيستمهاي تلفنهاي همراه و ثابت را با يكديگر ادغام نمايد. اهميت آن هم اين است كه با عرضه اين نوع تلفنها در اواسط سال 2006، در پانزده مدل و با قيمت متوسط، سرويسهاي تركيبي بهطور خودكار جاي خود را به شبكههاي باز مبتني بر WiFi در داخل محل كار و منازل خواهند داد. اينكار باعث خواهد شد دو نقص و محدوديت عمده كه متوجه مشتريان و مصرف كنندگان است، برطرف گردند: رويكرد به فناوري WiFi بهطور وسيعي باعث افزايش كيفيت مكالمه در داخل مكانها و برجهاي تجاري ميگردد كه معمولاً پوشش دادن اين مكانها با شبكههاي سلولي مشكل است. بهعلاوه، باعث افزايش سرعت گشتزني در اينترنت با استفاده از تلفنهاي هوشمند خواهد شد. ارتقايي كه باعث خواهد شد اين دستگاهها عاقبت بهصورت يك جايگزين ماندگار براي PCها مطرح شوند.
اين فناوري مربوط به باتريهاي تجهيزات قابل حمل است كه از يك منبع خارجي با سوخت قابل شارژ (نظير هيدروژن، گاز طبيعي، متانول، اتانول و سديم بروهيدرات) تغذيه ميكنند. اهميت اين فناوري هم آن است كه هر چه دستگاههاي ديجيتالي پر مصرفتري به بازار بيايند، باتريهاي ليتيومي كمتري يافت ميشوند كه توان پاسخگويي به اين مصارف بالا را داشته باشند. باتريهاي سوختي (Fuel Cell) جايگزين مناسبي براي اين باتريها هستند. فناوري محبوب در اين زمينه Direct Methanol Fuel Cell) DMCF) نام دارد.
فناوري ايجاد فرم ژنريك پروتئينهاي دارويي داراي حق انحصار است كه شركتهاي بزرگ فعال درحوزه فناوريهاي پيشرفته دارويي آن را عرضه مينمايد. اهميت آن هم اين است كه شركتهايي نظير Amgen و Genentech براي درمان بيماريهاي زيادي، از نارساييهاي مزمن كليه گرفته تا ديابت، به درمانهاي پرهزينه مبتني بر پروتئينها وابستگي زيادي دارند.
هفت فناوري جديد كه همه چيز را تغيير خواهند داد
1 - AJAX
اين فناوري باعث ميشود برنامههاي كاربردي تحت وب رفتاري همانند نرمافزارهاي نصب شده روي كامپيوتر از خود نشان دهند. اهميت آن هم در اين است كه اكثر برنامههاي كاربردي تحت وب براي اجرا نياز دارند يك صفحه وب كاربر باز كنند و همين امر معمولاً دليل كند بودن اجراي اين گونه برنامههاست. اما Asynchronous JavaScript and XML) AJAX) ورود اطلاعات و ديتاهاي جديد را همزمان با بروزرساني محتوا در نگام اجراي برنامه مقدور ميسازد.
فيلم Netflix، و سرويس عكس فليكر ياهو. با اينحال جسي جيمز گرت، مشاور وب كه با نام AJAX به شهرت رسيده است اعتقاد دارد: تأثير واقعي اين فناوري بر برنامههاي كاربردي در مقياس تجاري وEnterprise است؛ جاييكه سرعت كار كاربران تحت شبكه افزايش قابل ملاحظهاي مييابد. شركت نرمافزاري Tibco، پيش از اين، يكپارچهسازي AJAX را با زيرساخت رابط عمومي محصول خود آغاز نموده است. مايكروسافت نيز ساخت يك توسعه دهنده AJAX را آغاز نمودهاست كه نمايانگر فرارسيدن دوران مهم و تأثيرگذاري اين فناوري است.
اين فناوري را ميتوان تقويت شده WiFi دانست كه بُرد موثرآن از لحاظ نظري سي مايل است. اهميت آن هم در اين است كه WiFi فناوري خوبي است. اما برد محدودي دارد. شركت اينتل در زمينه توسعه استانداردهاي WiMax پيشقدم شدهاست و بهنظر ميرسد تا دو سال آينده ميتوانيم منتظر ارائه سرويسهايي مبتني بر اين فناوري باشيم. ابتدا در بازارهاي روستايي در ايالات متحده، اروپا و آسيا و پس از آن در بازارهاي مخابراتي ديگر نقاط جهان. در يك اقدام آزمايشي، اينتل يك فيلم ديجيتالي را از طريق شبكههاي با برد 55 مايل و به وسيله فرستندههاي WiMax به يك جشنواره فيلم ارسال نمود.
اين فناوري به شكلي جسورانه ديگر موتورهاي جستجو را به چالش ميكشد. اهميت آن نيز به اين دليل است كه شايد گوگل تاكنون حدود هشت ميليارد صفحه وب را نشانهگذاري كرده باشد. ولي اين تنها نمونهاي از خروار است. صفحات زياد ديگري پشت فايروال شركتها و يا داخل بانكهاي اطلاعاتي پنهان مانده و منتظرند موتورهاي جستجو آنها را شناسايي و نشانهگذاري كنند. براساس برخي تخمينها اين دسته از صفحات وب كه اصطلاحاً به " صفحات تاريك " معروفند، پانصد برابر بيشتر از چيزي است كه امروزه بهنام شبكه جهاني اينترنت ميشناسيم.
اين فناوري ماهواره نيست. يك راديوي معمولي در حال ارتقاست. با كيفيتي در حد سيدي و كانالهاي بسيار بيشتر.اهميت آن هم در اين است كه امروزه و تحت فشار سرويسدهندگان ماهوارهاي نظير XM Radio و Sirius، سرويسهاي آنلاين موسيقي و ابزارهايي همانند آيپاد، صنعت راديو كه درآمد ساليانهاي بالغ بر بيست ميليارد دلار دارد، بهصورت پيوسته در حال از دستدادن شنوندگان خود است. در اين ميان راديوي HD بهعنوان يك راه حل خوب ميتواند اين وضعيت را تغييردهد.
اين فناوري مربوط به تلفنهاي سلولي (همراه) است كه ميتواند با پروتكل WiFi كار كند و سيستمهاي تلفنهاي همراه و ثابت را با يكديگر ادغام نمايد. اهميت آن هم اين است كه با عرضه اين نوع تلفنها در اواسط سال 2006، در پانزده مدل و با قيمت متوسط، سرويسهاي تركيبي بهطور خودكار جاي خود را به شبكههاي باز مبتني بر WiFi در داخل محل كار و منازل خواهند داد. اينكار باعث خواهد شد دو نقص و محدوديت عمده كه متوجه مشتريان و مصرف كنندگان است، برطرف گردند: رويكرد به فناوري WiFi بهطور وسيعي باعث افزايش كيفيت مكالمه در داخل مكانها و برجهاي تجاري ميگردد كه معمولاً پوشش دادن اين مكانها با شبكههاي سلولي مشكل است. بهعلاوه، باعث افزايش سرعت گشتزني در اينترنت با استفاده از تلفنهاي هوشمند خواهد شد. ارتقايي كه باعث خواهد شد اين دستگاهها عاقبت بهصورت يك جايگزين ماندگار براي PCها مطرح شوند.
اين فناوري مربوط به باتريهاي تجهيزات قابل حمل است كه از يك منبع خارجي با سوخت قابل شارژ (نظير هيدروژن، گاز طبيعي، متانول، اتانول و سديم بروهيدرات) تغذيه ميكنند. اهميت اين فناوري هم آن است كه هر چه دستگاههاي ديجيتالي پر مصرفتري به بازار بيايند، باتريهاي ليتيومي كمتري يافت ميشوند كه توان پاسخگويي به اين مصارف بالا را داشته باشند. باتريهاي سوختي (Fuel Cell) جايگزين مناسبي براي اين باتريها هستند. فناوري محبوب در اين زمينه Direct Methanol Fuel Cell) DMCF) نام دارد.
فناوري ايجاد فرم ژنريك پروتئينهاي دارويي داراي حق انحصار است كه شركتهاي بزرگ فعال درحوزه فناوريهاي پيشرفته دارويي آن را عرضه مينمايد. اهميت آن هم اين است كه شركتهايي نظير Amgen و Genentech براي درمان بيماريهاي زيادي، از نارساييهاي مزمن كليه گرفته تا ديابت، به درمانهاي پرهزينه مبتني بر پروتئينها وابستگي زيادي دارند.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:48 AM
نظرات(0)
سیستمی که عاقلانه فکر کند. سامانهای عاقل است که بتواند کارها را درست انجام دهد. در تولید این سیستمها نحوه اندیشیدن انسان مد نظر نیست. این سیستمها متکی به قوانین و منطقی هستند که پایه تفکر آنها را تشکیل داده و آنها را قادر به استنتاج و تصمیم گیری مینماید. آنها با وجودی که مانند انسان نمیاندیشند، تصمیماتی عاقلانه گرفته و اشتباه نمیکنند. این ماشینها لزوما درکی از احساسات ندارند. هم اکنون از این سیستمها در تولید عاملها در نرم افزارهای رایانهای، بهره گیری میشود. عامل تنها مشاهده کرده و سپس عمل میکند.
Agent قادر به شناسایی الگوها، و تصمیم گیری بر اساس قوانین فکر کردن خود است. قوانین و چگونگی فکر کردن هر Agent در راستای دستیابی به هدفش، تعریف میشود. این سیستمها بر اساس قوانین خاص خود فکر کرده و کار خودرا به درستی انجام میدهند. پس عاقلانه رفتار میکنند، هر چند الزاما مانند انسان فکر نمیکنند.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:47 AM
نظرات(0)
ريشه لغوي
لغت
ammeter
از كلمه
amper
مشتق شده است. توجه كنيد كه حرف
P
در كلمه
amper
حذف شده است
و فقط دو حرف اول اين كلمه در لغت
ammeter
بكار رفته است
.
ما نميتوانيم
الكترونها يا پروتونها را ديده يا لمس كنيم. به همين دليل نميتوانيم آنها را
بشماريم. در نتيجه به ابزاري احتياج داريم تا بتوانيم آنها را بشماريم. شدت روشنايي
لامپ مشخصاتي از شدت جريان را به ما نشان ميدهد، ولي دو نقص اصلي دارد. اول اينكه
نميتواند شدت جريان را در واحدي كه به آساني قابل يادداشت و مقايسه با اندازه گيري
شدت جريان در محلها و زمانهاي ديگر است، اندازه بگيرد. همچنين در شدت جريانهاي معين
ميتوان از آن استفاده كرد. اگر مقدار شدت جريان خيلي كم باشد، لامپ روشن نميشود و
اگر شدت جريان خيلي زياد باشد، لامپ ميسوزد. براي رفع نقص اول به ابزاري احتياج
داريم كه به ما نشان دهد، چند آمپر (چند كولن الكترون در هر ثانيه) در مدار جريان
دارد. دستگاه مخصوصي كه اين اندازه گيري را انجام ميدهد، آمپرمتر
(ammetr)
ناميده
ميشود
.
طرز كار آمپرمتر
آمپرمتر مقدار شدت جرياني را كه از آن ميگذرد، بوسيله يك عقربه كه در روي
صفحه درجه بندي شده حركت ميكند، نشان ميدهد. ميزان انحراف عقربه آمپرمتر با تعداد
الكترونهايي كه از اين دستگاه ميگذرند، نسبت مستقيم دارد. يعني نشان ميدهد كه چه
مقدار بار الكتريكي در ثانيه از آن عبور ميكند
.
طرز استفاده از آمپرمتر
آمپرمتر از خيلي جهات
شبيه كنتور آب است كه ميزان آب مصرف شده منازل را اندازه ميگيرد. هر دو دستگاه
(
آمپرمتر و كنتور آب) بايد طوري در مدار قرار گيرند كه جريانهاي الكتريسيته و آب از
آنها بگذرد، تا بتوان شدت جريان را اندازه گرفت. تمام آبي كه از لوله اصلي وارد
خانه ميشود، بايد از كنتور آب عبور كند. آمپرمتر نيز بايد طوري قرار گيرد كه تمام
جريان الكتريسته از ان بگذرد، تا بتوان تمام شدت جريان الكتريكي را بوسيله آن
اندازه گرفت. اين نوع اتصال را اتصال متوالي يا سري ميگويند. يعني اجزا تشكيل
دهنده مدار در يك خط مستقيم (يك مسير هدايت كننده) به يكديگر اتصال دارند
.
مراحل قرار دادن آمپرمتر در مدار
براي قرار دادن آمپرمتر در مدار متوالي به ترتيب زير عمل كنيد
.
1.
نيروي خارجي را كه به مدار وارد ميشود، قطع كنيد
.
2.
آن قسمت از مدار را
كه آمپرمتر در آن قرار دارد، باز كنيد يا ببريد
.
3.
انتهاي مثبت آمپرمتر را
به سيمي كه به قطب مثبت پيل ميرود، وصل كنيد
.
4.
انتهاي منفي آمپرمتر را
به سيمي كه به قطب منفي پيل ميرود، وصل كنيد
.
مراحل 4 , 3 (كه عبارتند از
انتقال مثبت به مثبت ، منفي به منفي) را دقت در پلاريته مينامند و اين امر مهم
است. زيرا دستگاه اندازه گيري آمپرمتر شدت جريان را در يك جهت نشان ميدهد. اگر
دستگاه اندازه گيري را بطور عكس در مدار قرار دهيم، چون جريان در جهت عكس (كه مناسب
آمپرمتر نيست) از آن ميگذرد و انحراف عقربه بوجود ميآيد كه باعث شكسته شدن يا خم
شدن آن ميگردد. فيش قرمز را به جك قرمز آمپرمتر و فيش سياه را به جك سياه در بالاي
آمپرمتر وصل كنيد
.
خطاي دستگاه اندازه گيري
(Meter Tolrances)
بايد توجه داشت كه در يك مدار معين آمپرمترهاي مختلف
، اندازه شدت جريان را با كمي اختلاف نشان ميدهند. اين امر بدان دليل است كه
مقداري از انرژي كه در مدار جريان دارد، براي بكار انداختن آمپرمتر مصرف ميشود و
همه آمپرمترها هم يكسان نيستند. همچنين به علت اختلافي كه در ساختمان آمپرمتر و تلف
شدن انرژي وجود دارد، شدت جرياني را كه در روي آمپرمتر ميخوانيد، تقريبي است
.
دستگاه اندازه گيري درست است كه حدود خطاي آن 0± در صد اندازه واقعي باشد. يعني اگر
شدت جريان اصلي 100 آمپر باشد، روي دستگاه آمپرمتر حدود 9 تا 10 آمپر را ميخوانيد
.
بكار بردن آمپرمتر
1.
يك
آمپرمتر ساده را برداريد. در انتخاب دستگاه اندازه گيري دقت كنيد كه شدت جريان مدار
نبايد بيش از حد تعيين شده براي اندازه گيري باشد. زيرا آمپرمتر بر حسب درجه بندي
خود ، شدت جريانهاي معيني را ميتواند اندازه بگيرد. در مورد اين آزمايش ميتوانيد
فرض كنيد كه آمپرمتر داراي توانايي كافي براي اندازه گيري شدت جريان ميباشد
.
2.
فيش قرمز را به جك قرمز و فيش سياه را به جك سياه وصل كنيد
.
3.
مطمئن شويد كه به مدار انرژي داده نميشود. كليد مدار بايد باز باشد (به خاطر حفظ
جان خود هيچگاه سعي نكنيد كه آمپرمتر را در مداري كه انرژي الكتريكي در آن جريان
دارد قرار دهيد
).
4.
با جدا كردن سيم رابط بين
T2
و
T1
مدار را باز كنيد
.
با قرار گرفتن آمپرمتر بين اين دو نقطه مدار كامل ميشود
.
5.
با رعايت
پلاريته ، فيش سياه را به
T1
و فيش قرمز را به
T2
وصل كنيد. اگر پلاريته مناسب در
نظر گرفته نشود، عقربه آمپرمتر به طرف چپ منحرف شده و اين عمل موجب خرابي دستگاه
اندازه گيري خواهد شد
.
6.
كليد مدار را ببنديد و درجهاي را كه آمپرمتر
نشان ميدهد بخوانيد. هميشه از روبرو به صفحه درجه بندي شده آمپرمتر نگاه كنيد و
هيچوقت تحت هيچ زاويهاي درجه آمپرمتر را نخوانيد
.
7.
درجهاي را كه
خواندهايد، يادداشت كنيد
.
8.
كليد مدار را باز كنيد
.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:47 AM
نظرات(0)
اگر به سنسور PIR دقت کنید.داری سه پایه است.درنزدیکی یکی از پایه های زایده ای وجود دارد.این پایه،پایه شماره 1 است.حال اگر درجهت عقربه های ساعت به پایه ها نگاه کنید.پایه بعدی شماره 2 و بعد از آن شماره 3 یا گراند را خواهیم داشت. پایه های 6 و 7 را نیز مانند پایه 1و2 همین آیسی به ترکیب موازی مقاومت 1 مگا اهم و خازن 0.1 میکرو فاراد متصل کنید.پایه 7 آیسی LM324 را به طور مشترک به پایه های 13 و 10 آیسی LM324 متصل کنید.پایه های 8 آیسی LM324 را از طریق دیود1N914 به پایه 4 آیسی 4538 متصل کنید.همین کار را برای پایه 14 آیسیLM324 تکرا کنید.،و آنرا نیز به پایه 4 آیسی 4538 به صورت مشترک وصل کنید.توجه داشته داشته باشید که آند دیودها در پایه های 8 و 14 و سر کاتد این دیودها به صورت مشترک به پایه 4 آیسی 4538 وصل شود.سپس پایه 4 آیسی 4538 را با یک مقاومت 1 مگااهم به زمین متصل کنید.پایه های 3 و 5 آیسی 4538 را با یک سیم به هم متصل کنید.وهر دوی آنها را به مثبت منبع تغذیه اتصال دهید.پایه های 1 و 8 را نیز به زمین متصل نمایید. پایه 7 نیز خروجی این آیسی است با این تفاوت که این خروجی NOT یا برعکس پایه 6 است.برای کار با این پایه ،منفی LED یا کاتد آنرا به این پایه متصل کنید.ومثبت آنرا به مثبت منبع تغذیه متصل نمایید.تمامی موارد فوق در نقشه کاملا مشخص است.
در این پروژه با نحوه کار با سنسورهای PIR آشنا می شو ید.این سنسور در بهینه سازی انرژی در ساختمان ، دزد گیرها و موارد دیگر کاربرد دارد.
سنسور PIR به هر جسم متحرکی که داری حرارت باشد.واکنش نشان می دهد.این جسم متحرک می تواند انسان یا حیوان باشد.حتی شما می توانید برای تست این مدار یک لیوان آب جوش را در بالای این سنسور حرکت داده و شاهد روشن و خاموش شدن LED به کار رفته در این مدار باشید.به جای LED می توانید بیزر(Buzzer) استفاده کنید .در صورت استفاده از بیزر به جای LED به جای روشن و خاموش شدن LED در صورت حرکت جسم متحرک صدای بوق را خواهید شنید.
همانطور که در بلوک دیاگرام مشاهده می کنید این مدار از چهار قسمت تشکیل شده است
1. سنسور PIR
2. قسمت تقویت کننده
3. مقایسه کننده
4. خروجی
نقشه مدار
پایه یک را با یک مقاومت 10 کیلو اهم به مثبت منبع تغذیه وصل کنید.پایه 2و3 را توسط یک مقاومت 100 کیلو اهم به یکدیگر و پایه 3 را نیز به منفی منبع تغذیه که در اینجا همان زمان است.،وصل کنید.از پایه 2 این سنسور به پایه 3 آیسی LM324 متصل کنید.پایه 2 این آیسی را با یک مقاومت 10 کیلواهم و خازن 10 میکروفاراد به زمین متصل نمایید.این خازن الکترولیت است.بنابراین در هنگام اتصال به مدار به سر مثبت و منفی آن توجه کنید.سر مثبت را به مقاومت 10 کیلواهم و سر منفی را به زمین متصل کنید.
پایه یک و دو آیسی LM324 را توسط مقاومت 1 مگا اهم وخازن 0.1 میکرو فاراد که با یکدیگر موازی شده اند.به یکدیگر متصل کنید.
حال پایه یک آیسی LM324 را با یک مقاومت 10 کیلو اهم وخازن 10 میکروفاراد به پایه 6 آیسی LM324 متصل کنید.،توجه داشته باشید که سر مثبت خازن را به پایه 6 آیسیLM324 متصل شود.
پایه 5 آیسی LM324 را از طریق یک دیود به پایه 12 همین آیسی متصل کنید.توجه داشته باشید که آند آن در پایه 5 و کاتد آن در پایه 12 باشد.سپس پایه 12 را با یک مقاومت 1 مگا اهم به زمین اتصال دهید.دوباره پایه 5 را با یک دیود به پایه 9 وصل کنید با این تفاوت که این بار کاتد دیود در پایه 5 باشد و آند آن در پایه 9 ، سپس پایه 9 را با یک مقاومت 1 مگا اهم به مثبت منبع تغذیه وصل کنید.
پایه 2 آیسی 4538 را با یک مقاومت 1 مگا اهم به مثبت منبع تغذیه و از همین پایه با یک خازن 1 میکروفاراد الکترولیت به پایه 8 آیسی 4538 متصل کنید.،به گونه اییکه سمت منفی آنرا به زمین متصل کنید.
پایه خروجی آیسی 4538 را که پایه 6 می باشد با یک مقاومت 100 اهم به مثبت یا آند LED وصل کنیدو سمت کاتد LED را نیز به زمین مدار وصل کنید.
آیسی LM324 حاوی 4 عدد آپ امپ است.که جهت تقویت و مقایسه در این مدار به کار می رود.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:40 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



