سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1990956
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    تجربه ديني
    مدعي خواست كه آيد به تماشا گه راز
    دست غيب آمد و بر سينه نامحرم زد
    براي رهايي مسيحيت از تحريف شده از شبهاتي كه آن را فرا گرفته بود، راه‏هاي گوناگوني پيموده شد.
    يكي از آن طرق، نظريه تجربه ديني بود، فلاسفه دين و متكلميني جديد كه مواجه با شبهات مرد افكن خسته شده بودند، قضيه را زا راه »انتفاء موضوعش« حل كردند ؛ به يكباره گفتند در واقع احساسي است كه از يك امر »الوهي« داريم .
    در اين راستا، متكلمين زيادي نظريه‏هاي گوناگوني ارائه دادند كه مخواي همه آنها راه وصول به حقايق ديني از راه تجربه بود، البته ديدگاه اشيان تجربه‏هاي شهودي و دريافتهاي دروني را در بر مي‏گرفت.
    اين معنا تاجايي گسترش يافت كه تجربيات عرفاني هندوها را هم شامل شد.
    يك شخص هندو در تجربه ديني خويش در واقع به آرامش و فضا مي‏رسد و نه به اتصال به خداوند و اين امر با دينداري تفاوت دارد.
    علي رغم اين مسائل بين تجربيات ديني تفاوتي گذاشته نشد.
    آنچه در اين مقاله بيان مي‏شود در واقع تحقيقي است پيرامون اين اصطلاح كلامي و ارتباط آن با »وحي نبوي« و در پايان به اين نتيجه مي‏رسيم كه بين تجربه دين و »وحي نبوي« فاصله زيادي است.
    سيد محمد اطيابي- زمستان 1383
    2- ظهور اصطلاح تجربه ديني
    تجربه ديني در واقع اصطلاحي است كه در دوران جديد رواج پيدا كرد.
    از 2 الي 3 سده قبل در غرب، از زماني كه كانت متعرض اصول عقلاني نظري شد و ديويد هيوم هم اعتقادات عقلاني و ديني را زير سوال برد، در اين هنگام دفاع از دين مسيع با چالشهايي روبرو شد.
    از طرفي مسيحيت تحريف شده از درون داراي تعارضاتي مثل اعتقاد به خداوند سه گانه، اب، ابن، روح القدس و غيره بود.
    در نتيجه اين امور برخي از متكلمين جديد براي اينكه بتوانند اين تعارضات راحل كنند و از خدشه‏اي كه بر اصول زير بنايي دين )يعني فلسفه ارسطويي( وارد شده بود نجات يابند، و از دين دفاع كنند طرح جديدي ارائه دادند(1)، به گونه‏اي ديگر به حمايت از دين پرداختند.
    در اين رابطه بعضي از صاحبنظران معتقدند ظهور رمانتيسم، عقل گرايي و نقد كتاب مقدس و تعارض عهدين با عقل و علم موجب خروج كلام مسيحي از حوزه استدلال عقلي شد.(2)
    در اين‏راستا، روانشناسي دين، پديدارشناسي دين، فلسفه دين، و موضوعات ديگري مورد توجّه قرار گرفتند.
    از جمله افرادي كه در اين زمينه همت گماشتند، مي‏توان از" شلاير ماخر" نام برد.
    شلاير ماخر گفت: دين همان احساس و عاطفه‏اي است كه ما نسبت به يك امر مطلق، ماوراء جهان ،ماوراء عالم ماده داريم.
    اين احساس و عاطفه دين است، اين رويكرد موجب خروج دين از حوزه نظر شد.
    ويليام جيمز روانشناس امريكايي هم دين را يك نوع احساس و عاطفه ناميد.
    او گفت: قلب متمايل به يك امر قدسي مي‏شود، اينجاست كه دين تظاهر پيدا مي‏كند.
    اصطلاح تجربه ديني(Religios Experience) از اينجا پديد آمد.
    در اين راستا، نخست ضروري است، تجربه را معني كنيم. تجربه واقعه‏اي است كه فرد از سر مي‏گذراند)خواه به عنوان عامل يا ناظر( و نسبت به آن آگاه و مطلع است.(3)
    تجربه در مورد امورات مختلف مطرح است، يكي از آنها دين استو تجربه ديني، يعني برخوردها و تلقي هايي كه در رابطه با امر دين داريم.
    اين امر ديني مي‏تواند يك امر قدسي و ماورايي ويك عمل عبادي مثل دعا باشد.
    تجربه ديني يكي از مباحث مهم پديدارشناسي دين است كه گاهي به آن نگاه فلسفي و گاهي نگاه روش شناختي شده است.(4)
    تجربه دين تجربه عرفاني از مباحثي است كه در دو قرن اخير مورد توجّه فيلسوفان دين و روانشناسان قرار گرفته و در مسائل مختلف كلامي مانند اثبات وجود خدا، گوهر و صدف دين، پلوراليسم ديني، انتظار بشر از دين و غيره از آن سخن گفته شده است.(5)
    3- گسترش مفهوم تجربه ديني
    مفهوم تجربه ديني به دور زمان دامنه گسترده‏اي پيداكرده، بعضي حتي احساسات بسيار ساده‏اي كه انسان در رابطه با كمك خواستن از امور ماوراء خودش در قالب دعا و مناجات دارد را هم تحت عنوان »تجربه ديني« قلمداد كردند.
    همانطور كه ذكر شد برخي تجربه ديني رايك احساس و عاطفه نسبت به ماوراء طبيعت به حساب آوردند ديگر آنرا يك ادراك حسي ناميدند، وگروهي گفتند هر چند »تجربه ديني« يك امر ما فوق طبيعي است، اما افكار(6)اوليه اشخاص در تجربيات ديني موثر است.
    مثلاً يك هندو يك تجربه از دين دارد، و يك مسلمان تجربه ديگري دارد، ويك نفر مسيحي به طريقي خاص تجربه‏اش را از امر قدسي بيان مي‏كند.
    تجربه ديني هندو اصلاً قابل مقايسه با تجربه مسلمان يا مسيحي نيست؛ زيرا هندو رسيدن به نيروانا را پايان رنج‏ها مي‏داند. رسيدن به نيروانا با خاموشي و آرامش مطلق همراه است.
    رسيدن به نيروانا به نوعي معدوم شدن و از هستي رهايي يافتن است.
    بنابراين پيش فرضها و اعتقادات اوليه، فرهنگها و آداب و رسوم در تجربيات ديني موثر مي‏باشند.
    4- فرق تجربه ديني و تجربه عرفاني
    آيا تجربه ديني همان تجربه عرفاني است؟، تفاوت آن دو چيست؟
    اگر ما تجربه ديني را هر نوع تجربه‏اي كه رنگ ديني داشته باشد اما با نوعي شهود همراه نباشد، قلمداد نماييم، نمي‏توانيم اين نوع تجربه‏ها را تجربه عرفاني بناميم.
    تجربه عرفاني چون توصيف ديني دارد، يك تجربه ديني است.
    بنابراين هر تجربه عرفاني مي‏تواند يك تجربه ديني باشد، اما هر تجربه ديني لزوماً يك تجربه عرفاني نيست.
    در تجربه عرفاني مساله »شهود« مطرح است، حتي در تجربه عرفاني شخص هندو هم يك نوع اتصال به ماوراء الطبيعه و فنا شدن در ماوراء الطبيعه وجود دارد.
    رسيدن به نيروانا در تجربه هندو، يا اتصال به حق در تجربه عرفاني يك فرد مسيحي و يا درك جلوه حق در تجربه عرفاني يك شخص يهودي، در واقع درك يك امر قدسي و فرا شدن از طبيعت است.
    تجربيات عرفاني چنين مضاميني را در بر دارد.
    د رحاليكه در همه تجربيات ديني اينگونه تلقي‏هايي وجود ندارد.
    بنابراين هر تجربه عرفاني را مي‏توان‏بعنوان يك تجربه ديني توصيف كرد، اما در هر تجربه ديني لزوماً ارتباط با ماوراء طبيعت مطرح نيست.
    5- تجربه ديني و بصيرت ديني
    ما در هر تجربه ديني يك بصيرت ديني مي‏توانيم داشته باشيم.(7)بهر حال تجربيات ديني حاوي اطلاعاتي در مورد مسائل ديني است.
    اما ممكن است گاهي اين اطلاعات را نتوانيم بيان كنيم.
    در مساله بصيرت ديني ممكن است تجربه ديني در كار نباشد، مثلاً اعتقادي كه يك پيرزن در موردخدا بيان كرده از همين باب است.
    از آن پيرزن پرسيدند، خدا را چگونه شناختي؟
    او در حاليكه پشم ريسي مي‏كرد، دست خود را از دستگيره چرخ ريسي برداشت و چرخ ايستاد.
    در اين هنگام اوگفت: همانطور كه اين چرخ نياز به يك گرداننده دارد اين جهان با عظمت قطعاً به مدير و مدبري قادر نيازمند است.
    اعتقاد مذكور را بصيرت دين نامند، در مثال فوق تجربه‏اي ديني وجود ندارد.
    بنابر اين ممكن است ما ادراكات و اعتقاداتي داشته باشيم كه ناشي از تجربه‏ديني نباشد.
    در تجربه ديني يك نوع ارتباطي بين مسائل ديني و قلب پيش مي‏آيد، نوعي احساس ديني دروني توليد مي‏شود، ولي در مساله بصيرت ديني چنين فرايندي وجود ندارد.
    6- آيا تجربه‏هاي ديني مشتركي دارند؟
    برخي از فيلسوفان و دانشمندان همانند ويليام جيمز و استيس معتقدند كه مي‏توان ميان تجربه‏هاي ديني به تظاهر مختلف و منباين، گوهر مشترك وواحدي يافت.(8)
    ويليام جيمز مي‏گويد اعتقاد به يك »رابطه و دادو ستد« بين آدمي و خدا پايه اساسي مذهب‏است.(9)
    از ديد افراد مذكور هسته مشترك تجربه‏هاي عرفاني داراي ويژگي‏هايي است كه در همه آنها به يكسان يافت مي‏شود.
    برخي ديگر از دانشمندان مانند استيون كاتز مي‏گويند ما نمي‏توانيم به چنين ويژگي هايي مشتركي در تجربيات ديني برسيم.
    تجربه‏هاي عارفان ذاتاً با يكديگر اختلاف دارند، و تحت يك مقوله قابل جمع نيستند، و پيش فرض‏هاي اعتقادي در تجربه‏هاي عرفاني موثرند.(10)
    نظر كاتز با مثال تمركز حواس جوكي‏هاي مورد نقد قرار مي‏گيرد. جوكي‏ها در تجربه عرفاني خود به يك آگاهي دروني دست مي‏يابند كه هيچ نوع پيش فرضي ندارد.(11)
    7-انواع تجربه‏هاي ديني به لحاظ شي‏ء مشهود:
    ريچارد سويين برن انواع تجربه‏هاي ديني را به اين ترتيب بيان مي‏كند.(12)
    1-ديدن خداوند با حقيقت نمايي به واسطه شي‏ء محسوس مثل ديدن خداوند در قالب يك تمثال
    2- ديدن خداوند يا حقيقت نمايي به واسطه شي‏ء محسوس و نا متعارف و مشاع(13) مثل بونه‏هاي شعله ور در حالي كه آتش نمي‏گيرند.
    3- تجربه خداوند يا حقيقت نمايي بواسطه يك پديده شخصي كه قابل توصيف بازبان حسي است. مثل:»چادري كه پطرس ديد از آسمان آويخته و در آن حيوانات حرام گوشت هستند.«]كتاب مقدس - سفر خروج باب سوم- 1-4]
    4- تجربه خداوند ياحقيقت نمايي، بواسطه پديده‏اي شخصي كه در زبان حسي متعارف قابل توصيف نيست.
    مثلاً يك قديسه مي‏گويد:»من مسيح را در كنار خويش ديدم يا بهتر بگويم از حضورش آگاه شدم.«
    5- تجربه خداوند يا حقيقت نمايي بدون واسطه هر گونه‏امر حسي )شهود بي واسطه خداوند( مثالهاي ارائه شده وحتي بعضي از انواع ذكر شده بهره‏اي از حقيقت ندارند.
    تحليل اينگونه مطالب خارج از حوصله اين نوشتار است و ذكر آنها صرفاً براي آشنايي با نظرات فلاسفه غرب پيرامون موضوع »تجربه ديني« مي‏باشد.
    8- تجربه ديني و اعمال خارق العاده
    آيا وقايعي كه اطراف ما اتفاق مي‏افتند و در زمانهاي گذشته هم سابقه داشته است، مثل تسخير جن، ارتباطبا روح، سحر و جادو را مي‏توانيم تجربه ديني بدانيم؟
    مسلماً برخي از اين اعمال خارق العاده هستند ودر آنها از نيروهاي ماوراء طبيعت كمك مي‏گيرند و با مسائل روزمره زندگي خيلي تطبيق نمي‏كنند، اما ما نمي‏توانيم اينها را بعنوان تجربيات ديني قلمداد كنيم .
    علت اين امر آن است كه اعمال مذكور رنگ و بوي ديني ندارند. بنابر اين هر عمل فوق العاده‏اي را نمي‏توان بعنوان تجربه ديني از آن ياد كرد.

    آرايي چند درباره ماهيت تجربه ديني

    الف- احساسي بودن تجربه ديني

    افرادي مثل شلاير ماخر تجربه ديني را به عنوان يك نوع احساس و عاطفه مطرح كردند شلاير ماخر ادعا كرد كه تجربه ديني عقلي يا معرفتي نيست بلكه »احساس اتكاي مطلق و يكپارچه به مبدا يا قدرتي متمايز از جهان است.« تجربه ديني در واقع يك تجربه‏اي شهودي است كه اعتبارش قائم به خودش مي‏باشد مستقل از مفاهيم وتصورات، اعتقادات و اعمال است. عده‏اي مانند ردولف اوتو از او پيروي كردند.(14)

    اوتو مي‏گويد،»ما قدرت خداوند را از طريق عقل در مي‏يابيم، اما قدسيت او را با چيزي فراتر از عقل - مثلاً احساس( درك مي‏كنيم.«(15)

    مطابق اين نظريه تجربه ديني عبارت است از »احساس اتكا به يك امر قدسي و ماوراء عالم ماده« در اين احساس ديني، استدلال و شناخت نظري كارآيي زيادي ندارد.

    دو نقد بر اين ديدگاه وارد است:

    1- اگر احساس سر چشمه دين است پس گزاره‏هاي ديني از كجا آمده است، با اينكه تجربه غير معرفتي است.

    2- جزء مقدم عواطف، اعتقادات مي‏باشند.(16)

    ب- حسي بودن تجربه ديني

    در اين نظريه ديني همانند تجربه حسي است، يعني همانطور كه در تجربه حسي ما سه ركن داريم، در تجربه ديني هم سه ركن داريم.

    اين اركان عبارتند از: 1- شخص تجربه گر2- شي‏ء مورد تجربه 3- فرآيند تجربه

    اركان مذكور هم در تجربه حسي وجود دارد و هم در تجربه ديني.

    آقاي آلسئون(17) بيشتر بر اين نظريه تكيه مي‏كند. هر چند تجربه ديني مشاهت‏هايي با تجربه حسي دارد، اما اختلافاتي هم در اين رابطه به چشم مي‏خورد.

    مثلاً در تجربيات ديني تفاوتهايي وجود دارد، همه تجربيات ديني سخن‏واحدي ندارند.

    تجربه شخص هندو با مسلمان يا مسيحي تفاوت دارد، اما تجربيات حسي همه در واقع "objective" و عيني هستند.

    در اين عبارت »آلستون« كه ما در تجربه ديني خويش»خداوند رادرك مي‏كنيم.«

    آيا اين مدعيات درست هستند؟ خوانند بايد خود به اين پرسش پاسخ دهد.

    به نظر مي‏رسد آنچه بر پاسخ مابه اين پرسش تاثير جدي مي‏گذارد، اين است كه بپذيريم )يا نپذيريم( كه »روش عام« براي حصول اجماع فلسفي وجود ندارد و فيلسوفان چون از مبادي متفاوتي آغاز مي‏كنند و به اعتقادات متفاوتي ملتزم هستند، اختلاف نظرهايي پيدا مي‏كنند كه بر مبناي يك عقلانيت‏فلسفي مشترك قابل حل و فصل نيست.(18)

    اكنون آلستون متقاعد شده كه ممكن است پيرامون اديان براي رفع اين معضل »تفسير تجارب ديني« به قرائن و براهيني متوسل شوند كه از حوزه آنچه مستقيماً تجربه شده است بيرون باشد.(19)

    آلستون در پاسخ اين اشكال و ايراد مي‏گويد: ما در بيان تجربيات ديني»كيفيت پديداري« را توصيف نمي‏كنيم، بلكه مفاهيمي كه به كار مي‏بريم عيني و قابل فهم براي همه هستند.

    مثلاً ما براي بيان خوبي و عدل خداوند در يك تجربه ديني از تمثيل استفاده مي‏كنيم.

    خوبي و عدل صفاتي انساني هستند، ما اين تمثيل را در رابطه با خداوند ارتقا مي‏دهيم خداوند در بالاترين درجه خوبي و عدالت است.

    آلستون متذكر مي‏شود كه آخرين انتقاد نسبت به نظريه حسي بودن تجربه ديني به واقعيت تكثر ديني باز مي‏گردد، كه احتمالاً به لحاظ معرفتي با اهميت‏ترين تفاوت ميان ادراك عرفاني )ناشي از تجربه ديني( و ادراك حسي است.

    انسانها در همه زمانها و مكانها طرح مفهومي واحدي را براي مدراكات حسي اشان بكار مي‏برند ولي در تجربه عرفاني چنين نيست.

    مثلاً تجربه ديني يك هندو با يك فرد مسيحي فرق مي‏كند. ما در مواجهه با اين‏تنوع لايغل چگونه مي‏توانيم گمان كنيم كه تجربه عرفاني مجراي حقيقت عيني است.

    با اين وجود حتي اگر گزارشهاي تجربي تا اندازه‏اي معين متناقض باشند، ادراك عرفاني )ناشي از تجربه ديني بعنوان يك امر حسي( مي‏تواند آگاهي واقعي به حقيقتي متعالي ايجاد كند.(20)

    ج- مافوق طبيعي انگاشتن تجربه ديني

    پيش فرض‏هاي اتقادي در توصيف تجربيات ديني دخيل هستند، بنابر اين ممكن است يك تجربه ديني در مقام توصيف مافوق طبيعي‏باشد ولي در مقام تبيين علت طبيعي داشته باشد.

    مثلاً ممكن است فرد عارفي د رمكاشفه عرفاني صدايي را بشنود و تصور كند كه اين صدايك سروش غيبي است، در حالي كه اگر حادثه مذكور به دقت مورد تحليل قرار گيرد، علت ايجاد صدا يك امر طبيعي باشد.

    معتقدين به نظريه مذكور مي‏گويند چند علت ايجاد اين حادثه يك امر طبيعي است، اما از ما فوق طبيعي انگاشتن آن چيزي كم نمي‏كند.(21)

    آنچه در اينجا مهم است اعتقادو باور "شخص عارف" مي‏باشد كه اين صدا را امري غيبي مي‏داند، هر چند غيبي نباشد.

    د- مافوق طبيعي بودن تجربه ديني

    قائلين به اين نظريه مي‏گويند، امكان ندارد كه »تجربه ديني« در اثر يك عامل طبيعي بوجود آيد.

    تجربه ديني حتماً يك ماروايي دارد، بنابراين تجربه ديني هم در مقام توصيف و هم در مقام تبيين ما فوق طبيعي است.

    10- اثبات وجود خداوند از راه تجربه ديني

    آيا تجربيات ديني مثبت وجود خداوند هستند؟

    تجربه ديني بعنوان احساس امر قدسي مثبت وجود خدا نيست، مي‏تواند بعنوان قرينه و مويد و شاهد مطرح باشد، اما پاي آن به مرز استدلال و برهان نمي‏رسد.

    بنابر اين شخصي كه اعتقادي راجع به خداوند دارد اين تجربه را كه حاصل كند شاهدي براي اعتقادش بدست آورده است.

    تجربه شخص مذكور اعتقاد ساز نيست واحساس و عاطفه شناخت نظري توليد نمي‏كند.

    اگر تجربه دين را يك تجربه حسي قلمداد كنيم، هر چند در اين نظريه تجربه ديني براي انسان ادراكاتي را به ارمغان مي‏آورد، اما اين ادراكات مثبت وجود خداوند به عنوان يك امر ماوراء طبيعي نيستند، زيرا اين تجربيات داراي نتايج گوناگوني هستند.

    حتي اگر تجربه ديني را يك امر مافوق طبيعي بدانيم نيز نمي‏توانيم وجود خدا را اثبات كنيم، چون مطابق اين ديدگاه ممكن است علت موجودي تجربه ديني يك امر طبيعي باشد نه يك امر ماوراء طبيعي.

    در صورتي كه تجربه ديني را در اثر يك امر مافوق طبيعي بدانيم ،مي‏توانيم در ضمن آن به اثبات يك موجود مافوق طبيعي برسيم، اما صفات اين موجود از طريق اين »تجربه« قابل بيان نيست.

    قابل ذكر است كه با توجه به "معرفت‏شناسي اصطلاح شده" تجربه ديني نقش مستقل در موجه ساختن اعتقاد ديني ايفا مي‏كند.

    به اين معناكه براي نشان دادن اعتماد پذيري چنان تجربه‏اي نياز به برهان پيشين نيست.اعتقاداتي كه برپايه تجربه ديني استوارند اعتقادات پايه‏اي هستند .

    اين مدعيات در اين عبارت »پلنقينجا« خلاصه مي‏شود كه اعتقاد به خداوند مي‏تواند»واقعاً« يك اعتقاد پايه باشد.(22)

    11- وحي و تجربه ديني

    الف- وحي چيست؟

    در مورد لغت وحي معاني گوناگوني ذكر شده است، برخي هر نوع ادراك پنهاني و سري را وحي مي‏گويند.(23)

    برخي ديگر نوعي القا كردن معنايي به كسي و چيزي را وحي مي‏گويند.

    در زمينه وحي دو ديدگاه زباني و تجربي وجود دارد :

    1- ديدگاه زباني: اين ديدگاه در قرون وسطي حاكم بود، از نظر ديدگاه زباني، وحي مجموعه حقايقي است كه در قالب احكام و قضايا بيان شده است.(24)

    2- ديدگاه تجربي: از نظر اين ديدگاه وحي حاوي مجموعه گزاره‏ها وحقايق فرستاده شده از سوي خدانيست.

    بعضي از دانشمندان غربي، وحي را تجلي شعور باطني مي‏دانند.(25)

    اينان معتقدند كه هرگز فرشته‏اي در كار نبوده و پيامي از خداوند نياورده است، و اگر گاهي صورتي در برابر آنها مجسم گرديده، صورت روح آنان مي‏باشد.)دائرة المعارف فريد و جدي- ماده وحي((26)

    نظريه ديگري كه در مورد وحي مطرح مي‏كنند، نظريه وحي نفسي است.

    معتقدين به نظريه را رد مي‏كند ومي فرمايد:»ما كذب الفوء ادماراي(27)»، »مازاغ البصور و ماطغي(28)»

    وحي مورد نظر، كه وحي دين ساز است،به سه طريق امكان دارد(29) :

    1- »من وراء حجاب«: همانگونه كه در كوه طور خداوند از طريق درخت با حضرت موسي)ع( سخن گفت.

    2- افكندن معنا در دل پيامبر

    3- فرود و نزول فرشته وحي بر پيامبر

    بنابر اين در پروسه وحي كلام الهي كه شامل معنا و لفظ باشد به پيامبران القا مي‏شود.

    پس وحي ساخته و پرداخته پيامبران نيست، »معناني و حياني« مفاهيمي نيستند كه از طريق پيامبران به كمك وحي )تجربه وحياني( توليد شده باشند.

    ب- فرق تجربه ديني و وحي

    تجربه ديني به شخص تجربه كننده مربوط است، اما وحي براي انتقال »شريعت الهي« به بشريت است، هر چند »تجربه ديني« را هم در بر دارد.(30)

    اگر ما تجربه ديني و تجربه حياني را يكي بدانيم و در وحي به اين اعتقاد نرسيم كه اين سخن توليد پيامبر نيست، اولين گام را براي بي اعتباري اديان آسماني برداشته‏ايم.

    بنابراين نظريه ي تجربه ديني مي‏تواند بعنوان اولين گام براي بي اعتباري اديان آسماني باشد، اين درصورتي است كه ما تجربيات وحياني انبياء راهم يك نوع تجربه ديني همانند ديگر تجربيات ديني به حساب آوريم.

    پيامبران در ارتباطشان با خداوند، يا ديدن فرشته‏ي وحي و يا حتي ديدن روياهاي صادقه داراي تجربياتي بودند.

    در اين تجربيات دو مساله حائز اهميت است:1- پيامبران بهر حال با امر غيبي مواجهه شدند اين يك تجربه است همانند تجربه عرفا.

    2- از طريق اين مواجهه با امر غيبي كه تماس مستقيم با خداوند، يا ديدن فرشته و يا روياهاي صادقه باشد، يكسري معاني و كلماتي به ايشان القاء شده است.

    محل نزاع آن است كه آيا اين معاني و الفاظ كه درقالب »پيام« از پيامبران صادر شده ساخته و پرداخته نفس و روح ايشان است، يا سخني است از ماوراء طبيعت كه از طريق پيامبران به عالم طبيعت رسيده است؟

    واقع مطلب آن است كه پيامبر حكم يك واسطه را دارد.

    هر چند پيامبران همانند مصلحين اجتماعي، جوامعي با صورت و سپرت ديني بوجود آورند كه مصداق بارز آن پيامبر اسلام است، اما خودشان حكم واسطه را داشتند.

    اين يك امر مسلم تاريخي است كه پيامبر اسلام در آغاز بعثت »امي« و درس نخوانده بود .

    ولي علي رغم مطلب مذكور توانست يك امت اسلامي تاسيس كند.

    بنابر اين نقش پيامبران تا همين حد است. هر چند پيامبران مصلح و جامعه ساز هستند، اما بامصلحان اجتماعي قابل مقايسه نمي‏باشند.

    اينگونه نيست كه پيامبران معنايي را در ضمن يك تجربه ديني از خداوند اخذ كنند و آن را ساخته و پرداخته نمايند و به بشريت برسانندنظريه مذكور برداشت ذهني فيلسوفان غربي است. آنها تجربه پيامبران را همانند تجربيات عرفا و ديگران يك تجربه ديني عادي مي‏دانند.

    بعضي از روشنفكران و طني نيز دقيقاً همين نظريات را با رنگ و رويي ديگر منتشر كرده‏اند.

    مطابق آراء مذكور تجربيات انبياء هم تجربه ديني است، يعني همان احكامي كه بر تجربه ديني حاكم است بر تجربيات وحياني انبياء هم جاري و ساري است.

    به همين جهت مبدع نظريه »سبط تجربه نبوي« قائل است كه پيامبري هم نوعي تجربه است.(31)

    همانطور كه افراد صاحب تجربه به مرور زمان مهارت پيدا مي‏كنند، پيامبران هم هر روز پيامبرتر مي‏شوند.

    مطابق اين نظريه، آيات نازله در اول بعثت، با آيات نازله بر پيامبر در اواسط يا اواخر عمر شريفشان از لحاظ معنايي كه به بشريت القاء مي‏كنند بايد تفاوت داشته باشند، در حاليكه چنين نيست.

    آيات نازله در اوايل بعثت حاوي عاليترين مفاهيم و معاني درباره‏امر معاد و خداشناسي مي‏باشند و آياتي كه در مدينه نازل شده ناظر بر امور حقوقي و اجتماعي است.

    ما منكر رشد فكري و اجتماعي وديني پيامبر نيستيم، اما آنچه مربوط به وحي بعنوان يك سخن غيبي مي‏شود در گير و تجربه ديني پيامبر نيست، موضوع آيات فرق مي‏كند، اما نقصان در كلام الهي راه ندارد.

    ج- مغالطات دكتر سروش در "بسط تجربه نبوي"

    مبدع نظريه »بسط تجربه نبوي«، كل فرايند وحي را داخل پرانتز مي‏گذارد و مي‏گويد براي رد نظريه ي مذكور نمي‏توان به سخن خود پيامبر تمسك جست. در اينجا چند مغالطه وجود دارد: 1- فرايند وحي و تجربه ديني پيامبران با تجربه عرفا و تجربه ديني اشخاص عادي يكسان قلمداد شده است .

    در حاليكه موارد مذكور يكسان نيستند، هيچكدام از عرفا در طول تاريخ چنين ادعايي نداشته اندكه كشفيات عرفاني ايشان مانند »وحي انبياء« است.

    ما نبايد پروسه وحي را مانند تجربه عرفاني بدانيم، اما بر خلاف آنچه گفته شد،

    طراح نظريه »بسط تجربه نبوي« به صراحت ادعا مي‏كند كه آنچه در مورد پيامبران مطرح بوده همان» اشراق«(32) است.

    2- توجه كردن به دلايل خاص براي ردو اثبات نظريه ها

    ما براي اثبات و يا رد نظريه‏ها مكلف نيستيم كه تنها به دلايل خاصي توجه كنيم.

    "دليل" هر جا باشد " دليل" است، چه "برون وحي" و چه "درون وحي" .

    برخي از آيات قرآن يك نوع استدلال است، و از آنها مي‏شود به عنوان استدلال برون ديني استفاده كرد.

    در قرآن كه يك سخن وحياني است استدلالهايي ذكر شده كه مي‏توان از آنها براي ورود به دين استفاده كرد.

    در اين رابطه مي‏توان ار آيه شريفه »لو كان فيها الهة الا لفسدتا«(33)

    نام برد كه بهاين تمانع را متذكر مي‏شود استدلال نهفته در اين آيه دو خدايي و »تنويب« را نفي مي‏كند.

    ما نمي توانيم اين»استدلال« را به جرم اينكه داخل سخنان پيامبر است حذف كنيم.

    بنابر اين ما بايد از آيات قرآن هم براي رو نظريه »بسط تجربه نبوي« استفاده كنيم.

    همان سخن خداوند است در اين دسته از سخنان لفظ و معنا هردو از جانب خداوند مي‏باشد.

    در عصر ما بعضي از نظريه پردازان مطرح مي‏كنند كه وحي سخن پيامبر است، پيامبر در اثر »وحي« اين سخنان را بيان كرده است. (34)

    واقعيت آن است كه پيامبر فقط نقش واسطه را داشته، و سخن خداوند را دريافت كرده و بدون كم وكاست )با توجه به اينكه مصون از اشتباه بوده( به مردم رسانده است.

    2- احاديث قدسي: بعضي اوقات مسائلي از جانب خداوند با پيامبر )ص( مطرح مي‏شد و پيامبر آنها را با زبان خودش اين معاني را بيان مي‏كرد.

    اين دسته از سخنان را »احاديث قدسي« نامند.

    3- سخنان عادي پيامبر: در رابطه با تجربه ديني پيامبر، ارتباط او با خدا و دريافت وحي يا دريافت معاني قدسي، روش و منشي براي پيامبر حاصل شد و سخناني را بيان مي‏كرد.اين سخنان را »احاديث نبوي« گويند.

    از نظر مسلمانان اعمال پيامبر و همه سخنان ايشان اعم از »قرآن« و »احاديث قدسي« و »احاديث نبوي« از حجيت برخوردار مي‏باشد.

    اقوال و اعمال و تقريرات پيامبر را »سنت« نامند.

    بنابراين ما نمي‏توانيم هر چه از پيامبر صادر شده را به عنوان »ما حصل تجربه ديني‏او« بدانيم و به يك طريقه و روش با آن برخورد نماييم.

    اگر ما قرآن را سخن پيامبر بدانيم و آنرا صادر از خداوند ندانيم ظلم بزرگي به »دين و ديانت« كرده‏ايم.

    در اين صورت نبايد »وحي« و »ارتباط خاص پيامبر با خدا« را همسان »تجربه ديني عرفا« تلقي كرده و آن دو را در يك درجه به حساب آورد.

    نتيجه چنين برداشتي آن است كه »تجربه نبوي« قابل بسط و گسترش مي‏باشد. با اين عمل كم كم »دين« و »دستورات ديني« اعتبار خودش را از دست مي‏دهد و از حجيت ساقط مي‏گردد.

    بعضي از روشنفكران ديني در زمان ما حتي جبرئيل را ساخته و پرداخته ذهن پيامبر مي‏دانند. (35) نتيجه‏اين سخنان آن است كه »ما خبرٌ جاء و لا وحي نزل«.

    د- اشكالات وارد بر نظريه »بسط تجربه نبوي«

    1- وحي كلام خداوند است.

    يكي از اشكالاتي كه بر مبدأ نظريه »بسط تجربه نبوي« مي‏شود آن است كه اگر وحي سخن پيامبر باشد ديگر نمي‏توان آن را از جانب خدا دانست. (36)ايشان در جواب مي‏گويد كه حتي سخنان پيامبر )الهي( است. اگر مراد از )الهي بودن( اتكاي امور به خداوند باشد، حتي سخنان و اعمال شيطان هم )الهي( است، زيرا با توجه به »توحيد افعالي« هر كاري كه در عالم انجام مي‏شود به مشيت خداوند صورت مي‏گيرد.

    از سوي ديگر همه »صراطها« الهي است، ولي ما مكلف هستيم از صراط مستقيم به خدا برسيم نه از هر صراطي.

    اگر »وحي« از سخنان پيامبر بدانيم و دين پژوهان آن را بپذيرند مي‏توانيم به تدريج بگوييم كه در رابطه با »پروسه وحي« پيامبر هم يك بشر و جايزالخطا است . )در صورت عدم اعتقاد به عصمت انبياء(

    بنابراين بحث برسر اين نيست كه »سخن پيامبر الهي است، يا نه؟«

    بلكه محل نزاع آن است كه اين سخن عيناً و در حاق واقع از جانب خدا نازل شده يا اينكه پيامبر در »تجربه ديني« خويش »معنا« را از خداوند گرفته و به »زبان و لفظ« خود آن را به بشر رسانده است؟

    در »مفهوم النص« و »بسط تجربه ديني« اين مطلب )كلام الهي بودن وحي( به صورت غير مستقيم مورد انكار قرار گرفته است.

    بنابراين نظريه تجربه ديني كه اساساً بخاطر چالشهايي كه »مسيحيت تحريف شده« در رابطه با مقبوليت عقلاني با آن مواجه‏بوده مطرح گشته است و به نوعي انحراف از استدلال و عقلانيت ديني است ، قابل تعميم به »وحي« نمي‏باشد.

    2- نزول دفعي قرآن با »بسط تجربه نبوي« قابل توجيه نيست .

    مبدع نظريه ي »بسط تجربه نبوي« مي‏گويد: »معني اينكه قرآن يكجا نازل شد اين است كه شخصيت پيامبر در آن شب قدر قرآني شد.

    شب قدر شبي بود كه پيغمبر به مراد خودش رسيد. (37)

    آيانزول دفعي قرآن به معني اين است كه شخصيت پيامبر قرآني شد، يعني »شَهْرُ رمضان الذي اُنزِلَ فيه القرآنُ« (38) = شهر رمضان الذي بُعِث فيه الرسول«

    اينگونه تعبير از »نزول دفعي« قرآن در واقع به انكار آن مي‏انجامد.

    3- قرآن يك كتاب عصري نيست.

    اينكه قرآن مي‏توانست بيشتر يا كمتر از اين هست ، باشد، موجب عصري شدن قرآن نيست.

    اگر قرآن را يك سخن عصري بدانيم(39)، موجب از بين رفتن حجيت قرآن مي‏شود آنچه بر پيامبر نازل شده است براي مردم مي‏باشد.

    مخاطبين قرآن فقط مردم زمان پيامبر نيستند، بلكه همه مردم در همه عصرها مورد توجه قرآن هستند ، چون قرآن در رابطه با فطريات مردم سخن مي‏گويد، و فطريات بين همه انسانها مشترك است.

    فرهنگ و زبان و آداب و رسوم جامعه‏اي كه قرآن در آن نازل شده است، قادر نيست كه امهات قرآن را عصري كند.

    اگر تجربه و حياتي همانند تجربه‏هاي ديني ديگر تلقي شود، حجيت قرآني از بين مي‏رود پيامبر اكرم )ص(، پيامبر جهان است و نه پيامبر عربستان و تجربه ديني او »شريعت ساز« است، و مانند تجربه بود يا عرفاي ديگر نمي‏باشد.

    4- محدودسيت در علم الهي

    آقاي سروش در مقاله اسلام، وحي و نبوت مي‏گويد: »من معتقد نيستم خداوند مي‏دانست فلان كس فلان سؤال را از پيغمبر خواهد كرد و پيشاپيش آيه‏اي را حاضر كرده بود كه تا او آن سؤال را كرد ، آن آيه را همان جا به پيامبر وحي كند«. (40)اعتقاد به چنين فرضي ديدگاه توحيدي را خدشه دار مي‏كند، زيرا علم خداوند محدود به زمان و مكان نيست، علم خداوند فرا زماني و فرا مكاني است.

    اين فرض با »ان اللَّهَ بكل شي‏ءٍ عليمٍ«(41) نمي‏سازد ، يكي از اشياء سؤالاتي بوده كه از پيامبر مي‏شده است.

    در آيات ديگر قرآن آمده كه »غُلبت الروم، في ادني الارضِ...«(42) آيه مذكور از آينده سخن مي‏گويد.

    5- آنچه لازم بوده در قرآن آمده است.

    صاحب نظريه »بسط تجربه نبوي«مي‏گويد: »همه پيامبراني كه ذكرشان در قرآن آمده است و اديان و معجزاتشان مورد بحث قرار گرفته، پيامبران و ادياني هستند كه در جامعه عربي آن روزگار، ذكرشان رواج داشته است و كاملاً بيگانه با محيط عربي و اعتقادات و اطلاعات مردم عرب نبوده است.« (43)

    اين مسأله قرآن را عصري نمي‏كند. آنچه براي هدايت مؤمنين در همه عصرها لازم بوده در قرآن آمده است.

    قرآن كتاب هدايت است ، يك كتاب تاريخي نيست كه واقعه نگاري كند.

    قرآن كتاب هدايت است ، نه كتاب داستان، اگر در آن داستان حضرت يوسف )ع( ذكر شده براي نتيجه‏گيري و اعتبار و پند است اينگونه نقل داستان به عصر خاص و مردم خاص و دوران خاص ارتباط ندارد.

    بنابراين وقتي قرار است سخني »شريعتي« را مقرر كند و همه نسلها را هدايت نمايد ، لزومي ندارد از همه پيامبران در كره زمين و همه فرهنگ‏ها و رسومات در همه دوره‏ها سخن به ميان آورد.

    6- شارع احكام فقط پيامبر نيست.
     

    نويسنده مقاله وحي و نبوت در ادامه مي‏گويد: »نكته‏اي را هم راجع به احكام فرصت شما ذكر كنم... تلقي من اين است كه شارع احكام فقهي پيامبر بوده است، شخص پيامبر در اين مسائل قانون گذاري كرده است و. البته خداوند بر قانون گذاري پيامبر صحه گذاشته است.« (44)

    اين درست است كه در رابطه با بعضي احكام پيامبر مواردي را قرار داده است، اما احكام قرآن، احكامي است كه از جانب خداوند مقرر شده است.

    »وَ اَقم الصَلوة« (45) يك حكمي است كه از جانب خداوند نازل شد و پيامبر هم مانند ديگر مؤمنين مكلف به چنين حكمي است.

    7- احكام فقهي موقت نيستند

    در مقاله اسلام ، وحي و نبوت آمده» هر پيغمبري در محيطي كه ظهورمي كرد، همان طور كه با شمشير جنگ مي‏كرد و نه با توپو تانك، چون توپ و تانكي در كار نبود با همان مفاهيمي كه در جامعه جاري بود ، كار خود را پيش مي‏برد، نمي‏توانست مفاهيمي كه هنوز نيامده است از خود اختراع كند و به مردم بياموزد، و يا از مردم بخواهد كه از آن مفاهيم نيامده استفاده كنند ا زاين رو احكام فقهي چنين اند، موقت هستند.« (46)

    8- اصل و فرع دين مانند »گوهر و صدف« نيست.

    نويسنده اسلام، وحي و نبوت دين را به گوهر و صدف تقسيم كرده و مي‏گويد »اصلي‏ترين پيام پيامبر توحيد و معاد است، اين گوهر بايد حفظ شود.«(47) ما نمي‏توانيم اصلي‏ترين پيام پيامبر را به عنوان يك امر متنزع ذهني از اين استخراج كنيم و ما بقي و شرايط دين را رها كنيم.

    9- از يك شب نزديكي به خدا طرفيني نيست.

    وقتي به نويسنده مقاله اسلام، وحي و نبوت گفته مي‏شود كه »مطابق تئوري سبط تجربه نبوي پيامبر شخصي بودند مثل ديگر انسانها...«

    ايشان در اين رابطه مي‏گويد: »من واقعاً نمي‏دانم شما چطور و در كجا ميان خدا و جهان فاصله مي‏گذاريد... ما در مورد خداوند قائليم كه همه جا هست و براي او هيچ جايي مناسب‏تر از جاي ديگر نيست.« (48)

    در اينجا مبدأ نظريه ي »بسط تجربه نبوي« دچار مغلطه مي‏شود.

    مسلماً خدا به همه افراد در همه جا نزديك است به همان اندازه كه به پيامبر اكرم نزديك است، به ابولهب هم نزديك مي‏باشد.

    قرآن كريم در اين رابطه مي‏فرمايد: »و نحن اقرب اليه من حبل الوريد«(49) ولي ميان ماه من تا ماه گردون در واقع فاصله از زمين تا آسمان است.

    خدا به همه نزديك است ، مهم نزديكي ما به خداوند است.

    آنچه كه پيامبر را پيامبر مي‏كند نزديكي او به خداوند است و نه نزديكي خداوند به او، اين در معنا با يكديگر تفاوت دارند.

    خداوند به شيطان هم نزديك است، خداوند بر كافر و مؤمن و بهشت و جهنم احاطه دارد.

    بحث در اين جا بر سر تقرب به خداوند است، مسأله خدا گونه شدن است.

    پيامبر اكرم چون اخلاق الهي داشت، جبرئيل بر او نازل مي‏شد.

    درك حضور جبرئيل، تصور ذهني پيامبر نبود، جبرئيل وجود عيني داشت، اين روح الهي پيامبر بود كه حضور او را درك مي‏كرد.

    پيامبر هر چند بشر بود، اما از جهت دريافت »وحي الهي« يك بشر ما فوق بود و نه يك بشر عادي و تجربه ديني او هم يك »تجربه ما فوق« بود و نه يك تجربه ديني عادي و يا عرفاني.

    تو كه نا خوانده‏اي درس سماوات به ياران كي رسي هيهات، هيهات نزديكي به خدا يك مسير تكاملي است كه پيامبر در اوج آن قرار دارد.

    10- كتاب »مفهوم النص« مورد تأييد علماي مصر نيست (50)

    آقاي سروش در ماهنامه آفتاب مي‏گويد: »اقاي نصر حامد ابو زيد كه مورد حملات بسياري در مصر قرار گرفت ، كتابي دارد به نام »مفهوم النص« كه كتاب خوبي است.« (51)

    اين كتاب ازطرف علماي الازهر رد شده است و نويسنده آن محكوم گرديده است.

    نويسنده‏اين كتاب مدعي است كه لفظ وحي »كلام پيامبر« است و »كلام خداوند« نمي‏باشد.

    ايشان تصريح مي‏كند كه »وحي« را جبرئيل الهام مي‏كند، اما الهام زباني نيست. (52)

    از ديدگاه او وحي در واقع نزول معنا است كه پيامبر آنرا به زبان و كلام خود بيان كرده است.

    11- وحي اشراق نيست.

    در گفتگوي وحي و نبوت وقتي به نويسنده گفته مي‏شود كه »به‏اين ترتيب وحي نوعي حديث نفس بوده كه پيامبر با خودش نجوا مي‏كرده است؟«.

    ايشان مي‏گويد: »خير حديث نفس نيست عرض كردم.«

    در ادامه سؤال كننده مي‏گويد: »)وحي( در واقع اشراقي است كه بر پيامبر حادث شده است و دائماً بر او احاطه دارد و او را رهبري مي‏كند، آيا اين طور است؟«

    آقاي سروش مي‏گويد:»بله« (53)

    وحي نوعي اشراق نيست ، اگر چنين باشد، اشراق پيامبر و اشراق عرفا از لحاظ اعتبار يكسان مي‏شود و به بي رنگ شدن حجيت قرآن منجر مي‏شود.

    12- عدالت و ظلم مفاهيم عصري نيستند.

    در صفحه پاياني مقاله آمده است كه »عدالت و ظلم كاملاً عصري هستند.«(54)

    در حالي كه اينطور نيست، عدالت و ظلم لا عصري شدن نسبي مي‏گردند و مفهوم سنبي بودن آن است كه امري در گذشته ظلم بوده و امروز ظلم نباشد عدل و ظلم تعريف مخشص و معيني دارند.

    خدايا چنان كن سرانجام كار

    تو خشنود باشي و ما رستگار

    سيد محمد اطيابي زمستان 1383

    12- فهرست منابع و مآخذ

    1- قرآن كريم

    2- تجربه ديني و مكاشفه عرفاني، دكتر محمد تقي فعالي، مركز پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ 1379.

    3- عقل و اعتقاد ديني )درآمدي بر فلسفه دين( مؤلفان 1- مايكل پترسون 2- ويليام هاسكر 3- بروس رايشنباخ 4- ديويد بازينجر )مترجمين 1- احمد نراقي 2- ابراهيم سلطاني(، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1376

    4- درآمدي بر كلام جديد، هادي صادقي، قم، كتاب طه و نشر معارف، 1382.

    5- ماهنامه سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي آفتاب، سال دوم، شماره پانزدهم، ارديبهشت 1380، مقاله )اسلام، وحي و نبوت، پيرامون بسط تجربه نبوي، گفتگو با دكتر عبدالكريم سروش(.

    6- بسط تجربه نبوي، عبدالكريم سروش، تهران، مؤسسه فرهنگي صراط، چاپ سوم، 1379.

    7- معرفت فلسفي، فصل نامه علمي پژوهشي در زمينه علوم فلسفي، سال اول، شماره 3، بهار 1383، مقاله )وحي و تجربه ديني، دكتر ابوالفضل ساجدي(

    8- كلام جديد، عبدالحسين خسروپناه، چاپ سوم، ناشر: مركز مطالعات و پژوهش‏هاي فرهنگي حوزه علميه قم.

    9- تجربه ديني، وين پراودفوت، ترجمه عباس يزداني، قم، مؤسسه فرهنگي طه

    10- مدخل مسائل جديد در علم كلام، تأليف: جعفر سبحاني، چاپ دوم، 1382، چاپخانه: مؤسسه امام صادق )ع(، جلد اول و دوم.

    11- دين و روان، تأليف، ويليام جيمز، ترجمه مهدي قائني، انتشارات دارالفكر قم.

    12- ماهنامه كيان، سال دهم ، مهر و آبان 1379، شماره 54.

    13- معناي متن، پژوهشي درعلوم قرآن، نصر حامد ابوزيد، ترجمه مرتضي كريمي نيا، تهران، طرح نو، 1380

    14- درباره دين / النوراستامپ / ويليام پي آلستون / ماتياس لوتز - با محض / الوين پلانتينگاه / مرولد و سفال / ريچارد جي. مو / نانسي مورفي / پل. جي. وايتمن / فيليپ ان كويين، ترجمه ي مالك حسيني / فاطمه مينايي / محمد منصور هاشمي / ليلا هوشنگي، تهران، هرمس، 1383.

    پايان 83/12/10

    ...................( Anotates ).................

    1) تجربه ديني و مكاشفه عرفاني، ص 17

    2) معرفت فلسفي، ص 111-113 / كلام جديد، ص 301-302

    3) عقل و اعتقاد ديني،ص 36

    4) تجربه ديني،ص 305

    5) كلام جديد، ص 301

    6) تجربه ديني- ص 305

    7) اعتقاد و عقل ديني، ص 37

    8) عقل و اعتقاد ديني، ص 53

    9) دين و روان، ص 156

    10) درآمدي بر كلام جديد،ص 128

    11) عقل و اعتقاد ديني، ص 57

    12) عقل و اعتقاد ديني، ص 40و 39و 38

    13) مشاع = بسياري از مردم علي الاصول مي‏توانستند آنچه واقع مي‏شود را مشاهده كنند.

    14) عقل و اعتقاد ديني، ص 41

    15) عقل و اعتقاد ديني، ص 24 (Religious Expenience-Wayn-PreadFoot- PP87-1.8)

    16) عقل و اعتقاد ديني،ص 43

    17) عقل واعتقاد ديني،ص 44

    18) عقل و اعتقاد ديني،ص 243

    19) عقل و اعتقاد ديني، ص 243

    20) درباره دين، تجربه ديني، ص 78-79

    21) عقل و اعتقاد ديني ،ص 51

    22) عقل واعتقاد ديني،ص 243

    23) مدخل مسائل جديد در علم كلام ج 1، ص 260

    24) معرفت فلسفي، ص 108 / مدخل مسائل جديد در علم كلام جلددوم، ص 49و48و47

    25) مدخل مسائل جديد در علم كلام، جلد اول، ص 263 / معرفت فلسفي، ص 109

    26) مدخل مسائل جديد در علم كلام جلد اول، ص 266

    27) النجم، 11

    28) النجم، 17

    29) معرفت فلسفي، ص 120

    30) معرفت فلسفي،ص 124-128 / مدخل مسائل جديد در علم كلام، ج 1، ص262- 263/ همان ج 2،ص 21

    31) بسط تجربه نبوي،ص 10

    32) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 77

    33) انبياء، 22

    34) اسلام، )وحي و نبوت( - پيرامون سط تجربه نبوي، ص 70 / معناي متن، ص 525.

    35) مدخل سائل جديد در علم كلام، ج 1، ص 266 )به نقل از دائرة المعارف فريد وجدي - ماده وحي( / معاني متن، ص 525.

    36) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 75.

    37) ماهنامه آفتاب )اسلام، و.حي و نبوت(، ص 76.

    38) بقره، 185.

    39) بسط تجربه دنيوي، ذاتي و عرضي در اديان، ص 56-67.

    40) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 70.

    41) توبه، 115.

    42) روم، 3و2.

    43) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 71.

    44) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 72.

    45) هود، 114

    46) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 72.

    47) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 73.

    48) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 74.

    49) ق، 16.

    50) ماهنامه كيان، ص 3 / معناي متن، ص 525.

    51) ماهنامه آفتاي )اسلام، وحي و نبوت(، ص 76.

    52) معاني متن، ص 521.

    53) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 77.

    54) ماهنامه آفتاب )اسلام، وحي و نبوت(، ص 79.


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .