خاتون قم ای حضرت معصومه سلامت

خاتون قم ای حضرت معصومه سلامت

 آغاز شود دفتر اعجاز به نامت

 در وصف کمالات تو شد زمزمه پرداز

 عمری به رواقِ تو کبوتر سر بامت

 از زینب و از فاطمه داری تو نشان ها

 ای خوی و مرام علوی خوی و مرامت

 آنی که احادیث شریفی ز امامان

 بر جا همه حاکی بود از شان و مقامت

 در بارگه قدس تو حوا به کنیزی است

 آن گونه که آدم شده از شوق غلامت

 بر چهره ی نورانی تو رشک برد ماه

 خورشید جهانتاب زند بوسه به گامت

 مانند تو معصومه کجا ذوب ولا شد؟

 قربان تو و پیروی از خط امامت

 آیین و مرام رضوی گشت جهانگیر

 ای قم ز تو احیا شده با سعی تمامت

 فیضیه که سرچشمه ی انوار الهی است

 پاینده و جاوید شد از فیض مدامت

 جان در ره مقصود به اخلاص نهادی

 آکنده شد از بوی ولایت چو مشامت

 تا روز قیامت که بود حشر خلایق

 ثبت است به لوح دل و جان حرف و پیامت

 از فیض وجود حرمت مرحمتی کن

 ای مرغ دل شیعه گرفتار به دامت

 سیراب شوند از قدح خاص تولا

 زوار تو کآیند سر سفره ی عامت

 بر رشته ای از معجرت آویختم امروز

 دریاب کنون «خوش عمل» این پیر غلامت

 


 عباس خوش عمل کاشانی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:49 AM ] [ مهدی گلشنی ]

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

تا آسمانت را کمی در بر بگیرد

یک شهر باید عشق را از سر بگیرد

گنجایش ات در سینۀ این خاک‏ها نیست

باید تو را دستان پیغمبر بگیرد

هر کس مزار مادرش را آرزو کرد

باید سراغش را از این دختر بگیرد

بانو رهایی را نمی‏خواهم که ننگ است

بی‏جذبۀ مهرت کبوتر پر بگیرد

قلب مرا از سینه‏ام بردار نگذار

دار و ندارم را کس دیگر بگیرد

دلواپس اما دلخوشم شاید که دستت

دست مرا هم لحظۀ آخر بگیرد

 


فاطمه نوری


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:49 AM ] [ مهدی گلشنی ]

ای سورۀ نامت تفسیر اعطینا

ای سورۀ نامت تفسیر اعطینا

زهرا ترین زینب، زینب ترین زهرا

خیر کثیر تو، آئینه کوثر

نامت سرآغاز تکثیر خوبی ها

روشن تر از نوری، در نور مستوری

پیدا ترین پنهان، پنهان ترین پیدا پیدا

ماه مقیم قم، خورشید «بیت النور»

در سایه سار توست سرتاسر دنیا

وقتی که معصومان، معصومه ات خواندند

در وصف تو لال است، شعر و شعور ما

فهم زمین عاجز، از درک اوصافت

والا مقامی تو، در عالم بالا

از آه لبریزم، از اشک سرشارم

این قطره را دریاب، دریاب ای دریا

 


جواد شرافت


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:48 AM ] [ مهدی گلشنی ]

حضرت معصومه(س)

سفره دار قدیمی دنیا

ای كریم شفیعه ی فردا

گنبدت را نگاه می كرم

خوش به حال پرِ كبوترها

پیش تو بی اراده می گویم

السلام علیك یا زهرا

طعم سوهان شهر تو برده است

تلخی كام روزه دار مرا

كار خورشید می كند آری

ذره ای را كه می بری بالا

با همین شور و حال و تاب و تبم

راهی جاده ی سه شنبه شبم

سجده ها و قیام های منی

‌هدف احترام های منی

السلام علیك یا بانو

تو علیك السلام های منی

زینب دومی و بعد رضا

عمه جان امام های منی

لحظه های خوش حرم رفتن

استواری گام های منی

در دلم با تو درد و دل كردم

یكی از هم كلام های منی

انعكاس جمالی زهرا

حضرت زینب امام رضا

 


مسعود اصلانی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:48 AM ] [ مهدی گلشنی ]

دل من باز گرفته به حرم می آید

دل من باز گرفته به حرم می آید

درد دلهاست که از چشم ترم می آید

باز هم پیش ضریح تو نشستم با اشک

لطف تو باز فقط در نظرم می آید

در همه زندگی از بی تو شدن می ترسم

که اگر دست نگیری به سرم می آید

کاش آن لحظه ی پر غصه به دادم برسی

آه آن لحظه که وقت سفرم می آید...

زائری بود که هر روز حرم می آمد

چقدر پیش تو بوی پدرم می آید

می روم از حرمت حس من این است انگار

که کسی تا دم در پشت سرم می آید

شعر می خواند و می گرید و می گریاند

طبع من باز هم از سمت حرم می آید

 


 سیدمحمدرضا شرافت


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:48 AM ] [ مهدی گلشنی ]

حضرت معصومه(س)

دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد

کنار درب حرم، بین زائران گم شد

نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد

دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:47 AM ] [ مهدی گلشنی ]

حضرت معصومه(س)

منت ز بخت دارم و نصرت ز کردگار

کافکند در دیار قمم روزگار، بار

خوش بار یافتم به حریمى که جبرئیل

بى‏اذن خادمان به حریمش نجسته بار

این بارگاه بضعۀ باب الحوائج است

کز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار

این پیشگاه فاطمه بنت موسى است

کز بعد فاطمه به زنان دارد افتخار

خارى اگر به کف پاى زائرش گیرد

ملک، به سوزن مژگان، ز پاش گیرد خار

دختر بدین جلال، نپرورده مام دهر

دختر بدین مقام، نیاورده روزگار

چشم فلک ندیده و نشنیده گوش دهر

دختر بدین جلالت و بانو بدین وقار

اى بانوى بلند مقام فلک جناب

اى خانم رفیع  مکان بزرگوار

هم دختر امامى و هم خواهر امام

هم عمۀ امامى  و هم نور هشت و چار

تنها نه چشم من به در توست منتظر

چشم دو عالم است ‏بر این در، به انتظار

اى والى ولایت عصمت! به عصمتت

چشم  کرم  ز بندۀ این  آستان، مدار

مسکین «طرب‏» ز درگه لطفت کجا رود؟

امیدوار بر توأم، امید من  بر آر

 


محمد نصیر طرب اصفهانی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:46 AM ] [ مهدی گلشنی ]

حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

و به همراه همان ابر که باران آورد

مهربانی خدا در زد و مهمان آورد

باد یک نامهء بی واژه به کنعان آورد

بوی پیراهنی از سوی خراسان آورد

به سر شعر هوای غزلی زیبا زد

دختر حضرت موسی به دل دریا زد

چادرش دست نوازش به سر دشت کشید

دشت هم از نفس چادر او گل می چید

چه بگویم که بیابان به بیابان چه کشید

من به وصف سفرش هیچ به ذهنم نرسید

باور این سفر از درک من و ما دور است

شاعرانه غزلی راهی "بیت النور" است

آمد اینگونه ولی هر چه که آمد نرسید

عشق همواره به مقصود به مقصد نرسید

که اویس قرنی هم به محمد(ص) نرسید

عاقبت حضرت معصومه(س) به مشهد نرسید

ماند تا آینهء مادر دنیا باشد

حرم او حرم حضرت زهرا(س) باشد

صبح شب می شد و شب نیز سحر هفده روز

چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز

بین سجاده ، ولی چشم به در هفده روز

چشم در راه برادر شد اگر هفده روز

روز و شب  پلک ترش روضه مرتب می خواند

شک ندارم که فقط روضهء زینب می خواند.

سید حمیدرضا برقعی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 تیر 1395  ] [ 11:46 AM ] [ مهدی گلشنی ]