کریم های دو عالم به نام زاده شدند

اشعار مدح امام حسن مجتبی(ع) - علی اکبر لطیفیان

 

کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

 

اگر که ظرف نباشد توقع مِی نیست

شراب ها همه از فیض جام زاده شدند

 

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

 

تو امر کردی و تکوینا استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

 

جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

 

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حسن هم حرام زاده شدند

 

حسن حسین و یقینا حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

 

همین دو تا پسر فاطمه همان اول

 امامزاده شدند و امام زاده شدند

 

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

 

بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

 

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند

 

چه بهتر است که بشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند

**

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب پانزدهم ماه رمضان 91


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:53 PM ] [ مهدی گلشنی ]

وقتی که خدا هم گرفتار حسن شد

 

وقتی که خدا هم گرفتار حسن شد

خلقت همه یکباره خریدار حسن شد

 

جایی که شود خالق ما عاشق مخلوق

اینجاست که دل عاشق و بیمار حسن شد

 

دانی که مجنونی مجنون ز کجا بود

آن روز که او لایق دیدار حسن شد

 

پرسند کجا یوسف کنعان شده عاشق

آن روز که خود راهی بازار حسن شد

 

موسای نبی هر چه به کف داشت به اعجاز

خود زنده ز یک غمزه ی دلبار حسن شد

 

آتش به خلیل است اگر بَرد و سلامت

یک دم متوسل سوی انوار حسن شد

 

 از بس که هلال رمضان زلف شکن بود

کامل شد و آئینه ی رخسار حسن شد

 

عباس اگر هست علمدار برادر

دیده ست که ارباب علمدار حسن شد

 

انگار دوباره متجلّا شده حیدر

زهراست که مادر شده ،بابا شده حیدر

**

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب پانزدهم ماه رمضان۹۱


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:53 PM ] [ مهدی گلشنی ]

هر صبح سلامم به تمنای وجودت

هر صبح سلامم به تمنای وجودت

با ذکر حسن بر در خالق اثری هست

 

امروز گدایان همگی محو لقایت

آیا به من بی سر و پاهم نظری هست

 

آواره تر از من در این خانه که باشد؟

جمعند گدایانِ کرم پس خبری هست

 

آنقدر در خانه ي ارباب شلوغ است

گویم که سر کوی تو حتما گذری هست

 

در دل عطش کرب و بلا جان به سرم کرد

آقا تو عنایت کن اگر هم سفری هست

جواد قدوسی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:52 PM ] [ مهدی گلشنی ]

صورتی داشت که نقاش ازل محو رخش

صورتی داشت که نقاش ازل محو رخش

سیرتی داشت که خوبانِ جهان عبدِ درش

مادری داشت که حوران بهشتی حشمش

پدری داشت که عالم همگی خاک درش

پسری داشت که مُردَن چو عسل در نظرش

مثل و مانند حسن نیست به دنیا هرگز

(حسن بهاري)


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:52 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شكسته قبح غزل را شكوه مدحت تو

شكسته قبح غزل را شكوه مدحت تو

قيام آينه خم شد به پاي حرمت تو

 

نماي آينه ها انكسار مي طلبد

به شوق نشر تو و انتشار كثرت تو

 

ملائكه همه امشب به سجده افتادند

به خال ناز لبت در زمان خلقت تو

 

تورا قديم تر ازاين قديمي ات خواندند

سه روز قبل ازل ابتداي قدمت تو

 

شجاعتي كه تو داري زبانزد است و مثل

قواي جنگ جمل شد اسير هیبت تو

 

گداي شهر تو بودن چه لذتي دارد

هزار حاتم طائي گداي ثروت تو

 

چقدر چشم زليخا گريست يوسف را

چقدر يوسف كنعان كشيد حسرت تو

 

شاعر: فياض هوشيار پارسيان


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:51 PM ] [ مهدی گلشنی ]

از حُسنِ نبی،در دو جهان،محشری آمد

از حُسنِ نبی،در دو جهان،محشری آمد

آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد



ماهِ رمضان،عطر امامِ حسن آورد

با آمدنش،رایحه ی قمصری آمد



همچون پدر و مادرِ خود،یکسره نور است

قرصِ قمرِ "فاطمی" و "حیدری" آمد



عالم،همه "ماتِ" "رخِ" زیبای حسن شد

در "عرصه" ی "آن"،یوسف زیباتری آمد



بخشید همه ملکِ سلیمانیِ خود را

در دستِ کریمش اگر انگشتری آمد



یک مست میان فقرا آمده امشب

در را بگشا! ساقیِ بی ساغری آمد!

شاعر: عارفه دهقاني


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 9 تیر 1395  ] [ 12:50 PM ] [ مهدی گلشنی ]