عرش کبریا

عرش کبریا

این روضه ی صفیه ی حق، خواهر رضاست

با خود اگر غلط نکنم، عرش کبریاست

معصومه، بنت موسی جعفر، که تربتش

بر دیده ی اعاظم و اَعلام توتیاست

شاعر: آیت الله صافی گلپایگانی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:38 PM ] [ مهدی گلشنی ]

مسیحا زاده

تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی

مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی

یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم

قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

سائلم، لطف دمادم خواهم

سائلم، لطف دمادم خواهم

نفس آلوده ام و دم خواهم

کَم تو نیز چو اقیانوس است

قانعم، از کرمت، کم خواهم

بی کسم در ره تقوی و عمل

از عنایات تو همدم خواهم

تا نَیُفتم به ته چاه گناه

از تو یک رشتۀ محکم خواهم

راه من تا به حرم طولانی است

بهر خرجی، دو سه درهم خواهم

بغض عشقم شده پنهان به گلو

به گل چشم، چو شبنم خواهم

خواهر حضرت سلطان رئوف

اَبرم و بارش نم نم خواهم

بوی عطر شهدا می آید

بهر دل نوحۀ ماتم خواهم

جشن میلاد تو از درگه تو

رزق و روزیِ محرم خواهم

می رسد عطر و بوی کربلا

راهیم کن به سوی کربلا

شاعر: حاج امیر عباسی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام

به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو

بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار

هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح

بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو

زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین

ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد

به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

شاعر: سراج


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]

آیتی از خداست معصومه

آیتی از خداست معصومه

لطف بی انتهاست معصومه

عطر باغ محمدی دارد

زاده مصطفی است معصومه

پرتوی از تلألؤ زهرا

گوهری پربهاست معصومه

ماه عفّت نقاب آل کسا

دختر مرتضی است معصومه

اختری در مدار شمس شموس

یعنی اخت الرضاست معصومه

زائران، یک در بهشت این جاست

تربتش باصفاست معصومه

در توسل به عترت و قرآن

باب حاجات ماست معصومه

شاعر: حسان


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر ولادت حضرت معصومه

«موسی» که دید حال و هوایت، دادت به دست های «رضا»یت

اشکی نشست گوشه ی چشمش، تا «فاطمه» زدند صدایت

از جنس آسمانی و نوری، از چشم باز پنجره دوری

بین برادران غیوری، خورشید هم ندیده ردایت

رنج سفر برای تو آسان، شب از قبیله ی تو هراسان

شد قبله ی دل تو خراسان، ای عطر دوست قبله نمایت!

من تشنه ای رسیده به دریا، با آرزوی دیدن «زهرا»

دربان! بگو ملیکه ی قم را: از راه آمده ست گدایت

کنج ضریح سر بگذارد، بال و پری اگر چه ندارد

دل را به دست تو بسپارد، تا پر دهی به سمت خدایت

لبخندِ شهر تو نمکین است، قم قلب مهربان زمین است

ما هر چه داشتیم همین است: جان های ما، «کریمه»! فدایت

ای دختر یگانه ی مادر! ای جویباری از دل کوثر!

مثل «علی» نیامده دیگر، کو همسری به شأن سرایت؟

می بارد از ضریح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت،

از «اشفعی لنا»ی تو «جنت»، وا شد به روی ما، به دعایت

این شاعرت دلش شده آهو، آهو اسیر شهر و هیاهو

اذن زیارتی بده بانو! این شعر را نخوانده برایت

شاعر: قاسم صرافان


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

می رسد امشب نوای عاشقان مستانه تر

می رسد امشب نوای عاشقان مستانه تر

می شود امشب دل دیوانه ها دیوانه تر

سینه ی عاشق همیشه رو به ویرانی خوش است

عاشقان را دل بود امشب بسی ویرانه تر

خانه ی موسی گرفته رنگ و بوی فاطمه

آمده جانانه ای با جلوه ای جانانه تر

بعد از او دیگر برای فاطمه آئینه نیست

تا ابد این امر از افسانه ها افسانه تر

اهل خانه گرد شمع روی او پروانه اند

شد برادر بین خانه گرد او پروانه تر

عالم امشب بر سر خان کریمه سرخوش است

با نوای فاطمه یا فاطمه در چاوش است

شاعر: ناصر شهریاری


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]