اشعار میلاد امام رضا(ع),(ای ملایک کبوتر حرمت)

ای ملایک کبوتر حرمت
چشم آدم به گندم کرمت
نه خراسان فقط،که ملک خداست
عالمی زیر سایۀ علمت

 

تو مسیحای آل فاطمه‌ای
که مسیحا دمد ز فیض دمت
حرم قدس کبریا گردید
به خراسان رسید تا قدمت
قاتلت را نمی‌کنی نومید
به جوادت اگر دهد قسمت
همۀ زندگانی‌ام این است
که دهم جان به‌ گوشۀ حرمت
هم ملک زائر تو، هم انسان
هم عرب سائلند، هم عجمت
هر که یک بار بر تو آرد رو
تو سه نوبت کنی زیارت او
شاعر:مرتضی محمودی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار مدح امام رضا(ع),(ای سرم خاک پای زائر تو)

ای سرم خاک پای زائر تو
وی به جانم بلای زائر تو
دل همسایگان مشهدی‌ات
گشته زائرسرای زائر تو

 

التماس دعای خسته‌دلان
در هوای دعای زائر تو
کاش بودی هزارها حاجت
تا بریزم به پای زائر تو
بنشینم کنار جادۀ طوس
بلکه گردم گدای زائر تو
از ثنای تو عاجزم، لطفی
که بگویم ثنای زائر تو
بیشتر از هزار حج باشد
روز محشر، جزای زائر تو
زائر توست ای تمام حسین
برتـر از زائـر امـام حسین
شاعر:مسلمی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:23 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام رضا(ع),(تو ولی خدای منانی)

تو ولی خدای منانی
تو به کل وجود سلطانی
تو کلام خدا به نطق کلیم
تو به درد مسیح درمانی

 

بس که آقا و مهربان استی
ضامن آهوی بیابانی
ما همه قطره‌ایم و تو دریا
ما همه تشنه و تو بارانی
به خدا ای چراغ ‌و چشم نبی
که تو چشم و چراغ ایرانی
هر دلی برتو یک خراسان است
گرچه خود در دل خراسانی
کس نداند غریب طوس تو را
که تو خود ضامن غریبانی
من به کویت پناه آوردم
عـوض گـل، گناه آوردم
شاعر:سراج


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:21 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار مدح امام رضا(ع),(ای سرم خاک پای زائر تو)

ای سرم خاک پای زائر تو
وی به جانم بلای زائر تو
دل همسایگان مشهدی‌ات
گشته زائرسرای زائر تو

 

التماس دعای خسته‌دلان
در هوای دعای زائر تو
کاش بودی هزارها حاجت
تا بریزم به پای زائر تو
بنشینم کنار جادۀ طوس
بلکه گردم گدای زائر تو
از ثنای تو عاجزم، لطفی
که بگویم ثنای زائر تو
بیشتر از هزار حج باشد
روز محشر، جزای زائر تو
زائر توست ای تمام حسین
برتـر از زائـر امـام حسین
شاعر:مسلمی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:20 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام رضا(ع)(سیدی هر چه بودم و هستم)

سیدی هر چه بودم و هستم
به ضریح تو دست دل بستم
تو رئوفی و من زمین‌خورده
تو بلندی و من همه پستم

 

بس که بگرفته‌اید تحویلم
فکر کردم که از شما هستم
عهد بستم دگر گنه نکنم
باز هم عهد خویش بشکستم
عوض آنکه دست رد بزنی
باز بگرفتی از کرم دستم
روز اول اجازه‌ام دادید
بر شما خانواده پیوستم
آتش ار سوزدم نمی‌فهمم
بس که از کوثر تو سرمستم
نگـذاری برنـد در نـارم
به همه گفته‌ام رضا دارم


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:19 PM ] [ مهدی گلشنی ]

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم         ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو         گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

 

كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را         فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو         بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم         چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت         كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو         غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو         شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو         مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم
سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو         كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

رضا اسماعيلی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:17 PM ] [ مهدی گلشنی ]