️سلام ای غریب غریبان سلام !

️سلام ای غریب غریبان سلام !
سلام ای طبیب طبیبان سلام !

️الا ماهتاب شبستان توس
️الا حضرت نور! شمس الشموس

️غریبم من از راه دور آمدم
️به دنبال یک جرعه نور آمدم

️شبم ، آه یک جرعه ماهم بده
️پناهی ندارم پناهم بده

️ببخشا اگر دور و دیر آمدم
️جوان بودم ، امروز پیر آمدم

️منم زائری خام و بی ادعا
️کبوتر کبوتر کبوتر دعا

️اگر مست و مسرور و شاد آمدم
️من از سمت باب الجواد آمدم

️من از عطر نامت بهاری شدم
️تو را دیدم آیینه کاری شدم

️تواین خاک را رنگ و بوداده ای
️به ایران من آبرو داده ای

️ببخشای این عاشق ساده را
️ببخشای این روستا زاده را

️تو را دیدم و روشنایی شدم
️علی ابن موسی الرضایی شدم...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:08 AM ] [ مهدی گلشنی ]

آقاجونم برات گِدا اومِدِس

آقاجونم برات گِدا اومِدِس😢
یه گدا اِز همین وَرا اومِدِس👣

بسکی اینجا مریض میاد آ میرد🤒
بازم اِز را یه مُبتلا اومِدِس🤕

نه که دیدِس شوما طبیبی همه ی🌹
با یه مُشت دردی بی دِوا اومِدِس🙏

گرچه دردی دِلاش زیاده ولی😔
نگو اینجا برا شِفا اومِدِس🌹

اومِدِس محظی خاطری خوددون❤️
اومِدِس گرچه بی حَیا اومِدِس😔

میشه حاجت روا خودم می دونم🙏
آخه پیشی امام رضا اومِدِس🕌

ایندَفه یُخته فرق داره آقاجون☺️
به امیدی یه کربِلا اومِدِس💚

جا زِدِس بینی آدِما خودش آ😊
ُاما راسِّش با کفتِرا اومِدِس🐧

جونش اِز ترسی موندِنش پَسی در🚪
تا حالا صد دَفه بالا اومِدِس☺️

بِزا جاروکِشت بِشِد تو حَرم🙏
حالا که این غولوم سیا اومِدِس😊

اما اِز هرچی بِگذریم آقاجون❤️
پیرَنِ نوکِریت به ما اومِدِس💚

پُری اشکِس چِشای بارونیمون😢
بسکی اِسمت تو روضه ها اومدس🙏


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:07 AM ] [ مهدی گلشنی ]

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من ...
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:06 AM ] [ مهدی گلشنی ]

زآستان رضا سرخط امان دارم

زآستان رضا سرخط امان دارم

رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل

همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم

درین چمن به صد امید آشیان دارم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:02 AM ] [ مهدی گلشنی ]

هنوز بر سر بام تو جا نكرده دلم

هنوز بر سر بام تو جا نكرده دلم

هنوز درد دلم را دوا نكرده دلم

هنوز از دل خسته نيامده آهي

خراب، عالم امكان چرا نكرده دلم

ز سوي غيب نشسته‌است دست بر سينه

وگرنه صبر بر اين ماجرا نكرده دلم

قرار بود دلم را حرم نگه داري

يقين كه با دل‌تان خوب تا نكرده دلم

ببين دوباره دلم بين جلوه‌ها گم شد

ولي هنوز دلت را رها نكرده دلم

چه درس‌ها كه ز يك كربلا به من دادي

و حق لطف شما را ادا نكرده دلم

جواب اين‌كه ز عشقش چراا ندادي جان؟

به عاشقيش هنوز ادعا نكرده دلم

مرا كه سخت فقيرم، به خويش وا مگذار

هراس دارم از اين‌كه خدا نكرده دلم...

به دست دشمنتان باز بي‌وفا گردد

و حق گواست چه شب‌ها صدا نكرده دلم...

كه از حريم شمايم خدا جدا نكند

و از خداي جز اين‌ام دعا نكرده دلم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:01 AM ] [ مهدی گلشنی ]

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!

 

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!
تو زندگی حرفهایی هست که فقط و فقط،
باید بر روی "باب الجواد"...
کلمه‌ها را دانه کنی، دانه‌های اشک
بکشانی شان دنبال هم، شبیه یک تسبیح،
بچرخانی شان توی صورتت، ذکر بگیری و بعد،
انگار که تسبیح پاره بشود،
دانه‌ها بیایند تا بچکند روی سنگ‌های حرم...
باز هم در به در شب شدم،
"ای نور سلام"
باز هم زائرتان نیستم، "از دور سلام"
اَلسَّلامُ عَلَیک یا علی ابن موسَی الرِّضا (ع)


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 8:59 AM ] [ مهدی گلشنی ]