تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی
تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی
مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی
یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم
قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی

ادامه مطلب
تو مسیحا زاده اما دختر موسی شدی
مریم قدیسه ی ذریه ی طاها شدی
یک نخی از چادرت مانند کعبه محترم
قبله ی عرشی ترین سجاده ی دنیا شدی

میخواستم كه جانب میخانه رو كنم
دستِ نیاز حلقه جام و سبو كنم
در ساحل نیاز نشینم امیدوار
دل را به شطّ باده دَمادم فرو كنم

با صد امید دربه دَرِ خانه ات شدم
محتاج یک نگاه کریمانه ات شدم
روز ازل، نگاه شما شد نصیبِ ما
از این سبب کبوتر آستانه أت شدم

جود و کرامت از کرمش جاودان شده
هر چه دخیل هست به سویش روان شده
جبریل هم اگر برسد در حریم او
حس میکند که وارد صحن جنان شده
او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است
در پشت آن جمال، جلالی نهان شده
از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است
دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده
خواهر حریف هجر برادر نمیشود
بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده
با احترام آمد و با احترام رفت
هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده
دور و برش فرشته نگهبان معجرش
پس ما فدای زینب بی پاسبان شده
گاهی میان محمل نامحرمان شهر
گاهی میان محمل بی سایبان شده
شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد
شکر خدا برادر تو خیزران نخورد
علی اکبر لطیفیان
در سرد سیر شهر دل، روح بهاری
در شوره زار سینه ی من چشمه ساری
میخواهی امشب بر کویر دیده گانم
با روضه هایت باغی از شبنم بکاری

برای بار غمت سوگوار باید شد
تمام عمر از این غصه زار باید شد
برای خضرشدن در کنارصحن تو با
غلام و نوکر تو همجوار باید شد

گل وا شد و شد فاطمه معصومه
زيبا شد و شد فاطمه معصومه
علم و ادب و نور و کرامت امشب
يکجا شد و شد فاطمه معصومه
غافل مشو شايد نظري شد امشب
شايد که مبارک سحري شد امشب
شايد که به خاطر امام هشتم
از يوسف زهرا خبري شد امشب
ماییم ما گدا،فاطمه معصومه
محتاج عطا،فاطمه معصومه
روزی تمام عاشقان کن امشب
یک کرببلا،فاطمه معصومه
سید مجتبی شجاع
این جا حریم عاطفه ها گم نمی شود
هرگز به حبّ و بغض تفاهم نمی شود
این جا حریم دوستیِ آل احمد است
حبّ علی بدون تنعّم نمی شود

سفره دار قدیمی دنیا
ای كریم شفیعه ی فردا
گنبدت را نگاه می كرم
خوش به حال پرِ كبوترها
پیش تو بی اراده می گویم
السلام علیك یا زهرا
طعم سوهان شهر تو برده است
تلخی كام روزه دار مرا
كار خورشید می كند آری
ذره ای را كه می بری بالا
با همین شور و حال و تاب و تبم
راهی جاده ی سه شنبه شبم
سجده ها و قیام های منی
هدف احترام های منی
السلام علیك یا بانو
تو علیك السلام های منی
زینب دومی و بعد رضا
عمه جان امام های منی
لحظه های خوش حرم رفتن
استواری گام های منی
در دلم با تو درد و دل كردم
یكی از هم كلام های منی
انعكاس جمالی زهرا
حضرت زینب امام رضا
مسعود اصلانی
دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد
کنار درب حرم، بین زائران گم شد
نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد
دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد
