شیخ اجل، آقا عبدالصمد زنجانی گفت: 
« در زمانی تقریباً هشتاد تومان بدهکار شدم و از ادای آن عاجز بودم و خیلی بر من سخت می گذشت؛ لذا مشغول به بعضی از ختومات و ریاضتهای شرعی و توسلات شدم.
 تا آن که شبی حضرت صاحب العصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را در خواب دیدم و دیده جان را از نور جمالش منور کردم. آن حضرت دست کرم را باز کرده و فرمودند: ساعت خود را به من نشان بده. 
من ساعت خود را از جیب درآوردم و بدست آن حضرت دادم. آن سرور ساعت را گرفتند و دوباره به من برگرداندند. 
از خواب بیدار شدم و از بی قابلیتی خود ناراحت شدم و با خود گفتم: بعد از این همه زحمات، آن سرور فقط به ساعت من نظر فرمودند؛ ولی خودم هیچ بهره ای از فیوضات ایشان نبردم. 
نه سؤالی کردم و نه مطلبی از آن حضرت استفاده کردم. 
به هر صورت، با کمال بی حالی شب را به صبح رساندم و به مجلس بعضی از رفقا رفتم؛ چون قدری گذشت، ساعت را از بغل درآوردم تا ببینم چه وقت است یک نفر از حضار گفت: 
فلانی این ساعت طلا را از کجا پیدا کرده ای؟ 
گفتم: چه می گویی؟ من کجا و ساعت طلا کجا؟ این ساعت برنجی است و از فلانی خریده ام. یکی دیگر از حضار نظر کرد و گفت: چه می گویی این طلای ناب است! چون دقت کردم تعجب مرا گرفت زیرا ساعت از طلا بود. 

ساعت فروش را احضار کردیم. ایشان گفت: من ساعت برنجی فروخته ام و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست و خودم هم آن را از فلان شخص خریده و به شما فروخته ام. آن شخص ثالث را نیز احضار کردیم او هم گفت: ساعت برنجی بوده است. تا چند دست که هم همین مطلب را می گفتند. 

رفته رفته تعجب و تحیر من زیادتر می شد! ناگاه خواب شب قبل به خاطرم آمد و حال خود و خواب را به حضار مجلس گفتم و بر همه معلوم شد که این از اثرات کیمیائی دست آن برگزیده خدا بوده که برنج زرد را به طلای سرخ تبدیل کرده است. 
در این هنگام یکی از اهل مجلس گفت: 
بدهی شما چقدر است؟ گفتم: هفتاد یا هشتاد تومان. 
گفت: من بدهی شما را ادا می کنم شما هم این ساعت را به من هدیه فرمایید.

 

شیخ اسدالله زنجانی گفت: به او (آقا عبدالصمد زنجانی که خواب را دیده بود) گفتم: خانه آباد چرا ساعت را از دست دادی؟ اگر آن را نگه داشته بودی هفتاد هزار تومان استفاده می کردی. »

منبع: شیفتگان حضرت مهدی ( عج ) و برکات حضرت ولی عصر - عج  



 نگاشته شده توسط A.M M در پنج شنبه 11 مهر 1392  ساعت 8:34 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



سوره نور، سوره ای است که مباحث آن عمدتاً پیرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده می باشد. دقت در مفاهیم الفاظ این سوره، پرده از برخی از اسرار و زیبائیهای ارتباط تنگاتنگ این سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدویت بر می دارد.
1. در آیه نخستین این سوره می خوانیم:
(سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَ فَرَضْنَاهَا وَ أَنْزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ‌.) (1)
« این سوره، سوره ای است که آن را فرو فرستادیم و (دستوراتش را) واجب ساختیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم تا شاید متذکر شوید.»
توضیح: تنها سوره ای از قرآن کریم که ابتدای آن لفظ «سوره» وارد شده این سوره است. کلمه سوره از ماده «سور» به معنای دیوار دور شهر و قلعه که آن را جدا می کند، می باشد و چون مباحث این سوره مربوط به خانواده است و خانه محل زندگی یک خانواده با دیواری جدا شده و حریم آن مشخص می گردد، در آیه اولش واژه «سوره» آمده است.
از طرفی در زبان عرب، به دستبند نیز که مایه ی زیبایی و آراستگی است، «سِوار» گفته می شود و از آنجا که وجود خانواده، سبب زینت یک جامعه و قوام آن می شود، این سوره با واژه ی «سوره» شروع می شود و بیانگر این مطلب است که: « جامعه ی زیبا، جامعه ای است که در آن نظام خانواده مقدس شمرده شده و افراد آن خانواده دار و تربیت یافته باشند.»
2. خداوند در قرآن تنها این سوره را واجب شمرده (فَرَضناها) - هر چند اطاعت از همه ی دستورات قرآن واجب است - و این به خاطر آن است که اهمیت دادن به قوانین خانواده و حفظ حریم آن بسیار لازم و ضروری می باشد.
و چون واژه ی «فرض» به معنای ثابت است، اشاره به این مطلب دارد که رعایت محتوای این سوره سبب استواری، استحکام بخشی و ثبات انسان و جامعه می گردد.
آری، خداوند حفظ حریم دژ خانواده را واجب کرد تا انسان ها از تنهایی و مشکلات زندگی به آن پناه برند و اگر می بینیم خداوند برای خطاهایی چون زنا و یا حتی تهمت زدن به زنا، مجازات شدیدی قرار داد، به خاطر حفظ قداست و حریم خانواده است.
شهید مطهری (ره) در مقدمه ی تفسیر سوره نور می فرمایند:
«بیشتر آیات سوره ی نور درمورد مسائل مربوط به عفاف است. تعبیر: «سوره ی انزلناها» که تنها این سوره با چنین تعبیری آغاز می شود - و تعبیر «فَرَضناها» این مطلب را می فهماند که مسائل مربوط به عفاف بسیار جدی است، یعنی درست عکس بشر امروز که در جهت آزادی جنسی گام بر می دارد، قرآن این مسائل را مهم می شمارد و این نشان می دهد که این قوانین، تغییر ناپذیر است و مقتضیات زمان آن را تغییر نمی دهد و نمی تواند تغییر دهد، این ها جزء اصول زندگی بشر است.» (2)
3. امام صادق (ع) عنایت ویژه ای به این سوره داشتند و فراگیری آن را بویژه برای دختران و زنان لازم می شمردند و می فرمودند:
(حَصِّنوا أموالَکُم و فُرُوجَکم بتلاوَه سورَه النّور و حَصِّنُوا بِها نِساءَکُم فَإنَّ مَن أدمَنَ قِراءَتَها فی کُلِّ یَومٍ أو فی لَیلَهٍ لَم یَزنِ أحدٌ مِن أهلِ بَیتِه أبَداً...)(3)
«اموال و پاکدامنی تان را با تلاوت سوره نور حفظ کنید و با آن زنانتان را محافظت نمایید. پس هر کس بر خواندن آن هر روز یا هر شب مداومت داشته باشد احدی از خانواده اش هرگز دچار عمل منافی عفت نمی شود...»


 نگاشته شده توسط A.M M در چهارشنبه 10 مهر 1392  ساعت 10:11 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




 
به گزارش  خبرگزاری حوزه، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در پاسخ به این پرسش  که آیا حضرت ولی عصر عج در مکان خاصی حضور دارند و چگونه زندگی می کنند پاسخ داده اند که در آستانه فرا رسیدن نیمه شعبان تقدیم منتظران قدوم مبارکش می‌گردد.
 
سؤال:
 
در عصر غيبت کبري، حضرت مهدي ـ أرواحنا فداه ـ در چه مکاني اقامت دارند؟ وچگونه زندگي مي نمايند؟ خوراک، غذا، لباس وخوابگاه ايشان چگونه است واز کجا تهيه مي شود؟
 
پاسخ معظم‌له:
 
اصولاً بايد توجه داشت که اگر در موضوع غيبت، اينگونه نقاط مکتوم بماند، ايجاد شک وشبهه اي نمي نمايد؛ چنانکه روشن شدن آن نيز در ثبوت واثبات اصل غيبت مداخله اي ندارد؛ ووقتي غيبت شخص امام عليه السلام ومخفي بودن ايشان معقول ومنطقي باشد (چنانکه هست وبه آن ايمان داريم) مخفي بودن اين خصوصيات به طريق اولي معقول ومنطقي خواهد بود وجهل به اين گونه امور، دليل بر هيچ مطلبي نخواهد شد.
 
اين پرسش ها، با پرسش از اينکه امام هم اکنون در چه نقطه اي است؟ يا با ما چند متر يا چند هزار کيلومتر فاصله دارد؟ يا امروز چه غذائي ميل فرموده است؟ يا چند ساعت استراحت کرده وچه مقدار راه پيمائي نموده فرقي ندارد وبي اطلاعي ما از آن به جائي ضرر نمي زند، وعقيده اي را متزلزل نمي سازد، خدائي که به حکمت بالغه و قوه قاهره ومصلحت تامه خود، امام را در پرده غيبت قرار داده است، قادر است اين خصوصيات را نيز طبق مصلحت از مردم پنهان سازد.
 
مع ذلک براي اينکه به اين پرسش، پاسخ مختصري داده شود، عرض مي کنيم بر حسب آنچه از بعضي از احاديث، وحکايات معتبر استفاده مي شود، امام ـ روحي له الفدا ـ در غيبت کبري در مکان خاصي ودر شهر معيني استقرار دائم ندارند که از آن مکان وآن شهر خارج نگردند وبه محل ديگر تشريف نبرند، بلکه براي انجام وظايف وتکاليفي به مسافرت وسير وحرکت، انتقال از مکاني به مکان ديگر، مي پردازند؛ ودر اماکن مختلف بر حسب بعضي از حکايات، زيارت شده اند. واز جمله شهرهائي که مسلم به مقدم مبارکشان مزين شده است، مدينه طيبه؛ مکه معظمه، نجف اشرف، کوفه، کربلا، کاظمين، سامرا، مشهد، قم و بغداد است؛ ومقامات واماکني که آن حضرت در آن اماکن تشريف فرما شده اند، متعدد است؛ مانند مسجد جمکران قم، مسجد کوفه، مسجد سهله، مقام حضرت صاحب الامر در وادي السلام نجف ودر حلّه.
 
انتهای پیام
 
www.shafaqna.com/persian



 نگاشته شده توسط A.M M در جمعه 4 مرداد 1392  ساعت 12:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




آيا عقيده به ظهور منجى، به غير از اديان در ميان غربى‏ها و ساير اقوام نيز مطرح بوده است؟

باورداشت ظهور يك نجات دهنده بزرگ و رفع كاستى‏ها و مشكلات جامعه بشرى و برچيده شدن بساط ظلم و تبه‏كارى از ميان انسان‏ها، منحصر به شرقى‏ها و يا اديان نيست ؛ بلكه اين يك اعتقاد عمومى و جهانى است كه به شكل‏هاى مختلف، در عقايد و انديشه‏هاى اقوام گوناگون ديده مى‏شود. اين حكايت از ريشه‏دار بودن و فراگيرى انديشه «منجى گرايى» در كلّ جهان است. البته بايد خاطر نشان ساخت، اين اعتقاد - چنان كه در ميان شيعه بسيار عميق، عينى و راهبردى است - در بين بيشتر مكاتب و اقوام به عنوان آموزه‏اى اصيل و بنيادين مطرح نيست و به عنوان باورى فرعى و احتمالى تلقّى مى‏شود. در واقع شيعه با انديشه «مهدويت» زنده و پويا است و با آن زندگى مى‏كند و نفس مى‏كشد و آن را ركن اساسى، اعتقاداتش مى‏داند ؛ امّا در ميراث مكتوب و شفاهى بيشتر ملل و اديان، تنها اشاراتى گذرا به آن شده و مطالبى اجمالى درباره آن طرح گشته است. اين اعتقاد، هنوز به عنوان باورى اثرگذار و يقينى تبديل نشده و جايگاه استراتژيك خود را نيافته است! با اين حال همين اشارات و بيانات نيز، نشانگر فراگيرى و ريشه دار بودن انديشه «ظهور رهايى بخش بزرگ» و حقانيت و درستى آن است.

منجى گرايى در غرب‏
يكى از اعتقادات غربيان مسيحى، باور به بازگشت عيسى مسيح - به عنوان نجات دهنده مسيحيان و تحقق بخش ملكوت و سلطنت الهى - است. با اين حال در ميان اقوام مختلف غربى نيز سخن از يك منجى بزرگ مطرح بوده و پاره‏اى از افراد از چنين انتظارى بهره‏بردارى كرده‏اند.
نام پنج تن از مدعيان كه از انگلستان برخاسته‏اند، جيمزنا يلور، يوحنا سوثكات، ريچارد برادرز، جان نيكولز و هنرى جيمز پرينس ذكر شده است حكومت جهانى مهدى، ص 59..
برخى از فيلسوفان و دانشمندان غربى نيز آشكارا اعلام كرده‏اند كه جهان در انتظار مصلحى بزرگ است كه زمام امور جهان را به دست گرفته، همه انسان‏ها را زير يك پرچم و يك شعار گرد مى‏آورد ؛ به عنوان نمونه : دانشمند بزرگ انيشتين مى‏گويد : «روزى كه سراسر جهان را صلح و صفا فرا گيرد و مردم با يكديگر دوست و برادر باشند، دور نيست» همان، ص 7..
به طور فهرست‏وار مى‏توان به بعضى از اقوام و نژادهاى غربى اشاره داشت :
1. نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين، يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
2. نژاد ژرمن معتقد بودند : يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام مى‏كند و «ژرمن» را بر دنيا حاكم مى‏گرداند.
3. اهالى صربستان، انتظار ظهور «ماركوكر اليويچ» را داشتند.
4. ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه : آرتور از جزيره آلون، ظهور كند و نژاد ساكسون را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
5. اسن‏ها معتقدند : پيشوايى در آخرالزمان ظهور كرده، دروازه‏هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
6. اقوام اسكانديناوى بر اين باورند كه : براى مردم دنيا بلاهايى مى‏رسد و جنگ‏هاى جهانى اقوام را نابود مى‏سازد ؛ آن گاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى‏شود.
7. اقوام اروپاى مركزى، در انتظار ظهور «بوخص» مى‏باشند.
8. يونانيان مى‏گويند : «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد و... .

منجى گرايى در آمريكا، آسيا و آفريقا
بر اساس تحقيقات و بررسى‏هاى صورت گرفته، اعتقاد به ظهور يك منجى در ميان چينى‏ها، مصريان و ساير ملل و تمدن‏ها و نحله‏هاى فكرى رايج بوده است.
در ميان قبايل سرخ پوست آمريكايى اين عقيده رايج است كه روزى «گرد» سرخپوستان، ظهور خواهد كرد و آنها را به بهشت زمين رهنمون خواهد ساخت.
ايرانيان باستان معتقد بودند : «گرزاسپه» قهرمان تاريخى آنان، زنده است و در كابل خوابيده و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى‏كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
چينى‏ها باور داشتند كه : «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى‏دهد.
گروهى از مصريان (كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد در شهر «ممفيس» زندگى مى‏كردند)، معتقد بودند : سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى‏شود ؛ اختلاف طبقاتى را از بين مى‏برد و مردم را به آرامش و آسايش مى‏رساند.
گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخرالزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى‏كند.
ملل و اقوام مختلف هند، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور كرده، حكومت واحد جهانى تشكيل خواهد داد.
برهمائيان از دير زمان بر اين عقيده بودند كه در آخرالزمان، «ويشنو» ظهور مى‏كند و بر اسب سفيدى سوار مى‏شود. شمشير آتشين در دست گرفته و مخالفان را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن گرديده و به اين سعادت برسد.
اعتقاد به منجى هستى در ميان بوميان مكزيك نيز وجود داشته است و... او خواهد آمد، ص 87و88 ؛ ظهور حضرت مهدى از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص 44و45..
از مجموع آنچه گفته شده، اين نتيجه به دست مى‏آيد كه انتظار ظهور يك مصلح آسمانى و نجات دهنده بزرگ، منحصر در اديان نيست و جنبه منطقه‏اى ندارد ؛ بلكه گسترده، فراگير و جهانى است و ريشه در فطرت انسان‏ها و نيازمندى آنان به رفع مشكلات و دشوارى‏هايشان به دست يك انسان برتر دارد. (مهدويت1، رحيم كارگر، كد: 3/500027)
Tags:



 نگاشته شده توسط A.M M در جمعه 4 مرداد 1392  ساعت 12:09 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

شرح ماجراي خواندني يك پينه دوز كه امام زمان (عج) به سراغ او مي‌رفت توسط از کلام مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی

در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پـینه‏ دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان می‏‌گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏ دفعه می‏ آیند، می‏‌فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏‌روم کربلا و بر می‏‌گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست. 



 نگاشته شده توسط A.M M در جمعه 4 مرداد 1392  ساعت 12:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 



نمي دانم اگر از شما بپرسند كه بهترين معلم و دانشمند دنيا چه كسي است ذهنتان به سراغ چه كسي مي رود بهترين دانشمند دنيا كه گنجينه علم الهي است حضرت بقيه الله الاعظم (عج) است كه متاسفانه او را به دور از خود نگه داشته ايم همانند معلمي كه مدير مدرسه او را به كلاس فرستاده ولي دانش آموزان بگويند فعلا نبايد وارد كلاس درس بشوي.

بعلت اينكه مشكلي بزرگ در كلاس بوجود آمده است ، دانش آموزان به جان همديگر افتاده اند ، بعضي ها دارند بازي مي كنند و بعضي ها به كار هاي ديگر مشغولند و معلم بيرون كلاس منتظر مانده و دانش آموزان به هر كاري دست مي زنند اما به معلم و چگونگي استفاده از علم او توجهي ندارند.

هنوز معرفت ام نسبت به معلم بزرگ بشريت ناقص است هنوز منكر اين هستيم كه كسي بتواند به ملاقات آن حضرت برسد.

هنوز آن حضرت را بر كار هاي خود محيط و ناظر نمي بينيم.



 نگاشته شده توسط A.M M در چهارشنبه 26 تیر 1392  ساعت 10:14 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



 


خداوند متعال بني آدم را براي يك زندگي سعادتمندانه در دنيا، به عنوان مقدمه زندگي سعادتمندانه و جاويدان در جهاني ديگر آفريد و براي رسيدن به اين هدف، انبياء را با تعاليم انسان ساز، به سوي بشر فرستاد تا زمينه هاي حكومت عدل جهاني، به وجود آيد. تمامي اين ها مقده تحقق حكومت عدل در تمام كره زمين بوده و عقل هر انساني به روشني حكم مي كند كه مقدمه بايد بسيار بسيار كوچك تر از اصل باشد.

مثلا نه ماه زندگي در جنين مقدمه صد سال زندگي پس از تولد است.

تمام زندگي بشر از زمان حضرت آدم (ع) تا لحظه  قبل از ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه، مانند نه ماه زندگي جنين است و پس از ظهور تا قيامت كبري، مانند صد سال زندگي پس از تولد است. كه با ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شروع و تا هزاران؛ بلكه ميليون ها سال به شكل صحيح و انساني ادامه خواهد داشت و ميليارد ها انسان با رهبري امامان معصوم سعادتمند و بهشتي خواهند شد. با ورود بشر به عصر ظهور كه تمام علوم حيات بخش، خوبي ها، نيكي ها، عدالت و محبت بروز پيدا مي كند و با رهبري امام معصومي كه معدن رحمت، علم و پاكي پ1روردگار است ديگر زمينه اي براي باقي ماندن ظلم، بدبختي، نابساماني، فقر و ... وجود نخواهد داشت.

با اين توضيحات روشن مي شود كه پس از ظهور امام عصر (عج) زندگي بشر صد در صد سالم و از همه محروميت ها پاك خواهد شد، قسط، عدل، محبت، انسانيت، سلامت، رفاه، خداشناسي وعلم تمام جهان را فرا مي گيرد. زندگي پس از ظهور تاقيامت ادامه يافته و مدت آن بسيار زياد تر از زندگي قبل از ظهور خواهد بود؛ زيرا زندگي پس از ظهور در حقيقت آغاز زندگي و هدف از خلقت انسان است.

منبع: كتاب بيعت با امام زمان (عج) در عصر ظهور صغري نوشته ي جواد الهايي سحر صفحه ي 65 و 66 و 67

 



 نگاشته شده توسط A.M M در چهارشنبه 26 تیر 1392  ساعت 10:13 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



 



در اينكه تمام اديان الهي منتظر حضرت حجه بن الحسن العسكري (عج) هستند هيچ شك و شبهه اي وجود ندارد؛ زيرا در اكثريت كتابهاي شان حتما نامي از يك منجي برده شده كه دنيا را پر از عدل و داد مي كند در حالي كه پر از ظلم و جور شده است.

علاوه بر قرآن كريم كه صد و سي و سه آيه (به تحقيق علماي بزرگوار) درباره حضرت ولي عصر در آن وجود دارد در انجيل نيز صد و پنجاه جمله درباره حضرت وجود دارد. حتي با آن كه انجيل دست خورده و تحريف شده؛ اما اين مطالب درباره حضرت بقيه الله ارواحنا فداه در آن باقي مانده است، تنها نام مبارك پيامبر اكرم (ص)را ترجمه كرده اند كه حضرت عيسي (ع) فرمود: من از جانب پدر او را مي فرستم كه بعضي از مسيحي ها مي گويند: يعني خود حضرت عيسي برميگردد.

آري! همه مي گويند: او مي آيد. يهودي، زرتشتي، بودايي، مسيحي، مسلمان، همه مي گويند منجي مي آيد. حتي بسياري از اين ها به وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) نيز معتقد نيستند؛ اما به منجي آخرالزمان به صورت اوصاف مشترك كه شخصپاك ومعصومي است و جهان را از انحطاط نجات مي دهد و پر از عدل و داد مي فرمايد، معتقدند و اين نيست جز لطف خاص پروردگار به بشر تا تفكر كند و امام زمانش را بشناسد.

بهتر است كمي به فكر امام زمان مان باشيم، يك مقدار تبليغات مان را وسيع كنيم. از دانشمندان دنيا دعوت كنيم بيايند و درباره آن حضرت صحبت كنند و به آن ها بفهمانيم كه چنين چيزي هست با اين كار ظهور جلو خواهد افتاد.

آن ها مي دانند دين شان ناقص است، در تورات آمده است كه دين تان ناقص است، بعدها يك نفر خواهد آمد و آن را تكميل خواهد كرد و آنها؛ چون پيغمبر اكرم (ص) را قبول نكردند منتظر حضرت مهدي ارواحنا فداه هستند هر چند ايشان را به اسم نشناسند. مسيحيت هم همين گونه است در انجيل مكرر از فارقليتا، هر قليتوس و روح راستي نام برده شده است و مسيحيان نيز منتظرند او بيايد تا تمام دنيا در يك حكومت واحد قرار بگيرد.

از اين رو اولين مردمي كه به حضرت بقيه الله (ع) ايمان مي آورند مسيحي ها هستند؛ زيرا مي بينند حضرت عيسي مي آيد و به آن حضرت اقتدا مي كند و او را به عنوان امام قبول مي نمايد. يكي از اولياء خدا در مكاشفه اي ديده بود كه حضرت عيسي (ع) فرموده است:« در تمام مدت من منتظر همان دو ركعت نماز هستم كه به امامت حضرت بقيه الله ارواحنا فدا در كره زمين مي خوانم.» و حقيقت هم همين است.

منبع: كتاب بيعت با امام زمان (عج) در عصر ظهور صغري نوشته ي جواد الهايي سحر صفحه ي 58 و 59 و 60



 نگاشته شده توسط A.M M در چهارشنبه 26 تیر 1392  ساعت 10:13 AM
نظرات 1 | لینک مطلب



 


1.از امير المومنين (ع) در بخشي از يك حديث طولاني چنين نقل شده است:«زمين -هيچگاه- از حجتي كه به اقامه ي امر خدا قيام كند خالي نيست: يا آشكار است و مردم او را مي شناسند - و در شدت و سختي و مخفي از ديدگان مردم نگران اداره ي اهل زمين است؛ تا حجتهاي الهي و آيات پروردگار در مسير حق دوام يابد- و نتيجه ي زحمات ايشان هدر نرود.-»1

2. از امام جعفر صادق (ع) از پدران بزرگوارش از علي (ع) در خطبه اي كه بر منبر كوفه ايراد فرموده است، نقل شده است:«پروردگارا -تو خود گواهي- كه اهل زمين را از داشتن حجتي از ناحيه تو كه آنان را به دين تو هدايت كند و علم الهي را به ايشان بياموزد، و حجتت از تماميت نيفتد و پيروان اوليائت بعد از اينكه -به وسيله پيامبران- هدايتشان كردي گمراه نشوند، گريزي نيست: اين حجت تو يا در ميان مردم ظاهر و براي آنان آشناست اما از او اطاعت نمي كنند؛ يا از ديد مردم پنهان و منتظر زمان ظهور است. زماني كه مردم در صلح و آرامش هستند اگر وجود حجت از نظر آنان غايب باشد دانش و منش او به دلهاي مومنين مي رسد و ايشان به آن عمل مي كنند.»2

3. از امام حسن عسكري (ع) در مورد -صحت يا كيفيت- اين خبر كه به نقل از پدران بزرگوارش رسيده است كه: «زمين هيچگاه از حجت خدا بر خلقش خالي نيست، هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.» سوال شد، پس امام (ع) فرمود:«اين مطلب حق است همانطور كه وجود آتش -و جهنم- حق است.» پي از آن حضرت سوال شد كه:«يا بن رسول الله، حجت و امام بعد از شما كيست؟» فرمود:«فرزندم محمد، او امام و حجت بعد از من است، هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»3...

4. امام صادق (ع) از امير المومنين (ع) نقل مي فرمايد كه فرمود:«بدانيد كه زمين از حجت خداي عزّ و جلّ خالي نيست، اما به واسطه ي ستمگريها و جهالتهاي مردم، خداوند ديدگانشان را از مشاهده ي او فروبسته است و اگر زمين لحظه اي از حجت خدا خالي باشد نظامش در هم ريخته و اهلش را در خود فرو خواهد برد، اما حجت خدا مردم را مي شناسد ولي مردم او را نمي شناسند همان گونه كه حضرت يوسف مردم -برادرانش- را مي شناخت و آن ها او را نشناختند.»4

 

1- اثبات الهداة، ج3، ص262، روايت 109.

2- اثبات الهداة، ج3، ص363، روايت 112.

3- اثبات الهداة، ج3، ص482،روايت 189.

4- اثبات الهداة، ج3، ص532، روايت 463.

منبع: ظهور نور: ترجمه الشموس المضيئه / تاليف علي سعادت پرور ؛ مترجم جواد وزيري فرد صفحه 29 و 30

 



 نگاشته شده توسط A.M M در چهارشنبه 26 تیر 1392  ساعت 10:12 AM
نظرات 0 | لینک مطلب