تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

آیا من یک انسان موفق هستم؟

آیا من یک انسان موفق هستم؟
                        
به شما پیشنهاد می‌کنیم حتما این مقاله را بخوانید. می‌خواهیم ثابت کنیم موفقیت ساده است. ساده به شرط آنکه اصول و قوانینش را درست انجام دهید.
من جوانی هستم بیست و سه ساله. گفتم جوان! بله، یک پسر بیست و سه ساله. من خودم را یک شخصیت موفق می‌دانم و البته اطرافیانم نیز این را تائید می‌کنند.بارها از من پرسیده شده است با کدام محاسبات خودت را یک انسان موفق می‌دانی و همیشه نظرات خودم را بیان کرده‌ام.
قرار است در این مقاله با چند مقایسه کوچک به جوابی برسیم که سالهاست ذهن ما را به خود مشغول کرده است. سوالی که با جواب ندادن به آن هر روز ارزش خودمان را پیش خودمان کمتر می‌کنیم و هر روز به جای پیشرفت، پسرفت می‌کنیم.
امروزه کمتر کسی ست که بیل گیتس را نشناسد. او را یکی از موفقترین شخصیت‌های جهان می‌دانند. این تا جایی ادامه دارد که هر وقت نام او را می‌بریم کلمه موفق هم در ذهن ما نقش می‌بندند.
حالا اگر از شما بپرسم چرا بیل گیتس موفق است سریعا می‌گوئید خوب مشخص است ، این آدم پنجاه بیلیون دلار ثروت دارد. او یک شخصیت مشهور و یک مدیر موفق است.
شاید اینها را بتوان در زمینه موفقیت شغلی ملاک قرار داد اما آیا اگر قرار باشد خود شما را موفق تلقی کنیم بدون موفقیت در زمینه فردی می‌توانیم از شما به عنوان یک انسان موفق نام ببریم؟
دوست من، قضیه حتی فراتر از سوال قبلی ست. فرض کن جوان بزهکاری در بیست و سه سالگی، یعنی در سن من به زندان بیفتد و تا بیست سال آینده یعنی چهل و سه سالگی از آنجا آزاد نشود. اما بعد از آزادی و حالا که قدر و ارزش واقعی زندگی را دانسته دست به تلاش می‌زند. در صدد جبران زمان‌های از دست رفته برمی‌آید و به جلو حرکت می‌کند. با تمامی این احوال زمان از کف رفته است. او می‌بایست تازه در زمینه خاصی تحصیل کنید، تجربه به دست بیاورد و کارشناس شود. باید زمانی بگذرد تا در کارش موفق شود. باید بدهی‌هایش را به زمانه پرداخت کند. نهایتا ده سال بعد یعنی در پنجاه و سه سالگی تنها یک میلیون دلار ثروت کسب می‌کند.
در اینجا، آیا می‌توانیم منکر موفقیت‌های کسب شده این بزهکار منقلب شده باشیم؟ آیا می‌توانیم بگویم چون بیل گیتس در جوانی یک میلیونر بود اما بزهکار مثال ما در پنجاه سالگی تنها یک میلیون دلار دارایی دارد انسان موفقی نیست؟! آیا می‌توان ارزش هدفمند بودن، تلاش و خودساختگی او را زیر سوال برد؟! هرگز!
دوست من، واقعیت حتی از این هم عمیقتر است! در واقع آنچه دیدم بسیار عمیقتر است! چون من برای دختران و پسران جوانی سخنرانی می‌کنم که هم سن و سال من هستند اما به دلیل بیماری و عارضه خاصی نهایتا شش ماه تا دو سال بیشتر زنده نخواهند بود. تا زمانی که موفقیت را آنگونه که به اشتباه تعریف کرده‌اند می‌دانند ناراحت، افسرده و بی انگیزه‌اند اما زمانی که عقیده خودم را در مورد موفقیت با آنها مطرح می‌کنم انگار موقعیت جدید به آنها بخشیده شده است. انگار که مسئله مرگ آنها از یک سرما خودرگی ساده هم ساده‌تر است!
از نظر من “موفقیت رسیدن به هدف نیست”! من موفقیت را در داشتن هدف می‌دانم. من موفقیت را یک اشتیاق سوزان می‌بینم.
قبول دارید که انسان‌های موفق، انسان‌های شادی هستند؟ در واقع اگر می‌خواهید شاد باشید می‌بایست موفق باشید. از طرفی روانشناسان معتقدند اگر می‌خواهید موفق باشید می‌بایست شاد باشید. من در این بین به رابطه‌ای پی بردم.
زمانی که هدفی داریم احساس خرسندی و رضایتمندی و نهایتا شادی می‌کنیم و این یعنی موفقیت. رضایتمندی و شادی ما را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد. از همین رو می‌گویم انسان‌های به واقع هدفمند انسان‌های موفق هستند. داشتن هدف یعنی موفقیت!
از اینجاست که آن دختر و پسر بیمار به خودش می‌آید. از اینجاست که نا امیدی را رها می‌کند و جسارت آنرا بدست می‌آورد که برای خود هدف‌هایی تعیین کند و در راه رسیدن به آنها گام بردارد. در مسیر موفقیت…
به احتمال زیاد آنها بخاطر آنکه زندگی مسیر دیگری برایشان جز مرگ زود هنگام تعیین نکرده است به هدفشان نرسند، اما آیا می‌توان آنها را یک شخصیت شکست خورده دانست؟! هرگز! هرگز! هرگز!
دوست من، فرض کن تنها شش ماه از عمرت باقی مانده بود. برای موفقیت چکاری ست که باید بکنی؟!


منبع :http://www.seemorgh.com/culture/default.aspx?tabid=2377&conid=13589&mID=7556




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:14 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده فرمان کارآفرینی

1- هر روز با اشتیاق در محل کار خود حاضر شوید.
2-بر هر دستوری که هدفش توقف آرمان شماست ، پیش دستی کنید.
3-هر کاری که برای تکمیل پروژه تان لازم است ، بدون توجه به شرح شغل خود انجام دهید
4-افرادی را برای کمک به خود پیدا کنید.
5-درباره افرادی که انتخاب می کنید از شهود خود کمک بگیرید و فقط با بهترین ها کار کنید.
6-تا جایی که می توانید پنهان کاری کنید ، جنجال و تبلیغات ، ساز و کارهای امن را به خطر می اندازد.
7-هیچ وقت روی یک مسابقه شرط بندی نکنید ، مگرآنکه خودتان گرداننده اش باشید.
8- به یاد داشته باشید درخواست بخشش آسانتر از درخواست اجازه است .
9- در اهداف خود ثابت قدم بوده و وفادار بمانید، اما درباره تحقق آن اهداف واقع گرا باشید.
10-حامیان خود را گرامی بدارید.
 

www.seemorgh.com/lifestyle
منبع: edumoshavere.blogfa.com




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:13 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

هفت تکنیک برای کسب موفقیت در زندگی فردی و شغلی

 هفت تکنیک برای کسب موفقیت در زندگی فردی و شغلی

 بسیاری از افرادتمایل دارند که در زندگی به موفقیت دست پیدا کنند. آنها برای خود اهدافی را معین می کنند و بعد برای رسیدن به آنها به شدت تلاش می نمایند؛ اما سوالی که می توان در این زمینه مطرح کرد، این است که اصلاً موفقیت چیست؟ در واقع باید اظهار داشت که موفقیت برای افراد مختلف، مفاهیم متفاوتی را در بر دارد. به عنوان مثال موفقیت برای صاحب یک پمپ بنزین این است که روزانه بتواند به اتومبیل های بیشتری بنزین ارائه کند. از سوی دیگر کسی که به موسیقی علاقه دارد، موفقیت را در انتشار اولین آلبوم اختصاصی اش می بیند. علاوه بر این باید در نظر داشت که موفقیت همیشه با پول پیوند نمی خورد. موفقیت می تواند کسب یک نمره خوب از یک عنوان درسی مشکل باشد و یا در درست کردن یک کیک شکلاتی خوشمزه خلاصه شود. به هر حال موفقیت در اشکال و اندازه های مختلف ظهور می کند، اما همیشه یک مطلب در آن صدق می کند: نیازمند تلاش و وقت گذاشتن می باشد. ممکن است هدفی را در ذهن خود دنبال کنید، برای رسیدن به این هدف راههای بیشماری را در نظر دارید، شما ملزم هستید که مناسب ترین گزینه را از میان آنها انتخاب کنید. در این مقاله قصد داریم تا شما را با 7 نمونه از تکنیک های رسیدن به موفقیت آشنا کنیم. کاربردی بودن کلیه این متدها از نظر علمی به اثبات رسیده و شما می توانید با خیال راحت از آنها برای رسیدن به اهدافتان سود برید.

1- استعدادهای بالقوه خود را شناسایی کنید
به منظور رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای، شما نیاز دارید که توانایی رسیدن به آن امر را در خود کشف کنید. به عنوان مثال اگر علاقه دارید که در رشته خواندن فعالیت داشته باشید، باید صدای خوبی هم داشته باشید. اگر احساس می کنید که صدای چندان مناسبی برای این کار ندارید، شاید نتوانید آنطور که باید و شاید در این زمینه به موفقیت دست پیدا کنید. مثال دیگر اینکه اگر به کارهای فنی خودرو علاقه دارید و به راحتی می توانید مشکلات موتور و یا اجزی داخلی آنرا عیب یابی نموده و آنها را تعمیر نمایید، شما این توانایی را دارید که مسائل مربوط به آن را آموزش ببینید و به موفقیتی که انتظارش را دارید، دست پیدا کنید.

2 - به گذشته نگاه نکنید
همه افراد در زندگی خود اشتباه می کنند و شکست های متفاوتی را تجربه مینمایند. می توانید به خودتان بگویید که هر شکست شما را یک گام به سوی موفقیت نزدیک تر می کند. به منظور رسیدن به موفقیت، شما باید یاد بگیرید که از شکست های گذشته خود به نحو احسن استفاده کرده و از آنها درس بگیرید. هیچ گاه در زندگی خود با خاطرات گذشته زندگی نکنید. گذشته ها گذشته است و آینده ای جالب انتظار شما را می کشد. خیلی راحت به سمت جلو حرکت کنید و تصمیم های عاقلانه تری اتخاذ نمایید و از گذشته درس بگیرید.

3 - شجاعت خیال پردازی را در خود افزایش دهید .به منظور رسیدن به موفقیت شما نیازمند رویا پردازی و الهام گرفتن هستید. در مورد این مطلب که از زندگی چه می خواهید با خودتان صادق باشید. ببینید که حقیقتاً دوست دارید در زندگی چه چیزی بدست آورید و به چه چیزهایی دست پیدا کنید. به ذهنتان اجازه دهید هرچقدر که دوست دارد بزرگ اندیشی کرده و خیال پردازی نماید.

4 -برای خود نقشه کاری طراحی کنید
اگر به دنبال رسیدن به موفقیت شغلی هستید، پیش از انجام هر کاری باید برای خود یک طرح جامع تبیین نمایید. چه به دنبال شریک برای کاری که می خواهید شروع کنید باشید یا خیر، به هر حال این طرح، نقشه راه شما برای رسیدن به موفقیت می باشد. طرح شما می بایست شامل پیش بینی روند بازار، در نظر گرفتن مباحث اقتصادی، تحلیل قدرت رقبا، استراتژی های خروج، بازاریابی، و گزینه هایی برای پیشرفت باشد. حتی زمانی که به دنبال شریک سرمایه گذار هم می روید، باز هم باید طرحی برای ارائه دادن در دست داشته باشید. این امر از هر چیزی اهمیت بیشتری در بر دارد. اگر موفقیت شما جنبه ای کاملاً فردی دارد، می توانید کارهایتان را به صورت پروژه های کوتاه مدت دنبال کنید تا بتوانید به مطلوب ترین نتیجه دست بیابید.

5 - تسلیم نشوید
برای رسیدن به موفقیت می بایست ثابت قدم بود. حتی توماس ادیسون هم چنین فرضیه ای را رعایت می کرد. زمانیکه اولین لامپ تابان مسی را تهیه کرده بود، بیش از 10000مرتبه آنرا امتحان کرد تا توانست یک لامپ را روشن کند، هر چقدر مسائل بیشتر برایتان چالش انگیز می شوند، باید سعی کنید که تلاشتان را نیز به مثابه آن افزایش دهید.

6 - خواست – نگرشی توقف ناپذیر داشته باشید
باید آنقدر اهدافتان را در ذهن به تصویر بکشید که نسبت به آنها یک میل و خواست درونی پیدا کرده و به صورت یک وسواس در ذهن شما تبدیل شوند، به طوری که تا به آنها دست نیابید، آرام ننشینید. تحت این شرایط با احتساب به این مطلب که به طور 100% به موفقیت دست پیدا خواهید کرد و با در نظر گرفتن این موضوع که دانش و ایمان کافی برای رسیدن به آرزوهای خود را دارید، شکی نیست که می توانید به تمام خواسته های خود جامه عمل بپوشانید.

7 - تعیین هدف و تصریح آن
شما باید جزئیات دقیق تمام اهدافی که قصد رسیدن به آنها را دارید برای خود مو به مو تشریح کنید. باید ببینید از چه راههای می توانید به آنها دست پیدا کنید. باید برای خودتان روشن کنید که دوست دارید در آینده زندگی شما به چه شکل باشد. درست مانند طراحی برنامه منسجم شغلی، اما این بار برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی می کنید. متاسفانه 90% از افراد برای زندگی خود هیچ گونه برنامه ریزی خاصی ندارند. به همین دلیل است که بیشترین ثروت جهان تنها در اختیار 10% از افراد است. آیا تصور نمی کنید که این افراد، همان هایی هستند که برای خود هدف تعیین می کنند؟ زمانیکه شما اهدافتان را معین نمودید، باید آنها را اظهار قطعی کنید.
و اما اظهار قطعی عبارت است از عباراتی که در مورد آنها فکر می کنید، و در مورد آنها به خود و یا دیگران توضیح می دهید. یک نمونه از آن می تواند چیزی شبیه به این جمله باشد: "هر روزی که می گذرد، از هر نظر، بهتر و بهتر می شوم." شاید به نظر برخی از افراد این جمله کلیشه ای و پیش پا افتاده باشد. دکتر امیل کو در کتاب خود پیرامون این مبحث صحبت های جالبی را مطرح نموده است. او اذعان داشته که با اتکا به این روش موفق شده تا هزاران هزار بیمار را درمان کند. طبق پژوهش های او تکرار این جمله 20 مرتبه، دو بار در طول روز می تواند هر مصیبتی را از میان بردارد. او معتقد است که تا کنون هیچ کس را درمان ننموده، بلکه به بیماران آموزش داده که چگونه می توانند خودشان را درمان کنند. کلیه شواهد موجود پیرامون درمان این نوع بیماران در دسترس می باشد. به هر حال افراد می توانند هم نگرش مثبت در خود ایجاد کنند و هم منفی. از جمله عبارات تاکیدی منفی می توان به نمونه ی زیر اشاره کرد: زمانیکه اتفاق بدی روی میدهد، فرد با خود می گوید: "همیشه یک چنین اتفاقی برای من می افتد." جملات تاکیدی، بهترین راه برای جایگزین نمودن افکار مثبت به جای نگرش های منفی هستند. با اتکا به نگرش مثبت می توانید قدرت های درونی خود را افزایش داده و شخصیت درونی خود را نیز بهبود بخشید. هیچ لذتی بالاتر از رسیدن به موفقیت در زندگی نیست. باید قبول کنید که برای رسیدن به موفقیت باید تلاش کرده و به شدت زحمت بکشید، اما در عوض زمانیکه به موفقیت دست پیدا کنید، خستگی تمام تلاش هایی که انجام داده اید از بدنتان در می آید. نتیجه واقعاً لذت بخش و غیر قابل باور خواهد بود. از همین حالا دست به کار شوید و موفقیت را به زندگی خود دعوت نمایید.

منبع :http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-3055-page-1.html




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:13 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شکست عامل اصلی موفقیت

«کسي که اشتباه نمي کند بعيد است که اصلاً چيزي درست کند.»
من هميشه دوست داشتم که کارم را بدون هيچ مشکلي انجام بدم.اگر به مشکلي برمي خوردم يا آن کار را به طور کلي رها مي کردم يا اينکه از کس ديگري مي خواستم آن را برايم انجام بده .الان هم دوست دارم کارام روي رِوال عادي وبدون هيچ گرفتاري انجام بشه(کي بدش مياد ) اما با گذشته يک تفاوت اساسي کردم و اون اين که تا اون را انجام ندم وتمامش نکنم دست از سرش برنمي دارم.شايد يکي از دلايلش سخنان شيريني باشد که آدم هاي موفق از تلاش هاي خودشان گفته اند و منو تحريک کرد به اينکه خودم را عوض کنم . تغيير در رفتار وعادات بد ما رو زودتر به اهدافمان نزديک مي کند. يک ضرب المثل انگليسي مي گويد: اگر توانستي عادت را از سر بيندازي به موفقيت خود اميدوار باش.
توي کتابهايي که خوندم اين گفته ها به نظرم جالب اومد:
بنجامين فرانکلين گفته که: من تا به حال شکست نخورده ام ،فقط 10000 طرح مختلف داشتم که به نتيجه نرسيدند.اديسون گفته : از ميان 200 لامپي که کار نکردند، هر شکست چيزي به من گفت که توانستم در تلاش بعدي ام ازآن استفاده کنم جيمز کورِبت مي گويد: براي اينکه قهرمان شوي ،يک دور ديگر مبارزه کن. برنارد شاو: موقعيکه جوان بودم مشاهده کردم که از ده کار نُه عدد اشتباه است و چون نمي خواستم در کارم باشکست مواجه شوم هرکاري را ده بار انجام دادم. همه آنها فهميدند که شکست ها وآغاز هاي اشتباه پيش شرط هايي براي رسيدن به موفقيت هستند. شکست، مقدمه اي براي شروع دوباره است .شروعي که شايد اين بار شما را يک مرحله به پيروزي نزديک کند. پال آردن در نوشته هاش گفته:درآخرين شرکتي که کار مي کردم کسي را براي اشتباه کردن اخراج نمي کردند،بلکه شما وقتي اخراج مي شديد که قوه ابتکار نداشتيد.شکست عامل اصلي موفقيت شرکت بود. حالا ديگه مفهوم واقعي جمله بالا را مي دونيد.منبع :http://www.tafahomnews.com/Sections-req-viewarticle-artid-2953-page-1.html




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:12 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ده نگرش که مانع پیشرفت درکسب وکارتان می شود

در این قسمت چند نمونه از عادات نه چندان مناسب را برایتان ذکر می کنیم؛ ببینید که آیا در ذهن شما هم یک چنین گرایش هایی وجود دارند یا خیر؛
1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید .
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.
2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم ؟
منظور من این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تما یل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.
3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی !
هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.
4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده !؟
شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.
5- پذیرش جبر مطلق
این شما هستید که زند گی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگی تان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.
6- قدر و لیاقت شما محدود نیست
این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.
7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند .
دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟
8- هیچ کس مرا قبول ندارد !
من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.
9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم
من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راه های نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.
10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید
ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.

منبع :سايت مردمان




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:11 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

سيره امام خمينى در سكونت

سيره امام خمينى در سكونت

حضرت امام خمينى در طول اقامت خويش در قم، نجف و تهران، همواره از منزل و محل سكونت ساده و بى آلايشى بهره برد و نسبت به سادگى و عدم چشمگير بودن آن، بسيار حساس بود. وى از هزينه‏هاى زائدى كه معمولاً صرف تجملات و رفاه غير معقول مى‏شود، جداً پرهيز مى‏كرد. معروف است كه وقتى پله‏هاى حياط منزل امام در يخچال قاضى ساييد شده بودند، به طورى كه بهره‏بردارى از آن مشكل بود، بنّا گفت: بايد تعدادى آجر نو تهيه و به جاى آنها جايگزين شود؛ ولى امام نپذيرفت و فرمود: «همان آجرهاى خودش را پشت و رو كرده و مورد استفاده قرار بدهيد»؛ بنّا نيز همين كار را انجام داد.1
در نجف، حضرت امام در خانه كوچك، قديمى و بلكه فرسوده‏اى زندگى مى‏كرد؛ به طورى كه آشپزخانه‏اش قابل استفاده نبود و ديوارهاى اتاقش نياز به تعمير داشت. يك بار آية الله اشراقى (داماد امام) پيشنهاد كرد كه ديوارهاى اتاق رنگ‏آميزى شود. امام فرمود: «من نمى‏توانم از بيت المال خرج كنم». آقاى اشراقى جواب داد: اگر اجازه دهيد، از پول خودم اقدام كنم. وقتى امام چند روزى به سفر كربلا رفت، او اين كار را انجام داد و با اين كه يك رنگ‏آميزى بسيار ساده‏اى انجام شد، ولى چون امام بازگشت و وضع را ديد، فرمود: «من گفته بودم رنگ كنيد؛ اما نه اين طور». حضرت امام در نجف، به مدت سيزده سال به همين منزل زندگى كرد.2
پس از پيروزى انقلاب، وقتى امام به خاطر كسالت قلبى از قم به تهران منتقل شد و به مدت دو ماه در بيمارستان قلب بسترى گرديد، بعد از پايان اين دوره، به تشخيص پزشكان قرار شد كه وى در محل مناسب و خوش آب و هوايى در تهران اقامت كند. ابتدا در خيابان دربند، منزلى در سه طبقه اجاره شد و امام همراه خانواده به آن جا رفتند و در طبقه اول آن سكنى گزيدند و طبقه دوم و سوم نيز اختصاص به محافظان و اعضاى دفتر داشت؛ ولى چون نماى بيرونى اين ساختمان از سنگ بود و ظاهرى اشرافى داشت، حضرت امام يك لحظه در آن جا آرامش نداشت و در همان ابتداى ورود به طور صريح فرمود: «اين جا مناسب حال من نيست؛ اگر يك منزل مناسب پيدا نشود، به قم باز مى‏گردم». سرانجام پس از مدتى تلاش، همين منزل جماران به مساحت 120 متر كه ساده و نيمه كاره هم بود، پيدا شد. وقتى امام به آن جا انتقال يافت و نگاهى به حياط و اتاق‏هاى آن كرد، فرمود: «حالا راحت شدم؛ در اين چند مدت، مدام در عذاب بودم». وقتى اطرافيان پرسيدند: آقا! در اين جا، جاى شما تنگ نيست؛ ناراحت نيستند؟ فرمود: «اتفاقاً جاى ما همين جاست و جاى قبلى براى ما مناسب نبود».3
چند روز پس از اقامت، امام متوجه شد كه بنّا و كارگران در طبقه دوم حسينيه جنب منزل امام و محل ديدار عمومى امام با مردم، مشغول گچ كارى و تزئينات هستند؛ فورى دست اندركاران را خواست و مانع از ادامه اين كار شد و فرمود: «بگذاريد من بميرم و بعدش اين كارها را انجام دهيد».4
در ماجراى كودتاى نوژه از طرف ارتش آمدند تا جايى را در نزديك اقامتگاه امام مسطح كنند تا هلى كوپتر بتواند به راحتى فرود آيد تا اگر حادثه‏اى روى داد، بتوانند امام را به جاى امنى انتقال بدهند. وقتى حضرت امام سروصداى بولدوزرها را شنيد و از موضوع آگاه شد، آية الله خامنه‏اى را خواست و فرمود: «من هر شرايطى در اين جا پيش آيد، به هيچ كجا نمى‏روم و از ادامه اين كار راضى نيستم» و بلافاصله مانع اين كار شد.5
در ايام بحرانى جنگ تحميلى كه رژيم بعثى صدام شهرهاى ايران، به ويژه تهران را مرتب با موشك دور برد و هواپيماهاى جنگى هدف قرار مى‏داد، مسئولين و نزديكان تصميم گرفتند كه براى امام پناهگاهى احداث كنند.
وقتى امام از ماجرا با خبر شد، فرمود: «به هيچ وجه به آن جا نخواهم رفت». يك روز حاج احمد آقا گفت:
آقا! لااقل بياييد و پناهگاه را ببينيد. امام در جواب فرمود: «لازم نيست از همين بيرون پيداست» و حتى يك بار هم به نزديك آن نرفت. وقتى برخى مسئولان اصرار كردند، فرمود:
«... مردم بايد بدانند كه اگر من به جايى بروم و بمب، پاسداران اطراف منزلم را بكشد و مرا نكشد، من ديگر به درد رهبرى اين مردم نخواهم خورد؛ زمانى مى‏توانم به مردم خدمت كنم كه زندگى ام مثل آنان باشد».6
حضرت امام حتى برخلاف رسم معمو ل، براى خويش محل دفن و مقبره تعيين نكرد. در وصيت نامه الهى - سياسى و ديگر سخنانش حتى به گونه كنايه و اشاره هم درباره اين موضوع سخن نگفت.
در سال 1366 ش. يكى از دوستان حوزوى امام، طى نامه‏اى از وى درخواست كرد تا وى دستور دهند كه در صحن حرم حضرت معصومه(س) براى او قبرى تهيه شود. حضرت امام در جوابش نوشت:
«... جناب‏عالى با آن كه پيرى روشن ضمير هستيد و از پيرى اطلاع داريد، لكن از گرفتارى اين جانب و ضعف و نقاهت‏هاى گوناگون من ظاهراً بى‏اطلاع هستيد و گاهى پيشنهادهايى مى‏فرماييد كه عمل به آن مقدور نيست؛ از جمله پيشنهاد اخير. بهتر آن است كه بنده و جناب‏عالى در فكر قبه و بارگاه نباشيم كه اينها براى هيچ كس سودى ندارد. آن چه مى‏دانيد سود دارد، عمل خدا پسندانه است كه از عهده اين جانب بر نمى‏آيد. اميد است با دعاى خير جناب‏عالى و ساير عزيزان، موفق به يك عمل صالح شوم».7

پى‏نوشت

1. پابه‏پاى آفتاب، ج‏2، ص‏313.
2. سرگذشتهايى از زندگى امام، ج اول، ص‏134. عبدالرحيم اباذرى‏
3. پابه‏پاى آفتاب، ج‏2، ص‏250.
4. همان، ج اول، ص‏249.
5. همان، ج دوم، ص‏252.
6. صحيفه امام، ج‏2، ص‏245.

منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=233




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:09 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

شکرانه

شکرانه

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا جمعيتي مطابق با يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،
 تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،  
 يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،
 وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر مي‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از 3 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس داريد،
اگر تختخواب و سرپناهى داريد،
در اين صورت شما از 75% مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،
شما به 8% مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
اگر شما اين نوشته را مي‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:
1- يک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.  
3- و ... شما جزو 1% از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
به قولي :
            طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،  
            طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،  
            طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمي‌بيند،
            طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمي‌شنود،
            و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت جاودانه است




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:08 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

منشور ارتباط با مراجعين‏

منشور ارتباط با مراجعين‏
محمود شریفی
       
شغل‏ها، وسيله‏اى براى خدمت به مردم و رفع نياز آنان است. از اين رو، يك مدير مكتبى و مسلمان، بايد هميشه هدف شغلى خود را در نظر داشته باشد و در انجام وظيفه، هيچ گاه از اين هدف، منحرف نگردد.
اگر مديرى چنين باشد، رفتار او با مسئول بالاتر و تمام زيردستان و مراجعين، رفتارى مكتبى، مدبرانه و خردمندانه خواهد بود.
در اين مختصر برآنيم تا رفتارهايى را كه شايسته يك مدير مكتبى است، با استفاده از سخنان گهربار حضرت امام على بن ابى طالب عليه‏السلام - كه خود الگوى يك مدير مكتبى و موفق بود- تبيين كنيم و به صورت خلاصه ارائه دهيم.
با نگاهى اجمالى سخنان امام اميرمؤمنان عليه‏السلام در مى‏يابيم كه يك مدير مكتبى، بايد نسبت مراجعين دستورات ذيل را مورد توجه و عمل قرار دهد:
1. وقتى به مسئوليت رسيد، رفتارش نسبت به مردم تغيير نكند؛ بلكه به مردم نزديك شود و مردمى باشد.
2. مسئوليت را نعمتى الهى بداند و از اين فرصت، در جهت خدمت به مردم، در حد توان، تلاش كند.
3. در برخورد با مراجعين و مردم، مهربان و خوش رفتار باشد و به همه احترام بگذارد.
4. عيوب آنان را بپوشاند.
5. چيزى براى ديگران بپسندد كه براى خود مى‏پسندد.
6. با همه افراد و مراجعان، منصفانه رفتار كند.
7. در انجام وظايف و رفع نيازهاى مردم، صبور و با استقامت باشد.
8. به دنبال سودجويى از مردم و مراجعين نباشد.
9. مردم و مراجعه كنندگان را وسيله آزمايش خود بداند.
10. اگر مردم خطا كردند، آنان را عفو كند.
11. از كيفر دادن افراد، خوشحال نشود.
12. در كارهاى مردم، عجولانه تصميم نگيرد.
13. عجب و خودپسندى به خود راه ندهد.
14. به دنبال جلب توده مردم باشد و نه افراد ويژه.
15. با افراد شايسته، باتجربه و كاردان، مشورت كند.
16. افراد نيكوكار و بدكار، در نظر او يكسان نباشند.
17. به مراجعه كنندگان نيازمند، مستمندان، تهيدستان و از كارافتادگان، توجه ويژه داشته باشد.
18. براى مراجعه مردم، وقت خاصى را مشخص كند و به كار آنان، شخصا رسيدگى كند.
19. در مقابل مراجعان، تواضع و فروتنى كند.
20. رفتارش به گونه‏اى باشد كه مراجعه كننده با صراحت و بدون ترس، سخن خود را بيان كند.
21. خشونت و تندى سخن آنان را تحمل كند.
22. به وعده‏هاى خود عمل كند.
23. حقوق همه را رعايت كند.
24. در انجام كار مراجعه كنندگان، امروز و فردا نكند.
25. حق مظلومان را از ظالمان بگيرد.
26. در انجام كارها، از انديشه ديگران استقبال كند.
27. سعه صدر را پيشه خود سازد.
28. زحمت مردم و مراجعه كنندگان را به دوش گيرد.
محمود شريفى‏

پى نوشت:
1. نهج البلاغه، خطبه 50.
2. همان، خطبه 53.
3. همان: خطبه 53.
4. همان، خطبه 51.
5. همان، خطبه 53.
6. غررالحكم و دررالحكم، ج 5، ص 410، ح 8966.
7. نهج البلاغه، حكمت 173.
8. نهج البلاغه، حكمت 176.
9. غرر الحكم و دررالحكم، ج 5، ص 413، ح 8982.

منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=430




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:07 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

رفتار مديران با زيردستان

رفتار مديران با زيردستان
محمود مهدی پور
       
در نظام اسلامى، مديران نسبت به زيردستان وزيرمجموعه خويش، وظايفى سنگين بر عهده دارند. فهرستى از اين وظايف، براى توجه مديران خدمت‏گزار و مسئولان ادارات مختلف جامعه اسلامى، يادآورى مى‏شود:
1. توجه به رشد ايمانى زيردستان.
2. توجه به پيشرفت اخلاقى آنان.
3. توجه به مشكلات اقتصادى آنان.
4. برنامه‏ريزى براى تكامل علمى و آموزش فنى آنان.
5. كمك‏كردن به آنان در انجام مسئوليت‏هايشان.
6. تعيين دقيق وظايف و پيش‏گيرى از حواله دادن امور به يكديگر.
7. در نظر گرفتن توان فكرى و جسمى آنان.
8. نظارت بر كم و كيف فعاليت‏هاى آنان.
9. تقويت اعتماد به نفس و خودباورى در زندگى آنان.
10. مشاوره و بهره‏گيرى از پيشنهادها و ديدگاه‏هاى آنان.
11. تأكيد بر عدم دخالت در حوزه كارى يكديگر.
12. پيش‏گيرى از تحريك حسادت و رقابت ناسالم.
13. به كارگيرى آنان براساس قرار داد روشن و مشروع.
14. حفظ شخصيت آنها و احترام به آنان.
زيردستان در جامعه اسلامى، به دلايل گوناگون، حقوقى برعهده مديران دارندكه شناخت و اداى آن حقوق، از اصول اخلاقى و شرايط مديريت اسلامى است. اين حقوق عبارتند از:
1. حق برادرى ايمانى و همراهى در امور دينى.
2. حق همسايگى در خانه، محل كار و تحصيل.
3. حق همكارى و تعاون در اهداف اجتماعى.
4. حق رفتار انسانى و عادلانه با آنان.
در روابط مديران و نيروهاى يك سازمان، سه نوع اصلاح و تحول زير، ضرورى است:
1. اصلاح نگاه مديران به نيروها.
2. اصلاح خلق و خوى مديران نسبت به زير مجموعه ادارى.
3. اصلاح رفتار و گفتار مديران با زيردستان.
از آن جا كه رياست و قدرت، در غالب انسان‏ها، تكبر وغرور مى‏آفريند و اين بيمارى بزرگ روحى و اخلاقى، ريشه بسيارى از خطاها و اشتباهات و موجب سقوط اخلاقى و اجتماعى مديران است، مديران جامعه اسلامى، بايد متواضع باشند و از رويش جوانه‏هاى غرور و خودپسندى، پيش‏گيرى كنند.
فروتنى نسبت مؤمنين، فرمان صريح قرآن، خطاب به رسول اعظم‏صلى‏اللّه‏عليه‏وآله است.در قرآن، چنين آمده است:
1. «و اخفض جناحك للمؤمنين؛1 نسبت به مؤمنان، فروتن باش».
2. «و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين؛2 نسبت به پيروان مؤمن خويش، فروتن باش».
تمام حقوق مؤمن بر مؤمن، در روابط دو جانبه مديران و كاركنان نظام ادارى نيز جريان دارد.
اين حقوق عبارتند از:
1. مصونيت جان و مال و آبروى طرفين از هر گونه تعرض.
2. حرمت ارعاب و تهديد مؤمن.
3. حرمت تحقير و توهين مؤمن.
4. حرمت ظلم و ستم بر يكديگر.
5. حرمت فحش دادن و بدزبانى نسبت به همديگر.
6. حرمت غيبت و هتك آبروى مؤمن.
7. حرمت تهمت و افتراى مالى و اخلاقى.
8. حرمت ناراحت كردن مؤمن.
9. حرمت وعده دروغ.
10. حرمت عيب‏جويى.
11. حرمت گزارش دروغ درباره مؤمن.
12. حرمت فريب دادن و خيانت.
اين احكام، مربوط به عموم مؤمنين است. از اين‏رو، در روابط مديران و كاركنان ادارى نيز بايد رعايت شوند. در احاديث آمده است كه شخصى در نامه‏اى به اميرالمؤمنين‏عليه‏السلام از ديگرى بدگويى كرد. حضرت نگاهى به نامه انداخت و بعد فرمود: فلانى! اگر راست بگويى، منفور ما واقع مى‏شوى و اگر دروغ بگويى كيفر مى‏شوى و اگر درخواست پوزش كنى، تو را مى‏بخشيم. او گفت: يا اميرالمؤمنين! مرا ببخش.3
گذشت از خطاهاى كوچك، يكى از اصول مديريت است. امام صادق‏عليه‏السلام فرمود: «لايطمعن المعاقب على الذنب الصغير فى السودد؛4
كسى كه از خطاهاى كوچك نگذرد، اميد سرورى و سيادت، نداشته باشد».
به كارگيرى نيروهاى ادارى در امور شخصى، يكى از ستم‏هايى است كه گاهى مديران گرفتار آن مى‏شوند؛ زيرا بيش از وظايف قانونى نيروها، از آنان انتظار دارند. اين گونه امور، حدو مرزى ندارد و گاهى، فشار بيش از اندازه، بر جسم و جان كاركنان ادارى وارد مى‏آورد.
گاهى در پرداخت حقوق نقدى و يا بن كالاى كارمندان، بين مديران و بانك‏ها، شركت‏ها و فروشگاه‏هاى خاصى، قراردادهايى بسته مى‏شود كه منافع و مصالح كاركنان رعايت نمى‏شود و مديران به دليل غفلت و يا مصالح و منافع گروهى و شخصى، به امضاى چنين قرادادهاى مى‏پردازند. اين امور، نوعى ستم از سوى مديران و سلب حقوق و آزادى‏هاى زيردستان محسوب مى‏شود. مديران نظام اسلامى بايد با دقت كامل و بر مبناى عدالت، اين قراردادها را مورد ارزيابى قرار دهند.
در منابع فرهنگ و انديشه اسلامى، روايات فراوانى درباره آموزش زيردستان، مشورت با زيردستان، رفتار احترام‏آميز با آنان - حتى با غلامان و كنيزان - و تعيين حقوق كارگران و اجيران و رفتار نيك با رعيت، وجود دارد كه اگر بايدها و نبايدهاى رفتارى با زيردستان فهرست شوند، مجموعه مفصل و ارزشمندى از آيات و روايات مديريت اسلامى پديد مى‏آيد. براى نمونه، به چند حديث زير دراين باره بسنده مى‏كنيم:
1. قال على‏عليه‏السلام: «من اختال فى ولايته ابان عن حماقته؛5 هر كس در رياست خويش، دچار غرور شود، حماقت خويش را افشا كرده است».
2. قال على‏عليه‏السلام:
«انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوى من رعيتك فانك الا تفعل تظلم؛ حق خدا و مردم را از خويش، بستگان خويش و افراد محبوب خود بازستان كه اگر چنين نكنى، گرفتار ظلم‏خواهى شد».
رفتار الهى با بندگان، رفتار نبوى بابردگان و زيردستان، رفتار علوى باكارگزاران و رفتار سليمان پيامبرعليه‏السلام با اطرافيان و سيره امام خمينى - قدس سره- در رفتار با مسئولان، مى‏تواند الگوى خوبى براى مديران نظام اسلامى باشد. امام صادق‏عليه‏السلام درباره سيره حضرت سليمان، چنين فرمود:
«كان سليمان يطعم اضيافه اللحم بالحوارى وعياله الخشكار و يأكل هو من الشعير غيرمنخول؛ سليمان‏عليه‏السلام ميهمانانش را باگوشت و نان سبوس گرفته، پذيرايى مى‏كرد و به عيالش، نان گندم معمولى مى‏داد و خودش، نان جوين سبوس دار مى‏خورد».
مديران دل‏سوز نظام اسلامى مى‏دانند كه قبول مسئوليت در نظام اسلامى، نوعى محروميت اقتصادى و برداشتن بار سنگين اجتماعى است و بستگان و همكاران آنان هم با اين نگاه بايد وارد ميدان خدمت‏رسانى و مهرورزى شوند.
مديران نظام اسلامى، بايد خود را براى امتياز كمتر، زحمت بيشتر و خدمت‏رسانى براى رضاى خدا و آسايش خلق، آماده كنند؛ باشد كه مورد رحمت و رضاى دوست، قرار گيرند.

پى‏نوشت:
1. حجر، آيه 88.
2. شعرا، آيه 215.
3. مجلسى، بحارالانوار، ج‏72، ص‏246.
4. همان، ص‏272.
5. آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص 346، ص 7963.


منبع :http://www.ayineh.com/defaulte.aspx?namayesh=432




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بهترين تفريح انجام كار مورد علاقه است

بهترين تفريح انجام كار مورد علاقه است

مارك البيون (mark albion) در كتاب خود تحت عنوان «ساختن زندگي و امرار معاش»، درباره يك مطالعه آشكاركننده از سوداگراني مي نويسد كه دو مسير كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصيل دانشگاهي طي كرده اند. وي چنين مي گويد:
يك بررسي از فارغ التحصيلان دانشكده بازرگاني، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصيلان به دو گروه تقسيم شدند.
گروه الف: كساني بودند كه گفته بودند مي خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. يعني اول مشكلات مالي خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور ديگر زندگي بپردازند.
گروه ب : شامل كساني بود كه ابتدا به دنبال علاقه واقعي خود بودند و اطمينان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن مي آيد.
چه درصدي در هر گروه وجود داشت؟
از 1500 فارغ التحصيل در مطالعه مورد نظر، كساني كه در گروه الف « اول پول» بودند 83 درصدكل يا 1245 نفر را تشكيل مي دادند. گروه ب « اول علاقه واقعي» يعني خطرپذيرها جمعاً 17 درصد يا 255 نفر بودند. پس از بيست سال 101 نفر ميليونر در كل اين دو گروه به وجود امده بود كه يك نفر از گروه «الف» و 100 نفر از گروه «ب» بودند.

شرح حكايت
كاري را بايد انتخاب كنيم كه عشق، علاقه و تفريح ما باشد. كار اگر صرفاً براي انجام وظيفه باشد و درآمد پول، خسته كننده مي شود. كم و زياد شدن درآمد روي نحوه كاركردن تاثير خواهد گذاشت. اگر كار از روي علاقه و عشق باشد درآمد هم به دنبال خواهد داشت.




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 4:06 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

متن های یادگار


متن های یادگار :

- امام علی علیه السلام: تواضع:زینت، عفت و پاكدامنی: زیبایی و آگاهی: شرف است.
- امام كاظم علیه السلام: كسی كه دو روزش با هم برابر باشد از رحمت خدا به دور است.
- شرکت هایی موفق به شمار می روند که یا قادر باشند نسبت به تغییرات خارج از کنترل خود به سرعت واکنش نشان دهند یا آن قدر نوآور باشند که بر دگرگونی های پیرامون خود تاثیر بگذارند.   پیتر دراکر
- هر انسانی میان دو انتخاب مخیر است: بازگشت به عقب و ماندن در ساحل محافظه كاری و یا رفتن به جلو و رشد، پس توصیه من این است كه: باید دوباره و دوباره رشد را برگزید و دوباره بر ترس ها غلبه کرد.  آبراهام مزلو
- هرگز اجازه ندهید یک فرصت از دست برود، اما در عین حال قبل از اقدام برای آن، دوبار به آن فکر کنید. یک ضرب المثل ژاپنی
- ما نمی توانیم بدون کار کردن برای دیگران، برای خودمان کار کنیم.  ژان ژاک روسو
- آینده در دید من اینگونه است: فوق العاده عالی و بی نهایت مثبت.  احمد حلت
- مقام و مرتبت هرکس به قدر همت او، صدق او به قدر جوانمردی او، شجاعتش به قدر حمیت او و عفت او به قدر غیرت اوست.  امام علی (ع)
هیچ بی‌نیازی ای چون عقل و هیچ بینوایی چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشاوره با دیگران نباشد.  امام علی (ع)
- موفق‌ترین رهبر کسی است که تصویر را قبل از اینکه ظاهر شده باشد، می‌بیند. مری پارکر فولت
- برنامه‌ریزی بلندمدت ارتباطی با تصمیمات اینده ندارد، بلکه به آینده تصمیمات فعلی مربوط می‌باشد. پیتر دراکر
- وقتی که برای آیندگان برنامه‌ریزی می‌کنیم، باید به خاطر داشته باشیم که فضیلت موروثی نیست. توماس بین
- وقتی نمی‌شود به عقب برگشت، فقط باید در جست و جوی بهترین راه برای جلو رفتن بود. کوئیلو
- به آینده چشم بدوزید و زندگی کنید. وین دایر
-امام علی علیه السلام :شما را به پنج چیز وصیت می‌کنم: هیچ یک از شما به جز پروردگار خود امید نبندد و از چیزی جز گناه خود نترسد و اگر چیزی از او بپرسند که نداند از گفتن نمی‌داند، ننگ نداشته باشد و بر شما باد شکیبایی.
-  امام علی علیه السلام :هرکه می خواهد پیشوای مردم باشد باید پیش از ادب کردن دیگران، به ادب کردن خود بپردازد ضمن اینکه باید ادب کردن دیگران، با کردار خود باشد نه با گفتار. کسی که آموزگار و ادب کننده خویش است به تعظیم سزاوارتر است از آن که آموزگار و ادب کننده مردم است.
-  امام علی علیه السلام :همانا من نگران شما نیستم مگر در دو چیز: یکی پیروی از هوای نفس که انسان را از حق بازمی دارد و دیگری زیادی و درازی آرزوها که آخرت را از یاد انسان می برد.
-  هر روزت را بهترین روز زندگی خود بدان. ضرب المثل اسلواکی
- یکی از این روزها، هیچ کدام از این روزها نیست، امروز همان روز برای شروع کاری بزرگ است. رومن رولان
- من هیچ وقت به آینده فکر نمی کنم چرا که به زودی خواهد رسید. آلبرت اینشتین
-  یکی از راه های انتخاب آینده، قطعی دانستن آن است. ریچارد باخ
- اندیشه هایی که دیروز در سرتان می گذشت، امروز شما را آفریده. اندیشه هایی که امروز در سرتان می گذرد، فردای شما را خواهد ساخت. کاترین پاندر
- امام صادق علیه السلام :وقتی بنده ای توبه خالص کند، خداوند او را دوست می دارد و ستر می کند بر او دنیا و آخرت را یعنی به فراموشی می اندازد دو فرشته ای را که گناهان او را نوشته اند و اعضاء او را وحی کند که کتمان کنید بر او گناهان او را و وحی می فرماید بقعه های زمین را که بپوشاند آنچه را که او بر روی شما عمل کرد از گناهان. پس هنگامی که توبه كننده ملاقات می کند خدا را، چیزی نیست که شهادت بدهد علیه او به چیزی از گناهان.
- از حماقت است شتاب کردن در کاری پیش از پدید آمدن امکان آن و درنگ کردن در کاری پس از فرا رسیدن فرصت.  امام علی علیه السلام
- نگو من وقت کافی ندارم، تو دقیقاً همان مقدار در روز فرصت داری که هلن کلر، پاستور، میکل آنژ، داوینچی و انیشتین داشته اند.  مالتز
- آینده همین امروز است.  آنتوان چخوف
- برنامه ریزی بلند مدت ارتباطی با تصمیمات آینده ندارد، بلکه به آیندۀ تصمیمات فعلی مربوط می شود.  پیتر دراکر
- کسی که به امید شانس زنده باشد سال هاست که مرده است.  ضرب المثل فرانسوی
- آینده به کمک نشانه های زمان حال شناخته می شود.  کوئیلو
- دو گرسنه اند که هیچگاه سیر نشوند: طالب علم و طالب دنیا. امام علی علیه السلام
- هرکه باطن خود را نیکو سازد، خداوند هم ظاهرش را نیکو جلوه دهد. هرکه برای دینش کار کند، خداوند کار دنیایش را کفایت کند و هرکه رابطه خود را با خدا نیکو گرداند، خداوند رابطه او را با مردم نیکو گرداند. ا مام علی علیه السلام
خدای خود را درست کن و عمل کن و به تلاش استمرار بخش. بدان کارها درست می شود و همواره مواظب باش چشم به کار دیگران تو را نظرگیر نکند. آیه هاشمی تبریزی
- همه افراد تا حدی عاقل هستند اما این ربطی به تجاربشان ندارد بلکه به ظرفیت آنها برای تجربه کردن مرتبط است.  جرج برنارد شاو
- تنها مدیریت می تواند سیستم را تغییر دهد.  ادواردز دمینگ
- هنر مدیریت یعنی ارتقای افراد بدون انتصاب آنها در پست های مدیریتی .  بیل گیتس
- اگر در ابتدا موفق نمی شوید، باید ببینید در چه سطحی از ناتوانی هستید.  اصل پیتر
- اگر بوی چیزی را حس نکنید، نمی توانید ان را بفروشید.  استی لادر
- شانس فقط به اذهان آماده رو می آورد
- اندیشنیدن همانند دیدن به چشم نیست. چه بسا چشم در دیدن خطا کند و حال آنکه عقل به کسی که از او نصیحت خواهد، خیانت نکند.  امام علی علیه السلام
- هر چیزی تا عملی نشود، غیرممکن باقی می ماند. کارآفرینان، کارهایی را عملی می سازند که دیگران به آنها گفته اند غیرعملی است.  هانت گرین
- هیچیک از ما، باهوش تر از همه ما نیست.  کن بلانچارد
- انسان ها فکر می کنند هرچه سرشان شلوغ تر باشد، در چشم جامعه مهم ترند.  پائولو کوئیلو
- با هر تجربه ای که کسب می کنید، قدرت، شهامت و اعتماد پیدا کرده و بر ترس خود غلبه می کنید.  الینور روزولت
- به مردم کیفیت هدیه کنید. این بهترین تبلیغ برای شما است.  میلتون اسنیولی هرشی
- بر هر مسلمانی طلب علم واجب است پس بطلبید علم را از اهلش بدرستی که تعلیم گرفتن علم از برای خدا، حسنه است، طلب آن عبادت است، ذکر آن با یکدیگر تسبیح پروردگار است و عمل کردن به آن جهاد در راه خدا و یاد دادن آن به دیگری تصدق کردن است.  حضرت رسول اکرم (ص)
- علم باید با عمل همراه باشد. پس، هرکه علم آموزد باید آن را بکار بندد. علم، عمل را فرا می خواند، اگر پاسخ داد، می ماند وگرنه، از آنجا رخت بر می بندد. حضرت علی علیه السلام
- ما برای اطلاع رسانی و راهنمایی نحوه اجرای کسب و کار جهانی، به یک چارچوب مشترک اخلاقی نیاز داریم. استیوارت
- ثروت ،فرهنگ نمی آفریند، اما فرهنگ می تواند ثروت آفرینی کند.
- اگر خواهان کارکنان خلاق هستید، زمان کافی برای ایفای نقش به آنان بدهید. جان کلیز
- خرد بهتر از چشم و بینایی است نه بینایی افزون ز دانایی است.  ابوشکور
- میان فرد و رفتار یا عملکردش، تفاوت قایل شوید. استفان کاوی
- بدان کوش تا زود دانا شوی چو دانا شوی زود والا شوی . ابوشکور
- هیچ کس در جستجوی علم، شام را صبح و صبح را شام نکند جز اینکه در دریای رحمت پروردگار غوطه ور شود. امام باقر علیه السلام
 درود و رحمت خدا بر كسی كه ظرفیت خویش را بشناسد و از این ظرفیت گذر نكند. حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام
- رهبران كارآمد، پیروان و تیم های آنان، پیوسته برای دگرگونی، بهنگام آماده اند. كن بلانچارد
- مدیران ارشد مکرراً در شناخت این نکته شکست می ‌خورند که اگر قرار است ارتباطات اثربخش باشند، باید دو طرفه باشند. رابرت مک‌ موری
- زندگی بدون کار یعنی گناه و کار بدون هنر یعنی فاجعه. جان راسکین
- من به شدت نسبت به اندیشه و افراد اندیشمند که اتفاقاً یافتن آنها بسیار دشوار است، اعتقاد دارم.  ریک سیمکاک
- جهان مملو از انسان ‌های با اراده است: برخی می ‌خواهند کار کنند، مابقی می‌ خواهند به آنها اجازه دهند که کار کنند.  رابرت فراست
- اگر در مسیر كاركنان با آنها همراه شوید، آنان نیز در مسیرتان با شما همراه خواهند شد.  ویلسون مایزنر
- با اهل تقوی و آینده نگری آمد و شد نما و با آنان بحث و گفتگو علمی بسیار كن، زیرا اگر آگاهی نداشته باشی تو را بیاموزند، و اگر دانا باشی، دانشی بر تو خواهند افزود.  امام علی (ع)
ـ از دروغ بركنار باشید كه با ایمان فاصله دارد. راست گو در راه نجات و بزرگواری است، اما دروغ گو بر لب پرتگاه هلاكت و خواری است.  حضرت علی علیه السلام
ـ وقتی سود وجود دارد، زیان در نزدیكی آن پنهان شده است.  ضرب المثل ژاپنی
ـ فردا همواره فرا خواهد رسید و همیشه با روزهای دیگر متفاوت خواهد بود، اگر درمورد آینده شان نیندیشیده باشند، حتی بزرگترین سازمان ها نیز در معرض نابودی هستند.
ـ مدیر کسی است که توانایی دارد، افاد را ترغیب به انجام کاری کند كه آنها دوست دارند و نه می‌خواهند، آرا انجام دهند.  هری ترومن
ـ کسب و کار یک بازی است که اگر بدانید چگونه در آن بازی کنید، می ‌بینید که بزرگ‌ ترین بازی جهان است.  توماس واتسون
ـ اگر ما افرادی را استخدام کنیم که از خودمان کوچک ‌تر باشند، آنگاه به شرکتی از کوتوله‌ ها تبدیل خواهیم شد.  دیوید اوگیلوی
ـ بدترین اوصاف رهبران، رتس از دشمنان و بی رحمی بر ناتوانان و بخل ورزیدن هنگام بخشش است.  امام حسین علیه السلام
-  دانش نقطه اصلی بارور شدن شناخت است و تجربه های گذشته موجب افزایش عقل و مراقبت از خود در برابر زشتیها (تقوی) شرافت انسان و قانع بودن آسایش زندگی و هر كه تو را دوست داشته باشد نشانه اش بازداشتن تو از پلیدی و ناپاكی و كسی با تو دشمن است كه بر كژی و نادرستی وادارت سازد.  امام حسین علیه السلام
- شریف ترین مردم آن كسی است كه پیش از اندرز دیگران، خود پند گیرد و پیش از بیدار باش دیگران خود بیدار شود. امام حسین علیه السلام
- از نشانه های قبول كارها، همنشینی با خردمندان است و از نشانه های نادانی، كشمكش با نابخردان است و از نشانه های دانا؛ نقادی او از گفتار ئ آگاهی از حقایق آرای گوناگون است. امام حسین علیه السلام
- درستكار آسوده است، بی گناه شجاع است، خیانتكار همواره ترسان است و بدكار هراسان است. هرگاه آشفتگی و بلایی بر عاقلی روی آورد اندوه خود را با دور اندیشی می زداید و برای چاره جویی در خانه‌ عقل را می كوبد. امام  حسین علیه السلام
- مومن بد نمی كند تا عذرخواهی نماید. امام حسین علیه السلام
- عقل، جز از راه پیروی حق به كمال نمی رسد.  امام حسین علیه السلام
- هركس این پنج چیز را نداتشته باشد از زندگی خود بهره نمی برد: عقل، دین، ادب، حیاء و خوش خلقی
- سالهاست براین باورم كه در پیشگاه خداوند مسئولیم نه تنها كار خوب انجام دهیم بلكه در هر زمان و مكان بهترین كار ممكن را انجام دهیم. دكتر مهدی بهادری نژاد
- شهامت، یك كیفیت اخلاقی است. این انتخابی سخت میان دو جایگزین است. شهامت، قدرت اراده است. وینستون چرچیل
- یكی از مهمترین وظایف مدیر، ریشه كن كردن بهانه‌های كاركنانش برای شكست است. رابرت تاونسند
- هیچ یك از ما به اندازه همه ما هوشمند نیست. ناشناس
- نابغه پنداشتن خویش شتاب برای تباهی است. محمد علی مهدوی
- به نظر من موفقیت تنها از طریق شكست و درس گرفتن آنها قابل حصول است. سویچیرو هوندا
- هركسی توان برنده شدن را دارد. برخی افراد چهره بازندگان را دارند. اجازه ندهید آنها شما را فریب دهند. كنت بلانچارد
- علم خود را جهل، و یقین خود را، شك مپندارید. چون دانستید، عمل كنید و چون یقین كردید، پای پیش نهید.  امام علی (علیه السلام)
- كلمات محبت آمیز میتوانند كوتاه و آسان باشند اما پژواك آنها حقیقتا بی انتها و پایان ناپذیر است .  مادر ترسا
- یك معلم بر زندگی ابدی تاثیر میگذارد و هرگز نمی تواند بگوید كه تاثیر گذاریش در كجا متوقف میشود .  آدافر
- نترسید كه خوب را فدای عالی كنید .  كنی راجرز
- زمانی كه شروع به گفتن این جمله میكنید كه ممكن است در كارتان شكست بخورید ،شكست خورده اید .  جرج شولتر
- فردی كه گذشته راكنترل میكند ،به آینده فرمان می دهد . فردی كه به آینده فرمان می دهد ،بر گذشته پیروز و چیره می شود .  جرج اورول
 –گفت: لبیكم نمی آید جواب
زان همی ترسم كه باشم رد باب
گفت: آن الله تولبیك ماست
و آن نیاز و دردو سوزت پیك ماست
ترس و عشق، تو كمند لطف ماست
زیر هر یارب تو لبیك هاست
دفتر سوم مثنوی مولوی
- كسی كه هرگز اشتباه نكرده هرگز چیزی را امتحان نكرده است .  آلبرت انیشتن
- آدم متعصب كسی است كه نمی تواند ذهنش و كار عملش را تغییر دهد .  سرو وینسون
- اگر تاریخ تكرار شود و همه موضوعات غیر منتظره رخ دهند آنگاه مشخص می شود كه انسان چقدر در یادگیری از تجاربش ناتوان است .  جرج برنارد شاو
- بهترین و زیباترین چیزها در جهان را نه می توان دید و نه می توان لمس كرد باید آنها را قلبا حس كرد .  ملن كلر
- فرد موفق كسی است كه می تواند به بنایی تكیه كند كه آجرهایش را دیگران برای او پرتاپ كرده اند .  دیوید برینكلی
- همانند تمبر پستی باشید . یك چیز را دنبال كنید تا به مقصد برسید .  جاش بلنگر
- تنها راه كشف ممكن ها ،رفتن به ورای غیر ممكن ها است .  آرتور كلارك
- نه هر چیزی كه قابل شمارش است ارزشمند است و نه هر چیزارزشمندی قابل شمارش است .  البرت انیشتن
- مراقب هزینه های كوچك باش یك ترك كوچك می تواند یك كشتی بزرگ را غرق كند .  بنجامین فرانكلین
- غالبا فكر میكنم كه شب زنده تر و رنگارنگ تر از روز است .  ونسان گوك
- دانش واقعی دانستن میزان ندانسته ها است .  كنفوسیوس
- خوش بین در هر خطری ،فرصت میبیند و بد بین در هر فرصتی ،خطر . سر وینستون چرچیل
- مغز اندامی اعجاب انگیز است . این اندام كارش را زمانی شروع میكند كه شما در صبح از خواب بر می خیزید و تا زمانی كه وارد دفترتان شوید ، از حركت باز نمی ایستد.  رابرت فراست
- همیشه یک دفترچه یادداشت و یک مداد روی میز و کنار تختت داشته باش . گاهی اوقات افکاری که میلیون ها دلار ارزش دارد ،ساعت سه نیمه شب به ذهن انسان میرسند .  جکسون براون
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت. دکتر شریعتی

منبع : شماره های مختلف نشریه میثاق مدیران
http://www.misaqmodiran.com/articles




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 3:59 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تفكر خلاق

تفكر خلاق
    
در آغاز، اجازه دهيد اشتباه رايجى را كه درباره مفهوم تفكر خلاق وجود دارد، رفع كنيم. تا كنون به ناروا، علم، فناورى، هنر و ادبيات، به عنوان تنها مجارى معتبر خلاقيت، شهرت پيدا كرده‏اند. براى بيشتر مردم، تفكر خلاق، تداعى‏گر امورى مانند كشف الكتريسيته يا واكسن فلج اطفال يا نوشتن يك رمان يا اختراع تلويزيون رنگى است.
بى‏شك، همه اين دستاوردها، شاهدى بر وجود تفكر خلاق است. هر گامى كه براى تسخير فضا برداشته شده است، نتيجه تفكر خلاق و پويايى آن است؛ ولى تفكر خلاق، به قلمرو خاصى اختصاص ندارد و منحصر به افراد فوق‏العاده باهوش نيست.

تفكر خلاق چيست؟
افراد يك خانواده كم درآمد، نقشه‏اى مى‏ريزند تا بتوانند پسر خود را به دانشگاه معتبرى بفرستند. برنامه‏ريزى آنها، ثمره يك تفكر خلاق است.
خانواده‏اى، بدمنظره‏ترين زمين مخروبه خيابانشان را تبديل به زيباترين فضاى سبز آن ناحيه مى‏كنند. اقدام آنها، نمايان‏گر انديشه خلاق است.
پيدا كردن راه‏هايى براى ساده‏تر كردن روش‏هاى دفتر ادارى، فروش جنس به مشترى‏هايى كه اصلاً در فكر خريد نيستند، واداشتن بچه‏ها را به مشغوليت‏هاى سازنده، ايجاد شرايطى براى افزايش علاقه كارمندان به كار و جلوگيرى از وقوع يك جنجال «حتمى»، همه و همه نمونه‏هايى از فكر خلاق روزمره و علمى است.
تفكر خلاق، يعنى يافتن راه‏هاى جديد و مؤثر، براى انجام دادن كارها. موفقيت‏هاى گوناگون - اعم از موفقيت در خانه، محل كار و اجتماع - به يافتن راه‏هايى براى انجام هر چه بهتر كارها بستگى دارد. اما براى به وجود آوردن تفكر خلاق و حفظ آن، چه كارى مى‏توانيم انجام دهيم؟

ايمان داشته باشيد كه مى‏توانيد
يك حقيقت اساسى اين است كه براى انجام هر كار، بايد اول ايمان پيدا كنيم كه اين كار، مى‏تواند انجام شود. اعتقاد داشتن به اين كه كارى مى‏تواند انجام پذيرد، ذهن را براى يافتن راه انجام آن به حركت وا مى‏دارد. وقتى به كارى ايمان داشته باشيد، فكرتان راه‏هاى انجام آن را پيدا مى‏كند.
اين آزمايش، تنها يك نتيجه دارد و آن اين كه وقتى ايمان بياوريد كه چيزى ناممكن است، فكرتان در پى دلايلى مى‏گردد كه اين مطلب را اثبات كند؛ ولى وقتى ايمان حقيقى داشته باشيد كه كارى شدنى است، فكرتان راه‏هاى انجام آن را مى‏يابد.
ايمان داشتن به امكان تحقق مسائل، در حقيقت، جاده را براى راه‏حل‏هاى خلاق، هموار مى‏سازد؛ در حالى كه ايمان داشتن به عدم تحقق آنها، تفكرى ويران‏گر است. اين نكته را مى‏توان به تمام موقعيت‏ها - چه بزرگ و چه كوچك - تعميم داد. آن دسته از اقتصاددانانى كه اعتقاد دارند ركودهاى اقتصادى اجتناب‏ناپذير است، نمى‏توانند راه‏هاى خلاقى براى شكستن اين دور باطل در اقتصاد، پيدا كنند.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راه‏هايى براى دوست داشتن يك فرد پيدا كنيد.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راه‏حل‏هايى براى مشكلات شخصى‏تان پيدا كنيد.
اگر اعتقاد به توانايى خود داشته باشيد، مى‏توانيد راهى براى خريدن خانه‏اى بهتر كه آرزوى خريدنش را داريد پيدا كنيد.
ايمان، نيروهاى خلاق را آزاد مى‏كند و فقدان ايمان، آن نيروها را به بند مى‏كشد. براى نيل به تفكر خلاق، ايمان داشتن را ياد بگيريد.

اگر اراده كنيد، ذهنتان راهى پيش پايتان مى‏گذارد
ايمان داشته باشيد به اين كه از عهده كارها بر خواهيد آمد. اين جمله، اساس تفكر خلاق است. دو راه‏حل زير، به شما كمك مى‏كند تا به يارى ايمان، از قدرت خلاق برخوردار شويد:
الف) كلمه ناممكن را از فرهنگ لغات خود خارج كنيد. ناممكن، واژه ويرانگرى است. فكر «اين كار نشدنى است»، زنجيروار، افكار منفى ديگرى را در تأييد خود توليد مى‏كند.
ب) به چيزى بينديشيد كه زمانى دوست داشتيد آن را انجام بدهيد؛ اما به دليل اين كه آن را ناشدنى مى‏پنداشتيد، از انجام آن خوددارى كرده بوديد و حالا براى انجام آن تلاش كنيد. بسيارى از ما، تنها به اين دليل كه فكرمان را روى دلايل عدم توانايى خود متمركز مى‏كنيم، آرزوهاى خود را به بند كشيده، سركوب كرده‏ايم؛ حال آن كه تنها چيزى كه شايسته است تا ذهن خود را به آن معطوف كنيم، دلايل توانايى است.

تفكر خود را عوض كنيد
تفكر سنتى، دشمن اصلى و درجه يك انسانى است كه دوست دارد يك برنامه پيشرفت فردى خلاق داشته باشد. تفكر سنتى، ذهن شما را منجمد مى‏كند؛ جلوى پيشرفت شما را مى‏گيرد و اجازه نمى‏دهد از خلاقيت بهره‏اى ببريد.
در اين جا سه راه براى مقابله با اين نگرش مى‏بينيد:
الف) به نظرات افراد توجه كنيد؛ فكرهاى جديد را پذيرا شويد و با افكارى چون «نتيجه نمى‏دهد»، «نمى‏شود»، «بى‏فايده است» و «احمقانه است»، مبارزه كنيد.
ب) پيوسته در حال جست‏وجو باشيد. سنت‏شكن باشيد. رستوران‏هاى جديد را امتحان كنيد. كتاب‏هاى تازه را بخوانيد و با دوستان جديد، آشنا شويد. براى رفتن سر كار، راه‏هاى تازه را انتخاب كنيد. براى تعطيلات سالانه، به مناطق جديد برويد و در تعطيلات آخر هفته، كارهاى تازه و متفاوتى انجام دهيد. اين كار، خستگى شما را رفع مى‏كند و شما را براى مسئوليت‏هاى بزرگ‏ترى آماده مى‏سازد.
ج) پيشرو باشيد، نه دنباله‏رو. نگوييد «در جايى كه كار مى‏كردم، از اين روش، براى انجام كارهايمان استفاده مى‏كرديم؛ بنابراين، اين جا هم بايد طبق همان شيوه عمل كنيم»؛ بلكه چنين بگوييد: «چطور مى‏شود اين كار را بهتر از آن چه در گذشته انجام مى‏داديم، انجام دهيم»؟ تفكر دنباله‏رو و ارتجاعى، نتايجى منفى دارد؛ در حالى كه تفكر پيشرو و راهگشا، نتايجى مثبت و ثمربخش دارد. تصور كنيد كه اگر مديريت كمپانى فورد موتور، به خودش اجازه مى‏داد كه اين چنين فكر كند: «امسال پيشرفته‏ترين اتومبيل‏ها را ساخته‏ايم و ديگر بهتر از اين نمى‏شود و بنابراين، تمام فعاليت‏هاى مربوط به طراحى و مهندسى تجربى را براى هميشه خاتمه مى‏دهيم»، چه اتفاقى براى اين كمپانى مى‏افتاد؛ حتى چنين كمپانى غول‏آسايى هم با اين نگرش، به سرعت، تحليل مى‏رود.
حيات مردم موفق هم مانند شغل‏هاى موفق، به اين سؤال بستگى دارد كه «چطور مى‏توانم كيفيت كارم را بالا ببرم و چطور مى‏توانم بهتر عمل كنم»؟
در تمام فعاليت‏هاى انسانى، از ساختن موشك گرفته تا تربيت فرزند، كمال مطلق، حدى دست نيافتنى است و معنايش اين است كه براى پرواز فكر انسان، فضايى نامتناهى در پيش روست. مردم موفق، اين راز را مى‏دانند و به همين دليل، هميشه در جست‏وجوى راه‏هاى بهترى هستند. انسان موفق، نمى‏پرسد كه «آيا مى‏توانم اين كار را بهتر انجام بدهم»؟ زيرا او مى‏داند كه مى‏تواند؛ پس از خود، چنين مى‏پرسد: «چطور مى‏توانم اين كار را بهتر انجام بدهم»؟
موفقيت‏هاى بزرگ، درِ خانه مردمى را مى‏زند كه معيارهاى عالى‏ترى براى خودشان و ديگران در نظر مى‏گيرند؛ مردمى كه در جست‏وجوى راه‏هايى براى افزايش كارايى، به دست آوردن حداكثر نتيجه از حداقل هزينه و انجام كار بيشتر با زحمت كمتر هستند. پيشرفت‏هاى عالى، نصيب افرادى خواهد شد كه چنين مى‏گويند: «مى‏توانم بهتر از اين عمل كنم».
فلسفه «مى‏توانم - بهتر - عمل - كنم» معجزه مى‏كند. وقتى از خود مى‏پرسيد كه «چطور مى‏توانم بهتر عمل كنم»، دكمه قدرت خلاق، زده مى‏شود و شيوه‏هاى بهتر براى انجام كارها، خودشان را معرفى مى‏كنند.

توانايى، يك برداشت ذهنى است

ميزان كارى كه مى‏توانيم انجام بدهيم، به ميزان تصورى كه از توانايى انجام آن كار داريم، بستگى دارد. وقتى به راستى ايمان داشته باشيم كه مى‏توانيم كار بيشترى انجام دهيم، ذهنمان خلاقانه در پى راه‏هايى مى‏گردد كه كليد كار را به دستمان بدهد.
توانايى، به راستى، يك برداشت ذهنى است. به نظر مى‏رسد كه هر روز، چنين اتفاقاتى در دنياى پرتحول كسب و كار، روى مى‏دهند. رئيسى كارمندش را احضار مى‏كند و مى‏گويد كه كار خاصى بايد انجام شود و بعد مى‏گويد: «مى‏دانم كه خودت يك دنيا كار دارى؛ ولى آيا مى‏توانى اين كار را هم قبول كنى»؟ در بيشتر موارد، كارمند، چنين جواب مى‏دهد: «خيلى شرمنده‏ام؛ كارهاى خودم مانده؛ خيلى دلم مى‏خواست قبول كنم؛ ولى واقعيت اين است كه سخت گرفتارم».
در چنين شرايطى، رئيس از اين موضوع به زيان كارمندش استفاده نمى‏كند؛ زيرا اين كار را به اصطلاح، يك «وظيفه اضافى» مى‏داند. با اين حال، رئيس، پيوسته در فكر آن است كه كار بايد انجام شود و آن قدر مى‏گردد تا كارمندى را پيدا كند كه گرچه مثل بقيه گرفتار است، ولى احساس كند كه مى‏تواند كار بيشترى را قبول كند و اين كارمند، همان كسى است كه خودش را با نيروى ايمان به كار، بالا مى‏كشد.
معجون موفقيت در زمينه كسب و تجارت، خانه و اجتماع، اين است: «بهتر از گذشته كار كن (كيفيت بازدهى‏ات را بهتر كن) و بيشتر از گذشته كار كن (ميزان بازدهى‏ات را بيشتر كن)».
اگر متقاعد شده‏ايد كه انجام بيشتر و بهتر كارها مقرون به صرفه است، اين دستورالعمل دو مرحله‏اى را انجام بدهيد:
الف) مشتاقانه پيشنهادهايى را براى انجام كار بيشتر بپذيرد. كسى كه مسئوليت كارى را به شما محول مى‏كند، در حقيقت، روى شما حساب كرده است. پذيرفتن مسئوليت‏هاى بزرگ‏تر در كار، شما را برجسته‏تر مى‏كند و نشان مى‏دهد كه ارزش بيشترى داريد. مثلاً وقتى همسايگانتان از شما مى‏خواهند تا در يك مسئله اجتماعى، داور آنها شويد، بپذيريد. اين اقدام، به شما كمك مى‏كند تا اعتبار اجتماعى بيشترى به دست آوريد.
ب) سپس روى اين مسئله تمركز كنيد كه «چطور مى‏توانم بيشتر كار كنم»؟ در اين حال، جواب‏هاى خلاق از راه مى‏رسند. بعضى از اين جواب‏ها ممكن است شامل برنامه‏ريزى، انضباط بيشتر و يا مختصر و مفيد بودن فعاليت‏هاى روزمره، يا حذف امور غيرضرورى باشد؛ ولى راه‏حل «بيشتر كار كردن»، خودش پيدا مى‏شود.

منبع:
كتاب جادوى فكر بزرگ، د. شوارتز، ترجمه ژنا بخت‏آور، انتشارات فيروزه، 1374
.

منبع  واسطه :http://www.porseman.net/defaulte.aspx?namayesh=1749




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 3:58 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

مدیریت زمان برای موفقیت

مدیریت زمان برای  موفقیت
برایان تریسی در کتاب های پرفروش خود ایده ها و نظریاتی را که اندیشمندان جهان در طول 2500 سال گذشته در مورد موفقیت ارایه کرده اند گردآورده و در قالب نظامی ساده و کارآمد خلاصه کرده است تا شما بتوانید با بهره گیری از آن زندگی خود را دگرگون کنید. در حال حاضر ، بیش از یک میلیون زن و مرد با 17 زبان در 32 کشور از ایده ها ، متدها و تکنیک های برایان تریسی برای افزایش در آمد ، بهبود روابط و شکوفا کردن نیروهای بالقوه خود به منظور دست یابی  به یک زندگی شادتر و سالم تر استفاده می کنند . این کتاب کوچک بزرگ با آموزش مدیریت زمان و رموز استفاده بهتر از وقت شما را قادر می سازد با سرعتی بیش از آنچه تا کنون تصور می کردید به هدفهای خود دست یابید.
 کیفیت زندگی شما بستگی دارد به کیفیت مدیریت شما در استفاده بهتر از وقت
 وقت  با ارزش ترین منبع مالی و تمام موجودی شما برای خرید چیزهایی است که در زندگی خواهان آن هستید
 وقت از بین رفتنی است ، نمی توان آن را پس انداز کرد. فقط می توان آن را به روش های مختلف خرج کرد
 مدیریت زمان بیش از هر چیز نیاز به انضباط فردی ، خویشتن داری و تسلط بر نفس دارد
 مدیریت زمان در واقع مدیریت شخصی ،  مدیریت زندگی و مدیریت خودتان است.
 اکثر مردم سرگرم فعالیت هایی هستند که بیشتر آرامش بخشد تا هدفمند
 مدام از خودتان بپرسید : آیا کاری که مشغول انجام آن هستم " بیشترین بازده برای وقت صرف شده " را دارد یا نه ؟
 توانایی شما در مدیریت زمان برای دست یابی به بالاترین نتایج ، مهارت اصلی در کارایی فردی است
 وقت ماده خام زندگی است . شما چطور آن را عمل می آورید؟
 از کمبود وقت گله نکنید . شما تمام وقتی را که وجود دارد در اختیار دارید، یعنی بیست و چهار ساعت در هر شبانه روز
 بهره وری بالا نتیجه بالا بردن کارایی وقت است . به این ترتیب که فقط مهمترین کارها را انجام دهید.
 چشم انداز دراز مدت خود را شرح و بسط دهید . می خواهید ظرف پنج سال آینده به کجا برسید؟
 توانایی شما در به تعویق انداختن خوشی های کوتاه مدت تعیین کننده میزان پیشرفت مالی شما در دراز مدت است.
 ارزش هر چیزی را می توان با مقدار وقتی که حاضرید صرف آن کنید اندازه گیری کرد.
 جمع آوری هر ثروتی با فروش خدمات فردی ، یا در واقع وقت شخصی ، آغاز می شود.
 بدترین نوع هدر دادن وقت این است که کارهایی را  که اصلا نیازی به انجام دادنشان نیست به بهترین نحو ممکن انجام دهیم
 انجام کاری که واقعا از آن لذت می برید رمز عملکرد عالی است.
 هر وقت می بینید کاری خیلی خوب پیش می رود ، می توانید دو چیز دیگر را هم پیدا کنید : یک آدم یک دنده و یک احساس وظیفه
پیتر دراکر (نویسنده و سخنران حوزه مدیریت)
 خوشبختی زمانی حاصل می شود که شما به کاری که انجام می دهید اعتقاد داشته باشید ، آن را خوب بشناسید و دوست داشته باشید
 آیا در گذشته خود را درگیر کاری کرده اید که اگر اطلاعات امروزتان را داشتید حاضر نمی شدید به آن تن دهید ؟
 این کار خلاقه را تمرین کنید که بتوانید کارهایی را که دیگر برایتان اهمیت ندارد رها کنید .
 همیشه از خودتان بپرسید : با ارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر می توانم از وقتم بکنم چیست ؟
 مدیریت زمان وسیله ای است که می تواند شما را از جایی که هستید به جایی که می خواهید باشید برساند
 ارزش های بنیادی شما در زندگی چیست؟ آیا هدف ها و فعالیت های شما با این ارزش ها هماهنگی دارد؟
 در حال حاضر ، سه هدفی که بیش از هر چیز در زندگی برای شما مهم است چیست؟ آیا وقتتان را نیز به همین نسبت صرف آنها می کنید؟
 اگر همین امروز یک میلیارد دلار برنده شوید ، چه کارهایی را به نحو دیگری انجام می دهید و چگونه زندگی  خود را تغییر خواهید داد ؟
 اگر همین امروز به شما بگویند فقط شش ماه دیگر زنده خواهید ماند ، چه می کنید و وقت خود را چگونه صرف خواهید کرد؟
 چه رویاها یی در سر دارید ؟ اگر هیچ محدودیتی نداشتید ، دلتان می خواست چه جور آدمی باشید ؟ چه چیزهایی داشته باشید ؟ و چه کارهایی انجام دهید ؟
 اگر مطمئن بودید شکست نمی خورید  ، جرات می کردید کدام آرزوی بزرگ خود را عملی کنید ؟
 وظیفه شخصی شما چیست ؟ آیا هماهنگ با آن زندگی می کنید ؟
 یاد گیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید . هر روز چیز جدیدی بیاموزید
 هر فعالیت یا عدم فعالیتی مستلزم انتخابی است بین آنچه بیشتر اهمیت دارد و آنچه کمتر  اهمیت دارد
 قانون حذف گزینه ها می گوید : انجام یک کار مستلزم صرف نظر از انجام کارهای دیگری است.
 اصل پارتو ( قانون 80/20) می گوید 80% از دست آوردهای شما نتیجه 20% از فعالیتهای شماست . 20% فعالیتهای سازنده شما کدامند؟
 قانون 80/20 را تمرین کنید . 20% وقتی که صرف برنامه ریزی برای یک پروژه می کنید به اندازه 80% وقتی که صرف انجام تمام پروژه می کنید ارزش دارد
 برای فعالیت های خود اولویت و ممنوعیت تعیین کنید . چه فعالیت هایی را باید رها کنید تا بتوانید برای کارهایی که حقیقتا مهم هستند جای بیشتری باز کنید ؟
 قانون حد توانایی می گوید : همیشه برای انجام ضروری ترین کارها وقت کافی و جود دارد .
 برای اولویت بندی کارها باید نتایج هر کدام از آنها را در دراز مدت در نظر گرفت.
 پاداش های شما همیشه بر مبنای نتایجی که به دست می آورید تعیین می شود ، از شما انتظار می رود که چه نتایجی به دست آورید ؟
 مهم ترین فعالیتهایی که انجام می دهید ، بر اساس نتایج دراز مدت آنها ، کدامند؟
 چه کاری است که شما ، و فقط شما ، می توانید انجام دهید و اگر خوب انجام  شود یک دگرگونی واقعی به وجود می آورد ؟
 علت هر شکستی عمل کردن بدون فکر کردن است .

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 3:56 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ساختارهاي شکست کار ، مفاهيم و كاربردها

ساختارهاي شکست کار ، مفاهيم و كاربردها
 مصطفي هاشم ‌زاده
‎ ‎
مقدمه
مديريت پروژه[1] موفق منوط به بهره جستن از تكنيكهاي برنامه‌ريزي به منظور تعريف و تبيين دقيق اهداف پروژه است تا از اين طريق مديريت اثربخش يك پروژه را امكان‌پذير نمود . در اين راستا ، ساختار شكست كار[2] مبنايي براي تعريف كار در ارتباط با اهداف پروژه ايجاد كرده و ساختاري براي مديريت و تكميل فعاليتهاي پروژه فراهم مي‌نمايد .
اين مقاله ترجمه‌ بخشهايي گزيده شده از كتاب
" Practice Standard for Work Breakdown Structures"
استادارد عملي براي ساختارهاي شكست كار
است كه از سوي انجمن مديريت پروژه آمريكا به عنوان استانداردي عملي براي ساختارهاي شكست كار ، تدوين و به جامعه جهاني مديريت پروژه عرضه گرديده است .
بنابر آنچه در مقدمه اين استاندارد ذكر گرديده است ، هدف اوليه استاندارد عملي انجمن مديريت پروژه براي ساختارهاي شكست كار ، فراهم نمودن بستري مشترك جهت درك مفاهيم و مزاياي ساختارهاي شكست كار و همچنين ارائه استانداردي كاربردي در اين زمينه به عنوان يكي از ابزارهاي اساسي مديريت پروژه مي‌باشد .

ساختار شكست كار چيست ؟
نسخه 2000 راهنماي [3]PMBOK ، ساختار شكست كار را اينگونه تعريف مي نمايد :
گروه بندي عناصر به شيوه‌اي مبتني بر اقلام قابل تحويل[4] كه محدوده كل پروژه را تعريف و سازماندهي مي‌نمايد ؛ هر يك از سطوح پاييني نشانگر تعريفي دقيقتر از كار پروژه هستند .
همچنين در نسخه 2000 راهنماي PMBOK واژه «قلم قابل تحويل» اينگونه تعريف شده است :
هر گونه خروجي يا نتيجه قابل مميزي ، محسوس و قابل سنجش كه توليد آن براي تكميل يك پروژه يا بخشي از آن ضرورت دارد . در اغلب موارد اين اصطلاح در مفهوم خاص‌تر خود براي اشاره به يك قلم قابل تحويل خارجي – يعني قلمي كه نيازمند تصويب حامي پروژه[5] يا مشتري[6] باشد – به كار مي‌رود .
عناصر ساختار شكست كار ، چشم‌اندازي روشن از محصول نهايي پروژه و فرايند كلي توليد آن را پيش روي ذينفعان پروژه[7] قرار مي‌دهند . ساختار شكست كار ، محدوده پروژه را به صورت سلسله مراتبي[8] ، قابل كنترل و بسته‌هاي كاري[9] قابل تعريف تقسيم‌بندي مي‌كند . اين بسته‌ها بين نيازهاي كنترلي مديريت و سطح مناسب و اثربخش اطلاعات پروژه ايجاد توازن مي‌نمايند .  سطوح مختلف ساختار شكست كار به امر تمركز يافتن ارتباطات با ذينفعان پروژه ياري مي‌رسانند و نيز سبب شناسايي دقيق درجه پاسخگويي افراد ، متناسب با سطح جزييات پروژه به منظور مديريت و كنترل پروژه مورد نياز مي‌شوند .

مزاياي تهيه ساختار شكست كار براي يك پروژه كدامند ؟
بر اساس آنچه ذكر گرديد ، مزاياي تهيه ساختار شكست كار را مي‌توان اينگونه بر شمرد :
از ديدگاه طراحي[10] :
1-   ساختار شكست كار محدوده كلي پروژه[11] را به اقلام قابل تحويل تجزيه مي‌كند و تعريف دقيقي از كار موردنياز براي مديريت اثربخش ارائه مي‌دهد .
2-      محدوده پروژه را به نحوي روشن و جامع و در قابل اقلام قابل تحويل براي مشاركت‌كنندگان[12] و ذينفعان پروژه تعريف مي‌نمايد .
3-   چگونگي پاسخگويي و مسوليتهاي مرتبط با انجام اقلام قابل تحويل مختلف پروژه را از طريق رابطه مستقيم ميان عناصر WBS و OBS مستند سازي و نيز شناسايي ماتريس واگذاري مسوليتها[13] را امكان‌پذير مي‌نمايد .
از ديدگاه مديريتي :
1-   تفكيك اقلام قابل تحويل به عناصر تشكيل‌دهنده آنها به منظور حصول اطمينان از مطابقت برنامه پروژه با محدوده مصوب پروژه و تحقق اهداف كلي آن .
2-      تجزيه پروژه به اجزاي ساده‌تر و فراهم‌آوردن روشهايي مناسب جهت مديريت پروژه‌هاي پيچيده .
3-      پشتيباني جهت ياري‌رساني به برنامه‌ريزي[14] و واگذار نمودن مسوليتها .
4-      كمك به تامين منابع مورد نياز .
5-      كمك به پيگيري وضعيت تخصيص منابع[15] ، برآورد هزينه‌ها ، مخارج[16] و چگونگي عملكرد[17] .
از ديدگاه سازماني[18] :
ساختار شكست كار توانايي برقراري ارتباط ميان كار تعريف شده را با واحدهاي مسوول سازماني ، پيمانكاران دست دوم[19] و يا افراد ، پديد مي‌آورد . زماني كه تعريف واضح‌تري از كار و مسوليتهاي سازماني ارائه مي‌شود ، به افراد مسوليتهايي جهت انجام عناصر مشخصي از ساختار شكست كار در محدوده بودجه و زمانبندي تعيين‌شده ، داده مي‌شود .
بنابراين به طور خلاصه مي‌توان بيان داشت كه ساختار شكست كار :
v      سلسله مراتب اقلام قابل تحويل پروژه را تبيين مي‌نمايد .
v      به تعيين و تعريف كليه كارهاي مورد نياز جهت تحقق اهداف نهايي[20] يا اقلام قابل تحويل ، كمك مي نمايد .
v      يك تصوير گرافيكي و يا طرح متني[21] از محدوده پروژه فراهم مي‌نمايد .
v      چهارچوبي براي كليه اقلام قابل تحويل در سراسر چرخه حيات پروژه[22] فراهم مي‌كند .
v      ابزاري جهت يكپارچه‌سازي و ارزيابي عملكرد زمانبندي و هزينه پروژه پديد مي‌آورد .
v      با ذينفعان پروژه ارتباطي مستمر و مدام برقرار مي‌كند .
v      گزارش‌دهي[23] و آناليز پيشرفت پروژه و داده‌هاي مربوط به وضعيت را تسهيل مي‌نمايد .
v      چهارچوبي براي تعيين اهداف عملكرد پروژه به وجود مي‌آورد .

نحوه تهيه و تدوين ساختار شكست كار به چه صورتيست ؟
ساختار شكست كار را مي‌توان با استفاده مجدد از اجزاي ساير ساختارهاي شكست كاري كه از پروژه هاي مشابه پيشين در دسترس هستند و يا به صورتي كاملا جديد تهيه نمود .
ساختار شكست كار به تدريج و با بررسي مكرر اهداف اجرايي پروژه ، معيارها و شاخصهاي كاركردي / عملكردي ، محدوده پروژه و نيازمنديهاي عملكرد فني تكميل مي‌شود .
عناصر ساختار شكست كار چشم‌اندازي روشن از محصول نهايي پروژه و فرايند كلي آن را پيش‌روي ذينفعان و مدير پروژه قرار مي‌دهند ؛ با توجه بدين نكته ، هنگام تدوين يك ساختار شكست كار براي اداره پروژه لازم است تا به موارد زير به خوبي انديشيد :
v      در مورد كل پروژه از آغاز تا پايان آن ، بينديشيد .
v      در مورد اقلام و عناصر قابل تحويل بينديشيد . (چه چيزهايي بايد تهيه شوند؟ نيازمنديها كدامند؟)
v      در مورد نحوه توليد اقلام و عناصر قابل تحويل بينديشيد (چه روشهايي؟ چه فرايندهاي خاصي؟ چه كيفيتي؟ چه بازرسيهايي؟)
v      آيا چشم اندازي از محصول نهايي در ذهن شما شكل گرفته است ؟
v      بخشهاي تشكيل‌دهنده آن كدامند ؟
v      اين قطعات چگونه در كنار يكدگر كار مي‌كنند ؟
v      چه كارهايي بايستي انجام پذيرند ؟

گامهاي ذيل ،  فرايند كلي تدوين يك ساختار شكست كار را بيان مي‌نمايند :
گام اول : محصول يا محصولات نهايي پروژه[24] را مشخص سازيد ؛ چه چيزي بايد تحويل شود تا پروژه به موفقيت رسيده باشد ؟
گام دوم :‌ اقلام اصلي محصول پروژه را تعريف كنيد .
گام سوم : اقلام قابل تحويل اصلي را تا سطحي از جزئيات كه به منظور مديريت و كنترل يكپارچه كار مناسب باشد تجزيه نماييد .
گام چهارم :‌ ساختار شكست كار را تا آنجا بازنگري و ويرايش نماييد كه ذينفعان پروژه تصديق نمايند كه برنامه‌ريزي پروژه[25] را مي‌توان با موفقيت تكميل نمود و امور اجرا و كنترل به نحوي موفقيت‌آميز نتايج موردانتظار را به بار خواهند نشاند .
عواملي كه لازم است در تدوين ساختار شكست كار مورد توجه قرار گيرند عبارتند از :
v      عناصر ساختار شكست كار بايد نشان‌دهنده يك قلم قابل تحويل محسوس باشند .
v   هر يك از عناصر ساختار شكست كار بايد نمايانگر مجموعه‌اي از عناصر وابسته‌اي باشند كه بي هيچ واسطه‌اي در ذيل آن فهرست شده‌اند .
v   هر يك از عناصر فرعي ساختار شكست كار بايد تنها به يك منشا و عنصر خاص از ساختار شكست كار (يا عنصر بالاتر خود) تعلق داشته باشند .
v   هر يك از عناصر فرعي ساختار شكست كار بايد به صورتي منطقي تا سطحي كه نشان‌دهنده چگونگي توليد (طراحي ، خريد ، ساخت يا قرارداد فرعي) آنها باشد تجزيه شوند .
v   اقلام قابل تحويل بايد منحصر بفرد و متمايز از موارد هم‌تراز خود باشند و بايد تا سطحي از جزئيات تجزيه شوند كه براي برنامه‌ريزي و مديريت كار و نيز براي تحصيل يا ايجاد آنها لازم است .
v   اقلام قابل تحويل بايد به شكلي روشن و دقيق مشخص شوند تا از دوباره‌كاري[26] در بين عناصر ساختار شكست كار ، در كل سازمان و يا بين افراد مسوول تكميل كار جلوگيري شود .
v   اقلام قابل تحويل بايد از نقطه نظر اندازه[27] و تعريف[28] محدود باشند تا كنترل اثربخش آنها امكان‌پذير شود . در عين حال ، اين اقلام نبايد آن قدر كوچك باشند كه هزينه كنترل بيش از حد معقول شود و آن قدر نيز بزرگ نباشند كه كنترل يك عنصر را غير ممكن و يا پذيرش ريسك را ناممكن سازند .
v   فرايند تدوين ساختار شكست كار بايد ابزاري در جهت انطعاف‌زايي[29] باشد ؛ ‌بويژه در مواردي كه ممكن است محدوده تلاش پروژه[30] تغيير نمايد . با وجود اين ، حتي در پروژه‌اي كه به خوبي اداره مي‌شود نيز لازم است تا يك فرايند دقيق كنترل متغير براي مستندسازي و مديريت تغييرات محدوده در نظر گرفته شود ؛ زماني كه محدوده كار عملا تغيير مي‌كند بايد ساختار شكست كار را نيز بروز نمود .
v      كليه عناصر ساختار شكست كار بايد با ساختارهاي حسابداري و سازماني سازگاري داشته باشند .
v      كليه اقلام قابل تحويل به وضوح در ساختار شكست كار گنجانده شوند .
v   كليه موارد مهم گزارش‌دهي (به عنوان نمونه :‌جلسات بازنگري ، گزارشات ماهانه ، گزارش آزمايشات) در ساختار شكست كار گنجانده و مشخص گردند .
v   لازم است از يك سيستم كدينگ[31] براي عناصر ساختار شكست كار استفاده شود تا چنانچه به صورت يك ساختار متني بدان نگريسته شود ، به روشني بيانگر ساختار سلسله‌مراتبي باشد .

برنامه‌ريزي منابع ، مديريت و ساختار شكست كار
ساختار شكست كار در سطحي كه براي برنامه‌ريزي و مديريت پروژه مورد نياز است ، تجزيه مي‌شود . در حالت عادي ، عمل تجزيه دست كم تا يك سطح پايينتر از نيازهاي گزارش‌دهي انجام مي‌گردد ؛ يعني سطحي كه برنامه‌ريزي ،‌ كنترل و ارزيابي عملكرد پروژه را همراه با فعاليتهاي مجزا و منابع قابل تشخيص منحصربفرد و به گونه‌اي اثربخش ممكن نمايد . اگرچه شناسايي كامل منابع در مراحل بعدي فرايند برنامه‌ريزي انجام مي‌گيرد ليكن خالي از منفعت نيست كه يك ديد كلي نسبت به نحوه انجام اين كار وجود داشته باشد و اطمينان حاصل شود كه سطح جزئيات ساختار شكست كار اين تلاشها را پشتيباني مي‌نمايد .
تعامل ميان شناسايي نيازمنديها ، ساختار شكست كار ، بيانيه كار[32] ، برنامه‌هاي منابع[33] ، زمان‌بندي مادر و تفصيلي[34] ، اطلاعات مشخصي را متناسب با رابطه ميان هزينه ، زمان‌بندي و عملكرد فراهم مي‌نمايد .
هنگامي‌كه ساختار شكست كار تدوين گرديد مدير پروژه و ساير ذينفعان درگير در امر مديريت پروژه بايد به طور منظم در جريان چگونگي انجام كارها[35] قرار گيرند ؛ در اين راستا لازم است تا به موارد ذيل توجه نمود :
v      انديشيدن در باب گزارش‌دهي و مكانيزمهاي كنترل .
v      مشخص نمودن راهكار تعيين ميزان تكميل عناصر ساختار شكست كار .




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 3:56 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

فرامینی برای مدیریت متوازن کار و زندگی

 فرامینی برای مدیریت متوازن کار و زندگی

·         ببینید موفقیت واقعاً از نظر شما چه مفهومی دارد. با خود صادق باشید.
·         هر روز فرصتی را به تفکر در مورد ارزش هایتان اختصاص دهید و سعی کنید نسبت به آنها وفادار بمانید.
·         فرصتی را به ایجاد یک تصویر ایده آل از زندگی اختصاص دهید.
·         دستیابی به موفقیت مستلزم داشتن نگرش مثبت است.
·         توجه داشته باشید که همیشه گرفتار بودن نشانه عدم کارایی و اثر بخشی  شما در انجام امور است.
·         کارها را بر اساس میزان اهمیت اولویت بندی کنید نه بر اساس میزان فوریت
·         به خاطر داشته باشید که افزایش سرعت باعث کاهش کیفیت می شود.
·         ترتیبی دهید  که کارتان با معیار هایی که برای موفقیت دارید هدایت شود.
·         *نقش های مهم خود در کار و زندگی را فهرست اولویت بندی و ارزیابی کنید.
·         در مورد کارهایی که در انجام آنها مهارت دارید فکر کنید و بکوشید نقاط قوت خود را تقویت کنید.
·         برای خود یک بیانیه موفقیت بنویسید و مرتبا به آن رجوع کنید.
·         موفقیت های خود را مرور کنید. مطمئن شوید که آمادگی سازگار شدن را دارید.
·         از افراد بخواهید به شما باز خورد های سازنده بدهند. از این باز خورد ها درس بگیرید.
·         برای تقویت نقاط قوت خود و غلبه بر موانع از روش مربی گری استفاده کنید.
·         هر روز در مورد گزینه ها و راه حل های جدید فکر کنید و به تدریج به دنبال شیوه های بهتر برای انجام امور باشید.
·         روی مثبت صحبت کردن با خود تمرین کنید و یاد بگیرید که ارزش نقش خود در انجام امور را ببینید.
·         تشخیص احساسات و درس گرفتن از آن ها
·         *تردید را در اعضای گروه خود تشخیص دهید و سعی کنید به علت نگرانی آنها پی ببرید.
·         به خاطر داشته باشید که داشتن روابط خوب با دیگران از جمله نیازهای اساسی انسان است.
·         تصمیم بگیرید که واقعا می خواهید چه نوع پدر و مادری باشید.
·         فرصتی برای استراحت وتفریح باعث ارتقای بهره وری می شود.
·         برای دستیابی به اولویت هایتان در خود تعهد ایجاد کنید.
·         در مورد آخرین پیشرفت های حاصله مطالعه کنید تا بتوانید اقدامات آگاهانه تری انجام دهید
·         برای هر یک از مراحل اقدامات خود تاریخ مشخصی را تعیین کنید.
·         توجه داشته باشید که همه به نحوی از برقراری توازن میان کار و زندگی شما بهره می برند.
·         حتما از مرخصی های سالانه به طور کامل استفاده کنید
·         برای تک تک ساعات روز ارزش قائل شوید و از آنها به شکلی موثر استفاده کنید.
·         اولویت های اصلی تان را ارزیابی، و همه حواس خود را معطوف آنها کنید تا عملکرد شما در سطح عالی باشد.
·         ببینید آیا لازم است کاری را شخصا انجام دهید یا امکان محول کردن آن به به دیگری وجود دارد.
·         از خود بپرسید که چه تغییراتی می توانید در زندگیتان ایجاد کنید؟
·         *از یک مربی بخواهید شما را در ایجاد تغییرات مورد نظرتان کمک کند.
·         *توجه داشته باشید که تغییرات کوچک می توانند به کلی اوضاع را دگرگون کنند.
·         *اطمینان  حاصل کنید که اعضای گروه به یکدیگر احترام
·         اعضای گروه را تشویق کنید  که محل کار را سر وقت ترک کنند.
·         هدف کلی خود را به طور منظم مرور کنید تا از مسیر اصلی منحرف نشوید.
·         به خاطر داشته باشید که تفکر مثبت بسیار اثر بخش تر است.
·         در بله گفتن به اولویت های خود قاطع باشید و به واکنش خود نسبت به افراد صریح، صادق و با اصالت فکر کنید.
·         اگر برای خودتان احترام قائل باشید دیگران نیز برای شما احترام قائل خواهند شد.
·         به چیز هایی که احساس توانمند بودن را در شما به وجود می آورند فکر کنید.
·         *علائم جسمانی خود را به هنگام بروز استرس شناسایی کنید.
·         *سعی کنید همه مسائل را خیلی جدی نگیرید.
·         *از خوب بودن تغذیه خود اطمینان حاصل کنید.
·         *با روشن کردن  چند شمع معطر و دوش گرفتن می توانید قبل از خواب تمدد اعصاب کنید.
·         *در برنامه خود  به طور منظم  روز هایی را برای دری از محل کار و تجدید قوا در نظر بگیرید.
·         *نگرش و طرز برخورد شما باید بخشی از راه حل باشد، نه مشکل.
·         *از همکاران و مشتریان خود بازخورد بگیرید.

منبع :http://www.modiryar.com




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 3:55 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 59 ::         20   21   22   23   24   25   26   27   28   29   >  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 435113 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب