دعای فرج

ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 دی 1394 ] [ 3:21 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
طرح آیت : شماره 15
سوره مبارکه انفال آیه 22 :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلي رَبِّهِمْ يَتَوَکَّلُونَ
مومنان فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دلهایشان ترسان میشود و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می افزاید و همواره بر پروردگارشان توکل میکنند.
امام حسین علیهالسلام میفرمایند :
هیچ کس روز قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا از خدا بترسد.
مناقب،ج4،ص 69
ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 دی 1394 ] [ 1:27 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب دارد
22 دی ماه: تشکیل شوراي انقلاب به دستور امام خمینی (ره)
روز ۲۲ دی ۱۳۵۷، شورای انقلاب به فرمان امام خمینی تشکیل شد. این شورا که ایده شکلگیری آن آذرماه ۱۳۵۷ در جریان سفر شهید مطهری به پاریس با امام مطرح شد، اساسیترین رکن قدرت سیاسی و اجرایی انقلابیون محسوب میشد.

امام خمینی در ۲۲ دیماه ۱۳۵۷ پیامی بدین شرح صادر کرد: «به موجب حق شرعی و بر اساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی، مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد... این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است، از آن جمله ماموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد.» (صحیفه نور، ج ۴، صص ۲۰۷ و ۲۰۸)
ادامه مطلب دارد
[ سه شنبه 22 دی 1394 ] [ 1:01 AM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
عمریست که از حضور او جا مانده ایم

ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ 11:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(1) ]
ادامه مطلب
حدیث از حضرت علی (ع) درباره تفکر
امام علی علیه السلام:
العِلمُ وَراثَهٌ کَریمَهٌ ، وَ الادابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ ، وَ الفِکرُ مِرآهٌ صافِیَهٌ؛
علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف.
نهج البلاغه،ص469

ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ 4:36 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی :9
سدير صيرفي مي گويد به همراهي مفضل، ابوبصير و ابان به خدمت امام صادق (عليهالسلام) شرفياب شديم، او را مشاهده کرديم که بر روي خاکها نشسته است، يک جامهي خيبري، بييقه و آستين کوتاه بر تن دارد، همچون مادري فرزند مرده گريه ميکند، سراسر وجود مقدس آقا را حزن و اندوه فرا گرفته و آثار آن در وجنات صورت آشکار گشته، رنگ مبارکش دگرگون شده، سيل اشک که از دلي پر خون و قلبي پر سوز برخاسته، بر گونههاي مبارکش فرو ميريزد و چنين زمزمه ميکند :
«سيدي غيبتک نفت رقادي، و ضيقت علي مهادي، و ابتزت مني راحة فودي، سيدي غيبتک اوصلت مصابي بفجايع الأبد، و فقد الواحد بعد الواحد يفني الجمع و العدد، فما احس بدمعة ترقي من عيني وانين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا، و سوالف البلايا الا مثل بعيني عن غوابر اعظمها و افظعها، و بواقي اشدها و انکرها، و نوائب مخلوطة بغضبک، و نوازل معجونة بسخطک».
«اي سيد و سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، عرصه را بر من تنگ نموده، آرامش دلم را از من سلب کرده است. سرور من!غيبت تو مصيبتي جانکاه بر سراسر وجودم فرو ريخته، و از دست دادن يکي پس از ديگري، اجتماعات را پراکنده ساخته، هستيها را بر باد ميدهد. اشکهايي که در اثر بلاها و گرفتاريها از ديدگانم فرو ميريزد و نالههايي که از اعماق دلم برميآيد، هر گاه مختصر تسکيني مييابد و به سردي ميگرايد، احساس ميکنم که مصيبتي جانکاهتر و فاجعهاي اسفبارتر و حادثهاي دلخراشتر، در برابر ديدگانم مجسم ميشود کهرويدادهاي تأثر انگيزي است که با خشم تو آميخته، و حوادث فاجعهآميزي است که با غضب تو عجين شده است».
سدير ميگويد: هنگامي که آقا امام صادق (عليهالسلام) را اين چنين پريشان ديديم، دلهايمان آتش گرفت و هوش از سرمان پريد، که چه مصيبت جانکاهي بر حجت خدا روي داده؟! چه حادثهي اسفبار و فاجعهي تأثر انگيزي بر او وارد شده است؟! عرض کرديم:«اي فرزند بهترين خلايق، چه حادثهاي بر تو روي داده که اين چنين سيل اشک از ديدگانت فرو ميريزد؟! چه مصيبتي بر تو وارد شده که اشک ديدگانت چون ابر بهاري بر چهرهات سرازير شده است؟! چه فاجعهاي اين چنين تو را بر سوگ نشانده است؟!«وجود اقدس آقا امام صادق (عليهالسلام) چون بيد لرزيد و نفسهاي مبارکش به شماره افتاد و آنگاه آهي عميق به پهناي قفسهي سينه از اعماق دل بر کشيد و به ما رو کرد و فرمود :«صبح امروز کتاب «جفر» را نگاه کردم، و آن کتابي است که همهي علوم مربوط به مرگ و ميرها، بلايا و حوادث، و رويدادهاي تودهها را تا پايان جهان دربردارد. اين کتاب را خداوند به پيامبر خودش و پيشوايان معصوم بعد از او (عليهمالسلام) اختصاص داده است. در اين کتاب: تولد، غيبت، درنگ، و طول عمر او، گرفتاري باور داران در آن زمان، راه يافتن شک و ترديد بر دل از آئين مقدس اسلام و بيرون رفتن آنها را از تعهد به اسلام خواندم و ديدم که رشتهي ولايت، که خداوند بر گردن هر انساني افکنده، چگونه ميگسلد و پيوندشان قطع ميشود، دلم سوخت و امواج غم و اندوه بر پيکرم فرو ريخت».
کمال الدين صدوق/ ص353
ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 دی 1394 ] [ 2:22 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب دارد
بزرگداشت شهید میرزا تقی خان امیرکبیر
20 دی مصادف است با شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر، ستاره بی نظیر تاریخ ایران زمین که صد و پنجاه و اندی سال پیش به عنوان صدراعظم ایران درخشید و در کمتر از سه سال و دو ماه بعد از شروع صدارتش خاموش شد. آشپززاده ای که به دلیل استعدادش مورد توجه قرار گرفت و توسط قائم مقام، والامقامی آگاه و وطن پرست شد.
میرزا تقی خان فراهانی از نوادر تاریخ کشور ماست. عشق عمیق وی به استقلال و آزادی و اقتدار ملت مسلمان ایران، زمانی به فریاد دادخواهی ملت مظلوم لبیک گفت، که می رفت تمامی ثروت و عزت کشور برای همیشه در کام جهنمی استعمار و استکبار جهانی بلعیده شود. زمانی که دربار فاسد پادشاهی و رجال سیاسی سر سپرده، مزدورانه و مزورانه علناً سنگ بندگی طاغوت های شرق و غرب را به سینه می زدند و بی شرمی و گستاخیشان به حدی رسیده بود که حتی کوششی در اختفای بندهای اسارت و یوغ بندگی و بردگی خویش نمی نمودند. امیرکبیر در برابر دشمنان دین و مجریان سیاست استعماری، یک تنه قیام کرد و پوزه استکبار و عمّال داخلیش را به خاک مالید
طی حدود یک قرن و نیم که از شهادت امیر به دست جیره خواران و سر سپردگان طاغوت می گذرد، دوست و دشمن در ستایش از این روح آزاده و شخصیت مقتدر سخن گفته اند. همه متفق القول اعتراف کرده اند که ?مصلحی? چنین تشنه خدمت، ?سیاستمداری? چنان شیفته استقلال و ?زمامداری? چنین خیرخواه ملت، نه تنها در تاریخ دو هزار و چند ساله ایران بلکه در تاریخ جهان، کم نظیر و کمیاب است. اصلاحات داخلی در زمینه اعتلای فرهنگ، تنظیم اقتصاد و تطهیر عرصه سیاست کشور، اقدام در جهت احیای دین و بسط عدالت در سطح جامعه، مبارزاتش در جهت قطع نفوذ اجانب و استعمارگران، و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور که طی سه سال و اندی صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر انجام گرفت، همه شایسته تحسین است.
ادامه مطلب دارد
[ یک شنبه 20 دی 1394 ] [ 11:32 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
چادر
اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند , دانه دانه اش خورشید است .

آیت الله بهاءالدینی می فرمودند: اگر زنان چادری می خواستند نشانشان می دادم عرقی که در فصل گرما به خاطر حفظ حجاب می ریزند , دانه دانه اش خورشید است . شما خورشید خدا هستید .
و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند عرقی که زن زیر چادر می ریزد سه جا برای او نور می شود :
- در درون قبر
- در برزخ
- در قیامت
و اگر زنان بی حجاب از من می خواستند همین الان نشانشان می دادم که این موی سر که به نامحرم نشان می دهند آتش است . آنها در آرایش زیبایی نیستند ،بلکه در آرایش آتش هستند.
منبع : افکار
ادامه مطلب
[ یک شنبه 20 دی 1394 ] [ 4:16 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(0) ]
ادامه مطلب
حدیث مهدوی :8
امام زمان (عج) میفرمایند:
"لا ينازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا يدَّعيهِ إلاّج احِدٌ کافِرٌ.
ای شیعه ما "
کسي با ما، در رابطه با مقام ولايت و امامت مشاجره و منازعه نميکند مگر آن که ستمگر و معصيت کار باشد، همچنين کسي مدّعي ولايت و خلافت نميشود مگر کسي که منکر و کافر باشد.
بحار الانوار/ ج53/ ص179/ ضمن ح9
ادامه مطلب
[ یک شنبه 20 دی 1394 ] [ 1:58 PM ] [ آقای علیزاده ]
[ نظرات
(1) ]
ادامه مطلب
جواب چهل مسئله مشکل درکودکی امام (عج) و تفسیر "کهیعص"
سعد بن عبداللّه قمی حکایت نماید:
روزی متجاوز از چهل مسئله از مسائل مشکل را طرح و تنظیم نمودم تا از سرور و مولایم حضرت ابومحمّد امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه پاسخ آن ها را دریافت نمایم.
از شهر قم به همراه بعضی دوستان حرکت کردیم، هنگامی که وارد شهر سامراء شدیم به سوی منزل آن حضرت روانه گشته؛ و پس از آن به منزل رسیدیم و اجازه ورود گرفتیم، داخل منزل رفتیم.
همین که وارد شدیم، دیدم مولایم همچون ماه شب چهارده در گوشه اتاق نشسته است و کودکی خردسال را - که چون ستاره مشتری می درخشید - روی زانوی خود نشانیده بود.
امام عسکری علیه السلام به ما اشاره نمود که جلو بیائید و در نزدیکی ما بنشینید.
پس طبق فرمان حضرت، جلو رفتیم و نشستیم و سپس مسائل خود را به طور کلّی مطرح کردیم.
امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه پس از شنیدن سخنان و مسائل ما، اشاره به کودک نمود و اظهار داشت: ای فرزندم! جواب شیعیان خود را بیان کن.
پس ناگهان، آن کودک لب به سخن گشود و تمامی سؤال های ما را یکی پس از دیگری جواب کافی داد.
و بعضی سؤال ها را پیش از آن که مطرح کنیم، خود کودک مطرح می نمود و جواب آن را می داد، به طوری که همه ما مبهوت و متحیّر گشتیم که این کودک خردسال چگونه در همه علوم و فنون شناخت کافی دارد و با بیان شیوا تمامی سؤال های ما را پاسخ داده و همه افراد را قانع می نماید؟!

برای ادامه متن به ادامه مطلب رجوع کنید...
ادامه مطلب
