احيا گرفته ام که تو احيا کنی مرا...
يک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است
يا خاک پاي حضرتت اين سر شود بس است
احيا گرفته ام که تو احيا کني مرا
قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است
خيري نديدهام من از عمري که بيتو رفت
دنياي من به ديدنت آخر شود بس است
اندازة چکيدن يک قطره اشک هم
محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است
نه من که روزه هاي همه روزگار با
يک روز، روزة تو برابر شود بس است
امشب مرا به خاطر جدّت علي ببخش
آقا که راضي از دل نوکر شود بس است

ادامه مطلب
بگیرید فرزند زن یهودی را...
بگیرید فرزند زن یهودی را...
وقتی امام، لحظه جراحت توطئه یهود را آشکار میکند.
استاد شهید مطهری :
"در قرآن کریم کلمه تحریف به کار رفته است؛ مخصوصا در مورد یهودی ها که این ها قهرمان تحریف در جهان اند؛ نه امروز، از وقتی که تاریخ یهودیت در دنیا به وجود آمده است. نمی دانم این نژاد چه نژادی است که تمایل عجیبی به قلب حقایق و تحریف کردن دارد و لهذا همیشه کارهایی را در اختیار می گیرند که در آن کارها بشود حقایق را تحریف و قلب کرد... قرآن چه عجیب درباره این ها حرف می زند. این خصیصه یهودی گری که تحریف است، در قرآن به صورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است. "
در تمامی وقایع تاریخ اسلام که منجر به وقوع جنگها و خونریزیهای فراوان در زمان حیات پیامبر گردید و همچنین حوادثی که باعث خروج مسیر حرکت اسلام از صراط مستقیم پس از پیامبر شد، همواره، ردپایی از خدعههای پنهان و پیدای یهود به چشم میخورد.
باید گفت این جریان در دوران حیات حضرت رسول، به صورت آشکارتر، به مبارزه با اسلام میپرداخته است اما پس از شهادت رسیدن ایشان که البته باز هم ردی از یهودی در آن دیده میشود، فعالیت و کارشکنیهای یهود، به صورت پنهان ادامه داشت
تا جایی که در برخی از موارد، یافتن ردپای آنها در تاریخ، بسیار دشوار است و همین امر باعث شده که اهل بیت در مواردی به صورت آشکار، از توطئه یهودیت علیه دین اسلام، پرده بردارند.
باید گفت متاسفانه در جریان به شهادت رسیدن اهل بیت عصمت و طهارت همواره دست یهود به چشم میخورد و در صف آرایی در مقابل امام حسین (ع) و به شهادت رساندن نوادگان پیامبر با فجیع ترین شکل ممکن، اوج رذالت خود را به نمایش گذاشت.
باید گفت امام علی(ع) را نیز یک یهودی زاده به شهادت رسانده است. و این امر در همان دقایق ابتدایی توسط خود حضرت نقل شده است.
در کتاب "منتهی الآمال"، جلد اول، صفحه 258، آمده است:
"از پس او ابن ملجم آمد... و شمشیر بر فرق آن حضرت فرود آورد... آن حضرت فرمود:... سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم. و صیحه ی شریفه اش بلند شد که فرزند یهودیه (ابن ملجم) مرا کشت، او را مأخوذ دارید. " در کتاب "ره آورد مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها" آمده است: "ابن ملجم یهودی زاده، مسلمان می شود و از طرف مردم یمن با امام علی(ع) بیعت می کند و در جنگ جمل و صفین شرکت می کند و پس از حکمیت جزو خوارج شده به ترور امام روی می آورد.
در منابع تاریخی اینگونه نقل است که خوارج به این نتیجه رسیدند که همه فتنه ها از علی بن ابی طالب، معاویة بن ابی سفیان و عمرو بن عاص برمی خیزد و باید امت اسلام را از دست این پیشوایان گمراهی نجات داد تا جامعه اسلامی طعم خوشی و راحتی را بچشد؛ از این رو عبدالرحمن بن ملجم مرادی قتل علی علیه السلام را به عهده گرفت و بَرَک بن عبیداللّه تمیمی مأمور کشتن معاویه گردید و عمرو بن بکر تمیمی نیز عهده دار قتل عمروعاص شد. این سه ضمن هم قسم شدن با یکدیگر، پیمان بستند که در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری این نقشه را عملی کنند، سپس هر یک راهی مقصد خود شدند(1)
این گونه منقول است که بَرَک بن عبیداللّه در شام توانست شمشیری بر ران معاویه فرود آورد و او را مجروح کند ، ولی عمرو بن بکر در مصر موفق به ترور عمروعاص نشد؛ در آن روز برای نماز حاضر نشد و به جای خود خارجة بن حذافه رئیس داروغه را برای اقامه نماز فرستاد که وی با شمشیر عمرو بن بکر از پا درآمد(2) و تنها ابن ملجم مرادی توانست به این توطئه جامه عمل بپوشاند و امام را به شهادت برساند.
نکتهای که ذکر آن ضروری است، این است که به نظر میرسد مطرح کردن نام عمروعاص و معاویه برای ترور، از همان ابتدا به منظور انحراف افکار عمومی و توسط یهود انجام گرفتهاست و هدف اصلی این توطئه به شهادت رساندن امیرالمومنین (علیه السلام) بودهاست.
زیرا یکی از استراتژیهای یهود از همان ابتدا خودزنی برای مظلومنمایی بودهاست و از آنجا که از یک سو عمروعاص و معاویه، خدمات فراوانی برای پیشبرد اهداف یهود کردهبودند، و از سوی دیگر، دارای مقام و منصب در میان مسلمانان بودند،، میتوانستند گزینه مناسبی برای انحراف افکار عمومی و حتی انحراف تاریخ باشند تا از این طریق، مسببان اصلی به شهادت رساندن امام اول شیعیان، مخفی بمانند اما امام، با تیزبینی خود، در همان دقایق ابتدایی مجروحیت، دست خونین یهود را برای تاریخ آشکار ساخت.
امام زمان (عج):
زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ:
ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آينه تمام شكّها را از بين مىبرديم
فهرست منابع:
1- تاریخ الأمم و الملوک، ج4، ص 110؛ أنساب الأشراف، ج2،ص490؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، ص311.
2- انساب الاشراف، ج2، ص490 و 491.
منبع: مصاف
ادامه مطلب
شق القمر شد ماه دل آرای من/ پست ویژه به مناسبت شهادت امیر المومنین (ع) و اعمال دومین شب قدر

مسجد، خموش و شهر پر از اشک بيصداست
اي چاه خون گرفته کوفه علي کجاست؟
اي نخلها که سر به گريبان کشيدهايد
امشب شب غريبي و تنهايي شماست
بايد به گريه گفت: علي حامي بشر
بايد به خون نوشت: علي کشته خداست
شهادت اولين مظلوم و اولين مسلمان ، علي بن ابيطالب (ع) تسليت باد
محمد حنفيه مي گويد: وقتي شب 21 رمضان شد، پدرم فرزندان و اهل بيت خود را جمع و با آنها وداع کرد. سپس وصيت کرد که ملازم ايمان و احکام الهي باشيم». اندکي قبل از شهادت، حضرت فرمود: «مرگ براي من، مهمان ناخوانده و ناشناس نيست، مَثَل من و مرگ، مَثَل لب تشنه اي است که بعد از مدت ها به آب برسد و همانند کسي است که گم شده اي ارزشمند را بعد از مدت ها بيابد.» سرانجام به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر گواهي داد و به سوي رضوان خداوند پر کشيد.
وصيت امير مومنان علي (ع)
طبري در تاريخ و ابوالفر اصفهاني در مقاتل الطالبيين وصيت نامه امير مومنان ع را ذکر کرده اند. اين وصيت نامه چنين است .
بسم الله الرحمن الرحيم
اين وصيت نامه علي بن ابيطالب است. گواهي مي دهد که معبودي جز خداي بي شريک نيست و محمد بنده و پيامبر اوست که وي را با هدايت و آيين حق فرستاد که بر همه دينها چيرگي دهد اگرچه مشرکان آن را ناخوش دارند. نماز و عبادت و زندگي و مرگ من براي خداي بي شريک و پروردگار جهانيان است.
چنين مامور شده ام و من از مسلمانانم. شما دو تن حسن و حسين (ع) را به تقواي الهي سفارش مي کنم. درجست و جوي دنيا نباشيد اگر چه دنيا در جست و جوي شما باشد و بر چيزي از دنيا که از دست شما مي رود دريغ مخوريد. جز حق مگوييد و براي پاداش کار کنيد براي آخرت کار کنيد. دشمن ستمگر و ياور مظلوم و ستمديده باشيد.
شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هرکس را که اين وصيت نامه من به دست او مي رسد به تقواي الهي و رعايت نظم در کارها و اصلاح ميان خودتان سفارش مي کنم. زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مي فرمود اصلاح ميان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمني مکنيد که باعث زوال دين است و نيرويي نيست مگر به استعانت خدا. به خويشاوندان خود بنگريد. پس با آنها رفت و آمد. کنيد که خداوند محاسبه را بر شما سبک مي کند .خدا را در مورد يتيمان رعايت کنيد. گرسنه شان نگه نداريد تا در محضر شما در خواري نيفتند. زيرا از رسول خدا (ص) شنيدم که مي فرمود هرکس يتيمي را سرپرستي کند تا بي نياز شود.
خداوند بهشت را براي او واجب مي گرداند. و اگر کسي مال يتيمي را بخورد جهنم را بر او واجب مي کند. خدا را خدا را در مورد قرآن منظور داريد تا مبادا ديگران در عمل بدان از شما پيشي گيرند خدا رادر مورد همسايگانتان پيش نطر آوريد که سفارش شدگان پيامبرتان هستند.
خدا را خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور داريد. پس تا زماني که باقي هستيد نبايد از وجود شما خالي باشد که اگر متروک شود نتوانيد همتايي براي آن قرار دهيد و کوچک ترين چيز براي کسي که از آن بازگردد آمرزش تمام گناهاني است که پيش از آن مرتکب شده بود. خدا را خدا را درباره نماز رعايت کنيد که آن بهترين کردارها و ستون دين شماست. خدا را خدا را درباره زکات پيش چشم آوريد که آن خشم .پروردگارتان را فرو مي نشاند. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهايتان منظور داريد .
جز اين نيست که دو تن در راه خدا جهاد مي کنند, پيشواي هدايت کننده و کسي که مطيع او و پيرو هدايت اوست. خدا را خدا را درباره ذريه پيامبرتان ص رعايت کنيد و مبادا پيش روي شما به آنان ستم کنند. خدا را خدا را در مورد ياران پيامبرتان ص منظور داريد کساني که بدعتي از آنان سر نزده و بدعتگذاري را پناه نداده اند. زيرا رسول خداي به آنان سفارش کرده و بدعتگذاران آنان و پناه دهندگان به آنان را لعنت فرموده است. خدا را خدا را در مورد مستمندان و مسکينان پيش چشم .آوريد. پس آنان را در زندگي خود سهيم کنيد .
سپس فرمود نماز. نماز. در راه خدا از سرزنش سرزنشگران بيم مداريد خداوند شما را از شر کساني که بر ضد شمايند کفايت کند. با مردم به نيکويي سخن بگوييد چنان که خداوند شما را بدان فرموده است و امر به معروف و نهي از منکر را کنار مگذاريد که در اين صورت خداوند بدان شما را بر شما حاکم کند. آن گاه دعا مي کنيد ولي به استجابت نمي رسد. بر شما باد دوستي و بخشندگي و از جدايي و دشمني و پراکندگي بر حذر باشيد. در کار نيک و پرهيزگاري .يار همديگر باشيد و بر گناه و ستم همدلي مکنيد. پرواي خدا پيشه کنيد که خدا سخت مجازات است.
خداوند دودمان شما را حفظ کند و پيغمبر را در ميان شما بر جاي دارد و شما را به خدا مي سپارم که بهترين نگهدارنده است و سلام و رحمت و برکات الهي را بر شما مي خوانم.
در ادامه مطلب میخوانیم...
ادامه مطلب
ای ماه سر به مهر،سر از سجده برندار/ پست ویژه به مناسبت ضربت خوردن حضرت علی (ع) و اعمال اولین شب قدر
آن شب، شبِ قــدر را سحر کرد علــي
با شوق وصال، ترک سر کرد علــي
با زمزمه «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکعبه»
از خاک به افلاک سفر کرد علــي
کمر بند عزمت را براي مرگ محکم کن
که مرگ به ديدار تو خواهد آمد
و مرگ پريشانت نکند
آن هنگام که به حضورت خواهد رسيد
... و اين سرود، ترنّم سحرگاه تو بود؛ سحرگاه شبي که تنها با سه لقمه، افطار کردي و فرمودي: «دوست دارم گرسنه به ديدار خدا بروم»
حکايت غريبي است... غم هاي جهان به پيشواز دلم آمده اند. طوفاني در راه است. بوي يتيمي در مشام جهان پيچيده است و آسمان، گرفته و غمگين است.
حکايت غريبي است؟ حکايت مسجد، سحر، سجده و سجاده.
و غريب تر، قصّه مظلومي است که صبورانه زيست و در آخرين سجده، سرود رهايي سر داد، سرود «فُزتُ وَ رَبِّ الْکعبِه»
چگونگي ضربت خوردن حضرت علي(عليهالسلام)
چگونگى ضربت خوردن حضرت علي(ع) در نوشته تاريخنويسان پيشين يکسان نيست. در حالى که طبرى و ابن سعد و ديگران نوشته اند: «چون حضرت علي (ع) از سايبانى که به مسجد مى رسد، بيرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» يعقوبى که تاريخ او پيش از اينان نوشته شده گويد: «پسر ملجم از سوراخى که در ديوار مسجد بود، شمشير بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم که هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه ميان شيعيان مشهور است مطابق مى باشد. وى چنين مى نويسد:
«پسر ملجم شمشير خود را برداشت و به مسجد آمد و ميان خفتگان افتاد. على(عليهالسلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار مى کرد، سپس به محراب رفت و ايستاد و نماز را آغاز کرد ، به رکوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گريخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند اميرمؤمنان کشته شد.»( تاريخ ابن اعثم، ج 4، ص 140ـ 139)
بلاذرى به روايت خود از حسن بن بزيع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الکعبة و آخرين سخن او اين آيه بود. «و من يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره.»( انساب الاشراف، ص 499)
برخي از ويژگي هاي سبک زندگي اميرمومنان(ع)
ادامه مطلب
اللهم عجل لولیک الفرج

سلام آقا
ببین این جمعه مان
حال وهوای دیگری دارد
شب قدر است و مولایمان
کنون چشـم تری دارد...
خداوندا به حق اشــک چشمانش
ظهورش رامهیاکن...
.
اللهم عجل لولیک الفرج
ادامه مطلب
تفکر هدایت شده عامل جلوگیری از فاجعه
تفکر هدایت شده عامل جلوگیری از فاجعه
اساس خرد ورزی وتفکر باید در موضوعاتی حرکت کند تا زندگی آدمی خدا محور باشد تا افرادی صالح در امور فکری رشد کنند و این تفکر باید در مسیر هدایت بشری و دوری از لغزش ها حرکت کند.
مغز همه انسان ها در طول زندگی عنصری است که فرد را به سمت عملی سوق می دهد و به حرکت در می آورد که در واقع به ذهن ما برای انجام کاری جهت می دهد . گاهی اتفاقات به صورت عادی است که ذهن ما را زیاد در گیر خود نمی کند اما ممکن زمانی ما را به تفکر در رابطه با موضوعی به واکنش وادارد کند آن وقت است که نوعی تفکر شکل می گیرد و اگر این تفکر ما بسط داده شود و هدایت شود در واقع نوعی خرد فردی انجام شده است وذهن انسان در طول حیات با موضوعات مختلفی در گیر است که چه مثبت و چه منفی آدمی همواره در حال اندیشیدن است.
تفکر و خرد ورزی در تربیت نقش اساسی را ایفا می کند به طوری که لازمه هر عملی تفکر است و انسان همواره در تربیت باید نقش خرد ورزی را جدی گرفته زیرا باعث هدایت و شقاوت آدمی می شود. ممکن است انسان تفکری را دنبال کند که او را به سمت نا کجا آباد سوق دهد واگر این فکر با تربیت همراه نباشد انسان دچاز تزلزل در امور می شود و چه بسیار افرادی که از فکر خود به درستی استفاده نکرده و به پوچی گرویده شدند.
تفکر در تربیت باید هدایت شده باشد تا مسیر درستی را انسان برای تصمیم گیری طی کند این در صورتی است که انسان باید درست فکر کردن را بیاموزد و اسیر هوای نفس خود نشود این جریان باعث به وجود آمدن تفکرات مادی و پوچ شده است که ناشی از جهل بوده و ذهن آدمی را از مسیر سعادت بشری دور کرده است که از جمله آن می توان به (نهلیسم) یاپوچ گرای اشاره کرده که در نظر این افراد هیچ چیز در این جهان اهمیت خاصی برخوردار نیست و باید از ان گذشت برای این افراد زندگی معنایی ندارد و به طور افراطی عمل می کنند و خود را انسان های روشنفکر تحصیل کرده می دانند که گاها اختلا لات روانی در آن ها ایجاد می شود تا این که به پوچی می رسنو دست به خود کشی می زنند
یا تفکر امانیسیم یا انسان گرایی که این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است . این چنین تفکر تربیت نشده بر اساس محوری است که خود تعیین کرده اند ومنشأ درستی از تفکر الهی را دنبال نمی کنند و انسان محدود نمی تواند خواسته های نا محدود بشر را تأمین کند.
این ها همه تفکراتی است که براساس تکیه بر نفس آدمی شکل گرفته و عقل وخردی در آن نبوده زیرا اسلام همواره ما را به خرد ورزی دعوت کرده و تفکر را عامل برون رفت از بسیاری از جهالت هایی می داند که آدمی ممکن است با آن رو به رو شود و در آیات قرآن نیز به روشنی بیان شده است. خداوند متعال تأکید بسیاری بر امر خرد ورزی دارد به طوری که در آیه 190 سوره آل عمران خداوند متعال می فرماید:«این گونه آیاتش را برای شما تبیین می کند تا عقل خود را به کار گیرند و بیندیشند» و یا در آیه 50 سوره انعام می فرماید:«بگو آیا نابینا و بینا (نادانان و دانا) با هم یکسان هستند؟ آیا نمی اندیشید».این تقکری که خداوند از ما خواسته است به این معناست که هیچ چیز را بدون دلیل و برهان نپذیزیم و نسبت به آن تفکر داشته باشیم حتی این تفکر در آیات قرآن به خوبی مشهود است زیرا باعث می شود به درکی درست دست پیدا کنیم.
معصومین ما همواره به تعقل وعلم آموززی را دستور کارخود قرارداده اند و رد طول حیات خود همواره به مباحث علمی می پرداختند به طوری که گاهی اوقات با افراد مختلف به مناظره علمی می کردند به طوری که امام صادق(ع) حدود 5000 شاگرد را در علوم مختلف تربیت کرد و این مصداق بارز توجه به خرد ورزی است و امام صادق در این رابطه می فرمایند: برای هر چیزی دلیل و راهنمایی است و راهنمای شخص عاقل تفکر و اندیشة او می باشد.
در طرح صالحین تفکر یا خرد ورزی معنای تربیتی به خود می گیرد به طوری که افراد در داخل حلقه ها ودر مساجد به بحث وگفت وگو می پردازند و ذهن آن ها پردازش می شود وخدا محوری مورد توجه قرار می گیرد به طوری که افراد با تدبر در موضوعات مختلف و اساسی که مربی حلقه تعریف می کند به تحقیق دررابطه با این موضوعات پرداخته و آگاهی کسب می کنند و در صورت اشکال درمحتوا مربی با آنها همراه شده و اشکالات آنها را رفع می کند این قطعا سبب می شود انسان به خرد گرایی گرویده شود تا فرد به تعقل بپردازد از این رو جامعه در مسیر رشد حرکت می کند.
وقتی افراد در این حلقه ها با شبهات گوناگون یا سئوالات متفاوت رو به رو می شوند قبل این که بخواهند نتیجه گیری کنند به تحقیق در این رابطه دست می زنند تا موضوع بر آنها روشن شود این سبب آگاهی افراد شده و تفکرات سوء جلو گیری می کند این. دانستن سبب می شود از تصمیمات غلط جلوگیری شود تا انسان در زندگی خود دچار اشتباه نشود و در زندگی اهل تفکر می گردد و راه درست را شناسایی میکند.
امروزه با توجه به این که فرقه هایی مختلف در اسلام به وجود آمده وهدف آن نابودی اسلام است مانند سلفی گری و گروه های تکفیری، صالحین می تواند گام استواری در این رابطه بر داشته و به روشنگری در این رابطه دست بزند. گروه هایی که بدون تفکر دست به جنایات مختلف در اسلام می زنند و نقشه صالحین این است که مسیر فکری این گروه ها را شناسایی کرده واهداف آنها را در داخل حلقه ها مشخص نموده تا افراد جامعه به شناخت صحیح از این گروه ها برسند و به طبع این موضوع سبب می شود این افراد به روشنگری دست بزنندو اسلام حقیقی را برای مردم دنیا تبیین کنند تا چهره اسلام برای اذعان عمومی دردنیا مخدوش نشان داده نشود و این اسلام تکفیری را نا شی از تفکر غلط وجهل این افراد بدانند.
در عرصه علمی نیز صالحین می تواند گره گشای موضوعات مختلف شود به طوری که در این حلقه ها افرادی متفکر و محقق تربیت شوند تا در آینده ای نزدیک علم خود را در جهت آسایش و رفاه مردم و بشریت به کار بگیرند لازمه این کار این است که فکر این افراد به درستی هدایت شود و علمی را که می تواند به بشریت کمک کند را به عرضه ظهور برساند مانند دانشنمدان مختلف درعرصه علوم هسته ای، نانو، ژنتیک و هوا وفضا که به موفقیت های بسیاری در این باره رسیده اند.
منبع: جوانه های صالحین
ادامه مطلب
تسلیت به مادران چشم انتظار

ادامه مطلب
درمان استرس و اضطراب با قرآن
اضطراب، استرس، نا آرامی، افسردگی و ده ها امراض روحی دیگر، از جمله معضلاتی بوده و هستند که در هر عصری گریبان گیر افراد بشر بوده است. در این میان، معدود افرادی را شاید بتوان یافت که اسیر یکی از این حالات نباشند.

از این رو پزشکان و محققان و حتی عالمان دینی هر یک سعی در درمان و ارائه ی راهکارهایی برای این گونه موارد داشته و دارند.
اما بهترین فرمولی که شاید در دهه ی اخیر به طور علمی و تجربی برای همه گان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تاثیر گذار باشد.
پروفسور « ماسارو ایموتو» (Masaru Emoto) که یک محقق ژاپنی هست، یکی از این افراد است، که با انجام یکسری آزمایشات و ایجاد صوت های مختلف بر روی آب، و با انجماد سریع آب، متوجه ی این مطلب شد که اصوات با توجه به خصوصیاتی که دارند، هر یک اثر خاص بر خود را بر مولکول های آب می گذارند، که البته در کشور خودمان نیز آزمایشات مشابه این آزمایش نیز انجام گرفت.
از جمله ی اصواتی که در این آزمایش بر روی مولکول آب، امتحان شد، صوت قرآن بود.
محققان متوجه این امر شدند، زمانی که صوت قرآن بر آب پخش می شود مولکول های آب، در بهترین و منظم ترین حالت ممکن قرار می گیرند، بطوریکه هیچ یک از اصوات قادر به چنین اثری نیستند.
و از آنجا که دو سوم از بدن انسان، را آب تشکیل داده، تاثیر گذاری آن بر انسان نیز مشهود است.
با علنی شدن نتایج این آزمایش بود که معنای این آیه بصورت کامل تری برای ما مسلمانان مشخص شد:
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَساراً [الإسراء : 82] و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل مىكنیم، و[لى] ستمگران را جز زیان نمىافزاید »
دو نکته ی مهم در این آیه:
نکته ی اول:
همانطور که در آیه ی شریفه نیز به آن اشاره شده است؛ قرآن کریم از هر جهت شفاء برای مومنین است، از سویی بواسطه ی استدلال های آن، رکود فکری افراد را شفا می دهد و از سویی موعظه های آن، قساوت قلب را و از سوی دیگر آهنگ و فصاحتش سبب زودن اضطراب و افسردگی می گردد.[1]
نکته ی دوم:
شفا بودن قرآن فقط برای کسانی است که ایمان آورده و جزء ظالمین نباشند؛ که البته میزان ایمان شنونده ی آن نیز، در میزان کسب آرامش از قرآن کریم بسیار موثر است و همچنین عدم ایمان به آن نیز نتیجه ی عکس می دهد:
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ[ انفال/2] مؤمنان همان كسانى اند كه چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توكل مى كنند»
و در مقابل كسانی كه ایمان به خدا ندارند هیچ بهره و آرامش و افزایش ایمانی را از استماع آیات نخواهند داشت:
« وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ[ توبه/124] و چون سوره اى نازل شود از میان آنان كسى است كه مى گوید این [سوره] ایمان كدام یك از شما را افزود اما كسانى كه ایمان آورده اند بر ایمانشان مى افزاید و آنان شادمانى مى كنند»
[1]. برگرفته از تفاسیر نور و نمونه
منابع:
تفسیر نور و تفسیر نمونه
سایت رسمی پرفسور ماسارو ایموتو
سایت رهروان ولایت
ادامه مطلب

