صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157430
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

بنزين زدگى اقتصاد حمل و نقل

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

براساس يكى از گزارش هايى كه از سوى شركت ملى پالايش و پخش فرآورده هاى نفتى منتشر شده است، مصرف سرانه انرژى در ايران با ۸‎/۴ بشكه معادل نفت خام به ازاى هر نفر بيش از ۲ برابر مصرف سرانه كشورى مانند مصر با ۷۵‎/۴ ميليون جمعيت، 5 برابر اندونزى با ۲۲۵ميليون نفر جمعيت، ۲ برابر چين با ۱ ميليارد و ۳۱۱ ميليون نفر جمعيت و ۴ برابر كشور هند با ۱ ميليارد و ۱۲۲ ميليون نفر جمعيت است. بايد توجه داشت كه بنزين به عنوان يك كالاى وارداتى از يك طرف موجب هدر رفت منابع تأمين اعتبار در بودجه كل كشور محسوب مى شود و از طرف ديگر موجب اختلال كنترل هاى داخلى و مراجع كنترلى در حوزه مديريت منابع هيدرو كربورى كشور است. بنزين زدگى اقتصاد و سياست ايران، از آن روست كه اين كالا سال هاى طولانى در سبد حمايتى دولت قرار داشته و طبيعى است كه نظام قيمت گذارى و چگونگى تخصيص يارانه به آن، به يكى از پرچالش ترين مباحث ميان مردم، دولت و مجلس تبديل شده است. مصرف بى رويه يا اسراف يارانه بنزين، ايجاد آلودگى ناشى از مصرف آن، قاچاق فراوان و ناعدالتى در توزيع يارانه هاى مستقيم بنزين، از جمله واقعيت هاى تلخ و ناگوارى است كه بيشتر كارشناسان و صاحبنظران، وجود آنها را قبول دارند، اما براى دفع آنها راه حل هاى قيمتى و غيرقيمتى متفاوت و گاه متضادى پيشنهاد مى كنند.
تاريخچه «بنزين» اين سوخت گرانبها را نخستين بار در آلمان «بنزين» ناميدند. برخلاف تصور برخى كه فكر مى كنند نام بنزين از نام برتابنز (Bertha Benz) گرفته شده (كه در سال ۱۸۸۸ براى رانندگى از شهر مانهايم به شهر فورتزهايم از داروخانه بنزين مورد نياز خود را خريدارى مى كرد) اين نام از ماده شيميايى بنزن مى آيد.

 

تكيه بر عقل

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

صحرا خاموش است. تخته سنگ ها در نجوا فرو رفته، ستارگان مبهوت به گوشه هاي افق گريخته؛ دره ها خاموش سر به ابهام دشت ها نهاده، تپه ها افسرده به تاريكي ها تكيه داده، پرنده اي بر ويرانه سكوت نشسته؛ سكوتي در سياهي گم شده است. شب است.

شبي كه رنگ غم به تن دارد،؛ چرا كه صادق آل رسول ديگر نيست. ستارگان، مانند چراغ نيمه مرده شبانان- كه در شب هاي سرد توفاني در پناه قله ها بسر مي برند- فروغ كم سو و از هم گسسته خود را بر سطح سياه افق  رها مي كردند، و حيرت زده هر يك از گوشه اي ديده به لاشه زمين دوخته، فجايع بشريت را مي نگريستند و مي خواستند حضيضي بيابند و خود را در آن افكنند. امشب مرد بزرگي سر به آستان شهادت نهاده است.

«خداوند عقل را بيافريد و فرمود پيش بيا، آمد. فرمود عقب برو، رفت. سپس فرمود: سوگند به عزت و جلالم چيزي محبوب تر از تو نيافريده ام؛ براي تو پاداش مي دهم و كيفر نيز بر تو است» اين گفتار از آن مؤسس فقه جعفري، امام جعفر صادق (عليه السلام) است. چنين گفتاري شايد براي كساني كه در روزگار ما زندگي مي كنند بسيار عادي به نظر آيد، اما با بررسي  و مطالعه ادوار مختلف فكري در تاريخ و تمدن شرق و اسلامي اهميت آن نمايان مي گردد. ما در دوراني قرار گرفته ايم كه داشتن نوعي آگاهي و نيز ارزيابي از وضع خودمان از لحاظ تفكر ديني برايمان ضرورت حياتي دارد. رسيدن به نوعي آگاهي مستقيم از خويشتن مستلزم توجه به ديگري است. اگر ما به ديگران مي نگريم بايد هميشه شخصيت آنان را مانند آيينه اي در برابر خود بداريم، زيرا از يك جهت جمله موجودات، نمايشگر وجود انسان است. ديدن ديگران در خود و يافتن خود در ديگران از طريق خويشتن شناسي است. شناخت فرهنگ نيز به همين گونه است.با چنين احوالي آن گاه كه بخواهيم بدانيم كه به كجا مي خواهيم برويم، بايد در وهله نخست بدانيم كه كجا هستيم و آن هم منوط به آگاهي كامل از گذشته فكري خود است. پايداري و ثبات يك فرهنگ در وفادار ماندن به اصول حاكم بر آن است. استمرار و پيوستگي اساساً به معناي وابستگي و علاقه به اصولي است كه اساس آن فرهنگ را تشكيل مي دهند. در تاريخ خود، با چنين زاويه  ديدي، انفصال ها و اتصال هاي بسياري را شاهد هستيم. از جمله اين سنت ها، سنت «عقل  گرايي» در تمدن اسلامي است كه توسط كساني چون اشعري، غزالي، فخر رازي،... و ديگر عالمان اهل تسنن مورد حمله هاي جدي قرار گرفت.

 

زندگي پنهاني زباله

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

 اگر تاكنون از خود پرسيده‏ايد كه با وجود گورستان‏هاي زباله همواره درحال گسترش جوامع ما و وسايل بسته‏بندي روزافزون كالاهاي مصرف كنندگان و رشد مصرف، چه اتفاقي براي كل زباله‏ها رخ مي‏دهد، در اين صورت مطالعه كتاب تازه و آموزنده خانم هلزر راجرز با عنوان «فرداي از دست رفته: زندگي پنهاني زباله» كه از سوي نيوپرس منتشر شده است، براي شما مناسب است. ايالات متحده توليدكننده شماره يك زباله در سياره ماست؛ ما با تنها 5% از كل جمعيت جهان 30% از زباله جهان را به وجود مي‏آوريم. به گفته راجرز، يك آمريكايي به طور متوسط، روزانه به گونه‏اي حيرت‏آور 5/4 پوند آشغال بيرون مي‏اندازد كه ساليانه 1600 پوند مي‏شود. زباله يك مسأله جهاني نيز به شمار مي‏رود. امروزه وسط اقيانوس آرام داراي ضايعات پلاستيكي شش برابر بيشتر نسبت به زئوپلانكتون‏ها است.
 ما چگونه به اين نقطه رسيديم؟ توليد زباله در 30 سال گذشته در ايالات متحده دو برابر شده است؛ هنوز هم ضايعات دور از انظار مردم پنهان مي‏شود و تمركز بر بازيافت زباله به تدريج محو و ضعيف مي‏شود. راجرز اظهار مي‏دارد كه اين وضعيت در اثر اتحاد نيروهاي توليد و بازاريابي رخ داد كه با اهداف شركت‏هاي عظيم جمع‏آوري زباله همسو شدند و حتي برخي قوانين زيست‏محيطي نيز مورد استفاده آن‏ها قرار گرفت.
 همزمان، تأكيد بي‏وقفه بر رشد و پيشرفت نابودكننده و همواره در حال توسعه جامعه ما و تشويق دورريزي آسان كالاها، اين امر را براي ما آسان ساخته است كه به گونه‏اي روزافزون، عملاً به يك جامعه «دورانداز» تبديل شويم. به ويژه با تأثير فن‏آوري‏هاي نوين، اين امر ويرانگرتر شده است و اين تأثير زيان‏بار، متوجه جهان سوم است كه زباله‏داني جامعه ما به شمار مي‏رود. فقط براي يك لحظه به تعداد تلويزيون‏ها، رايانه‏ها، صفحه‏ها، تلفن‏هاي همراه، ضبط صوت‏هاي ديجيتالي قابل حمل و ابزارها و دستگاه‏هاي ديگري كه شما و اداره شما در دهه گذشته دور انداخته‏ايد، فكر كنيد.