سازمان ملل اين هفته در گزارشي فرا رسيدن «انقلاب شهري جديد» را اعلام كرد.
به گزارش اين سازمان رشد انفجاري شهرهاي جهان در چند دهه گذشته باعث شده بيش از 900 ميليون نفر در زاغه ها زندگي كنند و اين احتمال وجود دارد كه تعداد كساني كه در محل هاي غيربهداشتي ، پرجمعيت و غيرمجاز زندگي مي كنند در سي سال آينده به دو برابر اين رقم افزايش يابد.
در حال حاضر 550 ميليون نفر در آسيا ، 187 ميليون نفر در آفريقا، 128 ميليون نفر در امريكاي لاتين و حوزه درياي كارائيب و 54 ميليون نفر ديگر در كشورهاي ثروتمند جهان در زاغه ها زندگي مي كنند.
جمعيت شهرنشين جهان فقط در دهه 1990 سي وشش درصد افزايش يافت انتظار مي رود در آينده تمام رشد جمعيت مربوط به شهرها باشد البته نه در كلان شهرهايي مانند داكا و لائوس بلكه در شهرهايي كه يك تا 5 ميليون نفر جمعيت دارند.
اين گزارش 300 صفحه اي که از طرف ارگان محيط زيست سازمان ملل متحد منتشر شده ، كاملترين مطالعه درباره شرايط شهرنشيني در جهان است ، و با استفاده از تحقيقات دانشگاهي و سازمانهاي مشاورتي بيش از صد كشور جهان تهيه شده است و شرايط 27 شهر جهان را به دقت بررسي كرده است.
در اين گزارش علت اين همه فقر در شهرها ، افزايش نابرابري و فقر خدمات همگاني اعلام شده است.
تهيه كنندگان گزارش مقامات محلي را مسوول مي دانند كه به مشكلات ناشي از شهرنشيني سريع توجه نكرده اند.
به عقيده آنان دولت ها غرق در فساد و تباهي هستند اما بزرگترين دليل رشد زاغه نشيني از نظر آنان عدم مداخله دولت ها و آزادگذاري در مساله جهاني سازي بوده است.
منظور آنان از اين امر از بين رفتن موانع تجاري ، آزادسازي و خصوصي سازي اقتصادهاي ملي ، برنامه هاي تعديل ساختاري تحميل شده به كشورهاي بدهكار توسط صندوق بين المللي پول و پايين آوردن تعرفه ها با تشويق سازمان تجارت جهاني، است.
تهيه كنندگان اين گزارش مي گويند جهاني سازي علت بخشي از شرايط اجتماعي و فيزيكي خطرناك زندگي زاغه نشينان بوده و اين شرايط را بشدت بدتر كرده است.
در حالي كه آزادسازي همه اقتصاد ها ممكن است امكاناتي براي عده اي اندك ايجاد كرده و باعث شده باشد كه شهرها استقلال عمل بيشتري پيدا كنند ، ناامني هاي جديدي كه جهاني سازي به وجود آورده بسيار زياد بوده و تقريبا هيچ حاصلي براي فقيران نداشته است.
نظم نوين جهاني و فساد اقتصادي
نظم نوين جهاني كه برخاسته از انديشههاي نئوليبرالي است، منشأ تحولات و نتايج گستردهاي در عالم بوده است. از ويژگيهاي اين نظم، وجود كاميابي بيسابقهي اقليتي محدود در كنار فقر سرگيجهآور و نابرابري غيرقابل باور اكثريتي انبوه است. فساد در روابط و تعاملات اقتصادي از ديگر نتايج اين نظم است. فساد ضمن اين كه ميتواند روند عدالت، همزيستي اجتماعي، حاكميت ملي، تنوع فرهنگي و توانمندي اكولوژيكي را كند يا معكوس كند، توسعه اقتصادي و ثبات سياسي را در جوامع با خطر مواجه ميسازد.
به مدت حداقل نيم قرن است كه تئاتر جهاني يك بازيگر مسلط دارد، ايالات متحده آمريكا. حضور آمريكاييها در اقتصاد و فرهنگ جهان، همراه با تسلط اقتصادي است. يك اقتصاد بالغ بر 7 تريليون دلاري كه اكثر آن متعلق به شركتهاي فراملي است و پايگاه اصلي آنها در آمريكاست؛ همانهايي كه در جستوجوي بازار و سود در جهان هستند. اين شركتها بر بسياري از نهادهاي تصميمگيرنده بينالمللي سازمان ملل، ناتو، صندوق بينالمللي پول، سازمان تجارت جهاني، بانك جهاني و ديگر نهادها؛ در سرتاسر جهان نظارت دارند.
مجله «نيويورك تايمز» مطلب مفصلي را تحت عنوان «دنيا به ما چگونه نگاه ميكند» چاپ كرد. تحليل مزبور، ابعاد اين تفوق را چنين ذكر ميكند: فروپاشي ديوار برلين در سال 1989، آغاز استيلاي آمريكا در سطح تازهاي از سلطه جهاني بود. نفوذ آمريكا در موسيقي، تلويزيون و فيلم، به اصطلاح عاميانه، دارد «به حد اشباع» ميرسد. علائم فرهنگي عامه آمريكايي به مناطق پرت نيز نفوذ كرده است: علامت كوكاكولا در گوشههاي خيابان از قزاقستان گرفته تا بورا ـ بورا وجود دارد؛ «سيانان» در بيش از 200 كشور داراي پايگاه است؛ فروشگاههاي «سون ـ الون» در ژاپن بيشتر از آمريكا وجود دارد. تكنولوژي ما (سيستمهاي كامپيوتري، سلاحها، اسكنرهاي پزشكي، اينترنت) استاندارد را براساس خواست كشورهاي در حال توسعه به كار ميگيرد. تا زمان حاضر، اين وضعيت در بسياري از حوزهها، صورت واقعي به خود گرفته است. افراد از همان موقع كه در گهواره هستند، با سيستم پيچيدهاي از انتخاب و يا رد كردن مواجه ميشوند، سيستمي كه موجب حفظ و رشد سرمايه ميشود. در كنار تلاشهاي مفرط براي اغوا كردن ـ هر چند كه اغلب به صورت پوشيده صورت ميگيرد ـ زرادخانه پيشرفتهاي از اجبارها و فشارها هم وجود دارد كه از سرزنش دوستانه شروع ميشود و تا حبس پايان مييابد. آمريكاي نرهغول كه ديگر هيچ ابرقدرت رقيب بازدارنده و يا نظامي از دولتهاي جهاني را در مقابل خود نميبيند، سيستم مالي و تجاري جهاني را براساس منافع خويش بازنويسي ميكند؛ اگر موافق يك رشته قراردادها نباشد، آنها را پاره ميكند؛ نظاميان را به هر گوشهاي از جهان گسيل ميدارد؛ افغانستان، سودان، يوگسلاوي و عراق را بدون اذن سازمان ملل، بمباران ميكند؛ سلسلهاي از تحريمهاي مرگبار را عليه رژيمهايي كه سلطهاش را نميپذيرند، تحميل ميكند و بيپروا با تمام نيرو به پشتيباني از اسرائيل ميپردازد؛ رژيمي كه 34 سال است به طور غيرقانوني كرانه باختري و (نوار) غزه را در اشغال خود دارد و باعث فوران انتفاضه فلسطينيها شده است.
تغييرات اقليمي؛ معضل امروز، بحران فردا
به طور قطع يكى از امورى كه زمينهساز سعادت و كمال انسان در دنيا و آخرت است، داشتن محيطى سالم و امن است، كه انسان بتواند در پناه آن، به تربيت جسم و جان خويش بپردازد و اصولاً يكى از وظائف مهم بشر كه حفظ جان است، جز با زيستن در محيط سالم و زيبا امكانپذير نيست. بدين سبب شرط اوليه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نيز فقط زمانى حاصل مىشود كه انسان از محيط زيست طبيعى سالم و دلگشا بهرهمند باشد.
محيط زيست از اركان توسعه پايدار در هر كشوري است. بدون توجه به مسئله محيط زيست منابع طبيعي و انساني دچار نقصان شده و پيامدهاي ناگواري را بر كره خاكي و حتي جوامع انساني خواهد گذاشت.
دربرنامه جهانی مراقبت از زمین، که درسال ۱۹۹۱ توسط IUCN ارائه گردیده، این موضوع به این شکل مطرح شده است:ما نیازمند توسعهای هستیم که هم مردم مدار یعنی معطوف به بهبود شرایط انسانی و هم مبتنی برحفاظت از محیط یست یعنی حفظ تنوع و قدرت تولید طبیعت باشد.ماناگزیریم که به برخی دیدگاهها در مورد محیط زیست و توسعه پایان دهیم.دیدگاههایی که گویی این دورا در مقابل یکدیگر قرار میدهد.در واقع ما باید بپذیریم که این دو اصل (محیط زیست و توسعه)، دو بخش ضروری یک فرایند اجتناب ناپذیر هستند.
یکی ازبزرگترین چالشهای عصرحاضرتغییرات جوی وآب وهوایی است. تغییرات آب وهوایی می تواند تاثیرات منفی بربعضی ازتعیین کننده های اساسی سلامت یعنی غذا،هوا وآب داشته باشد. برای مقابله بااین چالش به حمایت کنندگانی درکل جهان نیازداریم تاجهت قراردادن سلامت بشربه عنوان محور مقابله با تغییرات آب وهوایی فعالیت کنند.
فعاليت هاي انساني تاثير شديدي بر آب و هواي محلي دارند. شبكه هاي گسترده آبياري و سدها سبب فرسايش خاك و كاهش منابع آبهاي زيرزميني مي شوند كه اين مسئله هم مي تواند باعث تغيير كل رژيم آبي منطقه شود و هم دماي محلي و متعاقب آن بر توان بالقوه تبخير موثر باشد. فعاليت هاي اكتشاف نفت و گاز در یک منطقه، نه تنها باعث آلودگي آب و هوا مي شود بلكه به انتشار گازهاي گلخانه اي از جمله دي اكسيد كربن (CO2) و متان (CH4) كه موثر در افزايش دماي كره زمين هستند را نيز سبب مي شود.
|