صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157344
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

موانع مسير پژوهش و تحقيق را برطرف کنيم(1)

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

پژوهش، مطلع و فرآیند شکوفایی دانش ورزی و نمود دلبستگی و خودباوری در عرصه خودکفایی، پیشرفت و توسعه همه ابعاد نیازهای بومی جامعه و کشور است. پژوهش هدفمند، نمادی از اراده و حضور توانمندانه پژوهشگران متکی به آموزش، دانش و تجارب است. دستیابی به شیوه های بدیع علمی و عمل و تولید فناوری در بخش های مختلف هرآنچه که نیاز جامعه و کشور است، در نهایت سبب ساز خودباوری و خودکفایی و رفاه ملی و ایمنی کشور می شود. انسان ایرانی از دوران کهن و به ویژه در عصر حاضر در انجام ابداعات، پژوهش ها و کارهای بدیع و نوین در زمینه های متعدد و متنوع، بسیار شیفته بوده و است. آوازه های این توانایی های علمی ایرانی همچنان در آن سوی آب ها طنین انداز است و در کشورمان نیز طی دهه های اخیر، شاهد پژوهش ها و دستاوردهای بسیار حایز اهمیت بوده و هستیم.
اما پژوهش در استمرار راه سخت که در ذات تحقیق است، نیاز به اعتبارات مکفی، مدیریت کارآشنا و علاقمند دارد. از سوی دیگر، پژوهش و پژوهشگری به نیاز عمومی جامعه وابسته است اگر چه پژوهنده کار خود را پی می گیرد و اگر چه گفته می شود کار در میان پژوهشگران کم شده است که این، عمدتاً برمی گردد به همان نیاز... دانش، آموزش، تجربه و تحقیقات هدفمند و کارآمد بشر را از قهقرای نادانی به مرزهای دانایی نوین و شگفت آور پیشرفت های علمی و سیر تکاملی در تمامی زمینه های زندگی رسانیده اند. آموزش و پژوهش در مقطع زمانی کنونی عرصه جهانی همچون اکسیژن هوا و مجاری تنفسی، نیاز علمی انسان است. دانش، تفحص و پویندگی مانند بزرگراه حیاتی برای عبور از کاستی ها و غفلت ها در زمینه های گوناگون زندگانی انسان ها، ملت ها و کشورها و دستیافت به نیازهای بومی و استقلال و خودکفایی است. لازمه گذر از این مسیر حضور جدی در امر پژوهندگی در ابعاد مختلف است.

 

فـاصلـه كـودكـي تـا بـزرگـسـالـي

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

شروع نوجواني با بلوغ همراه است. نوجواني يک دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است، که با تغييرات عمده جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي همراه است اين دوره غالبا از يازده دوازده سالگي شروع مي‌شود و در بسياري از جوامع صنعتي تا نوزده بيست سالگي ادامه مي‌يابد.
به تدريج که دوره کودکي پشت سر گذاشته مي‌شود و فرد وارد دوره نوجواني مي‌شود در ارتباط خود با والدين، مربيان و اطرافيان بازنگري مي‌کند و ارتباط جديدي را به عنوان يک نوجوان با ديگران برقرار مي‌کند؛ زيرا دردوره کودکي معمولا تفکر کودک قالبي و مطيع دستورهاي ديگران است، درحالي که در اين دوره به دليل افزايش سطح آگاهي، شناخت و رشد تفکر او مي‌تواند به طور انتزاعي فکرکند، استدلال داشته باشد و باورها و ارزش‌هاي موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جديد بازسازي كند.
نوجواني، دوره انتقال ازکودکي به بزرگسالي است. در اين دوران نوجوان رفتارهاي کودکانه را به تدريج كنار مي‌گذارد، خواهان استقلال است، مي‌خواهد همه چيز را تجربه کند، افکار انقلابي دارد، طغيانگر است، تمايل به تنهايي دارد؛ رابطه با همسالان براي او ارزش بسياري دارد و در برابر دستورهاي بزرگسالان مقاومت مي‌کند.
نوجواني، دوره نوسان رفتاري نيز است، يعني نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بين حالات کودکي و نوجواني است. او باتوجه به شناختي که ازخود و توانايي‌هايش پيدا مي‌كند، مي‌خواهد همانند بزرگسالان رفتار كند، درحالي که تجربه لازم راندارد.
علايم نوجواني آغاز دوره نوجواني با علائمي همراه است.
علايم نوجواني عبارتند از:
ـ رهاکردن دوستان
ـ انزوا و کاهش ارتباط با اعضاي خانواده

 

الان بخرید بعدا بپردازید ( وقتی مصرف لجام گسيخته، گریبان آمریکا را گرفته است )

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

 
   ● نويسنده: ويكتور - فانگ

● منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 3 - تاريخ شمسی نشر 00/03/1388

 
 
يكي از انديشمندان آمريكايي زماني مي‌گفت: «مردم غرب صبح تا شب در جايي كار مي‌كنند كه اصلا علاقه‌اي به آن ندارند، از درآمد‌ آن كار چيز‎هايي مي‎خرند كه نيازي به آن ندارند و با خريدن اين چيزها، كساني را تحت تأثير قرار مي‌دهند كه اصلا دوستشان ندارند.» به اعتبار اين گفته، غربی‎ها اساسا مردمي هستند كه مدام به خريد مي‌روند، يعني مجبورند كه خرج كنند و چرخه اقتصادي اين كشور نيز شرايط را به نحوي فراهم كرده است كه اگر اين عادت خريد نباشد، بخش‌هاي مهمي از آن فلج مي‌شود. نظير آن چيزي كه امروز اتفاق افتاده و مشكلات مالي موجود نيز تا حدود زيادي محصول بي‎ميلي مردم‌ غرب براي هزينه كردن پول‌هاي خود مانند سابق است. در سال‌هاي پيش، مكانيزم اجبار در خريد و بي‌انضباطي مالي حاصل از آن، خيلي خود را نشان نمي‌داد‎، اما حال با افزايش تبعات ناشي از بحران مالي، مسئله مصرف‎گرايي و عادت به خريد، بيشتر در كانون توجه قرار مي‌گيرد.
مصرف‎گرايي يكي از دلايل اصلي بحران مالي فعلي است و تبعات فراواني نيز براي سال‌هاي آتي خواهد داشت. جريان مصرف‎گرايي را مي‌توان در نسل جوان مصرف‎كننده غربی با ابعاد گسترده‌اي مشاهده كرد.
تا به حال، تعاريف مختلفي براي مفهوم مصرف‎گرايي ارایه شده، اما شايد يكي از بهترين تعاريف، تعريف زير باشد: «مصرف‎گرايي ارضاء اميال شخصي از طريق خريد اقلام مختلف و مصرف مداوم آن‎هاست.» مصرف‎گراها غالبا مايل هستند كالاها و خدماتي را بخرند كه «بيشتر از آن‎كه نياز آن‎ها باشد‎، يك ميل و هوس است.» مانند خريد آخرين مدل يك تلويزيون، در شرايطي كه فرد يك دستگاه تلويزيون با شرايط عالي در منزل دارد و يا كالايي كه قيمتش بالاتر از هنجار قيمتي در ذهن خريدار است و اين قيمت به صورت غيرمستقيم كيفيت بالاي كالا را القاء مي‌كند.
البته خريد كالايي كه به رضايت مشتري و مصرف‎كننده بينجامد، في‌نفسه هيچ ايرادي ندارد و از اهداف عالي اقتصاد سرمایه‎داری محسوب مي‎شود. اما وقتي اين كالا خارج از توانايي مالي فرد باشد و وي براي جبران كسري ناشي از آن، مجبور شود ساعات بيشتري كار كند، شرايط به نحو ديگري خواهد بود. وقتي اين جريان در سطح گسترده در ميان حقوق‎بگیران جامعه رايج مي‎شود، آن جامعه در اصطلاح علم اقتصاد، «مصرف‎گرا» شده است؛ دقيقا مانند شرايطي كه آمريكا پيش از بحران اقتصادي آن را تجربه كرد.
در اوضاع اقتصادي آمريكا، چهار عامل در پيدايش مصرف‎گرايي نقش داشت. دست‎رسي آسان به كارت‎هاي اعتباري‎، تبليغات بسيار گسترده و اغوا كننده‎، فقدان آموزش مالي شهروندان و تغيير هنجاري ارزش در ميان مردم. هر چهار عامل نيز به نوبه خود محصول شرايط اقتصاد سرمايه‌داري هستند.