فقر ، بیکاری و شکاف فاصله طبقاتی در ایران - آیا شمشیر غلاف خود را پاره می کند؟
فقر ، بیکاری و شکاف فاصله طبقاتی در ایران - آیا شمشیر غلاف خود را پاره می کند؟
موضوعات فقر، بیکاری و اختلاف طبقاتی از جمله مباحثی است که اهمیت آن ها در هیچ دورانی و توسط هیچ یک از جریان ها و نظام های سیاسی قابل انکار نبوده و نیست. هر گروه ویا نظام سیاسی و یا تفکر سیاسی خواه ناخواه ، چه اینکه این موضوعات جزئی از علائق اصلی اش باشد یا نباشد مجبور است موضع خود را در قبال این مسائل تشریح نماید. این موضوعات گاه به قدری اهمیت می یابند که توسط جریان یا گروهی سیاسی به عنوان هدف اصلی و محوری یک حرکت سیاسی معرفی می شوند و اساس فعالیت هواداران آنها در دست گرفتن قدرت جهت مبارزه با فقر، بیکاری و اختلافات طبقاتی است.
گهگاه نیز سیاستمداران با بررسی شرایط یک جامعه با دستمایه قرار دادن موضوعات مربوط به فقر و نابرابری سعی در به دست آوردن قدرت می کنند اما آنچه ساختار و موضع واقعی نظام سیاسی  را نسبت به موضوعات فقر و نابرابری در جامعه ترسیم می کند قدرتی است که پشت سر نظام سیاسی ایستاده است . در نظام های انتخاباتی اشخاص یا نهادهای اقتصادی و قدرتی که از انتخاب یک فرد پشتیبانی می کنند انتظار دارند که منافع و اهدافشان تامین گردد. تشکیل نهادهایی مدنی و تشکل های مردم نهاد در این زمینه می تواند از خواست های توده مردم دفاع نماید و اهداف جمعیت اکثریت را در جامعه پوشش دهد. برعکس در جامعه ای که نهادهای قدرت و اعمال پشتیبانی از جریانات یا افراد سیاسی که خواست های اکثریت را دنبال کند وجود نداشته باشد صاحبان زر و زور و قدرت به عناوین مختلف سعی در به قدرت رساندن افرادی خواهند داشت که منافعشان را تضمین نمایند.
در ایران وقتی که سردمداران سرمایه داری سنتی یا بازار سنتی ایران ( با محور اقتصادی و قدرتی متکی بر واردات ) بر روی یک شخص ( اکنون آقای احمدی نژاد ) سرمایه گذاری می کند چگونه می توان انتظار داشت در راستای برابری و عدالت و مبارزه با فقر عمل کند ؟ اگر این کاندیدا از منافع این گروه و طبقه اجتماعی دفاع نکرده بود چگونه در دور بعدی انتخابات مجدداً مورد حمایت نمایندگان بازار ( و در رأس آنان آقای عسکر اولادی) قرار می گرفت ؟ آیا شمشیر غلاف خود را پاره می کند؟
.....................................................................................................................
با آغاز دهه چهارم جمهوری اسلامی شاهد یک رشته مباحث جدی پیرامون چگونگی توزیع درآمد ملی، وضعیت زندگی مردم و بطور کلی توجه به شاخص های مهم اقتصادی-اجتماعی هستیم که کماکان با حرارت در میان احزاب، نیروها و محافل مختلف جریان دارد.
در این رابطه، چندی پیش وزیر بازرگانی دولت محمد خاتمی در مقاله ای با عنوان، ”بررسی وضعیت توزیع درآمد در سی سالگی انقلاب اسلامی“ که در مطبوعات کشور از جمله دنیای اقتصاد، یکشنبه 4 اسفند ماه 87 انتشار یافت، با برشمردن دوره های مختلف جمهوری اسلامی مساله ژرفش شکاف طبقاتی با توزیع ناعادلانه درآمدها اعتراف کرده و با تاکید به کارنامه ناموفق دولت احمدی نژاد، افزایش فاصله طبقاتی در سه سال اخیر را خطری برای آینده حاکمیت ارزیابی کرده است. وی از جمله نوشت: ”اگر به نظر دلسوزان نظام در ضرورت دقت در رشد متناسب نقدینگی در سال های اخیر کمی توجه می شد و در نتیجه نرخ تورم روند کاهنده خود را ادامه می داد، در کنار اعمال برخی از سیاست های مکمل و مورد نیاز قطعا روند کاهش یابنده ضریب جینی (این شاخص که به نام مبتکر آن جینی شهرت دارد، معیار محاسبه و تشخیص نحوه توزیع درآمدها است، ضریب جینی بین صفر و یک تعریف می گردد و هر چه به یک نزدیک تر شود، نشانگر وخیم تر شدن توزیع درآمدها و هر چه به صفر نزدیک شود نشانگر تعادل بهتر و بیشتر در توزیع درآمدها می باشد) که در سال 1383به 3996 %رسیده بود... حفظ شود، اما روند مجموعا رشد یافته ضریب جینی در مقایسه با سال های 1383 و 1386، متاسفانه به عددی بالاتر از 4% رشد یافته و در سال 1386 با جهشی 4 درصدی به عدد 4045% رسیده است.“
 مجید یارمند (مدیرکل دفتر رفاه اجتماعی سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق) در گفت وگو با خبرگزاری مهر اعلام می کند: درحال حاضر اختلاف درآمد دهک بالا با دهک پایین حدود 5/17 تا 18 برابر است که این رقم در کشورهای همسایه مانند ترکیه و پاکستان در حدود 8 تا 9 برابر است و منطقی ترین حالت نیز این است که کمتر از 10 برابر باشد." وی می افزاید: در حال حاضر 50 درصد درآمد جامعه به دو دهک بالای درآمدی و بقیه به 8 دهک پایین درآمدی تعلق دارد.
 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 9:27 AM | نظرات (0)

تاثیر افزایش اختلاف طبقاتی بر افزایش جرم و بزهکاری
تاثیر افزایش اختلاف طبقاتی بر افزایش جرم و بزهکاری



    فقر مقوله ای است که با عمر تاریخ زندگی انسان قرین بوده و در هر برهه از زمان به نحوی با آن برخورد شده است. پدیده فقر که از دیرباز با انسان بوده یکی از مسائل اساسی و رایج جوامع و فرهنگ های شناخته شده بشری را تشکیل می دهد. با صنعتی شدن کشورها به نظر می آمد که این معضل نیز برطرف می شود، اما چنین نشد و در سال های اخیر این مساله افکار جوامع بشری و به ویژه کشورهای در حال توسعه را بیشتر به خود مشغول کرد.
    از طرف دیگر رسیدن به توسعه و سازندگی در یک کشور یا منطقه، مستلزم شناسایی و اندازه گیری میزان فقر در آن کشور یا منطقه و سپس اتخاذ راه هایی برای از بین بردن آن است. آنچه مسلم است پس از فقرزدایی، قدرت خرید و موقعیت اقتصادی افراد به طور متوسط در آن منطقه افزایش می یابد، ولی در صورت بی توجهی به فقر، گسترش آن برای منطقه مخاطره آمیز بوده و به افزایش اختلاف طبقاتی منجر خواهد شد.
    مساله فقر و نابرابری اجتماعی دو واژه مکمل هم هستند. در هرجامعه ای برای ارزیابی و چگونگی تشخیص آن باید به دو نکته توجه کرد. یکی اینکه چند درصد جمعیت چند درصد درآمدها را عاید خود می کنند و دیگر اینکه شکاف درآمدی پایین ترین گروه نسبت به بالاترین گروه چقدر است، به عبارت دیگر متوسط درآمد خانوارهای پردرآمد چندبرابر متوسط خانواده های کم درآمد است.
    فقر و نابرابری ها در جامعه ما پیامدهای خاص خود را دارد و نه تنها خود باعث بروز بحران می شود، بلکه بر اساس سلسله ای از روابط علت و معلولی زمینه بروز بحران هایی از قبیل بحران مهاجرت، بحران حاشیه نشینی، بحران فرار مغزها، بحران آسیب ها و انحرافات اجتماعی از قبیل بحران طلاق، بحران اعتیاد، بزهکاری، فحشا، قتل، خشونت و انواع جرایم دیگر را فراهم می آورد. یک محقق ایتالیایی با استناد به نتایج تحقیقش در این زمینه می گوید: در ایتالیا 60 درصد خانوار ها فقیرند و 85 تا 90 درصد کل جرایم این کشور مربوط به این قشر است. تحقیق دیگری که در لندن انجام گرفته مؤید آن است که 19 درصد از جرایم لندن، مربوط به افراد فقیر است در حالی که عده آنها 8 درصد کل جمعیت است.

 

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 9:25 AM | نظرات (0)

شکاف طبقاتی در ایران کمتر از 106 کشور دنیا است
شکاف طبقاتی در ایران کمتر از 106 کشور دنیا است
اکونیوز: تازه‌ترین گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد نشان می دهد، شکاف طبقاتی در ایران از 106 کشور دنیا از جمله آمریکا کمتر است
 

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، گزارش توسعه انسانی سال 2009 سازمان ملل حاکی است: ضریب جینی 3/38 در ایران از 106 کشور دنیا کمتر است که نشان دهنده پایین تر بودن شکاف طبقاتی و عادلانه تر بودن توزیع درآمد در ایران از این تعداد کشورها است.
بنابراین گزارش، دانمارک با ضریب جینی 7/24 کمترین شکاف طبقاتی و نامیبیا با ضریب جینی 3/74بالاترین شکاف طبقاتی را دارند.
این گزارش تصریح کرد: ضریب جینی در آمریکا 8/40 اعلام شده و بر این اساس شکاف طبقاتی در آمریکا بیشتر از ایران است.
دفتر توسعه سازمان ملل متحد در گزارش توسعه انسانی سال 2009 از کاهش ضریب جینی در ایران به 3/38 خبر داد که افت محسوس شکاف طبقاتی و عادلانه تر شدن توزیع درآمد را نشان می دهد.
گزارش توسعه انسانی سال 2009 که صبح امروز به طور همزمان درسراسر جهان منتشر شد ، به بررسی جزئیات شاخصهای اقتصادی 182 کشور پرداخته است که یکی از این شاخصها ضریب جینی یا همان شاخص توزیع عادلانه درآمد است و این شاخص هر چه به عدد صد نزدیکتر باشد نشان از توزیع ناعادلانه تر درآمد و افزایش شکاف طبقاتی است و کاهش ضریب جینی توزیع عادلانه درآمد و کاهش شکاف طبقاتی را نشان می دهد.
بر اساس این گزارش، ضریب جینی در ایران که در گزارش سال گذشته سازمان ملل برابر 43 بوده است، در گزارش توسعه انسانی سال 2009 به 3/38 درصد کاهش یافته است که افت قابل توجه شکاف طبقاتی و عادلانه تر شدن توزیع درآمد را طی سالهای اخیر نشان می دهد.
به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران، گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال 2009 تصریح کرد: ده درصد فقیر ترین مردم ایران 2.6 درصد کل درآمد و مخارج کشور را به خود اختصاص می دهند، این در حالی است که این رقم در گزارش سال گذشته 2 درصد بوده است و این مساله حاکی از رشد سهم فقرا از درآمد و مصرف در ایران است.
بنابراین گزارش، سهم ده درصد ثروتمندان ایران از درآمد و مصرف در کشور از 7/33 درصد در سال گذشته به 6/29 درصد در سال جاری کاهش یافته است که توزیع عادلانه تر درآمد و کاهش شکاف طبقاتی را نشان می دهد.
گزارش توسعه انسانی 2009 تصریح کرد: در حالی در گزارش سال گذشته ده درصد ثروتمندان 2/17 برابر ده درصد فقرا مصرف می کردند که این نسبت در سال جاری به 6/11 درصد کاهش یافته است.
انتهای پیام//


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 4:06 AM | نظرات (0)

تعداد صفحات :19      10   11   12   13   14   15   16   17   18   19