به راستی ثروت چیست؟ آیا با دیدی عمیق تر فقیر و غنی وجود دارد؟ ثروت دارایی است و نه دارایی. شاید از این عبارت تعجب کنید. ولی واقعی است، در �
به راستی ثروت چیست؟ آیا با دیدی عمیق تر فقیر و غنی وجود دارد؟ ثروت دارایی است و نه دارایی. شاید از این عبارت تعجب کنید. ولی واقعی است، در باوری عوامانه و سطحی نگر ثروت در دارایی های مادی و تجملی خلاصه می شود و ملاک افراد در قضاوت نیز همین است. با این دید غنی و فقیر چنان فاصله ای می یابند که یکی در اوج و دیگری در حضیض قرار می گیرد. این دید کاملا غلط است، چرا که: اوّلا) ملک حقیقی و مطلق از آن خداست; ثانیاً) ثروت های مادی در مقابل سایر ثروت ها بسیار خرد و کوچک می باشند. حال به ذکر پاره ای از ثروت ها می پردازیم: ثروت خلق شدن و هستی یافتن; ثورت مَرْضِیّ الهی بودن; ثروت سلامت جسمی و روحی; ثروت درک زیبایی و هنر; ثروت توانایی حیرت کردن (زیباترین تجربه بشر حیرت است)1; ثروت بچه دار شدن; ثروت فرزند صالح و سالم; ثروت صفا و صمیمیت; ثروت پاکی و نجابت; ثروت نام زیبا; ثروت شایستگی پدر و مادر; ثروت تحصیلات; ثروت حکمت; ثروت هوش و استعداد; ثروت امنیت; ثروت مرگ راحت; و... . حال خود قضاوت کنید که به راستی به دنبال کدام ثروت می باشیم؟ واقعاً اندیشه ها تا چه حد در ورطه مادیّات مسـتغرق شده اند که از میان هزاران ثروت تنها به دنبال یکی می باشند! البته نباید منکر اهمیت دارایی مادی بود و مقداری از آن جهت ایجاد رفاه نسبی ضروری است ولی هرگاه فرد را از جاده توازن و تعادل سرشتی و فطری خود خارج سازد، سمّی مهلک خواهد بود. با نگاهی دقیق به افراد و خانواده ها متوجه می شویم که فقیری وجود ندارد. زیرا همه به درجاتی از ثروت برخوردارند. اگر خانواده ای تهی دست و محتاج است در عوض ممکن است فرزندانی متین و با شعور و درس خوان داشته باشد; زن و شوهری که ظاهراً بی نیازند، در حســرت بچه دار شدن غوطه می خورند; ثروتمندی که صاحب چندین رستوران است، به علت مرض قندی که دارد در آرزوی خوردن یک وعده غذای سیر است و هزاران مثال از این دست که مصداق کامل: گر خداوند زِ حکمت ببندد دری *** زِ رحمت گشاید در دیگری می باشد. بنابراین چنین تعریفی از ثروت و دارایی، ما را به نظاره تعادلی حکیمانه در امر توزیع آن در تمامی افراد رهنمون خواهد ساخت. آری شما نیز بسیار ثروتمنددید: خانه ای به بزرگی زمین; زیورآلاتی به تعداد ستارگان; مرواریدی به درشتی ماه; سایبانی به عظمت ابرها دارم. شغلم اشرف مخلوقات است و سپرده هایم را در حساب دراز مدت یتیمان و مساکین واقع در بانک جهانی به سرپرستی خداوند می گذارم. آخر سود خیلی خوبی می دهد 000/70 درصد یا بیشتر:مثل الّذینَ یُنْفِقونَ اَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ الله کَمَثَلِ الله کَمَثَلِ حَبّةٌ اَنْبَتتْ سَبْع سَنابِلَ فی کُلِ سُنْبُلةِ مائةً حَبَةٌ وَ اللهُ یُضاعَفَ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمْ;2مثلِ کسـانی که اموال خویـش را در راه خدا انفاق می کنند، مانند دانه ای است که بعد از روییدن، هفت خوشه می دهد و در هر خوشه صدا دانه (700) و خداوند برای هر کس بخواهد چند برابر می کند و خداوند گسـترش دهنده داناست. یک ماشین عالی دارم که مرا هر جا بخواهم، می برد. بنزین هم لازم ندارد و هوا را آلوده نمی کند. دوربین خیلی کالی دارم که نیاز به فیلم ندارد. از هر چه بخواهم یا نخواهم عکس می گیرد و جالب این که بعدها در آتلیه تجسم روی تمام آنچه را که دیده است، لباس پوست و استخوان می کشد. یک کامپیوتر بسیار بسیار عظیم و منحصر به فرد دارم که نه کسی توانسته از برنامه های آن سر دربیاورد و نه قیمتی برایش تعیین کند; هر چند برنامه نویس اصلی اش همان سرپرست بانک می باشد. کارخانه های خیلی عظیمی دارم که به کارگر نیاز ندارد و سوخت آن حیات و ذکر و عشق است. دودی که از آن بیرون می آید، آنقدر هنر دوست است که شب ها به همراه دود درخت ها برای گردش به آسمان می رود. ساعت خیلی عظیمی دارم که هر وقت بخواهم مرا از خواب بیدار می کند و هر چقدر سرعت بگیرم کندتر کار می کند. من هم قصد دارم چنان سرعت بگیرم که دیگر کار نکند و زمان حال خودم را به وسعت جهان کنم. هر روز سه بار در زیباترین کنسرت جهان شکرت می کنم آدم هیچ وقت از آن سیر نمی شود. دور و برم آنقدر زنده اند که سبب شده تا بی نهایت تلویزیون و ضبط صوت داشته باشم. صاحبم گفته است:در عوض این همه دارایی از تو مالیات نمی خواهم، فقط سعی کن از شهر راه راست بیرون نروی و به هر کجای این شهر هم که قصد رفتن داری باید یک بلیت «شُــکْرْ» تهیه کنی. آری من ثروتمندترین فرد جهان هستم... . با تقدیم احترام دفتر بخش پاسخ به سؤالات1. البرت انیشتن.2. بقــره: 261.
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 29 بهمن 1388 ساعت 8:05 AM | نظرات (0)
RSS