طبقه اجتماعی آنچه به اینجا پیوند دارد... عوامل موثر در یگانگی گروه جامعه شناسی روشهای تحقیق و پژ


--------------------------------------------------------------------------------

ارائه تعریفی دقیق و خالی از اشکال برای طبقه اجتماعی به آسانی میسر نیست زیرا اختلاف نظر در این مورد زیاد است ولی اگر بخواهیم تعریف ساده‌ای از طبقه ارائه داده که خالی از بار ایدئولوژیکی نیز باشد . می‌توان گفت که " طبقه اجتماعی عبارتست از مجموعه‌ای از پایگاههای مشابه " و یا طبقه اجتماعی را می‌توان عبارت از گروه بسیار وسیعی دانست که در برگیرنده پایگاههای متعدد و مشابه‌ای است .

پیش از این تا قرن نوزدهم, در ارتباط با قشر بندی اجتماعی اصطلاح "سلسله مراتب" (ESTATE) بکار برده می‌شد. در نظام فئودالی غرب , سلسله مراتب مبتنی بر تابعیت زمین داران از یکدیگر بود. در راس هرم شاه بعنوان فئودال بزرگی که در قدرت سیاسی را قبضه کرده بوده قرار می‌گرفت و پس از وی به ترتیب زمین دارانی که تابعیت شاه را گردن گذارده بودند تحت عناوین دوک , کنت , بارون , شوالیه‌ها قرار داشتند و سپس هرم به دهقانان وابسته به زمین "یاسرف ها " منتهی می‌گشت . پایگاه هریک از این قشرهای زمین دار مشخص بود و در هر مرتبه حقوق و وظایف هر طبقه معین شده و موقعیت اجتماعی موروثی آنها طی قرون اعصار شکل گرفته و تثبیت شده بود. در جوامعی مثل هدوسیلان نظام سلسله مراتب به شکل بسیار پیچیده تر و سازمان یافته در قالب کاست ها یا اصطلاحاً طبقات منفصل درآمده بود و فاصله طبقاتی کاملاً مشخصی این کاست‌ها را از همدیگر متمایز می‌نمود .

در جامعه روستایی ایران تا چند سال پیش دو طبقه عمده قابل تشخیص بود: اول مالکینی که با در اختیار داشتن آب و زمین ,قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی , طبقه مسلطی را نه تنها در جامعه روستایی بلکه در کل جامعه ایران بوجود آورده بودند و دوم رعایا که از حداقل زندگی عادی محروم بوده و تشکیل طبقه بزرگی را می‌داد که قشرهای متعددی را در خود جای داده بود.

"ژرژگورویچ" جامعه شناس فرانسوی که در زمینه طبقات اجتماعی صاحب سر بوده و نظریاتش را در کتاب تحت عنوان "مطالعه در باره طبقات اجتماعی " به تحریر کشیده است از جمله صاحب نظرانی است که به تفضیل عقاید صاحبنظران معروفی را درباره طبقات اجتماعی شرح داده و به نقد کشیده است.

گورویچ در آغاز این کتاب می‌نویسد: پیش از بالا گرفتن کار سرمایه‌د‌اری و صنعت طبقات وجود نداشت بلکه بیشتر مراتب , درجات , سلک ها صنف ها یافت می‌شد. پیش از این ها نیز کاست های با موقعیت های موروثی وجود داشت . بعبارت دیگر در بسیاری از جوامع گروههای تحمیلی وجود داشته که نوعی رابطه سلسله مراتب در بین آنها بر قرار بوده است اما این پرسش پیش می‌آید که آیا می‌توان این گونه گروهها را طبقات اجتماعی نامید . حتی هنگامی که گروههای اقتصادی (که بنیاد تشکیل آنها بر پیوندهای اقتصادی مانند وحدت در ثروت , در منابع درآمد یا منفعت) مستقل از این قشربندی رسمی پیدا می‌شود. مانند : بردگان آزاد شده , مستاجران مالیات در امپراطوری روم , سوداگران و صرافان دوره رنسانس "پرولتر"های رومی , در هیچیک از این مواد نیز نمی‌توان به یقین از وجود طبقات اجتماعی سخن گفت

گورویچ سپس سخن خود را چنین دنبال می‌کند: پس ما سخن را از اینجا شروع می‌کنیم که طبقات نه مراتب , گروههای تحمیلی یا کاستها هستند .نه گروههای اقتصادی و به درجات اشخاص دارای فعالیتهای متفاوت . طبقات چیزی دیگر و مهمتراند.

گورویچ پس از مطرح نمودن تعاریف متعددی از جامعه شناسان مختلف خود تعریف زیرا را ارائه می‌دهد.
طبقات اجتماعی گروههای خاص واقعی فاصله داری هستند که خصائص آنها عبارتند از " ماوراء کارها بودن ,"گرایش شدید به شالوده پذیری , مقاومت در برابر نفوذ جامعه کل و تباین اساسی نسبت به یکدیگر .

وی در ارتباط با گروههای واقعی می‌نویسد : گروههای واقعی آنهایی هستند که اعضایشان بی آنکه آشکارا خود بخواهند و یا آنکه از القائات یک سازمان با یک قدرت معین تبعیت کنند عضو آنها می‌شوند . و در مورد مقاومت پذیری تبیین گورویچ آن است که گروههای مقاوم حس می‌کنند که از سلسله مراتب مستقر گروهها کنار گذاشته شده‌اند مانند مهاجرانی که می‌بینند حق انکار کردن ندارند , اقلیت های قومی که تحت تعقیب و آزار قرار می‌گیرند, بیکارانی که سالیان دراز بیکار می‌مانند , نجس ها در هند و غیره....

و اما خصلت شالوده پذیری به معنای آن است که "طبقات گرایشی آشکار به شالوده پذیری دارند, لکن از آنجا که طبقات ,"فوق کار کردی" همواره سازمان نیافته باقی می‌مانند. شالوده و سازمان هرگز یک چیز نیستند. هر طبقه تشکیل شده‌ای دارای یک شالوده واحد ومحکم است اما نمی‌تواند در یک سازمان واحد متجلی گردد. حتی چندین سازمان منطبق بر هم به نحوی جزئی و نا تمام قادر به بیان ماهیت طبقه‌اند.

گورویج علاوه بر تعریفی که ذکر آن گذشت , در خاتمه کتاب خود بعنوان نتیجه گیری و جمع بندی کلی از آنچه که مورد بحث قرار داده است . تعریف جامعه و مانعی از طبقات اجتماعی بشرح زیر بدست داده است :
"طبقات اجتماعی از گروههای خاص بسیار وسیع اند که بعنوان جهان بزرگی مرکب از گروههای فرعی از وحدتی خاص برخوردار هستند که مبتنی است بر ماوراء کارها بودن , مقاومت در برابر نفوذ جامعه کل , تباین اساسی یا یکدیگر و شالوده پذیری شدید مشتمل بر آگاهی جمعی متفوق و آثار فرهنگی ویژه , این نوع گروهها که فقط در جوامع کل صنعتی شده‌ای که الگوهای تکنیکی و وظایف اقتصادی تکامل یافته‌ای دارند پدید می‌آید , علاوه بر مشخصات قبل واحد ویژگیهای ذیل نیز می‌باشند:
طبقات اجتماعی گروههای واقعی , گشاده فاصله دار و از نوع تقسیمی پایدارند که فاقد سازمان بوده و فقط دارای اجبار مشروط می‌باشند.

بطور خلاصه از مجموع گفتار ژرژگوویچ درباره طبقات اجتماعی تعریفی بدین مضمون می‌توان ارائه داد : طبقات اجتماعی گروههای خاص بسیار وسیعی مرکب از گروههای فرعی متعددند که از وحدتی خاص برخوردار بوده , در برابر نفوذ جامعه کل مقامت نموده , دارای شالوده پذیری , آگاهی جمعی و خرده فرهنگ خاص و تباین اساسی بین خود بوده و به صنعت وابسته باشند.

مفهوم طبقه از قرن نوزدهم و برای اولین بار توسط آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل بکار برده شد."سن سیمون" نیز در آثارش اصطلاح طبقه صنعتی فراوان وجود دارد ولی اوج رواج این اصطلاح مترادف است با نفوذ مارکسیسم و گسترش نهضت های سوسیالیستی در اروپا . از دیدگاه مارکسیستی مفهوم طبقه در ارتباط با تولید تعریف می‌شود. مارکس عقیده داشت که در طول تاریخ دو طبقه در مقابل یکدیگر قرار داشته و منشاء اساسی تضاد آنها نیز در مالکیت خصوصی وسائل و ابزار تولید بوده بدین ترتیب جامعه را متشکل از دو طبقه صاحب وسائل و ابزار تولید و فاقد وسائل و ابزار تولید می‌داند که یکی نفع خود را در نگهداری و ادامه وضعیت موجود می‌داند و دیگر نفع خود را در دگرگونی وضع موجود . مارکس تاریخ تمام جوامع را تاریخ نبرد طبقات می‌داند که در عصر بردگی , آزاد مردان و بردگان , و در عصر فئودالی , زمین داران و دهقانان وابسته به زمین و دو دوران صنعتی , صاحبان صناعی و پرولتاریا(کارگران شهری) را در مقابل و رو در روی یکدیگر قرار داده است .



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:39 AM | نظرات (0)

رويکرد شهرداري کاستن از فاصله طبقاتي شمال و جنوب شهر است
رويکرد شهرداري کاستن از فاصله طبقاتي شمال و جنوب شهر است
.:رويکرد شهرداري کاستن از فاصله طبقاتي شمال و جنوب شهر است
معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران پنجشنبه در بازديد از منطقه 18 فعاليتهاي انجام گرفته در حوزه اجتماعي و فرهنگي جنوب غرب تهران را مثبت ارزيابي کرد.
به گزارش خبرگزاري مهر، عليرضا مداحي شهردار، عباس رزاقي معاون اجتماعي و فرهنگي منطقه، محمد جواد شوشتري رئيس سازمان فرهنگي و هنري و جمعي از مديران منطقه ايازي را همراهي مي کردند.
ايازي در حاشيه اين بازديد گفت: با توجه به وجود پتانسيل بالا در سطح مديريت شهرداري منطقه و فضاهاي موجود برنامه ها و فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي مي تواند از رشد و پيشرفت قابل چشمگيري برخوردار باشد.‏
سخنگوي شهرداري تهران گفت: رويکرد شهرداري يک رويکرد فرهنگي و اجتماعي است و کاهش فاصله طبقاتي در خدمت رساني در اين زمينه را در مناطق جنوب و شمال شهر دنبال مي کند.
وي افزود : تلاش ما بر اين است که 374 سراي محله در 374 محله شهر جهت ارائه خدمات فرهنگي و اجتماعي احداث کنيم.
ايازي ادامه داد: در زمينه مسائل اجتماعي و فرهنگي بايد از ظرفيت مردمي در اداره اماکن فرهنگي و اجتماعي استفاده کرد و با اتخاذ يک مديريت صحيح و همچنين نظارت کارشناسانه بر ساخت اين اماکن باعث افزايش بهره وري شد.‏
معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران در اين بازديد از فرهنگسراي خاتم، مرکز فرآموز قائم، مجموعه فرهنگي و مذهبي علي بن موسي الرضا (ع)، مجموعه شهيد مختار سليماني و چندين پروژه ديگر فرهنگي و اجتماعي ديدن کرد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:36 AM | نظرات (0)

با اجراي قوانين مالياتي فاصله طبقاتي از بين مي رود
با اجراي قوانين مالياتي فاصله طبقاتي از بين مي رود

ماليات ها نقش تعديل کننده ثروت در جامعه را عهده دار هستند به طوريکه هر شخصي که درآمد بيشتري دارد بايد ماليات بيشتري بپردازد.

وي با بيان اينکه استفاده صحيح از ماليات ها به تحقق عدالت اجتماعي منجر مي شود، تصريح کرد: اجراي دقيق قوانين عادلانه مالياتي سبب از ميان رفتن فاصله طبقاتي در جامعه مي شود.

رئيس کميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي اظهارداشت: رفع برخي نقايص در قوانين مالياتي، بکارگيري قوانين پيشرفته مثل نظام ماليات بر ارزش افزوده و استفاده از طرحها و برنامه هاي جديد مالياتي از اقداماتي است که مي تواند کارايي نظام مالياتي و دستيابي به عدالت مالياتي را  تسريع بخشد.

وي با اشاره به اهميت فرهنگ سازي مالياتي به موازات اصلاح قوانين، ادامه داد: فرهنگ سازي مالياتي در کنار اصلاح قوانين سبب مي شود مردم خود را در تامين هزينه هاي شهروندي وکاهش فاصله طبقاتي سهيم بدانند. 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:35 AM | نظرات (0)

تعداد صفحات :19   1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >