به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

نوشابه های الکلی

فلسفه تحریم نوشابه های الکلی چیست؟

اثر الکل در عمر: یکی از دانشمندان مشهور غرب اظهار می دارد، که هرگاه از جوانان 21 ساله تا 23 ساله معتاد به مشروبات الکلی 51 نفر بمیرند در مقابل، از جوانهای غیر معتاد 10 نفر هم تلف نمی شوند.دانشمند مشهور دیگری ثابت کرده که جوانهای 20 ساله که انتظار می رود پنجاه سال عمر کنند در اثر نوشیدن الکل بیشتر از 35 سال عمر نمی کنند.

بر اثر تجربیاتی که کمپانیهای (بیمه عمر) کرده اند، ثابت شده است، که عمر معتادان به الکل نسبت بدیگران، 25 الی 30 درصد کمتر است.آمار دیگری نشان می دهد که حد متوسط عمر معتادان به الکل در حدود 35 الی 50 سال است، در صورتی که حد متوسط عمر با رعایت نکات بهداشتی از 60 سال به بالاست.

اثر الکل در نسل

کسی که در حین انعقاد نطفه مست است 35 درصد عوارض الکلیسم حاد را به فرزند خود منتقل می کند و اگر زن و مرد هر دو مست باشند، صددرصد عوارض حاد در بچه ظاهر می شود برای اینکه به اثر الکل در فرزندان بهتر توجه شود آماری را در اینجا می آوریم:

کودکانی که زودتر از وقت طبیعی بدنیا آمده اند از پدران و مادران الکلی 45 درصد، و از مادران الکلی 31 درصد، و از پدران الکلی 17 درصد، بوده اند. کودکانی که هنگام تولد توانائی زندگی را ندارند، از پدران الکلی 6 درصد، و از مادران الکلی 45 درصد، کودکانیکه کوتاه قد بوده اند از پدران و مادران الکلی 75 درصد و از مادران الکلی 45 درصد بوده است، کودکانیکه فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی بوده اند از مادران 75 درصد و از پدران الکلی 75 درصد بوده است.

اثر الکل در اخلاق

در شخص الکلی عاطفه خانوادگی و محبت نسبت بزن و فرزند ضعیف می شود بطوریکه مکرر دیده شده که پدرانی فرزندان خود را با دست خود کشته اند.

زیان های اجتماعی الکل

طبق آماری که «انستیتوی» پزشکی قانونی شهر «نیون» در 1961 تهیه نموده است جرائم اجتماعی الکلیستها از این قرار است:مرتکبین قتل های عمومی 50 درصد. ضرب و جرحها در اثر نوشیدن الکل 8/ 77 درصد سرقتهای مربوط بالکلیستها 5/ 88 درصد. جرائم جنسی مربوط بالکلیها 8/ 88 درصد، می باشد. این آمار نشان می دهد که اکثریت قاطع جنایات و جرائم بزرگ در حال مستی روی می دهد.

زیان های اقتصادی مشروبات الکلی

یکی از روانپزشکهای معروف می گوید: متأسفانه حکومتها حساب منافع و عایدات مالیاتی شراب را می کنند، ولی حساب بودجه های هنگفت دیگری را که صرف ترمیم مفاسد شراب می شود، نکرده اند، اگر دولتها حساب های ازدیاد بیماریهای روحی را در اجتماع و خسارتهای جامعه منحط، و اتلاف وقتهای گرانبها، و تصادفات رانندگی در اثر مستی، و فساد نسلهای پاک، و تنبلی و بی قیدی و بی کاری، و عقب ماندن فرهنگ و زحمات و گرفتاریهای پلیس، و پرورشگاهها جهت سرپرستی اولاد الکلیها و بیمارستانها، و تشکیلات دادگستری برای جنایات آنها و زندانها برای مجرمین از الکلیها، و دیگر خسارتهای ناشی از می گساری را یکجا بکنند خواهند دانست درآمدی که بعنوان عوارض و مالیات شراب عاید می گردد، در برابر خسارت نامبرده هیچ است.

بعلاوه نتایج اسف انگیز صرف مشروبات الکلی را تنها با دلار و پول نمی توان سنجید، زیرا مرگ عزیزان، و بهم خوردن خانواده ها، و آرزوهای بر باد رفته و فقدان مغزهای متفکر انسانی، به هیچ وجه قابل مقایسه با پول نمی باشد.خلاصه ضررهای الکل آنقدر زیاد است که به گفته یکی از دانشمندان اگر دولت ها ضمانت کنند درب نیمی از میخانه ها را ببندند می توان ضمانت کرد که از نیمی از بیمارستانها و تیمارستانها بی نیاز شویم.

اگر در تجارت مشروبات الکلی سودی برای بشر باشد و یا فرضاً چند لحظه بی خبری و فراموش کردن غمها برای او سودی محسوب شود، زیان آن به درجات، بیشتر، وسیعتر و طولانی تر است بطوری که این دو باهم قابل مقایسه نیستند.در اینجا نکات دیگری را یادآور می شویم، این نکات مجموعه ای است از آمارهای مختلف که هر کدام به تنهائی به اندازه یک بحث مشروح برای بیان عمق و عظمت این زیانها گویا است:

1. به موجب آماری که در انگلستان درباره جنون الکلی انتشار یافت، و این جنون با جنونهای دیگر در آن مقایسه شده بود، چنین بدست آمده که در برابر 2249 دیوانه الکلی فقط 53 دیوانه به علل دیگر وجود داشته است!

2. به موجب آمار دیگری که از تیمارستانهای آمریکا بدست آمده 85 درصد از بیماران روانی آنها را بیماران الکلی تشکیل می دهد!

3. یکی از دانشمندان انگلیسی به نام «بنتام» می نویسد: مشروبات الکلی در کشورهای شمالی انسان را کودن و ابله، و در کشورهای جنوبی دیوانه می کند، سپس می افزاید: آئین اسلام تمام انواع نوشابه های الکلی را تحریم کرده است و این یکی از امتیازات اسلام می باشد.

4. اگر از کسانی که در حال مستی دست به انتحار یا جنایت زده و خانه هائی را ویران ساخته و خانمانهائی را برباد داده اند آماری تهیه شود، رقم سرسام آوری را تشکیل می دهد.

5. در فرانسه، هر روز 440 نفر جان خود را فدای الکل می کنند!

6. طبق آمار دیگری تلفات بیماریهای روانی آمریکا در یکسال دو برابر تلفات آن کشور در جنگ جهانی دوم بوده است و به عقیده دانشمندان در بیماریهای روانی آمریکا مشروبات «الکلی» و «سیگار» نقش اساسی داشته اند! «2»

7. به موجب آماری که توسط یکی از دانشمندان به نام «هوگر» به مناسبت بیستمین سالگرد مجله علوم ابراز شد 60 درصد قتلهای عمدی 75 درصد، ضرب وجرح، 30 درصد جرائم ضد اخلاقی (از جمله زنا با محارم!) 20 درصد جرائم سرقت مربوط به الکل و مشروبات الکلی بوده است و به موجب آماری از همین دانشمند 40 درصد از اطفال مجرم دارای سابقه اثر الکلیت هستند.

8. از نظر اقتصادی تنها در انگلستان زیانهای ناشی از طریق غیبت کارگران از کار به خاطر الکلیسم به 50 میلیون دلار در سال (تقریباً 1750 میلیون تومان) برآورد شده است، که این مبلغ بتنهائی می تواند هزینه ایجاد هزاران کودکستان و دبستان و دبیرستان را تأمین کند.

9. به موجب آماری که درباره زیانهای مشروبات الکلی در فرانسه انتشار یافته:الکل 137 میلیارد فرانک در سال بر بودجه فرانسه غیر از خسارات شخصی به شرح زیر تحمیل می کند:60 میلیارد فرانک خرج دادگستری و زندانها.40 میلیارد فرانک خرج تعاون عمومی و خیریه.10 میلیارد فرانک مخارج بیمارستانها برای الکلیها.70 میلیارد فرانک هزینه امنیت اجتماعی! و به این ترتیب روشن می شود که تعداد بیماران روانی و بیمارستانها و قتلها و نزاعهای خونین و سرقتها و تجاوزها و تصادفها با تعداد میخانه ها تناسب مستقیم دارد.

گوشت خوک

فلسفه تحریم گوشت خوک چیست؟

خوک حتی نزد اروپائیان که بیشتر گوشت آن را می خورند سمبل بی غیرتی است، و حیوانی است کثیف،خوک در امور جنسی فوق العاده بی تفاوت ولاابالی است و علاوه بر تأثیر غذا در روحیات که از نظر علم ثابت است، تأثیر این غذا در خصوص لاابالیگری در مسائل جنسی مشهود است.در شریعت حضرت موسی علیه السلام حرمت گوشت خوک نیز اعلام شده است، و در اناجیل، گناهکاران به خوک تشبیه شده اند، و در ضمن داستانها، مظهر شیطان، خوک معرفی شده است.

جای تعجب است که بعضی با چشم خود می بینند از یکسو خوراک خوک نوعاً از کثافات و گاهی از فضولات خودش است و از سوی دیگر برای همه روشن شده که گوشت این حیوان پلید دارای دو نوع انگل خطرناک بنام کرم «تریشین» و یکنوع «کرم کدو» است باز هم در استفاده از گوشت آن اصرار می ورزند.

تنها کرم «تریشین» کافی است که در یکماه 15 هزار تخم ریزی کند و در انسان سبب پیدایش امراض گوناگونی مانند کم خونی، سرگیجه، تبهای مخصوص اسهال، دردهای رماتیسمی، کشش اعصاب، خارش داخل بدن، تراکم پیه ها، کوفتگی و خستگی، سختی عمل جویدن و بلعیدن غذا و تنفس و غیره گردد.در یک کیلو گوشت خوک ممکن است 400 میلیون نوزاد کرم «تریشین» باشد و شاید همین امور سبب شد که چند سال قبل در قسمتی از کشور روسیه خوردن گوشت خوک ممنوع اعلام شد.

آری آئینی که دستوراتش به مرور زمان جلوه تازه ای پیدا می کند آئین خدا، آئین اسلام است.بعضی می گویند با وسائل امروز می توان تمام این انگلها را کشت و گوشت خوک را از آنها پاک نمود، ولی به فرض که با وسائل بهداشتی با پختن گوشت خوک در حرارت زیاد انگلهای مزبور بکلی از میان بروند باز زیان گوشت خوک قابل انکار نیست.

زیرا طبق اصل مسلمی که اشاره شد گوشت هر حیوانی حاوی صفات آن حیوان است و از طریق غده ها و تراوش آنها (هورمونها) در اخلاق کسانی که از آن تغذیه می کنند اثر می گذارد، و به این ترتیب خوردن گوشت خوک می تواند صفت بی بند و باری جنسی و بی اعتنائی به مسائل ناموسی را که از خصائص بارز نر این حیوان است به خورنده آن منتقل کند.و شاید یکی از علل بی بند و باری شدید جنسی که در کشورهای غربی حکومت می کند همان تغذیه از گوشت این حیوان آلوده باشد.

آمیزش در ایام عادت

فلسفه تحریم آمیزش جنسی در ایام عادت چیست؟

آمیزش جنسی با زنان در چنین حالتی علاوه بر این که تنفرآور است زیانهای بسیار به بار می آورد که طب امروز نیز آنرا اثبات کرده است، از جمله احتمال عقیم شدن مرد و زن، و ایجاد یک محیط مساعد برای پرورش میکروب بیماریهای آمیزشی، چون سفلیس و سوزاک و نیز التهاب اعضای تناسلی زن، و وارد شدن مواد حیض که آکنده از میکربهای داخل بدن است در عضو تناسلی مرد، و غیر اینها که در کتب طب موجود است، لذا پزشکان، آمیزش جنسی با چنین زنانی را ممنوع اعلام میدارند.ریزش خون حیض مربوط به احتقان عروق رحم و پوسته پوسته شدن مخاط آن است، تخمدان نیز در عمل احتقان با عروق رحم هم آهنگی می کند.تقریباً مقارن قاعده گی نطفه زن از لوله ای بنام شیپور «فالپ» عبور و وارد رحم می شود تا در صورت ورود نطفه مرد مشترکاً تولید جنین کند.

«ترشح خونی» مزبور ابتداء نامنظم و بی رنگ بوده ولی به زودی منظم و قرمز می شود و در اواخر مجدداً کم رنگ و نامرتب می گردد. اصولًا خونی که به هنگام عادت ماهیانه دفع می شود خونیست که هر ماه در عروق داخلی رحم برای تغذیه احتمالی جنین جمع می گردد، زیرا می دانیم رحم زن در هر ماه تولید یک تخمک می کند، و مقارن آن عروق داخلی رحم بعنوان حالت آماده باش برای تغذیه نطفه، مملو از خون می شود، اگر هنگامیکه تخمک از لوله بنام شیپور «فالپ» عبور و وارد رحم می شود، اسپرماتوزئید که نطفه مرد است در آنجا موجود باشد تشکیل جنین می دهد و خونهای موجود در عروق صرف تغذیه آن می گردد، در غیر این صورت خونهای موجود بر اثر پوسته پوسته شدن مخاط رحم و شکافتن جدار رگهای رحم بصورت خون حیض از رحم خارج می شود، از این سخن روشن می شود که چرا آمیزش جنسی در این حال زیان آور و ممنوع است، زیرا رحم زن در موقع تخلیه این خونها هیچ گونه آمادگی طبیعی برای پذیرش نطفه ندارد و به همین دلیل از آن صدمه می بیند.

ازدواج با محارم

فلسفه تحریم ازدواج با محارم چیست؟

در سوره نساء آیه 23 می خوانیم: حُرِّمَتْ عَلَیکمْ امَّهاتُکمْ وَ بَنَاتُکمْ وَ اخَواتُکمْ وَ عَمَّاتُکمْ وَ خالاتُکمْ وَ بَنَاتُ الْاخِ وَ بَناتُ الأُخْتِ وَامَّهاتُکمْ اللّاتی ارْضَعْنَکمْ وَ اخَواتُکمْ مِنَ الرَّضاعَةِ وَ امَّهاتُ نِسآئِکمْ وَ رَبآئِبُکمُ اللَّاتی فی حُجُورِکمْ  مِنْ نِسآئِکمُ اللَّاتی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَانْ لَمْ تَکونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلاجُناحَ عَلَیکمْ وَحَلائِل ابْنائِکمْ الَّذینَ مِنْ اصْلابِکمْ وَ انْ تَجْمَعُوا بَینَ الأُخْتَینِ الَّا ما قَدْ سَلَفَ انَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیما.

حرام شده است بر شما مادرانتان و دختران و خواهران و عمه ها و خاله ها و دختران برادر و دختران خواهر شما و مادرانی که شما را شیر داده اند و خواهران رضاعی شما و مادران همسر و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته اید و چنانچه آمیزش جنسی با آنها نداشته اید (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد و (همچنین) همسرهای پسرانتان که از نسل شما هستند (نه پسر خوانده ها) و (نیز حرام است بر شما) اینکه جمع میان دو خواهر کنید مگر آنچه در گذشته واقع شده خداوند آمرزنده و مهربان است.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که فلسفه تحریم ازدواج با محارم چیست؟در این آیه به محارم یعنی زنانی که ازدواج با آنها ممنوع است اشاره شده است و بر اساس آن محرمیت از سه راه ممکن است پیدا شود:

1. ولادت که از آن تعبیر به «ارتباط نسبی» می شود.

2. از طریق ازدواج که به آن «ارتباط سببی» می گویند.

3. از طریق شیرخوارگی که به آن «ارتباط رضاعی» گفته می شود.

نخست اشاره به محارم نسبی که هفت دسته هستند کرده و می فرماید: حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت: «مادران شما و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ها و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهرانتان بر شما حرام شده اند».باید توجه داشت که منظور از مادر فقط آن زنی که انسان بلاواسطه از او تولد شده، نیست بلکه جده و مادر جده و مادر پدر و مانند آنها را شامل می شود، همانطور که منظور از دختر، تنها دختر بلاواسطه نیست بلکه دختر و دختر پسر و دختر دختر و فرزندان آنها را نیز در برمی گیرد و همچنین در مورد پنج دسته دیگر.

ناگفته پیدا است که همه افراد طبعاً از این گونه ازدواج ها تنفر دارند و به همین دلیل همه اقوام و ملل (جز افراد کمی) ازدواج با محارم را ممنوع می دانند و حتی مجوسی ها که در منابع اصلی خود قائل به جواز این گونه ازدواج ها بوده اند، امروز آن را انکار می کنند.گرچه بعضی کوشش دارند که این موضوع را ناشی از یک عادت و رسم کهن بدانند ولی می دانیم عمومیت یک قانون در میان تمام افراد بشر، در قرون و اعصار طولانی، معمولًا حکایت از فطری بودن آن می کند، زیرا رسم و عادت نمی تواند عمومی و دائمی گردد.

از این گذشته امروز این حقیقت ثابت شده که ازدواج افراد همخون با یکدیگر خطرات فراوانی دارد یعنی بیماری نهفته و ارثی را آشکار و تشدید می کند (نه این که خود آن تولید بیماری کند) حتی بعضی، گذشته از محارم، ازدواج با اقوام نسبتاً دورتر را مانند عموزاده ها را با یکدیگر خوب نمی دانند و معتقدند خطرات بیماری های ارثی را تشدید می نماید ولی این مسئله اگر در خویشاوندان دور مشکلی ایجاد نکند (همانطور که غالباً نمی کند) در خویشان نزدیک که «همخونی» شدیدتر است مسلماً تولید اشکال خواهد کرد.

بعلاوه در میان محارم جاذبه و کشش جنسی معمولًا وجود ندارد زیرا محارم غالباً باهم بزرگ می شوند و برای یکدیگر یک موجود عادی و معمولی هستند و موارد نادر و استثنائی نمی تواند مقیاس قوانین عمومی و کلی گردد و می دانیم که جاذبه جنسی، شرط استحکام پیوند زناشوئی است، بنابراین اگر ازدواجی در میان محارم صورت گیرد، ناپایدار و سست خواهد بود.سپس به محارم رضاعی اشاره کرده و می فرماید: و امهاتکم اللاتی ارضعنکم و اخواتکم من الرضاعه: «و مادرانی که شما را شیر می دهند و خواهران رضاعی شما بر شما حرامند».

گرچه قرآن در این قسمت از آیه، تنها به دو دسته یعنی خواهران و مادران رضاعی اشاره کرده ولی طبق روایات فراوانی که در دست است، محارم رضاعی منحصر به اینها نیستند، بلکه طبق حدیث معروف که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب»: «تمام کسانی که از نظر ارتباط نسبی حرامند از نظر شیرخوارگی نیز حرام می شوند».

البته مقدار شیرخوارگی که تأثیر در محرمیت می کند و همچنین شرائط و کیفیت آن، ریزه کاریهای فراوانی دارد که در کتابهای فقهی آمده است.فلسفه تحریم محارم رضاعی این است که پرورش گوشت و استخوان آنها با شیر شخص معینی شباهت به فرزندان او پیدا می کند، مثلًا زنیکه کودکی را به اندازه ای شیر می دهد که بدن او با آن شیر نمو مخصوصی می کند یک نوع شباهت در میان آن کودک و سایر فرزندان آن زن پیدا می شود و در حقیقت هر کدام جزئی از بدن آن مادر محسوب می گردند و همانند دو برادر نسبی هستند.و در آخرین مرحله اشاره به دسته سوم از محارم کرده و آنها را تحت چند عنوان بیان می کند:

1. وامهات نسائکم: «و مادران همسرانتان» یعنی به مجرد اینکه زنی به ازدواج مردی درآمد وصیغه عقد جاری گشت مادر او و مادر مادر او و... بر او حرام ابدی می شوند.

2. و ربائبکم اللاتی فی حجورکم من نسائکم اللاتی دخلتم بهن: «و دختران همسرانتان که در دامان شما قرار دارند به شرط اینکه با آن همسر آمیزش جنسی پیدا کرده باشید» یعنی تنها با عقد شرعی یک زن «دختران او» که از شوهر دیگری بوده اند بر شوهر حرام نمی شوند، بلکه مشروط بر این است که علاوه بر عقد شرعی با آن زن همبستر هم شده باشد. وجود این قید در این مورد تأیید می کند که حکم مادر همسر که در جمله سابق گذشت مشروط به چنین شرطی نیست، و به اصطلاح اطلاق حکم را تقویت می کند.

گرچه ظاهر قید «فی حجورکم»: «در دامان شما باشند» چنین می فهماند که اگر دختر همسر از شوهر دیگر در دامان انسان پرورش نیابد بر او حرام نیست ولی به قرینه روایات و مسلم بودن حکم، این قید به اصطلاح قید احترازی نیست بلکه در واقع اشاره به نکته تحریم است زیرا اینگونه دختران که مادرانشان اقدام به ازدواج مجدد می کنند معمولًا در سنین پائین هستند و غالباً در دامان شوهر جدید همانند دختر او پرورش می یابند، آیه می گوید اینها در واقع همچون دختران خود شما هستند، آیا کسی با دختر خود ازدواج می کند؟ و انتخاب عنوان «ربائب» که جمع «ربیبه» به معنی تربیت شده است نیز به همین جهت می باشد.به دنبال این قسمت برای تأکید مطلب اضافه می کند که اگر با آنها آمیزش جنسی نداشتید دخترانشان بر شما حرام نیستند (فان لم تکونوا دخلتم بهن فلا جناح علیکم).

3. وحلائل ابنائکم الذین من اصلابکم. «و همسران فرزندانتان که از نسل شما هستند». در حقیقت تعبیر «من اصلابکم» (فرزندانی که از نسل شما باشد) برای این است که روی یکی از رسوم غلط دوران جاهلیت خط بطلان کشیده شود، زیرا در آن زمان معمول بود افرادی را به عنوان فرزند خود انتخاب می کردند، یعنی کسی که فرزند شخص دیگری بود به نام فرزند خود می خواندند و فرزند خوانده مشمول تمام احکام فرزند حقیقی بود، و به همین دلیل با همسران فرزند خوانده خود ازدواج نمی کردند. فرزند خواندگی و احکام آن، در اسلام به کلّی بی اساس شمرده شده است.

4. و ان تجمعوا بین الاختین: «و برای شما جمع در میان دو خواهر ممنوع است» یعنی ازدواج با دو خواهر در زمان واحد مجاز نیست، بنابراین اگر ازدواج با دو خواهر یا بیشتر در زمانهای مختلف و بعد از جدائی از خواهر قبلی انجام گیرد، مانعی ندارد.و از آنجا که در زمان جاهلیت جمع میان دو خواهر رائج بود، و افرادی مرتکب چنین ازدواجهائی شده بودند قرآن بعد از جمله فوق می گوید: «الا ما قد سلف» یعنی این حکم (همانند احکام دیگر) عطف به گذشته نمی شود، و کسانی که قبل از نزول این قانون، چنین ازدواجی انجام داده اند کیفر و مجازاتی ندارند، اگر چه اکنون باید یکی از آن دو را انتخاب کرده، و دیگری را رها کنند.

رمز اینکه اسلام از چنین ازدواجی جلوگیری کرده شاید این باشد، که دو خواهر به حکم نسب و پیوند طبیعی نسبت به یکدیگر علاقه شدید دارند، ولی به هنگامی که رقیب هم شوند طبعاً نمی توانند آن علاقه سابق را حفظ کنند، و به این ترتیب یک نوع تضاد عاطفی در وجود آنها پیدا می شود، که برای زندگی آنها زیان بار است، زیرا دائماً انگیزه «محبّت» و انگیزه «رقابت» در وجود آنها در حال کشمکش و مبارزه اند.

ادامه مطلب
دوشنبه 11 دی 1391  - 10:17 AM

 

یکی از مهمترین مباحث اعتقادی شیعه اعتقاد به حسن و قبح عقلی اوامر و نواهی شارع مقدس می باشد؛ اعتقاد به اینکه اگر امر یا نهی ای صورت می گیرد بر اساس مصلحت و مفسده موجود در متعلق مامور به و منهی عنه آن است برخی از مفاسد و مصالح توسط عقل آدمی و علم روز قابل اثبات و بررسی است و اصطلاحا از این رویکرد تعبیر به علل و الشرایع یا فلسفه احکام می شود دراین مقاله به فلسفه پاره ای از محرّمات در اسلام اشاره می شود.

قمار

فلسفه تحریم قمار چیست؟

کمتر کسی را می توان یافت که از زیانهای گوناگون قمار بی خبر باشد، برای توضیح بیشتر گوشه ای از عواقب شوم و خانمان برانداز آن را بطور فشرده یادآور می شویم:

قمار بزرگترین عامل هیجان

کلیه روانشناسان و دانشمندان پیسیکولوژی، معتقدند که هیجانات روانی عامل اصلی بسیاری از بیماریها است، مثلًا کم شدن ویتامینها، زخم معده، جنون و دیوانگی، بیماریهای عصبی و روانی بصورت خفیف و حاد و مانند آنها در بسیاری از موارد ناشی از هیجان می باشد، و قمار بزرگترین عامل پیدایش هیجان است تا آنجا که یکی از دانشمندان امریکا می گوید: در هر سال در این کشور فقط دو هزار نفر در اثر هیجان قمار می میرند، و بطور متوسط قلب یک «پوکرباز» (یک نوع بازی قمار) متجاوز از صد بار در دقیقه می زند، قمار گاهی سکته قلبی و مغزی نیز ایجاد می کند، و قطعاً عامل پیری زودرس خواهد بود.

بعلاوه به گفته دانشمندان شخصی که مشغول بازی قمار است، نه تنها روح وی دستخوش تشنج است بلکه تمام جهازات بدن او در یک حالت فوق العاده بسر می برند، یعنی ضربان قلب بیشتر می شود، مواد قندی در خون او می ریزد، در ترشحات غدد داخلی اختلال حاصل می شود، رنگ صورت می پرد، دچار بی اشتهائی می شود، و پس از پایان قمار به دنبال یک جنگ اعصاب و حالت بحرانی به خواب می رود، و غالباً برای تسکین اعصاب و ایجاد آرامش در بدن متوسل به الکل و سایر مواد مخدر می شود، که در این صورت زیانهای ناشی از آن را نیز باید بزیانهای مستقیم قمار اضافه کرد.از زبان دانشمندان دیگری می خوانیم:قمارباز، انسانی مریض است که دائماً احتیاج به مراقبت روانی دارد، فقط باید سعی کرد به او فهماند که یک خلاء روانی وی را به سوی این عمل ناهنجار سوق می دهد، تا در صدد معالجه خویش برآید.

رابطه قمار با جنایات

یکی از بزرگترین مؤسسات آمار گیری جهانی ثابت کرده است که: 30 درصد جنایت ها با قمار رابطه مستقیم دارد، و از عوامل بوجود آمدن 70 درصد جنایات دیگر نیز بشمار می رود.

ضررهای اقتصادی قمار

در طول سال میلیونها بلکه میلیاردها از ثروت مردم جهان در این راه از بین می رود، گذشته از ساعات زیادی که از نیروی انسانی در این راه تلف می شود، و حتی نشاط کار مداوم را در ساعات دیگر سلب می کند، مثلا در گزارشها چنین آمده است: در شهر «مونت کارلو» که یکی از مراکز معروف قمار در دنیا است، یک نفر در مدت 19 ساعت قمار بازی، 4 میلیون تومان ثروت خود را از دست داد، وقتی درهای قمارخانه بسته شد یکراست بجنگل رفت، و با یک گلوله مغز خویش را متلاشی کرد، و به زندگی خود خاتمه داد، گزارش دهنده اضافه می کند، جنگلهای «مونت کارلو» بارها شاهد خودکشی این پاک بازها بوده است.

زیان های اجتماعی قمار

بسیاری از قمار بازان بعلت اینکه گاهی برنده می شوند و در یک ساعت ممکن است هزاران تومان سرمایه دیگران را بجیب خود بریزند، حاضر نمی شوند تن بکارهای تولیدی و اقتصادی بدهند، در نتیجه چرخهای تولید و اقتصاد بهمان نسبت لنگ می شود، و درست اگر دقت کنیم می بینیم که، تمام قمار بازان و عائله آنان سربار اجتماع هستند، و بدون اینکه کمترین سودی باین اجتماع برسانند از دست رنج آنها استفاده می کنند، و گاهی هم که در بازی قمار باختند، برای جبران آن دست به سرقت می زنند.

خلاصه زیانهای ناشی از قمار به حدی است که حتی بسیاری از کشورهای غیرمسلمان آنرا قانوناً ممنوع اعلام داشته اند اگرچه عملًا بطور وسیع آنرا انجام می دهند. مثلا انگلستان در سال 1853 و امریکا در سال 1855 و شوروی در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام نمودند.

در پایان این بحث اشاره به این موضوع، جالب به نظر می رسد، که طبق آماری که بعضی از محققان تهیه کرده اند جیب بری 90 درصد، فساد اخلاق 10 درصد، ضرب و جرح 40 درصد، جرائم جنسی 15 درصد، طلاق 30 درصد و خودکشی 5 درصد، معلول قمار است.اگر بخواهیم یک تعریف جامعی برای قمار تهیه کنیم، باید بگوئیم: قمار یعنی قربانی کردن مال و شرف برای بدست آوردن مال غیر به خدعه و تزویر و احیاناً بعنوان تفریح و نرسیدن به هیچ کدام.

غنا

غنا چیست و فلسفه تحریم آن کدام است؟در حرمت غناء چندان مشکلی وجود ندارد، مشکل، تشخیص موضوع غناء است.آیا هر صوت خوش و زیبائی غنا است؟مسلماً چنین نیست، زیرا در روایات اسلامی آمده و سیره مسلمین نیز حکایت می کند که قرآن و اذان و مانند آن را با صدای خوش و زیبا بخوانید.

آیا غنا هر صدائی است که در آن «ترجیع» (رفت و آمد صدا در حنجره و به اصطلاح غلت دادن) باشد؟ آن نیز ثابت نیست.آنچه از مجموع کلمات فقهاء و سخنان اهل سنت در این زمینه می توان استفاده کرد این است که غناء، آهنگهای طرب انگیز و لهو و باطل است.و به عبارت روشنتر: غناء آهنگهائی است که متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد می باشد.و باز به تعبیر دیگر: غناء به صوتی گفته می شود که قوای شهوانی را در انسان تحریک می نماید، و انسان در آن حال احساس می کند که اگر در کنار آن صدا، شراب و فساد جنسی نیز باشد کاملا مناسب است!.

این نکته نیز قابل توجه است که گاه یک «آهنگ» هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب که اشعار عشقی و فساد انگیز را با آهنگهای مطرب بخوانند، و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب که اشعار پرمحتوی یا آیات قرآن و دعاء و مناجات را به آهنگی بخوانند که مناسب مجالس عیاشان و فاسدان است، و در هر دو صورت حرام می باشد ذکر این نکته نیز لازم است که گاه برای غنا دو رقم معنی ذکر می شود «معنی عام» و «معنی خاص»، معنی خاص همان است که در بالا گفتیم یعنی آهنگهای تحریک کننده شهوات و متناسب مجالس فسق و فجور.

ولی معنی عام هرگونه صوت زیبا است، و لذا آنها که غنا را به معنی عام تفسیر کرده اند برای آن دو قسم قائل شده اند «غنای حلال» و «غنای حرام»منظور از غنای حرام همان است که در بالا گفته شد و منظور از غنای حلال صدای زیبا و خوشی است که مفسده انگیز نباشد، و متناسب با مجالس فسق و فجور نگردد.بنابراین در اصل تحریم غنا تقریباً اختلافی نیست، اختلاف در نحوه تفسیر آن است.البته «غنا» مصادیق مشکوکی نیز دارد (مانند همه مفاهیم دیگر) که انسان به راستی نمی داند فلان صوت مناسب مجالس فسق و فجور است یا نه؟ و در این صورت به حکم اصل برائت محکوم به حلیت است (البته بعد از آگاهی کافی از مفهوم عرفی غنا طبق تعریف فوق).

و از اینجا روشن می شود صداها و آهنگهای حماسی که متناسب میدانهای نبرد و یا ورزش و یا مانند آن است دلیلی بر تحریم آن نیست.البته در زمینه غنا بحثهای دیگری نیز وجود دارد از قبیل پاره ای از استثناها که بعضی برای آن قائل شده اند، و جمعی آن را انکار کرده اند، و مسائل دیگر که باید در کتب فقهی از آن سخن گفت.آخرین سخنی که در اینجا ذکر آن را لازم می دانیم این است که آنچه در بالا گفتیم مربوط به خوانندگی است و اما استفاده از آلات موسیقی و حرمت آن بحث دیگری دارد که از موضوع این سخن خارج است.

فلسفه تحریم غنا

دقت در مفهوم «غنا» با شرائطی که در شرح موضوع آن گفتیم، فلسفه تحریم آن را به خوبی روشن می سازد.در یک بررسی کوتاه به مفاسد زیر برخورد می کنیم:

الف) تشویق به فساد اخلاق

تجربه نشان داده است - و تجربه بهترین شاهد و گواه است - که بسیاری افراد تحت تأثیر آهنگهای غناء، راه تقوی و پرهیزکاری را رها کرده، و به شهوات و فساد روی می آورند.مجلس غنا معمولًا مرکز انواع مفاسد است و آنچه به این مفاسد دامن می زند همان غناء است.در بعضی از گزارشهائی که در جرائد خارجی آمده می خوانیم که در مجلسی که گروهی از دختران و پسران بودند، و آهنگ خاصی از غناء در آنجا اجرا شد آنچنان هیجانی به دختران و پسران دست داد که به یکدیگر حمله ور شدند و فجایع زیادی بار آوردند که قلم از ذکر آن شرم دارد.

در تفسیر «روح المعانی»، سخنی از یکی از سران «بنی امیه» نقل می کند که به آنها می گفت: از غنا بپرهیزید که حیا را کم می کند، شهوت را می افزاید شخصیت را درهم می شکند، جانشین شراب می شود، و همان کاری را می کند که مستی انجام می دهد و این نشان می دهد که حتی آنها نیز به مفاسد آن پی برده بودند.

و اگر می بینیم در روایات اسلامی کراراً آمده است که غنا روح نفاق را در قلب پرورش می دهد اشاره به همین حقیقت است، روح نفاق همان روح آلودگی به فساد و کناره گیری از تقوا و پرهیزکاری است.و نیز اگر در روایات آمده است که فرشتگان در خانه ای که غنا در آن است وارد نمی شوند به خاطر همین آلودگی به فساد است، چرا که فرشتگان پاکند و طالب پاکیند، و از این محیطهای آلوده بیزارند.

ب) غافل شدن از یاد خدا

تعبیر به «لهو» که در تفسیر «غنا» در بعضی از روایات اسلامی آمده است، اشاره به همین حقیقت است که غناء انسان را آنچنان مست شهوات می کند که از یاد خدا غافل می سازد.در حدیثی از علی علیه السلام می خوانیم: کل ما الهی عن ذکر اللَّه فهو من المیسر: و هر چیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند (و در شهوات فرو ببرد) آن در حکم قمار است»

ج) آثار زیان بار بر اعصاب

غنا و موسیقی در حقیقت، یکی از عوامل مهم تخدیر اعصاب است، و به تعبیر دیگر مواد مخدر گاهی از طریق دهان و نوشیدن وارد بدن می شوند، (مانند شراب).و گاه از طریق بوئیدن و حس شامه (مانند هروئین).و گاه از طریق تزریق (مانند مرفین)و گاه از طریق حس سامعه است (مانند غنا).به همین دلیل گاهی غنا و آهنگهای مخصوصی، چنان افراد را در نشئه فرو می برد، که حالتی شبیه به مستی به آنها دست می دهد، البته گاه به این مرحله نمی رسد اما در عین حال تخدیر خفیف ایجاد می کند.و به همین دلیل بسیاری از مفاسد مواد مخدر در غنا وجود دارد، خواه تخدیر آن خفیف باشد یا شدید.

« توجه دقیق به بیوگرافی مشاهیر موسیقی دانان نشان می دهد که در دوران عمر به تدریج دچار ناراحتیهای روحی گردیده اند، تا آنجا که رفته رفته اعصاب خود را از دست داده، و عده ای مبتلا به بیماریهای روانی شده، و گروهی مشاعر خود را از کف داده، و به دیار جنون رهسپار شده اند، دسته ای فلج و ناتوان گردیده بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه فشار خونشان بالا رفته و دچار سکته ناگهانی شده اند»

در بعضی از کتبی که در زمینه آثار زیانبار موسیقی بر اعصاب آدمی نوشته شده است حالات جمعی از موسیقی دانان و خوانندگان معروف آمده است که به هنگام اجرای برنامه گرفتار سکته و مرگ ناگهانی شده، و در همان مجلس جان خود را از دست داده اند کوتاه سخن اینکه آثار زیانبخش غنا و موسیقی بر اعصاب تا سرحدّ تولید جنون، و بر قلب و فشار خون، و تحریکات نامطلوب دیگر به حدی است که نیاز به بحث زیادی ندارد.از آمارهائی که از مرگ و میرها در عصر ما تهیه شده چنین استفاده می شود که مرگهای ناگهانی نسبت به گذشته افزایش زیادی یافته است، عوامل این افزایش را امور مختلفی ذکر کرده اند از جمله افزایش غنا و موسیقی در سطح جهان.

د) غنا یکی از ابزار کار استعمار

استعمارگران جهان همیشه از بیداری مردم، مخصوصاً نسل جوان، وحشت داشته اند، به همین دلیل بخشی از برنامه های گسترده آنها برای ادامه استعمار، فرو بردن جامعه ها در غفلت و بیخبری و ناآگاهی و گسترش انواع سرگرمیهای ناسالم است.امروز مواد مخدر تنها جنبه تجارتی ندارد، بلکه یک ابزار مهم سیاسی، یعنی سیاستهای استعماری است، ایجاد مراکز فحشاء، کلوپهای قمار و همچنین سرگرمیهای ناسالم دیگر، و از جمله توسعه غنا و موسیقی، یکی از مهمترین ابزاری است که آنها برای تخدیر افکار مردم بر آن اصرار دارند، و به همین دلیل قسمت عمده وقت رادیوهای جهان را موسیقی تشکیل می دهد و از برنامه های عمده وسائل ارتباط جمعی همین موضوع است.

زنا

فلسفه تحریم زنا چیست؟

1. پیدایش هرج و مرج در نظام خانواده، و از میان رفتن رابطه فرزندان و پدران، رابطه ای که وجودش نه تنها سبب شناخت اجتماعی است، بلکه موجب حمایت کامل از فرزندان می گردد، و پایه های محبتی را که در تمام طول عمر سبب ادامه این حمایت است می گذارد.خلاصه، در جامعه ای که فرزندان نامشروع و بی پدر فراوان گردند روابط اجتماعی که بر پایه روابط خانوادگی بنیان شده سخت دچار تزلزل می گردد.

برای پی بردن به اهمیت این موضوع کافی است یک لحظه چنین فکر کنیم که چنانچه زنا در کل جامعه انسانی مجاز گردد و ازدواج برچیده شود، فرزندان بی هویتی که در چنین شرائطی متولّد شوند تحت پوشش حمایت کسی نیستند، نه در آغاز تولد و نه به هنگام بزرگ شدن.از این گذشته از عنصر محبت که نقش تعیین کننده ای در مبارزه با جنایتها و خشونتها دارد محروم می شوند، و جامعه انسانی به یک جامعه کاملًا حیوانی توام با خشونت در همه ابعاد، تبدیل می گردد.

2. این عمل ننگین سبب انواع برخوردها و کشمکش های فردی و اجتماعی در میان هوسبازان است، داستان هایی را که بعضی از چگونگی وضع داخل محله های بدنام و مراکز فساد نقل کرده و نوشته اند به خوبی بیانگر این واقعیت است که در کنار انحرافات جنسی بدترین جنایات رخ می دهد. (یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 516)

3. تجربه نشان داده و علم ثابت کرده است که این عمل باعث اشاعه انواع بیماریها است و با تمام تشکیلاتی که برای مبارزه با عواقب و آثار آن امروز فراهم کرده اند باز آمار نشان می دهد که تا چه اندازه افراد از این راه سلامت خود را از دست داده و می دهند.

4. این عمل غالباً سبب سقوط جنین و کشتن فرزندان و قطع نسل می گردد، چرا که چنین زنانی هرگز حاضر به نگهداری اینگونه فرزندان نیستند، و اصولًا وجود فرزند مانع بزرگی بر سر راه ادامه اعمال شوم آنان می باشد، لذا همیشه سعی می کنند آنها را از میان ببرند.

و این فرضیه کاملًا موهوم، که می توان اینگونه فرزندان را در مؤسساتی زیر نظر دولتها جمع آوری کرد شکستش در عمل روشن شده، و ثابت گردیده که پرورش فرزندان بی پدر و مادر به این صورت چقدر مشکلات دارد، و تازه محصول بسیار نامرغوبی است، فرزندانی سنگدل: جنایتکار بی شخصیت و فاقد همه چیز!

5. نباید فراموش کرد که هدف از ازدواج تنها مسأله اشباع غریزه جنسی نیست، بلکه اشتراک در تشکیل زندگی و انس روحی و آرامش فکری، و تربیت فرزندان و همکاری در همه شئون حیات از آثار ازدواج است که بدون اختصاص زن و مرد به یکدیگر و تحریم زنان هیچیک از اینها امکان پذیر نیست.

امام علی بن ابیطالب علیه السلام در حدیثی می گوید: از پیامبر شنیدم چنین می فرمود: «در زنا شش اثر سوء است، سه قسمت آن در دنیا و سه قسمت آن در آخرت است.اما آنها که در دنیا است یکی این است که صفا و نورانیت را از انسان می گیرد روزی را قطع می کند، و تسریع در نابودی انسانها می کند.و اما آن سه که در آخرت است غضب پروردگار، سختی حساب و دخول- یا خلود- در آتش دوزخ است»

همجنس گرایی

فلسفه تحریم همجنس گرائی چیست؟

گرچه در دنیای غرب که آلودگی های جنسی فوق العاده زیاد است، این گونه زشتیها مورد تنفر نیست و حتی شنیده می شود در بعضی از کشورها همانند انگلستان طبق قانونی که با کمال وقاحت از پارلمان گذشته این موضوع جواز قانونی پیدا کرده!! ولی شیوع این گونه زشتیها هرگز از قبح آن نمی کاهد و مفاسد اخلاقی و روانی و اجتماعی آن در جای خود ثابت است.

گاهی بعضی از پیروان مکتب مادی که اینگونه آلودگیها را دارند برای توجیه عملشان می گویند ما هیچگونه منع طبی برای آن سراغ نداریم!.ولی آنها فراموش کرده اند که اصولًا هر گونه انحراف جنسی در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر می گذارد و تعادل او را بر هم می زند. توضیح اینکه: انسان به صورت طبیعی و سالم تمایل جنسی به جنس مخالف دارد و این تمایل از ریشه دارترین غرائز انسان و ضامن بقاء نسل او است.

هرگونه کاری که تمایل را از مسیر طبیعیش منحرف سازد، یکنوع بیماری و انحراف روانی در انسان ایجاد می کند.مردی که تمایل به جنس موافق دارد و یا مردی که تن به چنین کاری می دهد هیچکدام یک مرد کامل نیستند، در کتابهای امور جنسی «هموسکوآلیسم» (همجنس گرائی) به عنوان یکی از مهمترین انحرافات ذکر شده است.

ادامه این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجاً می کشد و در مورد کسی که تن به این کار در می دهد احساسات زنانه تدریجاً در او پیدا می شود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی می شوند، به طوری که بعد از مدتی قادر به آمیزش طبیعی (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.

با توجه به اینکه احساسات جنسی مرد و زن هم در ارگانیسم بدن آنها مؤثر است و هم در روحیات و اخلاق ویژه آنان، روشن می شود که از دست دادن احساسات طبیعی تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد می سازد، و حتی ممکن است افرادی که گرفتار چنین انحرافی هستند، چنان گرفتار ضعف جنسی شوند که دیگر قدرت بر تولید فرزند پیدا نکنند.

این گونه اشخاص از نظر روانی غالباً سالم نیستند و در خود یکنوع بیگانگی از خویشتن و بیگانگی از جامعه ای که به آن تعلق دارند احساس می کنند.قدرت اراده را که شرط هر نوع پیروزی است تدریجاً از دست می دهند، و یکنوع سرگردانی و بی تفاوتی در روح آنها لانه می کند.آنها اگر به زودی تصمیم به اصلاح خویشتن نگیرند و حتی در صورت لزوم از طبیب جسمی یا روانی کمک نخواهند و این عمل به صورت عادتی برای آنها درآید، ترک آن مشکل خواهد شد، ولی در هر حال هیچوقت برای ترک این عادت زشت دیر نیست، تصمیم می خواهد و عمل.

بهر حال سرگردانی روانی تدریجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الکلی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد کشانید و این یک بدبختی بزرگ دیگر است.جالب اینکه در روایات اسلامی در عباراتی کوتاه و پرمعنی اشاره به این مفاسد شده است، از جمله در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که کسی از او سؤال کرد:

«چرا خداوند لواط را حرام کرده است» فرمود: «اگر آمیزش با پسران حلال بود مردان از زنها بی نیاز (و نسبت به آنان بی میل) می شدند، و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی جنس موافق و مخالف می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی ببار می آورد» ذکر این نکته نیز قابل توجه است که اسلام یکی از مجازاتهائی را که برای چنین افرادی قائل شده آنست که ازدواج خواهر و مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است یعنی اگر چنین کاری قبل از ازدواج صورت گرفته شد. این زنان برای او حرام ابدی می شوند.

منبع :‌یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ ،آیه الله مکارم شیرازی

ادامه مطلب
دوشنبه 11 دی 1391  - 10:16 AM

 

همشهری آنلاین، وجود چربی اضافی در اطراف کمر که باعث اضافه وزن هم می‌شود؛ ضمن اینکه ظاهر ناخوشایندی دارد شما را مجبور به خرید شلوار بزرگتر نیز می‌کند.

شکم یا احشایی که پر از چربی شده‌ و اطراف خود را احاطه شده از چربی می‌بیند، افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و دیابت نوع 2 را در پی دارد.

ورزش به همراه کاهش کالری اضافی ناشی از چربی، برای کوچک شدن شکم شما ضروری هستند؛ اما تحقیقات جدید نشان می‌دهد که بعضی از غذاها ممکن است بدون ورزش زیاد، دور کمر شما را کوچک کرده و معجزه‌آسا باشند؛ در اینجا 5 فرمول غذایی برای کوچک شدن شکم توصیه می‌شود:

1- روغن کانولا

کانولا بهترین روغن برای پخت و پز جهت داشتن قلبی سالم است؛ زمانی که محققان برزیلی بر روی موش‌های صحرایی یک رژیم غذایی حاوی روغن کانولا یا روغن سویا به مدت 2 ماه استفاده کردند، دریافتند که موش‌هایی که روغن سویا استفاده می‌کردند در مقایسه با موش‌هایی که که در رژیم غذایی خود روغن کانولا تغذیه کرده بودند حدود 20 درصد چربی بیشتر در اطراف اندام‌های شکم داشتند.

در حالی که محققان دقیقاً نمی‌توانند بگویند که افراد چه میزان روغن کانولا را باید در رژیم غذایی خود برای رسیدن به این اثر استفاده کنند، بر این باورند که کانولا حاوی مقادیر زیادی امگا 3 است که باعث کاهش سطح انسولین می‌شود، که در نهایت موجب جلوگیری از ذخیره چربی بیش از حد در بدن می‌شود.

2- لوبیا

جایگزین کردن پروتئین‌های گیاهی مانند لوبیا با پروتئین‌های حیوانی در رژیم غذایی،می‌تواند به سلامتی قلب شما بسیار کمک کند.

در سال 2011 مطالعه پزشکان نشان داد چنانچه مدت 6 ماه از یک رژیم گیاهی مناسب استفاده شود، کالری آن باعث می‌شود چاقی رو به افزایش افراد به خوبی کنترل شود و منجر به کم شدن وزن افراد مبتلا به دیابت شود؛ رژیم غذایی گیاهی باعث سوزاندن چربی بیش از حد شکم می‌شود.

هان کالوا از پزشکان محقق در موسسه پزشکی بالینی و تجربی پراگ است، او در خصوص لایه اضافی زیر پوست که چربی نام دارد، این سؤال را مطرح می‌کند که بهترین نوع پروتئین برای سلامت خود و محیط زیست چیست؟ که پاسخ آن را لوبیای سیاه عنوان می‌کند.

3-شیر کم چرب

شیر (و دیگر محصولات لبنی کم چرب) به شما در ساخت استخوان‌های قوی کمک خواهد کرد؛ اما اگر شما می‌خواهید کمر خوش تراشی داشته باشید نیاز به افزایش سوزاندن کالری عضلات خود برای رسیدن به آن خواهید داشت.

در مجله 2011 مطالعه گروه تغذیه نشان می‌دهد ، افرادی که شکمی مخروطی شکل و پر از چربی داشتند با استفاده از رژیمی که 30 درصد کالری ناشی از پروتئین دارا بود، که شامل 6 تا 7 وعده روزانه، لبنیات بود، در لاغر شدن از موفقیت بیشتری برخودار بودند.

همچنین محققان گفته‌اند که پروتئین لبنیات، که دارای اسید آمینه لیوسین هستند، در تحریک تشکیل پروتئین‌های عضلانی (پر از چربی) جدید بسیار تأثیر گذار هستند، مثل بستنی.

4- غلات سبوس‌دار

هنگامی که محققان از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا داوطلب شدند در برنامه‌های کاهش وزن به مدت 3 ماه شرکت کنند دستور غذایی آنها بدین صورت بود که یک گروه فقط غلات سبوس‌دار استفاده کنند و گروه دیگر نیز تنها غلات تصفیه شده (تماماً بدون سبوس) مصرف کنند؛ در حالی که دریافتند فیبر موجود در غلات سبوس‌دار، برخی فوائد انحصاری دارد متوجه شدند که با خوردن آنها چربی در ناحیه شکم به میزان قابل توجهی ذوب شده است، همچنین پژوهشگران متوجه شدند که غلات سبوس‌دار سرشار از منیزیم هستند، که یک ماده معدنی در تنظیم متابولیسم چربی است.

5- فلفل قرمز

در مجله‌های اخیر در حوزه تغذیه، نتیجه تحقیقات محققان هلندی از 374 فرد در مورد غذاهایی که اغلب می‌خوردند بدین شرح بود: آنها دریافتند که کسانی که رژیم‌های غذایی حاوی بتاکاروتن و لیکوپن استفاده کردند (فیتوکمیکال‌ها باعث قرمزی هویج، پرتقال و فلفل قرمز و گوجه‌فرنگی می‌شوند) کمر و شکم کوچک‌تر و کم چربی‌تری دارند.

محققان تصور می‌کنند از آنجا که بتاکاروتن و لیکوپن‌ها، جزو آنتی اکسیدان‌های قوی هستند، نسبت به ترکیبات مضر که باعث ذخیره سازی چربی در بدن می‌شوند مفیدتر هستند؛ فلفل نیز که حاوی ویتامین C است، مواد مغذی مورد نیاز برای سوزاندن چربی را دارا است.

ادامه مطلب
دوشنبه 11 دی 1391  - 10:05 AM

 

جام جم آنلاین، چند سالی است که برخی خانواده‌های شهرنشین گوشت پرندگان ریز و درشتی همچون بلدرچین، بوقلمون، شترمرغ و حتی غاز و اردک بسته‌بندی‌شده یا فله‌ای را در برنامه غذایی خود وارد کرده و وقتی علت تمایل آنان را جویا می‌شویم، ارزش تغذیه‌ای و درمانی بالا، چربی کمتر و طعم لذیذتر را عامل اصلی انتخاب خود می‌دانند.

اما به راستی گوشت این‌گونه ماکیان در مقایسه با گوشت مرغ از نظر ارزش تغذیه‌ای و درمانی حائز اهمیت است یا تنها به صرف تبلیغات و عرضه گسترده موجب ترغیب خانواده‌ها به خرید آن شده است؟ نکته دیگر آن که با توجه به قیمت بالای این طیور آیا وارد کردن آن به برنامه غذایی روزانه امری لازم است؟

یکی ازمهمترین مواد در تغذیه افراد پروتئین است که همراه درصدهای مختلف از ویتامین‌ها و املاح معدنی در انواع و اقسام گوشت قرمز و سفید یافت می‌شود.

بنا به گفته متخصصان، تمام افراد بالغ و سالمی که بیماری خاصی ندارند باید روزانه یا حداقل 4 بار در هفته 3 تا 4 واحد از گروه گوشت‌ها استفاده کنند.

هر واحد 30 تا 35 گرم گوشت پخته یا یک عدد تخم‌مرغ آب‌پز محسوب می‌شود؛ 3 - 4 تکه گوشت متوسط خورشتی یا یک ران کامل یا نصف سینه مرغ تقریباً معادل 4 واحد گوشت است.

حال اگر بخواهیم بدانیم که خوردن چه نوع گوشتی برای افراد مفیدتر است، قدر مسلم انواع گوشت سفید توصیه می‌شود.

*سالمندان گوشت بلدرچین بخورند

برخی افراد عقیده دارند که گوشت بلدرچین می‌تواند قوای جسمانی از دست رفته‌شان را جبران کند و سلامت و شادابی را برایشان به ارمغان آورد اما در مقابل عده‌ای هم هستند که هیچ مزیتی برای این گوشت قائل نبوده و ارزش آن را برابر گوشت مرغ می‌دانند؛ اما باید بدانید بلدرچین به دلیل جثه کوچک و پروازهای متناوب، پرنده‌ای پرجست‌و‌خیز بوده و همین عامل موجب کاهش چربی گوشت این پرنده و افزایش ماده‌ای انرژی‌زا به نام «گلیکوژن» در ماهیچه‌های آن می‌شود.

پروتئین گوشت این پرنده 5 تا 10 درصد بیشتر از سایر ماکیان است و حدود 80 درصد ران آن را پروتئین تشکیل داده و هضم آن آسان است؛ به همین دلیل است که بلدرچین اغلب از سوی پزشکان برای تقویت توانایی جسمانی و رفع ضعف عضلانی توصیه می‌شود و همچنین در طب سنتی اسلامی این گوشت برای ترمیم سلول‌های آسیب‌دیده سالمندان مفید دانسته شده است.

*بوقلمون، انتخابی برای فصول سرد سال

بوقلمون بزرگترین و سنگین‌وزن‌ترین پرنده خانگی است و برخی خانواده‌ها به‌دلیل آن که حجم گوشت سینه و ران آن نسبت به حجم استخوان‌هایش بیشتر است آن را محصولی به‌صرفه می‌دانند؛ اما اغلب از ارزش تغذیه‌ای آن بی‌اطلاع هستند.

پس باید بدانید 65 درصد گوشت بوقلمون سفید و در ناحیه سینه و 35 درصد آن تیره و در ناحیه ران‌ها قرار دارد؛  بوقلمون به دلیل پاهای فعال در ناحیه ران رگ‌های خونی بی‌شماری دارد؛ این رگ‌ها حامل هموگلوبین حاوی آهن بوده و مصرف آن برای کسانی که کم‌خونی ناشی از فقر آهن دارند مفید است.

کلسترول گوشت بوقلمون از مرغ کمتر و میزان کلسیم آن از سایر پرندگان بیشتر است؛ آهن آن برابر گوشت قرمز بوده و یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فردش میزان بالای ویتامین A و نقش مهم آن در تقویت سیستم ایمنی بدن است؛ بنابراین مصرف آن در فصول سرد سال بخصوص برای کودکان، سالمندان و زنان باردار توصیه می‌شود.

این گوشت به دلیل دارا بودن اسید آمینه «تریپتوفان» به ترشح بیشتر «سروتونین» کمک کرده و باعث آرامش و سرحالی افراد مبتلا به افسردگی می‌شود؛ شاید برایتان عجیب باشد، این گوشت با تنظیم هورمون تستوسترون در بدن مردان باعث افزایش عملکرد جنسی می‌شود.

*گوشت شترمرغ، برترین انتخاب

می‌گویند گوشت شترمرغ سالم‌ترین و کم‌چرب‌ترین گوشت‌هاست و حتی کالری و کلسترول آن از گوشت مرغ و بوقلمون هم پایین‌تر است؛ اما آیا گوشتی که بنا به نظر متخصصان علوم غذایی در گروه گوشت‌های قرمز طبقه‌بندی شده است می‌تواند از گوشت طیور هم سالمتر باشد؟

گوشت شترمرغ مانند گوشت گاو به رنگ قرمز است، اما تقریباً تمام خصوصیات گوشت طیور را دارد؛ با اینکه طعم و بافت گوشت این پرنده به گوشت گوساله شبیه است، اما تنها یک‌سوم آن چربی دارد و سطح کلسترول آن پایین و پروتئین، آهن و روی آن بخصوص در ناحیه ران‌ها برابر با گوشت گاو و گوسفند و بسیار بیشتر از گوشت مرغ است.

میزان بالای اسیدهای چرب امگا 3 این گوشت از لخته شدن خون جلوگیری کرده و برای بیماران قلبی ـ عروقی مناسب است؛ البته کلسیم گوشت شترمرغ در مقایسه با برخی گوشت‌ها کمتر، ولی به دلیل سدیم پایین برای مبتلایان به پرفشاری خون مناسب است؛ این گوشت به دلیل چربی پایین کمی خشک است، اما قابلیت هضم آن 90 درصد است و از این نظر پس از گوشت ماهی در رتبه دوم قرار دارد.

اما باید بدانید گرچه در منابع علمی میزان کلسترول این گوشت از سایر گوشت‌ها کمتر است، اما با این حال حاوی کلسترول بوده و مصرف زیاد آن برای بیماران با چربی خون بالا محدودیت دارد.

*اردک و غاز محلی سالم‌تر است

مدتی است که در برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای گوشت اردک و غاز به صورت بسته‌بندی عرضه می‌شود؛ این طیور اغلب از سوی اهالی محلی روستا به مصرف می‌رسد و شهرنشینان از ارزش تغذیه‌ای آن بی‌خبرند؛ اما باید بدانید گوشت غاز و مرغابی در مقایسه با انواع ماکیان مقوی پرچرب، اما چربی اشباع آن نسبت به گوشت قرمز کمتر است.

گوشت غاز برای افراد ضعیف مقوی و تقویت‌کننده مسلولان است و مصرف آن در دوران نقاهت بیماری‌های عفونی توصیه می‌شود؛ گوشت مرغابی هم به دلیل غنی بودن از ویتامین‌های گروه B در رفع ضعف اعصاب موثر بوده و برای کسانی که فشارخون پایینی دارند مفید است.

خوب است بدانید پرندگانی که به صورت محلی رشد می‌کنند به‌دلیل جنب و جوش بیشتر گوشتی نرم‌تر، لذیذتر و مغذی‌تر دارند.

نکته قابل توجه آنکه گردن، بال و پوست طیور همیشه محل تجمع چربی‌های اشباع و بخصوص داروهای تزریقی همچون انواع آنتی‌بیوتیک‌ها بوده و مصرف آن توصیه نمی‌شود؛ بد نیست بدانید هرچه سن پرنده پایین‌تر باشد چربی و کلسترول کمتری دارد.

ادامه مطلب
دوشنبه 11 دی 1391  - 10:04 AM

 

مشرق، موی سر نه تنها به زیبایی بصری می‌افزاید بلکه از پوست سر انسان نیز محافظت می‌کند؛ این باعث می‌شود تا مو از اهمیت بسیار بالایی برخودار باشد که نمی‌توان از کنار آن به سادگی عبور کرد.

یکی از بهترین و ساده‌ترین روش‌های داشتن موهای سالم تغذیه درست و همچنین داشتن یک رژیم غذایی بسیار عالی است؛ این باعث می‌شود تا شما موهایی سالم برای تمامی عمرتان داشته باشید.

*نکات تغذیه‌ای برای سلامت مو

ماهی: این غذای دریایی سرشار از اسید چرب امگا3، پروتئین، ویتامین12B و آهن است؛ اسید چرب امگا3 برای سلامت پوست سر مفید ضروری است و کمبود آن موجب خشکی پوست سر و ریزش مو می‌شود؛ مصرف یک تا 2 قاشق غذاخوری روغن بزرک (روزانه) نیز حاوی مقدار قابل توجهی اسید چرب امگا 3 است.

سبزیجات سبز تیره: اسفناج، بروکلی و چغندر برگی سرشار از ویتامین A و C است که بدن به منظور ساختن چربی پوست به آن نیاز دارد و سلامت مو را تضمین می‌کند؛ به علاوه سبزیجات سبز تیره سرشار از آهن و کلسیم است.

لوبیا، عدس و نخود نقش حیاتی برای سلامت مو دارد؛ آنها نه تنها سرشار از پروتئین هستند بلکه آهن، روی و بیوتین نیز در آنها یافت می‌شود؛ که تمامی این مواد برای سلامت مو مفید است.

آجیل یا مغز گیاهان: این دسته از مواد غذایی برای پرپشت شدن و درخشندگی مو لازم است؛ این مواد سرشار از سلنیوم است که برای سلامت پوست سر مفید است؛ مغز گردو حاوی اسید آلفا لینولنیک (نوعی اسید چرب امگا 3) است که حالت مو را ارتقا می‌بخشد؛ این مواد همچنین سرشار از روی است؛ گفته می‌شود که کمبود روی در رژیم غذایی منجر به ریزش مو می‌شود.

گوشت مرغ و بوقلمون: این مواد سرشار از پروتئین است که سلامت مو را تضمین می‌کند؛ کمبود پروتئین موجب شکنندگی و کم پشتی مو می‌شود و کمبود شدید آن نتیجه‌ای جز ریزش مو و تغییر رنگ آن ندارد؛ این مواد همچنین حاوی آهن است.

غلات سبوس‌دار: این مواد سرشار از آهن، روی و ویتامین‌های گروه B است؛ این مواد همچنین انرژی را ارتقا می‌بخشد، بنابراین خوراک خوبی به خصوص در بعد از ظهر است.

محصولات لبنی کم چرب: این دسته از مواد به خصوص ماست و شیر کم چرب سرشار از کلسیم است که ماده معدنی حیاتی برای رشد مو است.

هویج: هویج بهترین منبع ویتامین A است که برای سلامت پوست سر و قدرت بینایی مفید است؛ با تمام این تعاریف می‌توان گفت که آمیزه‌ای از مواد غذایی ذکر شده در رژیم غذایی روزانه باید گنجانده شود تا سلامت و زیبایی مو حفظ شود.    

*نکات مهم در مورد محافظت از موی سر

1-مهمترین اصل این است که به طور منظم و با توجه به میزان رویش موهای خود به آرایشگاه بروید؛ از تغییر حالت موهای خود به طور مداوم پرهیز کنید؛ به طور مثال سعی کنید همیشه در یک اندازه مشخص نگه دارید، نه اینکه مدتی بلند و سپس بسیار کوتاه کنید.

2-شامپو و نرم کننده را متناسب با موهای خود انتخاب کنید؛ حتماً از نرم کننده استفاده کنید و آن را نادیده نگیرید زیرا نرم کننده برای موهای شما و شامپو برای جمجمه شما یا همان پوست سر شما استفاده می‌شود؛ از شامپو و نرم کننده‌های مرطوب کننده برای موهای خشک و پاک کننده برای موهای چرب استفاده کنید.

3-شما باید هر چند روز یک بار موهای خود را بشویید؛ افرادی که موهای چرب دارند بهتر است هر روز موهای خود را بشویند؛ از نشستن موهای خود برای مدت طولانی بپرهیزید چون باعث می‌شود موهای شما به یک حالت خشک بدی برسند.

4-اگر از ریزش موهای خود رنج می‌برید،صبح‌ها قبل از شستن موهای خود پوست سر خود را مقداری ماساژ دهید؛ این کار باعث می‌شود رگ‌های خونی در سر شما کار خود را بهبود بخشند و از ریزش مو جلوگیری می‌شود.

5-اگر مو و پوست سر خشکی دارید، بهتر است از روغن زیتون یا بادام برای چرب کردن آن استفاده کنید؛ در صورتی که موهای شما چرب است از استفاده از روغن بپرهیزد زیرا که اوضاع بسیار وخیم‌تر می‌شود.

ادامه مطلب
دوشنبه 11 دی 1391  - 9:52 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6565946
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی