به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

خبرآنلاین: ناسا از دقیق‌ترین نقشه‌ای که تاکنون از میدان جاذبه ماه تهیه شده است، رونمایی کرد. از داده‌های این نقشه که حتی از نقشه‎های زمین نیز دقیق‎تر است، چنین برمی‌آید که ماه و زمین منشأ مشترک دارند.

 

ناسا از دقیق‌ترین نقشه‌ای که تاکنون از میدان جاذبه ماه تهیه شده است، رونمایی کرد. این نقشه، بیشترین جزئیات را در بین تمام نقشه‌های تهیه شده از کل اجسام منظومه شمسی دارد، حتی بیشتر از زمین.

به گزارش نیچر، تحلیل این داده‌های گرانشی نشان می‌دهد که پوسته ماه بین 34 تا 43 کیلومتر پهنا دارد، که تقریبا 20 کیلومتر کمتر از آن چیزی است که در دوران ماموریت‌های آپولو تصور می‌شد.

 

همچنین چگالی پوسته ماه کمتر از آن چیزی است که پیش از این تصور می‌شد و می‌تواند ترکیب اولیه‌ای مشابه زمین داشته باشد. این نتیجه‌گیری به خوبی با نظریه‌های جدید در مورد این که ماه در اثر برخورد جسمی بزرگ به زمین در حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفت و به همین دلیل در ماه و زمین می‌توان ترکیبات مشابهی از عناصر را یافت، انطباق دارد.

 

نقشه‌های گرانشی تاکنون رگه‌هایی از سنگ آذرین (خطوط باریک صاف از ماگمای منجمد شده) را به همراه تمرکز‌های جرمی دایروی آشکار کرده‌اند، که نشانه‌های محوی از محل برخوردهای باستانی است.

 

نتایج این پروژه به تازگی در گردهمایی اتحادیه زمین شناسی امریکا در سان فرانسیسکو اعلام شده است. این داده‌ها توسط دو ماهواره دوقلو با نام‌های مستعار Ebb و Flow تهیه شده‌اند. این دو ماهواره از اول ژانویه 2012 / 10 دی 1390 به دنبال هم به دور ماه می‌چرخند و سیگنال‌های رادیویی به هم می‌فرستند. از تغییرات در موقعیت نسبی آنها برای محاسبه شتاب و کاهش سرعت جزئی ناشی از نوسانات میدان جاذبه‌ای ماه استفاده می‌شود.

 

این گروه تحلیل‌های پیچیده‌تر مورد نیاز برای روشن کردن ساختار داخلی پیچیده‌تر ماه (منجمله هسته آن) را منتشر نکرده‌است. این ماموریت هم‌اکنون در آخرین روزهای فاز تمدید شده به سر می‎برد که طی آن ماهواره‌ها در مدار 23 کیلومتری سطح ماه می‌چرخند و درنهایت، روز 17 دسامبر/ 27 آذر ماه امسال در برخورد هدایت‎شده به سطح ماه به پایان خواهد رسید.

ادامه مطلب
سه شنبه 21 آذر 1391  - 10:29 AM

 

 این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد!
(تاده نظر‌بیگیان / 5 ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من
را به ماهی تبدیل کنی!
(نسیم حبیبی / 7 ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست!
(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی!
(سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد.
(کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
(الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هرسال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند!
(سحر آذریان / 9 ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟
(حسن / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم!
(شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره!
(پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی!

(پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!!
(زهره صبورنژاد / 7 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم...

(مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم!
(روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین.
(مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!
(مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی!
(زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن...
(رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم!
(شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!!

(امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
(فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود!
(شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم.خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم!
(دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند!
(هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود!
(باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده!
(مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم!
(محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
(سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.
(المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم!
(نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!
(عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند.مرسی خدایا!
(رویا میرزاده / 7 ساله)

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

 

خبرآنلاین

ادامه مطلب
سه شنبه 21 آذر 1391  - 10:27 AM

 

سیمرغ، 18 ام نوامبر سال 1928 شخصیت کوچک و مشهوری به جهانیان معرفی شد که الان یکی از شناخته شده‌ترین حیوان کارتونی تاریخ است، میکی موس!

اینجا ما 10 حقیقت جالب در مورد این شخصیت کوچک را آورده ایم که احتمالا نمی‌دانستید.

1. میکی موس اسم اصلی این موش کوچک نبود! والت دیسنی زمانیکه با همسرش لیلیان در یک قطار بود، این شخصیت کارتونی را طراحی می‌کرد. او به همسرش گفت که این موش را Mortimer Mouse صدا می‌زند. اما لیلیان اسم را دوست نداشت، پس والت دیسنی اسم را به میکی موس تغییر داد!

2. خود والت دیسنی به جای میکی موس اصلی حرف می‌زد.

3. برای ساخت دو فیلم اول میکی موس 2500 دلار هزینه شد.

4. در سال 1929 اولین محصول میکی موس به فروشگاه‌ها معرفی شد. آن هم یک لوح بچه مدرسه ای با تصویر میکی موس بود.

5. اولین ساعت مچی میکی موس سال 1933 ساخته شد. تا به امروز ساعت‌های مچی میکی موس هنوز هم فروخته می‌شوند.

6. اولین کارتون رنگی میکی موس «گروه کنسرت» نام داشت و سال 1935 نمایش داده شد.

7. در سال 1935، روز شکرگذاری Macy یک میکی موس 55 فوتی پیشروی مراسم رژه بود

8. در سال 1944 وقتیکه ارتش متفقین به اروپا حمله کرد، اسم رمز «میکی موس» بود.

9. والت دیسنی گفت میکی موس و مینی موس در «زندگی خصوصی» ازدواج کرده اند، اگرچه موش‌ها روی صحنه در اصل هیچ‌گاه ازدواج نکردند.

10. میکی موس هنوز هم یک عنصر اصلی در دنیای دیسنی است. اگر وقتی درحال بازدید از دنیای دیسنی هستید با دقت تماشا کنید، گوش‌های پنهان موش را در سرتاسر پارک می‌بینید.

ادامه مطلب
سه شنبه 21 آذر 1391  - 10:24 AM

 

زمین فوتبال یکی از اندازه هایی است که در سراسر دنیا به عنوان مقیاس از آن استفاده می شود. برای مثال می گویند این زمین برابر با ۱۷ زمین فوتبال است. این اندازه گیری در سراسر دنیا وجود دارد

بیگ مک

اندازه گیری به روش بیگ مک تا زمانی که به درستی انجام نشود مسخره به نظر می رسد. این روش برای اولین بار توسط نویسندگان مجله اکونومیست ابداع شد. راهی عادلانه برای مبادله ارز دو کشور است. بر اسای این روش ابداعی، ساندویچ های مک دونالد در همه کشورهای دنیا وجود دارند و همه آنها با روش ویژه مک دونالد یعنی همگی به یک اندازه و با یک قیمت ارائه می شوند اما از آنجا که قیمت دلار در کشورهای مختلف متفاوت است این ساندویچ ها در هر کشوری با توجه به ارزش پولی آن کشور قیمتی متفاوت دارند.

برای مثال یک مک دونالد در آمریکا ۳/۷۵ دلار و در انگلیس ۲/۲۹ پوند است، در حالی که قیمت مک دونالد یک قیمت واحد در تمام دنیاست. با این روش می توان محاسبه کرد که پوند انگلیس ۲۸ درصد از دلار آمریکا باارزش تر است.

زمین فوتبال

زمین فوتبال یکی از اندازه هایی است که در سراسر دنیا به عنوان مقیاس از آن استفاده می شود. برای مثال می گویند این زمین برابر با ۱۷ زمین فوتبال است. این اندازه گیری در سراسر دنیا وجود دارد زیرا مساحت زمین فوتبال در تمام دنیا استاندارد است.

دوجین نانوا

اگر شما دوجین خمیر نانوایی بخواهید به جای ۱۲ عدد به شما ۱۳ عدد داده می شود. در واقع یکی از آنها مجانی خواهد بود. این به خاطر مهربانی فروشنده نیست بلکه دوجین برای نانواها به معنی ۱۳ است نه ۱۲. در قرن ۱۳ طبق قانون انگلیس، اگر نانوایی کم فروشی کرده و به مردم نان کمی می داد، دستش با تبر قطع می شد، به همین خاطر نانواها تصمیم گرفتند برای حفظ دستانشان به مردم نانی بیشتر از تقاضا بدهند. یعنی به جای ۱۲ عدد، ۱۳ عدد که این مقیاس به خصوص در انگلیس تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است.

چشم بر هم زدن

تا به حال فکر کرده اید که چرا گاهی برای گفتن زمان از «به اندازه یک چشم بر هم زدن» استفاده می کنیم؟ چندین دهه پیش ساعت ها به جای اینکه بر حسب ۲۴ ساعت باشند به واحدهای ۱۰ تایی تقسیم شده بود. یعنی یک روز ۱۰ ساعتف هر ساعت ۱۰۰ دقیقه و هر دقیقه ۱۰۰ ثانیه یا یک چشم بر هم زدن بود. هر چشمک زدن ۰/۸۶۴ ثانیه طول می کشد و به همین خاطر بود که چشمک زدن هم واحدی برای اندازه گیری شد.

خربخار

در گذشته به جای استفاده از مقیاس «اسب بخار» که معادل با ۷۴۶ وات است از «خربخار» استفاده می کردند. این میزان برابر با یک سوم نیروی اسب بخار یعنی حدود ۲۵۰ وات است.

گوگول

در سال ۱۹۳۸، ریاضیدانی انگلیسی به نام «ادوارد کاسنر» زمانی که از خواهر زاده ۸ ساله خود میلیتون سیروتا پرسید: «تو یک عدد خیلی خیلی خیلی بزرگ را چه می نامی؟» او در پاسخ گفت: «گوگول». پس از آن، ادوارد عدد ۱۰ به توان ۱۰۰ را گوگول نامید، یک سال بعد ادوارد عددی به نام گوگل پلکس ابداع کرد که این عدد برابر بود با ۱۰ گوگول یا ۱۰ به توان ۱۰ به توان ۱۰۰. این عدد آنقدر بزرگ است که طبق گفته کارل ساگان، ریاضیدان، برای نوشتن صفرهای آن فضایی بیشتر از فضای موجود در کل جهان نیاز است. با آنکه بسیاری از ما نمی دانستیم که این کلمه برابر با چنین عدد بزرگی است اما این اسم به نظر بیشتر ما آشنا می آید، آن هم به خاطر این است که «لری پیج» و «سرجی برین» نام کمپانی خود را گوگل گذاشتند.

پس از مرگ «کارل ساگان» برای یادبود این ستاره شناس، «ساگان»، واحدی برای شمارش به حساب آمد. یک ساگان برابر با ۴ میلیارد درنظر گرفته شد و به این ترتیب ۱۰۰ ساگان معادل ۴۰۰ میلیارد ستاره است که در کهکشان راه شیری وجود دارد.

هوبو پاور

یک گوینده رادیو به نام «آدام کارولا» در یکی از برنامه های خود خواست تا مردم اتفاقات بد را از بین صفر تا ۱۰۰ رتبه بندی کنند. صفر برای اتفاقاتی که زیاد هم بدنیستند و ۱۰۰ برای اتفاقاتی که حتی ممکن است به مرگ ختم شوند، او مقیاس خودرا «هوبو» نام گذاری کرد و بر اساس آن یک معیار سنجش را اعلام کرد، برای مثال حالت تهوع عدد ۵۰ هوبو را به خود اختصاص داد. هم اکنون نیز از این اندازه گیری استفاده می شود.

دال

شما چطور درد را اندازه گیری می کنید؟ این میزان برای هر انسان متغیر است. یک میزان درد شاید برای یک نفر قابل تحمل باشد اما برای شخص دیگر در حدی به نظر برسد که اشک او را دربیاورد، با توجه به این موضوع مشخص است که میزان درد قابل اندازه گیری نیست.

دکترها هاردی، هربرت ولف و هلن گودل واحدی را برای اندازه گیری میزان درد اختراع کردند و نام آن را دال گذاشتند. آنها از بیماران خود می خواستند تا درد خود را از صفر تا ۱۰ رتبه بندی کنند. برای مثال درد یک عضو شکسته، سه هفته شکنجه و دفع سنگ کلیه به نظر برابر به نظر می رسیدند و در ردیف ۱۰ قرار می گرفتند. آنها از این طریق می توانستند بفهمند که بیمارشان تا چه میزان درد می کشد.

وارهول

«اندی وارهول» اعتقاد داشت که ذهن انسان برای به خاطر داشتن نام هر شخص، مدت زمان خاصی دارد. اندی ادعا می کرد که یک نام در نهایت ۱۵ دقیقه در ذهن انسان می ماند، او این ۱۵ دقیقه را یک «وارهول» نامیدو آن را به عنوان میزان سنجش شهرت انتخاب کرد. یک کیلو وارهول یعنی برای ۱۵۰۰۰ دقیقه یا ۱۰ روز مشهور بودن. یا برعکس یک میلی وارهول، نه دهم از ثانیه مشهور بودن است.

اسموت

یک اسموت برابر با ۱/۷ متر است. این میزان برابر با قد اولیور اسموت بود. او برای اندازه گیری پل هاروارد، بین بوستون، کمبریج و ماساچوست، روی پل دراز کشیده و از پا تا سر خود را اندازه می گرفت و علامت می زد که البته در این کار برادرش نیز با او همراهی می کرد.

با این روش او توانست بفهمد که این پل ۳۶۴/۴ اسموت به علاوه یا منهای یک گوش است. از آن به بعد اسموت واحدی برای اندازه گیری به حساب می آمد، علامت های زده شده توسط اسموت هنوز هم روی پل وجود داشته و مسافت پل به اسموت در ابتدای آن نوشته شده است.

مرجع : هفت صبح

ادامه مطلب
سه شنبه 21 آذر 1391  - 10:23 AM

 

 دنیای اقتصاد، به نظر شما «برترین مدیر کسب‌وکار» چه کسی است، چگونه رفتار می‌کند، چه تعریفی دارد و چگونه کار می‌کند؟ مثلا همه با استیو جابز آشنا هستیم.

او بی‌تردید یکی از همین برترین مدیران کسب‌وکار در جهان بود، اما به صورت کلی، می‌توان گفت که برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، آنهایی هستند که کارهای خود را به‌خوبی انجام می‌دهند. آنها می‌توانند دشواری‌ها و چالش‌های اقتصادی را به موفقیت بدل کنند و از ایده‌هایشان به واقعیت‌هایی دست یابند که جهان را از همه جهت دگرگون می‌کند. این اشخاص ضرورتا نباید زمامدار شرکت خود باشند. آنها الزاما نقش رییس هیات‌مدیره یا مدیر یک کسب‌وکار بزرگ را ایفا نمی‌کنند. یک مدیر برگزيده را حتی می‌توان در نقش یک فروشنده پیدا کرد، زمانی که او راهی نوین و اصلاح‌شده برای خدمات بهتر به مشتریان و شرکتش می‌یابد.

بنابراین، باید آگاه بود که برترین مدیر جهان هر کسی می‌تواند باشد، اما دقیقا آن کسی می‌تواند مفتخر به عنوان برترین مدیر شود که تاثیری کلان و مثبت بر کل فضاهای کاری بگذارد، نگرش ما نسبت به مفهوم کسب‌وکار را دگرگون کند و مسوولیت‌های خطیری را با موفقیت از سر بگذراند. اینجا قصد داریم درباره‌ این دسته از مدیران صحبت کنیم: برترین مدیران کسب‌وکار در جهان و عادت‌هایشان. تعجب‌برانگیز نیست اگر مدعی شویم که طنابی مشترک اما بسیار ظریف وجود دارد که برترین مدیران جهان را از باقی فعالان کسب‌وکار جدا می‌کند. این طناب از جنس حصار یا مانعی نیست که آنها در مقابل خود کشیده باشند، بلکه در عوض آنها کسانی هستند که از برخی قواعد و عادات مشخص پیروی می‌کنند و سرتاسر زندگی‌شان را به همین طریق می‌گذرانند.

۱ در پی شهرت و آوازه نیستند

شهرت را باید صرفا نتیجه‌ طبیعی عمل‌ها و رفتارهای برترین رهبران اقتصادی جهان دانست. آنها بهترین انتخاب را برای رفاه حال مشتریان خود انجام می‌دهند و منافع و علایق آنها، شرکت‌هایشان و اجتماعشان را برآورده می‌سازند. آنها دوست دارند که همگان با رضایت و خرسندی از پای میز مذاکره بلند شوند و حس موفقیت داشته باشند. آنها به خاطر جلب توجه‌ها و نگاه‌ها از سوی رسانه‌ها و مطبوعات دست به هیچ عملی نمی‌زنند، بلکه همان عملی را انجام می‌دهند که باید انجام دهند، چرا که این کار بهترین کاری است که باید در یک شرایط مفروض انجام دهند.

۲ از نقد و نظر نمی‌هراسند

برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، همواره سعی می‌کنند بهترین تصمیمی را که به هر دو طرف مذاکره سود می‌رساند، اتخاذ کنند. آنها همواره به منافع و علایق مشتریان، شرکت‌ها و شرکایشان توجه خاصی دارند؛ این نکته بسیار جالبی است. درست همان‌طور که شهرت و آوازه هیچ اهمیتی نباید داشته باشد، نقد و نظر نیز نباید از اهمیت چندانی برخوردار باشند. همواره کسانی وجود دارند که نقد می‌کنند و نظراتشان را بدون توجه به وضعیت و شرایط طرح می‌کنند، اما این نقد و نظرها مدیران نخبه را ناراحت یا دلسرد نمی‌کند. رهبران اقتصادی جهان به راحتی می‌توانند نقد و نظر سالم را از نقد و نظر ناسالم تشخیص دهند و بر همین مبنا، دست به عمل درست بزنند. آنها حتی می‌توانند از این نقدها در راستای پیشبرد اهدافشان سود ببرند.

۳ به سوپراستار بودن اعتقادی ندارند

درست همان‌طور که این مدیران خودشان را محور و مبنای فعالیت‌های اقتصادی قرار نمی‌دهند، به همین نحو اجازه نمی‌دهند که هیچ کسی به عنوان محور یا مبنای این فعالیت‌ها مطرح شود. نزد مدیران برگزيده، هیچ قهرمانی در گروه‌های کاری وجود ندارد و همه چیز با مشارکت، همدلی و همکاری جمعی به دست می‌آید. همه مشارکت‌کنندگان در فعالیت‌های گروهی، می‌توانند به‌طور فردی خودشان را به رسمیت بشناسند و تصدیق کنند، اما هر کسی تنها برای مقاصد جمعی فعالیت می‌کند. در عین حال، می‌توان انتظار داشت که عده‌ای بیش از بقیه دست به فعالیت و کار بزنند. پس در هر صورت هرگز فراموش نباید کرد که تمام پیروزی‌ها از آن تيم است، درست همان‌طور که همه‌ شکست‌ها نیز شکست‌های جمعی هستند.

۴ خودشان بخشی از گروه هستند

مدیران برگزيده کسانی نیستند که به راحتی به همگان دستور بدهند یا قاعده وضع کنند. آنها از شفافیت و روشن‌بینی مطلق در قبال کسانی که با آنها کار می‌کنند، برخوردار هستند. آنها خودشان بخشی از گروه هستند، پس به خوبی می‌دانند که باید توجه ویژه‌ای به اجرای قواعد و قوانین گروهی داشته باشند و حتی باید خودشان در قبال وظایفشان به دیگر اعضای گروه، به کارمندان پایین‌دست یا بالادست، پاسخ‌گو باشند. برترین رهبران کسب و کار در جهان کسانی هستند که برای تمام اعضای گروه ارزش‌های یکسان و برابری قایل هستند. از آنجا که خود این مدیران نیز بخشی از گروه هستند، پس آنها نیز از ارزش برابری با دیگر اعضای گروه برخوردارند.

۵ مشکل را به طور بنياني حل می‌کنند

این دسته از مدیران می‌دانند که وقتی وقفه‌ای، اختلالی یا مشکلی در فرآیند کسب‌وکار پیش می‌آید، آنگاه وظیفه‌ آنهاست تا مشکل مزبور را از اصل حل کنند، مثلا مشکل را می‌توان در محصولات خراب یا کارمندان بی‌کفایت مشاهده کرد. مشکل هرچه باشد، باز هم مدیران برتر می‌توانند آن مشکل را به نحوی برطرف کنند که دیگر اعضای گروه به خوبی بتوانند به فرآیندهای کاریشان ادامه دهند و اختلالی در وضعیت کاریشان ایجاد نکنند.

۶ بیشتر پرسشگر هستند تا پاسخگو

استفان کاوی یکی از بزرگ‌ترین مدیران کسب‌وکار در جهان است. او می‌گوید: «اشخاص تاثیرگذار کسانی هستند که در پی فهمیدن هستند و نه فهمیده‌شدن.» مدیران برجسته بیش از هر چیز می‌خواهند بدانند اوضاع از چه قرار است. در واقع، آنها می‌خواهند دائما به دانش خود بیافزایند. در نتیجه، آنها بیشتر از روحیه‌ای پرسشگر برخوردار هستند تا اینکه بخواهند به سوالات دیگران پاسخ دهند یا خودشان را در معرض رسانه‌ها و مطبوعات قرار دهند. هرگز نباید از یادمان برود که پرسشگری یکی از مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزارهای موجود در جعبه‌ ابزار رهبران کسب‌وکار در سرتاسر جهان است.

۷ واجد بصیرت خاصی هستند

مدیران برگزيده به خوبی، می‌دانند که باید دست آخر در مقابل بصیرتشان پاسخگو باشند، اما این بصیرت پیش از آنکه به پاسخگویی نیاز داشته باشد، نوعی چراغ راهنما به حساب می‌آید. آنها از این بصیرت سود می‌برند تا گروه‌های کاریشان را هدایت کنند و به مقصد برسانند. حتی وقتی شرایط اخلاقی در فضای کاری علیه آنها باشد یا وقتی بدگویان همه‌جا مشغول شایعه‌پراکنی پیرامون شرکت‌‌شان باشند، باز آنها به بصیرت و بینش خود تکیه می‌زنند تا با نوآوری‌های تازه راه را برای آینده‌ شرکت بگشایند. به خاطر بسپاریم که هر موفقیتی که در عرصه‌ ابتکار و نوآوری به دست آمده باشد، مرهون همین بصیرت نو و وفاداری به این بصیرت است. به همین خاطر، باید اذعان کرد که بصیرت این مدیران همواره به واقعیتی نو در سرتاسر جهان کسب‌وکار بدل می‌شود.

نتیجه‌گیری: همان‌طور که در ابتدای این مقاله اشاره کردم، هر کسی می‌تواند یک مدیر برجسته و موفق باشد. این گفته واقعا صحت دارد و همه‌جا خودش را نشان داده است، اما اگر کمی سخت‌گیر باشیم، به راحتی می‌توانیم از ماجراهای زندگی این بزرگان و فراز و نشیب‌های آن تجربه بياموزيم.

ادامه مطلب
سه شنبه 21 آذر 1391  - 10:22 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6570654
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی