به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

از نقاط مشترک در حیات علمی سه عالم، آیت الله مطهری، جوادی و مصباح مبارزه با التقاط است. ایشان با نگرش سامان‌مند به مجموعه آموزه های عقلی و نقلی اسلام، تصویر واقع‌‌گرایانه‌ای از ابعاد گوناگون این دین الهی و رابطه ساحت‌های فردی و اجتماعی حیات انسان عرضه می کنند.

خبرگزاری فارس: سه حکیم مسلمان

 

اشاره

بیش از چهار دهه از نهضت روح الله می‌گذرد. در این مدت آنچه بیش از هر عاملی توانسته است این نهضت را در مراحل مختلفش در برابر تهدیدات محافظت نماید، تلاش‌های عالمانی بوده است که با مجاهدت‌های علمی خویش، راه را بر هر گونه انحراف و لغزش بستند و با موضع‌گیری‌های هوشمندانه خویش به تحکیم و تثبیت نظام برآمده از آن نهضت پرداختند. در این میان، نام سه اندیشمند فرزانه بیش از دیگران چشم را می‌نوازد: مطهری، جوادی و مصباح؛ سه حکیمی که با نگاهی نظام‌مند به دین و آموزه‌های آن، گام‌های بلندی را در مسیر تحقق حکومت اسلامی برداشتند. این مختصر، مروری است گذرا بر سیرة علمی و عملی این سه حکیم مسلمان.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب
جمعه 10 آذر 1391  - 8:55 PM

 

فناوری‌های تغییر رنگ طلا توسط تیم نانو فوتونیک و متا مواد در دانشگاه ساوت هامپتون انگلیس ساخته شد.

خبرگزاری فارس: طلای رنگی

 

 باشگاه خبرنگاران، برخلاف فرآیندهایی مانند آندایزینگ که در آن فیلم‌های رنگی به سطح فلزات اضافه می‌شوند؛ با ایجاد الگوهای برجسته یا فاصله‌دار بر سطح طلا باعث تغییر رنگ کامل فلز می‌شود.

به گزارش گاردین،‌ گفتنی است رنگ اشیا در اطراف ما بستگی به نحوه برخورد نور با آن جسم دارد؛ به طور مثال یک شی که نور قرمز را منعکس، اما طول موج‌های دیگری را جذب می‌کند، چشم انسان قرمز دیده می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در این روش با ایجاد الگوهای برجسته بر سطح فلز، امکان تغییر رنگ طلا به سبز، قرمز و دیگر رنگ‌ها فراهم می‌شود؛ شکل، ارتفاع و عمق این الگوها، تعیین کننده رفتار نور در هنگام برخورد با فلز در نهایت تولید رنگ جدید است.

این فناوری کاربردهای گسترده‌ای در صنعت طلا سازی داشته و می‌تواند برای فلزات دیگر مانند نقره و آلومینیوم مورد استفاده قرار گیرد؛ همچنین امکان طراحی اسکناس‌هایی با حداقل امکان حمل با کمک این تکنیک وجود دارد.

ادامه مطلب
جمعه 10 آذر 1391  - 8:41 PM

 

  نخستین‌ بار جوراب در سال 1306، زمانی که ناصرالدین‌شاه به کشور انگلستان سفر کرد، به عنوان سوغاتی همسران شاه از شهر براد فورد، وارد ایران شد.

خبرگزاری فارس: نخستین جوراب را در ایران چه کسی پوشید؟/داستان نشان بند جوراب

 

  جام جم آنلاین، پایتخت‌ جوراب ‌جهان‌ کجاست؟ شاید شما اسم شهر «فورت ‌پین» را به عنوان یکی از شهرهای ایالت آلابامای آمریکا بشناسید، اما اطلاعات زیادی در مورد این شهر نداشته باشید و باور نکنید از هر 7 ‌جوراب ‌بافته ‌شده جهان یک جفت آن در این شهر تولید می‌شود.

شهری کوچک که بیشتر شبیه یک روستاست؛‌ اگر به «فورت ‌پین» سفر کنید، در بدو ورود روی یک مجسمه فلزی با جورابی بزرگ مواجه خواهید شد که روی آن «پایتخت جوراب جهان» حک شده است و در فاصله‌ای کمتر از این مجسمه، در یکی از خیابان‌های اصلی، موزه جوراب‌بافی توسط تاریخ‌نویسی به نام جان چنبرز تأسیس شده است.

شاید جالب باشد ‌‌بدانید از اواخر سال 1800 میلادی با ورود ماشین‌آلات جوراب‌بافی، کارخانه‌های زیادی در این شهر شکل گرفتند و اکنون نیز پس از گذشت دو قرن می‌توانیم صدای کلیک کلیک دستگاه‌های جوراب‌بافی را در این شهر بشنویم که افرادی در آن حال مشغول بافتن پاشنه یا پنجه جورابی هستند.

* اولین جوراب‌‌پوشان بافتنی چه کسانی هستند؟

قدیمی‌ترین جوراب کشف شده که اینک در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن وجود دارد، جوراب کشباف متعلق به قرن 3 تا 5 میلادی است که در پایان قرن 19 توسط کاوشگران در مقبره‌های مصر باستان کشف شد.

طبق این کاوش‌ها، مصریان مسیحی اولین کسانی بودند که از جوراب‌های بافتنی استفاده می‌کردند؛ در طراحی این جوراب انگشتان پا به دو قسمت تقسیم شده‌اند تا با صندل استفاده شوند.

همچنین طبق اسناد این موزه، در این روش باستانی برای کوک یا بخیه جوراب‌های ساق‌بلند کشی از 3 لایه نخ پشمی با یک سوزن کوتاه استفاده می‌شد.

کار بافت این جوراب از پنجه شروع و پس از آن، ساق پا بافته می‌شد؛‌ در حین بافت جوراب، پاشنه پا نیز از حلقه‌هایی تشکیل می‌شد.

این عمل مبتکرانه، پاشنه پا را مجاز می‌کرد تا وقتی‌ آن را می‌پوشیدند، بدون نیاز به ساخت جوراب‌های جدید، جایگزین جوراب‌های قبلی شوند.

*‌اولین ماشین جوراب‌بافی چه زمانی وارد ایران شد؟

اولین ماشین کشبافی سال 1589 در انگلستان ساخته شد؛ نکته جالب توجه این است که سازنده آن یک ‌ کشیش‌ انگلیسی، به نام ویلیام لی‌ بود.

از ساخت اولین ماشین جوراب‌بافی تاکنون 423 سال می‌گذرد و اینک ماشین‌های ریسندگی مختلفی، جوراب‌هایی در مدل‌های متفاوت و در چند مدل عرضه می‌کنند؛ اما جالب است بدانید طبق منابع در دسترس، نخستین کارخانه جوراب‌بافی در ایران سال 1333 به همت فردی به نام خلیل رحیمی بنیان نهاده شده است.

قبل از آن جوراب‌بافی دستی رایج بوده است که کدبانوی هر خانه‌ای برای اهالی منزل جوراب پشمی می‌بافت؛ سال 1345 ماشین‌های جوراب‌بافی ایتالیایی و چینی وارد ایران شدند که در سال 1350 از آنها کپی‌برداری و واردات آنها قطع شد.

ماشین‌های جوراب‌بافی کامپیوتری هم سال 1364 به ایران رسید‌ که ابتدا فقط جوراب‌های زنانه می‌بافت‌، ولی از سال 70 به بعد ماشین‌های کامپیوتری کامل‌تری به بازار ایران آمد که همه نوع جورابی اعم از زنانه، مردانه و بچگانه تولید می‌کند.

*نخستین جوراب‌پوشان ایرانی چه کسانی بودند؟

اولین بار جوراب در سال 1306، زمانی که ناصرالدین‌شاه به کشور انگلستان سفر کرد، به عنوان سوغاتی همسران شاه از شهر براد فورد، وارد ایران شد و پس از آن کم‌کم به طبقات پایین رسید و متداول شد.

پس از آن جوراب البسه گران‌قیمتی محسوب شد که فقط در مهمانی‌های سنگین می‌پوشیدند و چون ‌مستهلک می‌شد، کف آن را می‌بریدند و پارچه‌ای دیگر به کف آن می‌دوختند و هنگامی که رویه آن نیز از بین می‌رفت و دیگر مناسب‌ نبود، آن را از مچ می‌بریدند و به ساقه‌اش رکابی می‌دوختند و به آن جوراب رکابی می‌گفتند.

قبل از راه‌اندازی نخستین کارخانه جوراب‌بافی ایران، اصولاً جوراب‌ها به صورت دستبافت در بین عموم مردم رواج داشت.

عمدتاً جنس این پاپوش‌ها از پشم گوسفند و شتر یا خیلی نادر از الیاف دیگر مانند ابریشم بود، معمولاً مناطق کویری و بیابانی از پشم شتر و سایر مناطق از پشم گوسفند برای درست‌کردن پاپوش استفاده می‌کردند.

*نشان افتخار بند جوراب چیست و اولین‌بار در ایران به چه کسی تعلق گرفت؟

یکی از شب‌های سال 1348 میلادی، کنتس سالیسبوی در حال رقص با ادوارد سوم پادشاه انگلستان بود که بند جورابش پایین آمد و موجب خنده درباریان شد؛‌پادشاه در حالی که بند جوراب خود را می‌بست، گفت: شرم بر کسی باد که چنین کاری را بد بپندارد؛ فردای آن شب، هیئتی 26 نفره به نام انجمن گارتر تشکیل شد که شاه ریاست آن را بر عهده گرفت.

از آن سال به بعد نشان بند جوراب به عنوان افتخار از سوی ملکه انگلستان اعطا می‌شود؛ این نشان (شامل یک بندجوراب جواهرنشان که به پا بسته می‌شود، حمایل آبی گل گندم که به صورت مورب بر سینه قرار می‌گیرد، نشان ستاره الماس که بر سینه و روی حمایل نصب می‌شود و جعبه نقره شکاف‌دار که برای حمل نشان استفاده می‌شود، است.)

صرفا مختص مسیحی‌هاست، اما با این حال تاکنون 2 پادشاه از ایران (ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه)، 2 سلطان عثمانی و یک امپراطور ژاپن از میان غیرمسیحیان این نشان را دریافت کرده‌اند.

*بزرگ‌ترین جوراب جهان چه زمانی درست شد؟

شاید برایتان جالب باشد‌ بدانید، بزرگ‌ترین جوراب جهان کی ساخته شده یا چه زمانی در رکوردهای رسمی جهانی گینس به ثبت رسیده است؛ پس بهتر است بدانید اولین بار ایتالیایی‌ها بلندترین جوراب جهان را با بیش از 50 متر طول به مناسبت عید کلیسای کاتولیک تولید و در سراسر شهر پیتربوی این کشور به نمایش گذاشتند، اما بعد از آن رکورد ساخت بزرگ‌ترین جوراب جهانی از آن ایالات متحده آمریکا شد.

یک شرکت آمریکایی این جوراب کرم ـ قهوه‌ای را به 93.9 متر (32 فوت در 7) و 68.6 (22فوت در 6) ساخته است.

طبق رکورد ثبت شده رسمی جهانی گینس، در این جوراب حدود 183‌متر (حدود 600 فوت) مواد پنبه و همچنین نزدیک به 802.12 متر (42 هزار فوت) از نخ پنبه استفاده و با چرخ خیاطی صنعتی دوخته شده است.

*محکم‌ترین جوراب ساخته شده جهان متعلق به چه کشوری است؟

یک شرکت سوئیسی برای اولین‌بار اقدام به طراحی جورابی بزرگ، زمخت و زبرکرده که مناسب انواع فعالیت‌هایی مانند دویدن، صخره‌نوردی و ورزش‌های آبی است.

این جوراب‌ موسوم بهProtection Sock است که به جای کفش مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ درست مانند انگشتان دست در دستکش دارای فضای لازم برای هر یک از انگشتان است.

این جوراب به گونه‌ای طراحی شده است که دیگر نیاز به پوشیدن کفش نیست و با پوشیدن آن می‌توان بدون خطر آسیب‌دیدگی از اشیای تیز، احساس پابرهنگی را تجربه کرد.

این جوراب به علت داشتن 50 درصد کولار (جلیقه ضدگلوله از این ماده ساخته می‌شود)، 32 درصد پلی‌استر، 10 درصد پنبه و هشت درصد ساندکس و به علت پوشیده شدن با پرز «پی. وی. سی» (پوشش ضدپارگی)، عنوان محکم‌ترین جوراب جهان را به خود اختصاص داده است؛ شاید جالب باشد بدانید‌ مدل کوتاه این جوراب در بازار 55 یورو و مدل بلند آن 59 یورو قیمت دارد.

ادامه مطلب
جمعه 10 آذر 1391  - 8:40 PM

 

شیرین‌ کننده‌های مصنوعی یا طبیعی در مقایسه با شکر معمولی بر قندخون تأثیر کمتری داشته و برخی از انواع آن فاقد کالری بوده و اغلب مورد توجه مبتلایان به دیابت و افراد چاق قرار می‌گیرد.

خبرگزاری فارس: شکرهایی که چاق نمی‌کند

 

  جام جم آنلاین، اگر تا به حال به ترکیبات مندرج روی بسته‌بندی محصولات رژیمی یا شکرهای تهیه‌ شده از شیرین‌ کننده‌های مصنوعی توجه کرده باشید، حتماً ترکیباتی چون آسپارتام، آسه‌سولفام پتاسیم، سوکرالوز، مانیتول، گزیلیتول، ایزومالت و سوربیتول نظرتان را جلب کرده است.

اینها شیرین‌‌کننده‌هایی مصنوعی یا طبیعی است که در مقایسه با شکر معمولی بر قندخون تأثیر کمتری داشته و برخی از انواع آن فاقد کالری بوده و اغلب مورد توجه مبتلایان به دیابت و افراد چاق قرار می‌گیرد اما مگر می‌شود ترکیباتی که شیرینی آنها از شکر معمولی هم بیشتر است، کم‌ کالری یا فاقد کالری باشد و باعث افزایش قند خون نشود؟

شیرین‌ کننده‌های کم‌ کالری به دو دسته مصنوعی و طبیعی تقسیم می‌شود، آسپارتام، آسه‌سولفام پتاسیم و سوکرالوز از قندهای مصنوعی و سوربیتول، گزیلیتول، ایزومالت و... از قندهای طبیعی رژیمی به شمار می‌رود.

قند مصنوعی؛ شیرینی بیشتر، کالری کمتر

طعم شیرین‌ کننده‌های مصنوعی در مقایسه با انواع طبیعی قوی‌تر بوده و تقریباً فاقد کالری است؛ البته مقدار کالری آنها مشابه شکر است و در هر گرم آن چهار کالری انرژی نهفته است، اما از آنجا که 150 تا 2000 برابر شیرین‌تر از شکر معمولی هستند، میزان استفاده از آنها بسیار ناچیز و در واقع فاقد کالری بوده و بر قندخون تأثیری نداشته و مصرف آن برای افراد دیابتی محدودیتی ندارد.

البته این را بدانید که آسپارتام برای افراد مبتلا به فنیل کتونوری (نقص متابولیکی مادرزادی) یا مادران بارداری که سابقه تولد کودک مبتلا به این بیماری را دارند، منع مصرف دارد.

براساس تحقیقات انجام‌ شده نیز بروز سردرد، تومورهای مغزی، مشکلات عصبی و... را به آسپارتام و آسه‌سولفام پتاسیم نسبت داده‌اند، هر چند این تحقیقات کافی و مستدل نبوده است، اما شرط عقل است که اعتدال را در مصرف آن به کار ببریم.

سوکرالوز هم دیگر شیرین‌ کننده‌ای است که این روزها ترکیب اصلی شکرهای رژیمی کم‌کالری را تشکیل می‌دهد و در پودر کیک‌های صنعتی هم به کار می‌رود، 600 بار شیرین‌تر از شکر بوده و از قند طبیعی تهیه می‌شود، به دلیل آنکه در بدن تجزیه نمی‌شود، انرژی‌زایی نداشته و مناسب افراد چاق و دیابتی است.

شیرین‌کننده‌های طبیعی رژیمی همچون سوربیتول و مانیتول نیز هنگام ورود به بدن به آرامی وارد خون شده و به تدریج قند خون را بالا می‌برد.

برای جذب نیاز به انسولین ندارد و اغلب در شیرینی‌های بدون قند و مرباهای مخصوص بیماران دیابتی مصرف می‌شود، اما نکته مهم آنکه برخی از انواع این قندها در مقایسه با شیرین‌ کننده‌های مصنوعی حاوی مقادیری کالری بوده و مصرف بیش از حد آن می‌تواند موجب اضافه‌ وزن شود.

شکرهای رژیمی عوارض دارد

بنا به گفته متخصصان علوم غذایی، هر چقدر شیرین‌ کننده‌های مصنوعی موجود در محصولات کم‌‌کالری یا شکرهای رژیمی قدرت و سرعت اثر بیشتری داشته باشد، به همان اندازه عوارض بالاتری نیز خواهد داشت بنابراین به جای استفاده بی‌رویه از محصولات حاوی این ترکیبات که به دلیل شیرینی زیاد تمایل افراد را نیز به مصرف شیرینی‌جات دو چندان می‌کند، بهتر است با تعادل در مصرف کربوهیدرات‌های پیچیده (مواد نشاسته‌ای فیبردار همچون نان و برنج سبوس‌دار) تمایل افراد به مصرف قندهای ساده کمتر شود.

ادامه مطلب
جمعه 10 آذر 1391  - 8:36 PM

 

چلوکباب یکی از اصیل‌ترین و از معروف‌ترین غذاهای ایرانی است؛ این غذا متشکل از چلوکره و کباب است که با سماق مصرف می‌شود.

خبرگزاری فارس: آداب و قیمت غذای ایرانیان در دوره قاجار

 

  بازار خبر، ایرانیان از دیر باز به غذا خوری نه به عنوان صرف غذا و سیر کردن شکم، که به عنوان یک گردهمایی و نشست و برخاست نگاه کرده‌اند؛ غذا خوردن به عبارتی یک رخداد اجتماعی محسوب می‌شده و به همین دلیل رستوران‌داری و قهوه‌خانه داری جزو مشاغل و کسب و پیشه قشر متوسط جامعه بوده است.

در دوره صفویه به طور خاص و در دیگر ادوار تاریخی به طور عام شاهد رشد و نمو پیدایش غذاهای جدید بودیم؛ انواع غذاهای سنتی ایرانی شامل آش‌ها، قلیه‌ها، چلو‌ها و نوشیدنی‌های مختلف روزانه در ایران مصرف می‌شده است که بخشی از آنها هنوز هم در رستوران‌های ایرانی موجود است که "کباب"،"کوفته" و "چلوها" فقط بخشی از غذاهای آن دوره هستند.

جالب آنکه در دوره صفویه چند کتاب آشپزی و رسم قهوه‌خانه‌داری هم وجود داشته است و در دوره قاجار چند کتاب آشپزی اصیل ایرانی به تعداد کتب درباره آشپزی و رسم و رسوم قهوه‌خانه‌داری و غذاخوری اضافه شده است.

این روال همچنان ادامه پیدا کرد و در برخی شهرهای سنتی مثل اصفهان، تبریز، شیراز، تهران و شهر‌های جنوبی ایران رسوم غذاخوری در رستوران‌ها به یک عادت عامه تبدیل شد؛ اما نکته جالب آنکه قالب مردم نه برای اقدامی تشریفاتی بلکه به طور روزانه به غذاخوری‌ها مراجعه می‌کردند و بیشتر اهل کسبه و پیشه، صبحانه و ناهار خود را در غذاخوری‌ها می‌خوردند.

قیمت غذاها در دوره‌های تاریخی متفاوت بوده است اما تفاوت فاحشی نداشته تا پایان دوره قاجار و شروع دوره پهلوی؛ در دوره پهلوی قیمت غذاها افزایش نه چندان محسوسی پیدا کرد اما کم کم با ورود فرهنگ غذاخوری غربی به ایران، رستوران رفتن از یک عادت روزانه به یک تفریح بدل شد و پس از انقلاب هم رستوران‌ها و فست‌فودها غربی جای خود را به سفره‌خانه‌ها و غذاخوری‌های سنتی دادند و در حال حاضر نیز رستوران رفتن به یک رخداد لوکس بدل شده است.

*کتب مربوط به آشپزی و غذاخوری

"جامع‌الصنایع"،"علم‌الطبخ" و کتاب آشپزی دوره‌ی قاجار به نام "خوراک‌های ایرانی" نوشته‌ نادرمیرزا از تبار شاهان قاجار از جمله کتاب‌های موجود درباره خورد و خوراک ایرانیان است.

نادرمیرزا از گپ‌های چند ساله‌ خود با همسرش درباره‌ غذا و شیوه‌ پخت‌شان می‌گوید که حاصلش کتاب خوراک‌های ایرانی شده است؛ شعرها، حکایت‌ها و نکته‌های پزشکی از نادرمیرزا است.

*غذای معروف ایرانیان

چلوکباب یکی از اصیل‌ترین و از معروف‌ترین غذاهای ایرانی است؛ این غذا متشکل از چلوکره و کباب است که با سماق مصرف می‌شود؛ تاریخچه مورخانی که در دوره صفویه از ایران بازدید کرده‌اند، مستقیماً نامی از  چلوکباب به عنوان یک غذای ملی نبرده‌اند؛ یک سیاح اروپایی که در عصر شاه عباس مدتی در اصفهان به سر برده گفته‌ است: غذای متداول ایرانیان که همیشه باید بر سر سفره‌شان باشد و قبل از هرچیز دیگری می‌خورند، برنج نپخته‌ای است که آن را پلو می‌نامند و معمولاً با گوشت گوسفند سرو می‌شود.

ایرانیان با انگشتان خود گوشت را پاره می‌کنند و کمتر دیده می‌شود که از کارد استفاده کنند (گرچه استفاده از کارد و چنگال و نشستن بر سر میز را ابتدا ایرانیان در دوره پادشاهی کوروش کبیر به کار می‌بردند و برخی از اسرای رومی این سنت ایرانیان را به فرهنگ غربی انتقال دادند) سیاح دیگری در دوره آغا محمدخان نیز از «کباب‌هایی که از گوشت بره و مرغ و گوسفند» ترتیب داده شده سخن گفته‌است.

با این‌حال اختراع غذای مستقلی به نام چلوکباب را به ناصرالدین‌شاه هم نسبت می‌دهند؛ واحد شمارش چلوکباب «دست» است.

یک دست چلوکباب معمولاً به یک بشقاب پر از پلو، کباب برگ (یک سیخ) یا کوبیده (دو سیخ) گفته می‌شود که همراه با گوجه فرنگی کباب شده، سماق، پیاز و نوشیدنی (معمولاً دوغ) سرو می‌شود؛ قیمت یک پرس چلوکباب کامل در زمان ناصرالدین‎‌شاه 3 قران، در زمان احمد شاه 4 تا 5 ریال، در زمان محمدرضاشاه تا 60 ریال است.

*ناصر الدین شاه قاجار و غذاخوردنش

غذای ناصرالدین‌شاه و آداب صرف آن، موضوعی است که از چشم ناظران و اطرافیان شاه پنهان نبوده است؛ دکتر چارلز جیمز ویلس - طبیب دربار که سال 1886 میلادی به ایران آمد- کتابی دارد تحت عنوان «تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه»؛ این کتاب درباره اوضاع اجتماعی و اداری ایران در دوران سلطنت ناصرالدین‌شاه است و نویسنده کوشیده نکاتی مهم و خواندنی از آن عصر را در کتاب خود بگنجاند.

*ناهار اعلی‌حضرت همایونی

او در شرح مشاهداتش از غذا خوردن ناصرالدین‌شاه می‌نویسد: «ناهار سلطنتی همیشه در وقت ظهر داده می‌شود؛ اعلی‌حضرت شاه در وقت صرف ناهار مانند عثمانیان روی تشک می‌نشیند و در سر سفره قریب 50 قاب غذاهای لذیذ و لطیف چیده شده است.

در این وقت اعلی‌حضرت شاه چند لقمه از ساده‌ترین آن غذاها را میل می‌کنند و محض رفع عطش چند پیاله شیر و شربت خنک که در فنجان‌های بسیار مرغوب چینی داده می‌شود، میل می‌کند.

در وقت صرف ناهار مقربین و سایر حضار سکوت اختیار می‌کنند و پیشخدمتان خاصه با کمال ملایمت و سکوت، قاب‌ها را تجدید و تبدیل می‌کنند؛ به‌ ندرت در وقت صرف ناهار، اعلی‌حضرت شاه یکی از حضار را مورد عنایت و التفات ملوکانه کرده، با او تکلم می‌کند.

شخص مزبور در جواب فرمایشات شاه، اول تعظیم کرده و پس از آن این کلمات را معروض می‌دارد: «تصدق قبله عالم گردم، قربانت شوم، آنچه قبله عالم امر فرموده بودند به انجام رسید» خلاصه پس از صرف ناهار اعلی‌حضرت شاه دهان و دست‌های مبارک را با آفتابه لگن طلا می‌شویند؛  پس از آن از سر سفره برخاسته و شاهزادگان باقی غذا را صرف می‌کنند.

شام سلطنتی هم مانند ناهار مزبور در 3 ساعتی شب داده می‌شود و در وقت صرف آن دسته موزیک ترنمات جدید را می‌نوازد؛ اعیان و رجال حاضر در وقت شام عبارتند ‌از وزیر امور خارجه، فرمانده گارد، حکیم‌باشی همایونی، خاصه‌تراش، تلگرافچی باشی، امیر آخور، شاعر درباری، نقاش‌باشی.»

*ظرف غذای ناصر الدین شاه

فوزیه، (طبیب دیگر ناصرالدین‌شاه) نیز در کتاب «3 سال در دربار ایران» (ترجمه عباس اقبال آشتیانی) می‌نویسد: «غذاهای مختلف را - آنچنان که پیش ما معمول است - یکی بعد از دیگری نمی‌آورند، بلکه همه را توسط تعداد فراشانی که برای آوردن آنها لازم باشد، یکجا حاضر می‌کنند.

به این شکل که فراش‌ها (که بر سر هر کدام مجموعه (سینی) گِرد بزرگی است و قلمکاری خوشرنگ با منگوله‌های رنگارنگ بر آن انداخته‌اند) ‌دنبال غذاها پیش می‌آورند و مجدالدوله، ناظرباشی شاه همیشه پیشاپیش ایشان است.

همین که فراش‌ها به حضور شاه رسیدند، همه مجموعه‌ها را بر زمین می‌گذارند و قلمکارها و سرپوش‌ها را از روی ظروف برمی‌دارند و با مجموعه‌های خالی و قلمکارها بیرون می‌روند؛ آقا‌دایی -که گاهی میرزا ابوالقاسم نیز با او همراه است- ظروف غذایی را که شاه می‌خواهد نزدیک او می‌برد و شاه که مثل همه ایرانیان چهار‌زانو مقابل سفره‌ای چرمی - که سفره پارچه‌ای ملونی روی آن می‌اندازند- می‌نشیند با دست - یعنی بی‌قاشق و چنگال- از آن ظروف غذای خود را برمی‌دارد و میل می‌کند؛ اما کباب از این قاعده مستثنی است، به این معنی که آن را به محض اینکه حاضر شد صرف می‌کند.

بعد از آنکه شاه غذای خود را خورد، همان فراش‌ها مجموعه‌ها را می‌آورند و سفره را برمی‌چینند تا دیگران به ترتیب سلسله مراتب از باقیمانده، غذای خود را بخورند؛ اما معلوم است که با این ترتیب به نوکرهای زیردست جز مقداری برنج خشک و استخوان بی‌گوشت چیزی نمی‌رسد.

هر قدر تعداد غذاخورها بیشتر شود، باز نوع غذا معمولاً همان است؛ فقط مقدار آن مخصوصاً پلو را بیشتر می‌کنند و با ترتیبی که وضع در‌خانه (دربار) شاهنشاه دارد، می‌توان دریافت که تا چه اندازه می‌توان بر مقدار غذاها افزود و فوج فراشان را زیادتر کرد.

 

ادامه مطلب
جمعه 10 آذر 1391  - 8:35 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6572032
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی