اِرمیا فرزند حلقیّا (به عبری: יִרְמְיָה) (متولد ۶۵۵ پیش از میلاد، درگذشته ۵۸۶ پیش از میلاد)، یکی از پیامبران قوم یهود و مولف کتابهای ارمیا، اول و دوم پادشاهان و مراثی ارمیا است (با همکاری کاتب و شاگردش باروخ بن).
|
سیدالشهدا إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا درباره وبلاگ نويسنده آمار وبلاگ
پيوندهای دوستان
نوای وبلاگ
اِرمیا فرزند حلقیّا (به عبری: יִרְמְיָה) (متولد ۶۵۵ پیش از میلاد، درگذشته ۵۸۶ پیش از میلاد)، یکی از پیامبران قوم یهود و مولف کتابهای ارمیا، اول و دوم پادشاهان و مراثی ارمیا است (با همکاری کاتب و شاگردش باروخ بن).
فاطمه (س) خواب است. حسين (ع) گريه مي کند.
يک دفعه گهواره شروع مي کند به تکان خوردن.
صداي لالايي شنيده مي شود. حسين (ع) آرام مي گيرد.
ماجرا را که براي محمد (ص) تعريف مي کنند، مي گويد : "جبرئيل بوده، جبرئيل امين "
برگرفته از کتاب « آفتاب بر نی » از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب
بلاذری خبر کشته شدن امام حسین علیه السلام را چنین مینویسد: وقتی اجازه استفاده از آب فرات را به امام نداده و تیر به دهان مبارکشان زدند، (و در خبر دینوری باز تیری به گردن ایشان زدند که امام آن را بیرون کشید) (اخبار الطوال: 258) شمر همراه ده نفر از کوفیان به سوی محل استقرار خیمه و خرگاه امام آمد. امام بدان سوی رفت، اما آنان میان وی و خیمه گاه فاصله انداختند. امام فرمود:
چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس
نگران بر لب دریا،که نیامد عباس
اشک ها همسفرِ آه، در آن لحظه ی تلخ
خسته از دیدن صحرا که، نیامد عباس
کودکان منتظر او که مگر برگردد
آه از این شوق تماشا، که نیامد عباس؟!
بانگی از دور که در حنجره زخمی دارد
می کند فاش سخن را: که نیامد عباس
کودکی از دل خیمه، به پدر می گوید:
تو ندیدیش؟ بگو، یا که نیامد عباس!
سيد ابن طاوس (ره) از حضرت سيد سجاد عليه السلام روايت كرده است كه از زماني كه سر مطهر امام حسين عليه السلام را براي يزيد آوردند، يزيد (لعين) مجالس شراب فراهم ميكرد و آن سر مطهر را حاضر ميساخت و در پيش خويش مينهاد و شرب خمر ميكرد.
روزي رسولِ سلطانِ روم كه از اشراف و بزرگان فرنگ بود، در مجلس آن مِيِ شوم حاضر بود.
از يزيد (پليد) پرسيد كه اي پادشاه عرب اين سر كيست؟
حاج آقا پناهیان:
آن لحظهای که محبت به حسین (ع) در دل ما آتشی به پا میکند یکدفعهای در کنارش میبینی هیچ محبت دیگری نیست، حتی خودت هم دیگر نیستی یعنی حب نفس هم کنار میرود لذا وقتی حاجت هم داشته باشی و به مجلس امام حسین (ع) بروی در اوج روضه که قرار میگیری، دیگر حاجت خودت را هم فراموش میکنی.
اصلاً خودت را هم فراموش میکنی و این یک تجربۀ رایگان عاشقی است که خدا به هر کسی داده است. این حسین (ع) که دلت را اینطور آتش میزند خودش عبد خداست، حالا حساب کن اگر عاشق خدای حسین (ع) بشوی این عشق با دلت چکار خواهد کرد؟
لذا امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «حُبُ اللَّهِ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى شَیْءٍ إِلَّا احْتَرَق
محبت خدا آتشی است که در هر چه بیفتد، بسوزاند.» (مصباح الشریعه/ص192)
◄ حاج اکبر ناظم، مداح هیأت بود.
روز تاسوعا، قبل از اینکه شروع کند به خواندن روضه آقا ابالفـــضل علیه السلام،
خبر آوردند که فرزند کوچکت از دنیا رفت.
خبر آنقدر سنگین بود که دل پدر را به درد آورد
اما نباید باعث می شد تا مصیبت از دست دادن فرزند،
مجلس روضه ی ارباب را بهم بزند.
گفت:
موضوعات مطالب اخير |
|
|
|
|