به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند

وگر به جان طلبم بوسه‌ای رهانه کند

به سنگ خویش بریزد ز طره عنبر و مشک

هر آنگهی که سر زلف را به شانه کند

ز چشم من پس ازین گر چنین رود سیلاب

درین دیار کسی را مهل که خانه کند

به وقت مرگ وصیت کنم رفیقی را

که گور من هم از آن خاک آستانه کند

به زلف او دلم از بهر خال شد بسته

که مرغ میل به دام از برای دانه کند

زمانه مایهٔ بیداد بود و طرهٔ او

بدان رسید که بیداد بر زمانه کند

به شیوه گوشهٔ چشمش چو ناوک اندازد

ز گوشهٔ جگر اوحدی نشانه کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

عاشق کسی بود که چو عشقش ندی کند

اول قدم ز روی وفا جان فدی کند

دلبر، که دستگیری عاشق کند ز لطف

گر جان کنند در سر کارش کری کند

زهری که دشمنی دهد از بهر رنج، تو

بستان به یاد دوست بخور، تا شفی کند

بستم دکان مشغله را در به روی خلق

تا عشق او در آید و بیع و شری کند

از آستان نمی‌گذرم تا جفای او

خاکم وظیفه سازد و خونم جری کند

بر کشتگان تیغ غم او کفن مپوش

کان به شهید عشق که از خون ردی کند

مجنون که شب رود بر لیلی، شگفت نیست

روز از تحملی ز سگان حمی کند

باد هواست، چار حد آن خراب کن

هر خانه را که جز هوس او بنی کند

ای اوحدی، ز هر چه کنی کار عشق به

آیا کسی که عشق ندارد چه می‌کند؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

یار آن کسی بود که به کارت نگه کند

باری نگه کنی، دوسه بارت نگه کند

گاه دعا به نالهٔ زیرت چو گوش کرد

روز بلا به گریهٔ زارت نگه کند

روزی اگر ترا به میان در کشد غمی

دستی بگیرد و ز کنارت نگه کند

بار کسی بکش، که ز پای ار بیوفتی

باری به اوفتادن بارت نگه کند

چون مست شد ز بادهٔ اندوه او سرت

جامی دو کم دهد، به خمارت نگه کند

از مهر دوستی چه کنی فخر؟ کو ز کبر

هر ساعتی به دیدهٔ عارت نگه کند

اغیارات ار نگه نکند هیچ باک نیست

چون اوحدی بکوش، که یارت نگه کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

در آن شمایل موزون چو دل نگاه کند

هزار نامه به نقش هوس سیاه کند

ز حسرت رسن زلف و چاه غبغب او

نه طرفه گر دل من رغبت گناه کند

به هجراو دل من غیر ازین نمی‌داند

که روز و شب بنشیند، فغان و آه کند

برفت و در پی او آن چنان گریسته‌ام

کز آب دیدهٔ من کاروان شناه کند

دلم کجا طمع وصل او کند؟ هیهات!

مگر ز دور به خاک درش نگاه کند

اگر ز طلعت او مشتری خبر یابد

کجا ملازمت آفتاب و ماه کند؟

ز فخر سر به فلک برکشد ستاره صفت

چو اوحدی ز سر زلف او پناه کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

دلم از لعل تو یک بوسه تمنا نکند

که جفای تو مرا دیده چو دریا نکند

این چنین بیدل و بیچاره که ماییم امروز

کس ندانم که جفا داند و بر ما نکند

بوسه‌ای گر بربودم ز لبت طیره مشو

چون کسی تنگ شکر یابد و یغما نکند؟

نیست تشویشم از آن کس که کند خو و اتو

همه تشویشم از آنست که خووا نکند

در غمت زانکه شکایت کند اندیشه مدار

زان بیندیش که غم بیند و پیدا نکند

چشم ترک تو همان روز که من دیدم عقل

گفت بگریز، که مستست و محابا نکند

دوش گفتم که: بیوشم غم عشقت، دل گفت:

اوحدی،گریه نگه‌دار، که رسوا نکند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

دل به کسی سپرده‌ام کو همه قصد جان کند

کام کسی روا نکرد، اشک بسی روان کند

هر که بدید کار ما وین رخ زرد زار ما

گفت که: در دیار ما جور چنین فلان کند

حجت بندگی بدو، دارم از اعتراف خود

بی‌خبرست مدعی، هر چه جزین بیان کند

گفت:وفا کنم، دلا، هر چه بگوید آن پری

بر همه گوش کن ولی این مشنو که آن کند

زلف دراز دست را بند نهاد چند پی

ور بخودش فرو هلد بار دگر چنان کند

من سخن جفای او با همه گفته‌ام، ولی

پند نگیرد اوحدی، تا دل و دین در آن کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند

راهی سبک بیار، که رطلم گران کند

گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم

بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند

گر مهر و ماه را به در او برم شفیع

بر من به جهد اگر دل او مهربان کند

جز دیده و دلم نپسندد نشانه‌ای

تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند

دیدیم سروها که نشانند در چمن

لیکن کسی ندید که سروی روان کند

صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین

کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند

شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش

با دوستان حکایت ازین داستان کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:30 PM

هر زمان آشفته‌دل نامم کند

با دل آشفته در دامم کند

چون شود راز دل من آشکار

بعد ازان پوشیده پیغامم کند

گر به بزم عشق بنشاند مرا

پاسبان خویش بر بامم کند

تا نبیند دیدهٔ من روی غیر

بادهٔ توحید در کامم کند

تا نبینم نیز روی او به خواب

سالها بی‌خواب و آرامم کند

از برای وصف روی خویشتن

شهرهٔ آفاق و ایامم کند

گاه بهتر دارد از خاصان مرا

گاه سرگردان‌تر از عامم کند

گر بخواهد تا: بگردد رای من

روی در لوح الف لامم کند

تا که ننشیند زمانی آتشم

هم نشین بادهٔ خامم کند

چون شود کم عشق من، عشقی دگر

با شراب لعل در جامم کند

از برای آنکه بفریبد مرا

پیش خلق اعزاز و اکرامم کند

چون بخواهد سوختن در دوستی

آزمایشها به دشنامم کند

چشم را گر حیرتی آرد به روی

گوش بر آواز الهامم کند

چون نماند قوتم در پای و گام

دست گیرد زود و در گامم کند

تا نباشم بی‌حدیث آن غزال

در غرلها اوحدی نامم کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:24 PM

هر نفسی عشق او بی‌دل و دینم کند

آتش سودای او خاک زمینم کند

نور بپاشد ز روی، باز بپوشد به موی

بیدل از آن می‌شوم، عاشق ازینم کند

تا بگشایم به دم، بند طلسم قدم

نام بزرگین خود نقش نگینم کند

گر بگزیند مرا از پی کشتن بود

زان نشود شادمان دل که گزینم کند

گر بگشایم ز لب مهر خموشی دمی

روی چو مهرش سبک میل به کینم کند

رخ چو به کار آورم، طاق دو ابروی او

با غم و با درد خود جفت و قرینم کند

هر غم و رنجی که هست بر دل من مینهد

این همه دانی که چه؟ تا همه بینم کند

هم شب اول که دل طرهٔ او دید ، گفت:

زلف کمند افگنش قصد کمینم کند

چون به کمان غمش دست کشیدن برم

آخر کار، اوحدی، در پی اینم کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:24 PM

جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند

نقل منه، که او دگر کم سخن علف کند

اشتر من به ناخوشی سر ننهد گرش کشی

ای که مهار می‌کشی، عفو کنش چو عف کند

شور سرست و خیره سر، خار گرست و شیره خور

محو شوند شور و شر، آتش او چو تف کند

گر به گزش در افگنی، سنگ و گزت بهم زند

ور به رزش در آوری، غوره و رز تلف کند

کار دلم ز دست شد، می‌خور و می‌پرست شد

ناخردی که مست شد، کی خردش خلف کند؟

بر شترست رخت من، ای دل نیک بخت من

ایست مکن، چو قافله روی در آنطرف کند

آن عربی سوار ما، گر طلبد شکار ما

تن بر تیر و شست او دیده و جان هدف کند

تا ز پی این پیادگان، باز جهند و مادگان

بانگ زن آن دلیل را، تا صفت نجف کند

آن صنم قریش کو؟ مایهٔ کام و عیش کو؟

تا من خوف دیده را،دعوت « لاتخف» کند

بر عرفات حضرتش، من چو وقوف یافتم

کیست که در حضور من دعوی« من عرف» کند؟

مطرب اوحدی، بخوان این غزل از زبان او

تا دل و جان خویش را بر سر نای و دف کند

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 3:24 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 413

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5021462
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث