به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

از جام عشق بین همه باغ و بهار مست

دوران دهر عاشق و لیل و نهار مست

ناهید در هبوط و قمر در شرف خراب

خورشید در طلوع و فلک ذره‌وار مست

مجنون و عشق خسته و ایوب و صبر زار

توفان و نوح بیدل و منصور و دار مست

چندین پیاده بنگر و چندین سوار بین

گاهی پیاده بیدل و گاهی سوار مست

معشوق پردگی و خر پرده‌دار و باز

هم پردگی و پرده و هم پرده‌دار مست

آخر ز بهر کیست، نگویی، بدین صفت؟

چندین هزار بیدل و چندین هزار مست

هشیار بود تا به کنون اوحدی ولی

آمد زمان آن که شود هوشیار مست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مست

جانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟

تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلک

ما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست

یک شب صبح کرده بنالم بر آسمان

با سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست

ای باد صبح، راز دل لاله عرضه دار

روزی که باشد آن بت سوسن عذار مست

از درد هجر و رنج خمارش خبر دهم

گر در شوم شبی به شبستان یار مست

سر در سرش کنم به وفا، گر به خلوتی

در چنگم اوفتد سر زلف نگار، مست

لب برنگیرم از لب یار کناره گیر

گر گیرمش به کام دل اندر کنار، مست

یکسو نهم رعونت و در پایش اوفتم

روزی اگر ببینمش اندر کنار، مست

می‌خانه هست، از آن چه تفاوت که زاهدان

ما را به خانقاه ندادند بار مست؟

ما را تو پنج بار به مسجد کجا بری؟

اکنون که می‌شویم به روزی سه بار مست

از ما مدار چشم سلامت، که در جهان

جز بهر کار عشق نیاید به کار مست

ای اوحدی، گرت هوس جنگ و فتنه نیست

ما رای به کوی لاله‌رخان در می‌آرمست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

انجمن شهر ملای گلست

باده بیاور، که صلای گلست

نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح

از سر عشقت، نه برای گلست

بر رخ خوبان جهان خط کشید

سبزه، که خاک کف پای گلست

باغ، که او خاک معنبر کند

سنبل او خواجه سرای گلست

پیرهن یوسف مصری، که شهر

پرصفت اوست، قبای گلست

سر به در دوست نهادند خلق

در همه سرها چو هوای گلست

اوحدی، اینها همه گفتی، ولی

با رخ آن ماه چه جای گلست؟

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

صورت او را ز معنی آشنایی با دلست

ورنه صورتها بسی دانم که از آب و گلست

صورت بت کافری باشد پرستیدن ولی

بت پرست ار معنی بت بازیابد واصلست

هر که او را دیده‌ای باشد، شناسد صورتی

کار صورت سهل باشد، ره به معنی مشکلست

ما نظر با روی او از راه معنی کرده‌ایم

آنکه ما را بستهٔ صورت شناسد غافلست

چون دلی داری، به دلداری فرو بندش روان

ور نداری، رو، که ما را این حکایت با دلست

گر فقیه از عشق منعت می‌کند،مشنو،که او

سالها تحصیل کرد و هم چنان بی‌حاصلست

طالبان عشق را دیوانه می‌گویند خلق

و آنکه در وی نیست عشقی، من نگویم: عاقلست

ترک عشق و باده خوردن چون توان کرد؟ ای سبک

تا گرانی چند گویندم که: مردی فاضلست

اوحدی، اقبال می‌جویی، رخش را قبله ساز

هر که او مقبول این درگاه گردد مقبلست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

هم ز وصف لبت زبان خجلست

هم ز زلف تو مشک و بان خجلست

تا دهان و رخ ترا دیدند

غنچه دل تنگ و ارغوان خجلست

دل به جان از رخ تو بویی خواست

سالها رفت و همچنان خجلست

دیده را با رخ تو کاری رفت

دل بیچاره در میان خجلست

عذر مهمانم، ای صبا، تو بخواه

که تو دانی که: میزبان خجلست

ای قلم، شرح حال من بنویس

که ز بی خدمتی زبان خجلست

اوحدی کی به پیشگاه رسد؟

آنکه از خاک آستان خجلست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

ترک گندم گون من هر دم به جنگی دیگرست

روی او را هر زمان حسنی و رنگی دیگرست

تنگهای شکر مصری بسی دیدیم، لیک

شکر شیرین دهان او ز تنگی دیگرست

از میان دلبران شنگ و گل رویان شوخ

یار ما را می‌رسد، شوخی و شنگی دیگرست

بیدلان خسته را زان زلفهای چون رسن

هر زمان در گردن دل پالهنگی دیگرست

بی‌وفا خواند مرا خود پیش ازین در عشق او

نام من بد گشته بود، این نیز ننگی دیگرست

چون بگویم: صلح کن، گوید: بگیرم در کنار

راستی صلحی چنین بنیاد جنگی دیگرست

ای نصیحت‌گو،دمی چنگ از گریبانم بدار

کین زمانم دامن خاطر به چنگی دیگرست

از کمان ابروی آن تیر بالا هر نفس

اوحدی را در دل مسکین خدنگی دیگرست

پیش ازین سنگی ز راه خویش اگر بر می‌گرفت

این زمان نتوان، که دستش زیر سنگی دیگرست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

 

دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست

بوی گل برخاست، در کاشانه نتوانم نشست

گر کنم رندی، سزد، کندر جوانی وقت گل

محتسب داند که: من پیرانه نتوانم نشست

عاقلی گر صبر آن دارد که بنشیند، رواست

من که عاشق باشم و دیوانه نتوانم نشست

زان چنین در دانهای خال او دل بسته‌ام

کندرین دام بلا بی‌دانه نتوانم نشست

هر کسی با آشنایی راه صحرایی گرفت

من چنین در خانه‌ای بیگانه نتوانم نشست

من که از هستی چو فرزین رفته باشم بارها

بر بساط بیدلی فرزانه نتوانم نشست

روی خود را بر کف پایش بمالم همچو سنگ

بعد ازین با زلفش ار چون شانه نتوانم نشست

عقل عیبم می‌کند: کافسانه خواهی شد به عشق

گو: همی کن، من بدین افسانه نتوانم نشست

گر کنم رندی، روا باشد، که در سن شباب

محتسب داند که: سالوسانه نتوانم نشست

اوحدی، گو، زهد خود می‌ورز، من باری به نقد

بشکنم پیمان، که بی‌پیمانه نتوانم نشست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست

کار دلم نه بر نهج کار دیگرست

از هیچ یار بر دلم این بار غم نبود

یاران، مدد، که این ستم از یار دیگرست

ای دردمند عشق، به درمان مدار گوش

کامشب طبیب ما بر بیمار دیگرست

در خانه اوست چون نبود، ماه، گو: متاب

وانگه به روزنی که ز دیوار دیگرست

بر عشق می‌زنم دگر و هر چه باد باد!

ای دل، به هوش باش، که این بار دیگرست

جز بهر عشق هر که کمر بست بر میان

نزدیک من کمر نه، که زنار دیگرست

ای اوحدی، مجوی تو از عشق نام و ننگ

بگذر، که آن متاع به بازار دیگرست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمده‌ست

خلق شهری از دل و جانش خریدار آمده‌ست

باغ رویش را ز چاه غبغبست امسال آب

زان سبب سیب زنخدانش به از پار آمده‌ست

نقد هر خوبی که در گنج ملاحت جمع بود

یک به یک در حلقهٔ آن زلف چون مار آمده‌ست

بارها جان عزیز خویش را در پای او

پیشکش کردیم و اندر پیش او خوار آمده‌ست

بوسه‌ای زان لعل بربودیم و آسان گشت کار

گر چه بر طبع حسودان نیک دشوار آمده‌ست

گر به کار ما نظر کرد او چه باشد؟ سالها

خون دل خوردیم تا امروز در کار آمده‌ست

بندهٔ آن زلف سر بر دوش کرد از دوش باز

اوحدی را کز کلاه خسروی عار آمده‌ست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:33 PM

دلم ز هر دو جهان مهر پروریدهٔ تست

تنم به دست ستم پیرهن دریدهٔ تست

ز حسرت دهنت جان من رسید به لب

خوشا کسی که دهانش به لب رسیدهٔ تست!

گزیدهٔ دو جهانی بسان طالع سعد

غلام طالع آنم که بر گزیدهٔ تست

ز سرکشی غرضت گر همین ستمکاریست

تو سرمکش، که دلم خود ستم کشیدهٔ تست

دلم چو خال تو در خون، چو زلفت اندر تاب

ز بوی آن خط مشکین نودمیدهٔ تست

فغان این دل مجروح تیر خوردهٔ من

ز دست غمزهٔ ترک کمان کشیدهٔ تست

بدیدمت: همه را کرده‌ای ز بند آزاد

جز اوحدی، که غلام درم خریدهٔ تست

ادامه مطلب
جمعه 13 اسفند 1395  - 2:29 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 133

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4964886
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث