به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

تا ما ره عشق تو سپردیم

صد بار به زندگی بمردیم

ما را ز دو کون نیم جان بود

در عشق تو هم به تو سپردیم

بس روز که در هوای رویت

بگسسته نفس نفس شمردیم

بس شب که چو شمع در فراقت

دل پر آتش به روز بردیم

ای ساقی جان بیا که دیری است

تا در پی نیم جرعه دردیم

آبی در ده که این بیابان

در گرمی و تشنگی سپردیم

بی روی تو هر میی که خوردیم

خون گشت و ز روی خود ستردیم

عطار مکن به درد گرمی

چون از دم سرد تو فسردیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:21 PM

تا دردی درد او چشیدیم

دامن ز دو کون در کشیدیم

با هم نفسی ز درد عشقش

در کنج فنا بیارمیدیم

بر بوی یقین که بو که بینیم

زهری به گمان دل چشیدیم

گه در طلبش ز دست رفتیم

گه در هوسش به سر دویدیم

در عالم پر عجایب عشق

آوازهٔ او بسی شنیدیم

درمان چه‌کنیم درد او را

کین درد به جان و دل خریدیم

عشقش چو به ما نمود ما را

صد پرده به یک زمان دریدیم

نور رخ او چو شعله‌ای زد

خود را ز فروغ آن بدیدیم

دیدیم که ما نه ز آب و خاکیم

از هر دو برون رهی گزیدیم

چه خاک و چه آب کانچه ماییم

در پردهٔ غیب ناپدیدیم

چون پرده ز روی کار برخاست

از خود نه ازو بدو رسیدیم

پیوستگیی چو یافت عطار

از ننگ وجود او بریدیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:21 PM

ما بار دگر گوشهٔ خمار گرفتیم

دادیم دل از دست و پی یار گرفتیم

دعوی دو کون از دل خود دور فکندیم

پس در ره جانان پی اسرار گرفتیم

از هر دو جهان مهر یکی را بگزیدیم

و از آرزوی او کم اغیار گرفتیم

گفتند خودی تو درین راه حجاب است

ترک خودی خویش به یکبار گرفتیم

ای بس که چو پروانهٔ پر سوخته از شمع

در کوی رجا دامن پندار گرفتیم

از کعبهٔ جان چون که ندیدیم نشانی

از کعبهٔ ظاهر ره خمار گرفتیم

از خرقه و تسبیح چو جز نام ندیدیم

چه خرقه چه تسبیح که زنار گرفتیم

زین دین به تزویر چو دل خیره فروماند

اندر ره دین شیوهٔ کفار گرفتیم

چون هرچه جز او هست درین راه حجاب است

پس ما به یقین مذهب عطار گرفتیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:21 PM

هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم

تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم

سر مویی ز زلف خود نمودیم

جهان را در بسی غوغا نهادیم

چو آدم را فرستادیم بیرون

جمال خویش بر صحرا نهادیم

جمال ما ببین کین راز پنهان

اگر چشمت بود پیدا نهادیم

وگر چشمت نباشد همچنان دان

که گوهر پیش نابینا نهادیم

کسی ننهاد و نتواند نهادن

طلسماتی که هر دم ما نهادیم

مباش احوال مسمی جز یکی نیست

اگرچه این همه اسما نهادیم

یقین می‌دان که چندینی عجایب

برای یک دل دانا نهادیم

ز چندینی عجایب حصهٔ تو

اگر دانا نه‌ای سودا نهادیم

مشو مغرور چندین نقش زیراک

بنای جمله بر دریا نهادیم

اگر موجی از آن دریا برآید

شود ناچیز هرچه اینجا نهادیم

اگر اینجا ز دریا برکناری

جهانی پر غمت آنجا نهادیم

وگر همرنگ دریا گردی امروز

تو را سلطانی فردا نهادیم

دل عطار را در عشق این راه

چه گویی بی سر و بی پا نهادیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:21 PM

ما ترک مقامات و کرامات گرفتیم

در دیر مغان راه خرابات گرفتیم

پی بر پی رندان خرابات نهادم

ترک سخن عادت و طامات گرفتیم

آن وقت که خود را همه سالوس نمودیم

اکنون کم سالوس و مراعات گرفتیم

در چهرهٔ آن ماه چو شد دیدهٔ ما باز

یارب که به یک دم چه مقامات گرفتیم

بس عقل که شد مات به یک بازی عشقش

ور عقل درو مات نشد مات گرفتیم

چون عقل شد از دست ز مستی می عشق

با دلشدگان راه مناجات گرفتیم

چون شیوه عطار درین راه بدیدیم

آن شیوه ز اسرار و کرامات گرفتیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

تا به عشق تو قدم برداشتیم

عقل را سر چون قلم برداشتیم

چون دم ما سخت گیرا شد به عشق

پردهٔ هستی به دم برداشتیم

در جهان جان حقیقت‌بین شدیم

وز جهان تن قدم برداشتیم

چون درآمد عشق و جان را مست کرد

ما به مستی جام جم برداشتیم

بر جمال ساقی جان زان شراب

شادی افزودیم و غم برداشتیم

پس دل خود همچو مستان خراب

از وجود و از عدم برداشتیم

در خرابی همچو عطار از کمال

گنج راحت بی الم برداشتیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

تا با غم عشق آشنا گشتیم

از نیک و بد جهان جدا گشتیم

تا هست شدیم در بقای تو

از هستی خویشتن فنا گشتیم

تا در ره نامرادی افتادیم

بر کل مراد پادشا گشتیم

زان دست همه جهان فرو بستی

تا جمله به جملگی تورا گشتیم

یک شمه چو زان حدیث بنمودی

مستغرق سر کبریا گشتیم

زانگه که به عشق اقتدا کردیم

در عالم عشق مقتدا گشتیم

ای دل تو کجایی او کجا آخر

این خود چه سخن بود کجا گشتیم

عمری مس نفس را بپالودیم

گفتیم مگر که کیمیا گشتیم

چون روی چو آفتاب بنمودی

ناچیز شدیم و چون هوا گشتیم

چون تاب جمال تو نیاوردیم

سرگشته چو چرخ آسیا گشتیم

چون محرم عشق تو نیفتادیم

در زیر زمین چو توتیا گشتیم

نومید مشو درین ره ای عطار

هرچند که نا امید وا گشتیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

بس که جان در خاک این در سوختیم

دل چو خون کردیم و در بر سوختیم

در رهش با نیک و بد در ساختیم

در غمش هم خشک و هم تر سوختیم

سوز ما با عشق او قوت نداشت

گرچه ما هر دم قوی‌تر سوختیم

چون بدو ره نی و بی او صبر نی

مضطرب گشتیم و مضطر سوختیم

چون ز جانان آتشی در جان فتاد

جان خود چون عود مجمر سوختیم

چون ز دلبر طعم شکر یافتیم

دل چو عود از طعم شکر سوختیم

چون دل و جان پردهٔ این راه بود

جان ز جانان دل ز دلبر سوختیم

مدت سی سال سودا پخته‌ایم

مدت سی سال دیگر سوختیم

عاقبت چون شمع رویش شعله زد

راست چون پروانه‌ای پر سوختیم

پر چو سوخت آنگه درافکندیم خویش

تا به‌کلی پای تا سر سوختیم

خواه گو بنمای روی و خواه نه

ما سپند روی او بر سوختیم

چون به یک چو می‌نیرزیدیم ما

خرمن پندار یکسر سوختیم

چون شکست اینجا قلم عطار را

اعجمی گشتیم و دفتر سوختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

 

تا به دام عشق او آویختیم

جان و دل را فتنه‌ها انگیختیم

دل چو در گرداب عشقش اوفتاد

تن فرو دادیم و در نگریختیم

بس که اندر وادی سودای او

خون دل با خاک ره آمیختیم

خاک پای او به نوک برگ چشم

گاه می‌رفتیم و گه می‌بیختیم

چون نیامد بر سر غربیل هیچ

پای در گل خاک بر سر ریختیم

گرچه ما زیرک ترین مرغی بدیم

لیک در دامش به حلق آویختیم

همچو عطاری ز شوق روی او

صورتش با روی جان انگیختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

گرچه در عشق تو جان درباختیم

قیمت سودای تو نشناختیم

سالها بر مرکب فکرت مدام

در ره سودای تو می‌باختیم

خود تو در دل بودی و ما از غرور

یک نفس با تو نمی‌پرداختیم

چون بگستردی بساط داوری

پیش عشقت جان و دل درباختیم

بر دوعالم سرفرازی یافتیم

تا به سودای تو سر بفراختیم

آتش عشقت درآمد گرد دل

ما چو شمع از تف آن بگداختیم

بر امید وصل تو پروانه‌وار

خویشتن در آتشت انداختیم

گاه چون پروانه‌ای می‌سوختیم

گاه با آن سوختن می‌ساختیم

همچو عطار از جهان بردیم دست

تا نوای درد تو بنواختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 465

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5040320
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث