به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

گرچه در عشق تو جان درباختیم

قیمت سودای تو نشناختیم

سالها بر مرکب فکرت مدام

در ره سودای تو می‌باختیم

خود تو در دل بودی و ما از غرور

یک نفس با تو نمی‌پرداختیم

چون بگستردی بساط داوری

پیش عشقت جان و دل درباختیم

بر دوعالم سرفرازی یافتیم

تا به سودای تو سر بفراختیم

آتش عشقت درآمد گرد دل

ما چو شمع از تف آن بگداختیم

بر امید وصل تو پروانه‌وار

خویشتن در آتشت انداختیم

گاه چون پروانه‌ای می‌سوختیم

گاه با آن سوختن می‌ساختیم

همچو عطار از جهان بردیم دست

تا نوای درد تو بنواختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

هرچه همه عمر همی ساختیم

در ره ترسابچه درباختیم

راهب دیرش چو سپه عرضه داد

صد علم عشق برافراختیم

رقص‌کنان بر سر میدان شدیم

نعره‌زنان بر دو جهان تاختیم

ترک فلک غاشیهٔ ما کشد

زانکه نه با اسب و نه با ساختیم

عشق رخش چون به سر ما رسید

سر به دل خرقه برانداختیم

سینه به شکرانهٔ او سوختیم

قبله ز بتخانهٔ او ساختیم

گرچه فشاندیم بر او دین و دل

قیمت ترسابچه نشناختیم

درد ده ای ساقی مجلس که ما

پردهٔ درد است که بنواختیم

نه که نه ما بابت درد توییم

زانکه ز درد تو بنگداختیم

با تو که پردازد اگر راستی است

چون همه از خویش نپرداختیم

جز سخنی بهرهٔ عطار نیست

زان به سخن تیغ زبان آختیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

ما درد فروش هر خراباتیم

نه عشوه فروش هر کراماتیم

انگشت‌زنان کوی معشوقیم

وانگشت‌نمای اهل طاماتیم

حیلت‌گر و مهره دزد و اوباشیم

دردی‌کش و کم‌زن خراباتیم

در شیوهٔ کفر پیر و استادیم

در شیوهٔ دین خر خرافاتیم

گه مرد کلیسیای و ناقوسیم

گه صومعه‌دار عزی و لاتیم

گه معتکفان کوی لاهوتیم

گه مستمعان التحیاتیم

گه مست خراب دردی دردیم

گه مست شراب عالم الذاتیم

با عادت و رسم نیست ما را کار

ما کی ز مقام رسم و عاداتیم

ما را ز عبادت و ز مسجد چه

چه مرد مساجد و عباداتیم

با این همه مفسدی و زراقی

چه بابت قربت و مناجاتیم

برخاست ز ما حدیث ما و من

زیرا که نه مرد این مقاماتیم

در حالت بیخودی چو عطاریم

پروانهٔ شمع نور مشکاتیم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

ما ز عشقت آتشین دل مانده‌ایم

دست بر سر پای در گل مانده‌ایم

خاک راه از اشک ما گل گشت و ما

پای در گل دست بر دل مانده‌ایم

ناگهانی برق وصل تو بجست

ما ندانستیم و غافل مانده‌ایم

لاجرم از بس که بال و پر زدیم

همچو مرغ نیم بسمل مانده‌ایم

چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد

دایما در کار مشکل مانده‌ایم

عشق تو دریاست اما زان چه سود

چون ز غفلت ما به ساحل مانده‌ایم

کی تواند یافت عطار از تو کام

چون نخستین گام منزل مانده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

در چه طلسم است که ما مانده‌ایم

با تو به هم وز تو جدا مانده‌ایم

نی که تویی جمله و ما هیچ نه

مانده تویی ما ز کجا مانده‌ایم

از همه معنی چو تویی هرچه هست

پس به چه معنی من و ما مانده‌ایم

رشته چو یکتاست در اصلی که هست

پس ز برای چه دوتا مانده‌ایم

چون تو سزاوار وجودی و بس

ما نه به حق نه به سزا مانده‌ایم

چون همه تو ما همه هیچ آمدیم

ای همه تو هیچ چرا مانده‌ایم

چون همه نه با تو و نه بی توییم

نه به بقا نه به فنا مانده‌ایم

در خم چوگان سر زلف تو

گوی صفت بی سر و پا مانده‌ایم

پاک کن از ما دل ما زانکه ما

سوختهٔ خوف و رجا مانده‌ایم

ما چو فریدیم نه نیک و نه بد

کز دو جهان فرد تو را مانده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

ما رند و مقامر و مباحی‌ایم

انگشت نمای هر نواحی‌ایم

خون خواره چو خاک جرعه از جامیم

خون ریز ز دیده چون صراحی‌ایم

هر چند که از گروه سلطانیم

نه قلبی‌ایم و نه جناحی‌ایم

جانا ز شراب شوق تو هر دم

بی صبح و صبوحی و صباحی‌ایم

گر سوختگان تو مباحی‌اند

بس سوخته‌ایم و بس مباحی‌ایم

ما فقر و صلاح کی خریم آخر

چون خاک مقام بی‌صلاحی‌ایم

در بتکده رند و لاابالی‌ایم

در مصطبه مست لافلاحی‌ایم

کافور رباحی ار بود اصلی

کافور نه کافری رباحی‌ایم

تا در رسد این می تو ای عطار

حالی ز بی می ملاحی‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

ما می از کاس سعادت خورده‌ایم

در ازل چندین صبوحی کرده‌ایم

با غذای خاک نتوانیم زیست

ما که شرب روح قدسی خورده‌ایم

عار از آن داریم ازین عالم که ما

در کنار قدسیان پرورده‌ایم

تا که مهر مهر او بر جان زدیم

نقش غیر از لوح دل بسترده‌ایم

هر که این باور نمی‌دارد ز ما

گو بیا اینک بیان آورده‌ایم

از برون پرده ما را کس ندید

زانکه ما در اندرون پرده‌ایم

گرچه عطاریم و بوی خوش دهیم

خویشتن را به ز کس نشمرده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

دست در عشقت ز جان افشانده‌ایم

و آستینی بر جهان افشانده‌ایم

ای بسا خونا که در سودای تو

از دو چشم خون‌فشان افشانده‌ایم

وی بسا آتش که از دل در غمت

از زمین تا آسمان افشانده‌ایم

تا دل از تر دامنی برداشتیم

دامن از کون و مکان افشانده‌ایم

دل گرانی کرد در کشتی عشق

رخت دل در یک زمان افشانده‌ایم

چون نظر بر روی آن دلبر فتاد

تن فرو دادیم و جان افشانده‌ایم

هرچه در صد سال می‌کردیم جمع

در دمی بر دلستان افشانده‌ایم

چون ز راه نیک و بد برخاستیم

دل ز بار این و آن افشانده‌ایم

چون دل عطار شد دریای عشق

بس جواهر کز زبان افشانده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفته‌ایم

با رخ و زلف تو شرح کفر و ایمان گفته‌ایم

یاد زلفت کرده‌ایم و نام زلفت برده‌ایم

هم پریشان گشته‌ایم و هم پریشان گفته‌ایم

تا تو جان از بس لطیفی در نیابد کس تو را

ما تو را از استعارت در سخن جان گفته‌ایم

همچو من در عشقت ای جان ترک جان‌ها گفته‌اند

تا به جانبازان عالم وصف جانان گفته‌ایم

درد عشقت را چو درمانی نمی‌دیدیم ما

درد را تسکین دل را عین درمان گفته‌ایم

وصل و هجران با تو و از تو خیال عشق توست

قرب و بعد خویشتن را وصل و هجران گفته‌ایم

چون سر و سامان حجاب راهت آمد در رهت

از سر سر رفته‌ایم و ترک سامان گفته‌ایم

با خیالت چون یکی محرم نمی‌دیدیم ما

داستان عشق خود را تا به پایان گفته‌ایم

خویشتن را در میان قبض و بسط و صحو سکر

گه گدا را خوانده‌ایم و گاه سلطان گفته‌ایم

مرد وصلت نیست کس بشنو درین معنی که ما

بس دلیل آورده‌ایم و چند برهان گفته‌ایم

گرچه عطاریم ما کاسرار راه عشق تو

گاه پیدا کرده‌ایم و گاه پنهان گفته‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

باده ناخورده مست آمده‌ایم

عاشق و می پرست آمده‌ایم

ساقیا خیز و جام در ده زود

که نه بهر نشست آمده‌ایم

خیز تا از خودی برون آییم

که به خود پای بست آمده‌ایم

چون شکستی نبود جانان را

ما ز بهر شکست آمده‌ایم

در جهانی که مست هشیار است

هوشیاران مست آمده‌ایم

ناقصان بلی خویشتنیم

کاملان الست آمده‌ایم

هستی و نیستی ما بنماند

ما مگر نیست هست آمده‌ایم

ما چنین خوار نیستیم الحق

که به عمری به دست آمده‌ایم

همچو عطار در محیط وجود

به عنایت به شست آمده‌ایم

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:16 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 465

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5040815
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث