درباره جشنواره



بر روی عکس کلیک کنید

نويسنده وبلاگ
میثم طاهری
موضوعات
آیین های عزاداری و فرهنگ محرم در شاهرود
اشعار
تصاویر
فلسفه قیام عاشورا
مقالات
اربعین حسینی
اشعار (مشاعره حسینی) ماه محرم به ترتیب حروف الفبا
عاشورا و امام حسین(ع)‏ از دیدگاه اندیشمندان جهان
احادیث
مرثیه شب عاشورا
شخصیت شناسی امام حسین(ع)
دلنوشته
کتاب الکترونیک
نرم افزارهای موبایل
40 پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع)
مناسبتها
مطالب مرتبط
مناجات محرمی با امام زمان (عج)
قطعه ادبی
فایل های فلش
فایل های پاورپوینت
وداع با محرم و صفر
فایل های صوتی (کتاب گویا)
فایل های ورد
فضیلت زیارت امام حسین (ع)
گرافیک
مراجع تقلید
آیت الله خامنه ایَ

آیت الله سیستانی



آیت الله وحید خراسانی
مترجم 36 زبان وبلاگ
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
سخنی از بهشت
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
لينک دوستان
موکب امام حسین (ع)
یاد و خاطره شهدا
صَباحَت
جشن قرآن کریم
مسجد المهدی ناجی اباد کاشان
دومین سوگواره عاشورایی راسخون
حجاب و عفاف
منبرک عاشورا
˙·٠•●✿ حسینیون ✿●•٠·˙
راسخون
غلامرضا سازگار

زیارت جابر بن عبدالله انصاری
ایام اربعین تو یا صبح محشر است
یا روز جانگداز وفات پیمبر است
بیش از هزار سال گذشته است و اربعین
از اربعین اول تو غم فزاتر است
دوران هر حماسه دو روز است و دور تو
از ابتدای خلقت تا صبح محشر است
هر جا عزای توست همان جا حریم توست
هر پیر دلشکسته در آن بزم جابر است
احرام ما لباس سیه، کعبه کربلا
اشک مصیبت تو فرات است و کوثر است
جابر بپوش جامه احرام و غسل کن
کاین سرزمین مزار بدن‎های بی سر است
این جا نه کعبه، کعبه در این جا کند طواف
این جا نه خانه، خون خداوند اکبر است
جابر در این زمین مقدس وقوف کن
کاین جا نکوتر از عرفات است و مشعر است
این جاست گلبُنی که به دامان سرخ آن
از حمله خزان صد و ده لاله پرپر است
بالای سر میا که سری نیست در بدن
پایین پا بیا که تن پاک اکبر است
بر حنجر بریده او نام زینب است
در سینه دریده او قبر اصغر است
جابر به دور قبر بگرد و نظاره کن
دور از تمامی شهدا قبر دیگر است
بوی حبیب می‎وزد از خاک آن مزار
آری حبیب نور دو چشم مظاهر است
جابر بیا به جانب گودال قتلگاه
کان جا به گوش ناله زهرای اطهر است
این سنگ‎ها که در دل گودال ریخته
یادآور جنایت خصم ستمگر است
جابر ز قتلگاه بیا سوی علقمه
کان جا حسین را سر و سردار و لشکر است
از جان مزار حضرت عباس را ببوس
چون با سرشک فاطمه خاکش مُخمّر است
عباس کیست آن که به رزم و به حلم و صبر
گاهی حسین گاه حسن گاه حیدر است
عباس کیست سرو روان دو فاطمه
عباس کیست چشم و چراغ دو مادر است
"میثم" سلام باد به جابر که بر لبش
در روضه حسین سلام مکرر است


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:48 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سفر بی تو


ز کویت گر چه رو در شام غم با چشم تر کردم
دلم پیش تو ماند و بیدل از کویت سفر کردم
به سان تیر می رفتم کمانی گشته برگشتم
ز بس با ناگواری در ره عشق تو سر کردم
عدوی دون به هر جا خواست طفلان را بیازارد
به جان تو، که من آن جا تن خود را سپر کردم
دل من بیشتر می سوخت گر قرآن نمی خواندی
که بس تُهمت زدند و صبر با خون جگر کردم
در آن اِجلاس ننگین، گرد هم آیی ننگین تر
به منطق پایگاه خصم را زیر و زبر کردم
تو از چه تا مرا دیدی دو چشم خویش را بستی
که من تا آخر مجلس نگه بر طشت زر کردم
شاعر : علی انسانی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:48 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
داغ غمت


رفتم من و، هوای تو از سر نمی رود
داغ غمت ز سینهٔ خواهر نمی رود
برخیز تا  رویم  برادر،  که  خواهرت
تنها به سوی روضه مادر،  نمی رود
گر بی تو زینبِ تو کند جای در وطن
از  خجلتش  نزد  پیمبر ،  نمی رود
سوز گلوی خشک تو! اندر لب فرات
ما را ز  یاد  تا  لب  کوثر  نمی رود
پهلوی چاک خورده ات از نیزه و سنان
ما را ز یاد تا صف محشر  نمی رود
تا گوشهٔ لحد شودم جا ز خاطرم
کنج تنور خولی کافر نمی رود
بزم یزید و طشت زر و چوب خیزران
هرگز ز یاد زینب  مضطر  نمی رود
«جودی » ز یاد آن لب خشکیده ات شها
گر در جنان رود لب کوثر نمی رود
شاعر: جودی خراسانی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:47 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
زخم های کهنه

زخمیِ زنجیرم، کبودِ بی شمارم
بر شانه هایم زخم های کهنه دارم
همشیرۀ خورشیدم و بانوی نورم
هر چند که در پنجه ی گرد و غبارم
شامِ غریبانیِ عصر خیمه هایم
آن چادر خاکیِ در حال فرارم
نام مرا با خطّ نا محرم نوشتند
یعنی اسیر کوچه های روزگارم
دیگر نمی آید به دنبالم مغیلان
دیگر ندارد آبله کاری به کارم
من حضرت یعقوبم و یوسف پرستم
بر سینه ام پیراهنت را می فشارم
دسته گل یاسی ندارم بر مزارت
امّا به جایش تا بخواهی لاله دارم
انگار من خوابیده ام در این بیابان
انگار تو افتاده ای روی مزارم
من با نیابت از تمام خاندانم
بر آستان خاکی ات سر می گذارم
شاعر: علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:46 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مقام زینب


بعد زهرا بهترین زن بین زن ها زینب است
لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است
گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق
خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است
گر بسنجی در ترازوی عمل معیار صبر
صبر گوید قهرمان صبر دنیا زینب است
گر مقام او بود از جمع معصومین جدا
آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است
در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست
آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است
آن که با تیغ زبان، کار دو صد شمشیر کرد
کوه صبر و استقامت روح تقوا زینب است
آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی
زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است
آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را
با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است
با شهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت
آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است
شد رقم پرونده اسلام با خون حسین
آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است
شاعر ژولیده می گوید به آواز جلی
بین زن ها بهترین زن بعد زهرا زینب است
شاعر : ژولیده نیشابوری


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:46 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سید رضا موید


ز نینوای تو رفتم، چو نی نوا کردم
چنان که بادیه ها را چو نینوا کردم
به هر کجا که نشستم گریستم ز غمت
به هر طرف که دویدم تو را صدا کردم
ز خارهای مغیلان بپرس کز داغت
چقدر اشک فشاندم، چه ناله ها کردم
تو دشت ماریه را کربلا ز خون کردی
به شام و کوفه من از اشک کربلا کردم
به جای ناله ز هر تازیانه دشمن
علی علی زدم از دل خدا خدا کردم
طواف پیکر بی سر به زیر خنجرها
زیارت سرِ بی تن به نیزه ها کردم
پیام خون تو بردم به هر کجا رفتم
حدیث غربت حقّ تو را ندا کردم
نتیجه دادن خونت به عهده من بود
که صبر کردم و بر عهد خود وفا کردم
لوای زحمت پیغمبران به دوشم بود
قدم خمید ولی راست این لوا کردم
تو خواستی به نماز شبت دعا گویم
تو را به جان تو در هر نفس دعا کردم
سپرد حکم تو هشتاد و چار لاله به من
که من به اشک، حراست ز لاله ها کردم
به غیر یک گل پرپر که در خرابه بماند
گلی که سوختم و از برم جدا کردم
رقیه را که نیاورده ام ببخش مرا
ورا به غربت شام بلا رها کردم
به نیزه خواندن قرآن تو ربود دلم
اگر چه سوختم از غم ولی صفا کردم
ز خطبه خواندنم انداختی و از حالم
گواست چوبه محمل که من چه ها کردم
به دست بسته بسی تازیانه خوردم تا
طناب ظلم ز دست سکینه وا کردم
اگر ز پای فتادم بسی ولی آخر
به کاخ ظلم عزای تو را به پا کردم
ببین رضای "مؤید" به گریه می گوید
کزین سرود خدا را ز خود رضا کردم


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:45 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
حضرت زینب (س) - اربعین

روزی که سر به کوه و بیابان گذاشتم
بردم به دوش پیکرم و جان گذاشتم
بانگ رحیل چون که شد از کاروان بلند
شوق وصال گشتم و هجران گذاشتم
بگرفتم از تو جان دگر ای مسیح عشق!
تا لعل لب به حنجر عطشان گذاشتم
در باغ لاله های تو داغ دلم شکفت
مرحم ز عشق بر دل سوزان گذاشتم
کردم به تن لباس صبوری گه سفر
امّا دریغ جسم تو عریان گذاشتم
پیمان عشق با تو چو بستم به کربلا
هستی خویش بر سر پیمان گذاشتم
سر گشته چون نسیم شدم در دیار شام
گنج ترا به گوشه ویران گذاشتم
از آب دیده تا دهمت شستشو حسین
جوئی برت ز دیده گریان گذاشتم
خورشید طلعتِ تو به نی کرد تا طلوع
سر از پی ات به ناله و افغان گذاشتم
بلبل صفت به گلشنِ از کین خزان تو
آوای غم به یاد بهاران گذاشتم
رفتم ولی ز قصه خود تا به روز حشر
«عنقا» صفت فسانه به دوران گذاشتم
شاعر: عباس عنقا


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:44 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
باور نمی کنم

باور نمی‌کنم که رسیدم کنار تو
باور نمی‌کنم من و خاک دیار تو
یک اربعین گذشته و من پیر‌تر شدم
یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو
یک اربعین اسیر بلایم اسیر عشق
یک اربعین دچار فراقم دچار تو
یک اربعین دویده‌ام و زخم دیده‌ام
دنبال ناله‌های یتیمان زار تو
یک اربعین بجای همه سنگ خورده‌ام
یک اربعین شده بدنم سنگ سار تو
یک اربعین به گریهٔ من خنده کرده‌اند
لبهای قاتلان تو و نیزه دار تو
مثل رباب مثل همه تار‌تر شده
چشمان خستهٔ من چشم انتظار تو
روز تولدم که زدم خنده بر لبت
باور نداشتم که شوم سوگوار تو
با تیغ و تیر و دشنه تو را بوریا کنند
با سنگ و تازیانه مرا داغدار تو
یادم نمی‌رود به لبت آب آب بود
یادم نمی‌رود بدن غرقه خار تو
مانده صدای حرمله در گوش من هنوز
پستی که نیزه زد به سر شیرخوار تو
حالا سرت کجاست که بالای سر روم
گریم برای زخم تن بی‌شمار تو
من نذر کرده‌ام که بخوانم در علقمه
صد فاتحه برای یل تکسوار تو

منبع : آریا تیم


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:44 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
گزارش سفر

آمدم از سفر و جز غمم احوال نبود
این چهل روز کم از غصهٔ چل سال نبود
با سرت بودم و فکر بدن‌ات می‌کُشتم
کاش آنروز نمی‌دیدم و پامال نبود
دم دروازهٔ ساعات عجب بزمی بود
کاشکی دور و برم اینهمه جنجال نبود
پیر شد زینبت از بس به سرت سنگ زدند
ورنه این خواهرت آنقدر کهنسال نبود
چوب را زد به لبت یاد لبت افتادم
هیچ کس فکر من و گریه اطفال نبود
خیره شد سمت سکینه، نفس‌ام بند آمد
این یکی فکر بدی داشت.... نه خلخال نبود..
خسته‌ات می‌کنم اما ز سفر برگشتم
چه بگویم خبر از زینب و اجلال نبود
جای شکر است که برگشتم و دیدم امروز
بدن کوفته‌ات گوشه گودال نبود
شاعر:مهدی صفی یار


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:43 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
سرقبر دلدار

از سر ِناقهٔ غم شیشهٔ صبر افتاده
همه دیدند که زینب سر قبر افتاده
چشم او در اثر حادثه کم سو شده است
کمرش خم شده و دست به زانو شده است
بیت بیتِ دل او از هم پاشیده شده
صورتش در اثر لطمه خراشیده شده
گفت برخیز که من زینب مجروح توام
چند روزیست که محو لب مجروح توام
این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت
پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت
این رباب است که این گونه دلش ویران است
در پی قبر علی اصغر خود حیران است
گر چه من در اثر حادثه کم می‌بینم
ولی انگار دراین دشت علم می‌بینم
دارد انگار علمدار تو برمی گردد
مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد
خوب می‌شد اگر او چند قدم می‌آمد
خوب می‌شد اگر او تا به حرم می‌آمد
تا علی اصغر تو تشنه نمی‌مرد حسین
تا رقیه کمی افسوس نمی‌خورد حسین
راستی دختر تو... دختر تو... شرمنده
زجر... سیلی... رخ نیلی... سر تو شرمنده
وای از دختر و از یوسف بازار شدن
وای از مردم نا‌اهل و خریدار شدن
سنگ‌هایی که پریده است به سوی سر تو
چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو
سرخی چشم خبر می‌دهد از دل خونی
وای از آن لحظه که شد چوبهٔ محمل خونی
شاعر:مجید تال


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:43 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
یک اربعین حیرانی

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین
مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین
با چند قطره اشک دل من سبک نشد
ابری شدم به پای تو باران شدم حسین
زلفی اگر که ماند برایت سفید شد
در اول بهار زمستان شدم حسین
کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر
قاری شدی مفسّر قرآن شدم حسین
دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست
دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین
تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم
دارم سر مزار خودم گریه می کنم
هر چند در مسیر سرت ازدحام بود
اما درست مثل همیشه امام بود
بی تو سوار ناقه ی عریان شدم حسین
من که به روی چشم علمدار جام بود
یادم نمی رود سر بالا نشین تو
بازیچه ی نگاه اهالی شام بود
در حرف های مرد و زن پشت بام ها
چیزی اگر نبود فقط احترام بود
با دست سنگ صورت تو خط خطی شده
از بس که آفتاب تو نزدیک بام بود
تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم
دارم سر مزار خودم گریه می کنم
هم پیرهن که ماند برایم بدن نداشت
هم پیکر تو روی زمین پیرهن نداشت
ای بی کفن برادرم ای بوریا نشین
این چادرم لیاقت خلعت شدن نداشت؟
آن گونه ای که من وسط خیمه سوختم
پروانه هم دل و جگر سوختن نداشت
گل های باغت از همه رنگی گرفته اند
یعنی کسی نبود که دست بزن نداشت
مردی نبود اگر یل ام البنین که بود
هرگز کسی نگاه جسارت به من نداشت
تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم
دارم سر مزار خودم گریه می کنم
ای سایه بلند سرم ای برادرم
آیینه ی ترک ترکِ در برابرم
بالم شکسته است و پرم پر نمی زند
اما هنوز مثل همیشه کبوترم
من قول داده ام که بگیرم سر تو را
از دست نیزه ها و برایت بیاورم
حالا سری برای تو آورده ام ولی
خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم
بگذار اول سخن و شکوه ام تو را
ای ماه زینب از نگرانی درآورم
هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی
راحت بخواب دست نخورده است معجرم
تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم
دارم سرمزار خودم گریه می کنم
دستی که چوب زد لب قرآنی تو را
زیر سوأل برد مسلمانی تو را
بالای تخت رفتی و دستم نمی رسید
تا که رفو کنم سر پیشانی تو را
می خواستند پیش همه کوچکت کنند
اما خدات خواست سلیمانی تو را
ای کاش ما برادر و خواهر نمی شدیم
حیران نبودم این همه حیرانی تو را
این سر، شکسته هست ولی سرشکسته نیست
یعنی کسی ندید پشیمانی تو را
تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم
دارم سر مزار خودم گریه می کنم
" علی اکبر لطفیان "


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:42 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
اربعین حسینی

صدای خواهری می‌آید انگار
غریب مضطری می‌آید انگار
بجای مادری می‌آید انگار
حسین دیگری می‌آید انگار
به روی ناقه سوز و آه دارد
به سر سربند ثارالله دارد
**
نگو خواهر بگو یک دل شکسته
غرور در چهل منزل شکسته
دلش را فتنه باطل شکسته
سرش را چوبه محمل شکسته
خدایی گریه‌هایش گریه دارد
حسینِ سر جدایش گریه دارد
**
غمی دیرینه در احوال دارد
چهل روزه غم چل سال دارد
به دست شامیان خلخال دارد
شهیدی تشنه در گودال دارد
خدا صبرش دهد این روضه‌ها را
نبیند کاش دیگر کربلا را
**
همین جا حال و احوالش عوض شد
همین جا حال اطفالش عوض شد
همین جا معجر و شالش عوض شد
همین جا ذبح، اعمالش عوض شد
حسینش را همین جا سر بریدند
قتیل‌اش را همین جا پر بریدند
**
همین جا دخترش را می‌کشیدند
شبیه مادرش را می‌کشیدند
نه تنها معجرش را می‌کشیدند
همه موی سرش را می‌کشیدند
همین جا در بغل بگرفت او را
همین جا بوسه زد زیر گلو را
**
همین جا زیر و رو شد پیکر او
همین جا بوسه می‌زد بر سر او
همین جا بود آمد مادر او
همین جا سینه می‌زد دختر او
همین جا حرف حرف ملک ری بود
همین جا آفتابش روی نی بود
**
حسین جان خواهرت از شام آمد
ز شهر کوفهٔ بد نام آمد
سرت بشکست و هی دشنام آمد
خودم دیدم که سنگ از بام آمد
به دست بسته تا شامات رفتم
دم دروازه ساعات رفتم
**
اگر چه خواهری نستوه هستم
اگر با دشمن‌ات چون کوه هستم
اگر بر کشتی‌ات چون نوح هستم
بجان مادرم مجروح هستم
خریدم غصه‌های بچه‌ها را
تمام ماتم کرببلا را
**
امانتدار بودم سعی کردم
برایت یار بودم سعی کردم
به شب بیدار بودم سعی کردم
گل ایثار بودم سعی کردم
تن‌اش با تازیانه سوخت آقا
دلم بر نازدانه سوخت آقا
شاعر:مهدی صفی یار


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:41 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
برادر زینب

اگر چه پای فراق تو پیر‌تر گشتم
مرا ببخش عزیزم که زنده برگشتم
شبیه شعله شمعی اسیر سوسویم
رسیده‌ام سر خاکت ولی به زانویم
بیا که هر دو بگرییم جای یکدیگر
برای روضه‌مان در عزای یکدیگر
من از گلوی تو نالم... تو هم ز چشم ترم
من از جبین تو گریم... تو هم به زخم سرم
من از اصابت آن سنگ‌های بی‌احساس
و از نگاه یتیمت به نیزه عباس
بر آن صدای ضعیفت بر این نفس زدنم
برای چاک لبانت به جای جای تنم
من از شکستن آن ابروی جدا از هم
تو از جسارت آن دست‌های نامحرم
به زخم کاری نیزه که بازی‌ات می‌داد
به نقش‌های کبودی که بر تنم افتاد
همین بس است بگویم که زخم تسکین است
و گوش‌های من از ضرب دست سنگین است
چهل شب است که با کودکان نخوابیدم
چهل شب است که از خیزران نخوابیدم
چهل شب است نه انگار چهار صد سال است...
... هنوز پیکر تو در میان گودال است
هنوز گرد تنت ازدحام می‌بینم
به سمت خیمه نگاه حرام می‌بینم
هر آنچه بود کشیده ز پیکرت بردند
مرا ببخش که دیر آمدم سرت بردند
مرا ببخش نبودم سر تو غارت شد
کنار مادرم انگش‌تر تو غارت شد
شاعر:حسن لطفی


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:41 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
یاس کبود

ای کربلا به قافله کربلا ببین
حال مسافران به درد آشنا ببین
ما زائران خون خداییم کربلا
بر کاروان زائر خون خدا ببین
سوغات درد و خون جگر ارمغان ماست
احوال ما ز وضع پریشان ما ببین
من زینبم که درد چکد از نگاه من
در هر نگاه شعله چندین بلا ببین
رویم کبود و دست کبود و بدن کبود
یاس کبود گر که ندیدی مرا ببین
اطفال را به گردن و بازو و دست و پا
آثار تازیانه و بند جفا ببین
هر یک کنار قبر شهیدی کند فغان
هر بلبلی کنار گلی در نوا ببین
از سجده های نیمه شب و خطبه های روز
بشکسته ایم پشت ستم را بیا ببین
هر جا کنند فتح، گذارند یک سفیر
وین رسم تازه نیست، بود هر کجا ببین
ما نیز بر رقیه سپردیم کار شام
تا او کند سفارت عظما به پا ببین

منبع : آریا تیم


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395  | 6:40 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
.: BlackSkin - Edit By Teshneh-Lab:.

تعداد کل صفحات : :: 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >

آرشيو مطالب
فروردین 1396 ،
مهر 1395 ،
آبان 1395 ،
آذر 1395 ،
دی 1395 ،
بهمن 1395 ،
اسفند 1395 ،
نظر سنجی



الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرين مطالب
تصویر بین الحرمین در شهر کربلا
چرا به امام حسین (علیه السلام) اباعبدالله می گویند
دسته های سینه زنی
نرم افزار اندرویدی زندگانی امام حسین (ع) از ولادت تا شهادت
نمای لانگ شات از حرم ارباب دو عالم...
جواد هاشمی (تربت) - مولای غریب
«برآمده از خنده بهار»
ماندگاری امام حسین (علیه السلام) و عاشورا
داستان غلام سیاه امام حسین (علیه السلام) و دعای حضرت
ضریح و شش گوشه امام حسین (ع)
سید رضا مؤیّد - هرکس که حسینى است
«و حسین علیه ‏السلام می‏خندد»
نرم افزار اندروید شهادت نامه امام حسين عليه السلام
حرم مطهر سیدالشهدا علیه السلام
عاشورا؛ آینه حقیقت مطلق
و تو آمدى ...
سین اول سلام بر ارباب
فطرس پر سوخته - سید رضا مؤیّد
خیابان منتهی به حرم اباعبدالله علیه السلام
آورده‌اند که ... : فطرس
ماجرای سلام امام حسین (علیه السلام) به پیرمرد
حرم امام حسین علیه السلام در نمایی دور
ترس از غم طوفان بلا بی معنی است - اصغر چرمی
رازهاى ماندگارى عاشورا
کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف
تاریخ و ساعت

الأربعاء‬، ٧ رجب ١٤٣٨
Wednesday, April 05, 2017

ساعت فلش مذهبی
جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آي پي شما

آمار سايت
كل بازديدها : 180253 نفر
كل مطالب : 1327 عدد
آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 16 فروردین 1396 
صوت وبلاگ

تقویم مناسبتی

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته