
آيتالله مكارم شيرازي در توصيههايي به زائران اربعين گفت: از هرگونه اهانت به مقدّسات ديگران پرهيز كنند، به خصوص اينكه گروههايي از مذاهب گوناگون در اين مراسم شركت دارند.
اين مرجع تقليد در توصيههايي به زوار اربعين و عاشقان حسيني(ع) به برخي نكات اشاره كرده است:
"بسم الله الرحمن الرحيم"
بحمدالله امسال استقبال از مراسم اربعين پرشكوه حسيني از هر سال بيشتر و پرشورتر است، اين مراسم نه تنها از نظر عدد شركتكنندگان در دنيا نظير ندارد، بلكه از نظر مسائل عاطفي فوق العاده گسترده و ايثارها و فداكاريها بينظير است.

ادامه مطلب

سال اولی که ما در خیل عظیم این جمعیت بودیم، اواخر سفر شرم داشتم بگویم من هم پیاده روی می کنم... یک مرد عربی را دیدم که خودش پاهایش مشکل داشت و داشت زنش را که او معلول هم بود دنبال خود می کشید... این یک نمونه اش بود...

ادامه مطلب
شمیم جان فزای کوی بابم
مرا اندر مشام جان برآید
گمانم کربلا شد عمه نزدیک
که بوی مشک و ناب و عنبر آید
بگوشم عمه از گهواره گور
در این صحرا صدای اصغر آید
مهار ناقه را یکدم نگهدار
که استقبال لیلا، اکبر آید
مران ای ساربان یکدم که داماد
سر راه عروس مضطر آید
حسین را ای صبا برگو که از شام
بکویت زینب غم پرور آید
ولی ای عمه دارم التماسی
قبول خاطر زارت گر آید
که چون اندر سر قبر شهیدان
تو را از گریه کام دل برآید
در این صحرا مکن منزل که ترسم
دوباره شمر دون با خنجر آید
کند جودی به محشر، محشر از نو
اگر در حشر ما این دفتر آید
شاعر : جودی خراسانی
ادامه مطلب
شکسته بال ترینم، کبود می آیم
من از محله ی قوم یحود می آیم
از آن دیار که من را به هم نشان دادن
به دست های یتیمت دو تکه نان دادن
از آن دیار که بوی طعام می پیچید
از آن دیار که طفلت گرسنه می خوابید
کسی که سنگ به اطفال بی پدر می زد
به پیش چشم علمدار بیشتر می زد
از آن دیار که چشمان خیره سر دارد
به دختران اسیر آمده نظر دارد
از آن سفر که اگر کودکی به جا می ماند
تمام طول سفر زیر دست و پا می ماند
به کودکی که یتیم است خنده سر دادند
به او به جای عروسک سر پدر دادند
به جای آن همه گل با گلاب آمده ام
من از جسارت بزم شراب آمده ام
از آن دیار که آتش به استخوان می زد
به روی زخم لبان تو خیزران میزد
منبع : پايگاه اطلاع رساني مبلّغ
ادامه مطلب
شبيكهنامتو در باور زمينگلكرد
كسينگفت"چرا زخمما چنينگلكرد"
دوبارهمزرعهكربلا شكوفا شد
دوبارهپينهدستانخوشهچينگلكرد
ببينچگونهزنيشيوناز دلشجوشيد !
ببينچگونهتركهايزخمدينگلكرد !
دوبارهميرسد امروز مردياز رهشام
كهسجدههايوياز سينهزمينگلكرد
بياد خيمهآتش، بياد روز عطش
نگاهشعر مناز زخميآتشينگلكرد
بياد غيرتمردانروز عاشورا،
بياد هيبتمرديكهرويزينگلكرد
تمامخاطرههايم، تمامزخمدلم
دوبارهتازهشد و روز اربعينگلكرد
شاعر : عبد الرحیم سعیدی راد
ادامه مطلب
دردها مي چكد از حال و هواي سفرش
گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش
تك و تنها و دو تا چشم كبود چند تا
كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش
ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما
هيچ كس باز نفهميده چه آمد به سرش
روزها از گذر كوچه آتش رفته
اثر سوختگي مانده سر بال و پرش
با چنين موي پريشان و بدون معجر
طرف علقمه اي كاش نيفتد گذرش
همه بغض چهل روزه او خالي شد
همه كرب و بلا گريه شد از چشم ترش
شاعر : عليرضا لك
ادامه مطلب














