حجتالاسلام و المسلمین دکتر «محمدکاظم رجایی» از کارشناسان حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با «برهان» از خلأهایی که در سه دههی اخیر مانع گسترش اقتصاد اسلامی شده است، سخن میگوید؛ ایشان معتقد است به اقتصاد اسلامی صرفاً به عنوان درسی چند واحدی نگریسته میشود.
گروه اقتصاد برهان؛ حجتالاسلام و المسلمین دکتر «محمدکاظم رجایی» از کارشناسان حوزه و دانشگاه، در این گفتوگو با «برهان»وگو با «برهان» از خلأهایی سخن میگوید که در سه دههی اخیر مانع گسترش اقتصاد اسلامی شده است. به گمان وی، پایهی فعالیّتها در مراکز تصمیمگیری اقتصاد کشور و نهادهای آموزشی، بر مبنای اقتصاد سرمایهداری است و به اقتصاد اسلامی صرفاً به عنوان درسی چند واحدی نگریسته میشود.
**در ابتدای کلام، لطفاً پیشینهی تاریخی اقتصاد اسلامی را به طور اختصار توضیح دهید؟
خمیر مایهی بحث اقتصاد اسلامی را در قرآن و روایات ائمه معصومین(علیهالسلام) میتوان، ملاحظه کرد. در حقوق اقتصادی بحثهای مفصل و دقیقی داریم. اقتصاد اسلامی به عنوان دانش اقتصادی اسلام فراز و فرودهای بسیاری را طی کرده است. پیشینهی تاریخی اولین کار مدون، صرف نظر از بیان اقتصاد اسلامی توسط ائمه(علیهالسلام) را میتوان در مقدمهی «ابنخلدون» مشاهده کرد که اقتصاد اسلامی خلدون» مشاهده کرد که اقتصاد اسلامی را به تفصیل توضیح داده است و صدها سال قبل از «آدام اسمیت» که پدر علم اقتصاد نامیده میشود، دربارهی اقتصاد اسلامی، کتاب نوشته است.
ابنخلدون صدها سال قبل از آدام اسمیت که پدر علم اقتصاد نامیده میشود، دربارهی اقتصاد اسلامی، کتاب نوشته است.
ابنخلدون صدها سال قبل از آدام اسمیت که پدر علم اقتصاد نامیده میشود، دربارهی اقتصاد اسلامی، کتاب نوشته است.
«ابنخلدون»، بسیار دقیق به مباحث اثباتی علم اقتصاد پرداخته است. اقتصاد را مدون و مباحث مهم آن را بیان کرده است اما بعد از ایشان این راه ادامه پیدا نمیکند و سایر علما در لابهلای سایر مباحث، به اقتصاد پرداختهاند و به شکل مستقل وارد این بحث نشدهاند. ما تا دوران مرحوم «شهید صدر» که نقطهی عطفی در اقتصاد اسلامی است، شاهد این جریان هستیم. ایشان در دههی 1960 میلادی کتاب ارزشمند و وزین خود را تدوین میکنند و در اقتصاد، وارد بحث اقتصاد اسلامی میشوند و بسیار زیبا و شیوا بحث بانکداری بدون ربا را مطرح میسازند و برای بانکداری بدون ربا، الگو ارایه میدهند که بانکداریهای بدون ربای کنونی، نشأت گرفته از آن الگو، میباشند. پس از شهید صدر تا تحقق پیدا کردن اقتصاد اسلامی، شاهد یک وقفهی نسبتاً کوتاه هستیم، یعنی بعد از آن که نهضت اسلامی ی نسبتاً کوتاه هستیم، یعنی بعد از آن که نهضت اسلامی و روشنگری اسلامی در جهان اسلام پدید آمد و تحول اساسی ایجاد کرد، یک سیر حرکتی به سمت دانش اقتصاد در دنیا و کشورهای اسلامی آغاز گردید که بخشی از آن پیدایش بانکداری بدون ربا بود. موج انقلاب اسلامی ایران نیز داری بدون ربا بود. موج انقلاب اسلامی ایران نیز باعث گردید این مقوله، کمی بنیانیتر شکل بگیرد و در دنیا پیرامون این مسأله مطالعه کنند و کشورهای اسلامی تحرکی از خود نشان دهند. تعدادی از پاکستانیها، هندیها و اندکی هم از مصریها، وارد این گود شدند و در عربستان سعودی نیز دانشگاه «ملک عبدالعزیز» به بحث اقتصاد اسلامی ورود پیدا کرد و دانشگاه اقتصاد اسلامی را ایجاد نمود و در ام القرای مکه نیز اقتصاد اسلامی، اینگونه شکل گرفت البته این کشورها با کمی فاصله با یکدیگر حرکت خود را به سمت اقتصاد اسلامی آغاز کردند.
در دانشگاه «الازهر» مصر نیز بحث اقتصاد اسلامی مطرح شد و در ایران نیز حرکت به سمت مطالعات اقتصاد اسلامی پس از انقلاب به طور جدی آغاز گردید و ارتباط بین حوزه و دانشگاه شکل گرفت. بدین ترتیب بعضی محققین مانند آیتالله «مصباح یزدی»، آقایان «مقدم» و «نظری» نیز وارد اقتصاد اسلامی شدند و مطالعاتی را انجام دادند. همچنین در این زمان جلسات خوب و عالی با اساتید علم اقتصاد برگزار شد تا اینکه آموزش اقتصاد درون حوزه شکل گرفت و محققینی تربیت شدند و میشوند که افزون بر دروس حوزه، دانش اقتصاد را نیز فرا میشوند که افزون بر دروس حوزه، دانش اقتصاد را نیز فرا میگیرند و به عنوان محققان اقتصاد اسلامی وارد گود میشوند که به لطف خدا ما اکنون از آنها بهره میگیریم.
منبع:پایگاه برهان
