وطنم ايران
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

كسب و كار خانگي

تعريف: به هر نوع فعاليت اقتصادي در محل سكونت شخصي كه با استفاده از امكانات و وسايل منزل راه اندازي شود كسب و كار خانگي ميگويند.

اهميت كسب و كار خانگي: امروزه كسب و كارهاي خانگي از بخشهاي حياتي و ضروري فعاليتهاي اقتصادي كشورهاي پيشرفته محسوب ميشوند. كسب و كار خانگي از نظر ايجاد شغل ، نوآوري در عرضه محصول يا خدمات ، موجب تنوع و دگرگوني زيادي در اجتماع و اقتصاد هر كشور ميشوند. همچنين براي جوانان ، كسب و كارهاي خانگي نقطه شروع مناسبي براي راه اندازي كسب و كار شخصي است، زيرا راه اندازي آن در مقايسه با ديگر انواع كسب و كار ساده و آسان است. به عنوان نمونه شما ميتوانيد با يك دستگاه رايانه و يك خط تلفن ، يك كسب و كار اينترنتي راه بيندازيد و كارها و خدمات مختلفي را به مردم عرضه و ازاين راه براي خود درآمد كسب كنيد.

سابقه كسب و كارهاي خانگي: كسب و كارهاي خانگي در ايران سابقه ديرينه دارند. بسياري از صنايع دستي كه امروزه هم وجود دارند، در منازل و محل سكونت افراد توليد ميشده اند. بطور كلي كسب و كار خانگي پديده جديدي نيست ،بلكه در نتيجه تغييرات و تحولاتي كه در فعاليتهاي اقتصادي - اجتماعي امروز به وجود آمده به آن توجه بيشتري شده است و اين نوع كسب و كارها روز به روز گسترش و توسعه مي يابند.

دلايل انتخاب كسب و كار خانگي:
بالا بردن كيفيت زندگي: امروزه اكثر صاحبان كسب و كار هاي خانگي بر اين باورند كه كار كردن در خانه، كيفيت زندگي آنان را بهبود ميبخشد. كاركردن در خانه باعث ميشود كه وقت بيشتري به خانواده و خانه اختصاص يابد و به ديگر مسائل و موضوعات خانواده، از قبيل تربيت و پرورش فرزندان توجه بيشتري شود.به طور كلي امروزه كار و زندگي بيش از پيش در همديگر ادغام شده اند.
توسعه فن آوري: امروزه با پيشرفتهاي زيادي كه در زمينه علوم رايانه و ديگر وسايل ارتباطي به وجود آمده، محيط خانه محل مناسب و كاراتري براي كسب و كار شده است.

مزاياي كسب و كار خانگي:
1- آزادي و استقلال عمل بيشتر
2-ساعات كاري انعطاف پذير
3-ايجاد تعادل و موازنه بيشتر بين كار و زندگي
4-پايين بودن هزينه راه اندازي
5-پايين بودن ميزان ريسك
6-امكان كاركردن پاره وقت
7-راحت تر بودن تربيت بچه ها
8-داشتن فرصت و زمان بيشتر
9-تناسب با ويژگيهاي جسمي افراد معلول و كم توان
10-احتمال موفقيت بيشتر
11-تناسب با اقشار مختلف
12-احساس راحتي بيشتر
13-عدم نياز به مجوز

براي راه اندازي كسب و كار خانگي موارد زير را بايد در نظر بگيريد:
1-درباره ايده كسب و كارتان تحقيق كنيد.
2-درباره محصول يا خدماتتان نيز اطلاعات كسب كنيد.
3-محل كار خود را تعيين كنيد.
4-مشاركت ديگر اعضاي خانواده را جلب كنيد.
5-اسم مناسبي براي كسب و كارتان انتخاب كنيد.
6-اسياب و تجهيزات مناسبي براي كسب و كارتان تهيه كنيد.
7-پوشش مناسب و درخور براي كسب و كارتان فراهم كنيد.
8-يك صندوق پستي به كسب و كارتان اختصاص دهيد.
9-با دوستان و همسايگانتان رك و صادق باشيد.
10-حساب بانكي براي كسب و كارتان باز كنيد.
12-ارتباطات بيشتري با ديگران برقرار كنيد.
13-از داشتن كسب كار خانگي واهمه و خجالتي نداشته باشيد، بلكه به آن افتخار كنيد. 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه‌ي آکسفورد[1]، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه‌ي لانگ من[2]، کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته مي‌شود.
به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت‌هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر مي‌گيرد.
1. بر طبق نظر (ارويک و هانت)[3] و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي شود. ، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب
2. (پترسن و پلومن)[4] بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.
3. پروفسور (اون)[5] ، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند.
بنابراين با توجه به تعاريف ياد شده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه ي خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگيهاي کسب و کار، عبارتند از:
1. فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
2. معامله ي کالاها و خدمات
3. تکرا رمعاملات
4. انگيزه ي سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره ي امور کسب و کار)

5. فعاليت توأم با ريسک، کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار توأم با ريسک است. 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

انديشه كسب و كار

شروع كسب و كار يكي از جالبترين عملكردهايي است كه يك فرد ميتواند داشته باشد. بيش از ده ميليون نفر هر ساله كسب و كاري را آغاز ميكنند و در نتيجه بيش از سه ميليون كسب و كار كوچك هر ساله ايجاد ميشود.
كارآفريني مزاياي متعددي دارد و در نتيجه رقابت در اين حيطه نيز بسيار است. درك ابعاد اين رقابت و طرح كسب و كار دقيق و كارا ميتواند منجر به شروع يك كسب و كار موفق شود. آيا عملكرد شما ازين مراحل تبعيت ميكند؟ سعي كنيد آنچه را كه ديگران انجام ميدهند، بررسي كنيد تا به چگونگي شروع كار پي ببريد.

سنجش ميزان آمادگي براي شروع كسب و كار
با وجود اينكه كارآفريني ميتواند منجر به موفقيتهاي زيادي شود اما شما بايد آماده و حاضر باشيد. حتما زماني را صرف تشخيص آمادگي خود براي شروع كسب و كار كنيد.
- آيا كارآفريني براي شما مناسب است؟
- آيا قادريد تشكيلات اقتصادي خود را كنترل كنيد؟
در كسب و كار هيچ تضمين و گارانتي وجود ندارد، اما ميتوانيد با طرح يك نقشه مناسب و بررسي دقيق آن شانس موفقيت خود را افزايش دهيد.
در ابتدا نقاط ضعف و قوت خود را به عنوان يك دارنده كسب و كار مورد ارزيابي قرار دهيد. با دقت به پرسشهاي زير توجه كنيد:
آيا شما تازه كار هستيد؟
البته اين به خود شما بستگي دارد كه چگونه پروژه هاي خود را ارتقا دهيد، زمان را تنظيم كنيد و به جزئيات توجه داشته باشيد.
با شخصيتهاي متفاوت چگونه برخورد ميكنيد؟
صاحبان كسب و كار نيازمند توسعه روابط كاري با افراد زيادي از جمله مصرف كنندگان، فروشندگان، كارمندان، بانكداران و افراد حرفه اي مانند وكلا، حسلبداران و مشاوران هستند. آيا شما ميتوانيد با يك مشتري مصر، يك فروشنده غير قابل اعتماد و يا يك كارمند بدخلق سر و كار داشته باشيد؟
چگونه تصميم گيري انجام ميدهيد؟
صاحبان كسب و كار كوچك نيازمند تصميم گيريهاي سريع و پايدار هستند.
آيا داراي استقامت روحي و جسمي كافي براي شروع و راه اندازي يك كسب و كار هستيد؟
داشتن يك كسب و كار جالب و مفيد اما در عين حال طاقت فرسا است. آيا ميتوانيد هفت روز هفته روزي دوازده ساعت فعاليت و كار داشته باشيد؟
چگونه برنامه ريزي و سازماندهي ميكنيد؟
تحقيقات نشان ميدهيد كه طرحهاي ضعيف عامل شكست در كار ميشوند. سازماندهي موثر مالي و برنامه ريزي دقيق در توليد ميتواند از هرگونه ورشكستگي جلوگيري كند.
آيا گامهاي شما به ميزان كافي مستحكم است؟
ايجتد يك كسب و كار ممكن است شما را از لحاظ روحي خسته كند. بيشتر صاحبان كسب و كار از قبول اين همه مسئوليت سنگين به سرعت خسته و دلسرد ميشوند. انگيزه قوي در حفظ و بقاي كار به شما كمك ميكند.

كسب و كار شما چگونه بر روابط كاري شما اثر ميگذارد؟
اولين سالهاي شروع كسب و كار ممكن است بر خانواده فشارهايي را وارد كند. اين موضوع حائز اهميت است كه افراد خانواده بدانند چه انتظاري دارند و شما بايد كاملا مطئن باشيد كه آنها در طول اين زمان شما را حمايت ميكنند. تا زمانيكه كسب و كار شما سود آور شود ممكن است با مشكلات مالي بسياري مواجه شويد كه چند ماه يا سال به طول انجامد. آيا شما قادريد خود را با استاندلردهاي پايينتر زندگي تطبيق دهيد؟

چند نكته:
دلايل زيادي وجود دارد كه نتوانيد كار خود را شروع كنيد، اما براي يك فرد توانمند، مزاياي امتيازات داشتن يك كسب و كار به خطرات موجود در آن مي ارزد :
· مدير خود هستيد.
· كار سخت و طولاني مزايايي براي شما دارد و سود آن به جاي آنكه نصيب شخص ديگري شود به شما ميرسد.
· بدست آوردن پول و رشد كاري بسيار لذت بخش است.
· اقدام به كار مخاطره آميز ميتواند جذاب و نيازمند جسارت بالائي باشد.
. ايجاد يك كسب و كار هميشه منجر به يادگيري ميشود.

دلايل شكست يك كسب و كار
- چرا يك كسب و كار با خطر شكست مواجه است؟
موفقيت در كسب و كار هيچگاه بصورت خودبخودي ويا بر اساس شانس نيست و همانطور كه گفته شد اين موفقيت اصولا به سازمان دهي و بصيرت فرد راه انداز كسب و كار بستگي دارد و تضميني براي آن وجود ندارد.
شروع يك كسب و كار هميشه ريسك پذير است و شانس موفقيت اندك ميباشد. بنابر گزارش اداره كسب و كارهاي كوچك در آمريكا (SBA) بيش از 50% كسب و كارهاي كوچك در سالهاي اول با شكست مواجه شده و 90% آنها در 5 سال اول از بين ميروند.

Michael Ames در كتاب خود به نام "كنترل كسب و كار كوچك" دلايل زير را براي شكست اين نوع كسب و كارها بيان كرده است:
1. عدم وجود تجربه
2. نداشتن سرمايه كافي
3. نداشتن جايگاهي مناسب
4. عدم وجود كنترل قوي
. سرمايه گذاري بيش از اندازه در دارائيهاي ثابت
6. قراردادهاي اعتباري ضعيف
7. استفاده شخصي از سرمايه هاي تجاري
8. رشد بدون انتظار

Gustav Berle دو دليل ديگر در كتاب خود بنام "كسب و كار را خود بر عهده بگيريد" به اين دلايل اضافه ميكند:
1. رقابت
2. فروش پائين

يك عامل ديگر در خصوص شكست كسب و كار:
با بيان اين موارد قصد ترساندن شما را نداريم بلكه ميخواهيم شما را براي مسير پر فراز و نشيبي كه در پيش داريد آماده كنيم. ناچيز پنداشتن مشكلات شروع يك كسب و كار يكي از بزرگترين موانع كارآفريني است. در هر صورت اگر صبور باشيد و به سختي كار كنيد به موفقيت دست مي يابيد.

يافتن يك راهنما
هيچ گاه فكر نكنيد كه به تنهايي قادريد كارها را انجام دهيد. يكي از بهترين روشها براي به اصطلاح عايف بناي در برابر هر گونه شكست يك راهنما است. شخصي كه داراي تجربيات مرتبط با كسب و كار است، ميتواند شما را در اين امر راهنمايي كند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:18 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

- کسب و کار خدماتی

شامل فعالیت هایی است که برای انتقال کالاها و خدمات از مکان تولید به محل مصرف، ضروری اند. بنابراین، خرید و فروش کالاها و خدمات و تمام فعالیتهایی را که انجام معادله را تسهیل می کنند(انبارداری، درجه بندی، بسته بندی، تامین مالی و...)شامل می شوند. کسب و کار خدماتی، کسب و کار تجارتی را نیز شامل می شود و به انجام آن کمک می کند. وظیفه ی اساسی کسب و کار خدماتی، برداشتن موانع فردی، مکانی، زمانی، مبادلاتی، دانشی و غیره است و جریان آزاد کالاها و خدمات از تولید کننده به مصرف کننده را فراهم می سازد.

انواع کسب و کار خدماتی
1- خدمات حمایتی:
بانکداری
حمل و نقل
بیمه
انبارداری
بسته بندی
تبلیغات

2- خدمات مستقیم:
داخلی
هنری
بهداشتی
بیمه ای
ارتباطات



2- کسب و کار تجاری

در واقع، تجارت شاخه ای از کسب و کار خدماتی است. به تعبیری، وضعیت نهایی فعالیت کسب و کار، شامل خرید و فروش کالاها و خدمات است. کسب و کارهای تجاری را بر اساس اندازه و میزان پوشش، به دو دسته ی اصلی تقسیم می کننند:

•بر اساس اندازه و ظرفیت
عمده فروش
خرده فروش

•بر اساس میزان پوشش بازار
تجارت منطقه ای
تجارت ملی
تجارت بین المللی



3- کسب و کار تجاری

در واقع، تجارت شاخه ای از کسب و کار خدماتی است. به تعبیری، وضعیت نهایی فعالیت کسب و کار، شامل خرید و فروش کالاها و خدمات است. کسب و کارهای تجاری را بر اساس اندازه و میزان پوشش، به دو دسته ی اصلی تقسیم می کننند:

•بر اساس اندازه و ظرفیت
عمده فروش
خرده فروش

•بر اساس میزان پوشش بازار
تجارت منطقه ای
تجارت ملی
تجارت بین المللی

منبع:http://www.karafarini.ir/ 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:17 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

1- زبان انگلیسی

2- IT: توانايي كار با کامپیوتر + توانايي استفاده از اینترنت + آشنايي با روشها و قوانين تجارت الكترونيكي

3- مدیریت: توان سرپرستی و راهبری

4- بازاریابی: آشنايي با خرید، فروش، تبلیغات و e-marketing

5- مالی و اقتصادی: حسابداري، مفاهيم هزينه و درآمد، آشنايي با مسائل اقتصادي

با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:16 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

زمانی هدف نظام آموزشی آن بود که کارمندان خوبی پرورش دهد. ولی با ورود به قرن 21 نظام های آموزشی هدف دیگری را دنبال می کنند.

در عصر جدید عمر مشاغل گاهی به ده سال هم نمی رسد. برای همین نیروهایی که در مدرسه و دانشگاه پرورش می یابند باید انعطاف پذیری لازم را داشته باشند که با 60 ساعت آموزش مهارت های جدیدی بیاموزند و وارد شغل جدیدی شوند. به همین دلیل بر اساس شیوه های جدید آموزشی در دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را کنار گذاشته اند. بلکه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشارکت را می آموزند.

در عصر جدید کسانی که می خواهند وارد بازار کار شوند باید توانایی مناظره، تمرکز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند که به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین کنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی که می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.

مرتضی خلخالی کارشناس باسابقه آموزشی می گوید:" در چهار دهه اخیر دانش برنامه ریزی و اصول تعلیم و تربیت به این سمت رفته که به جای دادن ماهی به کسانی که آموزش می بینند راه و روش ماهی گیری را به آنها بیاموزد. چراکه با گسترش سریع فناوری و نفوذ آن در همه ابعاد شغلی و زندگی انسان ها، دایم در حال مشاهده دگرگونی های عظیم در مشاغل یا مرگ مشاغل و به وجود آمدن مشاغل جدید هستیم.

در این شرایط برنامه های درسی باید مملو از صحنه های ارتباط علم با زندگی، برخورد با معماها، کاوشگری و پروراندن مهارت های اندیشیدن باشد. دانش آموزان باید مهارت جست و جوی منابع مورد نیاز و استفاده از داده ها و کتاب های مرجع و راهنما و امکانات رایانه و اینترنت را برای اندیشیدن و ابداع داشته باشند و فرصت های فراوانی برای مشاهده، جست و جو، پیشنهاد طرح ها و اجرای آنها، ارزیابی شواهد و نتایج و استفاده از بازخوردها برای تعدیل مسیر در اختیارشان قرار دهیم".

وزارت کار آمریکا ده مهارت شغلی که امروزه در بازار کار بسیار مورد نیاز است را این موارد اعلام کرده است:

"مهارت هاي حل مشكل، مهارت هاي فني و حرفه اي، مهارت هاي روابط عمومي، مهارت هاي برنامه نويسي رایانه ای و دانش مربوط به رایانه، مهارت هاي آموزشي مانند توانایی خدمات اجتماعی و مشاوره در مدیریت و تجارت، مهارت هاي مديريت مالي مانند حسابداری، مهارت هاي مديريت اطلاعات، مهارت دانستن زبان خارجي و مهارت هاي مديريت تجارت و بازرگاني".

با نگاهی به این موارد متوجه می شویم که مقتضیات بازار کار ایران نیز جدا از کشورهای دیگر نیست و در صورتی که فارغ التحصیلان چیز مفیدی نیاموزند، دست کم تا مدتی پس از تحصیل سرگردان می شوند. چراکه نمی دانند چگونه باید در جامعه زندگی کنند و چه شغلی داشته باشند و با استفاده از کدام مهارت، شغلشان را انتخاب و دنبال کنند.

برخی از کشورها با پی بردن به اهمیت داشتن مهارت برای جذب در بازار کار، در این زمینه کلاس های آموزشی برگزار می کنند و بودجه های قابل توجهی نیز به این کار اختصاص می دهند. به عنوان مثال در کشور ایرلند به افزايش مهارت هاي شغلي شهروندان ايرلندي به ويژه جوانان اهمیت زیادی داده می شود.

تا جایی که به علاقه مندان در سه سطح آموزش مقدماتي، دوره هاي كارآموزي و دوره هاي پيشرفته آموزشي برای افزایش مهارت شغلی آنها آموزش داده می شود. هدف از این آموزش ها هم افزايش قابليت استخدام جوانان در هنگام ورود به بازار كار و ایجاد مقدمات فعالیت آنها در بازار کار است. آنها در این کلاس ها مهارت های پایه ای برای کار را می آموزند.

این در حالی است که در کشور ما هر سال تعداد زيادي از فارغ التحصیلان دیپلمه یا دانشگاهی به جمع کسانی که به دنبال کار می گردند اضافه می شود، اما بسیاری از آنها مهارت لازم براي شروع يك حرفه را ندارند. اغلب مدركي نیز در دست دارند، اما مهارت های مورد نیاز برای کار را نیاموخته اند.

حتی بسیاری از کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند تنها بحث های تئوریک را می دانند و از آن جایی که مهارت های لازم را به شکل عملی نیاموخته اند برای جذب در بازار کار دچار مشکل می شوند.

نکته دیگر این است که در حالی که نظام آموزشی ما در زمینه آموزش مهارت های شغلی با مشکلات زیادی روبرو است، خانواده ها هم آموزش مهارت های شغلی، حتی مشاغل موروثی به فرزندانشان را نیز کنار گذاشته اند. این در حالی است که در جوامع غربی و نیز جوامع رو به توسعه چین و هند، آموزش مهارت های شغلی و کسب و کار در خانواده جایگاه برجسته ای دارد. در کشور ما هم در گذشته ای نه چندان دور فرزندان به ویژه فرزندان پسر از سنین کودکی و نوجوانی با مفهوم کار و درآمد آشنا می شدند و حتی در خانواده های ثروتمند نیز شاگردی فرزند و یادگیری کار مذموم شناخته نمی شد. ولی این سنت نیز به فراموشی سپرده شده است. برای کسب اطلاع درباره این که ملل مختلف چگونه در خانواده ها کارآفرین پرورش می دهند اینجا را کلیک کنید.

آموزش مهارت زندگی در کنار مهارت شغلی ضرورت دارد

بعضی از مهارت هایی که در حوزه مهارت های شغلی مورد نیازند، مهارت هایی هستند که در زندگی روزمره و خانوادگی نیز لازمند. به عنوان مثال می توان از مهارت حل مشکل، مهارت تحلیل و روابط عمومی نام برد.

اما مقتضیات عصر جدید، آموزش مهارت های زندگی را از جنبه های بسیار دیگری هم ضروری کرده. مرتضی خلخالی می گوید:"در دنیایی همراه با رشد جمعیت، افزایش نیازها، پیچیده تر شدن شرایط زندگی و همچنین کاهش و محدود شدن نسبی منابع طبیعی، رقابت های شدید اقتصادی، روبرو شدن با تهدیدهای متوالی و تغییر در حرفه ها و شغل ها، نوعی نگرانی و هول زدگی و فشار روحی فزاینده بر افراد تحمیل می شود.

این ناهنجاری ها، رفتارها، نگرش ها، روابط اجتماعی و شهروندی را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. در چنین جو ناآرامی پروراندن ارزش ها و گسترش عادات مطلوب دشوارتر شده. به طوری که صرفاً با سخنرانی یا نصیحت و ارشاد، مشکل به آسانی برطرف نمی شود. بنابراین در چند دهه اخیر جامعه شناسان، فلاسفه، متخصصان تعلیم و تربیت و برنامه ریزان درسی در سطح جهانی، با همکاری نهادها و سازمان هایی مثل یونسکو تلاش فراوانی برای جست و جوی راه حل های ریشه ای مؤثرتر به عمل می آورند.

در نتیجه شیوه رویارویی با این مشکلات در روش های طراحی برنامه و تدوین کتاب ها و سایر مواد آموزشی و همچنین تدوین طرح درس ها و اجرای تکالیف عملکردی گروهی و فردی و ارزشیابی آموخته های ارزشی و نگرشی در حال گسترش و رسوخ است".

به این ترتیب آموزش مهارت زندگی و مهارت های شغلی به اجزای ضروری برنامه های آموزشی دنیا تبدیل شده اند. چیزی که ضرورت آن در کشور ما نیز احساس می شود.




http://020.ir/ 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:13 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

شاید این اقتصاد کلان جهان نسبت به ارزش کار شما آگاه نباشد. احتمالا دشوار بتوانید به اندازه کاری که انجام می‌دهید، از حقوق و مزایای کافی نیز برخوردار باشید. شرایط مالی اغلب کارمندان با شرایط کاری‌شان همخوانی ندارد. چگونه می‌توان معادل با کاری كه می‌کنید از کارتان لذت نیز ببرید؟


آیا مدیران نسبت به این مساله آگاه هستند؟ آیا این مشکل جهانی است یا صرفا به کار خود شما مربوط است؟ اما کسانی هستند که ارزش کارشان را می‌دانند. آنها از کارشان لذت می‌برند و از مزایای آن نیز برخوردار می‌شوند. همیشه نمی‌توان مشکلات کاری را به اقتصاد جهانی و وضعیت کار نسبت داد. در واقع، شما باید بتوانید راه‌هایی را برای لذت‌بردن از کار و مزایای آن بیابید.
شما کار می‌کنید و به افزایش بودجه شرکت‌تان یاری می‌رسانید. در واقع، کارمندان یک شرکت عوامل اصلی موفقیت، رشد، توسعه و بالندگی یک شرکت محسوب می‌شوند، اما در کنار این مساله شما نیز دغدغه‌های خودتان را دارید. شما نیز باید به حقوق، مزایا، دستمزدها، سود و غیره فکر کنید. آیا می‌توان انتظار داشت کسی بدون حقوق و مزایا کار کند؟ پس باید نظمی در کار باشد که بتواند بین کار شما و ارزش کار شما تعادلی برقرار کند.
این ماجرا سوی‌ دیگری نیز دارد: آیا شما حق دارید دو برابر کارتان حقوق دریافت کنید؟ پاسخ منفی است، اما این اتفاق هم در بسیاری از نقاط جهان رخ می‌دهد. ارزش کار شما باید با مهارت‌ها و توانایی‌های کاری شما همخوان باشد، نه کمتر و نه بیشتر! ما معتقدیم که شما باید نسبت به کارتان اعتماد به نفس داشته باشید، ارزش کار خودتان را بدانید و به اندازه‌ استحقاق‌تان حقوق و مزایا دریافت
کنید.
در همین زمینه با یکی از مدیران برجسته در آمریکا تماس گرفتیم. ما با جناب لینکولن ماین صحبت کردیم. اغلب او را به عنوان کارآفرین هنرهای زیبا و مالک شرکت L.M. می‌دانند. او به ما توضیح داد که چگونه در کارش موفق شد. در واقع او به ما نشان داد که چگونه توانست از دل کار خلاقه‌اش کسب و کاری موفق را به راه بیندازد. پس او یک مدیر موفق است، چراکه هم ارزش کار خود و کارمندانش را می‌داند و هم کسب و کارش را سرزنده و سرپا نگاه داشته است. او چند نکته را به ما گوشزد کرد و ما تصمیم گرفتیم که این نکات را در ادامه برای شما مطرح کنیم.
(1) ارزش کارتان را بفهمید و به کمتر از آن راضی نباشید: باید بتوانید همچون یک کارآفرین و مدیر موفق فکر کنید. شما باید نیروهای خلاق و مولد خودتان را بشناسید و از آنها کار بکشید، اما نباید زیر بار حقوق و مزایایی بروید که استحقاقش را ندارید. به نیروهای خلاق و مولدتان فکر کنید، آنها را به قیاس بگذارید و به همان اندازه تقاضای حقوق کنید. همواره برای همه حقوق و مزایا وجود دارد، اما شما نباید بیشتر یا کمتر از حقتان خواستار درآمد باشید. وقتی دقیقا به ارزش کار خودتان پی بردید آنگاه اعتماد به نفس‌تان بالا می‌رود. سپس می‌توانید نسبت به حقوق واقعی‌تان حساس باشید. برای مثال، من یک ماه برای یک شرکت به‌خصوص کار کردم.
ابتدا به ساختارها و بنیان‌های شرکت نگاهی انداختم و سپس به کار خودم و ارزش‌اش فکر کردم. دست آخر، به این نتیجه رسیدم که باید فلان مقدار برای این یک ماه دریافت کنم، اما عکس این قضیه نیز صادق است: چه بسا من کمتر از حقوقی کار کرده باشم که برای این یک ماه به من پرداخت می‌شود. شاید ارزش کار من پایین‌تر از قیمتی باشد که به من داده می‌شود. در این صورت، نباید ادعای زیادی داشته باشم. اگر منصف باشم، حتی مستحق سود نیز نیستم، چراکه باعث بهبود و پیشرفت کل شرکت نشده‌ام. در نتیجه، مساله‌ مهم در گام اول تعدیل بین کار و ارزش کار است.
(2) به حرف‌های مشتریان خوب گوش دهید: در اولین ملاقات با یک مشتری پشت میز بنشینید و فقط گوش بدهید. قرار نیست در اولین برخورد با یک مشتری شما حرف زیادی بزنید. شما فقط باید سوال بپرسید. تا می‌توانید از وی سوال‌های بی‌پایان بپرسید. سعی کنید که گوشی شنوا برای دغدغه‌ها و مشکلات و خواسته‌های او داشته باشید. مثلا بپرسید آنها به دنبال چه می‌گردند؟ چه نوع خدماتی را می‌خواهند؟ هدف‌شان از این عمل چیست؟ باید به آنها مجال دهید که خوب فکر کنند و بگویند که چه می‌خواهند. شاید شما ایده‌های درخشان زیادی در سر داشته باشید. اما این ایده‌ها در این وهله‌‌ خاص اهمیت زیادی ندارند. چراکه ایده‌هاي شما به درد مشتری نمی‌خورند. در واقع، این مشتری است که باید ایده‌های شما را تغییر دهد. خودتان را حق به جانب ندانید. اول از همه باید نسبت به خواسته‌هاي مشتری حساس باشید و نه ایده‌های خودتان. شاید ایده‌های شما آنها را سردرگم کند. شاید ایده‌های شما آنها را از خواسته و برنامه‌شان دور کند. پس بهتر است به عواقب کارتان هم خوب فکر کنید.
(3) به شرکت‌های بزرگ به عنوان شرکای بالقوه نگاه کنید: جهان رفته‌رفته تجاری‌تر و عظیم‌تر می‌شود. شما نمی‌توانید فقط به خودتان نگاه کنید. باید به هر شرکت، خصوصا شرکت‌های بزرگ، به چشم شرکای فعال و بالقوه نگاه کنید. اگر بتوانید توانایی‌هایتان را در ارتباط با یک شرکت بزرگ نشان دهید، مطمئنا راه‌های جدیدی برای آینده باز خواهند شد. هر فعالیت موفق به معنای باز شدن راهی نو به سوی موفقیت‌های بعدی است. پس به هر فعالیتی بها بدهید و برای هر مشتری نیز ارزش خاصی قائل باشید. یادتان نرود هیچ چیز کوچک و بزرگ ندارد و باید توانايي پاسخگويي به همه‌ مشتریان و شرکت‌های کوچک و بزرگ را داشته باشید.
(4) چندان ناامید نباشید و به خودتان روحیه بدهید: مسلما وقتی باید پول پرداخت کنید، چندان خوشحال نیستید. اما نباید این مساله را به کارتان وارد کنید. شما باید بتوانید در مقابل روحیه‌ بد، ناامیدی و خستگی بجنگید. هدف شما موفقیت خودتان همراه با موفقیت شرکت است. در واقع، اگر شرکت شما امیدوار و موفق باشد، شما هم امیدوار و موفق خواهید بود. پس بهتر است هر وقت سراغ مشتریان می‌روید گره از اخم‌هایتان باز کنید. بهتر است لبخند بزنید تا با انرژی و حوصله کافی به سراغ مشتری بروید. در نتیجه، باید بتوانید وقت و انرژی خود را به خوبی حساب کنید.
مشتری نزد شما می‌آید، وقت و انرژی خودش را صرف خواسته‌هایش می‌کند و دوست دارد کارش به موقع و صحیح انجام شود. اما فرض کنید او یک خواسته‌ مشخص دارد. اما آن روز شما روحیه و حوصله‌ لازم را ندارید. چه اتفاقی می‌افتد؟ به جای خواسته مشتری، ده جواب دیگر به او می‌دهید. هیچ یک از این ده جواب به درد او نمی‌خورند. پس او هم شاید سرخورده شود و دیگر نزد شما نیاید. به این ترتیب، مشتری از شرکت ناراضی می‌شود. شما کارتان را بد انجام داده‌اید. پس شرکت هم حق دارد شما را اخراج کند؛ چراکه به اعتبارش لطمه زده‌اید. پس مستحق آن نیستيد که به قدر کافی حقوق و مزایا دریافت کنید. اگر کاری را دوست ندارید، ابدا آن را قبول نکنید. قبولِ یک کار بدون روحیه به معنای ضربه‌زدن به شرکت و پیش از همه نابودی خودتان است.
(5) سرتان سخت گرم کارتان باشد و به پول فکر نکنید: باید بتوانید نیروهایتان را برای کار مورد علاقه‌تان صرف کنید. اگر انسان خلاقي هستید باید بدانید که موفقیت همراه با شما خواهد آمد. خلاقیت به پول فکر نمی‌کند بلکه به مشتری و موفقیت شرکت نظر دارد. در نتیجه، سعی کنید که بی‌وقفه به دنبال دریافت حقوق نباشید. انتظارات شما و انتظارات شرکت در یک سطح قرار دارند: اگر شرکت پیشرفت کند شما نیز پیشرفت خواهید کرد. دریافت حقوق و مزایا همواره باید جنبه‌ فرعی در کارتان باشند.
این مساله در مورد مشتریان نیز صادق است: هرگز در ابتدای ملاقات مسائل مالی را مطرح نکنید. حتی اگر آنها درخواست کردند، این کار را نکنید. حتی قیمتی تقریبی از خدمات‌تان را نیز به آنها ارائه ندهید. اگر ابتدا قیمت خدمات‌تان را به آنها بدهید، هم خودتان را کوچک کرده‌اید، و هم شرکت‌تان.





نویسنده: ادوین خیمنز
مترجم: سیمین راد 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:08 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

یکی از بهترین اصول طراحی کسب و کار این است که بر فرضیات بنا می‌شود و این فرضیات قابلیت تغییر دارند.



بنابراین یکی از بهترین راه‌ها برای نظارت بر طرح کسب و کارتان این است که فرضیات خود را فهرست کنید، آنها را جلوی چشم بگذارید و به طور منظم مرورشان کنید تا در صورت تغییر آنها واکنش مناسب را نشان بدهید. در نظر داشته باشید که نفهمیدن فرضیات یکی از رایج‌ترین خطاها و اشتباهات در طراحی کسب و کار است.

طرح کسب و کارتان ضرورتا مملو است از فرضیات حساس و کلیدی؛ یعنی فرضیاتی که تغییر آنها می‌تواند اثری تعیین‌کننده در مسیر کسب و کار شما بر جای بگذارد. فروش‌های اولیه، نرخ‌های رشد، هزینه‌ها، ترافیک، تبدیل ارز، هزینه‌های مربوط به هر کلیک در اینترنت، تعداد کلیک‌ها، رهبری کسب و کار، پرسنل مورد نیاز، برونداد کسب و کار، قابلیت تولید، ... همه اینها فرضیاتی حساس و کلیدی هستند که تغییر در آنها می‌تواند به تغییر کسب و کار شما بینجامد.

ما اینجا در مورد نظریه حرف نمی‌زنیم، بلکه از طراحی کسب و کار در دنیای واقعی می‌گوییم؛ یعنی آن بیرون، در خط مقدم! دو شریک می‌شناختم که کسب و کاری مربوط به غذاهای آماده را بر اساس محل فروشگاه‌شان طراحی کردند و آن وقت چون در جایی دیگر شروع به کار کردند، کسب‌وکارشان از بیخ‌و‌بن تغییر کرد.

برای مرور فرضیات کسب‌وکارتان پرسش‌های زیر را مدنظر قرار دهید:

آیا پیش‌بینی فروشتان بر شرایط کنونی بازار امروز مبتنی است؟ چگونه این شرایط ممکن است تغییر کنند؟

اگر ارائه‌ محصولتان به تاخیر افتد، چه رخ خواهد داد؟ آیا فرضیات مربوط به فروش و هزینه‌ها تغییر می‌کنند؟ آیا می‌خواستید کالاهای ساخته‌شده در چین را بفروشید؟ آیا این طرح کسب و کار پس از انتشار اخباری مبنی بر وجود مشکل در محصولات چینی تغییر کرده است؟

اگر آن شریکتان که می‌خواست به محض تمام‌شدن مراحل اولیه‌ پا گرفتن کسب و کار، بیرون برود و کار را به شما واگذارد، تصمیمش عوض شود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

بخشی از فرآیند طراحی کسب و کار باید به اتخاذ فرضیاتی صحیح و سرراست اختصاص یابد. شما باید این فرضیات را فهرست کنید و هرگز از یادشان مبرید. طراحی کسب و کار به معنای مرورِ فرضیات به صورت منظم و خبردارشدن از تغییر آنها هم هست.

و شما چه زمانی طرح کسب و کارتان را عوض می‌کنید؟ پاسخ به سادگی این است: وقتی فرضیات‌تان تغییر کرده باشند، طرح کسب و کار شما نیز باید با آنها تغییر کند.













* تیم بری بنیانگذار شرکت نرم‌افزاری پالو آلتو، یکی از بنیانگذاران بورلند اینترنشنال و یکی از متخصصان سرشناس در حوزه‌ طراحی کسب و کار است. 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:07 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

به نظر می‌آید که همه به نوعی میل به تعلل در کارها دارند. وقتی شخصی از ارنست همینگوی پرسید چگونه می‌توان یک رمان نوشت، او در جواب گفت «اول باید یخ‌هایتان آب شود». اما تاخیر در کارها می‌تواند اثرات بسیار منفی بر بهره‌وری و روح کار داشته باشد. تعلل درکار اجتناب ناپذیر نیست.

فهمیدن علت به تعویق انداختن کارها در ابتدا و سپس برداشتن قدم‌های درست برای جلوگیری از آن کمک می‌کند که بتوانید کار بیشتری انجام دهید و نسبت به خود احساس بهتری داشته باشید.

متخصصان چه می‌گویند
«ند‌هالوول» روانپزشک و نویسنده 12 کتاب، معتقد است تاخیر در کار، اغلب نشان دهنده این مساله است که کارتان بسیار زیاد است. او می‌گوید «ما کارها را به تعویق می‌اندازیم چون کارهای زیادی برای انجام دادن داریم» و البته می‌خواهیم ازآنچه انجام آن را دوست نداریم، طفره برویم.
ترسا آمابیل، استاد مدیریت کسب و کار در دانشکده بازرگانی‌هاروارد می‌گوید «بسیاری از افراد به این علت در کار تعلل می‌کنند که از کار سخت، بیم دارند.» اما همانطور که خودتان هم می‌دانید، این توجیهی برای تلف کردن وقت نیست.


در اینجا به پنج اصل اشاره می‌کنیم که به شما کمک می‌کند کارهای خود را مدیریت کنید واگرزمانی خواستید یک کار مهم را به تاخیر بیندازید، این اصول را به یاد بیاورید.


1- بفهمید چه موضوعی شما را از انجام کار باز می‌دارد
وقتی متوجه شدید که یک کار را به تعویق انداخته اید، ازخودتان بپرسید چرا. ‌هالوول اشاره می‌کند که معمولا دو نوع از کار وجود دارد که افراد از انجام آن طفره می‌روند:
• کاری که انجام آن را دوست ندارید. این رایج‌ترین علت تعلل است. همانطور که‌‌ هالوول می‌گوید «شما هرگز خوردن غذای مورد ‌
علاقه‌تان را به تاخیر نمی‌اندازید».
• کاری که نمی‌دانید چگونه انجام دهید. وقتی دانش لازم را برای کاری ندارید یا مطمئن نیستید کاری را چگونه شروع کنید، در این صورت بیشتر احتمال دارد که از انجام آن اجتناب کنید.
وقتی متوجه شوید که چرا کاری را به تاخیر می‌اندازید، می‌توانید این چرخه را متوقف کنید و از پیامد تاخیرهای آینده جلوگیری
کنید.


2- برای خودتان ضرب‌الاجل تعیین کنید.
یکی از ساده ترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید این است که یک برنامه زمانی برای خود تهیه کنید که در آن زمان و تاریخ سررسید هر بخش از کار مشخص شده باشد. آمابیل توصیه می‌کند «به محض اینکه پروژه را گرفتید، آن را به چند بخش که قابل مدیریت باشد، تقسیم کنید تا بتوانید آن را به طور متوالی تکمیل کنید».
سپس برای هر قسمت ضرب‌الاجل تعیین کنید. او می‌گوید «در تقویم کاریتان مشخص کنید که هر روز چه قسمتی از کار روز بعد را انجام دهید تا این امکان برایتان فراهم شود که بخشی از کار همیشه انجام شده باشد.
این «بخش‌های کوچک» باعث می‌شود کار بیشتر قابل مدیریت شود و به پیشرفت کار کمک خواهد کرد. انجام قسمت‌های کوچک‌تر پروژه همیشه بسیار آسان‌تر از پرداختن به کل پروژه است. تعیین ضرب‌الاجل برای پروژه در عین حال اطمینان می‌دهد که کار به فراموشی سپرده نخواهد شد.
برای آنچه احتمال می‌دهید که در آن تعلل کنید در تقویم خود یادآوری بگذارید یا یک کاغذ کوچک روی صفحه کامپیوترتان بچسبانید. از هیچ نشانه بصری که به شما اطمینان دهد پروژه را فراموش نخواهید کرد، مضایقه نکنید.


3- انگیزه‌ها را افزایش دهید
ما اغلب به این دلیل از کار طفره می‌رویم که پاداش انجام یک کار خاص برایمان بسیار دور است. رجینا کانتی، استادیار روانشناسی دانشگاه کولگیت، مثالی را درباره پرداخت مالیات ارائه می‌دهد.
او می‌گوید «یک شخص ممکن است به خاطر اجتناب از جریمه‌های قانونی عدم پرداخت مالیات، نسبت به پرداخت آن به موقع اقدام کند، اما از آنجایی که این جریمه‌ها مربوط به آینده دور هستند و این کار از نظر او کاری خسته کننده است، ممکن است انگیزه کافی برای انجام آن نداشته باشید».
برای آنکه به یک کار به صورت فوری بپردازید، بر پاداش‌های کوتاه مدت تمرکز کنید.
می‌توانید این پاداش‌ها را خودتان ایجاد کنید. مثلا به خودتان یک استراحت با صرف چای بدهید یا یک صحبت کوتاه با یک همکار، وقتی که کار را به اتمام رساندید.
همچنین می‌توانید با ایجاد کمی‌تفریح در کار آن را دلپذیرتر کنید. مثلا همکاری با یک شخص برای یک پروژه مشکل یا ایجاد یک تفریح برای خودتان تا کار برایتان خسته‌کننده نشود.


4- دیگران را در کار دخالت دهید.
یکی از اصولی که ‌هالوول همیشه در کار بر آن تاکید دارد این است که «هیچ‌وقت به تنهایی نگران نشوید».
اگر نمی‌دانید کاری را چگونه انجام دهید، کمک بخواهید. از یک همکار یا دوست بخواهید راهنمایی تان کند یا ببینید پروژه‌های مشابه آنچه شما روی آن کار می‌کنید چگونه عمل می‌کنند و از کجا شروع کرده‌اند.
کانتی می‌گوید «دیگران بهترین منبع ایجاد انگیزش برونی هستند». اینکه شما از کسی بخواهید کارتان را باز بینی کند می‌تواند برای شما انگیزه ایجاد نماید چون می‌دانید که آن شخص انتظار دارد شما این کار را انجام دهید.
همچنین می‌توانید برای جلوگیری از تعلل در کار، با همکارتان تعامل داشته باشید: آنچه انجام می‌دهید را با او در میان بگذارید و با هم مهلت پایان کار را مشخص کنید.
5- برای خودتان عادت ایجاد کنید
هالوول می‌گوید «بعضی‌ها طوری شانه‌هایشان را بالا می‌اندازند و می‌گویند «کارهای من همیشه به تعویق می‌افتد» گویی که هیچ کنترلی بر این مساله ندارند.»
اما او در ادامه می‌گوید «البته که شما بر این مساله کنترل دارید و اگر بتوانید آن را تغییر دهید بسیار به خودتان افتخار خواهید کرد». او می‌گوید خودش نیز کارهایش را به تعویق می‌انداخته، اما خودش را تعلیم داد که این گونه نباشد. او می‌گوید «من دیگر کارها را به هیچ وجه به تاخیر نمی‌اندازم بلکه فقط آن را انجام می‌دهم».
وقتی کاری را فورا انجام می‌دهید، در این کار منافع زیادی وجود دارد و عادتی است که می‌توانید آن را اشاعه دهید. آمابیل می‌گوید «فقط پنج دقیقه از روز را به پیشرفتی که داشته‌اید فکر کنید. همچنین هرگونه تعللی که داشته اید را نیز به حساب آورید و فکر کنید روز بعد برای پیشرفت بیشتر چه قدم‌هایی می‌توانید بردارید». او پیشنهاد می‌کند که این کاررا وظیفه روزانه خود تلقی کنید. بعد خودتان را ارزیابی کنید و نظر دیگران را نیز جویا شوید. آمابیل می‌گوید «مهم‌ترین کاری که برای مثبت نگه داشتن زندگی کاری خود می‌توانید انجام دهید ادامه پیشرفت در کار به شکل معنادار است».


اصولی که باید به خاطر داشت:
• مشخص کنید که در کدام کارها بیشتر احتمال دارد که تعلل و تاخیر داشته باشید.
• برای آنکه کارها را در یک قالب زمانی مشخص انجام دهید، با مشخص کردن ضرب‌الاجل انجام کار برای خود انگیزه ایجاد کنید.
• برای رسیدن به اهداف، به خودتان جایزه بدهید.


آنچه نباید انجام شود:
• نگویید که به تعویق انداختن کارها به طور ذاتی در وجودتان هست.
• کارهای مشکل را به تنهایی بر عهده نگیرید، از دیگران بخواهید که به شما در انجام آن کمک کنند.
• سعی نکنید پروژه را یکجا تمام کنید، آن را به قسمت‌های کوچک‌تر و قابل انجام تقسیم کنید.
• در زیر در این خصوص دو مورد کاوی آورده شده است.

موردکاوی شماره 1:
بدانید چرا
لیزا فرایتاگ که مشاور بازاریابی یک شرکت اینترنتی در سیلیکون ولی است، متوجه شد که دائما برنامه‌ریزی برای یک رویداد بزرگ بازاریابی را به تاخیر می‌اندازد. هر وقت فکر می‌کرد که چه کارهایی لازم است که برای این رویداد انجام شود، از آن طفره می‌رفت و تصمیم می‌گرفت به کار دیگری بپردازد. این مساله برای خودش هم عجیب بود: او به انجام پروژه‌های بزرگ عادت داشت و کارها هر چقدر هم که پیچیده بودند، او باز هم از عهده آن برمی‌آمد. اما این پروژه از این جهت متفاوت بود که افراد دیگری از جمله روسای ارشد سازمان نیز در آن حضور داشتند. او می‌گوید «وقتی در انجام کار به افراد دیگر وابسته می‌شوم، از انجام آن طفره می‌روم. ترجیح می‌دهم فقط یک کار را بر عهده بگیرم و فقط آن را انجام دهم.» در مورد این پروژه، از اینکه به دیگران وابسته باشد نگران بود، به خصوص در مورد مدیران پرکار که تعهدات زیادی دارند.
نگرانی لیزا کمکی به حل مساله نمی‌کرد و باید این کار را انجام می‌داد. او می‌گوید: «لیستی از همه کارهایی که باید انجام می‌شد تهیه کردم و سپس مشخص کردم که کدام کارها را باید اول انجام دهم». از آنجایی که بیشتر کارها نیاز به اطلاعاتی از طرف دیگران داشت، او اطلاعاتی را که از آنها می‌خواست به همراه زمان آن یادداشت کرد. این کار باعث شد که درخواستش از دیگران کاملا مشخص شود. او می‌گوید: «من متوجه شدم که نقش بسیار مهمی‌ در دخیل کردن افراد در پروژه دارم و مدیران ارشد نیز این کار من را تشویق می‌کردند.» البته پروژه هنوز هم برای لیزا پر استرس بود، اما او آن را انجام می‌داد. او می‌گوید: «من با خودم یک قرار گذاشتم. هر روز به خودم قول می‌دادم که اکنون 20 دقیقه روی این پروژه کار کنم و 20 دقیقه را هم بعد از ظهر به آن خواهم پرداخت.» بعد از آنکه او مدتی روی پروژه کار کرد، فهمید که هر روز کار آسان‌تر می‌شود. او در عین حال، یک پاداش طولانی مدت برای خود در نظر گرفت. وقتی پروژه تکمیل شد، او تیم رابه شام دعوت خواهد کرد.

موردکاوی شماره2:
ایجاد اولویت در ذهن
ژانت بنتون، دستیاراجرایی در یک شرکت تجهیزات پزشکی بود تا اینکه ريیسش یک پروژه مهم اما با اولویت کم را برای انجام به او سپرد که ژانت در تکمیل آن به مشکل برخورد.ژانت خیلی زود متوجه شد که این پروژه را بیش از حد به تعویق انداخته است.
او با وجود همه کارهای فشرده‌ای که داشت حتی فرصتی پیدا نکرده بود که این پروژه را شروع کند. اما از آنجا که هیچ کس دیگری نبود که پروژه به او محول شود، تصمیم گرفت که آن را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کند. او می‌گوید: «موضوع اصلی این است که درک کنیم می‌توانیم قدم‌هایی برداریم حتی اگر همان روز به مقصد نهایی دست نیابیم». او پروژه را به بخش‌های کوچکی تقسیم کرد که بتواند هر بخش را طی 15 دقیقه انجام دهد.
او توسط یک نرم‌افزار برای خود یادآوری گذاشت که یک بار صبح و یک بار بعد از نهار به پروژه بپردازد و هر روز دو کار را به انجام رساند. قبل از آنکه هر روز شرکت را ترک کند، دو کاری را که باید روز بعد انجام می‌داد، یادداشت می‌کرد و به این ترتیب توانست پروژه را پیش ببرد و این کار تبدیل به اولویت روزانه او شد. او می‌گوید به
این ترتیب «توانستم این پروژه را خیلی زود تکمیل کنم و از اینکه این پروژه از روی میز من برداشته شد خیلی خوشحال بودم».
همچنین ژانت روش‌های دیگری نیز برای خود در پیش گرفت تا مطمئن شود که در هیچ کاری تعلل نخواهد کرد. او می‌گوید: «من همیشه پروژه‌های پر زحمت را در یک پوشه شفاف قرار می‌دهم و آخر وقت اداری آن را روی صفحه کلید کامپیوتر می‌گذارم». به این ترتیب، وقتی او روز بعد وارد شرکت می‌شود به او یادآوری می‌گردد که کارهایی را باید انجام دهد که نمی‌تواند از انجام آن طفره برود.

مترجم: رویا مرسلی

منبع: HBR 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:58 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Vatanam Iran :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

درباره وبلاگ

اینجانب این وبلاگ رو برای خوش آمد گویی به سال جدید زدم و میخوام در مسابقه شرکت کنم امید وارم موفق شم. لطفا نظر بدید و من رو در آباد سازی این وبلاگ همراهی کنید. برای تبادل لینک هم همچنان منتظر شما عزیزان هستم با تشکر
نويسندگان
لينکستان
امار سايت
كل بازديدها : 448560 نفر
كل مطالب : 1143 عدد
تعداد کل نظرات: 45 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 15 خرداد 1392 
امکانات وب

سخنان رهبري
نظرسنجي