وطنم ايران
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

اصل بقاي شايستگان
اقتصاد آزاد و رقابت با هم به پيش مي‌روند. رقابت مشوق كار دلسوزانه است و كار سخت‌كوشانه سازنده جامعه بهتر است.



از اين رو، هيچ چيز مهم‌تر از اين نيست كه رقابت شرافتمندانه باشد، به زور و قدرت استوار نباشد، بلكه به ارزشي پايدارتر متكي باشد.
من راجع به اصول اخلاقي صحبت مي‌كنم كه ملاكي براي حق و باطل به دست مي‌دهد. چنين اصولي بايد به ما دستور دهد كه كارهايمان را چطور بايد انجام دهيم؛ چراكه بدون اين اصول جامعه عرصه تك‌تازي زورمداران و زورمندان مي‌شود و فقط كساني كه زور عريان در اختيار دارند بر آن حكم مي‌رانند. حكومت جبر و زور رونق و پيشرفت به بار نمي‌آورد؛ كاملا برعكس، تاريخ بارها و بارها نشان داده است كه زور افسارگسيخته به خشونت مي‌انجامد.
رقابت شرافتمندانه حتي به شركت‌هاي كوچك امكان مي‌دهد تا با سرمايه اندك براساس قابليت و كارآمدي مديريت فرصت مساوي موفقيت به دست آورد. اندازه‌گيري قابليت، به معناي اخص كلمه، كار دشواري است؛ اما وجدان، پشتكار و استعداد خلاق به طور حتم عوامل مهمي هستند. آنها صفاتي هستند كه فرد مي‌تواند بدون ثروت يا نفوذ زياد در خود بپروراند و اگر رقابت بر محور آنها بچرخد كسي كه قابليت ذاتي داشته باشد، مي‌تواند در هر حوزه‌اي از كسب‌و‌كار موفق شود.
از طرفي ديگر، اگر قدرت مالي قواعد رقابت را تعيين كند، آن گاه قابليت‌ها اهميت كمتري پيدا مي‌كند و شركت‌هاي كوچك با سرمايه اندك؛‌ اما با مديران توانا، قادر به رقابت نخواهند بود. در بلندمدت اگر قدرت مالي تعيين‌كننده باشد،‌ هيچ كس، چه جامعه و چه شركت‌هاي ذي‌نفع، سود نخواهند برد.
در كار توليد، هر شركت بايد تمام خلاقيت‌ها و نوآوري‌هاي خود را به كار گيرد تا كالاهاي مرغوب توليد كند – هزينه‌هاي توليد و هزينه‌هاي جاري را به منظور كاهش قيمت‌هاي خرده‌فروشي پايين نگه دارد – و سود معقولي به دست آورد. اين كار باعث پيشرفت مي‌شود و رقابت از اين جنبه بايد ترغيب و تشويق شود. اگر شرايط رقابت شرافتمندانه باشد، حتي شركت‌هاي كوچك هم مي‌توانند با شركت‌هاي بزرگ‌تر با شرايط يكساني رقابت كنند. حتي براي رقابتي جانانه شركت كوچك يا متوسط با مديري لايق بهتر كار
مي‌كند.
در هر صورت، كساني كه مناسب يك حوزه از فعاليت‌ها هستند از رقابت جان به در مي‌برند؛ در غير اين صورت بايد تلاش كنند در عرصه‌هاي ديگر قابليت‌هاي خودشان را به عمل درآورند. اين به نظر من الگوي طبيعي پيشرفت است و براي تكامل جامعه متوازن اساسي است.

دو چهره وفور نعمت
وظيفه كسب‌و‌كار صنعت اين است كه به نيازهاي مردم پاسخ دهند و كيفيت زندگي مردم را با توليد و توزيع بيشترين تنوع كالاهاي مناسب بهبود بخشند. در اصل علت وجودي كسب‌و‌كار كمك به ارتقاي سطح زندگي مردم است. با اين حال، ما فقط با نان خالي زنده نيستيم و داشتن رفاه مادي به هيچ وجه تضمين‌كننده سعادت نيست. فقط غناي روحي مي‌تواند شادي واقعي به بار آورد.
اگر اين حرف درست باشد، آيا كسب‌و‌كار بايد فقط با جنبه‌هاي مادي زندگي سروكار داشته باشد و رسيدگي به روح انسان را به اعتقاد يا اخلاق واگذار كند؟ من اين طور فكر نمي‌كنم. اهل كسب‌و‌كار هم بايد بتوانند در آفريدن جامعه‌اي از لحاظ معنوي غني و از لحاظ مادي ثروتمند سهيم باشند.
كاري كه ما- اهالي كسب‌و‌كار- مي‌توانيم بكنيم اين است كه اخلاق و رفتار كاري مناسبي اتخاذ كنيم و به كار ببنديم و حفظ كنيم. براي مثال، اگر ما در پرداختن صورت‌حساب‌ها بي‌دقت باشيم، كسب‌وكار ما نابسامان مي‌شود اين كار به نوبه خود مي‌تواند تاثير دلسردكننده‌اي بر افراد ذي‌سهم و در مجموع بر كل جامعه بگذارد. بنابراين، ما بايد در رسيدگي به امور مالي دقيق باشيم و ديگران را هم تشويق كنيم تا در مورد وصول و پرداخت صورت‌حساب‌ها هوشيار باشند.
اين حرفي اغراق‌آميز نيست كه كسب‌وكار پررونق با تسويه‌حساب‌هاي به موقع شروع مي‌شود. شركت يا فروشگاهي كه بر شالوده محكم مالي و اخلاقي عمل مي‌كند، تاثيري مثبت بر افراد ذي‌ربط، خواه كاركنان خواه مشتريان خواهد داشت. حتي بعضي افراد در جريان كار شركت يا فروشگاه از لحاظ اخلاقي و تاثير ثمربخش بر يكديگر روحيه‌سازي مي‌كنند.
خدمت ديگري كه اهل كسب‌وكار مي‌توانند و بايد براي ارضاي روحي مردم انجام دهند، تشويق و ترغيب استقلال مديريت است. تلاش‌هاي مستمر براي كاهش بدهي‌ها و افزايش سرمايه، بهبود كيفيت محصولات يا خدمات از طريق بخش تحقيق و توسعه داخلي و حل هر مشكلي كه ممكن است با منابع خاص مديريت بروز كند و نه به هزينه ديگران- همه اينها- توصيف‌كننده چيزي است كه من مديريت مستقل مي‌خوانم.
اهل كسب‌وكار بايد تمام مديران را تشويق كنند تا سياست‌ها و فعاليت‌هايي را دنبال كنند كه استقلال شركت را افزايش مي‌دهد و اين كار بايد به لحاظ استقلال كارآفريني به همكاري ميان بازرگان‌ها كمك كند. اگر اهالي كسب‌وكار بتوانند در اين تلاش‌ها موفق شوند براي جامعه نمونه خواهند شد.
من مطمئن هستم كه بسياري راه‌هاي ديگر وجود دارد كه كسب‌وكار و صنعت مي‌توانند به غناي معنوي زندگي مردم خدمت كنند. در هر صورت، اصلي‌ترين مسووليت مشترك در قبال جامعه اين است كه هر شركت به سهم خود بر پاي خود بايستد. فقط در اين صورت است كه شركت‌هاي بزرگ و كوچك مي‌توانند دست به كار ساختن جامعه‌اي واقعا مرفه هم از لحاظ مادي و هم از لحاظ معنوي شوند. 

منبع: كتاب نه براي لقمه‌اي نان | ترجمه: محمود متحد |




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:50 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

بعضي كارها هستند كه حتي بدون سرمايه اوليه مي‌شود انجام‌شان داد اما لازمه آن تحقيق كردن، وقت گذاشتن و مهم‌تر از آن عجول نبودن است. پس نگران نباشيد، كمي وقت بگذاريد و فرصت‌هاي شغلي منطقه زندگي خود را بشناسيد. به‌دنبال نيازهاي منطقه بگرديد. براي اين كار بايد مدتي در محل زندگي‌تان بچرخيد و درددل‌هاي كسبه و مشتريان را بشنويد. مطمئن باشيد اين روزها همه به‌دنبال يك گوش شنوا مي‌گردند، ايده‌هاي شما از همين درددل‌ها بيرون مي‌آيند، ما هم از همين درددل‌ها و تجربه‌هايي كه در از كارشناس و استادهاي فن پرسيديم به نتايج جالبي دست پيدا كرديم. شايد از نظر شما 35 ميليون تومان، پول زيادي براي سرمايه‌گذاري كردن نباشد اما باور كنيد به جاي اين‌كه با اين پول و به اضافه پول وامي كه از بانك مسكن مي‌گيريد، برويد و دنبال خانه باشيد، مي‌توانيد نهايت سودآوري را از اين سرمايه به ظاهر كم داشته باشيد. 30 ميليون تومان سرمايه زيادي است؛ به شرط اين‌كه قدرش را بدانيد و در راه مناسبي سرمايه‌گذاري كنيد. ما براي شما پيشنهادهايي را ارائه مي‌دهيم كه هرچند صد درصد تضمين سود آوري را نمي‌دهند اما از آزمون و خطاي ديگران با سربلندي بيرون آمده‌اند. در حقيقت آنچه در اين گزارش مي‌‌خواهيم بگوييم، حاصل تجربه كساني است كه با همين سرمايه شروع به كار كرده‌اند. به هر حال يادتان باشد كه شما 100 ميليون هم پول داشته باشيد و بهترين شيوه سرمايه‌گذاري را هم بدانيد، اگر دانش كافي آن كار و تجربه در آن زمينه را نداشته باشيد، فرصت‌ها، محدوديت‌ها و رقباي آن بازار را نشناسيد نه تنها سود نمي‌كنيد، بلكه سرمايه اوليه خود را هم بر باد مي‌دهيد.




1 - بياموزيد و آموزش دهيد

اگر تخصص و سواد كافي براي انجام برخي از فعاليت‌هاي اقتصادي را نداريد، نگران نباشيد. در نخستين قدم كمي درباره كارهايي كه به تخصص كمتر و مكان محدودتر نياز دارند، تحقيق كنيد. در اين تحقيق خود به مقوله سود و فروش خوب دقت كنيد. قسمت كمي از سرمايه‌تان را صرف پرداخت هزينه‌هاي كلاس‌هاي تخصصي كنيد و حرفه‌اي را بياموزيد. به‌طور مثال، طلا‌سازي‌ ياد بگيريد و بعد يك كارگاه طلاسازي بزنيد يا مدتي در همين شغل كاركنيد و بعد از چند سال كه مهارت لازم را كسب كرديد با سرمايه‌تان يك كارگاه راه بيندازيد يا يك كلاس آموزشي. به هرحال مي‌توانيد دنبال هر هنري كه دوست داريد برويد، بياموزيد و سپس با همين سرمايه يك دفتر كوچك اجاره كنيد و هرچه مهارت كسب كرده‌ايد را آموزش بدهيد. اين مطمئن‌ترين روش است و شما درصورت موفق نشدن، هيچ ضرري نكرده‌ايد. البته يك راه ساده‌تر هم وجود دارد كه سود خوبي دارد و با اين سرمايه به راحتي مي‌شود، راه انداخت. مهم‌ترين موضوع اين است كه بدانيد چه راه‌هايي براي سودآوري شما وجود دارد و آن را راه بيندازيد. براي قدم اول سري به خيابان انقلاب بزنيد و دقت كنيد كه مغازه‌هايي كه به تكثير، چاپ، تايپ و... مشغول هستند و تعدادشان هم بالاست، هميشه شلوغ هستند. اين كار سرمايه زيادي نمي‌خواهد و سود خوبي هم دارد. فقط كافي است اگر با كامپيوتر و برنامه آفيس و فتوشاپ آشنايي نداريد به يك دوره كلاس آفيس برويد. كاركردن با دستگاه كپي هم كار سختي نيست. شما مي‌توانيد روزانه بيش از 100 هزار تومان درآمد داشته باشيد، به‌خصوص اگر محل كارتان در مكان مناسبي مثلا نزديك مدرسه يا دانشگاه باشد.




2- به‌دنبال مجوز باشيد

اگر ايده خاصي به ذهن‌تان نمي‌رسد، مي‌توانيد از ايده ديگران استفاده كنيد و درصد ايده آن‌ها را سر هر ماه بپردازيد. مثلا مي‌توانيد يك گشتي در شهر بزنيد و فهرستي از رستوران‌هاي كوچك اما معروف را تهيه كنيد. در اين زمينه رستوران‌هاي بين‌المللي كه زياد گران نيستند مثل رستوران‌هاي عربي يا تركي مناسب هستند. شما مي‌توانيد مجوز راه‌اندازي يك شعبه را از آن‌ها بگيريد و ماهانه درصدي از سودتان را به آن‌ها بدهيد. يا مي‌توانيد مجوز پيك موتوري بگيريد. تا جايي كه مي‌دانيم «پيك بادپا» كه در حال حاضر از معتبرترين پيك‌هاست، اين فرصت را در اختيار متقاضيان مي‌گذارد. خب براي اين كار فقط كافي است تا مكاني را اجاره كنيد و چند پيك موتوري استخدام كنيد و البته بيمه اجناس هم فراموش نشود. گرفتن نمايندگي فروش شارژ ايرانسل يا همراه اول و فروش اينترنت پرسرعت نيز گزينه‌هاي بعدي هستند كه با ريسك پايين‌تري همراه هستند.




3 - توليدي راه بيندازيد

سرمايه افراد از يك حدي كه بالا مي‌رود دوست دارند براي خودشان كسب و كاري راه بيندازند و به‌اصطلاح خودشان آقاي خودشان باشند اما اين كار به اين سادگي‌ها نيست و بدون تجربه و دانش كافي نه تنها سودآوري ندارد بلكه ممكن است سرمايه خودتان هم از دست برود. براي مثال خيلي‌ها دوست دارند توليدي راه بيندازند، به‌خصوص آن‌هايي كه مكاني هم براي اين كار در اختيار دارند و نيازي نيست تا اجاره محلي براي راه‌اندازي توليدي را بدهند. ما به شما پيشنهاد مي‌كنيم اگر كه جايي مناسب براي اين كار داريد پس از به‌دست آوردن دانش و تجربه كسب و كار كوچكي راه بيندازيد. بهتر است سراغ كارهاي خيلي سخت نرويد و مهم‌تر از همه اين‌كه فرصت‌هاي محل زندگي‌تان را بشناسيد. شما مي‌توانيد كارگاه توليد جوراب زنانه راه بيندازيد كه هميشه بازار خودش را دارد. شما با خريدن چند ماشين ساده جوراب‌بافي، مي‌توانيد جوراب‌هاي زنانه را به سادگي توليد كنيد. جوراب‌هاي زنانه به‌دليل مصرفي بودن‌شان، قيمت مناسب آن و نوع مشتري هميشه بازار پرفروشي دارد و ضمن اين‌كه كاركردن با اين ماشين‌ها بسيار ساده است و قطعات يدكي آن هم به وفور در كشور موجود است و اگر دستگاه خراب شود يك تكنسين داخلي هم مي‌تواند آن را تعمير كند. جالب است بدانيد كه ممكن است كارتان بگيرد و حتي به كشورهاي همسايه صادرات هم داشته باشيد. بله، در حال حاضر جوراب‌هايي كه با نام «پارازين» توليد مي‌شوند به برخي از كشورهاي همسايه صادر مي‌شوند. شما مي‌توانيد روزانه حداقل 100 هزار تومان از اين كار درآمد داشته باشيد پس بهتر است تحقيقات كافي انجام بدهيد و اگر بازار را مناسب ديديد، براي گرفتن مجوز به صنف جوراب‌بافان برويد. باور كنيد اگر كمي تحقيق كنيد، كارهاي ساده‌تر و پرسودتري هم پيدا مي‌كنيد.


4 - مواد‌غذايي هميشه پرسود است

از آنجايي كه خوراك از نيازهاي اوليه هر انساني است پس در هر شرايطي بايد اين نياز برآورده شود. به خاطر همين نياز ساده، اين شغل و هر حرفه‌اي كه با مواد‌غذايي در ارتباط است، هميشه بازار خودش را دارد و سود بالايي هم دارد. اشتباه نكنيد، منظور ما اين نيست كه برويد و يك كارخانه مواد‌غذايي راه بيندازيد، كمي بيشتر فكر كنيد. شما مي‌توانيد به خدمات جانبي كه كارخانه‌هاي مواد‌غذايي نياز دارند هم فكر كنيد و روي آن‌ها سرمايه‌گذاري كنيد. به‌طور مثال اين روزها صنعت بسته‌بندي از خود مواد‌غذايي هم بيشتر اهميت دارد و مردم بيشتر جذب بسته‌بندي‌هاي خاص و متفاوت مي‌شوند. بهتر است به‌دنبال يك يا چند ايده خوب باشيد و در يك كارگاه كوچك به بسته‌بندي با طراحي‌هاي مخصوص خودتان بپردازيد. ايمان داشته باشيد كه اگر در اين كار خلاقيت به خرج دهيد در كمتر از يك سال فرد ثروتمندي مي‌شويد. اين روزها به راحتي مي‌توان با استفاده از ظرفيت خالي كارخانه‌ها يا كارگاه‌ها‌يي كه پروانه بهداشت دارند، حبوبات و ادويه‌جاتي مثل فلفل، دارچين، زردچوبه و... را به‌صورت سفارشي تحويل گرفت و آن‌ها را با بسته‌بندي‌هاي خود و با برند خاص خودتان در بازار خاصي چون پادگان‌ها، دانشگاه‌ها، بيمارستان‌ها و... توزيع كرد. البته ممكن است كارتان حسابي بگيرد و از يك كارخانه بزرگ، سفارش بسته‌بندي محصولات‌شان را بگيريد. هر گاه گذرتان به ميدان راه‌آهن افتاد، حتما يك سري به مغازه‌هاي ظروف يك‌بار مصرف بزنيد و سر صحبت را با مغازه‌داران اين حرفه باز كنيد. آن‌ها تنها صنفي هستند كه هميشه بازار خاص خودشان را دارند و نگران مشتري و ضرر كردن نيستند. به گفته آن‌ها در اين حرفه سودآوري حتمي است به شرط اين‌كه بتوانيد نبض بازار را در دست بگيريد.


5 - يك بوتيك و يك مشاور برندينگ لازم است

ما ايراني‌ها به سوي هر ايده‌اي كه جالب باشد، ناخودآگاه جذب مي‌شويم و به قول معروف؛ حسابي هم جوزده مي‌شويم. شما بايد به‌دنبال يك ايده تك باشيد. حتما داستان صاحب اصلي «هايدا» يا «آيس پك» را بخوانيد. آن‌ها دانشجويان معمولي بودند كه با يك ايده جديد كه اتفاقا خيلي هم كم‌خرج بودند، امروزه به دسته ميلياردرها پيوسته‌اند. اگر راهنمايي ما را مي‌خواهيد كه بايد بگوييم ايده شما بهتر است در راستاي خوراكي‌هايي باشد كه اتفاقا ارزان باشند، خاص باشند و اسم زيبايي هم داشته باشند. مثلا ذرت مكزيكي هم ايده جديد بود، هم اسم زيبايي داشت و هم قيمت آن مناسب بود كه اين روزها اين همه طرفدار دارد. بعد از خوراكي، خدمات پوشاك نيز ايده مناسبي است به‌خصوص براي افرادي كه دنياي مد را خيلي خوب مي‌شناسند. البته منظور ما راه انداختن يك بوتيك صرف نيست بلكه شما بايد ايده خاصي هم داشته باشيد. به‌طور مثال مي‌توانيد از يك كارشناس برندينگ مشاوره بگيريد و به مشتريان خود بگوييد كه شما يك طراح مد داريد كه به آن‌ها مشاوره مي‌دهد. باور كنيد اين ايده جالبي است كه مي‌تواند فروش شما را تا بيش از 50درصد افزايش بدهد. يادتان باشد كه جوان‌ها از هيچ‌چيزي بيش از مشاوره گرفتن در امر مد و پوشاك خوشحال نمي‌شوند و اين‌گونه براي سوال هميشگي‌شان يعني؛ چي بپوشم؟ اين مدل به من مي‌آيد؟ حالا بايد با چي‌ ست بكنم؟ و... جواب مناسبي پيدا مي‌كنند.


6 - كسب و كارهاي كوچك پرسود

تمام آن‌هايي كه پولدار شده‌اند از روز اول اين همه سرمايه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادي خود پول زيادي به دست آورده‌اند. بايد پرس و جو كنيد و ببينيد در محل يا شهر شما چه كاري بازده و سود بيشتري دارد اما هميشه يكسري شغل‌ها به اقتضاي زمانه شكل مي‌گيرد كه ريسك كمتري دارد و درآمد خوبي هم نصيب افراد مي‌شود. براي مثال مي‌توانيد با اين پول نمايندگي ايرانسل و فروش شارژ بگيريد يا اين‌كه از مخابرات شهرتان نمايندگي فروش اينترنت پرسرعت بگيريد. بيليارد و تفريحاتي از اين قبيل هم با استقبال جوانان روبه‌رو مي‌شود. يك كار پرسود‌تر اين است كه شما بوفه يك مكان ورزشي، بيمارستان، فرهنگسرا، مدرسه، دانشگاه و امثال اين مكان‌ها را اجاره كنيد. اغلب اين مكان‌ها با قيمت مناسبي اجاره داده مي‌شوند و فروش بسيار خوبي هم دارند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:47 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

اگر از شعل خود راضی نیستید و آن را کسل کننده می‌دانید، دو راه پیش روی شماست. می‌توانید به روزهای کسل کننده وحتی گاهی پر از بدبختی در اداره ادامه دهید و یا مدتی کار را کنار بگذارید تا شغل بهتری بیابید. در ادامه 10 نکته که به شما کمک می‌کنند تا یک فرم درخواست عالی تنظیم کنید و در مصاحبه بی نظیر باشید را خدمت شما ارائه می‌کنیم. امیدواریم در نهایت بتوانید در کمپانی که به آن علاقه دارید استخدام شوید.






10. گردآوری یک رزومه‌کاری که بتواند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد

با وجود این که من اصولا به رزومه اعتقادی ندارم (چرا که معمولا خیلی سریع مرور می‌شود و معمولا دقیق مورد بررسی قرار نمی گیرد) اما اکثر مشاغلی که به دنبالشان هستید تقاضای رزومه خواهند کرد. کمی خلاقیت می‌تواند شما را به گزینه ای منحصر به فرد و متفاوت تبدیل کند. ابزار آنلاین در این زمینه می‌توانند بسیار مفید باشند، به خصوص اگر به دنبال چیزی نه چندان معمولی باشید. Visualize.me می‌تواند یک اینفوگرافیک جذاب را برای رزومه شما خلق کند. سایت هایی چون Re.vu و Zerply به شما کمک می‌کنند تا صفحات حرفه ای را ایجاد کنید که می‌توانند به عنوان رزومه دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند. About.me و Flavors.me نیز می‌توانند همین کاربرد را داشته باشند. بهترین ابزاری که به کارتان می‌آید را استفاده کنید و مطمئن شوید که رزومه‌تان برجسته و منحصر به فرد باشد. بیشتر اوقات، این کار به سادگی انتخاب فونت و رنگ مناسب است. زیاد طول نمی کشد تا یک رزومه زیبا و حرفه ای بسازید، پس در طراحی آن کمی دقت کنید تا بخشی از توده رزومه های خوانده نشده نباشید.



9. هنگام تهیه رزومه از کلمات معمولی و عامیانه استفاده نکنید

وقتی رزومه خود را می‌نویسید، نباید از لحنی استفاده کنید که شما را مثل سایر افراد نشان می‌دهد. یعنی از اصطلاحات رایج و تکراری (مثل با انگیزه، خلاق، پویا) و عبارات کلیشه ای (مثل دقیق و جزء گرا، پایبند به کار تیمی، مهارت های ارتباطی عالی) پرهیز کنید. همچنین عباراتی چون "منابع و مدارک در صورت درخواست شما ارائه می‌شوند" جملات زائدی هستند که فقط فضا را اشغال می‌کنند و نیازی نیست که در رزومه نوشته شوند. بد نیست اگر در انتها یک بار رزومه را از انتها به ابتدا بخوانید تا اگر خطایی بود آن را اصلاح کنید و وقتی کار پایان یافت می‌توانید آن را روی RezScore اجرا کنید تا در صورت امکان آن بهینه کند.



8. در سایت های کاریابی غیر رسمی و مرتبط با یک شغل خاص نیز به جستجو بپردازید

اگر جای خاصی را برای کار کردن مد نظر ندارید، می‌توانید به جستجوی در چندین گزینه بپردازید. اما اگر برای این کار سراغ سایت های محبوب مثل Monster و Craiglist بروید، به دنبال سوزنی در کاهدانی خواهید بود. این بدان معنا نیست که این سایت‌ها شغل مناسبی در جاهای مختلف ندارند، اما در خیل عظیمی از موقعیت های نا مطلوب پیشنهاد شده سر در گم خواهید شد تا شاید بتوانید گزینه مورد نظرتان را بیابید. به جای روش سنتی، یک سایت غیر رسمی چون OneDayOneJob.com را امتحان کنید، که پیشنهاداتی را به صورت روزانه به شما ایمیل می‌کند. SimplyHired به ظاهر یک سایت کاریابی استاندارد است، اما لیست هایی را به طور مستقیم از وب سایت کمپانی‌ها تهیه می‌کند. TweetMyJobs کار جستجو را برای شما ساده تر می‌کند. کافی است بگویید چه نوع کاری می‌خواهید تا گزینه های مختلف را به محض یافتن برای شما SMS، توییت و یا ایمیل کند. حتی اگر چند سالی است که از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، شاید بدتان نیاید به لیست مشاغلی که به فارغ التحصیلان جدید ارائه شده نگاهی بیاندازید. حتی اگر احساس کنید بهتر از این مشاغل حق شماست، از این طریق می‌توانید بفهمید کدام کمپانی‌ها به دانش آموختگان دانشگاه شما علاقه بیشتری نشان می‌دهند. می‌توانید برای موقعیت های بهتر نیز به سایت کمپانی مراجعه کنید و برای آنها درخواست ارسال کنید.



به جای آن می‌توانید روی سایت هایی که نوع خاصی از مشاغل را که مطلوب شما نیز هستند هدف قرار داده اند، تمرکز کنید. مثلا Dice.com یک گزینه مناسب برای مشاغل مرتبط با تکنولوژی است و Authentic Jobs یک گزینه عالی برای طراحان و توسعه دهندگان می‌باشد. شغل مورد نظرتان را به همراه عبارت "Job Search site" در یک موتور جستجو وارد کنید تا شاید ابزاری را بیابید که روی نظر و گزینه مطلوب شما تمرکز بیشتری داشته باشد.

البته سایت های معرفی شده، غیر ایرانی بودند. شما می‌توانید به جای آنها از وب سایت هایی همچون، IranTalent، JobIran، karyab، Estekhdam ، Banki و ... در ایران استفاده کنید.



7. به جای جستجوی موقعیت و رتبه کاری بهتر به دنبال کمپانی بهتری باشید تا شغل بهتری داشته باشید

داشتن شغل عالی فقط به معنای لذت بردن از انجام آن نیست، بلکه محطی کاری مناسب نیز بسیار مهم است. یعنی باید به دنبال کمپانی هایی باشید که سابقه مقبولی در رفتار با کارکنانشان دارند. نیازی نیست تقاضای کار به گوگل بدهید، شما می‌توانید به دنبال شرکت هایی باشید که مزایای زیادی دارند. برای این کار کمی تحقیق نیاز است. همه کاری که باید بکنید این است که با آنها تماس بگیرید و سعی کنید با همه کارکنان صحبت کنید. به آنها بگویید "من قصد دارم به شرکتی که شما در آن کار می‌کنید تقاضای کار بدهم اما قبل از آن مایلم درباره کار کردن در آنجا بیشتر بدانم. ممنون می‌شوم اگر بگویید کار کردن در آنجا چگونه است." اکثر افراد از به اشتراک گذاشتن نظراتشان خوشحال می‌شوند و اگر سرشان شلوغ بود می‌توانید در وقت دیگری با آنها تماس بگیرید. اگر شرایط به نظر خوب بود، هنگام دادن درخواست کار می‌توانید روی دوستی که در آنجا پیدا کرده اید برای کمک حساب کنید. در واقع با یک تیر دو نشان زده اید. اگر شرایط آن طور که دوست دارید پیش نرفت، Glassdoor یک منبع آنلاین است که تجربیات افراد را درباره کمپانی های مختلف در اختیار شما قرار می‌دهد.



6. یاد بگیرید که حتی تجربه کاری بی ربط خود را نیز مرتبط با شغل مطلوبتان نشان دهید

من اکثر مواقع تلاش می‌کنم به گونه ای از تجربه های کاری قبلی ام صحبت کنم که مرتبط با شغل مورد نظرم به نظر برسند. معنای این کار دروغگویی نیست. تنها کاری که باید بکنید این است که بخشی از سابقه تان را که در گرفتن شغل جدید موثر هستند پررنگ تر نمایید و تمرکز بیشتری روی این بخش‌ها بگذارید. اگر شغل کنونی شما کاملا متفاوت از شغلی است که به دنبالش هستید ، به همه کارهای غیر معمولی که در شغل کنونی انجام داده اید بیاندیشید. اکثر مواقع نمونه هایی مرتبط با شغل جدید پیدا خواهید کرد، چرا که شما به دلیل علاقه تان به این نوع کارها از فرصت های پیش آمده در کارتان برای انجام آنها با اشتیاق استفاده کرده اید. اگر موردی پیدا نکردید ایرادی ندارد، هیچ وقت دیر نیست. از همین حالا می‌توانید سابقه مرتبط با شغل مورد علاقه تان را در محل کار کنونی ایجاد کنید تا بعدها هنگام مصاحبه کار جدید از آنها استفاده کنید. به عنوان مثال اگر زمینه کاری تان به دور از ابتکار و نوآوری است، اما شما دوست دارید یک طراح خلاق باشید فرصت های مناسب بسیاری دارید. اگر کارتان به گونه ای است که باید نمودارها و فلوچارت های زیادی تولید کنید، راه های خلاقانه ای برای جذاب تر کردن آنها بیابید. اگر شرکتی که در آن کار می‌کنید قرار است یک سفر کوتاه کاری یا آموزشی ترتیب دهد، از آنها بخواهید تا بروشور یا بنر آن را شما طراحی کنید. زمانی که من در دفتر پشتیبانی مشتریان کار می‌کردم، همیشه پوستر هایی با مضمون جوک های مربوط به دفتر یا تصاویری بر اساس گفته های خنده دار مشتریان درست می‌کردم. گاهی آنها را در مصاحبه های کاری ام برای ارائه مهارت های فتوشاپ خود نشان می‌دهم. شاید فکر کنید این کار احمقانه است ولی نتیجه آن است که نه تنها قابلیت های من را به نمایش می‌گذارد، بلکه نشان می‌دهد که چقدر با تیم رابطه نزدیکی داشته ام. اگر خودتان را وقف کارتان کنید متوجه می‌شوید که همان سابقه به ظاهر بی ربط شما می‌تواند به راحتی به بسیاری از مشاغلی که درخواست آن‌ها را داده اید مرتبط شود. ممکن است شروعی که انتظارش را دارید برایتان اتفاق نیفتد اما اگر در کار سختکوش باشید، به زودی راهش را خواهید یافت.



5. شیک و خوش لباس در مصاحبه حضور یابید

لباس مناسب برای مصاحبه لزوما به معنای لباس رسمی اتوکشیده نیست. بسته به شرکت مورد نظر، ممکن است آنها شما را با لباس روزمره تان بیشتر بپسندند و یا ترجیح دهند چیزی بپوشید که نشان دهد شما بدون پوشیدن لباسی خاص، آراسته و شیک به نظر برسید. اگر نمی دانید در مصاحبه چه لباسی بپوشید، کافی است با آن شرکت تماس بگیرید و با بخش منابع انسانی صحبت کنید. ایرادی ندارد اگر آن‌ها بفهمند که شما قصد آمدن به مصاحبه را دارید و برای این کار می‌خواهید بدانید چه لباسی بپوشید. در اکثر موارد از کمک به شما خشنود خواهند شد. اگر مجبور شدید به طور ناگهانی به مصاحبه بروید لباس معمول کارمندان تجاری گزینه مناسبی است. از آنجا که بسیاری نمی دانند لباس کارمند تجاری چیست، احتمالا با یک شلوار پارچه ای مناسب و یک پیراهن یا پلوور دکمه دار می‌توانید مطمئن باشید لباس نامناسبی انتخاب نکرده اید. هدفتان باید این باشد که نشان دهید می‌توانید با نوع پوشش تان مقبولیت و اعتبارتان را به نمایش بگذارید. اگر لباستان برای اندامتان مناسب است، خوب اتو شده و در خانه و اوقات فراغت از کار آن را نمی پوشید، احتمالا انتخاب درستی داشته اید. برای کمک بیشتر راهنمای لباس‌های رسمی می‌تواند برای پیدا کردن پوشش مناسب، مفید باشد.



4. زبان اندام را یاد بگیرید تا مصاحبه موفق تری داشته باشید

فراگیری زبان اندام در بسیاری از موقعیت‌ها کاربرد دارد، اما شناخت نشانه‌هایی که شما ابراز می‌کنید و نشانه‌هایی که از دیگران دریافت می‌کنید؛ می‌تواند در یک مصاحبه کاری فوق العاده موثر باشد.این موضوع موجب می‌شود در برخورد اول که بسیار تاثیرگذار است بتوانید جذاب‌تر و مقبول‌تر باشید. مهم‌ترین کار پرهیز از زبان اندام منفی است. باید از تیک‌های عصبی مثل لمس مداوم صورت یا تکان دادن پا پرهیز کنید. همچنین نباید هنگام نشستن قوز کنید. در کل باید هدفتان این باشد که بسیار راحت اما حرفه ای به نظر برسید. اگر این توانایی را دارید، موقعیت بهتری در انتظار شماست.



3. پاسخ های مناسب به سوالات همیشگی در مصاحبه را از قبل آماده کنید

نقطه ضعف اصلی تان چیست؟ این سوال مسخره ای است اما در اکثر مصاحبه های کاری آن را می‌شنوید. بحث در مورد چگونگی پاسخ به این سوال بسیار است اما به نظر من بهترین روش آن است که یک مهارت که واقعا در آن بد هستید و در ظاهر به شغل جدید مرتبط است اما عملا این گونه نیست را بیان کنید. با این حال در حالت کلی نقطه ضعفتان خیلی نمی‌تواند تاثیری داشته‌باشد. اگر شغل جدید را می‌خواهید باید به این سوال پاسخ دهید. پس دو راه پیش رو دارید: روند سوالات را کشف کنید و از پیش پاسخ‌هایتان برای سوالات محتمل بعدی را آماده کنید. برای این کار کافی است خودتان را به جای شرکت مورد نظر قرار دهید. چرا می‌خواهند نقطه ضعف اصلی تان را بدانند؟ احتمالا بیشتر به دنبال این هستند که ببینند چگونه به سوالی که در مورد آسیب پذیری شما است پاسخ می‌دهید، تا این که واقعا بخواهند بدانند در کدام بخش نیاز به پیشرفت دارید. همچنین ممکن است بخواهند بدانند آیا شما توانایی سنجش واقع بینانه و دقیق توانایی هایتان را دارید یا نه. اگر روند و انگیزه پشت این سوالات مشترک اکثر مصاحبه‌ها را کشف کنید می‌توانید راحت تر پاسخ های مناسب را آماده کنید. نیازی نیست پاسخ‌ها را طوطی وار به خاطر بسپارید اما تهیه لیستی از کلیت پاسخ‌ها می‌تواند بسیار مفید باشد هر چند باید توانایی و انعطاف لازم برای دادن پاسخ مناسب را داشته باشید تا طبیعی به نظر برسید.



2. درباره پیش پرداخت اولیه سوال کنید

تبریک می‌گویم، شما موفق شدید برای شغل مورد نظرتان انتخاب شوید! اما اگر قبل از قبول این موقعیت کاری درباره پاداش اولیه سوال نکنید ممکن است حقوق یک ماه اضافه را از دست بدهید. اگر درخواست شما برای یک کار، مهم و رقابتی باشد احتمال این که کمپانی پس از انتخاب تان شما را واقعا بخواهد بالا است و ممکن است در نظر داشته باشند تا با مقداری پاداش اولیه شما را بیشتر مشتاق کنند. تنها کاری که باید بکنید پرسشی در این باره است. شما تقاضای پاداش نمی کنید و فقط یک سوال می‌پرسید. این پرسش منجر می‌شود که اگر آنها واقعا می‌خواهند استخدامتان کنند برای دادن این پاداش مصمم تر شوند. اگر نمی توانند این پاداش را بدهند به سادگی پاسخ منفی خواهند داد و مشکلی به وجود نخواهد آمد. این از آن سوال های کم خطری است که می‌تواند پاداش فوق العاده ای به همراه داشته باشد.



1. هنگام ترک شغل قبلی پل‌های پشت سرتان را خراب نکنید

اگر از شغل کنونی تان متنفرید ممکن است وسوسه شوید تا پس از ترک آن همه از این نفرت باخبر شوند. همان قدر که این کار منجر به تخلیه روانی تان می‌شود، ممکن است در نهایت به ضرتان تمام شود. باید شرکت کنونی تان را با شرایطی مناسب ترک کنید. کسی چه می‌داند؟! شاید روزی با همکارتان دوباره روبرو شوید یا مجبور شوید با شرکت سابقتان برای گرفتن اطلاعات یا انجام کاری تماس بگیرید. خراب کردن پل های پشت سر مسلما به سود شما نخواهد بود. اگر آن قدر از کارتان متنفرید که می‌ترسید کار دست خودتان بدهید بد نیست به نمونه نامه های استعفا مراجعه کنید و نکته هایی درباره چگونگی یک استعفای موقرانه را بخوانید. قبل از آن که استعفایتان را تسلیم کنید، آن را با یک یا دو دوست تمرین کنید و واکنش آن‌ها را بسنجید. اگر نظر دیگران را بپرسید و از آنها کمک بخواهید می‌توانید مطمئن باشید اشتباهی که منجر به حسرت شود، نخواهید کرد.

منبع: Lifehacker 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:46 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

بعد از چند روز تعطیلی صبح که به سر کار می‌رسید، می‌بینید میزتان خاک گرفته است. از دست همکاران خدماتی شاکی می‌شوید و یک دستمال برمی‌دارید و می‌افتید به جان میزتان. اما در همین لحظه که دارید میزتان را تمیز می‌کنید تنها یک لحظه به این فکر کنید که آیا کارراه‌ی شغلی‌تان هم همین‌قدر خاک گرفته نیست؟



حقیقت این است که بسیاری از ما آن‌قدر درگیر کارهای روزمره‌مان هستیم که فراموش می‌کنیم آیا این مسیری که داریم می‌رویم درست یا نه؟ آیا صبح که بیدار می‌شوید از سر کار رفتن خوش‌حال‌ هستید؟ آیا از کاری که انجام می‌دهید هیجان‌زده می‌شوید؟ آیا به‌اندازه‌ی کافی برای آینده پس‌انداز می‌کنید؟ آیا دارید به رؤیاهای شغلی‌تان می‌رسید؟ وین شفیلد یک مربی کارراهه می‌گوید: “مؤثرترین کاری که می‌توانید برای گرفتن شغل بعدی‌تان بکنید، حس کردن مقصدی است که باید به آن‌جا برسید. اغلب مردم این سؤال را نادیده می‌گیرند؛ چرا که فرض می‌کنند در بازار کار رؤیایی‌شان به‌سر می‌برند.” خوب اگر این‌طور نیست، باید چه کار کنیم؟ آقای شفیلد چند پیشنهاد برای‌مان دارد:



۱- بفهمید که کجا باید بروید؟ چه شغل‌هایی می‌توانید داشته باشید؟ چه مسیرهای شغلی متفاوتی؟ چه چیزی واقعا شما را جذب می‌کند؟ در اوقات فراغت در مورد چه موضوعاتی مطالعه می‌کنید؟ عادت‌های‌تان کدام‌اند؟ شغل شما باید با این موارد منطبق باشد. برای این‌که چیز بیش‌تری از شغل فعلی‌تان به‌دست بیاورید، مسئولیت‌های بیش‌تری بپذیرید که شما را به چالش می‌کشند. حتی کسب مهارت‌های جدید هم ممکن است به شما در کشف چیزهای جدیدی که برای‌تان هیجان‌انگیزند و به شما ایده‌های جدیدی می‌دهند، کمک کنند.



۲- رزومه‌تان را بتکانید! کارفرماها رزومه‌ی شما را کلا در حدود ۱۰ ثانیه نگاه می‌کنند؛ برای همین کسانی که زیر ۱۰ سال سابقه‌ی کار دارند باید آن را در یک صفحه خلاصه کنند. اگر سابقه‌ی کار بیش‌تری دارید، دو صفحه را در نظر داشته باشید. واژه‌های عمومی مثل “بازی‌گر قدرتمند تیمی” و “دارای مهارت‌های سازمانی” را از رزومه‌تان پاک کنید و به جای‌شان از فعل‌های کنشی و نتیجه‌گرا استفاده کنید. کارفرما شما را برای حل مسائل‌اش استخدام می‌کند. به‌ترین نشانه‌ برای شایسته بودن برای یک شغل، نمایش نمونه‌ی مشابهی از حل مسائل برای دیگران است.



هر جا ممکن است از آمار و ارقام برای مستندسازی عملکردتان استفاده کنید. به‌جای گفتن این‌که “مدیریت یک تیم سه نفره” بگویید: “مدیریت یک تیم سه نفره دارای تعامل با مشتریان و دستیابی به نرخ حفظ مشتری ۱۰۰ درصد در طول دو سال.” از واژه‌های کلیدی مرتبط با با مهارت‌ها و زمینه‌تان استفاده کنید؛ چرا که بسیاری از شرکت‌های بزرگ از رایانه‌ها جهت جستجوی رزومه‌‌ها برای یافتن عبارت‌هایی مثل: “تحلیل‌گر” یا “مدل‌سازی مالی” استفاده می‌کنند. رزومه‌تان را به دوستی بدهید تا اشتباهات تایپی و نگارشی احتمالی‌اش را بیابد. همیشه هم صادق باشید.



۳- نمایه‌ی لینکدین‌تان را به‌روزرسانی کنید. به وب‌سایت‌هایی که کارهای شما را نشان می‌دهند لینک بدهید. خلاصه‌ای از کارراهه‌تان بنویسید. تا می‌توانید از واژه‌های کلیدی استفاده کنید. از همکاران‌تان بخواهید شما را توصیه کنند. تعداد افراد مرتبط‌تان را تا می‌توانید افزایش دهید (مثلا با ارتباط برقرار کردن با همکاران سابق.) با هر دعوت‌نامه‌ی دوستی، یک پیام شخصی هم بفرستید. بخش “تجربیات” پروفایل‌تان را کامل کنید.



۴- شهرت آن‌لاین‌‌تان و محل کارتان را پاک‌سازی کنید. یا پست‌های فیس‌بوک‌تان را خصوصی کنید یا چیزهایی آن‌جا بنویسید و به‌اشتراک بگذارید که از شما چهره‌ی مثبت یک حرفه‌ای می‌سازند. میزتان را هر روز مرتب کنید. کارت‌های ویزیت دریافتی‌تان را طوری آرشیو کنید که قابل جستجو باشند. مستنداتی که اتفاقی به دست‌تان می‌رسند را آرشیو کنید.



۵- ظاهر خودتان را با کسب آخرین مهارت‌های حرفه‌ای برق بیاندازید. مجانی برای نهادهای عمومی کار کنید. از همکارتان بخواهید درسی در اکسل یا پاورپوینت به شما بدهد. در یک کلاس آموزشی ثبت‌نام کنید. اگر هم تخصصی دارید، وبلاگی برای به‌اشتراک‌گذاری آن راه بیاندازید!



۶- در داخل و خارج سازمان‌تان شبکه‌سازی کنید. به‌ترین زمان شبکه‌سازی زمانی است که دنبال کار نمی‌گردید! وقتی شاغلید، به‌ترین زمان برای تقویت شبکه‌های‌تان است؛ چون دیگران نگران این نیستند که از آن‌ها شغلی بخواهید! هفته‌ای یک بار با همکاران‌تان قهوه‌ای بخورید. همکاران قدیمی‌تان را هم از هر گاهی ببینید.



۷- فهرست وظایف‌تان را پاک‌سازی کنید. تصمیم بگیرید چه کارهایی را باید در آن نگه دارید و چه کارهایی را نه. در هر لحظه معنادارترین کار را انتحاب کنید و فقط روی همان تمرکز کنید.



۸- برای خودتان یک کاتالوگ شخصی درست کنید که در چند کلمه نقطه‌ای را که الان آن‌جا هستید، توصیف کند. هر موفقیت یا مهارت جدید را در آن ثبت کنید. هر کار مهمی که کردید را در آن همراه با چرایی اهمیت آن بنویسید. هر وقت امکان‌پذیر بود، نشان دهید که چگونه به سازمان‌تان کمک کرده‌اید. این کار زمینه را برای ارتقای داخلی‌تان فراهم می‌آورد. و اگر زمانی رسید که کاتالوگ‌تان خودتان را هیجان‌زده نکرده، وقت‌ش رسیده چیز جدیدی را امتحان کنید.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:45 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

Currently 0.00/5
1
2
3
4
5
0.0/5 (0 رای)


اخلاق ورزشي نمي‌تواند به كسب‌وكار وارد شود



فرض کنید سن شما آنقدر زیاد است که بخواهید کسی را از گذشته به خاطر بیاورید و حالا تصور کنید در مقابل جان کاپلتی نشسته‌اید؛ فکر می‌کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ناگهان حس خواهید کرد دوباره یک کودک شده‌اید؛ می‌توانید همه چیز را فراموش کنید. هر چیزی را که در زندگی‌تان اتفاق افتاده کاملا ناگهانی از یاد می‌برید.





دوباره به دهه 70 میلادی باز می‌گردید و تمام این 30 سال را یک‌جا از ذهن پاک می‌کنید. این اتفاقات به اختیار و تصمیم شما نیست. اولین مواجهه با جان کاپلتی همه چیز را زیر و رو می‌کند. می‌توانید در این لحظه مهم‌ترین احساس زندگی‌تان را تجربه کنید: احترام. این احساس همیشه و همه جا به انسان دست نمی‌دهد و اسرارآمیزترین حس درونی همه ما محسوب می‌شود.

جان می‌گوید: «به نظر می‌رسد اغلب مردم دوست دارند شما را به یاد بیاورند. دوست دارند زندگی شما و زندگی خودشان را بازگو کنند و تصاویر گذشته را زنده و ملموس حس کنند. آنها دوست دارند چیزهای دوست‌داشتنی و خاص را به یاد بیاورند خصوصا وقتی

16-15 سال‌شان بیشتر نبود. البته این نکته برای50 ساله‌ها هم صحت دارد.»

چرا مردم دوست دارند جان کاپلتی را به یاد بیاورند؟ چرا چنین تصوراتی درباره شخص او وجود دارد؟ چون جان کاپلتی و دوستانش در دانشکده فوتبال آمریکایی بازی می‌کردند، بدون حتی یک دست شکست بر تیم مشهور اورنج‌بول غلبه کردند، بر قوی‌ترین و ثروتمندترین تیم تاریخ فوتبال آمریکا یعنی هایزمن تروفی نیز پیروز شدند و در نهایت به لیگ ملی فوتبال آمریکا صعود کردند. آنها توانستند هشت فصل موفق را در این لیگ بازی کنند. اما صبر کنید! ماجرا به همین سادگی نیست! وقتی جان به جام قهرمانی هایزمن دست یافت، کنار معاون اول ريیس‌جمهور یعنی جرالد فورد ایستاده بود. سخنرانی او باعث شد که چشمان هزاران نفر از تماشاچیان و شنوندگان مملو از اشک شود. او همچنین از مبارزه‌های هرروزه‌ای صحبت کرد که باید برای سلامتی برادرش جوئی انجام می‌داد.

جوئی داشت به خاطرِ سرطان خون زندگی‌اش را از دست می‌داد. این سخنرانی به قدری تأثیربرانگیز بود که یک کتاب درباره زندگی این دو برادر نوشته شد و حتی یک برنامه تلویزیونی نیز درباره جان و زندگی سوزناک جو ساخته شد (مطلبي درباره جوئی، 1977).

جان می‌گوید: «شگفت‌آور است که پس از همه این سال‌ها نامه‌هایی از طرف کودکان به دستم می‌رسد. آنها می‌گویند که چاپ‌‌های جدید کتاب را برای چندمین بار خوانده‌اند. معلم آنها از بچه‌ها خواسته بود تا درباره کتاب نامه‌ای بنویسند.

همه بچه‌ها موافقت کردند و نامه‌های زیادی درباره جوئی، زندگی‌اش، مصیبتش و درباره من و زندگی‌ام نوشته شد. آنها نامه‌ها را جمع‌آوری کردند و دست آخر نزدیک به 30 نامه از بچه‌های دبستانی را برای من ارسال کردند.

زمان زیادی از وقایع دردناک جوئی و تأثیرات سهمگین‌اش بر من و خانواده‌ام گذشته است، اما روح او هنوز در سرتاسر آمریکا زنده است. برای من باورنکردنی بود که پس از این همه سال، کسانی باشند که هنوز به ماجراهای زندگی، فکر می‌کنند.»

نه، تصور نکنید که جان یک زندگی معمولی و پیش پا افتاده داشت. اشتباه است اگر فکر کنید او با جوئی و مرگ‌اش معروف شد، چراکه او صرفا زندگی‌اش را با همگان به اشتراک گذاشت و ماجراهای زندگی‌اش را برای همگان تعریف کرد. او قصد جلب توجه نداشت. جان کاپلتی در اوج افتخار ورزشی به سر می‌برد. البته، تمام توجهاتی که به او جلب شدند، همگی ناخواسته و ناگهانی محسوب می‌شوند. اما او پذیرای همه حرف‌ها بود. او هم تمسخرها و هم همدلی‌ها را پذيرفت. جان در تمام طول این سال‌ها با این مساله

دست و پنجه نرم کرده است. او تقریبا به همه کسانی که از نزدیک دیده، داستان جوئی را مفصل شرح داده است. او می‌گوید: «به بزرگ‌ترین سوء تفاهم موجود در زندگی فکر می‌کنم. مردم فکر می‌کنند کسانی که زندگی ورزشی و موفقی دارند نباید در زندگیِ واقعی و هرروزه‌شان با مشکل دچار شوند. آنها تصور می‌کردند زندگی ورزشی و زندگی روزانه ما همیشه شادمان و پرتحرک است. در حالی که من به خاطر مصیبت برادرم، واقعا فلج شده بودم. نمی‌توانستم هیچ کاری انجام بدهم. دستم به هیچ چیزی نمی‌رفت و مغزم توان تصمیم‌گیری نداشت. موفقیت در ورزش به معنای موفقیت در زندگی نیست. شکست در ورزش هم به معنای شکست در زندگی نیست. باید تفاوت بین زندگی حرفه‌ای و خود زندگی اصلی یک فرد را مد نظر قرار دهیم. ما هم سن‌مان زیاد می‌شود و همیشه نمی‌توانیم جوانی ورزشکار باشیم. ما هم خانواده و دوستانی غیرورزشی داریم. ما هم باید هر روز با زندگی و مصائب‌اش مبارزه کنیم. فکر می‌کنم این همه آن چیزی است که من باید بگویم.»

در واقع، حتی در جهان ورزش نیز توانایی‌های فردی ربطی به فرصت‌ها و مخاطرات زندگی ندارند. حتی بسیاری از اوقات سیاست‌ها و رویکردهای دفتری و مدیریتی نیز در ورزش اثرگذار است. جان خودش این را کاملا تجربه کرده است. اما او در تمام طول این سال‌ها تجربه‌های زیادی آموخته است.

جان کاپلتی زندگی پر فراز و نشیبی را از سر گذرانده است: ورزش، زمین بازی، زد و خورد، مخاطره سلامتی، سخنرانی عمومی، تاثیر ملی، کتاب و تلویزیون، مرگ برادر، کناره‌گیری از ورزش، سال‌هاي انزوا و همدلی بسیاری از مردم با او. این‌همه به او آموخته‌اند که باید نگرشی مثبت نسبت به زندگی داشته باشد.

او پس از مخاطرات ورزشی به کسب و کار روی آورد و دست به فعالیت‌های تجاری در عرصه ورزش زد. اما از همه سال‌های سخت زندگی‌اش یاد گرفت که باید سخت مبارزه کند و در برابر مشکلات کمر خم نکند. اما اگر او را از نزدیک ببینید و بخواهید درباره گذشته‌ها با او صحبت کنید، سریعا بحث را عوض می‌کند. او ابدا در گذشته زندگی نمی‌کند و دارد زندگی‌اش را برای آینده می‌سازد. به قول خودش، او دارد با چالش‌های امروزش دست و پنجه نرم می‌کند.

«بزرگ‌ترین اشتباه جان کاپلتی به زبان خودش»

در سال 2005 با یکی از دوستانم دست به شراکت زدیم. با همدیگر به کسب و کار وارد شده بودیم. ساختمانی را برای امورات‌مان خریداری کردیم و نزدیک به سه سال با همدیگر دست به فعالیت زدیم. ناگهان او درگذشت. او پسری داشت که همراه با ما در کسب و کار حضور داشت. در نتیجه، من چندین سال پیاپی با پسر او کار کردم. من در این شرکت شریک کوچکتر به حساب می‌آمدم و نزدیک به 30 درصد از سهام شرکت متعلق به من بود. حتی از ساختمان اصلی شرکت نیز سهم اندکی داشتم.

چون من، دوستم و پسر دوستم به صورت جمعی این ساختمان را خریداری کرده بودیم. می‌دانستم که موقعیت من در این شرکت چندان دست بالا نیست. اما ابدا فکر نمی‌کردم که این موضوع مساله مهمی باشد. چون موقعیت ما بسیار دوستانه بود. پس از نه سال فعالیت مشترک، پسرِ دوستم تصمیم به استراحت و مرخصی گرفت. فکر می‌کردم پس از دوران تعطیلات وی به کار ادامه خواهیم داد، چراکه این حرفه متعلق به پدرش بود. فکر می‌کردم واقعا قرار است دوباره به کار ادامه دهیم و او نیز برنامه‌های جدیدی در سر دارد. پس من هم ایده‌های مثبت و درخشانی در سر داشتم. اما او صبح روز دوشنبه از تعطیلات بازگشت. من را به دفتر کار احضار کرد و گفت: «اخراج!». و من هیچ چیزی نداشتم بگویم مگر اینکه: «بله؟! ببخشید؟ دارید شوخی می‌کنید؟!» او فکر کرد موقعیت و منصب انجام چنین کاری را دارد. او از ماه‌ها قبل با سایر همکاران و شرکا نیز حرف‌هایش را زده بود. همه موافق بودند. پس من هم از کار بیرون زدم. اما سعی کردم ماجرا را به خوبی خاتمه دهم.

او را مجبور کردم که مسائل مالی مربوط به ساختمان، کسب و کار، قراردادها، سهام و دفتر را از نو بازبینی کند. پس از بازبینی موفق شدم جوری از کار بیرون بیایم که همچون یک کارمند معمولی نبود. من کلی از این شرکت سهم داشتم. البته، من و پدر او صحبت‌ها و قرارهایی با هم داشتیم که به جز ما هیچ کسی خبر نداشت. پسر او از این ماجراها بی‌اطلاع بود و در نهایت قضیه بسيار به نفع من تمام شد. خیلی خوب از کار بیرون آمدم اما پس از نه سال، شنیدن جمله «اخراج!» چندان خوشایند نبود.

به هر حال، این اشتباهات درس‌های زیادی نیز برای من داشتند. آموختم که باید با ملاحظه بیشتری به کسب و کار وارد شوم. چراکه فضای ورزش و فضای کار تفاوت زیادی دارند. درس دومی که گرفتم از درس اول نیز مهمتر و حیاتی‌تر است: حتی اگر 49درصد از کل سهام یک شرکت را به خود اختصاص دهید، هیچ جای امنی ندارید. 50 درصد و 49 درصد بیش از یک درصد با همدیگر اختلاف دارند. با 50 درصد هرگز کسی نمی‌تواند به شما زور بگوید، اما با 49 درصد به راحتی اخراج می‌شوید. پس اگر نتوانم حداقل نیمی از سهام یک شرکت را به خودم اختصاص دهم، دیگر پایم را به آن شرکت نمی‌گذارم. سهامِ کمتر از 50 درصد (حتی یک درصد کمتر!) به معنای سرمایه‌گذاری در آن شرکت است و هرگز به معنای مدیریت نیست.





«درباره جان کاپلتی»



جان کاپلتی در دانشکده پن درس خوانده است. او به خوبی در پست خط‌شکن دفاعی فوتبال آمریکایی بازی می‌کند. در سال 1972 به اولین موفقیت‌هایش دست می‌یابد. در سال 1973 همراه با تیم با نیتانی لیونز، با نتیجه 12 بر صفر بر تیم قدرتمند هایزمن تروفی غلبه می‌کند و پنجمین بازیکن برتر آمریکا بدل می‌شود. او در سال 1973 سخنرانی خاطره‌برانگیز و معروف خود را ایراد می‌کند و یاد برادرش جوئی را گرامی می‌دارد. جوئی برادر جان بود که به خاطر سرطان خون درگذشت.

جان کاپلتی در سال 1974 به تیم لس‌آنجلس رامز منتقل می‌شود. او پنج فصل را با این تیم در لیگ برتر آمریکا سپری می‌کند. در سال 1979 لیگ فوتبال را به خاطر شکستگی زانو از دست می‌دهد. نام او در سال 1993 به تالار افتخارات فوتبال آمریکا وارد می‌شود و در بسیاری از مسابقات مطرح فوتبال آمریکایی به عنوان ناظر بازی مشارکت فعال دارد. جان کاپلتی پس از مدتی به کسب و کار روی می‌آورد. او در شهر لاگونا نیگوئل از ایالت کالیفرنیا یک شرکت خرید و فروش ماشین‌های کلاسیک و قدیمی به راه می‌اندازد.







مترجم: سیمین راد

منبع: کتاب «برترین رهبران کسب و کار در جهان» 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:43 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

فابر- كاستل بزرگ‌ترين و قديمي‌ترين كارخانه توليدكننده لوازم التحرير در جهان است كه 250 سال قدمت دارد و بيش از 2 ميليارد مداد در سال توليد مي‌كند.



تخصص اصلي آن در توليد مداد گرافيتي و مدادرنگي است. اين شركت در سال 1761 تاسيس شد و از آن زمان تاكنون، اداره آن نسل به نسل ادامه يافته و اكنون نسل هشتم شركت مديريت آن را برعهده دارد، خلاصه‌اي از مشخصه‌هاي اين شركت در ادامه مطلب بيان مي‌شود. اين شركت ثابت كرده است كه كسب‌وكار خانوادگي مي‌تواند موفق باشد.



شالوده برند فابر- كاستل

شالوده برند، ارزش‌هاي اصلي فابر- كاستل را تعريف مي‌كند. آنها اساس چيزي كه ما مي‌خواهيم انجام دهيم و چگونگي انجام دادن آن را در شركت و برخورد ما با مشتريان، شركاي كسب و كار، جامعه و محيط شكل مي‌دهند. با محافظت كردن از ارزش‌هاي اصلي برند، فابر- كاستل در سراسر دنيا يكتا مي‌ماند.

شالوده برند فابر- كاستل اساس مديريت برند را شكل مي‌دهد. آنها براي ايجاد ساختار روشن و رهنمود و پيوستن و تركيب همه ناحيه‌هاي شركت كمك مي‌كنند و رشد ماندگار شركت را تضمين مي‌كنند. شالوده فابر- كاستل در چهار ارزش اصلي بيان مي‌شود كه عبارتند از:

1- شايستگي و اصالت: ما از شايستگي‌مان براساس ريشه‌هايمان، سابقه‌مان، تجربه‌ و يادگيري هميشگي براي شكل دادن آينده با روحيه‌ كارآفريني استفاده مي‌كنيم. اين دانش‌ ماندگاري، رهبري استوار، درجه بالاي اعتبار و ارتباطات جهاني قوي و شبكه‌هاي توزيع را تضمين مي‌كند.

2- كيفيت برجسته و ممتاز: ما تصميم گرفته‌ايم كه در همه محصولات و خدمات بهترين باشيم. ما به نيازهاي بازارهاي منطقه‌اي احترام مي‌گذاريم و هميشه نيازهاي جهاني را نيز در نظر مي‌گيريم. ما دانسته‌ايم كه كيفيت، متفاوت بودن ارزش افزوده، عملكرد برجسته و طراحي بي‌انتها را تامين مي‌كند.

3- نوآوري و خلاقيت: ما خلاقيت و نوآوري را به عنوان پيشگام بودن و فراهم كردن بهبود مستمر براي ارائه راه‌حل‌هايي تعريف مي‌كنيم كه سودشان به مشتريان نهايي مي‌رسد و امكان نوآوري را از طريق فضاي كاري باز، اختصاص اموال خصوصي جهت مصارف عمومي و تعهد گروه‌هاي كاري از رشته‌هاي مختلف ايجاد مي‌كنيم.

4- مسووليت محيطي و اجتماعي: ما تعهد و وظيفه هميشگي به افراد و محيط را احساس مي‌كنيم. ما به مسووليت اجتماعي‌مان در شركت، شركاي كسب‌وكار و جامعه عمل مي‌كنيم. ما تحقيقات مستمر براي فرآيندهاي دوستانه‌محيطي و محافظت از گياهان را انجام مي‌دهيم.



استراتژي‌هاي موثر در موفقيت فابر-كاستل

* تقسيم دامنه محصولات به 5 دسته متمركز بازي و يادگيري، هنر و گرافيك، نوشت‌افزار ويژه، نوشت‌افزار متداول، علامت‌زن‌ها.

* بهره‌برداري كردن از اعتبار و شهرت محصول

* استراتژي جهاني‌سازي: فرآيند جهاني‌سازي به صورت آهسته و پيوسته از جمله اهداف شركت است.

* تمركز روي بازارهاي آسيايي: نيازهاي كشورهاي پيشرفته و كشورهاي در حال گسترش مانند هم نيستند. كشورهاي در حال گسترش هنوز به وسايل ساده‌اي مانند مداد و پاك‌كن بيشتر نياز دارند. با ملاحظه رشد جمعيت در آسيا به نظر مي‌رسد كه نياز به اين وسايل روزبه‌روز در حال افزايش خواهد بود و فروش در آسيا افزايش مي‌يابد.

* حمايت هميشگي از تصوير استانداردشده بازار

* بهبود مستمر در دامنه محصولات به منظور بالا بردن كيفيت و ارزش افزوده محصولات

* سرمايه‌گذاري گسترده براي بهبود اوضاع مالي و فرآيند زنجيره تامين

* مسووليت محيطي و اجتماعي

* مديريت استراتژيك برند



از فابر كاستل بياموزيم:

در اين قسمت راهكارهايي را براي بهتر شدن وضعيت شركت‌هاي فعال ايراني در اين زمينه به مديران آنان پيشنهاد مي‌كنيم. هر شركت ايراني مي‌تواند موارد زير را اجرا

كند:

* برند خود را به طور صحيح و شايسته مديريت كند تا از اين طريق ارزش برند و وفاداري برند ميسر شود.

* در توليد محصولات خلاقيت و نوآوري داشته باشد و محصولات جديد و متمايز عرضه كند.

* تبليغات خود را افزايش دهد و با ارائه كاتالوگ به معرفي محصولات خود بپردازد.

* تنوع محصولات خود را افزايش دهد.

* وب‌سايت مفيدتري ايجاد كند و اطلاعات مورد نياز مصرف‌كنندگان را بيان كند و مديريت ارتباط با مشتريان خود را بهبود بخشد.

* به جاي چوب، از روزنامه‌ها و كاغذهاي باطله استفاده كند.

* نمايندگي‌هاي خود را در كشور افزايش دهد.

* ظرفيت محصول خود را افزايش دهد تا بتواند محصولات خود را براي كشورهاي همسايه نيز صادر كند.

* گروهي از محققان در رشته‌هاي مختلف تشكيل دهد و با استفاده از علم آنان، فناوري‌هاي شركت را به روز كند.

* تحقيقات مداوم و گسترده بازاريابي انجام دهد كه اين امر موجب افزايش فروش و وفاداري مشتريان خواهد شد.

* از برندهاي موفق الگوبرداري كند.

* دوره‌هاي آموزشي متناسب با نيازهاي شركت برگزار كند. در شركت فابر-كاستل با اينكه نسل به نسل اداره شركت از پدر به فرزند منتقل مي‌شد، با اين حال آنان دوره‌هاي آموزشي لازم براي اين كار را مي‌گذراندند.

* نيروي انساني مورد نياز را با برگزاري آزمون‌هاي استخدامي و انتخاب آنان براساس شايستگي و مهارت لازم جذب

كند.

* بين كارگران و مديرعامل شركت به منظور تشخيص مشكلات و نيازهاي آنان و ارائه راه‌حل مناسب براي برطرف كردن اين مشكلات جلسات دوره‌اي برگزار كند.

* با مصرف كمتر انرژي و توليد ضايعات كمتر نسبت به جامعه و محيط خود مسووليت‌پذير باشد.

* مسابقات هنري برگزار كند و از محصولات شركت به عنوان جايزه استفاده كند و آثار برگزيده را در مجلات مشهور هنري منتشر كند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:42 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

كار و موضوعات مربوط به آن، داراي ابعادي است كه هركدام در جاي خود دامنه‌اي وسيع دارد. در عصر كنوني جنبه‌هاي گوناگوني با موضوعات بسيار گسترده و پيچيده كه براي هركدام تدبيري و انديشه‌اي لازم است، پديد مي‌آيند.در فرهنگ اسلامي، كار و تلاش چون مجاهدت در راه خدا، مقدس و ارزنده است و بر آن در آيات و روايات تأكيد و سفارش شده است.

كار به‌عنوان سرمايه عظيم و اثرگذار، از عوامل مهم براي تربيت انسان‌هاست. استاد شهيد مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام مي‌فرمايد: «كار در عين اينكه معلول فكر، روح، خيال و جسم آدمي است، سازنده خيال، عقل، فكر و جسم است و به‌طور كلي سازنده و تربيت‌كننده انسان است.» در هر صورت بايد پذيرفت كه براي معرفي تأثيرات اقتصادي و فرهنگي كار در بعد اجتماعي نيازمند فعاليت بيشتر هستيم. بازشناسي و بازتعريف ابعاد گوناگون اجتماعي كار بيش از پيش بايد صورت گيرد.

فرهنگ كار حلقه گمشده‌اي است كه مي‌تواند عهده‌دار اين مسئوليت باشد. فرهنگ كار در تلاش است تا بتواند تجلي‌بخش فكري و رفتاري يك جامعه در مورد كار باشد.دلبستگي، احترام و اعتقاد و ايمان به كار را احيا كند و در بهترين حالت بتواند با همراهي مجموعه عواملي، انسان را به كار سوق دهد و براي او انگيزه و تمايل و عشق به كار ايجاد كند.

نقش فرهنگ كار در اعتلاي حيات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه، ما را بر آن مي‌دارد تا براي بالا بردن آن از هيچ سعي و كوششي دريغ نكنيم و براي اشاعه و ترويج فرهنگ كار، به‌عنوان يك ضرورت اعتقادي و ملي، خود و ديگران را دعوت به همكاري كنيم. برخي تصور مي‌كنند فرهنگ كار در يك محيط اداري و يا صنعتي و يا در محيط‌هاي كار معنا پيدا مي‌كند و اين محيط‌ها امكان و زمينه‌اي براي زمينه رشد و شكوفايي فرهنگ كار است.

اين‌چنين تفكري اگر به كلي اشتباه نباشد ناقص است.بدون ترديد در رابطه با توسعه فرهنگ كار، عواملي چون «مديريت، كارشناسي پرسنلي، ضوابط و قوانين كار و عوامل ديگري» اثر‌گذار خواهد بود اما نبايد از عناصر و يا مجموعه‌هاي ديگر قبل از دوران شغلي، غافل بمانيم.توجه به مقوله مهم فرهنگ كار، با برخورداري از دخالت و نظارت نهادهاي ديگري چون خانواده نيازمند مديريت است. نهاد خانواده از اركاني است كه در ساخت و پرورش شخصيت فرد نقش اساسي ايفا مي‌كند.در اين مورد مي‌توان نحوه شكل‌گيري شخصيت فرد را در ارتباط با كار و تلاش جست‌وجو كرد. از اين‌رو نقش مديريتي پدران و مادران با برخوردهاي صحيح مي‌تواند در تقويت فرهنگ كار نقش بسزايي داشته باشد.تشويق فرزندان به كار و تلاش، خلاقيت و نوآوري، استقلال و تعاون و... مقدمه‌اي براي آشنايي و ورود به بازار كار و روابط اجتماعي است.

نهاد ديگري كه از آن به‌عنوان تأثيرگذار در معرفي فرهنگ كار مي‌توان نام برد، محيط‌هاي آموزشي (مدرسه، دبيرستان، دانشگاه) است. اقداماتي كه حتي شروع آن مي‌تواند از مهد كودك باشد، آشنايي با مقوله كار و خلاقيت، برانگيختن حس كنجكاوي در ميان كودكان و نوجوانان، امري بديهي و ضروري است. ترويج و توسعه فرهنگ كار، بسيج عمومي و مردمي و تحريك جامعه به سوي رشد و بالندگي، تلاش و همت، دوري از سستي و تنبلي، با همكاري و همدلي همه افراد نيز از ديگر عوامل تأثيرگذار در اين زمينه است.

از نظر افكار عمومي، بيكاري، سستي و كاهلي در ميان افراد جامعه بايد به‌عنوان يك آفت اجتماعي تلقي شود و همگان براي مقابله با معضل بيكاري بسيج شده و براي ارتقاء سطح فرهنگ كار همت گمارند. عامل مؤثر ديگر در جهت رشد و شكوفايي فرهنگ كار، تلاش و برنامه‌ريزي مسئولان است.قوانين و ضوابط، آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل، لوايح و... بايد بستري مناسب براي دستيابي آسان به كار باشد. مسئولان بايد افراد جامعه را با برنامه‌ريزي دقيق و منسجم به كوشش و فعاليت هدايت كنند و باعث از ميان برداشتن موانع و عوامل بازدارنده شوند. در بعد ديگر، اهالي فرهنگ و هنر و رسانه‌ها، سهم بسزايي در فراگير شدن مقوله كار و فرهنگ كار در سطح جامعه دارند. خلق آثار فرهنگي، هنري، اطلاع‌رساني و تبليغات و برنامه‌سازي از مجموعه فعاليت‌هايي است كه مي‌تواند در جهت نهادينه كردن فرهنگ كار مفيد واقع شود.

بهره‌وري نيروي كار، يكي ديگر از مهم‌ترين عوامل توسعه در جهت رشد و تقويت فرهنگ كار است. نيروي كار در هر سازمان و تشكيلاتي و يا هر واحد صنعتي و يا توليدي و... به‌عنوان عاملي مهم با استفاده از تعهد و تخصص و به‌كارگيري صحيح و شايسته مهارت خود، اهميت و نقش نيروي انساني را در محيط‌هاي شغلي آشكار مي‌سازد.درمجموع مي‌توان گفت كه براي بالا بردن سطح فرهنگ كار در ميان اقشار جامعه همگان عهده‌دار مسئوليت معرفي ارزش و قداست كار هستند. مردم و مسئولان هركدام به سهم خود معرف و مبلغ فرهنگ كارند. به جرأت مي‌توان گفت ايجاد و تقويت روحيه كارآفريني؛ تشويق و ترغيب جوانان به مقوله كار و تلاش، خلاقيت و ابتكار، تعاون و همكاري، نوآوري و... از وظايف مهم و اساسي خانواده و آموزش و پرورش به‌شمار مي‌آيد.از اين‌رو براي پاسخگويي به اين مسئوليت نيازمند برنامه‌ريزي دقيق هستيم.

منبع:روزنامه همشهري 




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 10:37 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

در این بخش سعی می کنیم به صورت مقایسه ای به بررسی راهنمائی ومشاوره شغلی دراسلام و منابع اسلامی و نظریه شغلی سوپربپردازیم .
سوپر وهمکارانش معتقد هستند انسانها با هم متفاوت هستند هر فرد دارای قدرت وتوانایی خاصی است و با توجه به خصوصیتهایش در مسیر معینی می تواند پیشرفت کند انسانها از اشتغال به مشاغلی لذت خواهندبرد که بدان شغل علاقه مندباشد و توانائی لازم برای انجام این کار رانیز داشته باشد .لذاسیرتکاملی شغل در تمامی افراد یکسان نخواهد بود و کار مشاوراین است که این تفاوتها رابشناسد و هرکسی را در مسیر مناسبی راهنمائی کند.(شفیع آبادی ،1386،به نقل ازسوپروهمکاران )

پیامبر اسلام نیزدراین زمینه می فرماید:«همه شماکارو کوشش نماید ولی متوجه باشید که هرکس برای کاری آفریده شده ست .بدون شک آن را به سهولت انجام می دهد»(حدیث تربیت ،1361)
به نظرسوپر و همکارانش مسیر تکاملی انتخاب شغل که با رشد عمومی هماهنگ باشد و مراحل متعددی دارد و دراین زمینه ائمه و اند یشمندان اسلامی در مورد هریک از این مراحل نظرات مهمی رابیان نموده اند.

الف)مرحله رشدی :
خویشتن پنداری کودک در درجه اول بر اثر همانند ساری با والدین و معلم رشد پیدا می کند در آغاز این مرحله نیازها و رویا بافی هابی کودک اهمیت دارند با افزایش سن وضمن شرکت در فعالیتهای اجتماعی وآزمودن واقعیت به مرور زمان رغبتها و توانائیهای فرد در انتخاب شغل اهمیت بیشتری پیدا می کنند.(شفیع آبادی، 1386،به نقل ازسوپر)
با توجه به اینکه روانشناسی معاصربه این نتیجه رسیده است دوره کودکی مهمترین دوره زندگی هرفردی است و زیربنای شخصیت هرفرد دراین دوره شکل خواهد گرفت اسلام نیزحتی در زمینه کار برای این دوره اهمیت ویژه ای قائل است . در این زمینه حضرت رسول(ص) به امام علی (ع)فرمود «حق فرزند به پدر این است که برای وی نام نیکو انتخاب کندو در ادب وتربیتش بکوشد واو را به بکار شایسته ای بگمارد» دراسلام کار راهنمائی ومشاوره شغلی برعهده معلم است .دراین زمینه به بیان نظر دو دانشمند بزرگ اسلامی می پردازیم .ابوعلی سینادریاره نقش معلم درراهنمائی شغلی می گوید:«مربی کودک باید بداندکه این گونه نیست که هرحرفه ای راکه کودک بخواهد برگزیند برایش امکان پذیر است و از عهده آن برآید. بلکه باید حرفه ای رابرگزیندکه با طبیعت او سازگار باشد.»درادامه این مطلب خواجه نصیر الدین طوسی می گوید «اولی آن بودکه درطبعت کودک نظر کنند او به طریق فراست و کیاست اعتبار گیرند تا اهلیت واستعدادچه صناعت وعلم در آن مفطوراست واورابه اکتساب آن مشغول گردانند و هرکس صناعتی را استعداد بود و او را بدان متوجه گردانند ،هرچه زودتر ثمره آن را ببینند و به هنری متجلی شود والا تضییع روزگار و تعطیل عمر او را کرده اند»(تبیان ،1386، به نقل از مطهری )

ب)مرحله مکاشفه

دراین مرحله خودآزمائی ایفای نقش وشناخت مشاغل از طریق کارهای مدرسه واشتغال در ایام فراغت در موسسات و کارگاهها انجام می گیرد درزمینه خودآزمائی درکارحضرت علی (ع) درحکمت 166نهج البلاغه می فرماید:«هرگاه ازکاری ترسیدی خودرادرآن افکن زیرا سختی حذرکردن وپاییدن بزرگتر از آنچه از آن ترس داری است »
امام صادق نیزدر این زمینه می فرماید»کسی که از مقتضیات زمان خویش آگاه باشد مورد هجوم اشتباهات واقع نمی شود»
ج)مرحله ایجاد

در این مرحله فرد پس از تعیین شغل موردنظر احتمالا برای همیشمه به انجام آن خواهد پرداخت اگرفرد از نتایج کارش راضی و رضایت داشته باشد در صدد ادامه شغل است در غیر این صورت درصدد تعقیر آن است اگر فرد شغلش را انتخاب کردوبه تثبیت آن اقدام می نماید این دوره زمان ابتکار وخلاقیت است زیرا تثبیت شغلی احتیاج به خلاقیت ونوع آوری دارد (شفیع آبادی ،1384،به نقل ازسوپر)

امام صادق (ع) دراین زمینه می فرماید«هر صاحب حرفه و صنعتی باید دارای سه خصلت باشد تا بتواند به وسیله آن تحصیل درآمد کند. اول انکه در رشته علمی خود مهارت داشته باشد،دوم با درستکاری و امانت رفتارکند .سوم آنکه با کارفرمایان حسن برخورد داشته باشد.»(حدیث تربیت ،1361)
چون یرتکاملی رشد در مراحل بعدی به موضوع مورد تحقیق مربوط نمی شود. ازبیان آنها خوداری می شود.
بحث ونتیجه گیری

با توجه به مباحثی که در زمینه راهنمائی ومشاوره شغلی اسلامی مطرح شد و تا حدودی با نظریات روز در مورد راهنمائی و مشاوره شغلی مقایسه شد. اسلام به معرفی جنبه های گوناگونی از کار پرداخته است و در این مورد به استعداد، اصل رعایت تفاوتهای فردی و همچنین علاقه توجه ویژه ای داشته است . وکار را عامل مهمی در رشد شخصیت افراد ، ایجاد علاقه اجتماعی و جلوگیری از بزهکاری می داند. دراسلام راهنمائی شغلی برعهده معلمان و والدین است. وکار و عبادت را با هم مایه سعادت بشر می داند و حتی برخی از مشاغل را مورد توجه ویژه قرارداده است و بر آگاهی افراد از مشاغل تاکید می نماید.
پیشنهادات :
1-همانگونه اشاره شد قناعت عامل مهمی در رضایت شغلی است از این موضوع به عنوان روشی برای حل بعضی ازمشکلات شغلی استفاده شود.
2-مطالب جمع آوری شده ازمنابع و کتب گوناگونی جمع آوری شده است ولی متاسفأنه منبعی اسلامی و نظریه اسلامی در مورد کا ر به صورت جامع وکامل و مطابق نظریات علمی روزجهان باشد و این زمینه خوبی مطالعه و تحقیق در علوم اسلامی است . و همچنین ارائه یک نظریه مدون اسلامی

3- در زمینه راهنمائی و مشاوره شغلی اسلامی ابزار و تستهای لازم برای اندازه گیری رغبت وجود ندارد که می طلبد اساتید مجرب در این رشته به فکرساخت آزمونی مبتنی برعلوم دینی باشند.
تهیه و گردآوری : احمد کاظمی - ارائه شده به فراخوان مقاله نخستین نمایشگاه متمرکز
منابع :
1- احدی ،حسن ،جمهری ،فرهاد(1385)،روانشناسی رشد، انتشارات پردیس

2- حدیث تربیت ،برگرفته شده ازکتاب جوان از نظر عقل و احساس علامه جعفری ،1361،نشرپیام آزادی

3- شفیع آبادی ،عبدالله (1386)،راهنمائی و مشاوره شغلی وحرفه ای ونظریه های انتخاب شغل ،انتشارات رشد

4- شولتز،اپی دوان، شولتز، سیدنی آلن (-) ،نظریه های شخصیت ،ترجمه ،سیدمحمدی ،یحیی ،(1386)، نشر ویرایش

5- فیض السلام ، سید علی نقی‌ (1375)، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، انتشارات فقیه

6- قاروئی ،شیخ حسن (1414)،النضید ، انتشارات داوری

7- واعظی نژاد، حسین(1382)، طهارت روح، انتشارات ستاد اقامه نماز
8- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه (جلد11) ترجمه، شیخی، حمیدرضا،(1384)، انتشارات دارالحدیث

9- مطهری، محمدرضا، راهنمائی و مشاوره از دیدگاه اسلام ، برگرفته شده از سایت تبیان 




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 10:27 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

خداوند در قرآن کریم درباره مذمت بعضی از مشاغل چنین می فرماید:« ای مردم با ایمان شراب ،قمار ،گذاشتن چیزی برای پرستیدن و فال گیری همه اینها حرام است و پلید و از اعمال شیطان است آنهارا ترک کنید تا رستگار شوید. شیطان می خواهد به وسیله شراب ،قمار، دشمنی و عداوت بین شما ایجادکند.آیا ازاین دودست خواهید کشید؟»

خریدوفروش هرچیزی که مایه فسادوتباهی است یافروش مردار و یا خون وگوشت خوک یاگوشت پوست درندگان اعم از انواع وحشی یا پرندگان .شراب یا هر چیز نجس دیگر ،همه اینهاحرام شده اند وهمچنین خرید و فروش هر وسیله بازی یا قمار وهر چیزی که تقرب به غیر خداباشد. یا موجب کفر وشرک ودیگر معاصی شود،یا هر چیزی که بابی از بابهای ظلالت یا باطل راتقویت کند.(ری شهری ،1384)
برخی از مشاغل دیگری که دراسلام مورد نکوهش قرار گرفته است عبارتنداز :کفن فروشی ،زرگری ،قصابی ،گندم فروشی، برده فروشی ،احتکارطعام ، یاد دادن سحر، خرید و فروش بت و امثال اینها. 




[ یک شنبه 20 فروردین 1391  ] [ 10:27 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Vatanam Iran :.

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

درباره وبلاگ

اینجانب این وبلاگ رو برای خوش آمد گویی به سال جدید زدم و میخوام در مسابقه شرکت کنم امید وارم موفق شم. لطفا نظر بدید و من رو در آباد سازی این وبلاگ همراهی کنید. برای تبادل لینک هم همچنان منتظر شما عزیزان هستم با تشکر
نويسندگان
لينکستان
امار سايت
كل بازديدها : 448558 نفر
كل مطالب : 1143 عدد
تعداد کل نظرات: 45 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 15 خرداد 1392 
امکانات وب

سخنان رهبري
نظرسنجي