الگوي مصرف نان چه زماني اصلاح ميشود؟
رهبر
معظم انقلاب اسلامي، سال 1388 را سال الگوي مصرف ناميدهاند. اين نامگذاري
براي سال 1388 به عنوان نخستين سال از دهه چهارم انقلاب اسلامي كه دهه
پيشرفت و عدالت نام دارد، طليعهاي مبارك براي گام نهادن در جهت اهداف
والاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران است
.
بدون
شك، صرفهجويي، پرهيز از اسراف و اصلاح الگوي مصرف، زمينهساز پيشرفت و
عدالت در تمام ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خواهد بود. با حركت در جهت
اصلاح الگوي مصرف، سياستگذاريها، خطمشيها و برنامهريزيها، شكلي
كارآمد و اثربخش بهخود ميگيرد و موجب توزيع متوازن و منطقي منابع ميشود
كه اين امر به نوبه خود شرايط را براي رفع محروميتها و توسعه متوازن در
سراسر كشور فراهم ميآورد و اين مهم بايد در تمام زمينهها رعايت شود.
تعاليم اسلامي نيز در زمينه مصرف، با توصيه قناعت و پرهيز از اسراف و
تبذير، راه را براي رشد سرمايهگذاري در اقتصاد ملي، ايجاد فرصتهاي
اشتغال مناسب براي نيروي كار براي دستيافتن به درآمد حلال و ارتقاي رفاه
اجتماعي باز نگاه داشته است. توصيه قناعت در اسلام به مفهوم كم مصرف كردن
نيست، بلكه صحيح مصرف كردن يا به عبارتي تلاش براي ارتقاي بهرهوري است.
اسراف و تبذير كه در اسلام مذموم شناخته شده و مايه ضمان تلقي شده است، در
حقيقت موجب هرزروي منابع اقتصادي كه همواره با محدوديت مواجه است، ميشود
.
با
اين حال، در كشور ما دولت هر ساله مبالغ هنگفتي را براي پرداخت يارانه
كالاهاي اساسي اختصاص ميدهد و هزينه ميكند. اگرچه اين هزينهها در
افزايش رفاه عمومي تأثير دارند، اما به لحاظ اقتصادي، هزينههاي تقريباً
بدون بازدهي هستند كه نميتوانند نقش بسزايي در رشد و توسعه اقتصادي
پايدار ايفا كنند. با توجه به محدوديت درآمدهاي ارزي حاصل از صادرات نفت و
افت كنوني قيمت آن در بازارهاي جهاني، پرداخت يارانه كالاهاي اساسي، بار
سنگيني را بر بودجه دولت تحميل ميكند، به طوري كه دولت در سال 1386، بيش
از 42هزار ميليارد ريال يارانه براي كالاهاي اساسي پرداخت كرده است كه از
اين ميزان، بيش از 24هزار ميليارد ريال، يعني حدود 58 درصد آن به يارانه
گندم اختصاص دارد. حال چنانچه اين يارانهها به درستي مصرف نشود، زيانهاي
سنگيني بر اقتصاد ملي وارد ميآورد. لذا بازنگري در نظام پرداخت يارانهها
و هدفمند و شفاف كردن آنها ضرورت دارد. كارشناسان معتقدند كه پرداخت
يارانه به صورت عمومي موجب انحراف در قيمتها و در نتيجه انحراف در
سرمايهگذاري ميشود. بنابراين خسارات اقتصادي پرداخت عمومي يارانه به
مراتب بيشتر از ارقامي است كه در بودجه دولت منعكس ميشود. از سوي ديگر،
پرداخت يارانهها به صورت عمومي موجب ميشود مصرفكنندگان ارزش اقتصادي
واقعي كالاها و نيز خدماتي كه دولت در اختيارشان ميگذارد را درك كنند. از
اينرو، ارزاني بهاي اين گونه كالاها، مصرف بيرويه و نادرست آنها را به
دنبال خواهد آورد و چه بسا ضايعات ناشي از آن تا حدي باشد كه اثر پرداخت
يارانه را مخدوش كند
.
ضايعات
نان در كشور ما مثال بارزي از عواقب پرداخت يارانه عمومي است كه به لحاظ
ارزاني بهاي آن، مصرفكنندگان توجهي به شيوه مصرف صحيح و رعايت الگوي درست
مصرف آن ندارند. بهطوري كه خسارات ناشي از مصرف نادرست اين كالا در
ايران، اكنون سالانه ميلياردها تومان است. بنابراين ضرورت دارد كه نظام
پرداخت يارانهها متحول و هدفمند شود، تا از يك سو به رشد سرمايهگذاري و
از سوي ديگر به جلوگيري از اتلاف منابع كمك كند. با اين اوصاف،
سياستگذاران و برنامهريزان اقتصاد كشور ميبايست با عزم ملي و بسيج
همگاني، به الگوي صحيح مصرف روي آورند و از هرزروي منابع به هر شكل تا حد
ممكن جلوگيري كنند. به همين منظور در ادامه به بررسي وضعيت نان در كشور و
ضرورت اصلاح الگوي مصرف آن با توجه به بار مالي ناشي از آن پرداخته و در
نهايت راهكارهايي براي اصلاح الگوي مصرف و كاهش ضايعات اين ماده غذايي
ارائه خواهد شد
.
قديميترين غذاي بشر
نان
يكي از قديميترين غذاهايي است كه از چندين هزار سال پيش براي بشر آشنا
بوده است. در كنفرانس بينالمللي تغذيه در سال 1992، امنيت غذايي به
«دسترسي تمام مردم به غذاي كافي به منظور زندگي سالم و فعال» تعريف شده
است. اين ماده غذايي به عنوان تأمين كننده بخشي از كالري، پروتئين و
ويتامينها و مواد مورد نياز بدن، از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و يكي
از مهمترين منابع غذايي مردم ايران محسوب ميشود؛ بهگونهاي كه كالري
مورد نياز 43 درصد از خانوارهاي شهري و 56 درصد از خانوارهاي روستايي از
طريق نان تأمين ميشود. در سالهاي اخير در كشورمان ميزان مصرف اين ماده
غذايي روبه افزايش نهاده است؛ به طوري كه از نظر آمارهاي بينالمللي،
ايران هشتمين مصرف كننده گندم در دنيا بوده و سهم كشورمان از اين بابت 6/1
درصد است. مصرف سرانه گندم در ايران حدود 135 كيلوگرم است و بخش عمده آن
به صورت نان مصرف ميشود. اين در حالي است كه متوسط سرانه جهاني مصرف گندم
68 كيلوگرم است به اين ترتيب كشور ما در رديف كشورهاي پرمصرف گندم قرار
دارد
.
البته
فزوني مصرف سرانه نان در ايران نسبت به الگوي صحيح مصرف نان و نيز ميانگين
مصرف جهاني از دو جهت ناشي ميشود: اولاً آنكه افزايش بهاي مواد غذايي در
سالهاي اخير سبب شده جايگزيني به سمت نان بيشتر شود (بويژه اقشار كم
درآمد بخش قابل توجهي از نيازهاي غذايي را از طريق مصرف نان تأمين
ميكنند.) ثانياً اينكه ضايعات نان در ايران، جداي از ضايعات گندم توليد
شده در كشور و بيش از آن است
.
آمارها چه ميگويند؟
گزارشهاي
مركز آمار ايران درخصوص جايگاه نان در سبد مصرفي خانوارها حاكي است كه
هزينههاي مربوط به نان با سهم 5 درصدي، پنجمين اولويت هزينهاي خانوارهاي
فقير شهري را به خود اختصاص داده است. در عين حال، اولويت هزينهاي
خانوارهاي مرفه شهري به گونهاي متفاوت است، به نحوي كه هزينههاي نان
براي اين گروه، در اولويت شانزدهم قرار دارد. نكته قابل ذكر اين است كه
رقم مطلق هزينه نان در خانوارهاي مرفه شهري تقريباً 5 برابر رقم مشابه در
خانوارهاي فقير شهري است ولي جايگاه و اهميت نان در سبد مصرفي خانوارهاي
فقير شهري به مراتب بالاتر از خانوارهاي مرفه شهري است. اگرچه نوع نان
مصرفي (حجيم يا سنتي) نيز از عوامل اختلاف هزينه خانوارهاي فقير و مرفه در
اين خصوص محسوب ميشود
.
علاوه
بر اين، در ميان خانوارهاي روستايي نيز وضعيت كمابيش مشابهي ديده ميشود.
به طوري كه در خانوارهاي فقير روستايي، نان با سهم 5 درصدي در اولويت هشتم
هزينهاي قرار دارد، اما در خانوارهاي مرفه روستايي، هزينه نان با سهم 8/0
درصدي در رتبه چهاردهم هزينهاي جاي دارد. به اين ترتيب نان براي
خانوارهاي فقير (اعم از شهري و روستايي) يك كالاي مهم تلقي شده و سهم
نسبتاً قابل توجهي از هزينههاي خانوار را به خود اختصاص ميدهد. در حالي
كه از نظر خانوارهاي مرفه، هزينه نان چندان مهم به نظر نميرسد. بنابراين
هرگونه بازنگري در سياستهاي پرداخت يارانه نان و حركت به سمت هدفمند كردن
آن قطعاً منافع افراد فقير را به همراه خواهد داشت. به عبارت ديگر در
شرايط فعلي افراد ثروتمند به دليل پرداخت هزينه بيشتر در قياس با فقرا، از
يارانه بيشتري بهرهمند ميشوند
.
از
سوي ديگر، سهم بالاي نان در تأمين انرژي خانوارها نيز حائز اهميت است، به
طوري كه دسترسي به غذاي كافي و مطلوب و سلامت تغذيهاي، يكي از محورهاي
اصلي توسعه اقتصادي، سلامت جامعه و زيرساخت نسلهاي آينده كشور محسوب
ميشود. از اينرو پيشگيري از مشكلات و بيماريهاي تغذيهاي و دستيابي به
الگوي مصرف متعادل، از مهمترين چالشهايي است كه كشور با آن روبهروست.
بررسيهاي انجام شده در زمينه الگوي مصرف خوراك در كشور مويد اين مساله
است كه الگوي مصرف خوراك در كشور مناسب نبوده و سهم غلات (بويژه گندم) در
آن بيش از نرمهاي قابل توصيه است. آمار و اطلاعات موجود حاكي است كه مصرف
سرانه نان به عنوان قوت غالب خانوارها، سالانه 125 كيلوگرم و سهم اين ماده
غذايي در تامين انرژي در تمامي استانها بيش از 50 درصد بوده است. مصرف
سرانه نان در برخي كشورهاي توسعهيافته نظير ايتاليا معادل 77 كيلوگرم،
اسپانيا 62 كيلوگرم، آلمان 58 كيلوگرم و فرانسه برابر 57 كيلوگرم است
.
ضايعات نان
يكي
از نكات مهم ديگري كه در جهت اصلاح الگوي مصرف نان وجود دارد، ضايعات
ايجاد شده در حين توليد و مصرف آن است. ضايعات نان يكي از مهمترين
مشكلاتي است كه دچار آن است. اگرچه آمار دقيق و قابل اتكايي درخصوص ميزان
ضايعات نان در كشور در اختيار نيست، اما نتايج مطالعاتي كه در اين زمينه
انجام شده، حاكي است مهمترين دلايل ايجاد ضايعات نان در سطح نانوايي به
نوع آرد، نحوه تخمير، بيتجربگي كارگر و فرآيند پخت مربوط ميشود؛ در حالي
كه در سطح خانوار، عواملي همچون عادت به زياد خوردن، شلوغي نانواييها،
طريقه نادرست نگهداري، غيرقابل مصرف بودن دور نان و بيات شدن آن در كنار
بهاي نسبتا پايين نان در قياس با ارزش واقعي و اقتصادي آن، از مهمترين
دلايل ايجاد ضايعات بيش از 30 درصدي نان هستند
.
مصرف سرانه گندم در ايران حدود 135 كيلوگرم است و بخش عمده آن به صورت نان مصرف ميشود و متوسط سرانه جهاني مصرف گندم 68 كيلوگرم است
همانطور
كه قبلاً نيز گفته شد، توليد آرد با كيفيت پايين نيز يكي از عوامل ايجاد
ضايعات نان است. اين مساله با توجه به سهم نان در جيره غذايي خانوارهاي
ايراني، به گسترش فقر غذايي بويژه بين قشرهاي فقير نيز منجر ميشود.
استفاده از گندم نامناسب نيز از دلايل اصلي توليد آرد با كيفيت ضعيف است و
از آنجا كه گندم توليد داخل، عمدهترين منبع توليد آرد است، لذا ارتقاي
كيفيت گندم بدون ترديد به بهبود كيفيت آرد و در نهايت نان منجر ميشود.
البته بايد گفته شود بين كيفيت و ارزش غذايي در نانها ارتباط عكس وجود
دارد. يعني هر چه آرد سياهتر يا سبوس آن زيادتر باشد، نان داراي ارزش
غذايي بيشتر است، اما نان توليدي سياه سريعتر بيات ميشود، در حالي كه هر
چه آرد سفيدتر باشد يا سبوس كمتري داشته باشد ارزش غذايي آن كمتر است
.
معضلات يارانه نان
يارانه
پرداختي به نان نيز در وضعيت كنوني، با معضلاتي روبهروست، زيرا يارانه
نان به صورت يكنواخت و بدون در نظر گرفتن تفاوت قدرت خريد افراد پرداخت
ميشود. از اين رو، اين شيوه پرداخت يارانه نان، بهينه نيست. نكته ديگر كه
در به وجود آمدن الگوي نادرست مصرف نان موثر است، تقاضاي كاذب براي خريد
نان است كه از پايين بودن قيمت اين كالا و نيز قدرت خريد مصرفكنندگان
ناشي ميشود. زيرا به لحاظ اقتصادي، هنگامي كه قيمت يك محصول در سطحي كمتر
از ارزش واقعي آن تعيين شود، تقاضا براي آن افزايش مييابد و چه بسا اين
كالا به عنوان جايگزين كالاهاي ديگر به كار رود. بهگونهاي كه در حال
حاضر با وجود قيمتهاي پايين نان، گاهي اوقات از نان براي تغذيه دامها در
روستاهاي نزديك مراكز شهري استفاده ميشود و نان خشك كه اغلب نيز
غيربهداشتي است، از طريق واسطهها به دامداريها فروخته ميشود كه گاهي
قيمت نان خشك، برابر و حتي بالاتر از قيمت نان فروخته شده در نانواييها
ميشود. به هر حال، قيمت پايين نان گرچه براي گروه زيادي از طبقات پايين
درآمدي كه اغلب داراي بعد خانوار بيشتري نيز هستند داراي ضرورت و تامين آن
از مهمترين وظايف دولت است، اما براي گروههاي درآمدي متوسط و بالا كه
بخش مهمي را در شهرها تشكيل ميدهند، بسيار پايينتر از توانايي پرداخت
آنان است. به همين دليل است كه عده زيادي از اين افراد قيمت بالا در مقابل
مرغوبيت بيشتر را براي نان، كاملاً ورد قبول و موجه ميدانند
.
با
وجود اين مسائل و مشكلات در كشور، وضعيت توليد و مصرف نان در اروپا كاملاً
متفاوت از كشور ماست، بهگونهاي كه در اروپاي غربي سالانه 25 ميليون تن
نان توليد ميشود و از اين ميزان، سهم بخش صنعتي و كارخانهها 8 ميليون تن
است. در بين كشورهاي اروپايي، آلمان و انگلستان بزرگترين توليدكنندگان
نان صنعتي(60 درصد) و به دنبال آن فرانسه، هلند و اسپانيا قرار دارند. در
سراسر اروپاي غربي، بخش صنعتي در حال تسخير بيشترين سهم بازار نان است. به
عنوان نمونه در آلمان 18000 نانوايي سنتي وجود دارد كه برنامهريزيها
براي كاهش تعداد آنها در 5 سال آينده به نصف انجام گرفته است. در بريتانيا
و دانمارك نانواييهاي صنعتي بين 75 تا 80 درصد بازار را تصرف كردهاند.
به طور كلي در سراسر اروپا، ارتباط تنگاتنگي ميان بخش نانپزي صنعتي و
صنايع كشاورزي و آسياباني وجود دارد و بنگاههاي مهم كشاورزي و آسياباني،
مالك اصلي بسياري از نانواييهاي بزرگ هستند
.
از
سوي ديگر، ميزان مصرف نان در اروپا ثابت است، البته هرچند ميزان مصرف در
ميان كشورها بسيار متفاوت است. آلمانيها و اتريشيها بيشترين نان را
ميخورند كه حدود 80 كيلوگرم براي هر نفر در سال است، در حالي كه انگلستان
و ايرلند با مصرف سرانه كمتر از 50 كيلوگرم در سال، كمترين مصرف نان را
دارند. البته ناگفته نماند كه در اروپا، «تازگي نان» عامل مهمي در خريد آن
محسوب ميشود و بسياري از مصرفكنندگان هر روز نان را براي مصرف همان روز
ميخرند و مورد استفاده قرار ميدهند
.
در
مجموع با توجه به اينكه در كشور ما دولت بابت هر عدد نان مصرفي مردم،
مبالغي به عنوان يارانه پرداخت ميكند، لذا اجراي طرحهاي اصلاح فرآيند
توليد و عرضه نان ميتواند ضايعات نان را كاهش داده و در ميزان مصرف كل و
كاهش بار مالي دولت تأثيرگذار باشد. از جمله اين اقدامات اصلاحي ميتوان
به موارد زير اشاره كرد
.
1.
استاندارد كردن و به روز كردن ماشينآلات توليد و روشهاي توليد،
2.
آموزش هدفمند و مستمر مديريت و كاركنان نانوايي،
3.
متناسب كردن ميزان سهميه هر واحد با توان توليد نانوايي،
4.
تثبيت كارگران در واحدهاي نانوايي،
5.
آموزش نحوه نگهداري صحيح نان به مردم و موسسات،
6 .
بهبود كيفيت آردهاي توليدي،
7.
بهبود كيفيت گندمهاي توليد داخلي و يا وارداتي به كشور،
8 .
اصلاح ساختار نانهاي سنتي،
9.
استاندارد كردن اندازه، وزن و كيفيت نان،
10.
هدفمند كردن يارانه نان و تغيير در شيوه پرداخت يارانه،
11.
اجراي
برنامههاي مربوط به آزادسازي، تهيه و توليد نان با استفاده از آرد با
قيمت آزاد (قيمت تمامشده) براي ايجاد رقابت موثر در بين نانواييها،
12.
عرضه نان در بستهبنديهاي مناسب
.
از
سوي ديگر، با توجه به وجود يارانه بسيار سنگين آرد و اختلاف فاحش ميان
قيمت يارانهاي و تمامشده واقعي آرد، نقش نظارت و كنترل به عنوان يكي از
محورهاي اساسي در اصلاح الگوي مصرف نان بسيار مهم است. با توجه به شرايط
اقتصادي در جامعه و اين واقعيت كه متصديان واحدهاي توليد نان براي سودآور
كردن توليد آن در شرايط ثابت بودن قيمت، يك انگيزه قوي براي خامفروشي
داشته و از سوي ديگر با توليد نكردن نان با كيفيت مطلوب، ضايعات را افزايش
خواهند داد، در اين شرايط نظارت و كنترل هدفمند، منطقي و همراه با آموزش،
ارشاد و اقدامات اصلاحي تا حدودي ميتواند در بهبود وضعيت توليد آرد و نان
در كشور موثر واقع شود
.
منبع جام جم آنلاین