|
|||||||
چطور با افراد متفاوت ارتباط موفق برقرار کنیم؟![]()
انسانها را به دسته هاي زير تقسيم كرده ايم: الف- اشخاص پديداري(تصويري) اين افراد دنياي رواني خود را بر اساس تصاوير و فضاسازي تنظيم مي نمايند. اين افراد فضا را دوست دارند و دوست داراند كه با شما ارتباط نزديكتري داشته باشند و بيشتر تعامل شخصي را دوست دارند. اين افراد از واژه هايي مانند من تصور ميكنم، فضاي اجتماعي اينگونه به نظر مي رسد و... استفاده كرده و اغلب در انتهاي جلسات مينشينند. ب- اشخاص احساسي(همجواري) دنياي رواني خود را با احساسهاي دروني و بيروني ترسيم مي كنند و واژه هاي احساسي مانند دوست دارم، احساس مي كنم و... بيشتر استفاده مي كنند. از نظر ارتباط خيلي به شما نزديك مي شوند هرچند كه ممكن است فكر شود حالت تهاجمي دارند و بيشتر ميز و صندلي خود را نزديك به شما مي گذارند و در جلوي جلسات مي نشينند. ج- اشخاص شنيداري(صوتي) اين افراد دنياي رواني خود را با صداها دارند.آنها به چشمان مخاطب خود نگاه نمي كنند و گوش خود را ميزان كرده اند. ضمن مكالمه يا ارائه يك مطلب ممكن است به نقطه ديگري نگاه كنند، زيرا آنان با گوش فرا دادن سعي به گرفتن مطالب مينمايند. قصد بي ادبي و بي اعتنايي ندارند و سعي ميكنند آنچه گفته مي شود را بفهمند. اين افراد بجاي خوب فهميدي ميگويند خوب شنيدي و از زير و بم صدا خوششان مي آيد. د- اشخاص ارقامي(زباني) اين گروه تركيبي از سه دسته پيشين هستند. آنان قبل از اينكه بتوانند دنياي رواني خود را ترسيم كنند، مجبورند دريافتهاي خام حسي را به يك زبان خاص، از طريق كلمات، اعداد يا علايم كامپيوتري منتقل نمايند. آنها دوست دارند اطلاعات مكتوب و به سبك منطقي به آنان ارائه شود، واژه ها بايد تعريف شده باشند و از نظر املائي، علايم نقطه گذاري، دستوري، حواشي و صفحه بندي درست باشد و همچنين عناوين، پاراگرافها و فواصل كوتاه را در نگارش دوست دارند. براي جلب توجه آنها كافيست بخشهايي از پيام بصورت 1- 2- 3 و يا الف- ب- ج تنظيم شود. چگونه شرايطي فراهم آوريم كه ديگران ما را درك كنند وقتي از شيوهء مورد علاقه شخص مخاطب خود و اطرافيان استفاده مي كنيد، آنها به اقدام و خواستهء شما پاسخ مثبت ميدهند. ممكن است مجبور باشيد كه كمي بيشتر تلاش كنيد، اين تلاشي ارزشمند است كه به اجرا و انجام آن مي ارزد، زيرا در وقت و نيروي آينده شما صرفه جويي مي كند . شخص مخاطب شماو اطرافيانتان نيز از اقدامي كه كرده ايد استقبال خواهند كرد زيرا مي فهمند كه براي تماس با شما از چه شيوهاي بايد استفاده كنند تا آنها را به نتيجه دلخواهشان برساند. يكي از بهترين راههاي كسب اطلاع در اين زمينه كه مخاطب شما چه روشي را مي پسندد اين است كه از او مستقيما سوال كنيد و نظرش را جويا شويد در مواقعي كه اطلاع يافتن از روش برقراري ارتباط با اطرافيان و مخاطبان دشوار به نظر مي رسد، بهتر است از روش آزمايش و خطا استفاده كنيد. به عبارت ديگر اگر ندانيد كه آنها از ميان انواع شخصيتهاي ارتباطي ديداري ،شنيداري،احساسي، ارقامي كدام را بيشتر مي پسندند، مي توانيد در فواصل صحبتها با او گاهي لحظه اي مكث كنيد و از او بپرسيد : ( آيا اين نقطه نظر را قبول داريد؟)،(آيا مي توانيد خود را ببينيد كه به اين روش كار ميكنيد؟) يا ( اين مطلب به نظرتان چگونه است؟)،.... اگر نتوانيد پاسخ مورد نظرتان را دريافت كنيد به روش ديگري متوسل شويد. مثلا از روش ديداري به روش شنيداري روي آوريد و اگر روش شنيداري خواسته شما را برآورده نساخت ، از روش احساسي استفاده كنيد. يكي از اشتباهات رايجي كه اشخاص مرتكب مي شوند اين است كه وقتي از مخاطب خود جواب مساعد نمي گيرد، فورا فرض را بر اين مي گذارند كه روش مورد استفاده آنان مناسب نبوده، حال آنكه در واقع ممكن است روش مورد استفاده آنان مناسب بوده باشد و خود آنان نتوانسته اند به شكل مناسب و حساب شده از روش مورد اشاره استفاده كنند. در واقع تقصير از خود شخص است كه نمي تواند با مخاطب خود ارتباط سازنده و مؤثر برقرار كند. با داشتن انعطاف در سبك رفتاري مي توانيم از يك شيوه ادراكي به شيوه ديگر روي آوريم، مي توانيم به اشخاص بيشتري دسترسي پيدا كنيم و آنان نيز به نحو بهتري از خواسته هاي ما آگاه مي شوند. اين كار به ما امكان مي دهد كه همكاري و حمايت آنان را جلب كنيم. مردم را دوست داشته باشيد موفقيت هر شخصي به حمايت ديگران بستگي دارد پس مردم را دوست داشته باشيد تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمايت كنند. شما در انجام كارهايتان به حمايت و پشتيباني آنها نياز داريد، زيرا برخي از كارها فقط با همكاري ديگران امكانپذير خواهد بود. ولي در اين مورد همواره به ياد داشته باشيد كه با چه كساني ارتباط داريد و چه كساني از شما حمايت مي كنند. هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسيهاي رايج بسيار متفاوت مي با شد. برخي سعي دارند با تملق به اهداف خود دست يابند. تملق يقينا تباه كننده هر رابطه مپبت است. همكاري با ديگران مستلزم شناختي عميق از شخصيت آنهاست واز اين طريق است كه به اطلاعاتي دست مي يابيدو در مذاكرات و مباحثات به كارتان خواهد آمد. رعايت نكات زير از شما مصاحبي صديق و مطلع مي سازد: • سعي كنيد روحيه اطرافيان خود را خوب بشناسيد. • با آگاهي از قلق ها وشيوه هاي مورد پسند مخاطب خود، هيچگاه درايجاد ارتباط و گفتگو با او، درگير نخواهيد شد. • براي ايجاد رابطه اي سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهديد و گوشه و كنايه استفاده نكنيد، بهترين راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فكر طرف مقابل است. اصول زير را بكار گيريد زيرا باعث مي شود مورد حمايت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقيت برسانند: · سعي كنيد اسامي افراد را به خاطر بسپاريد. اين نشان مي دهد به آنها اهميت مي دهيد. · فرد راحتي باشيد تا هيچكس در معاشرت با شما احساس ناراحتي و اجبار نكند. · اين اعتقاد را در خودتان تقويت كنيد كه " هرچه پيش آيد، خوش آيد" در اينصورت هيچ چيز نمي تواند آرامشتان را بهم بزند. اين به شما كمك مي كند كه براي مقابله با هر موقعيتي همواره آماده باشيد. · خودپرست نباشيد و بيهوده تظاهر نكنيد كه به همه چيز آگاهي داريد، به يادداشته باشيد عالمان متواضع ترند. · خصوصياتي را در خودتان پرورش بدهيد كه جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهاي ارزشمندي برسند. · شخصيت خودتان را زير ذره بين ببريد، تا بتوانيد عوامل " ناهنجار" را از آن خارج كنيد. زيرا هممين عوامل ناهنجار منفي هستند كه باعث دور شدن ديگران از اطراف ما مي شوند. · صميمانه وباروحيه سعي كنيدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص كرده وگلايه ها را از ذهنتان بيرون كنيد. · آنقدر دوست داشتن افراد را تمرين كنيد كه اين كار به صورت يك عادت ثانويه در شما درآيد. · هميشه از فرصتهايي كه براي تيريك گفتن يا احساس همدردي در غم، اندوه و ناكاميهاي افراد پيش مي آيد استفاده كنيد. و سعي كنيد اين كار را در همان زمان خودش انجام دهيد و به آينده موكول نكنيد. · به مردم قدرت روحي بدهيد تا محبت بي ريايشان را نصيبتان كنند. به كار بردن بعضي عبارات، در ديگران ايجاد مقاومت مي كند و سبب از دست دادن حمايت ديگران مي شود. سه عبارت است كه در هنگام محاوره و ايجاد ارتباط با ديگران مي توان به كار برد، بطوريكه هم احترام طرف مقابل را حفظ كنيد و هم مطلب خود را منتقل سازيد: · با شما موافقم · نظر شما را تحسين مي كنم · به عقيده شما احترام مي گذارم برداشت و باور: اغلب مسائل ارتباطي ريشه در برداشت مردم از واقعيتها دارد، هركسي دنيا را به زعم خود معني ميكند و برداشتها و استنباطهاي ما مي توانند منجر به "تضاد شخصيت" و يا "فروپاشي ارتباط " شوند. حل و فصل مسائل استنباطي دشوار است، زيرا همه معتقدند كه دنيا به همان شكلي است كه آنها استنباط مي كنند و در واقع اين اشخاص مي گويند "اگر با من مخالفت كني، خود به خود در اشتباهي زيرا ترديد ندارم كه حق با من است"، اگر افراد بدانند كه مشكل اصلي در ارتباط برداشت آنها از واقعيتهاست، اغلب مشكلات ارتباطي حل و فصل مي شوند. نگرشها و رفتارها : براي ايجاد ارتباط بهتر به نگرشهاي ويژه اي احتياج داريم. نگرشها : • به تو ايمان دارم، صميميت تو را مورد ترديد قرار نمي دهم. • به روابطمان بها مي دهم و مي خواهم اختلافاتمان را بر طرف كنم. • من حرف حساب را مي پذيرم و به راحتي تغيير مي كنم. رفتارها : • گوش كنيد تا بفهميد. • حرف بزنيد تا شما را بفهمند. • از موارد مورد توافق شروع كنيد و به تدريج به موارد مورد اختلاف برويد. وقتي اين سه نگرش در شما ايجاد شد، تقريباً تمام مسائل استنباطي را مي توانيد حل كنيد. وقتي فردي اين موضوع را درك كند طرز سخنش را تغيير مي دهد به جاي اينكه بگويد "همانطور است كه من ميگويم"مي گويد : "من چنين نظري دارم" به جاي "من درست مي گويم" مي گويد : "به نظر من..." يا به "اعتقاد من..." يا " آنطور كه من استنباط مي كنم..." وقتي اين چنين با ديگران برخورد مي كنيم در واقع به آنها مي گوييم" تو هم مهم هستي و حق داري احساسات و نظراتت را مطرح كني." وقتي ديگران در مورد ما قضاوت مي كنند يا نظر ديگري دارند، مي توانيم به آنها بگوييم " شما طور ديگري به مساله نگاه مي كنيد مايلم بدانم شما چه استنباطي داريد".زمانيكه با نظر كسي مخالفيم به جاي گفتن "من درست مي گويم و تو در اشتباهي" مي توانيم بگوييم "من طور ديگري فكر ميكنم. بگذار نظرم را با تو در ميان بگذارم." كلمات و مناسبات : بعد مهم در برقراري ارتباط، رابطه است. بسياري از مشكلات از ارتباط ناشي مي شود. وقتي روابط خوب نيست بايد مراقب كلماتي باشيم كه به كار مي بريم در غير اينصورت ممكن است سوء تفاهم ايجاد شود. وقتي روابط خوب نيست طبيعتاً افراد به هم سوء ظن پيدا مي كنند و اعتمادشان را به يكديگر از دست مي دهند و به جاي توجه به نيت و منظور گوينده به عبارات او استناد مي كنند و حرفهايشان را به حساب توهين مي گذارند. از سوي ديگر وقتي روابط هماهنگ باشد، حتي بدون كلمه هم مي توانيم ارتباط برقرار كنيم وقتي اعتماد و احساس خوبي جاري باشد نيازي نيست مراقب كلاممان باشيم.مي توانيم در صورت تمايل لبخند بزنيم يا نزنيم و با اين حال منظورمان را مخابره كنيم و به تفاهم برسيم. وقتي روابط حسنه نيست حتي يك فصل كلمه براي مخابره پيام كافي نيست زيرا معاني را نميتوان در كلمات يافت، معاني در اشخاص هستند. نكته مهم در ارتباط موثر رابطه شخص با شخص است، به محض اينكه با كسي اينگونه ارتباط برقرار ميكنيم در يكديگر اعتماد و اطمينان به وجود مي آوريم. در همين زمينه ببينيد كه ملاقات خصوصي مديران با كاركنان و صحبت خصوصي با يك مشتري يا موكل تا چه اندازه اهميت دارد. نقشه و قلمرو : ايجاد روابط هماهنگ و رسيدن به تفاهم متقابل مي تواند دشوار باشد، همه ما در دو دنيا زندگي ميكنيم. يكي دنياي خصوصي ذهني كه در سر ماست و ديگري دنياي عيني كه بيرون از ما قرار دارد. ميتوانيم اولي را نقشه هاي شخصي و دومي را قلمرو در نظر بگيريم. هيچ كس نقشه صد در صد كامل و بي كم و كاستي از قلمرو و يا دنياي عيني و حقيقي ندارد، هر ا ز گاهي تجاربي پيدا مي كنيم كه استنباط يا نقشه ذهني ما از قلمرو يا از جهان عيني را تغيير مي دهد. وقتي اين اتفاق مي افتد، رفتارمان تغيير ميكند و استنباط جديدي پيدا مي كنيم. در واقع سريع ترين راه تغيير رفتار يك شخص اين است كه نقشه يا قالبهاي استنباطي او را تغيير دهيم و اين كار ميسر نيست مگر اينكه به آن شخص نقش يا مسئوليت جديدي واگذار كنيم ويا او رادر موقعيت متفاوتي قرار دهيم. مهارت و امنيت : مهارتهاي ارتباطي شبيه يك كوه يخ شناور هستند، بخش كوچكي از كوه يخ شناور كه از آب بيرون آمده سطح مهارت ارتباط است. توده عظيم كوه يخ كه پنهان از ديد ماست سطح عميق تري را در بر گرفته است مي توانيم اين سطح را مبناي امنيت شخصي در نظر بگيريم، براي اينكه بهبود بلند مدت معني داري در توانايي برقراري ارتباط خود ايجاد كنيم بايد به دو سطح مهارت و امنيت توجه داشته باشيم. ارتباط موثر مستلزم مهارت است، براي بهبود مهارتهاي ميان فردي بايد تمرين كرد و احتياج به صرف وقت دارد ولي متاسفانه بعضي ها اصلاً علاقه اي به آموختن مهارتهاي جديد ندارند و نمي خواهند در مقام بهبود مهارتهاي همدلانه باشند. گوش فرادادن با تمام وجود به گفته ديگران به امنيت خاطر بسيار زيادي احتياج دارد، آسيب پذيريهاي انسان را بروز ميدهد. ممكن است تغيير كنيم و اگر در اعماق وجود خود احساس عدم امنيت كنيم جرات تغيير يافتن را به خود نخواهيم داد و خيليها از دور نماي تغيير وحشت دارند. اگر در اثر گوش دادن همدلانه تغيير كنيم و يا تحت تاثير قرار بگيريم بايد بتوانيم بگوئيم كه : "اشكالي ندارد، تفاوت چنداني ايجاد نمي كند." زيرا اعماق وجود ما بدون تغيير باقي مانده است. در اعماق وجود ما مجموعه ارزشها و احساساتي وجود دارند كه خويشتن حقيقي ما را نشان مي دهد.احساس ارزشمندي كه مستقل از رفتار ديگران با ماست اين خويشتن مخدوش نشدني هويت واقعي ماست. منطق و احساس : ارتباط موثر ايجاب مي كند كه به زبان منطق و احساس صحبت كنيم، زبان منطق و زبان احساس دو زبان متفاوت هستند و در اين ميان زبان احساس و عاطفه بسيار قدرتمندتر و انگيزه بخش تر است. به همين دليل است كه مي گوييم بايد با تمام وجود يعني ابتدا با چشمان و با دل گوش كنيم و بعد از گوشهايمان براي شنيدن استفاده نماييم. براي ابراز موثر نقطه نظر خود بايد نظرات ديگران را درك كرد. همدردي و همدلي : توجه با تمام وجود ، حضور داشتن كامل، خود را به جاي ديگران گذاشتن و از دريچه چشم آنان نگاه كردن مستلزم شجاعت، شكيبايي و احساس امنيت خاطر است، به معناي آمادگي براي يادگرفتن و تغيير كردن است، به معناي رفتن به اذهان و دلهاي ديگران به منظور نگاه كردن از زاويه ديد آنان است. بدين معنانيست كه احساس آنها را داشته باشيد،اين همدردي است. بلكه منظور اين است كه احساس آنها را درك كنيد و ببينيد كه چگونه به دنيا نظر مي كنند، اين همدلي است. همدلي شما را پذيرا، باز و گشوده نگاه مي دارد، ديگران احساس مي كنند كه چيزي مي آموزيد. به اين نتيجه مي رسند كه نفوذ پذير هستيد. براي نفوذ بر ديگران ، آنها ابتدا بايد به اين نتيجه برسند كه ميتوانند روي شما نفوذ كنند. وقتي گوش دادن را مي آموزيم و براي فهميدن تلاش مي كنيم ، درباره ارتباط به درك تازه اي مي رسيم. به اين نتيجه مي رسيم كه استفاده از ذهن براي غلبه بر دل تلاشي بيهوده است. به اين نتيجه مي رسيم كه كه با دو زبان روبرو هستيم، يكي زبان منطق و ديگري زبان احساس و اينكه اشخاص بيش از آن مقدار كه فكر مي كنند از روي احساس خود حرف مي زنند، به اين نتيجه مي رسيم اگر ميان اشخاص احساس خوبي وجود نداشته باشد، تحت تاثير موانع احساسي نمي توانند به زبان منطق با هم حرف بزنند. ارتباط موضوعي مربوط به اعتماد كردن به ديگران و پذيرفتن آنهاست و پذيرفتن عقايد و احساسات آنهاست. پذيرفتن اين حقيقت است كه آنها متفاوت از ديگران هستند و اينكه خود را بر حق مي دانند.
ارتباط کلامی
در این نوع ارتباط برای انتقال پیام از کلمات استفاده می شود. انتقال پیام می تواند به صورت گفتاری یا نوشتاری باشد ارتباط کلامی بیشتر برای بیان ایده ها ، حقایق و نظرات به کار می رود.
ارتباط غیر کلامی
ارتباط غیر کلامی شامل اشاره ها، تماس چشمی، لحن صدا و حرکات بدن می باشد. گاهی نوع پوشش و سکوت اختیار کردن نیز جزو ارتباط غیر کلامی به شمار می رود. دیگران را همان گونه که هستند بپذیریم و سعی نکنیم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شکل دهیم.اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبیهایشان بپذیرید ، پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید
اجزای غیر کلامی ارتباط
تماس چشمی: تماس چشمی مناسب، از مهمترین عوامل یک ارتباط مؤثر است. بهترین تماس چشمی یک ارتباط مداوم و منقطع است، به عبارت دیگر در تمام طول ارتباط باید به فرد نگاه کنید، ولی از خیره شدن بپرهیزید. چند پیشنهاد برای ارتباط موثر
به دقت گوش کنید از میان مهارتهای گوناگون انسان، گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن میتوان کارایی خود را در تمامی مراحل زندگی بهویژه دوران تحصیل افزایش داد؛ ضمنا این مهارت یکی از مشکلترین مهارتهاست.گوش دادن تعهدی برای فهمیدن و رسیدن به درک همدلانه است؛ به این معنا که از علایق، نیازها و تعصبات خود بکاهید و با چشمان فرد مقابل به مسائل نگاه کنید؛ خودتان را جای او بگذارید و از دریچه چشم او نگاه کنید. گوش دادن در ضمن نشانه مهر و محبت شماست. مردم غالباً فکر میکنند که دارند گوش میکنند امّا کاری که واقعاً دارند میکنند فکر کردن به جوابی است که میخواهند پس از تمام شدن صحبتهای طرف مقابل به او بدهند. هر چند ممکن است دشوار باشد امّا واقعاً سعی کنید به آنچه طرف مقابل میگوید گوش فرا دهید. حرف او را قطع نکنید. موضع دفاعی نگیرید. فقط گوش کنید که او چه میگوید و این اطمینان را در او به وجود آورید که حرفهایش به طور دقیق شنیده شده است. دراین صورت، شما او را بهتر درک خواهید کرد و او نیز بیشتر تشویق میشود که به حرفهای شما گوش دهد.
صادق باشید بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید ، روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع خواهند شد.
![]() افراد را همان گونه که هستند بپذیرید دیگران را همان گونه که هستند بپذیریم و سعی نکنیم آنها را در قالب انتظار و خواسته خود شکل دهیم.اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبیهایشان بپذیرید ، پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.با همه افراد نمی تواند به یک گونه حرف زد یا ارتباط برقرار کرد مهمترین گام، مخاطب شناسی است؛ یعنی شناخت ویژگی های شخصیتی دیگران و رفتار کردن متناسب با آن.
همدلی کنید نه همدردی ! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمیفهمد ، پس ما همدردی نمیتوانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی آن خودمان را جای طرف مقابل میگذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم.در همدلی قضاوت ممنوع است و حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟!
روشن، کوتاه و گزیده سخن بگوییم عموماً پرحرفی و زیاد سخن گفتن نه تنها به ارتباط بهتر کمتر نمی کند بلکه مانع از ارتباط هم می شود. به فرمایش امام علی علیه السلام : «خیر الکلام ما قل و مادلّ» بهترین کلام سخن کوتاه و گزیده است.
ارتباط خود را با کلمه «من» شروع کنیم: اگر در ارتباط با دیگران مسأله ای پیش آمده ابتدا مشخص کنیم چه کسی بیش از دیگران ناراحت شده و آن گاه پیام را با کمله «من» و بدون مقصر دانستن یا سرزنش دیگران بیان کنیم، مثلاً : « من امروز خسته ام، لطفاً صدای ضبط صوت را کم کنید». سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمیماند ، سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد. مهارتهای زندگی - تبیان
اين تکنيک ها به خوبي کار مي کنند، البته وقتي که خالصانه اجرا شوند، نه با اشتياق ساختگي. هدف شما تملق گويي نيست، بلکه بايد در آنها نظر مثبت به وجود آوريد.
بر ديگران تمرکز کنيد تا بر شما تمرکز کنند تکنيک هاي موثر ارتباطات و تدابير هوشمندانه به شما امکان مي دهد تا اعتمادسازي کنيد، به راحتي با ديگران سخن بگوييد و با هر کسي که ملاقات مي کنيد، ارتباط مثبتي ايجاد کنيد. اين تکنيک ها شما را قادر مي سازد تا احساس عزت نفس مردم را افزايش دهيد و باعث شويد احساس خوبي نسبت به خود داشته باشند و شما را تحسين کنند.
براي رسيدن به اين مرحله از جذابيت شخصي، توانايي هاي خود در زمينه «پيش بيني احساسي» را افزايش دهيد تا دريابيد مردم چگونه به اعمال و رفتار شما عکس العمل نشان خواهند داد. براي بهبود اين توانايي از نکات زير استفاده کنيد.
اثرگذاري مثبت در اين بخش روش هايي ارائه کرده ايم تا بتوانيد به سرعت کاري کنيد که ديگران احساس خوبي نسبت به شما پيدا کنند:
- چگونه هنگام ملاقات با مردم اعتماد به نفس خود را حفظ کنيد. وقتي شخص جديدي را ملاقات مي کنيد، لباسي را که به تازگي خريده ايد نپوشيد، زيرا نمي دانيد که در اين لباس چه احساسي داريد و چگونه به نظر مي رسيد. ابتدا لباس خود را در خانه بپوشيد و امتحان کنيد و اگر با آن راحت بوديد، آن را هنگام ملاقات بپوشيد.
- چگونه کاري کنيد که همه آرزومند شنيدن نظرات شما باشند. رمز موفقيت آن است که وقتي ديگران در حال صحبت هستندصحبت آنها را قطع نکنيد. به جاي آن ساکت باشيد، به دقت به سخنان ديگران توجه کنيد. آرام و خونسرد باقي بمانيد. سرانجام وقتي نوبت صحبت شما رسيد، مردم به دقت به سخنان شما يعني يک ناظر باملاحظه توجه مي کنند.
سلام و خداحافظي روش ملاقات شما با افراد و روش ترک کردن آنها، شما را متمايز مي کند. براي ورود و خروج فوق العاده از اين نکات پيروي کنيد:
- چگونه کارت ويزيت خود را با تشخص به ديگران بدهيد و کارت آنها را بگيريد. وقتي کسي کارت ويزيتي به شما مي دهد، آن کارت برايش بسيار ارزشمند است. آن را سريعا در جيب خود نگذاريد. در عوض آن را با دو دست بگيريد و با دقت به آن نگاه کنيد گويي به يک شاهکار هنري نگاه مي کنيد که قيتي براي آن متصور نيست. سپس آن را پايين تر بگيريد و هر چند لحظه يک بار نگاهي به آن بيندازيد.
وقتي کارت خود را به کسي مي دهيد، آن را از يک جاي کارت بسيار شيک خارج کنيد، به صورت افقي بالا آورده، روبروي فرد بگيريد و به او بدهيد. اين کار نشان مي دهد که کارت شما و در نتيجه شغل و کسب و کارتان برايتان بسيار مهم است. ديگران نيز به همان ترتيب به شما عکس العمل نشان مي دهند. با کارت هاي ويزيت با احترام برخورد کنيد.
- چگونه با افراد مورد نظر خود ملاقات کنيد. وقتي شخص مورد نظر مي نشيند، يک صندلي در نزديکياو انتخاب کنيد. اگر نزديک کسي بنشينيد، شروع و ادامه صحبت با او آسانتر است.
ارتباطات - ديگران را در مکالمات گرم و صميمانه خود شريک کنيد. با اين کار آنها احساس خوبي نسبت به شما پيدا مي کنند. از روش هاي زير استفاده کنيد:
- چگونه با افرادي که چند لحظه پيش ملاقات کرده ايد، گفت و گويي جذاب داشته باشيد. مکالمه را طوري هدايت کنيد که بيشتر راجع به مخاطب باشد. جزيياتي در مورد کارهاي اخير آنها بپرسيد که در چند ساعت گذشته انجام داده اند. صحبت درباره چنين جزيياتي براي مردم آسان است زيرا به تازگي آنها را انجام داده اند و از صحبت راجع به موضوع مورد علاقه خود «يعني خودشان» لذت مي برند.
- چگونه با افراد غريبه دوست شويد. غريبه ها را تشويق کنيد راجع به موضوعات ادامه دار صحبت کنند تا مکالمه ادامه پيدا کند. براي مثال، از شخصي بخواهيد رستوراني معرفي کند تا با همسرتان براي شام به آنجا برويد (ادامه بحث: اين رستوران کجاست؟ بهتر است چه غذايي سفارش دهم؟) اگر اسم غذا را فراموش کنيد، بهانه اي داريد که با اين فرد جديد تماس بگيريد و مجددا از او بپرسيد. تماس با فردي که قبلا به او معرفي شده ايد، مطمئن ترين روش ايجاد يک دوستي جديد است.
- چگونه پشت سر مردم طوري حرف بزنيد که خوششان بيايد. مردم هميشه مشتاقندنظر ديگران را درباره خود بدانند، بنابراين مطلب خوبي درباره آنها بگوييد و مطمئن شويدآن را شنيده اند. اگر فکر مي کنيد آن را نشنيده اند، مجددا بگوييد. وقتي مهماني را ترک مي کنيد، جمله مورد نظر خود را بگوييد: «ديويس واقعا مي داند چگونه يک مهماني خوب برگزار کند، اينطور نيست؟» بلندتر از حد معمول صحبت کنيد تا ديوس بتواند سخنان شما را بشنود.
- چگونه کاري کنيد که همه در صحبت کردن با شما احساس راحتي کنند. براي شرکت در مکالمه اي که براي ديگرانهم خالي از لطف نباشد، مطمئن شويد که آنها حداقل از نظر فيزيکي راحت هستند. براي مثال، اگر از پشت ميز خود با کسي صحبت کنيد، ممکن است او را بترسانيد. به جاي آن، يک صندلي در کنار ميز خود قرار دهيدو از او بخواهيد در کنار شما بنشيند. آقايان بايد از جايي که نشسته اند، در خروجي را ببينند. اغلب آنها از اينکه پشتشان به در باشد، احساس ناخوشايندي دارند.
- چگونه خود را قدرتمند نشان دهيد. وقتي کسي نکته اي را مي گويد، چند بار چانه خود را از حالت موازي با زمين کمي بالاتر بياوريد (پايين آوردن چانه نشانه توافق است). البته اين کار ممکن است متکبرانه به نظر آيد. پس با احتياط از آن استفاده کنيد.
- چگونه طوري بخنديد که مورد احترام قرار گيريد. خنديدن مسري است. وقتي مردم اطراف شما کاري هوشمندانه يا خنده دار انجام مي دهند، اولين کسي باشيد که با صداي بلند مي خنديد. به ديگران نشان دهيدکه از مصاحبت با آنها لذت مي بريد.
اجتماعي شدن بسياري از مردم به مهماني مي روند تا روابط اجتماعي خود را گسترش دهند اما اغلب احساس راحتي نمي کنند. براي اينکه خوش بگذرانيد، نکات زيررا به کار گيريد:
- چگونه در يک مهماني بزرگ دوست پيدا کنيد. اگر کمي زودتر به مهماني برويد مي توانيد با افرادي که پيش از شما رسيده اند، ارتباط برقرار کنيد و وقتي دوستان آنها به مهماني آمدند، آنها شما را به دوستانشان معرفي مي کنند. همچنين، وقتي بچه ها را به مهماني مي بريد اين تکنيک، تکنيک بسيار موثري است. وقتي کسي تنها به نظر مي رسد، لبخند بزرگي به او بزنيد. به سرعت وارد صحبت شويد و او را براي هميشه به دوست خود تبديل کنيد.
- چگونه در يک گردهمايي تنها و سردرگم به نظر نياييد. طوري وارد سالن شويدکه گويي مالک آن هستيد. به همه جاي سالن نگاه کنيد و چنان با اشتياق نگاه خود را بچرخانيد که گويي کسي را که مي شناسيد، ديده ايد.
- چگونه دعوت کسي را رد کنيد و همچنان ارتباط را حفظ کنيد. وقتي احساس مي کنيد بايد دعوتي را براي يک مهماني بپذيريد که ترجيح مي دهيد از آن اجتناب کنيد، خود را هيجان زده و مشتاق نشان دهيد. بعدا با آن شخص تماس بگيريد و بگويي با کمال تاسف برنامه هاي شما امکان شرکت در آن مراسم را به شما نمي دهند.
ايميل و موبايل بايدها و نبايدهاي استفاده از ايميل و تلفن همراه در برقراري ارتباطات عبارتند از:
- چگونه وقتي خارج از محل کاريد، ثابت کنيد فرد خاصي هستيد. به پيام هاي اتوماتيک اعتماد نکنيد، پيام هاي خصوصي و دوستانه براي افراد ارسال کنيد.
- چه کنيدکه ايميل هايتان مطمئن به نظر آيند؟ در جملات خود از افعال زمان گذشته استفاده نکنيد. ننويسيد «اميدوار بودم که ...»، بنويسيد «اميدوارم که شما ...». زمان گذشته عدم اطمينان را نشان مي دهد.
- چگونه از خودپسند به نظر آمدن در ايميل اجتناب کنيد: از کلمه «من» کمتر استفاده کنيد.
- چگونه پيام هاي خود را امضا کنيد: هيچ چيز براي يک نفر مهمتر از اسمش نيست. نام گيرنده نام را در جمله آخر پيام خود لحاظ کنيد.
- چگونه از تحقير ديگران به وسيله ايميل اجتناب کنيد: همه پيام هاي زنجيره اي را که ممکن است به صورت اتوماتيک ضميمه پيام هاي ارسالي شما باشند دوباره چک کنيد پيام هاي اشتباه را براي افراد اشتباه نفرستيد.
- چگونه با استفاده از موبايل خود عزت نفس آنها را افزايش دهيد. بودن با کسي که مرتب با جواب دادن به تلفن همراه خود، مزاحم صحبت هاي شما مي شود، بسيار توهين آموز است. وقتي با کسي هستيد، با خاموش کردن تلفن همراه خود، نشان دهيد که برايش ارزش قائليد.
ارتباطات شخصي هيچ چيز مهمتر از ارتباطات شخصي نيست. براي ارتقاي روابط شخصي خود از نکات زير کمک بگيريد:
- چه کنيد که هميشه تشکر شما را به خاطر داشته باشند. وقتي مردم به شما لطفي مي کنند، هديه اي مي دهند يا رفتار با ملاحظه اي انجام مي دهند، به سرعت از آنها تشکر کنيد. سپس گام ديگري برداريد و مدتي بعد دوباره از آنها تشکر کنيد.
- چگونه از آنها طوري تعريف کنيد که هرگز فراموش نکنند. تعريف خود را با اضافه کردن جزييات طولاني کنيد. بايد نشان دهيد که همه تلاش هاي آن فرد را فهميده ايد و به آن ارج مي نهيد.
- چگونه ارتباط خود با شريکتان را بهبود ببخشيد. هميشه مطالب مثبتي راجع به شريک خود بگوييد، چه خودش حاضر باشد و چه نباشد.
کارهايي که نبايد انجام دهيد مردم گاهي بي معني ترين سخنان را مي گويند و بي معني ترين کارها را انجام مي دهند. از ارتکاب اين اشتباه ها اجتناب کنيد:
- چگونه طوري رفتار کنيد که مردم شما را کم اهميت نپندارند: هرگز از عبارت «وقت ناهار من» استفاده نکنيد. اين جمله نشان مي دهد که شما مسوول زمان خود نيستيد و رييستان تصميم مي گيرد.
- چگونه از گفتن جملات احمقانه معمول اجتناب کنيد. از گفتن جملات «متاسفم، وقت نکردم با شما تماس بگيرم، يا براي شما نامه بنويسم يا نزد شما بيايم» اجتناب کنيد. اين جملات نشان مي دهد شخص مذکور لياقت زمان ما را نداشته است. وقتي افراد را به فرودگاه مي رسانيد، به آنها نگوييد «پرواز ايمني داشته باشيد». اين جمله نشان مي دهد فکر مي کنيد آنها مي ميرند. به کساني که با آنها قدم مي زنيد، نگوييد «مواظب باشيد پايتان نلغزد» زيرا فکر مي کنند آنها را دست و پا چلفتي مي دانيد.
- چگونه بفهميد در چه مواردي نبايد دوستانه رفتار کنيد. اهي مردم نمي خواهند با آنها دوستانه رفتار کنيد، به خصوص وقتي در حال جر و بحث با حمل و اسباب و اثاث هستند. وقتي کسي را ديديد و فهميديد که نمي خواهد به او نزديک شويد، پس به او نزديک نشويد. وقتي کسي غمگين يا بيمار است شايد اطلاعاتي را افشا کند که بسيار خصوصي هستند پس بهتر است سريع موضوع بحث را عوض کنيد.
- چگونه از متقلب به نظر آمدن اجتناب کنيم. هرگز از عبارات «صريحا بگويم ...» يا «بگذاريد با شما روراست باشم» استفاده نکنيد. چنين عباراتي نشان مي دهند که بسته به شخصي که در حال مکالمه با او هستيد ممکن است روراست يا غير روراست باشيد. منبع:مجله موفقيت
شیوههای افزایش ارتباط خود با دیگران ۱) صریح وصادق بودن: سعی کنیم در روابط خود با دیگران صریح وصادق باشیم، در گفتههای خود صریح وصمیمی باشیم واز هر نوع ابهامی اجتناب کنیم، چون اگر منظور خود را با صراحت بیان نکنیم طرف مقابل ما به اشتباه میافتد وبه حدس وگمان متوسل میشود واز واقعیت دور میگردد.
۲) احساسات خود را بیان کردن: بااحساس خود روراست باشیم، سعی کنیم مشکلات زندگی واحساساتی که داریم، باهمسر وشریک وباطرف مقابل خوددر میان بگذاریم. حتی اگر گمان کنیم که باعث ناراحتی آنها میشود اگر میخواهیم با طرف مقابل خود ارتباطی معقول ومنطقی بر پایه تفاهم داشته باشیم، بهترین روش روراست بودن است واحساس خود را باوی در میان گذاشتن است. اگر مشکلی را حل نشده باقی بگذاریم ویا موضوعی را که مداقه وگفتگو در باره آن الزامی است به میان نکشیم، مثل این است که دمل چرکین ودردناکی را سرجایش گذاشته وبه حال خود رها کرده باشیم.
۳) زمینه مشترک ونکات مشابه را یافتن: درجستوجوی زمینههای مشترک باشیم، سعی کنیم در ارتباطمان بیشترین نکات مشترک ومشابه را بیابیم. اهداف ونیازها ونگرانیها را از نظر او نگاه کنیم وبرای اینکه شرایط طرف مقابل را درک کنیم باید امور او را از دید ونظر او ببینیم وبا پرس وجو، از اموری که نگرانی او باعث شده، متوجه گردیم، همین نکات مشترک زمینههای مساعدی هستند که شالوده همدلی ووحدت وتفاهم را برروی آن میتوان بنا کرد، عبارتی مثل: ( من وتو هردو همین را میخواهیم ) را میتوان بیان نمود.
۴) همدلی وهمدردی کردن: سعی کنیم با شخص احساس مشترک داشته باشیم. شادی وغم خود به حساب آوریم وموقعی که او احساس غم میکند ما نیز با او همدرد وهم غم شویم وبالعکس مساعی ما این باشد که سیستم حسی فردارتباط برقرار کنیم.
۵) شنونده خوبی بودن: شنونده خوبی باشیم وگوش کردن را یاد بگیریم. گوش کردن به سخن وکلام دیگری موجب میشود تا او در نهایت آرامش خیال، به طور واقع، منویات قلبی واحساسات خود را با ما در میان بگذارد وبرایمان احترام قائل شود وآماده شنیدن نظرات ما شود.
۶) سیستم روحی افراد را شناختن وتقلید از آنها: برای این کار باید به دقت به افراد چشم بدوزیم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهیم وببینیم غالبا «از چه نوع کلماتی استفاده میکنند آنگاه با استفاده از همان نوع کلمات، تقلید از لحن صدا، حالات وحرکات چشمها به گونهای با آنها نحوه فکر وعملکرد ذهنیشان مطابق باشد.
۷) شخصیت افراد در نظر گرفتن: باید ببینیم طرف مقابل ما چه شخصیتی دارد، برون گراست یا درون گرا، برای صمیمیت با درون گرایان باید ببینیم چه ایدهها وارزشهای برای آنها اهمیت دارد و آنگاه بکوشیم تا با توجه به چارچوبهای ذهنیشان با آنها رفتار کنیم وصحبت کنیم وبالعکس، برای همدلی با برون گرایان به آنها نشان دهیم که آنچه میگویند وعمل میکنند با اندیشه ورفتار مردم هماهنگ است.
۸) تقویت نمودن عزت نفس: برای تقویت عزت نفس خودباید با تعمق در ژرفای وجود از دنیای پیچیده درون خود آگاه شویم، به کاستیهایمان پی ببریم، جهت گیریهایمان را در قبال رویدادهای مردم وشرایط گوناگون بشناسیم وبه فکر اصلاحشان باشیم وبا کمک حرمت نفس وارزشی که برای خودمان قائل هستیم حق انتخابمان چندبرابرمیشود وارتباطمان با دیگران به نحو چشمگیری بهبود مییابد.
۹) محترم شمردن احساس طرف مقابل: همواره رفتاری احترام آمیزداشته باشیم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماریم، کوچک کردن همدیگر، به خصوص درحضور دیگران درمناسبات وروابط ، اثرتخریبی دارد، رفتار توام باظرافت وملایمت نه فقط شامل رفتار مودبانه میشود، بلکه صفا وصداقت واقعی واعتمادکامل نیز در بردارد.
۱۰) سکوت نمودن: سکوت پیامی اعجاز گر در امر ارتباط است ویکی از جنبههای مهم ارتباط است ، مشروط بر اینکه حاوی پیامی باشد، سکوت میتواند در مناسبات انسان عشق ورضایت وخشنودی وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.
۱۱- عدم افراط در موعظه: منظورمان را به صورت سخنرانی ونصیحت خشک تو خالی بیان نکنیم. موعظه می تواند جنبه افراطی ومخرب درروابط داشته باشدومابایدسعی کنیم حداعتدال رانگاه داریم وبرای سخنانمان ارزش قائل شویم وجایی که ازمانظرمی خواهند، نظر بدهیم.
۱۲- وقت وموفقیتشناس بودن: یادبگیریم که چه وقت شوخی وچه وقت جدی باشی، هیچگاه طرف مقابلمان رادست نیدازیم، ازگفتن جملات وکلماتی که باراخلاقی وفرهنگی مناسبی ندارنددربیان منظورمان، خوداری نماییم، شوخی کردن بایدباتوجه به موقعیت وزمان خاصی باشد.
۱۳- مخالفت نمودن به شیوه مناسب: یاد بگیریم که چگونه بدون بحث وجدلهای مخرب، مخالفت خود را نشان دهیم، جرو بحثها غالبا» بابلند کردن صدا، دادوفریاد، خشم وغضب، همراه است. بحث وجدلها تا حدود زیادی تحت تاثیر گرایشات وخلق وخوی افراد درگیر مباحثه قرار میگیرد. اکثریت مردم فاقد روحیه خود پسندانه افراطی هستند، به این علت با تسلطی که بر نفس خود دارند میتوانند از درگیری واهانت خود داری کنند. کسی که میخواهد شمارا خشمگین کندتاازکوره در برویدبهترین راه مقابله باآن برگزیدن روشن سازنده به جای عکس العمل وروش مخرب ومنفی است که اوبه آن توسل جسته است.
۱۴) یکی بودن قول وعمل: سعی کنیم قول وعملمان یکی باشد. هنگامی که خودمان برای گفتههای خود ارزش قایل نیستیم، چه انتظاری میتوان داشت که دیگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند. هنگامی که ما قول میدهیم کاری را انجام دهیم سعی کنیم آن را به مرحله عمل برسانیم واگر ناتوان در انجام آن هستیم هرگز خود مکلف به وعدهای که از عهده آن بر نمیآییم، نکنیم روراست وصادقانه بگوییم نمی توانیم. پس برای اینکه دیگران را به خوبی درک کنیم باید بتوانیم اطلاعات را به خوبی از آنها کسب کنیم واین امر منوط به توانایی ما در دقیق گوش کردن، دقت نظر، همدلی، طرح سئوالات مفید وسودمند واحترام متقابل است. احترام با سیستم حسی فرد دیگر، مشاهده همه چیز از نگاه او وسر در آوردن از نیازها وعلایقش به ما کمک میکند که اطلاعات را به نحوی دریافت کنیم که به سهولت قایل فهم وهضم باشد. دو عامل اساسی ارتباط، همان درک شدن ودرک کردن است. زندگی یک مسابقه صرف نیست، میتوانیدبا اشخاص به گونهای رفتار کنید که هرکس خودرا یک برنده در نظر بگیرد واحساس پیروزی کند. شرایط پیروز شدن یکی وباختن دیگری هرگز به نفع کل نیست. همگام شدن نه تنها روی دیگران، بلکه روی ما نیز تاثیر قابل ملاحظهای بر جای میگذارد . وقتی با دیگران همگام میشویم در واقع به دورن آنها میرویم ودر ذهن آنهاجا میگیریم ودر ارتباطمان باید سعیمان در افزایش وارتفاء بیش ازبیش این رفتارهاباشدودرنتیجه تجربهای از آنها پیدا کنیم.
ساغر95
براي شکل گيري يک ارتباط صحيح و منطقي، هر شخص ميتواند با ابزارهائي که در زير فهرست شدهاند. رابطه اي شايسته با ديگران داشته باشد.
پیش آمدن اختلاف در روابط با دیگران، تقریباً اجتناب ناپذیر است.
1- تمرکز خود را از دست ندهید
2- به دقت گوش کنید
3- سعی کنید نقطه نظرات او را درک کنید
4- به انتقادات با احساس همدلی پاسخ دهید
5- مسئولیت کارهایتان را بر عهده بگیرید
6- از واژه «من» استفاده کنید
7- به دنبال مصالحه باشید
8- به خودتان فرصت استراحت بدهید
9- اختلافات را نیمه کاره رها نکنید
10- در صورت نیاز، درخواست کمک کنید
چگونه یک ارتباط خوب و موثر برقرار کنیم؟ وقتی سارا به خانه رسید، شروع کرد به تعریف کردن درباره اینکه چگونه امروز در مدرسه با دوستانش به اجرای سرود پرداخته، شروع به تعریف از اجرای گروهی سرود در مدرسه برای مادرش کرد. در حالی که او با اشتیاق صحبت میکرد مادرش مشغول آشپزی بود و واکنشی به حرفهای او نشان نمیداد. بعد از مدتی سارا احساس کرد مادرش به حرفهای او گوش نمیدهد. پرسید: «مامان به من گوش میدهی؟» مادر که بیشتر حواسش به آشپزی بود، گفت: «آره گوشم با توست»، اما سارا که بیتوجهی مادرش را دید از تعریف کردن ادامه ماجرا خودداری کرد.
به گزارش جام جم سرا به نقل از خراسان- مشکل در برقراری ارتباط مناسب در بسیاری از موقعیتهای عادی زندگی رخ میدهد و باعث رنجش و ایجاد فاصله بین افراد میشود. اما اینکه چگونه باید با اعضای خانواده یا دوستان ارتباط موثر و مفیدی برقرار کنیم نیاز به آموختن مهارتی دارد که روانشناسان از آن به عنوان مهارت «ارتباط موثر» و سومین مهارت از مهارتهای ۱۰ گانه زندگی یاد میکنند. ارتباط چیست؟ «ارتباط، هر عمل متقابلی است که شامل انتقال پیام باشد». پیام نه تنها باید فرستاده شود بلکه باید دریافت نیز بشود. در غیر این صورت ارتباط برقرار نخواهد شد. از طرفی اگر پیام فرستاده نشود ولی دریافت شود، سوء تفاهم به وجود میآید. مثل پدری که به خاطر مشکلات مالی یا... ناراحت واخمو است وهیچ حرفی نمیزند اما دخترش فکر میکند پدرش از دست او ناراحت است. برای برقراری ارتباط استفاده از کلمات ضروری نیست و میتوان ازطرق دیگری نیز ارتباط برقرار کرد. کافی است پیامی ارسال و دریافت شود؛ برای مثال تکان دادن سر میتواند علامت تایید و یا باز کردن چشم نشان دهنده تعجب باشد. چگونه ارتباط خوبی برقرار کنیم؟ ارتباط، دو عنصر اصلی دارد؛ عنصر کلامی و غیر کلامی. اگر در هریک از این عناصر مشکلاتی وجود داشته باشد میتواند به ارتباط آسیب برساند. اجزای کلامی ارتباط
- از پرداختن بیش از حد به جزئیات غیرضروری خودداری کنید. اجزای غیر کلامی ارتباط
تماس چشمی: تماس چشمی مناسب، از مهمترین عوامل یک ارتباط مؤثر است. بهترین تماس چشمی یک ارتباط مداوم و منقطع است، به عبارت دیگر در تمام طول ارتباط باید به فرد نگاه کنید، ولی از خیره شدن بپرهیزید.
بیشتر ما افرادی را میشناسیم که هر موقعیتی را خراب و غیرممکن میسازند. تعامل با این افراد دشوار است و تقاضا از آنها شما را به جایی نمیرساند - برای اینکه به احتمال زیاد، این افراد اصلاً هیچ مشکلی احساس نمیکنند. خواه مشکل بر اثر یک اختلال شخصیتی در آنها باشد و یا هر مسئلهی اساسی دیگری، شما میتوانید یاد بگیرید چگونه با افراد بدقلق در تعامل باشید و در این میان، سلامت عقلی خود را حفظ کنید.
روش 1 : مدیریت برخوردها
1.1 . سعی کنید حالت دفاعی به خود نگیرید.بپذیرید که شما نمیتوانید حریف این دسته از افراد شوید، لقب بدقلق بدون دلیل به آنها داده نشده است. در ذهن این افراد شما منبع هر کار اشتباهی هستید و هر چیزی که بگویید باعث نمیشود آنها دیدگاه شما را بپذیرند. نظر شما هیچ نتیجهای ندارد، زیرا به هر حال شما همین حالا هم گناهکار هستید.
1.2 . موقعیت را بپذیرید.افراد بدقلق وجود دارند. کاری وجود ندارد که شما دربارهی این موضوع بتوانید انجام دهید. مرحلهی اول فقط دربارهی روبرویی با واقعیت است: اگر فکر میکنید با یک شخص بدقلق طرف شده اید، احتمالاً حق با شماست. اگر شک دارید، با توجه به دستورالعمل زیر اقدام کنید. در نتیجه از سردردهای زیادی خلاص خواهید شد.
1.3 . به طور مستقیم اعلام مشکل نکنید.اینکه بخواهید با صراحت مشکل را عنوان کنید، سبب بهبود رابطهی شما با شخص بدقلق نمیشود. در صورت بیان مشکل، به جای رسیدن به مصالحه، شرایط سخت تر میشود. باید متوجه شوید که شما نمیتوانید همانطور که با افراد دیگر رفتار می کنید، با او رفتار کنید – این یک موقعیت خاص است. از بعضی جنبه های خاص باید همانطور که با کودکان رفتار می کنید با این افراد نیز رفتار کنید. از این فکر که بتوانید با اینگونه افراد گفتگوی معقولی داشته باشید صرف نظر کنید. این اتفاق هیچگاه نمیافتد، حداقل نه با شما. آخرین 50 دفعه ای که سعی داشتید در مورد وضعیت رابطه تان یک مصاحبهی متمدنانه با او داشته باشید را به یاد بیاورید. به احتمال زیاد در انتهای تمام آن 50 بار، تمام گناه ها به گردن شما انداخته شده است. الآن تصمیم بگیرید تا از کوبیدن سرتان به دیوار جلوگیری کنید.
1.4 متوجه شوید که مشکل شما نیستید، آنها هستند.این مورد ممکن است به طرز عجیبی دشوار باشد. توجه داشته باشید افراد بدقلق در مقصر نشان دادن دیگران کاملاً ماهر هستند. به احتمال زیاد، در بیشتر مواقعی که شما را مقصر میدانند خودشان تقصیرکار هستند. به یاد داشته باشید این نباید به عنوان روشی برای سرزنش آنها استفاده شود. سرزنش کاری است که افراد بدقلق انجام میدهند و آنها این کار را خیلی خوب بلدند. به جای آن، شما فقط سعی دارید با حقایق روبرو شوید، به خاطر خودتان. با وجود این، اینجا روش سادهای برای اینکه مقصر واقعی را بشناسید وجود دارد: اگر مسئولیت اشتباه خود را بپذیرید و تصمیم بگیرید که خودتان را بهتر کنید، به احتمال زیاد مقصر شما نیستید. به یاد داشته باشید، افراد بدقلق "هیچگاه اشتباه نمیکنند!"
1-5 .خودتان را از شرایط جدا و رها کرده و آنرا خنثی کنیدزمانی که در وسط دعوا با یک شخص بدقلق هستید از روش زیر استفاده کنید: خونسرد ماندن: خونسرد ماندن در آن شرایط حساس بهترین روش برای حفاظت از خودتان است. با عصبانیت حرف زدن و نشان دادن واکنش های احساسی شدید مانند گریه کردن، تنها آنها را تحریک میکند تا رفتار دشوار خود را بیشتر کنند. جدایی: از آن شرایط خود را دور کنید و با بی تفاوتی آن را درمان و حل کنید. تحت هیچ شرایطی جلوی آنها یا هیچ فرد دیگری بد صحبت نکنید زیرا با این کار خودتان را تا حد آنها پایین آوردهاید. با تمرکز روی هر چیز مثبتی در محیط اطراف یا در مکالمه با آن فرد، به صورت مثبتی توجه خود را پرت کنید. هر کار که میکنید فقط باید خونسرد بمانید! خنثی کردن: دانستن این که در نهایت، آن طرفی که بیشتر حق با او است در مکالمه برنده می شود، می تواند به شما کمک کند. معمولاً خوب است که با پرسیدن سوال هایی که با "چرا" شروع می شوند، از این عنصر اساسی در مکالمه استفاده کرده و از موقعیت "بدقلقی" آنها برای مشخص کردن نتایج استفاده کنیم. با اینکار شما میتوانید مکالمه را به سطح بالاتری رسانده و گروه، یا فقط فرد بدقلق، در یک موقعیت یک به یک، به این حقیقت برتر پاسخ خواهد داد. اگرچه شخص بدقلق اغلب سعی می کند جوابی بدهد که شما را بیشتر گیج کند.
1.6 در مقابل عصبانیت بایستیدشاید توجه کردن به این حقیقت که عصبانیت شما یک هدیهی باارزش به شخص بدقلق است، در نوع رفتار شما تأثیر داشته باشد. در هنگام عصبانیت هر کاری که انجام دهید یا هر چیزی که بگویید بعدها بارها و بارها علیه شما استفاده خواهد شد. افراد بدقلق اغلب حافظه خارق العاده ای دارند و از ارائهی لیستی از شکایات گذشته دربارهی شما دریغ نخواهند کرد. 5 سال بعد، ممکن است حرفی که امروز در عصبانیت زدید را از آنها بشنوید ( چیزی که در آن موقعیت واقعاً منظور شما نبوده است). افراد بدقلق، پیدا کردن هر چیزی که فرصت سرزنش برای آنها فراهم کند را مثل پیدا کردن طلا دوست دارند.
1.7 خودتان را برای فرافکنی آماده کنیدمتوجه باشید که شما برای بخشی (و یا تمام) این رفتار متهم خواهید شد. اگر شخص بدقلق شما نگاهی به این مطلب بیندازد، برای او مانند یک صفحه دربارهی شما به نظر خواهد آمد. خود را برای این حقیقت آماده کنید که کارها و اشتباهات شخص بدقلق همیشه به شما نسبت داده میشود. به یاد داشته باشید، در ذهن آنها شما برای همه چیز مقصر هستید. آنها برای پشتیبانی از این ایده استدلالهای بیپایانی دارند و اگر شما به اشتباه آنها را تشویق کنید، آنها از هیچ چیزی بیشتر از اینکه به شما بگویند چرا شما فرد بدقلقی هستید خوشحال نخواهند شد، شما چقدر ساده بودید که به اشتباه فکر می کردید مقصر آنها هستند.
روش 2 : مدیریت بلندمدت2-1 مدیر باشید. تا زمان پایان رابطه، کار شما مدیریت فرد بدقلق است به طوری که او آسیب کمتری به شما برساند. به عنوان یک مدیر، بهترین منابعی که در اختیار دارید، سکوت (سکوت در مواردی مانند این واقعاً طلایی است)، راضی نگهداشتن فرد دیگر، و ناامید شدن از "خوب شدن" فرد بدقلق است. افراد بدقلق به دلیل گوش نمیدهند. آنها نمیتوانند ( و اگر بتوانند نمیخواهند) بدانید که شما نمیتوانید آنها را متقاعد کنید که مسئولیتی برای مشکلات میان شما دارند. آنها به یک دلیل کاملاً منطقی، نقص های خود را تشخیص نمیدهند (یا اگر بدهند سعی در بهبود ندارند): آنها هیچ نقصی ندارند. شما باید بدون سرزنش کردن و یا عصبانی شدن این طرز فکر را فهمیده و مدیریت کنید. گفتن این مطلب از انجام دادن آن آسان تر است، و شما بارها و بارها اشتباه خواهید کرد. اما با گذشت زمان یک مدیر بهتر خواهید شد.
2.2 دقت کنید که شاید مسأله به سازگاری برگرددگاه شخصی که با افراد دیگر به خوبی کنار میآید، فقط برای شما یک فرد بدقلق است. در بیشتر روابط بین افراد، سایههای خاکستری زیادی وجود دارد، اما برخی از افراد به سادگی مانند آب و روغن باهم جمع میشوند. اغلب پیش می آید که بشنوید شخص بدقلق شما میگوید: " همه مرا دوست دارند". این تلاشی است تا تقصیر به سمت شما برگردانده شود، بنابراین زیر بار آن نروید. اهمیتی ندارد این فرد چگونه با دیگران تعامل دارد. حقیقت این است که روشی که هر دوی شما با هم در ارتباط هستید اشتباه است. به یاد داشته باشید سرزنش کردن هیچگاه حقیقت را تغییر نمیدهد.
2-3 با آنها تنها نشویداز تک به تک بودن با این افراد خودداری کنید. زمانی که میبینید به سمت شما میآیند، پیشنهاد دهید و اصرار کنید که شخص سومی به جمع شما اضافه شود. این کار اغلب نقشههای شخص بدقلق را بینتیجه میکند. یک نوع از واکنش های آنها این است که یکطرفه تصمیم میگیرند: "ما نیاز به شخص دیگری نداریم". ولی شما کاملاً آزاد هستید تا مدعی باشید که به یک شخص سوم نیاز دارید تا به درک بیشتر شما کمک کند و روی این امر پافشاری کنید. افراد قلدر هیچوقت مقابل یک گروه نمیایستند.
2-4 از عزت نفس خود محافظت کنیداگر با شخصی که تلاش میکند شما را مثل شیطان نشان دهد زیاد در ارتباط هستید، نیاز دارید تا مراحل فعالی را طی کنید تا یک تصویر شخصی مثبت از خود به بقیه نشان دهید. روی افرادی که شما را تصدیق میکنند تمرکز کنید. متوجه باشید که این شخص با هدف بهتر کردن تصویر خود، قصد خراب کردن شما را دارد. وقتی او جملهای میگوید که با آن قصد آزار شما را دارد، این را متوجه باشید: بدانید او چرا این حرف را می زند – تا مردم به او بگویند که چقدر عالی و باحال است. شما بزرگتر و برتر از این هستید که بخواهید خودتان را تا سطح او پایین بیاورید. به خودتان یادآوری کنید عقیده این شخص لزوماً درست نیست. بدانید که مقابله کردن با "حقایق" انسانهای بدقلق، اغلب خیلی دشوار است. حتی اگر جملات او ریشهی کمی در حقیقت دارد، به آنها توجه نکنید. شما نمیتوانید به بدی ای باشید که این شخص میخواهد شما باور کنید که هستید. هیچگاه با صدای بلند از خود دفاع نکنید. این تنها سبب میشود شخص بدقلق تحریک به سخنرانی تند دیگری شود.
2-5 برای جدا کردن مسیرتان از او آماده باشیدبدانید که در نهایت باید میان شما و فرد بدقلق جدایی ایجاد شود. سعی کنید میزان رابطه خودتان را با فرد بدقلق تا حداقل میزانی که کمتر از آن ممکن نیست پایین بیاورید. در صورتی که آن فرد یکی از دوستان شما است میتوانید به راحتی از او جدا شوید. در مورد اعضای خانواده نیز سعی کنید رابطه و تماس خودتان را با آنها به حداقل میزان ممکن کاهش دهید. اگر نمیتوانید از نظر فیزیکی سریعاً از او جدا شوید، این جدایی را به صورت ذهنی انجام دهید. در این صورت تنها چیزی که باقی میماند این است که منتظر واقعیت فیزیکی بمانید تا اتفاق بیفتد.
2-6-موضوعاتی که او را شخصی بدقلق میکنند بشناسیداگر این فرد همسر شماست و میخواهید با او بمانید، سعی کنید موضوعاتی که او را شخصی بدقلق میکنند بشناسید و تا حد امکان از مطرح کردن این موضوعات خودداری کنید. سرتان به کار خودتان باشد. یک سرگرمی جالب واقعی پیداکرده و روی آن تمرکز کنید. اگر شخصی مذهبی هستید روی دینتان تمرکز کنید. در مورد اختلالات شخصیتی خودشیفتگی اطلاعاتی کسب کنید– این یک احتمال قطعی است. اگر به نظر شما آن فرد خودشیفتگی ندارد، باز هم مقالاتی دربارهی نحوهی تعامل با آن افراد بخوانید، زیرا پیروی از نکات و نصایح این مقالات ممکن است به شما کمک کند.
2-8 مراقب باشید رفتارهای بدقلق او به شما سرایت نکنداگر مراقب نباشید به زودی متوجه خواهید شد که نشانههای رفتارهای شخص بدقلق در رفتارهای خود شما نیز دیده میشود، حتی اگر واقعاً عمداً نباشد. با پذیرش اینکه آن شخص قابل تغییر نیست از سرزنش او خودداری کنید. اینگونه کارها رفتار شخص بدقلق را مشخص میسازد و هیچ کار شما نمیتواند هیچ بخشی از گذشتهی او را تغییر دهد. 2-9 از حریم خصوصی خود محافظت کنیدافراد بدقلق از هرگونه اطلاعات شخصی زندگی شما، هرچند کوچک باشد، به عنوان یک برگ برنده علیه شما استفاده میکنند. آنها میتوانند در مورد صحبت ساده ای که شما زمان غذا خوردن انجام دادهاید داستانهای زیادی برای افراد دیگر (مخصوصاً نزدیکان شما ) تعریف کنند. از آنجایی که این افراد در دستکاری حرفها متخصص هستند، خیلی خوب میتوانند شما را به صحبت درآورند. افراد بدقلق خیلی خوب میتوانند خودشان را طبیعی نشان دهند. اگر شما کاملاً متقاعد نشده باشید که چه شخصی هستید و چه نظری در مورد جنون خفیف این فرد دادید، زمانهایی پیش خواهد آمد که شما با خودتان فکر کنید: " هی، او انقدرها هم آدم بدی نیست، گمونم بتونم به او بگم که این اواخر چه حس و حالی دارم...." این یک اشتباه بزرگ است! این امر زمانی که اصلاً انتظارش را ندارید، به شکلی بد و دستکاری شده به خودتان بازمیگردد. مطالبی که در آخر شب در شرکت از روی اعتماد به او گفته اید، ممکن است زمانی که این فرد میخواهد در شرکت از شما سبقت بگیرد، با خونسردی تمام و با تجزیه و تحلیل بدی در جلوی تمام شرکت مطرح شود. او از هیچ اطلاعاتی برای نشان دادن "چهره واقعی" شما به دیگران دریغ نمیکند، و این جور اطلاعات بهترین راه برای کنترل کردن شما است.
2-10 بر خلاف آنها باشیدشخصی خوش قلق و مثبت باشید! به عنوان فردی با تحمل، شکیبا، فروتن و مهربان زندگی کنید.
همهی ما تحت تأثیر افراد اطرافمان قرار میگیریم. آنها همیشه عالی نیستند و شما هم اینطور نیستید. به هم احترام بگذارید، زیرا شما انسان هستید. اگر به شما احترام گذاشته نشد، متأسفانه مشکل از آنهاست. دیگران را درک کنید تا آنها شما را درک کنند. در نهایت این نوع رفتار شاید تنها روشی باشد که بر آنها تأثیری داشته باشد. آنها ممکن است در همه چیز تغییر نکنند اما شما میتوانید انتظار یک تغییر را داشته باشید.
ایجاد شرایط مناسب برای مخاطببرای بحث کردن نیاز است که تمامی شرایط روحی ، جسمی ، فیزیکی و محیطی فرد را در نظر بگیریم به گونهای که این عوامل ثانویه باعث پیش داوری و یا قطع بحث نشود بلکه شرایط باید آنچنان مناسب باشد که فرد خود اشتیاق به ادامه صحبت داشته باشد. ما میتوانیم برای بهتر استفاده کردن از این عامل مهم ارتباطی ، محیطهای سرسبز و یا دعوت کردن فرد به صرف چای در یک محیط آرام یا در کنار یک آبشار را به فرد پیشنهاد کنیم. زیرا زمانی که فردی به چنین محیطی دعوت میشود، خود را برای صحبت آماده کرده است و در واقع تا آماده نباشد این دعوت را قبول نمیکند. در نتیجه با قبول این دعوت شما میتوانید برای انجام یک گفت وگو شرایط را مناسب بدانید. کسب اطلاعات پیرامون موضوعدر شروع گفتوگو سعی کنیم از موضوعات جدالآفرین و پرخاشگر شروع نکنیم. مثلا زمانی که در یک محیط دلباز هستیم اول سعی کنیم درباره طبیعت و محیط صحبت کنیم و بعد وارد بحث شویم. در ضمن برای صحبت در مورد یک موضوع باید اطلاعات و معلومات نسبت به آن را داشته باشیم و یک شناخت نسبی هم از طرف مقابل وجود داشته باشد. چگونه شروع به صحبت کنیم
بعد از صحبت کردن در مورد پیرامونمان و یا موضوعاتی که بحثانگیز نیست میتوانیم با کلمات «خب، از آن موضوع چه خبر؟» ، «بگو ببینم چطور شد؟» و با یک احساس همدردی شروع به صحبت کنیم و وارد موضوع اصلی شویم ما باید به گونهای این بحث را سر بگیریم که هم مفاهیمی که در ذهن ماست انتقال دهیم و هم اشتیاقی ایجاد کنیم که فرد به ادامه بحث تمایل نشان دهد. برای این کار لازم است منافع شخص مقابل را در نظر بگیریم و سعی نکنیم صحبتهای ما مقاومت فرد را برانگیزد. تعریف و تمجید
سعی کنیم در صحبت کردن از نقاط مثبت فرد شروع کنیم. مهم نیست درجه این نقاط مثبت در فرد به چه اندازهای است مهم این است که این نقاط برای ما چقدر مهم است. یعنی ما میتوانیم با بزرگ شمردن این نقاط مثبت او را برای شکوفا کردن آن تشویق کنیم و در واقع فرد را به سمتی رهنمود کنیم که خودمان علاقه داریم و میخواهیم بحث مان به آن سمت ادامه یابد. مثلا به او بگوییم شما خیلی انتقادپذیر هستید و برای این که خود فرد از این صفت خود مطمئن شود یک مثال برای او بزنید و بگویید من توجه کردم زمانی که به شما می گوییم این طرز رفتار با فرزندتان در میان جمع درست نیست شما به جای اینکه ناراحت شوید و یا حتی از دست من عصبانی شوید سعی میکنید رفتارتان را با کودکتان تغییر دهید، در این مثال فرد ممکن است آنقدر از دست کودکش خسته شده باشد که نخواهد واکنش نشان دهد. ولی تعبیری که ما از رفتارش میکنیم فرد را به تغییر رفتار سوق میدهیم و این نوعی تقویت است که در گفتوگوها مؤثر میباشد.
آگاهی از حس مخاطب نسبت به خودما باید از حسی که فرد نسبت به ما دارد آگاه باشیم و از این حس برای ادامه گفت وگو استفاده کنیم. سعی کنیم بدانیم فرد به چه اندازهای به ما علاقه دارد و با توجه به این علاقه ما میتوانیم به نفع شخص صحبت کنیم. زیرا زمانی که نفع شخصی خود را در نظر نمیگیریم و در عوض منافع او برایمان محترم است فرد احساس راحتی به او دست میدهد و میداند که کسی حامی او هست و ضرر را تقبل میکند. بطوری که اگر یک قسمت بحث به ضرر فرد باشد آن را قبول میکند و هیچ اعتراضی در میان نیست. خودفاشسازیدر ادامه بحث برای اینکه موضوع روشن شود، یک مثال زنده در مقابل فرد نشان دهیم، میتوانیم یکی از مشکلات خودمان را و یا مشکل یک فرد نزدیک که هر دو طرف میشناسند. البته با اجازه فرد ثالث و یا این که بدانیم فرد ثالث از این که کسی این موضوع را بداند ناراحت نمیشود، بازگو کنیم. این باعث میشود که فرد مشکل خود را یگانه مشکل دنیا نداند و یا حتی با راهحلهایی که دیگران برای مشکل خود در پیش گرفته بودند و موفق شدند مشکل خود را حل کند. مخاطب خود را دوست داشته باشیدما باید سعی کنیم آنقدر احساس همدلی و همرنگی با مخاطب داشته باشیم که در ضمیر ناخودآگاه او را دوست داشته باشیم و علاقهمند باشیم به اینکه مشکلاش را حل کنیم. کارل آر. راجرز را بیشتر به خاطر کار در رواندرمانی میشناسند و این کار او در شکلگیری نظریهاش نیز تأثیر داشته است. او معتقد بود که برخی روابط در زندگی روزمره موجب افزایش کارکرد مناسب روانی میگردد. در بحث ارتباطات میگوید برای داشتن یک بحث سالم و ادامه یافتن آن به ۳ اصل اساسی باید توجه کرد:
پذیرفتن فرد بدون قید و شرطیعنی فرد را با تمامی خوبیها و بدیها پذیرفتیم و برای پذیرفتن آن شرطی نگذاریم مثلا نگوییم چون شخصی پولدار نیست نباید با او در مورد این مسأله صحبت کرد و یا اگر احساس کنیم که عقیده او با عقاید ما در یک خط سیر نمی کند با او وارد مذاکره نشویم ما باید یاد بگیریم که هر کسی را با هر توانایی و شرایطی بپذیریم. یعنی زمانی که با او صحبت میکنیم به جز موضوع بحث و یا مشکل به چیز دیگری توجه نکنیم و سو گیری نداشته باشیم این یعنی پذیرش بیقید و شرط. همدلی ، همدردیسعی کنیم با او همدردی کنیم، خودمان را جای او بگذاریم و احساسش را درک کنیم با توجه به این که احساس انتقال دادنی نیست ولی با اندکی سعی میتوانیم در جایگاه فرد قرار بگیریم. این بدان معنا نیست که اگر فرد به اندازه ای ناراحت است که گریه میکند ما هم با او گریه کنیم، بلکه با حالت غمگینی خود میتوانیم حالت غمانگیز او را درک کنیم. بعضی اوقات میتوانیم با سر تکان دادن، حرفهای او را تأیید کنیم و حتی با تکرار حرف او میتوانیم به او بفهمانیم که به حرفهایش گوش میدهیم. صداقت و همرنگی
ما باید یک رابطهای را ایجاد کنیم که صداقت و همرنگی جزء ارکان اصلی باشد. باید این اطمینان را به فرد بدهیم که همه حرفهایی که زده میشود، همه با صداقت است و دروغی وجود ندارد. باید یک جوی به وجود آورده شود که اعتماد و اطمینان در آن حاکم باشد و فرد بداند که این حرفها از ته دل گفته میشود و همچنین این اطمینان را به مخاطب بدهیم که این حرفها به گونه راز هیچ گاه بر ملاء نمیشود و اگر جایی هم بازگو شود با اجازه خود شماست. ما باید آن قدر در این کار تمرین کنیم و این جو اطمینان و اعتماد را بوجود بیاوریم که شکی باقی نماند.
وضع بدنیهنگامی که افراد از لحاظ هیجانی آرمیدهاند، گرایش به آن دارند که در وضعیت راحت و آرمیدهای ایستاده یا بنشینند. دستها به حالت باز هستند. یعنی، در هم گره نشدهاند. هنگامی که از لحاظ هیجانی عصبی و ناراحتاند، در حالتی ناآرام. با دستانی به هم فشرده و گره خورده گویی که در برابر باد مقاومت میکنند میایستند یا مینشینند. وضعیت آرمیده یا تنیده احتمالا از سوی دیگران به عنوان علامتی دال بر علاقه یا بیعلاقگی نسبت به آنها تلقی میشود، خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویه ملایمی دارد، شاید علاقهمندی یا توجه است. تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلو علامت بیعلاقگی یا علاقه کم است. خم شدن به سمت جلو و همراه با حالت خودمانی و گشوده به طرف مقابل این علامت را میدهد که به صحبت خود ادامه دهد. تماس چشمیهنگامی که کسی مشغول شنیدن است، نسبت به زمانی که مشغول صحبت است، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ میکند. همین طور زمانی که کسی طرف مقابل را دوست دارد، تماس چشمی بیشتری برقرار میشود. افزایش تماس چشمی (اما نه خیره شدن، که ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) میتواند علامتی برای تشویق دیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق میتواند علامتی باشد که برای آن که دیگری حرف خود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز میتواند نشانه صمیمیت باشد. اما ، خیرگی دائمی ممکن است باعث ناراحت کردن طرف مقابل شود. لبخندافرادی که لبخند میزنند، معمولا جذابتر از افراد دیگر درجه بندی میشوند، حتی زمانی که به افراد درجهبندی کننده بگوییم مواظب تأثیر لبخند بر ارزیابی خود باشند. استفاده از علائم غیرکلامی برای بهبود ارتباط
به یک معنا ، مهارتهای خوب گوش فرا دادن را میتوان مهارتهای خوب تماشا کردن دانست. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه کرده و آن را درست تفسیر کنید، میتوانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمایید. به عنوان یک شنونده ، زبان بدنی شما پیامهایی به گوینده ارسال میدارد. شما میتوانید مقداری اعتماد ارائه کرده و فضایی فراهم آورید که نشان میدهد خواهان شنیدن آن چیزی هستید که او میخواهد به شما بگوید. چنین وضعیتی با استفاده از حالت بدنی باز و آرمیده، تمایل به سوی جلو ، تماس چشمی خوب و تکان دادن سر در زمانهای مختلف بدست خواهد آمد.
یه موضوع کوتاه درمورد کمرویی
مقدمه
شاید بسیاری از افراد از مشکلی به نام کمرویی در رنج باشند و ندانند که چگونه باید از چنگ چنین مشکل دست و پاگیر رها شوند. کار چندان سختی نیست، هر چند افراد عملکرد حل آن را بسیار مشکل مییابند. برخی از آنها که امیدوارترند، آزمایشهای کوچکی میکنند. راهکارهایی را امتحان میکنند ولی خیلی زود آنها رها میکنند. در چنین صورتی هرگز موفق نمیشوند و ناامیدتر میشوند. برای اینکار یکبار اراده کنید و برای همیشه آن را کنار بگذارید. شما پیروز خواهید شد به شرطی که بدانید چه باید بکنید.
علت کمروئی خود را شناسایی کنید.
افراد مختلف بنا به دلایل مختلف از خود کمروئی نشان میدهند و هر چند در اکثر موارد علت یا علتهای مشترکی بین افراد کمرو وجود دارد، اما غالبا تفاوتهایی نیز مشاهده میشود. برخی از افراد فاقد مهارتهای اجتماعی هستند. آنها شاید ندانند که در یک موقعیت اجتماعی چگونه باید رفتار کنند. چگونه با یک غریبه سر صحبت را باز کنند و چگونه این رابطه را حفظ کنند. برخی از افراد رفتارهای کمروئی را از یک الگو در دوران کودکی آموختهاند. خود را شناسایی کنید.
هر چند به نظر میرسد تمام افراد به طریقی خود را میشناسند، اما نوع شناختی که افراد از خود دارند نیز متفاوت است. از برخی افراد اگر بخواهیم صادقانه به سوال من کیستم پاسخ دهند، مجموعهای از ویژگیهای مثبت و منفی را برخواهند شمرد. عدهای از افراد در طرح این ویژگیها بطور مشخص و واضحی از جنبههای مثبت شخصیت خود و تواناییهایی که دارند، علایقی که دارند، موفقیتها و پیروزیهای خود صحبت میکنند. در مقابل افرادی هستند که کمتر از تواناییها ، استعدادها و پیروزیهای خود صحبت میکنند. مشکلات و ضعفهای خود را مرتفع سازید.
انسان مجبور است با تواناییها و مشکلاتی که دارد، تمام عمر را سر کند. بسیاری از مسائل و مشکلات انسان بدون اینکه به اختیار او باشند بوجود میآیند. ولی اینکه فرد چگونه برخوردی با آنها داشته باشد تحت اختیار اوست. افراد مختلف واکنشهای مختلفی از خود نشان میدهند. برخی افراد حتی در مقابل بزرگترین مشکلات استقلال و تسلط خود را بر مشکل از دست نمیدهند. آنها خود را افرادی مسلط و قادر به کنترل و اداره مشکل میدانند در مقابل افرادی هستند که حتی در مقابل کوچکترین ناملایمات و مشکلات تسلط کنترل خود را از دست میدهند. راه کنار آمدن با مشکلات لاینحل را پیدا کنیم.
مشکلات زیادی در مسیر زندگی انسان پیش میآید که همه قابل حل نیستند. برخی از این مشکلات بسیار بزرگتر و عظیمتر از آن هستند که قابل حل باشند. مثل فردی که بینائی خود را به صورت غیر قابل برگشتی از دست میدهد. یاد بگیریم که همیشه راهی وجود دارد که بتوانیم زندگی خود را در کنار این مشکل به خوبی و خوشی پیش ببریم به شرط آنکه باور داشته باشیم چشمان ما همه زندگی ما نیستند، هر چند بخش مهمی از آن هستند. بنابراین افراد کمروئی که با این قبیل مشکلات درگیر هستند که موجب کمروئی آنها شده است. مهارتهای اجتماعی را یاد بگیریم.برخی از افراد تنها در زمینه روابط و مهارتهای اجتماعی احساس ضعف میکنند و برخی دیگر به دلیل مسائلی که داشتهاند در این زمینه مشکل پیدا کردهاند. در هر حال هر دو دسته باید به فکر یادگیری این مهارتها باشند. برای اینکار از مشاهده افرادی که کمرو به نظر نمیرسند، شروع کنید. آنها چگونه رفتار میکنند، چگونه صحبت میکنند. چگونه راه میروند، سعی کنید برخی از رفتارهای آنها را تقلید کنید. اساس رفتارهای آنها اعتماد به نفس و قدرتمند به نظر رسیدن است. برای ارسال این پیام در رفتارهای خود دست به کار شوید و مدتی این نقش را تمرین کنید. می توانید از راههای دیگری با ویژگی افرادی که در روابط اجتماعی خود راحت هستند آشنا شوید و آنها را بکار ببندید. سخن آخرکمروئی یکی از مشکلاتی است که علاوه بر اینکه خود یک مساله است، مسائل دیگری را برای فرد به وجود میآورد و ممکن است بسیاری از تواناییهای فرد را تحتالشعاع خود قرار دهد و او را از داشتن یک زندگی خوب و موفق محروم سازد. برای رفع کمرویی هیچ وقت دیر نیست. هر لحظه شروع کنید پیروزی خود را رقم زدهاید.
» |
|||||||
|
|||||||












