به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

با كمك افزونه Tab Badge مي‌توانيد در ميان تب‌هاي زياد مرورگرتان، آيتم‌هاي جديدي كه در صفحه فعلي ارسال مي‌شوند ببينيد.

 

اين افزونه حتي براي تب‌هاي سنجاق شده (Pinned Tabs) نيز فعال است و گزينه خوبي براي اطلاع رساني‌هاي كوچك و جزئي است. براي نصب اين افزونه براي مرورگر فايرفاكس به نشاني زير برويد:

https:‌/‌‌/‌addons.mozilla.org‌/‌en‌ـ‌US‌/‌
firefox‌/‌addon‌/‌tab‌ـ‌badge‌/‌

 

ادامه مطلب
دوشنبه 25 دی 1391  - 9:57 AM

 

 


فرآيند تحول وب خيلي پيچيده و آشفته است. امروزه ما تقريبا هركاري را مي‌توانيم در وب انجام دهيم؛ عمليات بانكي، فعاليت‌هاي اجتماعي، پردازش متن، برنامه‌ريزي براي سفر، آموزش، خريد و... (وب درحال رسيدن به حوزه‌هاي جديد است و از هدفي كه صرفا براي آن به‌وجود آمد ،فاصله گرفته‌ است) به‌عبارت ديگر، وب درحال تكامل است.

با اين اوصاف وب توسط افراد زيادي به‌وجود آمد (مهندسان موتورهاي جستجو كه فناوري‌هاي جديد را ايجاد كردند، توسعه‌دهندگان وب كه آن فناوري‌هــا را به دنياي آنلاين آوردند و اعضاي گروه‌هاي استاندارد كه مشكلات سازگاري را برطرف كردند). اين همه ترسيم آينده وب بسيار مشكل خواهد بود، چرا که سال جديد، بي‌نظمي‌هاي جديدي را براي وب به‌همراه خواهد داشت. در اينجا به اتفاقاتي مي‌پردازيم كه در سال 2013 رخ خواهد داد.

سيستم‌عامل فايرفاكس جوانه مي‌زند

موزيلا سال 2012 برخي پيشرفت‌هاي اوليه سيستم‌عامل فايرفاكس را اعلام كرد (اگرچه ارائه آن سال گذشته ميلادي آن‌گونه كه برنامه‌ريزي شده بود صورت نگرفت و شكست خورد). انتظار مي‌رود اين سيستم‌عامل تحت مرورگر كه نرم‌افزارهاي مبتني بر وب را اجرا كرده و براي تلفن‌هاي هوشمند مناسب است، اوايل سال 2013 منتشر شود.

فايرفاكس از iOS و ويندوز RT محروم است و به ندرت در اندرويد استفاده مي‌شود. بدون حضور در بازار موبايل، موزيلا نمي‌تواند از مرورگر خود براي رسيدن به اهدافش در «دستيابي به اينترنت باز» بهره ببرد. سيستم‌عامل فايرفاكس كه براي تلفن‌هاي هوشمند به‌وجود آمده و برنامه‌هاي كاربردي تحت مرورگــر را اجرا مي‌كند، پاسخ موزيلا به اين كمبود است. با ورود آن، موزيلا اميدوار است توجه كاربران بيشتري را به خود جلب كند.

پيش‌بيني موزيلا اين است كه سال 2013، وب به‌عنوان يك پلتفرم قابل رشد موبايل و يك گزينه براي انجام تمام فعاليت‌هاي شخصي ظهور كند. فايرفاكس و سيستم‌عامل فايرفاكس، آشكارا بخش‌هاي كليدي تلاش موزيلا براي رسيدن به اين هدف را تشكيل مي‌دهد.

تا زماني كه تلفن‌هاي نسبتا ارزان‌قيمت اندرويد، بين مردم به‌فروش مي‌رسد و همچنين آيفون‌ به گسترش خود ادامه مي‌دهد، سيستم‌عامل فايرفاكس براي فروش راه سختي در پيش خواهد داشت. البته موزيــــلا براي چشيدن طعم پيروزي نيازي ندارد كه 40 درصد سهم بازار را در اختيار داشته باشد؛ فقط بايد آنقدر مطرح شود كه برنامه‌نويسان وب به خودشان اجازه ندهند سايت‌هاي موبايل را تنها براي سازگاري با محصولات خاص طراحي كنند.

اختلافات در استانداردهاي وب باقي خواهد ماند

افرادي كه اميد دارند روزي شكاف بين متوليان استانداردهاي وب از بين برود، سال جديد ميلادي نيز بايد كماكان منتظر بمانند. كنسرسيوم وب جهان‌گستر (World Wide Web Consortium) كه از ابتداي به‌وجود آمدن وب، نقش حياتي در اصلاح استانداردهاي آن ايفا كرده است، در دهه گذشته استانداردي تحت عنوان XHTML منتشر كرد كه با HTML سازگار نبود. سازندگان مرورگرها تقريبا به‌طور كامل از XHTML صرف‌نظر كرده و گروهي به‌نام WHATWG تشكيل داده و در آن به گسترش HTML پرداختند. اين اختلاف همچنان پابرجاست و در آينده‌اي نزديك نيز از بين نمي‌رود.

كنسرسيوم W3C به HTML و استانداردهاي وب مرتبط با آن مانند CSS كه در فرمت‌بندي وب دخيل بوده، علاقه‌مند است و حتي با وجود افزايش تلاش‌هايش در زمينه پايان استانداردسازي HTML5 تا سال 2014، باز هم WHATWG به فعاليت خود ادامه مي‌دهد و به‌سمت مدل «سند زنده» حركت مي‌كند تا به‌طور دائم HTML را به‌روزرساني ‌كند.

اين كنسرسيوم تلاش مي‌كند فرآيند استانداردسازي وب را سرعت بخشد و با انجام كارهاي مختلف، همچنان مرتبط با زمينه اصلي خود باقي بماند؛ ولي حتي با آمدن نيروهاي جديد، هنوز هم وضع خود را در قبال HTMLتغيير نداده است. درواقع به‌نظر مي‌رسد اين اختلاف در برخي جهات بسيار عميق‌تر از آن چيزي است كه به‌نظر مي‌رسد. استانداردهاي وب به تكامل خود ادامه مي‌دهند، ولي حداقل درباره خود HTML به‌نظر مي‌رسد هيچ‌يك از طرفين نمي‌خواهند قبول كنند ديگري نيز فرآيند مناسبي را دنبال مي‌كند.

تصاوير با رزولوشن بالا در وب

صفحه‌هاي نمايش اپل، رتينا (Retina)كه به‌عنوان صفحه‌هاي با رزولوشن بالا در آي‌فون‌ها، آيپد و مك‌بوك‌ استفاده مي‌شود، سطح جديدي از وضوح، روشني و تازگي در تصاوير و متون مطرح كرد.

توليدكنندگان نرم‌افزار بتدريج برنامه‌هايشان را با آيكون‌هاي جديد، عناصر گرافيكي زيباتر و قابليت‌هايي كه از برتري‌هاي صفحه‌هاي نمايش بهره مي‌برند، به‌روزرساني مي‌كنند.

ولي رتينا در وب موضوع متفاوتي است. اول از همه اين‌كه هيچ‌كس صفحاتي را كه به آرامي بارگذاري مي‌شود نمي‌خواهد، در حالي كه پيكسل‌هاي تصويرسازي رتينا، چهار برابر بيشتر از تصويرسازي‌هاي معمولي است. بدتر از آن، اين‌كه بيشتر بخش‌هاي وب به‌سمت دستگاه‌هاي متحرك در حال حركت است؛ دستگاه‌هايي كه مديريت زمان و تصاوير بزرگ در آنها سخت‌تر و ميزان استفاده از اطلاعات ارزشمندتر است. شما نيز نمي‌خواهيد كاربران موبايل نسخه‌هاي مختلفي از يك تصوير را دريافت كنند در حالي كه اصلا به آن احتياجي ندارند.

درست است كه دستگاه‌هاي متحرك نسبت به رايانه‌هاي شخصي در فاصله كمتري از چشم نگه داشته مي‌شوند، ولي از صفحه‌هاي كوچك‌تر و با تراكم بالاتري از پيكسل‌ها استفاده مي‌كنند. اين به معناي آن است كه پيش‌فرض‌هاي قديمي درباره اين‌كه يك تصوير گرافيكي چه ميزان پيكسل بايد داشته باشد، ديگر معتبر نيست. فناوري‌اي كه اين مشكل را برطرف مي‌كند «تصاوير واكنش‌دهنده» (responsive images) نام دارد ولي مشكل به‌وجود آمده اين است كه هر يك از طرف‌هاي دخيل در استاندارد براي خود يك رويكرد دارد؛ يكي «صفت»(​srcset (srcset attribute نام دارد و ديــــــــگري با نام «عنصر عكس» (picture element) شناخته مي‌شود.

توليدكنندگان مرورگرها و توسعه‌دهندگان وب به‌سمت توليد گرافيك‌ها و ويدئوهاي با رزولوشن بالا براي دستگاه‌هاي با قابليت رتينا حركت مي‌كنند؛ بنابراين بدون توجه به اتفاقاتي كه در گروه‌هاي استاندارد مي‌افتد، مساله تصاوير واكنش‌دهنده رفع خواهد شد. علاوه بر اينها، استفاده از صفحه‌هاي نمايش با رزولوشن بالا روزبه‌روز درحال گسترش است، دستگاه‌هاي متحرك اهميت بيشتري پيدا مي‌كنند و ديگر هيچ‌كس نمي‌خواهد به تصاوير شطرنجي با كيفيت پايين نگاه كند.

افزايش حجم وب

خبر خوب اين است كه وب روزبه‌روز پيچيده‌تر، قدرتمندتر و مفيدتر مي‌شود و خبر بد اين‌كه براي دريافت آن امکانات بايد هزينه‌اي پرداخت شود. متاسفانه براي افرادي كه از پهناي باند كم استفاده مي‌كنند يا در مناطق روستايي ساكن هستند، افزايــش پيچيدگي وب به معني افزايش حجم صفحات وب و صرف زمان بيشتر براي جستجوي آنها خواهد بود.

يك مثل قديمي در صنعت رايانه وجود دارد: نيروي مازادي كه به‌وسيله تراشه‌هاي جديدتر توليد مي‌شود، در همان لحظه به‌وسيله قابليت‌هاي جديد نرم‌افزارها صرف مي‌شود، بنابراين افزايش سرعت رايانه‌ها محسوس نيست. يك نتيجه‌گيري از آن در دنياي وب وجود دارد: هرچه پهناي باند وسيع‌ و سريع‌تر مي‌شود، صفحه‌هاي وب ظرفيت اضافي شبكه را بيشتر به خود جذب مي‌كند.

آرشيو HTTP حالات وب را درخود نگه مي‌دارد و چگونگي افزايش حجم آنها را در صدها هزار نمونه صفحه وب نشان مي‌دهد؛ طي سال‌هاي 2010 تا 2012، اندازه ميانگين صفحات وب از 726 كيلوبايت به 1286 كيلوبايت رسيد. البته اخبار خوبي نيز وجود دارد؛ گوگل يك تيم كامل براي سريع‌تر كردن وب دارد كه فناوري‌هاي جديد مانند SPDY را كه براي افزايش سرعت سرورها و مرورگرها به‌كار مي‌رود، معرفي مي‌كند. توليدكنندگان مرورگرها، نسخه‌هاي جديد خود را مكرر آزمايش مي‌كنند تا هر مساله‌اي را كه موجب كاهش سرعت شود، برطرف كنند. استانداردهاي جديد، به توسعه‌دهندگان وب امكان مي‌دهد زمان دقيق بارگذاري صفحه‌هايشان را محاسبه كنند.

محمدحسين كردوني

 

 

ادامه مطلب
دوشنبه 25 دی 1391  - 9:56 AM

 

 گياهان چسبنده‌اي كه روي ديوارها رشد مي‌كنند، پديدآورنده مناظر جالبي هستند كه بر جذابيت محيط شهري مي‌افزايد. طراحان بافت‌هاي نوين شهري با آگاهي از اين موضوع، از مدت‌ها پيش دست به كار شده و تلاش مي‌كنند باغ‌هاي عمودي را پرورش دهند، اما اين روش نوين چالش‌هاي خاص خود را دارد.

پرورش گياهان مختلف، نحوه آبياري آنها و از همه مهم‌تر شيوه نگهداري اين گياهان از جمله چالش‌هايي است كه طراحان شهري را به فكر فرو برده است. 

گروهي از محققان دانشگاه پلي تكنيك بارسلونا پس از مدت‌ها بررسي به اين نتيجه رسيده‌اند كه استفاده از «بتون‌زيستي» راهكاري موثر براي رفع اين مشكل است. 

محققان به اين ايده به عنوان ابتكار عملي متحول‌كننده در فرآيند طراحي بافت‌هاي متفاوت شهري نگاه مي‌كنند. 

بتون‌زيستي مورد نظر اين محققان، نقش زيرلايه‌اي را براي باغ‌هاي عمودي بازي مي‌كند كه با وجود آنها، نگهداري از گياهاني كه رويشان رشد مي‌كند هزينه بسيار اندكي داشته و حتي مي‌توان گفت عملا نيازي به نگهداري نيز ندارند.

نكته مهم در اين ايده، كنار گذاشتن سيمان «پورتلند» در توليد بتون است. بتوني كه معمولا با استفاده از چنين سيماني توليد مي‌شود حاوي فسفات منيزيم است. 

از اين سيمان در اموري مانند لكه‌گيري و بنايي استفاده مي‌شود. مطالعات نشان مي‌دهد چنين سيماني موجب استحكام بتون و اسيدي‌شدن آن مي‌شود. با اين حال، نگاهي كه در توليد بتون‌زيستي وجود دارد تفاوت آشكاري با اين شيوه توليد دارد. 

اين نوع بتون متشكل از ريز حفره‌هاي قابل توجه و سطح نسبتا برجسته‌اي است كه شرايط را براي تبديل آن به بستر رشد گياهان مختلف، مناسب مي‌سازد. گذشته از آن، وجود اين ريزحفره‌ها موجب مي‌شود بتون مانند يك اسفنج هر آبي كه به آن برسد را به خود جذب كند.

پيش‌بيني مي‌شود از اين نوع بتون در ساخت صفحات تشكيل‌دهنده باغ‌هاي عمودي، آن هم در سه لايه استفاده شود. اين لايه‌ها كه در كنار لايه‌اي ضدآب قرار مي‌گيرند وظايف مختلفي دارند. يكي از آنها آب را در خود انباشته ساخته و ديگري به عنوان لايه هدايت‌كننده آب ورودي به ساختار بتون عمل مي‌كند و در عين حال اجازه خروج و تبخير شدن آن را نمي‌دهد. به اين ترتيب مي‌توان متصور شد چنين سيستمي به نگهداري و صرف هزينه‌هاي قابل توجه نيازي ندارد.

 

ادامه مطلب
دوشنبه 25 دی 1391  - 9:53 AM

 

کربلای 5 برای حاجی بخشی کربلای دیگری بود، او در این عملیات شاهد شهادت سه تن از همراهانش بود، در چنین روزهایی پیر دلاور جبهه‌ها آخرین عکس از شهادت داماد و همرزمانش را جلوی صورتش می‌گرفت و آن روز را تکرار می‌کرد.

شاید خیلی‌ها عکس لحظه شهادت شهیدان دهباشی، نادری و رسول‌زاده در خودروی آتش گرفته که حاجی‌بخشی هم با پتویی در حال خاموش کردن آتش است را دیده باشند؛ عکسی ماندگار از «احسان رجبی» در سه راهی شهادت؛ رجبی می‌گوید: «موشک کاتیوشا به ماشین خورد، دو جانباز صندلی عقب نشسته بودند و حاج بخشی و دهباشی هم جلو، به محض انفجار و آتش گرفتن ماشین، موج انفجار حاج بخشی را به بیرون پرتاب کرد و بقیه در آتش سوختند».

یکی از رزمندگانی که در این انفجار به شهادت رسید «نادر نادری» داماد حاجی بخشی بود، در بیست و ششمین سالگرد شهادت شهید نادری در عملیات «کربلای 5» آخرین عکس و روایتی از اعزامش را می‌خوانیم:

قطع شدن پای دادستان سردشت

شهید نادری لیسانس حقوق و الهیات داشت و دادستان دادگاه انقلاب شهر سردشت بود، او در سال 1359 در گروه چریکی شهید چمران فعالیت داشت و در کردستان پای چپ خود را از دست داد؛ حسین امانی یکی از همرزمان شهید می‌گفت: «وقتی که توپ به محلی که حاج نادر ایستاده بود، خورد، پای چپش قطع شد، من هم زخمی شدم و روی زمین افتادم، وقتی غبار خوابید، دیدم حاج نادر پای قطع شده‌اش را زیر بغلش گرفته و به سمت من می‌آید، او به من می‌گفت: بلند شو، چیزی نشده؛ به نادر گفتم: نادر، پایت قطع شده! او گفت: خداوند منتی به من گذاشت و پای من را گرفت».

بعد از آن شهید نادری به تهران آمد و فعالیت‌های خود را با مسئولیت دادستانی در زندان اوین ادامه داد و در سال 1360 با دختر حاجی‌بخشی ازدواج کرد.

روایت حاجی بخشی از شهادت دامادش

کربلای 5 برای حاجی بخشی کربلای دیگری بود، او در این عملیات شاهد شهادت سه تن از همراهانش بود، در چنین روزهایی پیر دلاور جبهه‌ها آخرین عکس از شهادت حاج نادر و همرزمانش را جلوی صورتش می‌گرفت و می‌گفت: «در عملیات کربلای 5، حاج نادر به محل کارشان در سپاه رفت، طی تماس تلفنی به نادر گفتم که به جبهه می‌روم، نادر عاشق جبهه و شهادت بود، او هم گفت: من هم با شما می‌آیم.

به حاج نادر گفتم: نادر می‌خواهم به خط بروم، بچه‌ها در محاصره هستند، تو الان بچه کوچک داری و تازه زندگی می‌کنی، رفتی پایت قطع شده و بعد شیمیایی شدی، دیگر نمی‌خواهد بیایی؛ اما او با اصرار قرار ‌گذاشت و باهم راهی جبهه شدیم.

در بین راه شهید رسول‌زاده را هم دیدیم، او هم می‌خواست با ما بیاید؛ به او گفتم: شما نیایید، خانم‌تان باردار است و بچه دارید؛ او هم گفت: حاجی بخشی اگه نگذاری بیایم، با ماشین بیرون می‌آیم که شهید دهباشی هم با ما همراه شد.

حاج نادر و شهید رسول‌زاده در صندلی عقب ماشین ‌نشستند، شهید دهباشی مسئول ستاد نماز جمعه کرج در کنار من نشست و من رانندگی می‌کردم، بالاخره ما چهار نفر به سمت جبهه حرکت کردیم.

به جاده خرمشهر ‌رسیدیم، آقای احسان رجبی هم در آنجا بود که به من گفت: نروید جلو الان بچه‌ها در محاصره هستند؛ من هم به او گفتم: می‌خواهم خط را بشکنم تا بچه‌ها آزاد شوند.

به کسانی که همراهم بودند، گفتم: شما پیاده شوید، دیگر سن و سالی از من گذشته یا شهید می‌شوم یا خط را می‌شکنم؛ اما آنها اصرار ‌کردند که باید بیاییم.


5 دقیقه قبل از شهادت حاج نادر، آقای احسان رجبی هم عکسی از او ‌گرفت؛ بعد سوار ماشین شدیم، حدود 100 متر از سه راهی شهادت عبور کرده بودیم که توپی به جلوی ماشین خورد، موج انفجار مرا از ماشین به بیرون پرت کرد و سه نفر دیگر همان لحظه به شهادت ‌رسیدند.

بالا تنه شهید رسول‌زاده بر اثر این انفجار کاملاً از بین رفت، پیکر شهید دهباشی هم طوری شده بود که باقیمانده آن را داخل نایلون ریختند، سمت چپ حاج نادر هم سوخته بود؛ من هم دچار موج‌گرفتگی شده بودم.

دنبال وسیله‌ای می‌گشتم تا در خودرو را باز کنم؛ بعد از پیدا کردن یک آهن، در ماشین را باز کردم، با پتوی نیمه‌سوخته‌ای که در کنار خاکریز بود، سعی می‌کردم آتش را خاموش کنم، موج‌گرفتگی باعث شده بود که به سمت عراقی‌ها بروم، اما کسانی که در آنجا بودند مرا به عقب برگرداندند».(باشگاه توانا)

 

ادامه مطلب
دوشنبه 25 دی 1391  - 9:51 AM

 

 شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب صحبت های آقای فضلی رو قطع کرد و با عصبانیت گفت: اینها همه کذب محض است. مگر می‌شود در این دژ نفوذ کرد و یا اینکه نیرو از این موانع عبور داد.

وبلاگ الوارثین در جدیدترین مطلب خود پیرامون عملیات عاشورایی کربلا 5 پیرامون رشادت‌های لشکر 10 سیدالشهدا(ع) این گونه نوشته است:

شاید به جرات به توان گفت که در طول 8 سال دفاع مقدس، عملیات کربلای 5 مصاف همه اردوگاه کفر و نفاق با کسانی بود که آمده بودند همه ایثار و خودگذشتگی در راه دین را به نمایش بگذارند و نام بی بی حضرت زهرا (س)کلید پیروزی بود.

یکی از گره های عملیات کربلای 5 که به فاصله 15 روز از عملیات کربلای 4 اتفاق افتاد، مسئله شناسایی مواضع دشمن در منطقه شلمچه بود. از یک طرف فرصت کوتاه و هوشیاری دشمن و از طرف دیگر سدی از موانع مقابل خط اول دشمن، خط شلمچه را به دژ شلمچه مبدل کرده بود. و گذشتن از این دژ و نفوذ در خط دشمن برای شناسایی جزو محالات بود.

لشگر 10سیدالشهداء(ع) ماموریت شکستن دژ شلمچه و حمله به دشمن در پنج ضلعی تا جاده شلمچه بصره را پذیرفته بود و بچه های اطلاعات عملیات و تخریب برای شناسایی مواضع دشمن همه توان خود را به کار بسته بودند. اما به علت حجم بالای سیم خاردار و میادین مین و بشکه های فوگاز و آبگرفتگی وسیع منطقه تا 3 روز مانده به عملیات هنوز تیمی نتوانسته بود به دژ شلمچه نفوذ کند. لذا فرماندهان ارشد جنگ نگران این موضوع بودند.

تا اینکه اتفاقی افتاد و همه را حیرت زده کرد. خبر رسید که جانشین متواضع اطلاعات عملیات لشگر ده سیدالشهداء(ع)؛ شهید حاج غلامرضا کیانپور، به تنهایی از دژ شلمچه عبور کرده و مواضع دشمن را شناسایی نموده.

باور این موضوع برای همه، خصوصا فرماندهان جنگ سنگین بود و همه دنبال این بودند که شنیده ها را از زبان خود حاج غلام بشنوند.


برادر حاج محسن سوهانی که مسوول محور لشگر10 در عملیات کربلای 5 بود این گونه نقل کرد :

در جلسه طرح مانور عملیات کربلای5، که در آن جلسه فقط فرمانده گردان‌ها حضور داشتند در مورد کیفت مواضع و موانع دشمن در دژ شلمچه بحث شد و فرمانده لشگر برادر فضلی به جزییات دقیق استحکامات و موانع دشمن در آبگرفتگی و دژ شلمچه اشاره کرد و همه فرماندهان با اشتیاق گوش می‌کردند، تا اینکه شهید سید محمد زینال الحسینی فرمانده گردان تخریب صحبت های آقای فضلی رو قطع کرد و با عصبانیت گفت: اینها همه کذب محض است. مگر می‌شود در این دژ نفوذ کرد و یا اینکه نیرو از این موانع عبور داد؛ چه کسی از موانع رد شده ؟

این کلام شهید زینال الحسینی با توجه به شناختی که فرماندهان از سوابق و دلاوری و نترسی ایشان داشتن فضای جلسه را به هم ریخت. سید می‌گفت وظیفه بچه های تخریب است که از موانع عبور کنند و اطلاعات موانع دشمن را گزارش کنند، در حالی که من می‌دانم کسی یک چنین جسارتی ندارد!

کار به اینجا که کشید یک لحظه همه ساکت شدند و شهید حاج غلام کیانپور با صدای بلند به طوری‌که همه متوجه شوند گفت: بنده خودم از موانع و مواضع دشمن عبور کردم و پشت دژ را شناسایی کردم و بچه های تخریب باید آمادگی لازم برای عبور از موانع رو داشته باشند.

نظرها همه به سمت حاج غلام برگشت. حاج غلام اصلاً  در عمرش نگفته بود  «من رفتم»، می‌گفت «بچه‌ها رفتند». اینجا حاج غلام برای اینکه همه فرماندهان رو از نگرانی بیرون بیاره، گفت من خودم رفتم. در حالی که تمام دست و صورتش زخمی بود.


حکایت حاج غلام به اینجا ختم نشد و یک شاه کار دیگر هم رو کرد و آن این بود که گفت برای اینکه باور کنید، مقداری از خاک دژ شلمچه را هم داخل یک نایلون با خودم آوردم.

شهید حاج غلام و شهید سید محمد در حقیقت دو روح در یک پیکر بودند و شهید سید محمد سابقه حاج غلام رو داشت . او می‌دانست که زمستان سال قبل این حاج غلام بود که از اروند گذشت و به تنهایی از موانع ساحل جزیره  ام الرصاص رد شد و خود را به پشت مواضع دشمن رساند و کار شناسایی عملیات والفجر8 را تمام کرد.

او می‌خواست با این اعتراض به همه بفهمونه که مرد این میدان فقط حاج غلام کیانپور است و بس. باید جوانمردی و دلاوری این سردار مومن و متوکل به ثبت می‌رسید و گرنه محال بود حاج غلام لو بده که من از دژ شلمچه گذشتم. شهادت حاج غلام در کربلای 5 پشت شهید زینال الحسینی رو شکست....

شهید حاج غلامرضا کیانپور جانشین اطلاعات عملیات لشگرده سیدالشهداء(ع) با این شناسایی قفل دژ شلمچه را گشود و خدا زود مزد او را داد.

روز 19 دیماه سال 65 بود، گردان‌های لشگر10سیدالشهداء(ع) بعد از شکستن دژ شلمچه و تصرف منطقه 5 ضلعی نزدیک اذان ظهر به پشت کانال 7 پل رسیدند و همه مهیا بودند برای حمله به نونی اول، که در کنار جاده شلمچه بصره قرار داشت .

اینجا اتفاقی افتاد، فرماندهان مزد حمله به سخترین موضع دشمن در شلمچه را از فرماندهان جنگ طلب کردند. همه قول دیدار با امام را می‌خواستند و پشت بی سیم ها منتظر تا امامشان آنها را بپذیرد.

تا اینکه مژده رسید که امام عزیز، رزمندگان لشگرده سیدالشهداء(ع) را به حضور پذیرفته است. این خبر به همه گردانها رسید و موقع صلاه ظهر هجوم رزمندگان لشگر10برای فتح نونی اول آغاز شد.

شهید حاج غلام پیشتاز این معرکه بود . دوشکای دشمن حرکت بچه ها را کند کرده بود و هر لحظه تلفات رو بالا می‌برد. تا اینکه حاج غلام سینه از خاک بلند کرد و به سمت تیربار دشمن خیز برداشت. همه دیدند آتش دشمن خاموش شد و حاج غلام هم غرق خون روی زمین افتاد.

روح شهید کیانپور در حالی‌که نام بی بی دو عالم حضرت زهرا (س) را بر زبان داشت از کربلای شلمچه پرکشید و جسم او در گلزار شهدای امام زاده محمد کرج مهمان خاک شد.

راوی:جعفر طهماسبي (فارس)

 

ادامه مطلب
دوشنبه 25 دی 1391  - 9:50 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 29

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6011576
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی