به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

  سنگ مزار مطهر شهدا که نشان خانه ابدی بدن‌های پاک و در خون خفته آنهاست و مورد بازدید و زیارت زائران‌شان قرار می‌گیرد، باید از دقت و حساسیت لازم در ثبت مندرجات برخوردار باشد.

 
خبرگزاری فارس: دو سنگ مزار با مستندات نادرست!

 

 بی‌تردید مستندات مربوط به شهدای والامقام و به خون خفته انقلاب اسلامی نباید از خدشه‌ای جدی برخوردار باشد، چه اینکه خدشه در این مستندات، اساساً فلسفه فرهنگ ایثار و شهادت را مخدوش می‌سازد و پرسش‌هایی را فراروی مخاطب قرار می‌دهد که خواه ناخواه، موجب درگیر شدن ذهن او می‌شود که - چه بخواهیم و چه نخواهیم - پاسخگویی و مسئولیت آن با ما خواهد بود.

سهل انگاری و بی‌تفاوتی در برابر پرسش‌های به حق نسل حاضر و نسل‌های آتی که بی‌گمان از دقت نظر و حساسیت بالایی برخوردارند، نه شایسته است و نه بایسته و نه توجیه‌گر عدم دقت و حساسیت ما در خصوص مستندات سنگ مزار شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی!

اصلی‌ترین سندی که از هر شهید پیش روی مخاطبان قرار دارد، سنگ مزار مطهر شهدا است که نشان خانه ابدی بدن‌های پاک و در خون خفته آنهاست و مورد بازدید و زیارت زائران‌شان قرار می‌گیرد بنابراین باید از دقت و حساسیت لازم در ثبت مندرجات برخوردار باشد.

اصولًا با توجه به آموزه‌های دینی و تأکیدات بزرگان دین مبین اسلام و به ویژه فرمایش گرانسنگ مولا علی (ع) که فرموده «شما را به خداترسی و نظم در امورتان سفارش می‌کنم»؛ بی توجهی، سهل‌انگاری و بی‌مبالاتی در اموری که مربوط به شهدا و مستندات آن به خون خفتگان خدایی است نه صواب است و نه ثواب!

بر این اساس، به دو نمونه بارز و آشکار و غیر قابل‌انکار خدشه در مستندات سنگ مزار دو شهید والامقام انقلاب اسلامی در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) اشاره می‌شود و امید است مسئولان و دست اندرکاران مرتبط با موضوع، این اشاره روشن را بشنوند.

اولین مورد مربوط به سنگ مزار شهید «عباس ابراهیمیان» است که در محل یادمان شهدای هفتم تیر سال 1360 (بقعه شهید بهشتی و یاران شهیدش) خاکسپاری شده و در روابط عمومی حزب جمهوری اسلامی مشغول به خدمت بوده است.

جالب است که پس از گذشت 31 سال از شهادت این شهید عزیز و مراسم بزرگداشت همه ساله ایشان و شهدای فاجعه انفجار حزب، هنوز هیچ مسئولی با دقت سنگ مزار مطهر او را ملاحظه ننموده تا دریابد که سنگ مزار این شهید والامقام فاقد شناسه «تاریخ تولد» است!!!

دومین مورد نیز به سنگ مزار مطهر شهید «قربانعلی رخشانی مهماندوست» فرزند مرحومه «ننه فتح‌اللهی مرشت» یا همان «ننه علی» مربوط می‌شود. تاریخ شهادت مندرج بر سنگ مزار فرزند شهید ننه علی، نادرست بوده و بیش از 31 سال است که نسبت به آن بی توجهی شده است!!

طبق مستندات موجود، شهید «قربانعلی رخشانی مهماندوست» در ابتدای تابستان سال 57 و هنگام پخش اعلامیه‌های امام راحل (رض) توسط ساواک شهر اهواز دستگیر و تحت شکنجه قرار می‌گیرد و چند ماه پس از دستگیری به خاطر شدت شکنجه‌های ساواک [در تاریخ 2 دی ماه 1357 ـ بر اساس مندرجات پرونده شهید] به شهادت می‌رسد و در همانجا در گورستانی متروک به خاک سپرده می‌شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پیگیری‌های «ننه علی» در این خصوص و دستور امام راحل (رض) برای انتقال جسد شهید به تهران و خاکسپاری در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، متأسفانه و در اثر یک غفلت و سهل‌انگاری ساده، تاریخ خاکسپاری شهید در قطعه 24 گلزار شهدا به جای «تاریخ شهادت» او در سنگ مزار مطهرش درج می‌شود که مورخ 10 تیر 58 است، یعنی نزدیک به هفت ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی!!! 

تردید نیست که اکنون و پس از گذشت 33 سال، باید این اشتباه فاحش و آشکار در سنگ مزار فرزند شهید ننه علی درست شود و این جعل ناخواسته اصلاح شود.

نوشته سیاوش امیری

ادامه مطلب
پنج شنبه 22 تیر 1391  - 1:07 AM

  حفظ حجاب تدبیر خالق هستی برای پاسداری و نگهبانی عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمی و تحکیم روابط خانوادگی کمک می‌کند.

 
خبرگزاری فارس: حجاب در منظر شهید مطهری

 

برهان، حجاب از موضوعاتی است که به دلایلی متعدد، امروزه در نگاه جهانی و به طور خاص در جوامع اسلامی و دینی مورد توجه قرار گرفته، به طوری که حتی معتقدان به حقانیت دستور حجاب را به کاوش و تأملی نو و بیشتر وا می‌دارد. در برخی مجامع - حتی به اصطلاح- برخوردار از دموکراسی دیده می‌شود که با حجاب به عنوان یک نماد از طرز تفکر دینی-اسلامی برخورد صورت می‌گیرد با آنکه ضرری برای دیگران نداشته و تنها در ظاهر، محدودیتی را برای فرد محجبه فراهم می‌آورد. توجه جهانی به صورت نفی یا اثبات به مسئله‌ی حجاب حاکی از اهمیت این موضوع است.

در نگاه دین‌مدارانه که دستورهای دین را عامل رشد، بالندگی و کمال انسانیِ افراد بشر می‌داند، حجاب به عنوان یک دستور دینی غیر از ثمرات اجتماعی، دارای برکات فردی نیز می‌باشد و این حجابِ ظاهر در اعماق روح، جان و فکر افراد تأثیرگذار است. حال این موضوع مهم را بر محور نگاه متفکر بزرگ قرن حاضر (استاد شهید مرتضی مطهری) از دو جهت مورد بررسی قرار می‌د‌هیم.

بی‌عفتی، علت مشکل جهانی روابط خانوادگی

استاد مطهری در آثار خود از جمله در کتاب «قیام و انقلاب مهدی(عجل‌الله‌تعالی)» نظر اسلام راجع به این که هم فرد اصالت دارد و هم جامعه را به خوبی تبیین می‌نمایند و بیان می‌دارند از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است، تکامل او در دو جهت فردی و اجتماعی خواهد بود بنابراین رشد و تعالی فرد در جامعه و رشد و تعالی جامعه در فرد اثرگذار است. کوچک‌ترین نهادی که سازنده‌ی اجتماع است، خانواده می‌باشد که امروزه تزلزل جدّی آن در برخی جوامع موجب تزلزل آن در جوامع گردیده است و طبق مفاهیم قرآن، سنت الهی وقتی بر امری جریان داشته باشد دیگر فرقی نمی‌کند که درباره‌ی ملل مسلمان باشد یا غیر مسلمان.

بنابراین وقتی بی‌عفتی در سرد شدن و از بین رفتن روابط خانوادگی مؤثر باشد اگر خدای ناکرده ما نیز همان راه غرب را در این زمینه دنبال کنیم حصول آن نتیجه برای ما نیز قطعی خواهد بود، همان طور که به صورت محدود در خانواده‌هایی از اطرافمان تا حدودی شاهد این سنت الهی بوده‌ایم. اما به راستی سؤال اینجاست که چگونه عفت و حجاب با روابط خانوادگی ارتباط پیدا می‌کند؟ تبیین دقیق این مسئله ما را به لایه‌های عمیق‌تری از این دستور اسلامی رهنمون خواهد شد.

مفهوم‌شناسی عفاف

عفاف و عفت نزد اهل لغت به معنای خودداری و خودنگهداری از هرگونه امر نازیبا و ناپسند است و قلمروش آن قدر توسعه دارد که تمام اعضای ظاهری بدن و تمام قوای باطنی را فرامی‌گیرد. آن قدر تحقق این موضوع برای شکل‌گیری انسانیت فردی و سعادت اجتماعی ضرورت دارد که برای رسیدن به این هدف عالی، قرآن برنامه‌ی تربیتی گسترده‌ای را ارائه می‌دهد. بنابراین تحقق عفاف در فرد و جامعه، یک برنامه‌ی تربیتی همه جانبه است که دارای مراحلی می‌باشد و تا ایجاد آن طبق دستور قرآن حتی لازم است فرد خود را به «استعفاف» و «تعفف» وا ‌دارد.[1]

استعفاف به معنای طلب عفت و خود را به عفت واداشتن و پرهیز از بی‌بندوباری و هرزگی است و تعفف که سخت‌تر است، به معنای آن است که انسان هر چند به تکلف و مشقت خود را از هرگونه شهوت، حرص، طمع و اظهار فقر به دور دارد و به تمام آثار و لوازم آن تن دهد تا آنجا که دیگران چنان نپندارند که از هر لحاظ مستغنی است و هیچ خلأیی در زندگی او وجود ندارد. پس عفاف، خودداری از هر امر قبیح و نازیباست که باید بر گوش، چشم، زبان، صورت، بدن و قلب سیطره یابد.[2]

حجاب و عفاف

استاد در کتاب «مسئله‌ی حجاب» بیان می‌کنند: غریزه‌ی جنسی نیرومندترینِ غرایز در وجود آدمی است. آزادی در مسائل جنسی سبب شعله‌ور شدن شهوات به صورت حرص و آز می‌گردد. انسان به صورت فطری و از نظر روحی، طالب بی‌نهایت آفریده شده است وقتی که خواسته‌های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت، به هیچ حدی متوقف نمی‌شود و رسیدن به هر مرحله‌ای، میل و طلب مرحله‌ی دیگر را در او به وجود می‌آورد. از نظر استاد، طغیان و شعله‌ور شدن شهوات و نفس اماره تنها معلول محرومیت‌ها نیست بلکه پیروی، اطاعت و تسلیم مطلق شهوات بودن نیز سبب این طغیان می‌شود.

اسلام برای پاسداری و نگهبانی از عفت زن و مرد و در حقیقت برای کنترل غریزه‌ی جنسی و در عین حال رسیدن آن به آرامش، دو چیز را به عنوان راه‌حل معرفی می‌کند:

1. ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی که این امر با تسهیل دستورهای اسلام درباره‌ی ازدواج، توصیه و ترغیب به آن صورت گرفته است؛

2. جلوگیری از تهییج و تحریک آن.

دستور اسلام درباره‌ی حجاب برای همین امر است، البته غیر از حجاب، دستورهای دیگری نیز در کنار آن و علاوه بر آن آمده است. اما مهم‌ترین دستور که بتوان آن را به عنوان یک تکلیف واجب به عموم جامعه سرایت داد، مسئله‌ی حجاب است که اثرات و برکات بیشتری نیز دارد؛ زیرا برخی از دستورهای کنترل شهوت برای کسانی سودمند است که بخواهند این غریزه را در خود تعدیل نمایند. اما حجاب اسلامی طبق بیان قرآن حتی برای کنترل آن‌ها که در قلبشان بیماری هوس وجود دارد نیز فایده دارد.

اگر غریزه‌ی جنسی دائماً در معرض تحریک و تهییج قرار گیرد، علاوه بر به خطر افتادن عفت افراد اجتماع و در نتیجه از بین رفتن کرامت انسانی و علاوه بر جلوگیری از رشد ارزش‌ها و کمالات، عوارض وخیم دیگری نظیر بلوغ زودرس، پیری و فرسودگی دارد. یعنی اگر در جامعه‌ای فضای بی‌حجابی و تحریک غلبه یابد بر فرض قدرت‌مند بودن افراد از اینکه غریزه آن‌ها را به بی‌عفتی بکشاند- که آن هم جز در افراد نادر بسیار بعید است- باز هم افراد آن جامعه از سلامت کامل روحی و روانی و حتی جسمی برخوردار نخواهند بود. برای تبیین برتری دیدگاه اسلام لازم است تا دیدگاه سایرین در حل مسئله‌ی جنسی مورد بررسی قرار گیرد.

تفاوت دیدگاه‌ها در راه‌حل مسئله‌ی جنسی

شهید مطهری در کتاب «اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب» به مقایسه‌ی دیدگاه اسلام و غرب درباره‌ی غریزه‌ی جنسی پرداخته و تفاوت 180 درجه‌ای دیدگاه غرب در گذشته و امروز به این مسئله و علت آن را توضیح می‌دهد، ایشان بیان می‌دارد که «اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنای عام است. شامل آن عده از عادات و ملکات و روش‌های بشری است که به غریزه‌ی جنسی بستگی دارد.» طبق بیان ایشان با وجود علت‌ها و زمینه‌های مختلفی که جوامع و ادیان گذشته در دیدگاه‌شان درباره‌ی این موضوع داشته‌اند اما یک طرز فکر عمومی بر غالب دنیای قدیم حاکم بود و آن هم پلید و قبیح دانستن زن و ازدواج با او بود و این در حالی است که از نظر اسلام علاقه‌ی جنسی در بستر ازدواج نه‌تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد بلکه جزو خلق و خوی انبیاست[3] و از نشانه‌های بارز وجود خداوند است.[4]

ایشان اثر دیدگاه گذشتگان که غالباً با بیان دینی بوده است را این‌گونه بیان می‌دارند: «این عقیده مطلقاً روح زن و مرد را به طور مساوی آشفته می‌سازد و کشمکش جانکاهی میان غریزه‌ی طبیعی از یک طرف و عقیده‌ی مذهبی از طرف دیگر به وجود می‌آورد. ناراحتی‌های روحی که عواقب وخیمی به بار می‌آورد همواره از کشمکش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا می‌شود.»

ایشان معتقدند اخلاق جنسی همواره مهم‌ترین بخش‌های اخلاق به‌شمار می‌رفته است. از نظر اسلام، روابط جنسی را فقط مصالح اجتماع حاضر یا نسل آینده محدود می‌کند و در این زمینه تدابیری اتخاذ کرده است که منجر به احساس محرومیت و ناکامی و سرکوب شدن این غریزه نگردد. اخلاق جنسی نوین در جوامع غیراسلامی به‌خصوص غربی هیچ گونه محدودیت و ممنوعیت را در این موضوع نپذیرفته و قائل به آزادی کامل بشر در این عرصه است: «در حالی که مقتضای منطق و تعقل این است که با سنن و خرافاتی مبتنی بر پلیدی علاقه‌ی جنسی مبارزه کنیم و در عین حال موجبات طغیان، عصیان و ناراحتی غریزه را به نام آزادی و پرورش آزادانه فراهم نکنیم.»

لزوم توجه به دیدگاه نوین و هوشیاری در برابر آن

استاد شهید در ضمن توضیح دیدگاه نوین غرب از جانب فروید، راسل و مانند آن‌ها، به بیان اختلاف‌ها و تفاوت روشی آن‌ها و نقد هر کدام می‌پردازند و این نکته را متذکر می‌گردند که چه بسا جوانانی که سرمایه‌ی فکری‌شان وافی نیست که بخواهند به بررسی منطقی این مسائل بپردازند، تحت تأثیر شخصیت و شهرت صاحبان این افکار قرار گرفته و عقیده پیدا کنند که این سخنان صد در صد مطابق با منطق است.

«به نظر ما ضرورت دارد خوانندگان محترم را در جریان بگذاریم و آگاه کنیم که افکاری که در این زمینه از غرب برخاسته و جوانان ما تازه با الفبای آن آشنا شده‌اند و احیاناً تحت عنوان‌های مقدسی نظیر آزادی و مساوات، با جان و دل آن‌ها را می‌پذیرند به کجا منتهی می‌شود. آخر این خط سیر کجاست؟ آیا اجتماع بشر قادر خواهد بود در این مسیر گام بردارد و راه خود را ادامه دهد؟ یا اینکه این کلاهی است که برای سر بشر خیلی بزرگ است. این راهی است که ادامه دادن آن جز فنای بشریت چیزی در بر ندارد.»

به راستی منظور استاد از فنای بشریت چیست؟ ایشان خود مصادیقی را در بخش‌های مختلف[5] بیان می‌کند که برخی از آن‌ها چنین است: «پس از اعلام آزادی جنسی در غرب، شاهد بالا رفتن آمار بیماری‌های روانی، جنون‌ها، خودکشی‌ها، جنایت‌ها، دلهره‌ها و اضطراب‌ها، یأس و بدبینی‌ها، حسادت‌ها و کینه‌ها بودیم. در جامعه‌ی امروز، جوانان به طور محسوسی از ازدواج شانه خالی می‌کنند. حاملگی و زاییدن و بچه بزرگ کردن به صورت امر منفوری برای زنان در آمده است.

زنان به اداره‌ی امر خانه کمتر علاقه نشان می‌دهند. جنگ اعصاب بیش از پیش رو به افزایش است. علاقه‌ی پدر و مادرها و به‌خصوص مادرها نسبت به فرزندان کاهش یافته است. زنِ دنیای امروز به ابتذال کشیده شده و هوس‌های سطحی به جای عشق جانشین شده است. طلاق افزایش یافته و تعداد فرزندان نامشروع و فاقد سرپرست رو به ازدیاد است و از آن طرف صمیمیت و وحدت میان زوجین بسیار نادر گشته است.» بنابراین جذابیت‌های اولیه و ظاهری دیدگاه نوین، نباید ما را فریب دهد. از سوی دیگر رعایت دستورات اسلام موجب می‌شود تا ارضای صحیح غریزه‌ی جنسی، کنترل و مدیریت آن ثمرات بسیاری برای فرد و جامعه داشته باشد که مهم‌ترین آن پیدایی عشق است.

عشق و عفت

عشق یک استعداد عالی و طبیعی است که طبق گفته‌ی «ویل دورانت» در سرتاسر زندگی انسان از هر چیز جالب‌تر است. عشق قابل توصیه و تجویز نیست. شهید مطهری در کتاب «جاذبه و دافعه» و «اخلاق جنسی» و نیز در کتاب «مسئله‌ی حجاب» از زوایای مختلف و با مثال‌های متعدد تفاوت عشق با شهوت و غریزه‌ی جنسی را توضیح می‌دهد. ایشان در کتاب «فطرت» به بررسی دیدگاه‌ها درباره‌ی عشق مجازی و حقیقی نیز می‌پردازد. اما مطلب عمده‌ای که در اینجا هست، رابطه‌ی عشق و عفت است. آیا عشق به مفهوم عالی و مفید خود در محیط‌های به اصطلاح آزاد، بهتر رشد می‌کند یا عشق عالی همراه با عفت اجتماعی؟

پاسخ استاد این است که محیط‌های به اصطلاح آزاد، مانع پیدایش عشق‌های سوزان و عمیق است بلکه فقط زمینه برای پیدایش هوس‌های موقتی و هرزه شدن قلب‌ها فراهم است. عشقی که فلاسفه و جامعه‌شناسان آن را محترم می‌شمارند، با فداکاری، از خود گذشتگی و سوز و گداز همراه است، هوشیار کننده است. قوای نفسانی را در یک نقطه متمرکز می‌کند. قوه‌ی خیال را پروبال می‌دهد. معشوق را آن چنان که می‌خواهد در ذهن خود رسم می‌کند نه آن چنان که هست. چنین عشقی خلاق و آفریننده‌ی نبوغ‌ها، هنرها، ابتکارها و افکار عالی است.

عشق اوج حیات و حد اعلای شور زندگی و معلم و مربی، الهام بخش و کیمیاست و کسی که تمام عمر از آن بی‌نصیب باشد، لایق انسانیت نمی‌باشد. با این حال، عشقی که فلاسفه ذکر می‌کنند با عشقی که میان برخی از زوجین شکل می‌گیرد، تفاوت‌هایی دارد. عشق مورد نظر فلاسفه بیشتر جنبه‌ی درونی دارد یعنی موضوع خارجی بهانه‌ای برای جوشیدن روح از باطن خود است.

معشوق را چنان که دوست دارد در خیالش می‌سازد و به ساخته‌ی ذهنی خود خو می‌گیرد تا آنجا که خیال را بر وجود واقعی و خارجی محبوب ترجیح می‌دهد اما عشق میان زوجین مانند مورد قبل کنش و جذب و انجذاب دو روحِ دور از هم نیست که مشروط به هجران و فراق باشد بلکه مودّت و رحمت میان زوجین وحدت و یگانگی دو روح معاشر دست‌ یافته به وصال است که بر اثر معاشرت دائم و اشتراک در سختی‌ها، راحتی‌ها، خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی و انطباق یافتن روحیه‌ی آن‌ها با یک‌دیگر پدید می‌آید تا جایی که این صمیمیت حتی در دوران پیری که شهوت، خاموش است زوجین را سخت به یک‌دیگر پیوند می‌دهد.

عشق قابل احترام فلسفی از نوع ناآرامی و کشش و شور است ولی عشق میان زوجین به تعبیر قرآن از نوع آرامش و سکون است اما به هر حال هر دو نوع عشق گل‌های با طراوتی هستند که فقط در اجتماعاتی که بر آن‌ها عفاف و تقوا حکومت می‌کند، می‌رویند و می‌شکفند. بنابراین، مسئله‌ی عفت تنها برای پاکی نسل نیست بلکه مسئله‌ی مهم دیگر ایجاد پاک‌ترین و صمیمی‌ترین عواطف بین زوجین و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است. تأمین این هدف وقتی ممکن است که زوجین از هرگونه بهره‌مندی از غیر همسر قانونی چشم بپوشند. مرد چشم به زن دیگر نداشته باشد و زن نیز درصدد تحریک و جلب توجه کسی جز شوهر خود نباشد و این‌ها یعنی همان دستور حجاب در اسلام.

حال که تا حدودی اهمیت مسئله‌ی حجاب و عفاف در روابط خانوادگی بیان شد، لازم است تا نگاه دقیق‌‌تری نیز به دستور اسلام درباره‌ی انواع و مراتب حجاب بیندازیم تا دچار این شبهه و سؤال نشویم که برخی می‌گویند ما خانم‌های چادری را می‌شناسیم که اهل عفاف و پاکدامنی نیستند و یا آن برکات و آثاری که برای حجاب شمرده می‌شود در زندگی آن‌ها وجود ندارد. در حقیقت پاسخ این است که برای تحقق کامل برکات حجاب می‌بایست فرد به تمام انواع آن پایبند باشد و حتی بستر اجتماعی مناسب نیز برای رسیدن به فواید همه جانبه لازم است.

انواع حجاب در اسلام

الف) حجاب در ظاهر؛

استاد می‌فرمایند، لغت حجاب عمدتاً به معنای پرده به کار می‌رود و همین هم باعث اشتباه برخی مبنی بر دستور پرده‌نشینی زنان و دوری آنان از اجتماع از نظر اسلام شده است در حالی که این کلمه به معنای پوشش نیز آمده است و علمای قدیم هم از واژه‌ی «ستر» که همان معنای پوشش دارد، استفاده می‌کردند. اینکه واژه‌ی حجاب به معنای پوشش زنان در قرآن نیامده نیز موجب این تصور غلط- و به تعبیر بهتر بهانه و دست‌آویز- شده است که حجاب دستوری قرآنی نبوده و ساخته و پرداخته‌ی برخی علمای دینی است اما با اندک بررسی فرد طالب حقیقت به راحتی در‌ می‌یابد که محتوای مدنظر از این واژه در بسیاری آیات قرآن آمده است هرچند در فرهنگ اسلامی پوشش به طور کلی اختصاص به زنان ندارد[6]

اما معنای خاص آن و پوشش بیشتر به زنان اختصاص یافته است که این به دلیل میل روانی زن به خودنمایی و خودآرایی است که می‌خواهد مرد را در دام علاقه به خود اسیر سازد.

اسلام برای حجاب ظاهر حدود و شرایطی را قرار می‌دهد. شهید مطهری در کتاب «مسئله‌ی حجاب» از نظر علمی به استدلال پیرامون این حدود می‌پردازد و نتیجه‌ی آن چنین است: «بدون تردید پوشانیدن غیر وجه و کفّین (گردی صورت و دست‌ها تا مچ) بر زن واجب است- عدم الزام در پوشاندن چهره و دست‌ها تا مچ نیز به شرط آن است که از هر نوع آرایش و عوامل جلب توجه و محرک و مهیج خالی باشد. در غیر این صورت پوشاندن همان‌ها نیز لازم است و تذکر این نکته نیز به جاست که واجب نبودن پوشش وجه و کفین بر زن دلیل بر جواز نگاه مرد به آن‌ها نمی‌باشد؛ بلکه اگر نگاه مرد از روی لذت بردن یا با ترس از ایجاد لغزش باشد قطعاً حرام است حتی در مورد محارم.»

در مورد نوع پوشش ظاهر، قرآن توصیه به نزدیک کردن جلباب دارد. جلباب، جامه و لباس بزرگ و گشاد بوده (چادر مانند) که زن با آن تمام لباس‌ها و سر و گردن خود را می‌پوشانده است. البته استفاده‌ی زنان از آن دو گونه بوده است. برخی صرفاً به صورت تشریفاتی استفاده می‌کردند مانند برخی بانوان چادری در عصر حاضر که با چادر بدن خود را نمی‌پوشانند و آن را رها می‌کنند و وضع چادر سرکردن آنان نشان می‌دهد از اینکه مورد بهره‌برداری چشم‌ها قرار بگیرند امتناعی ندارند و در نوع دیگر، زن با مراقبت، جامه‌ی خود را به خود می‌گیرد و آن را رها نمی‌کند که نشان می‌دهد اهل عفاف است و این نوع حجاب که خود به خود دورباشی برای نامحرمان ایجاد می‌کند و ناپاکدلان را مأیوس می‌سازد، مطلوب و مورد تأیید قرآن است یعنی نحوه‌ی پوشش خوب زن نشان از نجابت و عفت اوست.

قرآن در مورد کیفیت پوشش، دستور دیگری نیز دارد: «و باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند.»[7]

شهید مطهری به صراحت بیان می‌دارند که در این آیه، روسری خصوصیتی ندارد، مقصود پوشاندن سر، گردن و گریبان است. منظور ایشان این است که اگر روسری، سر و گردن را نپوشاند، استفاده از آن نشانه‌ی رعایت حجاب اسلامی نمی‌باشد و حجاب مد نظر قرآن تحقق نیافته است.

ب) حجاب در رفتار؛

استاد می‌فرمایند: «حرکات و سکنات انسان گاهی زباندار است. گاهی وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن زن معنادار است و به زبان بی‌زبانی می‌گوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی برعکس با بی‌زبانی می‌گوید دست تعرض از این حریم کوتاه است.» این کلام استاد در حقیقت همان است که امروزه در دانش روان‌شناسی از آن با عنوان زبان بدن و رفتار یاد می‌کنند. برای تحقق حجاب اسلامی علاوه بر پوشش ظاهری باید رفتار عفیفانه نیز مکمل آن گردد. قرآن دستور اکید به زنان دارد که از جلوه‌گری و خودنمایی و حرکات و اعمال محرک و ناز در رفتار و حتی جلب توجه در نحوه‌ی راه رفتن خودداری کنند. اسلام زن و مرد را از خلوت با نامحرم به شدت پرهیز می‌دهد چرا که این رفتار جولانگاهی قوی برای شیطان فراهم می‌سازد هرچند نیّت اولیه‌ی آنان چیز دیگری باشد.

یکی دیگر از رفتارهای پرخطر در بحث حجاب و عفاف، چشم چرانی است که قرآن به زن و مرد مؤمن امر می‌کند که نگاه خود را کاهش دهند یعنی پلک چشم را به حالت نیم خفته درآورده و نگاه را به پایین انداخته و چشم‌ها را گشوده نگه ندارند و به یک نقطه‌ی معین خیره نشوند؛ یعنی به اصطلاح نظر استقلالی نیفکنند. البته این قانون درباره‌ی نگاه به چهره است که لازمه‌ی گفت‌وگو می‌باشد پس نگاه به غیر چهره حتی با غض بصر (کاهش دادن نگاه) نیز جایز نیست. در اینجا نیز هر چند دستور متوجه زن و مرد (هر دو) می‌باشد اما چون غالباً این بیماری در مردان رواج دارد دستور بیشتر برای کنترل نگاه متوجه آنان است تا خطری از این ناحیه متوجه آنان نگردد.

رفتار دیگری که از آن بحث شده، دست دادن زن و مرد نامحرم است که جواز آن در صورت حائل بودن جامه یا دستکش است، آن هم مشروط به این که تلذذ و ریبه در کار نباشد و دست را فشار ندهند در غیر این صورت به طور قطع حرام است و البته بزرگان در این موضوع احتیاط را بر ترک این رفتار حتی با وجود شرایط می‌دانند.

رفتار واجب دیگری در قرآن که در رابطه با رعایت عفاف و حجاب است، مسئله‌ی «استیذان» می‌باشد. از نظر اسلام هیچ کس حق ندارد بدون اطلاع و اجازه‌ی قبلی به خانه‌ی دیگری داخل شود البته فلسفه‌ی این حکم غیر از موضوع ناموس و پوشیده بودن زن این است که هر کس در محل سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران حتی دوستان نزدیکش از آن مطلع گردند پس اختصاص به خانه‌هایی که زن در آن‌ها زندگی می‌کند، ندارد. فلسفه‌ی این کار فراتر از فلسفه‌ی حجاب است و شامل خانه و اتاق محارم نیز می‌شود.

ج) حجاب در گفتار

قرآن کریم خطاب به زنان می‌فرماید: «مواظب باشید در سخن، نرمش و رقت زنانه و شهوت آلود به کار نبرید که موجب طمع بیماردلان گردد. به خوبی و شایستگی سخن بگویید.»[8]

در این آیه دستور وقار و عفاف در کیفیت سخن گفتن را بیان می‌کند تا چه رسد به محتوای حرف و سخن. بنابراین از نظر اسلام هم باید حرف خوب زد (و نه حرف تحریک کننده و مهیج) و هم باید خوب حرف زد (و نه با لحن محرک).شنیدن صدای زن هم برای مرد حتی با رعایت موارد یاد شده از جانب زن تنها در صورتی جایز است که تلذد و ریبه در کار نباشد.

کلام آخر

از آنچه بیان شد به این نتیجه می‌رسیم که حفظ حجاب تدبیر خالق هستی برای پاسداری و نگهبانی عفاف بوده و به رشد عواطف و عشق در وجود آدمی و در نتیجه‌ی تحکیم روابط خانوادگی کمک می‌کند و برای رسیدن به حجاب مورد نظر اسلام نمی‌توان تنها بعضی از دستورها را رعایت کرد و از برخی دیگر صرف‌نظر نمود؛ چرا که ثمرات حجاب در صورتی به طور کامل تحقق می‌یابد که تمامی دستورها رعایت گردد، هرچند عمل به بعضی از آن نیز فواید زیادی دارد. خداوند همه‌ی ما را در عمل به این وظیفه‌ی الهی یاری نماید.(*)

پی‌‏نوشت‌‏ها:

[1]. (نور: 33) و (بقره: 273).

[2]. برای توضیح بیشتر ر.ک: منشور عفاف، آیت‌الله دکتر احمد بهشتی، مؤسسه‌ی بوستان کتاب، 1386 صص 15-14.

[3]. وسائل الشیعه، ج 3، ص3.

[4]. (روم: 21).

[5]. ر.ک به کتاب نظام حقوق زن در اسلام و اخلاق جنسی.

[6]. وجوب ستر عورت برای مردان و زنان، ر.ک (نور: 30).

[7]. (نور: 31).

[8]. (نور: 32).

*حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالرحیم رضایی؛ محقق و پژوهشگر

ادامه مطلب
پنج شنبه 22 تیر 1391  - 1:00 AM

  محققان انگلیسی در تحقیقات خود توانستند شیوه درمانی جدیدی برای بیماران بسیار چاق و افراد در معرض خطر ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و دیابت با استفاده از گیاه شاهدانه هندی بیابند.

 
خبرگزاری فارس: محققان انگلیسی درمان جدیدی برای چاقی یافتند

 

 به نقل خبرگزاری خاورمیانه، این محققان انگلیسی گفتند که دو ترکیب در برگ های گیاه شاهدانه هندی می تواند میانگین سوزاندان چربی و انرژی بدن را افزایش دهد.

این تحقیقات روی حیوانان نشان داد که ترکیبات گیاه شاهدانه چه بسا عملا به درمان بیماری دیابت نوع دوم و همچنین به کاهش سطح کلسترول در رگها و سطح چربی در اعضای اصلی بدن نظیر کبد کمک می کند و درحال حاضر برخی آزمایش های کلینیکی روی 200 مریض به امید تولید دارویی که می توان آن را برای درمان بیماران دچار سندروم جذب مواد غذایی بکار برد، صورت می گیرد.

استیو رایت مدیر تحقیقات و تولید کننده داروها گفت که چهار آزمایش در مرحله کلینیکی انجام می دهد و  پیش بینی می شود که برخی نتایج در طول امسال حاصل شود.

وی تصریح کرد که نتایج آزمایشات روی حیوانات بسیار دلگرم کننده بوده است.

این پژوهشگر گفت: تیم تحقیقات به تاثیر این داروها در توزیع چربیها و استفاده از آنها در بدن برای درمان بیماریها اهتمام می ورزد.

محققان دریافتند که ماده کانابینوئید موجود در گیاه شاهدانه در جلوگیری از اشتها و مهار احساس گرسنگی تاثیر دارد و همچنین باعث افزایش ماده سرامید می شود. سرامید وظیفه کنترل مرگ سلولها را به عهده دارد.

شاهدانه، گیاهی است یک ساله که طبق نظر حکمای طب سنتی از نظر طبیعت مرکب است؛ یعنی برگ آن سرد و خشک و تخم آن دارای طبیعت گرم و خشک است.

از دیرباز گیاه شاهدانه بابت خواص تسکین بخشی درد ناشی از گر گرفتگی و انقباض عضلانی معروف بوده است.

برخی از مبتلایان به بیماری "ام اس" برای برطرف کردن علائم مشکل خود، به طور قانونی از این دارو استفاده می کنند.

تحقیقات روی این گیاه برای تولید دارویی به عنوان درمان بیماری های ناتوان کننده سیستم عصبی بدن ادامه دارد.

ادامه مطلب
پنج شنبه 22 تیر 1391  - 12:58 AM

  عدم اطلاع رسانی دقیق و شفاف در این زمینه عامل اصلی بروز شایعات است چنانچه این امر دستاویزی برای ساختن دروغ سیزده و پخش گسترده آن در سایتهای اینترنتی و گنگی کاربران اینترنت شد.

 
خبرگزاری فارس: اینترنت ملی جایگزین اینترنت جهانی خواهد شد؟

 

به نقل از هفته نامه 9دی، بحث راه اندازی شبکه ارتباط داده های داخلی یا اینترنت با فناوری های بومی و ملی چند سالی است که به شکل جدی تر در مجالس کارشناسی و علمی مطرح شده است و دست کم شکی در وجوب راه اندازی آن در سطح داخلی وجود ندارد. مسئولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز به عنوان متولیان بخش سخت افزاری اینترنت بارها از اجرایی شدن این طرح راهبردی در فازهای مختلف خبر داده اند، با هم مروری بر همه قول‌های مسئولان و حواشی آن داریم.

اینترنتی ملی، همسو با نظام

در قانون برنامه پنجم توسعه، اینترنت ملی به عنوان یکی از زیرساخت‌ها و شاخص‌های توسعه فناورانه و تکنولوژیک در کشور مطرح شده است. طبق ماده دهم قانون برنامه پنجم توسعه، تقویت رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی ملی و همسو، به منظور مقابله با رسانه‌های معارض خارجی، تهاجم فرهنگی و جرایم و ناهنجاری‌های رسانه‌ای به عنوان تکلیف برعهده دولت گذارده شده است. دکتر محمدعلی فرقانی، معاون وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات و رییس هیات مدیره شرکت ارتباطات زیرساخت کشور در این باره می‌گوید: «شبکه ملی اطلاعات برای نخستین بار در قانون برنامه پنجم توسعه دیده شده و هدف از راه‌اندازی آن، شبکه‌ای داخلی است تا محتوای بومی را دربربگیرد و نیاز کاربران را در داخل کشور برآورده کند و به هیچ عنوان با راه‌اندازی آن، جدایی بین این شبکه و اینترنت صورت نخواهد گرفت».

شبکه‌ ملی اطلاعات هشت مگابایتی در منازل

تیر ماه سال گذشته وزیر ارتباطات در سومین اجلاس مدیران فن‌آوری اطلاعات ارتباطات و تحول اداری درباره اینترنت ملی گفت: سازمان فن‌آوری اطلاعات مامور راه‌اندازی شبکه ملی اینترنت است که هم‌اکنون وارد فاز پیاده‌سازی آن شده‌ایم، اما در این پروسه، شبهه‌ای وجود دارد که با راه‌اندازی آن، اینترنت چه خواهد شد؟ وی تاکید کرد که در شبکه‌ ملی ارتباطات، اینترنت حذف نخواهد شد.

وی ادامه داد: مبنای اصلی کار ما در کشور شبکه‌ی ملی اطلاعات است، چرا که در 95 درصد کاربرد‌ها به اینترنت نیاز نیست؛ به عنوان مثال اکنون ما می‌خواهیم با مرکز تجارت داخلی که در کنارمان وجود دارد، ارتباط برقرار کنیم، باید ابتدا به فضای اینترنتی خارج از کشور مراجعه کنیم و سپس به داخل کشور و مرکز مدنظر مراجعه کنیم اما با این سرویس، سرویس اینترنت یکی از شبکه‌های داخلی خواهد بود. تقی‌پور اضافه کرد: شبکه‌ی ملی اطلاعات با هشت مگابایت در منازل قابل استفاده خواهد بود که در حال ظرفیت‌سازی هستیم تا با 20مگابایت برای کسانی که درخواست آن را داشته باشند، قابل استفاده باشد.

اینترنت ملی یا اینترنت جهانی؟

با جستجو کردن عبارت «اینترنت ملی» در موتورهای جستجو، بیشترین نتیجه‌ای که خواهید دید، عنوان «اینترنت ملی جایگزین اینترنت جهانی خواهد شد» است که نشان از ترس کاربران در محدود شدن ارتباط با دنیا در عصر ارتباطات است ترسی که البته ناشی از شیطنت برخی برای جا انداختن مفهوم اینترنت ملی بجای اینترنت جهانی است؛ در حالی که واقعیت اینگونه نیست. به گفته مسئولان فناوری اطلاعات «با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات، هیچ محدودیتی برای دسترسی به اینترنت جهانی برای کاربران به وجود نخواهد آمد.» البته به نظر می رسد عدم اطلاع رسانی دقیق و شفاف در این زمینه عامل اصلی بروز شایعات است چنانچه این امر دستاویزی برای ساختن دروغ سیزده و پخش گسترده آن در سایتهای اینترنتی و گنگی کاربران اینترنت شد. خبر راه اندازی اینترنت ملی از ابتدای شهریورماه سال جاری و جایگزینی آن بجای اینترنت جهانی خبری بود که در روز سیزده فروردین به نقل از رضا تقی پور نقل شد. در این خبر آمده بود: تاکنون به کاربران خانگی اینترنت ملی ارائه نمی‌شد و شاید به این دلیل برای مردم ملموس نبوده است اما از ابتدای شهریور امسال اینترنت ملی جایگزین شبکه اینترنت جهانی خواهد شد. وزیر ارتباطات در ادامه تأکید کرد: از شهریور سال جاری نیز شرکت‌های ارائه دهنده سرویس‌های اینترنت تنها می‌توانند اینترنت ملی یا همان اینترانت کشوری را ارائه دهند. البته این خبر با تاخیر یک روزه از سوی مدیرکل روابط عمومی وزارت ارتباطات تکذیب شد.

جنگ روانی راه نیندازید!

«جنگ روانی درباره شبکه ملی اینترنت صحت ندارد» این گفته عضو اصلی شورای حل اختلاف جرایم اینترنتی دادگستری کل استان تهران در گفتگو با خبر آنلاین است. وی در ادامه می گوید: «متاسفانه عده‌ای این نگرانی را دارند که با راه‌اندازی اینترنت ملی، دسترسی‌ها محدود می‌شود در صورتی که این طور نیست و این شبکه دارای تبعات بسیار خوبی خواهد بود. چرا که با راه‌اندازی شبکه ملی اینترنت، دیتاسنترها در داخل کشور نصب شده و میزبانی هاست‌ها به کشور منتقل می‌شود، بنابراین سرعت دسترسی کاربران به اینترنت افزایش می‌یابد.» به گفته باقر افخمی با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات، سرعت دسترسی کاربران نهایی به اینترنت افزایش یافته و طبیعی است که کاربران با سرعت بیشتری به سایت‌ها دسترسی خواهند داشت. این مدیرشرکت اینترنتی می‌افزاید: «جنگ روانی که عده‌ای پیرامون شبکه ملی اینترنت به راه انداختند صحت ندارد و با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات طبیعی است که کیفیت نیز به نوعی افزایش می‌یابد.»

اعلام زمان بهره‌برداری از اینترنت ملی

سال گذشته خبرگزاری مهر، در گزارشی به معرفی موسسه تحقیقات فناوری اطلاعات و ارتباطات که پیش از این با نام مرکز تحقیقات مخابرات ایران شناخته می شد، پرداخت که در بخشی از آن آمده بود: مهمترین محور فعالیت خود در بخش شبکه ملی اطلاعات، طرح توسعه محیط های بازشناسی، تولید محتوا و ارائه خدمات چندرسانه ای در شبکه ملی اطلاعات را در دستور کار قرار داد.بهره برداری از فاز اول شبکه ملی اینترنت تا پایان 6 ماهه اول امسال نهایی خواهد شد که با راه اندازی آن در مرحله اول، یک شبکه پهن باند برای تامین پهنای باند مورد نیاز فعالیتهای مختلف تجاری و اقتصادی مردم تامین می‌شود.

در ادامه نخستین همایش ملی "دفاع سایبری" جایی بود که رضا تقی پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در آن خبر از برنامه زمان بندی شده برای راه اندازی اینترنت ملی داد واظهار داشت: حمایت از بومی سازی نرم افزار و ایجاد زیرساختهای امن ارتباطی از جمله مهمترین تصمیمات راهبردی در عرصه دفاع سایبری است که در این راستا اولین مرحله از این شبکه خردادماه سال 91 به زیربار می‌رود.

اما در آخرین خبر منتشر شده در این زمینه، مهدی اخوان بهابادی در نخستین نشست رسانه ای خود به عنوان دبیر شورایعالی فضای مجازی و رئیس مرکز ملی فضای مجازی کشور در پاسخ به سوالی مبنی بر برنامه های این شورا برای طرح کلان ایجاد شبکه ملی اینترنت تاکید کرد: از وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خواستیم که طرح ایجاد شبکه ملی اطلاعات را به شورایعالی فضای مجازی ارسال کند چرا که جزییات این طرح باید بررسی دقیق شود تا اگر تصمیماتی است اجرایی و عملیاتی شود؛ هم اکنون در حوزه تعریف شده برای شبکه ملی اطلاعات طرح های مشابه در کشور مانند IP تی وی و IP مدیا داریم که توسط صدا و سیما در حال پیگیری است و از آنجا که زمینه های اشتراکی در این طرح ها وجود دارد و باید بر روی مراکز داده داخلی شکل گیرند، باید بررسی دقیقی با جزییات صورت گیرد تا چنانچه ممکن است در قالب طرح مشترک و یا جداگانه با توجه به تصمیم گیریهای مراجع این طرحها راه اندازی شود اما در نهایت امید می رود که ارائه خدمات چندرسانه ای امسال برای مردم ممکن شود.

ادامه مطلب
پنج شنبه 22 تیر 1391  - 12:57 AM

  نیروهای امنیتی رژیم آل سعود، این هفته در پی سخنرانی آتشین آیت الله شیخ نمر النمر در نماز جمعه "العوامیه" عربستان، وی را ترور کرده و با مجروح کردن او پیکر نیمه جانش را به مکان نامعلومی منتقل کردند.

 
خبرگزاری فارس: شاگرد مکتب خمینی(ره) در عربستان

 

مشرق، شیخ "نمر باقر النمر" ‌روحانی شیعی برجسته عربستانی، در سال 1379 هجری قمری مصادف با 1968 میلادی، در شهر "العوامیه" در استان القطیف در شرق عربستان در خانواده‌ ای اهل علم و دین، به دنیا آمد که از آن علمایی چون "آیت الله شیخ محمد بن ناصر آل نمر" (قدس سره) و خطبای حسینی چون جدش حاج "علی بن ناصر آل نمر" سر بر آورده بودند.

تحصیلات مقدماتی و هجرت برای تحصیل علوم دینی

تحصیلات مقدماتی خود را در همان شهر العوامیه به پایان رساند و در سال 1400 هجری قمری مصادف با 1989 میلادی برای آشنایی نزدیک تر با انقلاب اسلامی ایران و تحصیلات حوزوی ابتدا به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) حضور پیدا کند که در همان سال توسط آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران تأسیس شده بود.

شیخ نمر پس از 10 سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب(ع) برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نویسی کرد و در حضور اساتید و روحانیون عالی قدر به تحصیل پرداخت.

وی دوره کتاب های اصولی از جمله "اصول" المظفر، "رسائل" شیخ انصاری و "کفایة" آخوند خراسانی را گذراند و در علم فقه نیز "اللمعة الدمشقیة" نوشته شهید اول، "جامع المدارک" خوانساری، "مکاسب" شیخ انصاری و "مستمسک العروة الوثقى" سید حکیم و دیگر کتاب های فقهی را مطالعه کرد.

وی در طول مدت تحصیل علوم حوزوی خود در تهران و سوریه در محضر اساتیدی حضور یافت، از جمله:

- بحث خارج نزد آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران

- بحث خارج نزد آیت الله سید عباس مدرسی در سوریه

- بحث خارج نزد آیت الله خاقانی در سوریه

- دروس عالیة نزد علامة شیخ صاحب الصادق در تهران

- درس "لمعة" نزد علامة شیخ وحید افغانی

همچنین اخلاق را نزد آیت الله شیرازی در شهر مقدس قم فراگرفت و به این ترتیب به درجات بسیار بالایی در اجتهاد است دست یافت و اجازه تدریس در مراکز علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد.

وی از جمله معروف‌ترین و شایسته ترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزه های علمیه به شمار می آید که حتی در حوزه های علمیه ایران و سوریه به تدریس کتاب هایی همچون کتاب "اللمعة الدمشقیة" و کتاب "جامع المدارک" و "مستمسک عروة الوثقى" و "الحلقات" شهید سید محمدباقر صدر پرداخته است.

شیخ نمر سال ها اداره حوزه علمیه حضرت قائم(عج) در تهران و سوریه را برعهده داشت و تلاش بسیاری برای توسعه و پیشرفت این مراکز انجام داد.

پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی "الإمام القائم(عج)" را نیز در العوامیه تأسیس کرد که در واقع سنگ بنای "مرکز اسلامی" در سال 1422 هـ قـ./ 2011 میلادی بود.

خصوصیات اخلاقی آیت الله

از جمله خصوصیات اخلاقی وی را باید بلندمنشی و وسواس او در مراعات و حفظ اصول و مبادی و ارزش‌های دینی ملاحظه کرد که بازتاب آن به خوبی در خط مشی فکری و جهادی اش آشکار است.

همچنین شیخ، از دیدی باز و آگاه نسبت به حوادث جاری پیرامون خود چه در عربستان و چه در منطقه برخوردار است و همین موجب شده تا دارای دید تحلیلی دقیقی از جریان امور در عرصه های اجتماعی و سیاسی باشد که یکی از دلایل آن بنا به گفته وی ارتباط عمیق وی با قرآن و اهل بیت علیهم السلام است که همواره روشنگر راه وی در زندگی بوده اند.

فعالیت های سیاسی و بازداشت ها توسط رژیم سعودی

رژیم عربستان سعودی در حالی شیخ نمر باقر النمر را در هفته جاری بازداشت کرد که پیش از این نیز دو بار و طی سال ‌های 2006 و 2008 شیخ را بازداشت کرده بود.

نخستین بازداشت شیخ نمر به می 2006 میلادی بازمی گردد، هنگامی که شیخ به محض بازگشت از سفر کوتاه مدتش به بحرین و پای گذاشتن به خاک عربستان، به دلیل مشارکت در همایشی بین المللی درباره قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.

اتهام شیخ این بود که در این همایش، در عریضه‌‌ای، از رژیم سعودی خواسته بود به "قبرستان بقیع" رسیدگی کرده، مذهب "تشیع" را به رسمیت شناخته و شیوه‌ های آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر داده یا لغو کند؛ همین.

اما بازداشت مجدد شیخ نمر به 23 آگوست 2008 میلادی بازمی‌ گردد که در شهر "القطیف" به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. این بار اتهام شیخ برای بازداشت بنابر ادعای رژیم سعودی درخواست از شیعیان مناطق شرقی عربستان برای آماده شدن جهت دفاع از خود و جامعه خویش بود که رژیم ادعا می‌ کرد، این سخنان نمر به معنی تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی بود.

رژیم سعودی از بیم قیام مردمی و خشم و غضب شیعیان مناطق شرقی عربستان شیخ نمر را 24 ساعت پس از بازداشت آزاد کرد.

این روحانی برجسته عربستانی یک بار دیگر در مارس 2009 در معرض بازداشت قرار گرفت.

دیدگاه‌های نمر در قبال آل سعود

شیخ نمر همواره در خطابه‌ هایش رژیم سعودی را به اعمال "سیاست‌ های تبعیض ‌آمیز طایفه ‌ای سازمان یافته و منظم به ویژه در مناطق شرقی عربستان و به خصوص در دو منطقه "الاحساء" و "القطیف" متهم می کرد که حدود یک قرن است، بر این مناطق حاکمیت دارد.

وی همواره و بارها تأکید داشته که از گفتن کلام حق، بیم و واهمه ای ندارد حتی اگر در این راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شدیدترین شکنجه ها و آزارها و اذیت ها تا سرحد شهادت قرار گیرد.

شیخ نمر توهین به کرامت شهروندان عربستانی به ویژه شهروندان شیعی عربستان که از دید رژیم سعودی شهروندان درجه دو این کشور به شمار می ‌آیند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندی هستند، رد و تاکید می کند که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.

وی بارها در این ارتباط تأکید کرده است که در خط اول رویارویی با ظلم و جور رژیم سعودی قرار می ‌گیرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نمی‌ توان به حقوق مورد نظر خود دست یافت و عدالتی در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نمی‌‌توانند آزاد زندگی کنند.

شیخ نمر در این‌باره در سخنان خود با استناد به خطبه "جهاد" امیرالمؤمنین علی(ع) تأکید دارد که به عدالت جز از طریق جهاد دست نخواهیم یافت و حق جز با از خود گذشتگی و جهاد و شجاعت به دست نخواهد آمد.

وی در خطبه‌های نماز جمعه خود نیز بارها گفته است که شیعیان عربستان، دیگر در برابر توهین ها و تعدی ها و تجاوزات آل سعود سکوت نخواهند کرد و در این باره خطاب به آل سعود گفت که "ما ساکت نمی مانیم که هرآنچه بخواهید برسر ما بیاورید؟ هر آنچه بخواهید انجام دهید و کرامت و شخصیت ما را که با ارزش ترین چیز در زندگی ماست، زیر پا بگذارید".

شیخ نمر همچنین از مطبوعات و رسانه های عربستانی نیز به دلیل وابستگی و تبعیت آنها از رژیم سعودی و تبدیل شدن آنها به بوق تبلیغاتی آل سعود به شدت انتقاد می کند.

وی تصریح می کند که مفتی‌های وهابی، ساخته و پرداخته آل سعود هستند. به گفته شیخ نمر، آل سعود به مفتی‌های وهابی پول می دهند تا با دامن زدن به اختلافات طایفه ای و مذهبی و ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ایجاد تفرقه مذهبی و طایفه ای و قبیله ای به حاکمیت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروت های آن ادامه دهند.

شیخ نمر النمر در یکی از خطبه هایش به خاطر مواضع و دیدگاه های تندش در قبال رژیم سعودی گفت که " می دانم فردا برای بازداشت من به سراغ خواهید آمد. خوش می آیید! این منطق و راه و روش شماست: "بازداشت" و "شکنجه" و "کشتار"؛ ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم. ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم."

وی در قبال سرکوبگری‌های رژیم سعودی و مخالفت این رژیم با برگزاری تظاهرات‌ مسالمت آمیز و تجمع های اعتراض آمیز تأکید می کرد که "همواره به دنبال راه های دیگری برای ادامه اعتراض های خود و احقاق حقوقمان خواهیم بود و تظاهرات، یکی از این راهکارهاست".

این روحانی عربستانی را باید از جمله دشمنان سرسخت "نایف بن عبد العزیز" ولی عهد سابق رژیم سعودی برشمرد که همواره انتقادات شدیدی را به وی وارد می کرد.

وی در یکی از خطابه هایش شاهزاده نایف بن عبدالعزیز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش علیه مردم عربستان به طور اعم و شیعیان به طور اخص، طاغوت و ستمگری خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش او را خواهد سوزاند و کرم ها او را خواهند خورد. او در همین خطبه تأکید کرد که از مرگ نایف خوشحال خواهد شد.

وی همواره در خطبه های نمازجمعه و خطابه هایش نه تنها از آل سعود انتقاد می کند بلکه از منتقدان سرسخت برخی از رژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس از جمله آل خلیفه است.

اکنون سؤال همه ناظران بین المللی و تحلیلگران منطقه ای این است که آیا خون ریخته شده آیت الله نمر النمر، می تواند جرقه ای بر بشکه باروت خشم ملت عربستان از استبداد و ستمگری روزافزون رژیم خونخوار سعودی و پایانی بر تاریخ سیاه حاکمیت وهابیت بر خاستگاه اسلام باشد؟

ادامه مطلب
پنج شنبه 22 تیر 1391  - 12:55 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 68

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6008714
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی