به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

مهرداد همیشه بین ما چند نفر برای این ‌که بچه‌ها را به سمت خانه‌ی خودشان سوق بدهد، پیشتاز بود. خانه‌شان پاتوق دائمی بود. مهرداد تک ‌پسر خانواده و قهرمان وزنه‌برداری بود.

خبرگزاری فارس: ماجرای خواب ماندن در شب عملیات+عکس

 

فارسمسجد جامع ساری، پاتوق بچه‌های جبهه‌ایی بود. وقت نماز که می‌شد، دور هم جمع می‌شدیم. مهرداد بابایی، سیدمجتبی علمدار، حسن سعد و... یک حلقه‌ انس تشکیل می‌دادیم، هر کجا که بود؛ مسجد و جبهه، همیشه با هم بودیم. ظهر روز چهار بهمن 66، نماز را که خواندیم، از مسجد بیرون رفتیم. خانه ما در محله نهضت بود و خانه مهرداد در محله‌ تکیه باقرآباد.

بقيه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
سه شنبه 10 دی 1392  - 7:42 AM

شهید حسین غلام کبیری کسی که لقب اولین شهید فتنه را دارد متولد سال 1370 در شهرری تهران و از بسیجیان فعال است.

خبرگزاری فارس: اولین شهید فتنه ۸۸ کیست؟

 

میلاد ذوالفقاری در وبلاگ شهاب 3 نوشت:

شهید حسین غلام کبیری کسی که لقب اولین شهید فتنه را با خود دارد متولد سال 1370 در شهر ری تهران  و از بسیجیان فعال با  کد بسیجی 35501159 میباشد ، حسین غلام کبیری مانند دیگر شهدا و کشته شدگان فتنه88 گمنام نیست و در محیط های  سایبری و فضای وبلاگ نویسی جمهوری اسلامی  نام او بیشتر از دیگر  شهدا و کشته شدگان فتنه88 به  چشم میخورد اما همین بازتاب ها نیز در شان و منزلت این شهید بزرگوار نیست.

  طبق اخبار واصله،  رسانه ملی نیز در این قضیه کارنامه بسیار ضعیفی دارد  و وبلاگ انسانم آرزوست درباره این مطلب این گونه مینویسد که: به راستی از ماست که بر ماست .وقتی در زمانی که ما باید از حسین غلام کبیری سخن بگوییم ، مرتبا درباره ی ندا مستند می سازیم، نا خود آگاه ندای کو بزرگ کرده و بر یاد حسین گرد غفلت می افشانیم.اگر ما در رسانه ی ملی حسین را نشان داده بودیم،و اگر مظلومیت امثال او ،هیچ کس دل برای اشک و خون تمساح ها نمی سوزاند.اگر صدا و سیما پرده از دود جگر تفتیده ی مادران شهدای فتنه برمی داشت،ما از ترسمان ندا را شما و عزیزم خطاب نمی کردیم. و همان اوایل طوفان فتنه جرات می کردیم بگوییم او نیز یکی از فتنه گران بود که خود را به ثمن بخس فروخت.

از حسین غلام کبیری با عنوان فردی بااخلاق و باایمان مطرح می شود و این را همسایگان و دوستان حسین نیز تایید می کنند که این در مستند "خیابان شهادت" به کارگردانی سید محسن اسلامزاده و محصول گروه مستند سازی دیده بان  که به بررسی زندگی شهید حسین غلام کبیری می پردازد به وضوح دیده می شود، پدر حسین غلام کبیری درباره ویژگی های او اینگونه میگوید : حسین خیلی مهربان بود ، خیلی بچه‌ی ساده، با ایمان و خوبی بود. صبح‌ها می‌رفت مدرسه تا ساعت جهار و ساعت چهار هم می‌رفت پایگاه تا ساعت ده ‌و یازده شب؛ وقتی می‌آمد می‌گفتیم مگر تو درس و مشق نداری؟ می‌گفت خب مدرسه می‌روم پایگاه هم می‌روم، فرقی ندارد با هم. خلاصه حسین در این کارها خیلی فعال بود.

شوق برای شهادت در حسین غلام کبیری موج می زد  و پدر شهید غلام کبیری این گونه از شوق حسین برای شهادت میگفت که : او علاقه زیادی به فیلم های دفاع مقدس داشت و هرگاه این فیلم ها پخش می شد او می نشت و آنها را تماشا می کرد  حسین می گفت که من در اولین جنگ شهید می شوم.... حسین همیشه یک روز قبل از شهادت هر یک از امامان پیراهن مشکی می پوشید و گاهی از اوقات در خیابان راه می رفت و "حسین حسین" می گفت و بر سینه می زد و وقتی ما به او هشدار می دادیم که زشت است و مردم فکر می کنند دیوانه ای او در پاسخ می گفت:من حسینم و عشقم نیز حسین است.

 

 

والدین شهید غلام کبیری

از مادر شهید غلام کبیری اینگونه نقل شده است که: حسین مال ائمه بود، بیمه‌ی ائمه بود‌. حسین در کودکی یک مریضی‌ای گرفت، چهل روزش بود که دکترها جوابش کردند، یعنی تمام بیمارستان گفتند «این نمی‌مونه»، ما برداشتیم در ملحفه پیچیدیم‌اش، آوردیم بیمه‌ی امام زمانش کردیم‌، مریضی‌اش خوب شد، اصلا روز به روز بهتر و خوشگل‌تر شد. دکترها گفته بودند ناراحتی دارد، اصلا نمی‌ماند. 

شهید حسین غلام کبیری در بیست و پنج خرداد ماه سال هشتاد و هشت و در حین ماموریت بسیج در اغتشاشات تهران  در منطقه سعادت آباد به شهادت رسید . نحوه شهادت غلام کبیری توسط یک خودرو بی پلاک پراید صورت گرفت که او را مورد سو قصد قرار داد و شهید غلام کبیری به شدت مجروح شد و بعد از انتقال به بیمارستان به درجه رفیع شهادت نایل گشت. حسن غلام کبیری پدر بزرگوار حسین غلام کبیری لحظه شهادت او را اینگونه نقل می کند که: بیمارستان رفتیم وقتی به او  رسیدیم، یک ساعت بعدش تمام کرد  ...  پهلویش شکسته بود ... دست من را گرفت فشار داد، بلند شد آن‌قدر گریه کرد،  اکسیژن دهانش بود،  سرم دستش بود،  بلند شد نشست دست من را فشار داد، گریه کرد اشک می‌ریخت مثل ابر بهار،  نمی‌دانستم دیدم فقط پاهایش بسته است،  نمی‌دانستم که پهلویش هم شکسته است. گفتند پاهایش شکسته،  گفتم عیبی ندارد،  یکی دو دقیقه کنارش ایستادم گریه کردم،  آمدم بیرون بعد از یک ساعت گفتند که تمام کرد.  حرفی به آن صورت برای من نزد،  چون اکسیژن در دهانش بود حرفی نزد که بگوید چه اتفاقی افتاده است،  کجا رفته،  برای چه رفته؟  بسیجی بود دیگر،  به او ماموریت داده بودند برود سعادت‌آباد،  از این‌جا رفت سعادت‌آباد، آن‌جا شهید شد. 

ماهنامه امتداد اینگونه از شهادت حسین غلام کبیری می گوید که : دکتر گفت: «دیگر دیر شده است. وقتی که بچه زردی می‌گیرد؛ آن هم به این شدت، زود باید جراحی شود ... » دلم شکست. ملحفه پیچیدم و بردمش خانه. گفتم: «یا صاحب‌ الزمان(عج)! این پسر هم‌نام جد بزرگوار شماست، او را بیمة موسی بن جعفر(ع) کرده‌ام ... » خیلی گریه می‌کرد. آرام زدم به پهلویش. برای معاینه که بردیم، گفتند: «همان ضربة کوچک، کار خودش را کرد، دیگر به عمل نیازی نیست » رئیس بیمارستان می‌گفت: « عکسش را بدهید، می‌خواهم این معجزه را به همه نشان بدهم »

 

به هر حال حسین غلام کبیری از شهدای مظلوم  بعد از انقلاب اسلامی می باشد که در راه جمهوریت و سلامیت نظام به شهادت رسید و از یاد نبریم قطعه55/ ردیف24/ شماره2  را برای این روزها که هنوز که هنوز است خون امثال شهدایی مثل غلام کبیری است که سران فتنه را رسوا می کند.

 

ادامه مطلب
سه شنبه 10 دی 1392  - 7:41 AM

یکی از خدمات ارتباطی در نظر گرفته شده برای رزمندگان در جبهه‌ها، که به علت سرعت انتقال پیام به تمام نقاط دور و نزدیک کشور مورد استقبال آنها قرار می‌گرفت، استفاده از تلگراف صلواتی بود.

خبرگزاری فارس: تلگراف صلواتی+عکس

 

وبلاگ سپهر حزب‌الله نوشت: در سال‌های دفاع مقدس ملت ایران و نبرد حماسی رزمندگان ایران اسلامی برای دفاع از اسلام و انقلاب، چند وسیله متفاوت ارتباطی، نقش برقراری ارتباط و تبادل پیام مابین رزمندگان حاضر در مناطق عملیاتی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل و خانواده‌هایشان در اقصی نقاط کشور را بر عهده داشتند.

رزمندگان از طریق نوشتن‌نامه، برقراری تماس تلفنی و ارسال پیام تلگرافی، می‌توانستند با خانواده‌های خود در ارتباط باشند و خبر سلامتی خود را به اطلاع خانواده، آشنایان و دوستان برسانند و از وضعیت خانواده شان نیز  کسب اطلاع کنند.

برای نوشتن نامه‌های رزمندگان، پاکت‌هایی ویژه  طراحی شده بود که روی پاکت محل درج نشانی فرستنده و گیرنده قرار داشت و قسمت پشت پاکت، برای نوشتن متن نامه در نظر گرفته شده بود و این پاکت‌های نامه که مزین به طرح‌ها، شعارها و تصاویر زیبای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بود به صورت رایگان در میان رزمندگان در پادگان‌ها، اردوگاه‌ها و مناطق عملیاتی، توزیع می‌شد و نیازی به الصاق تمبر برای رسیدن به مقصد نیز نداشت.

پست‌های صلواتی در نقاط مختلف جبهه‌ها، نامه‌های رزمندگان را جمع آوری و تحویل اداره پست شهرهای مختلف کشور می‌دادند و حدوداً 2 هفته طول می‌کشید تا نامه‌ها به دست خانواده‌ها برسد.

استفاده از تماس تلفنی برای رزمندگان‌، در مخابرات شهرها و پادگان‌ها مقدور بود و آنها هر وقت که از مناطق عملیاتی برای مرخصی به شهرها می‌رفتند، به علت کمبود امکانات مخابراتی و تعداد زیاد رزمندگان منتظر در صف برای مکالمه، تنها می‌توانستند دقایقی با خانواده‌هایشان از طریق تلفن صحبت کنند.

یکی از خدمات ارتباطی در نظر گرفته شده برای رزمندگان در جبهه‌ها، که به علت سرعت  انتقال پیام به تمام نقاط دور و نزدیک کشور، مورد استقبال آنها  قرار می‌گرفت، استفاده از تلگراف صلواتی بود.

تصویر زیر یک نمونه از برگه‌های تلگراف صلواتی در دوران دفاع مقدس ملت ایران است که یکی از رزمندگان ایران اسلامی، از میان مجموعه یادگاری‌های خود از سال‌های مقاومت و ایثار، انتخاب و در اختیار وبلاگ سپهر حزب الله قرار داده است، تا برای یاد آوری خاطرات آن دوران به یاد ماندنی، برای مخاطبین محترم فضای مجازی به نمایش گذاشته شود:

 

 

برگه‌های درج پیام در قالب تلگراف‌های صلواتی در هنگام نبرد‌های رزمندگان در ایام عملیات، میان آنها توزیع می‌شد و می‌توانستند با نوشتن چند کلمه و جملاتی کوتاه، آخرین وضعیت خود را برای خانوده‌شان بیان کنند و این پیام‌ها در مدت زمان بسیار کوتاهی در فاصله چند روز به دست خانواده رزمنده می‌رسید.

 

متن این تلگراف‌ها بیشتر شامل خبر سلامتی رزمنده‌ها بعد از انجام عملیات، برای خانواده‌هایشان بود، هر چند در آن روزهای حماسه  و مقاومت، رزمندگان به جای اینکه بخواهند از این فرصت کوتاه چند کلمه‌ای استفاده و پیام سلامتی خود را به خانواده برسانند، بیشتر از آن برای وصیت و سفارش پیرامون  امام، انقلاب و اسلام، خطاب به خانواده، دوستان و آشنایان بهره می‌گرفتند.

 

ادامه مطلب
سه شنبه 10 دی 1392  - 7:33 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 146

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5973706
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی