بقيه در ادامه
*شما در زمان پذيرش قطعنامه 598 چه مسئوليتي داشتيد؟
-بنده در زمان تصويب قطعنامه 598 معاونت بينالملل وزارت امور خارجه را به عهده داشتم و مسئول مذاكرات مربوط به قطعنامه بودم البته تيمي از كارشناسان خبره ديپلماسي نظام با من در اين زمينه همكاري داشتند.
*روند تصويب قطعنامه 598 را توضيح بفرماييد؟
- اجمالاً داستان قطعنامه به دو امر بر ميگردد، يكي اين كه رژيم صدام با همكاري دولتهاي مختلف، آغازگر جنگ و متجاوز به ايران بود كه نكته جالب اين بود كه پرچم صلح را هم به دست داشت يعني ضمن اينكه متجاوز بود دائماً مدعي آتشبس بودند و بعد از اين كه شكستهاي اوليه را در خرمشهر و فاو و در بالاي كردستان ديدند مرتباً پرچم صلح را به دست ميگرفتند.
كشورهايي درصدد بودند كه صدام را نجات بدهند مثل شوروي سابق و امريكا و كشورهاي غربي تصميم به تحت فشار گذاشتن ايران گرفتند تا ديگر نتوانيم جنگ را ادامه دهيم، چون شانسي ديگر براي توفيق صدام نبود. كشورهاي پشتيبان رژيم صدام تصميم داشتند قطعنامهاي را در شوراي امنيت تصويب كنند و ايران را به عنوان كسي كه به تقاضاي صلح پاسخ مثبت نميدهد و جنگ افروز است، محكوم كنند و پس از آن برنامه داشتند كه با ايران به طور مستقيم وارد درگيري بشوند البته آنها درگيري را در منطقه خليج فارس با حمايتهاي مختلف از صدام، لجستيك و عملي شروع كرده بودند.
دولتي مثل فرانسه هواپيماي جنگي سوپراتاندارد را با موشكهاي لجستيك به صدام كرايه داده بود تا به كشتيها و شهرهاي ما بزند و بهطور طبيعي است كه در جنگ ورود كرده بود. امريكاييها حتي به شكل لجستيك هم كمك ميكردند و سلاح شيميايي ميزدند تا رسيد به آنجايي كه هواپيماي مسافربري ما را هم زدند. خلاصه كلام اين كه كشورهاي حامي رژيم صدام به دنبال يك قطعنامهاي بودند كه صرفاً مجوزي باشد براي حمله مستقيم خودشان به ايران و بتوانند عليه ايران وارد درگيري بشوند چون ميدانستند كه ديگر از صدام كاري بر نميآيد.
مبني بر نظر مبارك حضرت امام(ره) ما نبايد ميگذاشتيم كه پرچم صلح، دست عراق باشد چون در واقع ما قرباني تجاوز هستيم و پرچم صلح را ما بايد در دست داشته باشيم.
نكته ديگري كه نظر حضرت امام(ره) بود، اين كه بايد متجاوز در اين جنگ مشخص بشود، اين مسئله در نظر حضرت امام خميني(ره) حتي از مسئله غرامت جنگي هم بالاتر بود يعني بايد در تاريخ ثبت بشود كه اين جنگ را صدام شروع كرد و متجاوز صدام بود و با توجه به اين جهات، ايده قطعنامه كه عليه ايران بود به يك ايدهاي با فعاليت ايران تغيير مسير داد و اين بود كه ما اگر كميتهاي را ميديديم كه در سازمان ملل تشكيل ميشد و مسئوليت جنگ را مشخص ميكند ما ميتوانستيم با آتش بس موافقت كنيم و اين چيزي بود كه امريكا و شوروي سابق هرگز انتظارش را نداشتند و به نحوي غافلگيرشان كرد.
به هر صورت اين ايده كه مورد تأييد حضرت امام(ره) بود بعد از مباحث خيلي زيادي كه در سازمان ملل كه در حدود بيش از دوهزار صفحه مذاكرات ايران و سازمان ملل انجام شد نتيجه طوري رغم خورد كه قطعنامه تصويب شد. البته زمان پذيرش قطعنامه هم مهم بود آن زماني كه نظر مبارك حضرت امام(ره) بود آن زمان كمي جلوتر از اين بود كه اتفاق افتاد يعني ما فاو را داشتيم و بخشهايي را از شمال كردستان عراق را هم داشتيم، منتها دولت آن زمان و برخي از عناصر نظامي پيشنهاد كرده بودند كه ما كمي ادامه بدهيم و توان داشتن كارتهاي برنده ديگري را هم داريم. البته امام(ره) به اين نظر كارشناسي آن برادران، ضمن اينكه اعتقاد نداشتند، ولي قبول كردند و اين روش حضرت امام(ره) بود كه به نظرات كارشناسي توجه وافر داشتند.
به هر صورت ما قطعنامه را در همان زمان كه پذيرفتيم عملاً جنگ با پيروزي جمهوري اسلامي ايران به پايان رسيد چون پيروزي ايران معنايش اين است كه رژيم بعث صدام هيچ دستاوردي را نداشت و ضمناً سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز مشخص كرد و يكي از دلايل شكست صدام اين است كه صدام به كويت حمله كرد و كويت را گرفت كه بگويد اگر من در ايران نتوانستم موفق باشم در كويت ميتوانم پيروزي را به دست بياورم و اين استيصال حكومت صدام بود. خداوند متعال به پاسداري از خونهاي پاك شهيداني كه به دست اين رژيم ددمنش ريخته شد روزگاري تلخي را براي صدام رقم زد و در نهايت ذلت، صدام به دار مجازات آويخته شد.
*به نظر حضرتعالي بازتاب پذيرش قطعنامه 598، چه در بعد داخلي و چه بعد بينالمللي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
-در سطح بينالمللي اين يك پيروزي بزرگ براي ايران بود چون جلوي صدور يك مجوز براي تهاجمات عملي امريكا و برخي از كشورها را براي ايران گرفت و آنها در واقع نميخواستند اتفاق بيفتد. معاون دبير كل وقت سازمان ملل كتابي نوشته بود كه در آن كتاب آورده بود كه امريكاييها تهديدش ميكردند كه چرا آنقدر تلاش ميكنيد كه ايران قطعنامه را بپذيرد و ما (امريكا) دوست نداريم كه اين قطعنامه مورد قبول ايران قرار بگيرد و ميخواهيم ايران آن را نپذيرد تا بتوانيم يك مستمسكي را داشته باشيم تا به ايران حمله كنيم. به نظر من از لحاظ بينالمللي اين توفيق براي ايران بود كه پرچم صلح را از دست صدام گرفت و صدام به عنوان متجاوز شناخته شد و سازمان ملل عراق را به عنوان متجاوز اعلام كرد.
در داخل البته نظرات مختلفي وجود داشت. حضرت امام(ره) به نحوي با تلخي اين قطعنامه را پذيرفتند و تلخي اين پذيرش به خاطر حوادثي بود كه در جبههها اتفاق افتاده بود و در اين حوادث دولت آقاي ميرحسين موسوي نقش منفي بسيار چشمگيري داشتند يعني آقاي موسوي براي اين كه مجدداً در پست نخست وزيري بماند دست به يك تحركاتي زد و اين تحركات در جبههها آثار بسيار منفي از خودش باقي گذاشت. رزمندگان ما از تحركاتي كه در جبهه اتفاق افتاده بود راضي نبودند و معتقد بودند كه بايد دستاوردهاي بيشتري براي جنگ داشته باشيم كه البته اين تا حدي ميتوانست معقول باشد منتها آنچه كه خداوند متعال مشيت ميكند آن انجام ميگيرد و دست كسي نيست و عاقبت امور، پيروزي قاطع جمهوري اسلامي در اين جنگ تحميلي بود.
*با توجه به موضعگيريها و سخنان حضرت امام(ره)در مورد جنگ كه ميفرمودند «جنگ جنگ تا رفع فتنه» از عالم و سخنان ايشان در مورد ادامه جنگ، چند روز قبل از پذيرش قطعنامه 598 را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
-جنگ جنگ تا رفع فتنه اتفاق افتاد. يعني رزمندگان ما نبرد را تا لحظهاي پيش بردند كه از آن به بعد آغاز رفع فتنه بود يعني وقتي كه آتش درگيري رژيم بعث با ما فروكش كرد اين آغاز نهايت كار صدام بود همانطوري كه گفتم اگر صدام دستاوردي را در اين جنگ داشت به كويت حمله نميكرد و چون هيچ گونه پيروزي را به دست نياورده بود به كويت حمله كرد كه اين آغاز بسيار مهمي براي پايان اين فتنه بود. حضرت امام خميني(ره) اين را اتفاقاً قبل از رحلتشان پيش بيني كرده بودند يعني قبل از حمله عراق به كويت، سفير ما در كويت كه به ايران آمده بود خدمت حضرت امام(ره) رسيد و گفت كه من دارم برميگردم به كويت، به امير كويت چه بگويم، حضرت امام(ره) فرمودند به ايشان سلام برسانيد و بگوييد اين همه كمكي كه شما به رژيم صدام كرديد بدانيد روزي كه جنگ متوقف ميشود و صدام هيچ گونه دستاوردي را ندارد حتماً به شما حمله خواهد كرد كه نشان بدهد در جاي ديگري به پيروزي رسيده است.
*به چه ميزان به بندهاي قطعنامه 598 عمل شده است؟
-برخي از بندهاي قطعنامه 598 مانند آتش بس و بازگشت به مرزها و تعيين متجاوز كامل انجام شد و برخي از بندهايش مثل اينكه كسي كه متجاوز است مسئوليت تجاوز را بر عهده داشته باشد اصلاً انجام نشد. بندهايي كه مربوط است به امنيت خليج فارس كه بند بسيار مهمي است كه تمام كشورهاي خليج فارس بايد در يك امنيت دسته جمعي در آن وارد بشوند اين هم انجام نشد و لذا بندهايي از قطعنامه 598 انجام گرفت و بندهايي از آن انجام نگرفت.
*حضرتعالي زماني كه خبر پذيرش قطعنامه 598 را شنيديد در كجا بوديد و چه احساسي پيدا كرديد؟
-من در تهران بودم و حضرت امام(ره) دستور دادند جلسهاي تشكيل شد و بنده و آقاي مهدوي كني و رئيس جمهور و رؤساي قوا و ديگر مسئولين همه در آن جلسه شركت داشتند و مرحوم حاج احمد آقا نامه حضرت امام(ره) را آوردند و براي مسئولين عمده كشور آن نامه را خواندند و در آن نامه حضرت امام(ره) گلايههايي را داشتند. از دولت آقاي مير حسين موسوي و گلايههايي را از بخشهايي از نيروهايي كه كار نظامي ميكردند و در عين حال نظر خودشان را در مورد پذيرش قطعنامه 598 بيان كرده بودند و نامه حضرت امام(ره) يك سند تاريخي بسيار مهمي بود كه حكايت از تيز هوشي، شجاعت، منش و روش حضرت امام(ره) در اداره مملكت را داشت. انصافاً امام(ره) وجودش رحمت بود و در اين 10 سالي كه ايشان رهبري نظام را برعهده داشت يك مدرسهاي براي همه ما بود. ما نسلي هستيم كه اين كارآموزي سياسي را در زمان حضرت امام(ره) انجام داديم.
*به نظر حضرتعالي جنگ را بايد از طريق ديپلماسي و پاي ميز مذاكره به سرانجام رساند؟
-البته اين مخلوط كردن دو موضوع است؛ يكي اين كه ديپلماسي هميشه بايد به عنوان مهد توان ملي باشد چه در جنگ و چه در صلح فرقي ندارد. حتي در زمان جنگ هم ديپلماسي بايد بتواند دستاوردهايي كه رزمندگان ما در جبههها به دست ميآورند آن نتايج را نگهداري كند و در سطح بينالمللي و سياسي ترجمه كند. بنده معتقدم ديپلماسي كه پشتوانهاي در سطح ملي نداشته باشد ديپلماسي حرافي است و خاصيتي ندارد، توان ديپلماسي ما در زمان جنگ به علت توان رزمندگان ما بوده است.
البته جنگها در دنيا به انواع مختلفي ختم ميشود. بعضيها با تسليم دشمن و بعضي با عقبنشيني دشمن و بعضي با خاتمه جنگ. اين جنگي كه ما در آن قرار گرفتيم بعد از شكستها و ضربات سنگيني كه رزمندگان ما برپيكر متجاوز وارد كردند دشمن مجبور به قبول آتش بس شد. نكته مهم اين است كه صدام هرگز نميخواست كه به اين صورت آتش بس را بپذيرد. صدام ميخواست خوزستان را داشته باشد و شمال ايران را داشته باشد. وعده داده بود كه تا تهران ميآيم ولي همين صدام بدون هيچ دستاوردي و با حدود هشتاد ميليارد دلار قرض و حدود يك ميليون كشته و مجروح و خرابيهاي فراوان، مجبور شد كه قطعنامه را بپذيرد و اين در واقع آغاز انجام كار صدام بود.