شيخ راغب حرب به منظور
خاموش كردن فريادهاي آزادي خواهانه مردم جنوب ابتدا او را بازداشت كردند.
اما مردم جنوب تظاهرات و اعتصابات گستردهاي به راه انداختند.
اسرائيليها احساس كردند اگر اسارت شيخ راغب حرب ادامه پيدا كند، امكان
دارد به يك قيام همگاني تبديل شود.

گفت و گو با
پژوهشگران و تحليلگران مسايل راهبردي خاورميانه درباره ابعاد مبارزات
خستگي ناپذير بسياري از شخصيتهاي سياسي و رهبران جنبشهاي آزاديبخش
ملي و اسلامي كه نقش ارزندهاي در سازندگي و شكلدهي جوامع انساني دارند،
رنگ و طعم خاصي دارد. به ويژه اينكه اين تحليلگران در مناطق بحراني زندگي
ميكنند و از اوضاع و تحولات اين مناطق شناخت كافي دارند. دكتر مسعود اسد
اللهي يكي از اين تحليلگران است كه در گفت و گو با شاهد ياران
دستاوردهاي مجاهدتهاي شيخ الشهداي مقاومت اسلامي لبنان شيخ راغب حرب را
بازگو كرده است.
بقيه در ادامه
*سوال: پرسش نخست را از چگونگي آغاز مبارزات شهيد شيخ راغب حرب در جنوب لبنان آغاز ميكنيم...
* اسد اللهي: در خصوص شهيد شيخ راغب حرب ميتوان گفت كه او يكي از روحانيون شجاع و مبارز جنوب لبنان و از روحانيون سرشناس روستاي جبشيت در شهرستان نبطيه بود. زماني كه اسرائيل در سال 1982 به جنوب لبنان حمله كرد، ايشان در كنفرانس مستضعفان كه در نيمه شعبان سال 1360 در تهران برگزار گرديد حضور داشت. شيخ راغب حرب پس از پايان اين كنفرانس بيدرنگ به لبنان بازگشت و خود را به منطقه جنوب كه در اشغال اسرائيليها قرار داشت رساند، و از همان روز مبارزه و پيكار بر ضد اسرائيل را آغاز كرد.
شهيد راغب حرب براي آغاز مبارزه و پيكار با صهيونيستهاي اشغالگر، ابتدا با يك مشكل عمده مواجه شد. اين مشكل عمده از اين قرار است كه شيعيان جنوب لبنان به علت رفتار نامطلوب و ناپسند برخي گروههاي مسلح فلسطيني، در مدت حضورشان در جنوب لبنان، با ديد منفي به اين گروهها نگاه ميكردند، و زماني كه ارتش اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد و آن را به اشغال درآورد، مردم احساس خرسندي كردند. احساس كردند از شر گروههاي مسلح و شبه نظاميان فلسطيني راحت شدهاند.
در چنين شرايطي لازم بود يك كار فرهنگي گستردهاي صورت گيرد تا مردم نسبت به خطر دراز مدت اشغالگران صهيونيست آگاه شوند. لازم بود اين ذهنيت در افكار شيعيان جنوب القا شود كه اسرائيليها بدتر از گروههاي مسلح فلسطيني هستند. ميبايست به آنها فهمانده ميشد كه اسرائيليها به كمك شيعيان نيامدهاند. گسترش اين آگاهي به تلاش و زمان نياز داشت. اولين تلاش شيخ راغب حرب اين بود كه مردم را نسبت به خطر اسرائيليها آگاه كند. تلاش كرد اين آگاهي را به مردم لبنان منتقل كند كه اسرائيل همانگونه كه امام موسي صدر گفته است "شر مطلق است " و هيچ انتظار كار خيري از او نيست. بنابراين با محافل مذهبي و اجتماعي و فرهنگي جنوب لبنان ارتباطات گسترده برقرار كرد و در مناسبات گوناگون به ايراد سخنراني پرداخت. همه اين تلاشها از چشم اسرائيليها پنهان نبود.
*سوال:انگيزه مهاجرت شيخ راغب حرب به نجف اشرف چه بوده است؟
* اسد اللهي:به نظر ميرسد عوامل محرك مهاجرت شيخ راغب حرب به حوزه علميه نجف متعدد باشند، ولي تنها انگيزه او فراگيري علوم ديني و فقهي بوده است. او تصميم نداشت تحصيل را تا نهايت ادامه دهد و مجتهد شود، و به احتمال زياد از كار و فعاليت مورد نظرش و نيز از خدمت به مردم و انجام امور آنها باز بماند. دوستانش و همكلاسي او نيز شور و شوق لازم را براي ادامه درس حوزه علميه در او نيافتند. شيخ بيشتر به شركت در گردهماييها و سمينارها و رسيدگي به امور مردم و هدايت و روشنگري جامعه بيش از تمايل به تحصيلات علمي گرايش داشت. به همين خاطر ضمن حضور در كلاس هاي درس، در ميدان فعاليتهاي سياسي نيز حضور داشت. گويي دوست داشت مراحل درسي را سريعتر به پايان برساند تا ابزار كار مورد نظر خود را به دست آورد و براي كار و فعاليت به جبشيت باز گردد. گرايش شيخ به حضور در حوزه پيكار و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي در نحوه زندگي و رفتار و برخورد با دوستانش كاملاً نمايان بود.
او نه فقط با طلبههاي لبناني بلكه با طلاب عراقي نيز دوست شد ولي رابطه او با طلبههاي ايراني به علت مشكل ناآشنايي با زبان فارسي محدود بود. اما وقتي به فعاليتهاي سياسي امام خميني (ره) شناخت پيدا كرد با آن همگام شد. در آن برهه امام به مناسبت جشنهاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي مقالهاي تحت عنوان تضادهاي سياسي بين اسلام و نظام پادشاهي منتشر كرد كه يك نسخه آن به دست شيخ راغب حرب رسيد. او پس از مطالعه اين مقاله آن را براي برادرانش در روستاي جبشيت فرستاد، تا آنان نيز با ديدگاههاي امام آشنا شوند. شيخ سپس چند نسخه از كتاب حكومت اسلامي را به جبشيت فرستاد. البته اينها نشاندهنده ميزان توجه شهيد به پيوند علوم اسلامي با فعاليتهاي سياسي و اجتماعي است.
شيخ در آن مرحله موضع خاصي به انقلاب اسلامي ايران نداشت. بيشتر طلبههاي غير ايراني حوزه علميه نجف شناختي از مبارزات امام خميني نداشتند. امام را يك روحاني و مرجع تقليد ميشناختند. مشكل زبان مانع ارتباط طلبههاي عرب با برادران ايراني ميشد. ولي توجه شهيد شيخ راغب حرب به سخنرانيهاي امام خميني كه توسط بيت ايشان به زبان عربي ترجمه ميشد، نشان دهنده دورانديشي و رشنفكري و ديدگاههاي اسلامي او بود. برخي از دوستانش از آشنايي و ارتباط شهيد با برخي طلاب با گرايشهاي روشنفكر مآبانه ابراز نگراني ميكردند، ولي با جرأت ميكوشيد ديدگاههاي خود را به مخالفان بقبولاند و آنان نيز ديدگاههاي او را درك نمايند. اين روحيه خاص شهيد كه سعي داشت علم را با عمل آميخته كند، در روابط ايشان با شهيد صدر به خوبي نمايان شد.
با وجودي كه شهيد حرب در اوائل دهه هفتم از قرن بيستم در سطحي نبود كه بخواهد در محضر دروس عالي شهيد صدر حضور يابد و آنها را درك كند ولي همه روزه به دفتر كار شهيد صدر رفت و آمد مي كرد كه معمولاً آن شهيد براي ديدار از مردم و پاسخ به پرسشهاي آنان در آن حضور مييافت و مردم از همه جاي عراق و حتي از خارج براي دريافت پاسخ به پرسششان به آنجا ميآمدند.
شيخ الشهداي مقاومت اسلامي لبنان در بيشتر روزهاي هفته در دفتر شهيد صدر مينشست تا با مسائل و مشكلات مردم آشنا شود. در آن وقت اكثر طلاب علوم ديني به اهميت چنين مسئلهاي يعني آميختگي ميان علم و عمل و زندگي و حضور پي نبرده بودند. اين طلبهها در چنين جاهايي حضور پيدا نميكردند مگر در وقتهاي محدود از هفته يا در مناسبتهاي مختلف. اما شهيد شيخ راغب در زمان اقامت در نجف تلاشهاي خود را در راه خدمت به امور اسلامي جامعه لبنان معطوف داشت و با چند تن از دوستانش در شهر نبطيه در ارتباط بود و حضور او در نجف باعث نميشد كه اين روابط تضعيف يا قطع شود. بلكه خود را بخش جدا ناپذير از آنها ميدانست و يكي از مهمترين كارهاي او تهيه و جمعآوري كتب اسلامي و ارسال آنها به جبشيت به منظور ايجاد كتابخانه در آنجا بود. او اين كتابها را در صندوقهاي مخصوص ميگذاشت و توسط زائران لبناني به لبنان ارسال ميكرد.
*سوال:آيا تلاشهاي شهيد شيخ راغب حرب خود جوش و ابتكار شخصي او بود يا با هماهنگي هستههاي مقاومت صورت ميپذيرفت؟
* اسد اللهي:خير... شيخ راغب حرب تنها نبود، او با هماهنگي و همفكري ساير فعالان و روحانيون مبارز لبنان مبارزه ميكرد. به موازات اين تلاشها، در بحث مقاومت نيز تأثيرگذار بود و در زمينه شكلگيري هستههاي اوليه مقاومت اسلامي نقش فعال داشت. جوانان فعال و مستعد و فداكار جنوب را شناسايي و به منطقه بقاع اعزام ميكرد تا به هستههاي اوليه مقاومت بپيوندند.
شيخ الشهداي مقاومت اسلامي در دو محور موازي عمل ميكرد، يكي كار فرهنگي و ديگري كار جهادي بود. ولي نظاميان صهيونيست و مزدوران محليشان تلاشهاي شيخ راغب حرب را زير نظر داشتند، و به منظور خاموش كردن فريادهاي آزادي خواهانه مردم جنوب ابتدا او را در اسفند سال 1361 بازداشت كردند. اما مردم جنوب در واكنش به دستگيري اين روحاني مبارز تظاهرات و اعتصابات گستردهاي به راه انداختند. اسرائيليها احساس كردند اگر اسارت شيخ راغب حرب ادامه پيدا كند، امكان دارد به يك قيام همگاني تبديل شود، به همين دليل چند ماه بعد ناچار شدند او را آزاد كنند. شيخ راغب حرب پس از آزادي نيز به مبارزات خستگي ناپذير ادامه داد تا اين كه اسرائيليها احساس كردند كه وجود راغب حرب قابل تحمل نيست.
اسرائيليها كه پيامدهاي دستگيري شيخ راغب حرب را از قبل ملاحظه كرده بودند، سعي كردند او را در يك اقدام تروريستي توسط مزدوران محليشان از صحنه حذف كنند، تا مردم واكنش تندي به اسرائيليها نشان ندهند، بنابراين شيخ راغب حرب را در بهمن ماه 1362 به شهادت رساندند. شايد حضور ايشان به عنوان يك شخصيت در مقاومت اسلامي يك سال و شش ماه طول نكشيد. اما شيخ راغب حرب در اين 18 ماه در زمينه گسترش آگاهي شيعيان جنوب لبنان و تشكيل هستههاي مقاومت بسيار تأثيرگذار بود.
*سوال:در زمان حمله اسرائيل به جنوب لبنان حزب الله وجود واقعي نداشت، اما برخي سازمانهاي مردمي و تشكيلات سياسي و شبه نظامي همچون جنبش امل در جنوب لبنان حضور داشتند، شيخ راغب با چه پشتوانهاي مبارزه را آغاز كرد؟ آيا جنبش امل از او حمايت ميكرد؟
* اسد اللهي:شيخ راغب حرب از نظر سازماني هيچ ارتباطي با جنبش امل نداشت. پيش از تشكيل حزب الله، چند گروه و تشكيلات كوچك در لبنان فعاليت ميكردند. جنبش امل از بزرگترين تشكيلات منظم آن مرحله لبنان بود كه توسط امام موسي صدر بنيانگذاري شده بود. در درجه دوم حزب الدعوه فعاليت داشت. اين حزب در اصل توسط شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر در عراق تأسيس شده بود، و يك شاخه آن در لبنان فعاليت داشت. برخي شخصيتهاي عمده لبناني در آن عضويت داشتند. در كنار اين دو جنبش، انجمنهاي دانشجويان مسلمان حضور داشتند كه به فعاليتهاي سياسي و فرهنگي ميپرداختند. ارتباط تشكيلاتي با جنبش امل نداشتند. تنها ارتباطشان با انقلاب اسلامي ايران بود. به موازات جنبشهاي ياد شده، كميتههايي در مساجد و حسينيههاي شهرهاي شيعه نشين لبنان ايجاد شده بود كه كميتههاي حمايت از انقلاب اسلامي نام داشت. اين كميتهها در دوران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي تأسيس شده بود، تا از نظر تبليغاتي و فرهنگي و مطبوعاتي از تظاهرات و اعتصابات مردم مسلمان ايران بر ضد رژيم شاه پشتيباني به عمل آورند. آقاي شيخ راغب حرب نيز در يكي از اين كميتهها فعاليت داشت.
در حقيقت شيخ راغب حرب مستقل عمل ميكرد و هيچ ارتباط سازماني و تشكيلاتي با گروهها و جنبشهاي شيعي لبنان نداشته و پس از پيروزي انقلاب، با مقامهاي جمهوري اسلامي ايران ارتباط برقرار كرد و در راستاي اهداف و رهنمودهاي امام خميني گام برداشت. او به صورت خودجوش و انفرادي در منطقه جنوب لبنان مبارزه ميكرد. پيروزي انقلاب اسلامي باعث شد كه شيخ راغب به جريان انقلاب اسلامي در كشورهاي عربي وصل شود، و پس از تشكيل جنبش مقاومت اسلامي به حزب الله پيوست.
*سوال:روحانيون لبنان همچون سيد محمد حسين فضل الله و شيخ محمد مهدي شمس الدين و يا مجلس اعلاي شيعيان تا چه اندازه از مبارزات شيخ راغب حرب پشتيباني مي كردند؟
* اسد اللهي: متأسفانه در آن زمان شيعيان لبنان دچار شكاف و دودستگي بودند. قبل از پيدايش حزب الله ميان برخي روحانيون و علماي لبنان اختلاف وجود داشت. مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين به عنوان نايب رئيس مجلس اعلاي شيعيان لبنان، ارتباط خوبي با علامه سيد محمد حسين فضل الله نداشت. شايد به اين دليل باشد كه آقاي فضل الله ديدگاههاي فقهي اسلامي خاصي داشت. در اواخر دهه هفتم از قرن بيستم، صدام بدون اين كه متوجه باشد با اخراج طلبههاي لبناني از حوزه علميه نجف اشرف، در واقع يك تأثير بسزايي بر سير تحولات سياسي لبنان گذاشت. اين طلبهها كه ميان آنها آقايان سيد عباس موسوي، سيد حسن نصرالله، شيخ صبحي طفيلي و ديگران حضور داشتند، از عراق اخراج شدند، و به كشورشان بازگشتند، شيخ راغب حرب نيز يكي از طلبههايي بود كه از عراق اخراج شد. آقاي شمس الدين به عنوان نايب رئيس مجلس اعلاي شيعيان توان جذب اين طلبههاي اخراجي را نداشت. برخي از اين افراد به مجموعه فضل الله پيوستند و برخيشان به عنوان روحاني مستقل و در ارتباط با انقلاب اسلامي ايران فعاليت كردند، كه شيخ راغب حرب نيز از جمله آنان بود. اين روحانيون مستقل هيچ ارتباطي با علامه فضل الله و شيخ شمس الدين نداشتند. پس از اين كه مقاومت اسلامي شكل گرفت، آقاي فضل الله به شدت از مقاومت اسلامي پشتيباني كرد. تا جايي كه غربيها تا مدتها پيش گمان ميكردند كه آقاي فضل الله رهبر معنوي حزب الله ميباشد. اين نشان ميدهد كه روابط علامه فضل الله با روحانيون مبارز و جنبش مقاومت بسيار نزديك بود.
*سوال:آيا شيخ راغب حرب در هسته اوليه آن دسته از روحانيون كه حزب الله را تشكيل دادند حضور داشت؟
* اسد اللهي: خير.. افراد آن هسته در منطقه بقاع مستقر بودند، و شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فعاليت ميكرد و امكان رفت و آمد به بقاع را نداشت. اصولاً، آن زمان ارتباط جنوب با بقاع بر اثر وجود اشغالگران صهيونيست به كلي قطع بود. بنابراين امكان حضور ايشان در شوراي رهبري حزب الله وجود نداشت، ولي اگر بخواهيم از بنيانگذاران مقاومت نام ببريم، بايد گفت كه شهيد شيخ راغب حرب يكي از بنيانگذاران هسته هاي اوليه مقاومت ضد صهيونيستي در جنوب لبنان بود.
*سوال:الگوهاي فعاليت و مبارزات شيخ راغب پيش از تاسيس حزب الله كدام بودند؟
* اسد اللهي:حوزه فعاليتهاي شهيد شيخ راغب حرب در شهرستان نبطيه بخشي از صحنه جهاد و فعاليت اسلامي در لبنان را تشكيل ميداد. او سعي داشت همچون بسياري از انقلابيون كشورهاي جهان اسلام كه شكل نويني از پيكار اسلامي در آنها آغاز شده بوده فعاليتهاي مبارزاتي خود را به شكل نوين تنظيم كند. به ويژه اين كه در دوران جواني به موازات آغاز انقلاب اسلامي در ايران، نشانههاي نهضت فراگير در جهان اسلام نيز نمايان شده بود. در عراق در آغاز دهه ششم از قرن بيستم ميلادي جنبش اسلامي تازه تأسيس شده بود. پرچمداران اين مبارزه شخصيتهاي علمي و فرهنگي همچون شهيد آيت الله سيد باقر صدر، شيخ اسد حيدر، شيخ مرتضي آل ياسين، شيخ محمد امين زين الدين، شيخ محمد مهدي شمس الدين، شيخ محمد رضا مظفر، سيد محمد تقي حكيم و سيد محمد حسين فضل الله بودند. اين افراد خطر تهاجم فرهنگ و مدرنيسم غربي را شناخته و در برابر آن ايستادگي كردند. برخي به تشكيل حزب الدعوه اسلامي روي آوردند. اين گروهها خواه در چارچوب سازماني يا خارج از چارچوب تشكيلاتي نقش مهم و فعالي در زمينه گسترش فكر و پيكار اسلامي ايفا كردند.
*سوال:پيش از پيدايش حزب الله، يك سري عمليات مسلحانه ضد صهيونيستي در منطقه نبطيه روي داد، آيا شيخ راغب حرب در رهنمون سازي اين عمليات نقش داشته است؟
* اسد اللهي:به طور قطع شيخ راغب حرب حلقه ارتباطي ميان مردم و هستههاي مقاومت را تشكيل ميداد. اگر فعاليتهاي روشنگرانه و آگاهي بخش ايشان نبود، امكان نداشت چنين عمليات مسلحانهاي انجام گيرد. راغب حرب نقش هماهنگ كننده ميان جوانان مقاومت را ايفا كرد. اگر حضور محوري ايشان در منطقه نبطيه در جنوب لبنان در كار نبود، امكان نداشت هستههاي مقاومت شكل گيرد و به رهبري اصلي مقاومت مستقر در بقاع وصل شود.
*سوال:علت اين كه عامل ترور شيخ راغب حرب تاكنون شناسايي و دستگير نشده چيست؟
* اسد اللهي: اصولاً ترورهايي كه توسط اسرائيل انجام ميشده به گونهاي بوده كه شما هيچ وقت نميتوانستيد عاملان ترور را شناسايي كنيد. اسرائيليها در طول تاريخشان هيچ وقت مسئوليت اين ترورها را بر عهده نميگيرند. مگر اين كه به صورت رسمي و آشكار وارد عمل شوند، و براي مردم مشخص شود كه اين ترور توسط اسرائيلي ها انجام گرفته است. هر گاه يك ترور به صورت بمب گذاري انجام شود، امكان دارد شما هيچ فردي را در صحنه ترور مشاهده نكنيد. اگر هم تاكنون افرادي شناسايي و دستگير شده اند، معمولاً از مزدوران و همكاران محلي اسرائيليها هستند. نه فقط در جنايت ترور شيخ راغب حرب بلكه در بسياري از عمليات تروريستي كه توسط اسرائيليها بر ضد حزب الله انجام شد، عاملان ترور شناسايي و دستگير نشدهاند.
شهادت سيد عباس موسوي از اين نظر با برخي اقدامات تروريستي اسرائيل متفاوت است كه آن ها با هلي كوپتر و به طور مستقيم وارد عمل شدند، و اين سيد را ترور كردند. اسرائيليها هرگز نميتوانند منكر اين اقدام تروريستي بشوند. اما در ترورهاي بعدي مانند ترور شهيد عماد مغنيه، شهيد غالب الغالي، مانند ترور شهيد علي حسين صالح و علي ديب معروف به ابو حسن سلامه و ديگران، اسرائيل تاكنون مسئوليت اين ترورها را به عهده نگرفته است. به طور كل ترورهايي كه مانند بمب گذاري انجام شده اسرائيليها آنها را به عهده نميگيرند. و اگر در جريان اين ترورها كسي دستگير شده باشد از مزدوران محلي بوده و اسرائيليها منكر هر نوع ارتباط با آنها ميشوند.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه ادامه مطلب

بقيه در ادامه
*سوال: پرسش نخست را از چگونگي آغاز مبارزات شهيد شيخ راغب حرب در جنوب لبنان آغاز ميكنيم...
* اسد اللهي: در خصوص شهيد شيخ راغب حرب ميتوان گفت كه او يكي از روحانيون شجاع و مبارز جنوب لبنان و از روحانيون سرشناس روستاي جبشيت در شهرستان نبطيه بود. زماني كه اسرائيل در سال 1982 به جنوب لبنان حمله كرد، ايشان در كنفرانس مستضعفان كه در نيمه شعبان سال 1360 در تهران برگزار گرديد حضور داشت. شيخ راغب حرب پس از پايان اين كنفرانس بيدرنگ به لبنان بازگشت و خود را به منطقه جنوب كه در اشغال اسرائيليها قرار داشت رساند، و از همان روز مبارزه و پيكار بر ضد اسرائيل را آغاز كرد.
شهيد راغب حرب براي آغاز مبارزه و پيكار با صهيونيستهاي اشغالگر، ابتدا با يك مشكل عمده مواجه شد. اين مشكل عمده از اين قرار است كه شيعيان جنوب لبنان به علت رفتار نامطلوب و ناپسند برخي گروههاي مسلح فلسطيني، در مدت حضورشان در جنوب لبنان، با ديد منفي به اين گروهها نگاه ميكردند، و زماني كه ارتش اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد و آن را به اشغال درآورد، مردم احساس خرسندي كردند. احساس كردند از شر گروههاي مسلح و شبه نظاميان فلسطيني راحت شدهاند.
در چنين شرايطي لازم بود يك كار فرهنگي گستردهاي صورت گيرد تا مردم نسبت به خطر دراز مدت اشغالگران صهيونيست آگاه شوند. لازم بود اين ذهنيت در افكار شيعيان جنوب القا شود كه اسرائيليها بدتر از گروههاي مسلح فلسطيني هستند. ميبايست به آنها فهمانده ميشد كه اسرائيليها به كمك شيعيان نيامدهاند. گسترش اين آگاهي به تلاش و زمان نياز داشت. اولين تلاش شيخ راغب حرب اين بود كه مردم را نسبت به خطر اسرائيليها آگاه كند. تلاش كرد اين آگاهي را به مردم لبنان منتقل كند كه اسرائيل همانگونه كه امام موسي صدر گفته است "شر مطلق است " و هيچ انتظار كار خيري از او نيست. بنابراين با محافل مذهبي و اجتماعي و فرهنگي جنوب لبنان ارتباطات گسترده برقرار كرد و در مناسبات گوناگون به ايراد سخنراني پرداخت. همه اين تلاشها از چشم اسرائيليها پنهان نبود.
*سوال:انگيزه مهاجرت شيخ راغب حرب به نجف اشرف چه بوده است؟
* اسد اللهي:به نظر ميرسد عوامل محرك مهاجرت شيخ راغب حرب به حوزه علميه نجف متعدد باشند، ولي تنها انگيزه او فراگيري علوم ديني و فقهي بوده است. او تصميم نداشت تحصيل را تا نهايت ادامه دهد و مجتهد شود، و به احتمال زياد از كار و فعاليت مورد نظرش و نيز از خدمت به مردم و انجام امور آنها باز بماند. دوستانش و همكلاسي او نيز شور و شوق لازم را براي ادامه درس حوزه علميه در او نيافتند. شيخ بيشتر به شركت در گردهماييها و سمينارها و رسيدگي به امور مردم و هدايت و روشنگري جامعه بيش از تمايل به تحصيلات علمي گرايش داشت. به همين خاطر ضمن حضور در كلاس هاي درس، در ميدان فعاليتهاي سياسي نيز حضور داشت. گويي دوست داشت مراحل درسي را سريعتر به پايان برساند تا ابزار كار مورد نظر خود را به دست آورد و براي كار و فعاليت به جبشيت باز گردد. گرايش شيخ به حضور در حوزه پيكار و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي در نحوه زندگي و رفتار و برخورد با دوستانش كاملاً نمايان بود.
او نه فقط با طلبههاي لبناني بلكه با طلاب عراقي نيز دوست شد ولي رابطه او با طلبههاي ايراني به علت مشكل ناآشنايي با زبان فارسي محدود بود. اما وقتي به فعاليتهاي سياسي امام خميني (ره) شناخت پيدا كرد با آن همگام شد. در آن برهه امام به مناسبت جشنهاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي مقالهاي تحت عنوان تضادهاي سياسي بين اسلام و نظام پادشاهي منتشر كرد كه يك نسخه آن به دست شيخ راغب حرب رسيد. او پس از مطالعه اين مقاله آن را براي برادرانش در روستاي جبشيت فرستاد، تا آنان نيز با ديدگاههاي امام آشنا شوند. شيخ سپس چند نسخه از كتاب حكومت اسلامي را به جبشيت فرستاد. البته اينها نشاندهنده ميزان توجه شهيد به پيوند علوم اسلامي با فعاليتهاي سياسي و اجتماعي است.
شيخ در آن مرحله موضع خاصي به انقلاب اسلامي ايران نداشت. بيشتر طلبههاي غير ايراني حوزه علميه نجف شناختي از مبارزات امام خميني نداشتند. امام را يك روحاني و مرجع تقليد ميشناختند. مشكل زبان مانع ارتباط طلبههاي عرب با برادران ايراني ميشد. ولي توجه شهيد شيخ راغب حرب به سخنرانيهاي امام خميني كه توسط بيت ايشان به زبان عربي ترجمه ميشد، نشان دهنده دورانديشي و رشنفكري و ديدگاههاي اسلامي او بود. برخي از دوستانش از آشنايي و ارتباط شهيد با برخي طلاب با گرايشهاي روشنفكر مآبانه ابراز نگراني ميكردند، ولي با جرأت ميكوشيد ديدگاههاي خود را به مخالفان بقبولاند و آنان نيز ديدگاههاي او را درك نمايند. اين روحيه خاص شهيد كه سعي داشت علم را با عمل آميخته كند، در روابط ايشان با شهيد صدر به خوبي نمايان شد.
با وجودي كه شهيد حرب در اوائل دهه هفتم از قرن بيستم در سطحي نبود كه بخواهد در محضر دروس عالي شهيد صدر حضور يابد و آنها را درك كند ولي همه روزه به دفتر كار شهيد صدر رفت و آمد مي كرد كه معمولاً آن شهيد براي ديدار از مردم و پاسخ به پرسشهاي آنان در آن حضور مييافت و مردم از همه جاي عراق و حتي از خارج براي دريافت پاسخ به پرسششان به آنجا ميآمدند.
شيخ الشهداي مقاومت اسلامي لبنان در بيشتر روزهاي هفته در دفتر شهيد صدر مينشست تا با مسائل و مشكلات مردم آشنا شود. در آن وقت اكثر طلاب علوم ديني به اهميت چنين مسئلهاي يعني آميختگي ميان علم و عمل و زندگي و حضور پي نبرده بودند. اين طلبهها در چنين جاهايي حضور پيدا نميكردند مگر در وقتهاي محدود از هفته يا در مناسبتهاي مختلف. اما شهيد شيخ راغب در زمان اقامت در نجف تلاشهاي خود را در راه خدمت به امور اسلامي جامعه لبنان معطوف داشت و با چند تن از دوستانش در شهر نبطيه در ارتباط بود و حضور او در نجف باعث نميشد كه اين روابط تضعيف يا قطع شود. بلكه خود را بخش جدا ناپذير از آنها ميدانست و يكي از مهمترين كارهاي او تهيه و جمعآوري كتب اسلامي و ارسال آنها به جبشيت به منظور ايجاد كتابخانه در آنجا بود. او اين كتابها را در صندوقهاي مخصوص ميگذاشت و توسط زائران لبناني به لبنان ارسال ميكرد.
*سوال:آيا تلاشهاي شهيد شيخ راغب حرب خود جوش و ابتكار شخصي او بود يا با هماهنگي هستههاي مقاومت صورت ميپذيرفت؟
* اسد اللهي:خير... شيخ راغب حرب تنها نبود، او با هماهنگي و همفكري ساير فعالان و روحانيون مبارز لبنان مبارزه ميكرد. به موازات اين تلاشها، در بحث مقاومت نيز تأثيرگذار بود و در زمينه شكلگيري هستههاي اوليه مقاومت اسلامي نقش فعال داشت. جوانان فعال و مستعد و فداكار جنوب را شناسايي و به منطقه بقاع اعزام ميكرد تا به هستههاي اوليه مقاومت بپيوندند.
شيخ الشهداي مقاومت اسلامي در دو محور موازي عمل ميكرد، يكي كار فرهنگي و ديگري كار جهادي بود. ولي نظاميان صهيونيست و مزدوران محليشان تلاشهاي شيخ راغب حرب را زير نظر داشتند، و به منظور خاموش كردن فريادهاي آزادي خواهانه مردم جنوب ابتدا او را در اسفند سال 1361 بازداشت كردند. اما مردم جنوب در واكنش به دستگيري اين روحاني مبارز تظاهرات و اعتصابات گستردهاي به راه انداختند. اسرائيليها احساس كردند اگر اسارت شيخ راغب حرب ادامه پيدا كند، امكان دارد به يك قيام همگاني تبديل شود، به همين دليل چند ماه بعد ناچار شدند او را آزاد كنند. شيخ راغب حرب پس از آزادي نيز به مبارزات خستگي ناپذير ادامه داد تا اين كه اسرائيليها احساس كردند كه وجود راغب حرب قابل تحمل نيست.
اسرائيليها كه پيامدهاي دستگيري شيخ راغب حرب را از قبل ملاحظه كرده بودند، سعي كردند او را در يك اقدام تروريستي توسط مزدوران محليشان از صحنه حذف كنند، تا مردم واكنش تندي به اسرائيليها نشان ندهند، بنابراين شيخ راغب حرب را در بهمن ماه 1362 به شهادت رساندند. شايد حضور ايشان به عنوان يك شخصيت در مقاومت اسلامي يك سال و شش ماه طول نكشيد. اما شيخ راغب حرب در اين 18 ماه در زمينه گسترش آگاهي شيعيان جنوب لبنان و تشكيل هستههاي مقاومت بسيار تأثيرگذار بود.
*سوال:در زمان حمله اسرائيل به جنوب لبنان حزب الله وجود واقعي نداشت، اما برخي سازمانهاي مردمي و تشكيلات سياسي و شبه نظامي همچون جنبش امل در جنوب لبنان حضور داشتند، شيخ راغب با چه پشتوانهاي مبارزه را آغاز كرد؟ آيا جنبش امل از او حمايت ميكرد؟
* اسد اللهي:شيخ راغب حرب از نظر سازماني هيچ ارتباطي با جنبش امل نداشت. پيش از تشكيل حزب الله، چند گروه و تشكيلات كوچك در لبنان فعاليت ميكردند. جنبش امل از بزرگترين تشكيلات منظم آن مرحله لبنان بود كه توسط امام موسي صدر بنيانگذاري شده بود. در درجه دوم حزب الدعوه فعاليت داشت. اين حزب در اصل توسط شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر در عراق تأسيس شده بود، و يك شاخه آن در لبنان فعاليت داشت. برخي شخصيتهاي عمده لبناني در آن عضويت داشتند. در كنار اين دو جنبش، انجمنهاي دانشجويان مسلمان حضور داشتند كه به فعاليتهاي سياسي و فرهنگي ميپرداختند. ارتباط تشكيلاتي با جنبش امل نداشتند. تنها ارتباطشان با انقلاب اسلامي ايران بود. به موازات جنبشهاي ياد شده، كميتههايي در مساجد و حسينيههاي شهرهاي شيعه نشين لبنان ايجاد شده بود كه كميتههاي حمايت از انقلاب اسلامي نام داشت. اين كميتهها در دوران پيش از پيروزي انقلاب اسلامي تأسيس شده بود، تا از نظر تبليغاتي و فرهنگي و مطبوعاتي از تظاهرات و اعتصابات مردم مسلمان ايران بر ضد رژيم شاه پشتيباني به عمل آورند. آقاي شيخ راغب حرب نيز در يكي از اين كميتهها فعاليت داشت.
در حقيقت شيخ راغب حرب مستقل عمل ميكرد و هيچ ارتباط سازماني و تشكيلاتي با گروهها و جنبشهاي شيعي لبنان نداشته و پس از پيروزي انقلاب، با مقامهاي جمهوري اسلامي ايران ارتباط برقرار كرد و در راستاي اهداف و رهنمودهاي امام خميني گام برداشت. او به صورت خودجوش و انفرادي در منطقه جنوب لبنان مبارزه ميكرد. پيروزي انقلاب اسلامي باعث شد كه شيخ راغب به جريان انقلاب اسلامي در كشورهاي عربي وصل شود، و پس از تشكيل جنبش مقاومت اسلامي به حزب الله پيوست.
*سوال:روحانيون لبنان همچون سيد محمد حسين فضل الله و شيخ محمد مهدي شمس الدين و يا مجلس اعلاي شيعيان تا چه اندازه از مبارزات شيخ راغب حرب پشتيباني مي كردند؟
* اسد اللهي: متأسفانه در آن زمان شيعيان لبنان دچار شكاف و دودستگي بودند. قبل از پيدايش حزب الله ميان برخي روحانيون و علماي لبنان اختلاف وجود داشت. مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين به عنوان نايب رئيس مجلس اعلاي شيعيان لبنان، ارتباط خوبي با علامه سيد محمد حسين فضل الله نداشت. شايد به اين دليل باشد كه آقاي فضل الله ديدگاههاي فقهي اسلامي خاصي داشت. در اواخر دهه هفتم از قرن بيستم، صدام بدون اين كه متوجه باشد با اخراج طلبههاي لبناني از حوزه علميه نجف اشرف، در واقع يك تأثير بسزايي بر سير تحولات سياسي لبنان گذاشت. اين طلبهها كه ميان آنها آقايان سيد عباس موسوي، سيد حسن نصرالله، شيخ صبحي طفيلي و ديگران حضور داشتند، از عراق اخراج شدند، و به كشورشان بازگشتند، شيخ راغب حرب نيز يكي از طلبههايي بود كه از عراق اخراج شد. آقاي شمس الدين به عنوان نايب رئيس مجلس اعلاي شيعيان توان جذب اين طلبههاي اخراجي را نداشت. برخي از اين افراد به مجموعه فضل الله پيوستند و برخيشان به عنوان روحاني مستقل و در ارتباط با انقلاب اسلامي ايران فعاليت كردند، كه شيخ راغب حرب نيز از جمله آنان بود. اين روحانيون مستقل هيچ ارتباطي با علامه فضل الله و شيخ شمس الدين نداشتند. پس از اين كه مقاومت اسلامي شكل گرفت، آقاي فضل الله به شدت از مقاومت اسلامي پشتيباني كرد. تا جايي كه غربيها تا مدتها پيش گمان ميكردند كه آقاي فضل الله رهبر معنوي حزب الله ميباشد. اين نشان ميدهد كه روابط علامه فضل الله با روحانيون مبارز و جنبش مقاومت بسيار نزديك بود.
*سوال:آيا شيخ راغب حرب در هسته اوليه آن دسته از روحانيون كه حزب الله را تشكيل دادند حضور داشت؟
* اسد اللهي: خير.. افراد آن هسته در منطقه بقاع مستقر بودند، و شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فعاليت ميكرد و امكان رفت و آمد به بقاع را نداشت. اصولاً، آن زمان ارتباط جنوب با بقاع بر اثر وجود اشغالگران صهيونيست به كلي قطع بود. بنابراين امكان حضور ايشان در شوراي رهبري حزب الله وجود نداشت، ولي اگر بخواهيم از بنيانگذاران مقاومت نام ببريم، بايد گفت كه شهيد شيخ راغب حرب يكي از بنيانگذاران هسته هاي اوليه مقاومت ضد صهيونيستي در جنوب لبنان بود.
*سوال:الگوهاي فعاليت و مبارزات شيخ راغب پيش از تاسيس حزب الله كدام بودند؟
* اسد اللهي:حوزه فعاليتهاي شهيد شيخ راغب حرب در شهرستان نبطيه بخشي از صحنه جهاد و فعاليت اسلامي در لبنان را تشكيل ميداد. او سعي داشت همچون بسياري از انقلابيون كشورهاي جهان اسلام كه شكل نويني از پيكار اسلامي در آنها آغاز شده بوده فعاليتهاي مبارزاتي خود را به شكل نوين تنظيم كند. به ويژه اين كه در دوران جواني به موازات آغاز انقلاب اسلامي در ايران، نشانههاي نهضت فراگير در جهان اسلام نيز نمايان شده بود. در عراق در آغاز دهه ششم از قرن بيستم ميلادي جنبش اسلامي تازه تأسيس شده بود. پرچمداران اين مبارزه شخصيتهاي علمي و فرهنگي همچون شهيد آيت الله سيد باقر صدر، شيخ اسد حيدر، شيخ مرتضي آل ياسين، شيخ محمد امين زين الدين، شيخ محمد مهدي شمس الدين، شيخ محمد رضا مظفر، سيد محمد تقي حكيم و سيد محمد حسين فضل الله بودند. اين افراد خطر تهاجم فرهنگ و مدرنيسم غربي را شناخته و در برابر آن ايستادگي كردند. برخي به تشكيل حزب الدعوه اسلامي روي آوردند. اين گروهها خواه در چارچوب سازماني يا خارج از چارچوب تشكيلاتي نقش مهم و فعالي در زمينه گسترش فكر و پيكار اسلامي ايفا كردند.
*سوال:پيش از پيدايش حزب الله، يك سري عمليات مسلحانه ضد صهيونيستي در منطقه نبطيه روي داد، آيا شيخ راغب حرب در رهنمون سازي اين عمليات نقش داشته است؟
* اسد اللهي:به طور قطع شيخ راغب حرب حلقه ارتباطي ميان مردم و هستههاي مقاومت را تشكيل ميداد. اگر فعاليتهاي روشنگرانه و آگاهي بخش ايشان نبود، امكان نداشت چنين عمليات مسلحانهاي انجام گيرد. راغب حرب نقش هماهنگ كننده ميان جوانان مقاومت را ايفا كرد. اگر حضور محوري ايشان در منطقه نبطيه در جنوب لبنان در كار نبود، امكان نداشت هستههاي مقاومت شكل گيرد و به رهبري اصلي مقاومت مستقر در بقاع وصل شود.
*سوال:علت اين كه عامل ترور شيخ راغب حرب تاكنون شناسايي و دستگير نشده چيست؟
* اسد اللهي: اصولاً ترورهايي كه توسط اسرائيل انجام ميشده به گونهاي بوده كه شما هيچ وقت نميتوانستيد عاملان ترور را شناسايي كنيد. اسرائيليها در طول تاريخشان هيچ وقت مسئوليت اين ترورها را بر عهده نميگيرند. مگر اين كه به صورت رسمي و آشكار وارد عمل شوند، و براي مردم مشخص شود كه اين ترور توسط اسرائيلي ها انجام گرفته است. هر گاه يك ترور به صورت بمب گذاري انجام شود، امكان دارد شما هيچ فردي را در صحنه ترور مشاهده نكنيد. اگر هم تاكنون افرادي شناسايي و دستگير شده اند، معمولاً از مزدوران و همكاران محلي اسرائيليها هستند. نه فقط در جنايت ترور شيخ راغب حرب بلكه در بسياري از عمليات تروريستي كه توسط اسرائيليها بر ضد حزب الله انجام شد، عاملان ترور شناسايي و دستگير نشدهاند.
شهادت سيد عباس موسوي از اين نظر با برخي اقدامات تروريستي اسرائيل متفاوت است كه آن ها با هلي كوپتر و به طور مستقيم وارد عمل شدند، و اين سيد را ترور كردند. اسرائيليها هرگز نميتوانند منكر اين اقدام تروريستي بشوند. اما در ترورهاي بعدي مانند ترور شهيد عماد مغنيه، شهيد غالب الغالي، مانند ترور شهيد علي حسين صالح و علي ديب معروف به ابو حسن سلامه و ديگران، اسرائيل تاكنون مسئوليت اين ترورها را به عهده نگرفته است. به طور كل ترورهايي كه مانند بمب گذاري انجام شده اسرائيليها آنها را به عهده نميگيرند. و اگر در جريان اين ترورها كسي دستگير شده باشد از مزدوران محلي بوده و اسرائيليها منكر هر نوع ارتباط با آنها ميشوند.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه