ايشان احساسات و همفكري
عجيبي نسبت به انقلاب اسلامي از خود بروز ميداد. به طور مثال هر گاه به
ايران ميآمد براي رزمندگان جبهههاي جنگ خون اهدا ميكرد. همواره
ميگفت اگر ميتوانستم از بانكهاي دنيا وام دريافت كنم و به جمهوري
اسلامي كمك نمايم كوتاهي نميكردم.

حجت الاسلام و
المسلمين شيخ علي كوراني از اساتيد لبناني و سرشناس حوزه هاي علميه نجف
اشرف و قم مي باشد كه بيشتر عمر خود را در مبارزه با استبداد رژيمهاي
حاكم بر جهان عرب گذرانده است. او از دير باز مسئوليت حزب الدعوه اسلامي
شاخه لبنان را بر عهده داشته كه پس از حمله رژيم صهيونيستي به لبنان و درپي
تصميم محافل اسلامي اين كشور به پايهگذاري حزب الله و مقاومت اسلامي،
حزب الدعوه را منحل كرده است. آقاي كوراني در گفت و گوي اختصاصي با شاهد
ياران نقش شهيد شيخ راغب حرب را در پايه گذاري نهضت نوين اسلامي لبنان
تشريح كرده است:
بقيه در ادامه
*سوال: گفتهايد كه مرحوم شيخ راغب حرب از شاگردان شما بوده است. در چه سالي با ايشان آشنا شديد و ويژگيهاي ايشان كدامند؟
*علي كوراني: خداوند شيخ راغب حرب را رحمت كند. ايشان يكي از شخصيتهاي ارزشمند و آگاه لبنان و از پايگاه مردمي گستردهاي برخوردار بود. در اوايل دهه هفتم از قرن بيستم از زادگاه خود شهر جبشيت به بيروت هجرت كرد تا در حوزههاي علميه اين شهر علوم اسلامي را فرا گيرد. او ابتدا در حوزه علميه سيد محمد حسين فضل الّله درس خواند، سپس به حوزه علميه مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين انتقال يافت. شيخ راغب حرب مردي مهربان و واقع گرا بود. از نظر فقهي ميتوان ايشان را يكي از شاگردان برجسته شيخ محمّد مهدي شمس الدين دانست چرا كه پيوستگي تحصيلي و فكري شهيد حرب با مرحوم شمس الدين قويتر از ساير علماي وقت لبنان بود. ايشان ضمن اقامت در بيروت، همواره به جبشيت رفت وآمد داشت و مردم را ارشاد ميكرد. رفتار و كردار شيخ راغب حرب به رفتار پدرش شباهت داشت. شخصيت پدر و فرزند مشابه يكديگر بود. معمولاً مردم جنوب لبنان، مردمي ساده و فروتن هستند.
*سوال: در چه سالي با شيخ راغب حرب آشنا شديد؟
*علي كوراني: حدود اوايل دهه هفتم از قرن گذشته ميلادي با ايشان آشنا شدم.
*سوال:در حوزه علميه نجف اشرف يا در بيروت؟
*علي كوراني: در شهر بيروت با يكديگر آشنا شديم. پس از آغاز جنگهاي داخلي لبنان در آوريل 1975 هر دو به شهر صيدا در جنوب لبنان انتقال يافتيم. شيخ راغب حرب و تعداد ديگري از طلاب و روحانيون شيعه و سني لبنان در دروس تفسير قرآن بنده شركت ميكردند. در اين گفت و گو لازم ميدانم به اين نكته نيز اشاره كنم كه شيخ ماهر حمود امام جمعه كنوني مسجد القدس در شهر صيدا يكي از دوستان صميمي شهيد راغب حرب بود. بنده در راهنمايي و سازندگي فكري ايشان نقش اساسي داشتم. هنگامي كه براي تبليغ به روستاهاي جنوب ميرفت، دستور كار و خطوط كلي تبليغ را از من دريافت ميكرد.
*سوال:اشاره كرديد كه شهيد راغب حرب تحت تأثير ديدگاهها و انديشههاي مرحوم شمس الدّين قرار داشت. ولي بر خلاف شمس الدّين كه يك شخصيت ميانه رو وواقع گرا بود، شهيد راغب حرب يك چهره انقلابي از خود نشان داد و سرانجام به شهادت رسيد...
*علي كوراني: منافاتي ندارد. شهيد راغب حرب در زمينه فقه و اصول شاگرد مرحوم شيخ محمّد مهدي شمس الدّين بود و تا زمان شهادتش روابط صميمانهاي با مرحوم شمس الدّين داشت. امّا از لحظهاي كه نشانههاي انقلاب اسلامي در ايران ظاهر شد و نام امام خميني (ره) در صحنه مبارزه مطرح گرديد، شهيد راغب حرب از امام خميني حمايت كرد. در آن برهه بيشتر علما و روحانيون لبناني امام خميني (ره) را تأييد كردند. مرحوم شمس با حركت امام خميني مخالفتي نداشت، اما از انقلاب اسلامي حمايت جدي به عمل نياورد. در حالي كه شيخ راغب حرب با انگيزه قوي از امام و انفلاب اسلامي حمايت كرد. در آن مرحله يك جريان گسترده از علماي شيعه و سني لبنان و فلسطين به شدت از انقلاب اسلامي حمايت به عمل آوردند. بزرگترين تظاهراتي كه در حمايت از انقلاب اسلامي ايران در بيروت به راه افتاد توسط علماي متعهد و آگاهي برنامهريزي شده بود كه شيخ راغب حرب يكي از آنان بود. اين تظاهرات گسترده همزمان با تظاهرات روزهاي تاسوعا و عاشورا در شهرهاي ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برگزار گرديد. در آن زمان امام خميني (ره) در پاريس اقامت داشت. بنابر اين شهيد راغب حرب انقلاب اسلامي و امام خميني را كاملاً تأييد ميكرد. پس از پيروزي انقلاب هم در مناسبتهاي مختلف به ايران ميآمد، و در همايشهاي گوناگون شركت ميكرد. ايشان احساسات و همفكري عجيبي نسبت به انقلاب اسلامي از خود بروز ميداد. به طور مثال هر گاه به ايران ميآمد براي رزمندگان جبهههاي جنگ خون اهدا ميكرد. همواره ميگفت اگر ميتوانستم از بانكهاي دنيا وام دريافت كنم و به جمهوري اسلامي كمك نمايم كوتاهي نميكردم. در دوران جنگ تحميلي كه جمهوري اسلامي در محاصره اقتصادي قرار داشت و رزمندگان در جبهههاي جنگ با كمبود دارو مواجه بودند، سعي ميكرد در لبنان دارو جمع آوري و به تهران ارسال كند. هنگامي كه بيمار ميشد از داروهاي ساخت ايران استفاده ميكرد. به اطرافيان خود ميگفت: كه داروهاي ايران شفا بخش است. اين نشان ميدهد كه شهيد راغب حرب به جمهوري اسلامي ايران و امام خميني عشق ميورزيد. مسلمانان صادق و اصيل اينگونه هستند. افراد مخلص و فداكار كه دين اسلام را ياري ميكنند اينگونه هستند. شيخ راغب حرب انقلاب اسلامي را نهايت آرزوها و اهداف خود ميدانست.
*سوال:پس از اشغال لبنان توسط رژيم صهيونيستي شهيد راغب حرب چه نقشي داشت؟
*علي كوراني: پس از حمله اسرائيل به لبنان، مقاومت مردمي قوي و چشمگيري وجود نداشت. گاهي مقاومتهاي پراكنده و انفرادي بر ضد اشغالگران صورت ميگرفت. آن روزها هيچ كس جرأت تصميمگيري براي آغاز عمليات مسلحانه ضد رژيم صهيونيستي را نداشت. به ياد دارم پس از اشغال جنوب لبنان من و آقاي شمخاني به منطقه بعلبك رفتيم. آنجا ملاحظه كرديم كه مردم پرچمهاي سفيد روي بام خانههاي خود برافراشتهاند.
*سوال:اسرائيل كه تصميم نداشت به شهر بعلبك حمله كند؟
*علي كوراني: همه مردم جنوب و دشت بقاع در برابر اشغالگران پرچم سفيد بر افراشتند. مگر در آن برهه كسي جرأت داشت نفس بكشد. علي شمخاني در واكنش به اين موضع سازشكارانه مردم گفت ما از لبنانيها ميخواهيم پرچمهاي سرخ بر افرازند نه پرچمهاي سفيد. جو عمومي در آن مرحله نشان ميداد كه مردم يكپارچه تسليم شدهاند. عمليات مقاومت به صورت انفرادي صورت ميگرفت. عمليات پراكنده بر ضد اشغالگران در منطقه خلده در جنوب بيروت و برخي محورهاي جنوب لبنان توسط برخي انقلابيون انجام گرفت، امّا مقاومت همگاني در آغاز يورش اسرائيليها وجود نداشت. در آن مرحله شيخ راغب حرب، به عنوان يك روحاني فعّال در منطقه نبطيه در جنوب لبنان مردم را به مخالفت با هرگونه همكاري با اشغالگران فرا ميخواند. در شهر صيدا در جنوب لبنان نيز برادران فعّال اهل تسنن نيز بر ضد اشغالگران صهيونيست مبارزه ميكردند. در شهر بيروت پايتخت لبنان برخي افراد وابسته به جنبشهاي ملي و روحانيون مسلمان، مبارزه را بر عهده داشتند.
*سوال:آرشيو و ميراث فرهنگي شهيد راغب حرب نشان ميدهد كه ايشان با سخنرانيها و خطبههاي نماز جمعه توانست وضع موجود را دگرگون كند. اين دگرگوني تا چه اندازه كارآمد بود؟
*علي كوراني: آري ايشان مردم جنوب را براي مبارزه با اشغالگران تشويق ميكرد. امّا به ياد ندارم كه ايشان در عمليات مسلحانه ضد صهيونيستي شركت كرده باشد. (اسرائيل در سال 1982 لبنان را اشغال كرد و شيخ راغب در سال شهادت 1984 به شهادت رسيد. بنابراين ايشان حدود دو سال در سايه اشغالگران زندگي كرد).
*سوال:ايشان جان خود را در راه آزادي ميهن از دست داد؟
*علي كوراني: درست است. اشغالگران ايشان را چند ماه بازداشت و شكنجه كردند. ايشان سرانجام توسط مزدوران محلي به شهادت رسيد. اصولاً تلاش براي شكل گيري گروههاي مقاومت در آن مرحله تازه آغاز شده بود. گروههاي مقاومت با كمك ايران تأسيس شدند. نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به لبنان آمد و گروههاي مقاومت ضد صهيونيستي را سازماندهي كردند. شيخ راغب كه خداوند ايشان را رحمت كند، در جو سازماندهي و شكل گيري گروههاي مقاومت قرار داشت، امّا در اين تلاشها حضور فعّال و قوي نداشت.
*سوال:آيا با مقامهاي ساير جنبش اسلامي همكاري داشت؟
*علي كوراني: آري، با نهضت نوپاي اسلامي لبنان همكاري فرهنگي و سياسي داشت. با اين نهضت همفكري ميكرد. برخي رهبران جنبش هاي اسلامي منطقه نيز با او ديدار ورايزني ميكردند. موضع صريح ايشان در مخالفت با اشغالگران و حضور يهوديان در لبنان روشن است. ايشان هرگز حاضر نشد به افسر اسرائيلي دست دهد. اين موضع شهيد راغب روشن و شناخته شده است.
*سوال:انگيزه شيخ راغب حرب براي تحصيل علوم حوزوي چه بود؟
*علي كوراني: خاندان حرب از خانوادههاي متدّين جنوب لبنان هستند. بسياري از اين خانوادهها علاقه دارند فرزندانشان را به حوزههاي علميه اعزام نمايند تا علوم و معارف اسلامي را فرا گيرند. شيخ راغب حرب با انگيزههاي ديني به حوزههاي علميه پيوست. در دهههاي گذشته ديدگاه برخي از اقشار مردم لبنان نسبت به مسائل ديني منفي بوده است. امّا در سالهاي اخير مردم به دين گرايش پيدا كردهاند. در دهههاي گذشته زنان لبناني با حجاب سروكار نداشتند. امّا امروزه ظهور زنان محجبه در لبنان چشمگير شده است. اصولاً ماهيت مردم جنوب لبنان، اسلامي و ديني است. اكثريت مردم مسائل ديني را رعايت ميكنند. فرزندان شان را به حوزههاي علميه نجف اشرف و قم اعزام ميكنند.
*سوال:هنگامي كه شيخ راغب حرب وارد نجف شد، حوزه علميه شهيد سيد محمد باقر صدر را انتخاب كرد. بفرماييد اصولاً طلاب لبناني حوزه علميه نجف اشرف به كدام يك از مكاتب فكري حوزه گرايش داشتند؟
*علي كوراني: حوزه علميه نجف اشرف اينطور كه فكر ميكنيد نيست. طلاب لبناني حوزه علميه نجف اشرف همگي در سايه عنايت مرجعيت آيت اللّه خويي و در حوزههاي گوناگون علمي تحصيل ميكردند. آن روزها مكتب آيت اللّه صدر خط و مشي و موقعيت مشخصي نداشت. برخي از طلاب لبناني به انديشههاي شهيد صدر گرايش داشتند. برخي ديگر هم به ساير مراجع حوزه گرايش داشتند. در اين ميان شيخ راغب حرب به انديشهها و ديدگاههاي شهيد صدر گرايش داشت. نميتوان گفت كه اين مكاتب در مقابل هم قرار داشتند. شهيد صدر شخصاً اعلام كرده بود كه هر چه دارد از آيت الله خويي دارد. وجود خود را مديون آيت الله خويي ميدانست. هرگز دوگانگي وجود نداشت.
*سوال:شهيد صدر بر خلاف ساير مراجع حوزه علميه نجف يكي از بنيانگذاران جنبش اسلامي عراق به شمار ميآيد؟
*علي كوراني: اشكالي ندارد، اين به معني دو گانگي در عملكرد حوزه نجف اشرف نميباشد. البته طرز تفكرها و سليقههاي متعددي وجود داشت، اما در عين حال ناشناخته مانده بود. همه مراجع در زمينه تلاش براي گسترش آگاهي عمومي اتفاق نظر داشتند.
*سوال:آيا شيخ راغب در حوزه شهيد صدر هم تحصيل كرد؟
*علي كوراني: دقيقاً اطلاع ندارم. زيرا زماني كه ايشان وارد حوزه علميه نجف اشرف شد من در كويت زندگي ميكردم. زماني هم كه در حوزه علميه مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين تحصيل ميكرد كم سن و سال بود. آن زمان سن شهيد سيد عباس موسوي از سن شيخ راغب حرب بيشتر بود و از نظر علمي هم جلوتر بود. سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله نيز يكي از شاگردان سيد عباس موسوي در حوزه شهيد صدر درس مي خواند. زماني كه صدام حوزه نجف اشرف را تحت فشار قرار داد و طلاب خارجي را از عراق اخراج كرد، طلاب لبناني هم به كشورشان بازگشتند.
*سوال:روحانيون ياد شده تا چه سطحي در حوزه علميه نجف درس خواندند؟
*علي كوراني: گمان كنم در سطح كفايه الاصول رسيده بودند. تا آن روز در سطح درس بحث خارج فقه حوزههاي علمي آيت الله خويي و شهيد صدر نرسيده بودند. شيخ راغب حرب هم هنگامي كه در اواخر دهه هفتم از قرن گذشته به لبنان بازگشت دروس مكاسب و رسائل را در حوزه علميه مرحوم شمس الدين آغاز كرد.
*سوال:شيخ راغب حرب با شما در بيروت ديدار و گفتگو ميكرد. در اين ديدارها درباره چه مسائلي بحث مي كرديد؟
*علي كوراني: در آن زمان مسئوليت سازمان حزب الدعوه اسلامي شاخه لبنان را بر عهده داشتم. پس از حمله اسرائيل به لبنان سازمان حزب الدعوه را منحل كردم و در پي اين اقدام حزب الله تأسيس شد. شيخ راغب در فضاي حزب الدعوه قرار داشت و با رهبران آن همفكري ميكرد. ولي از نظر ساختار فكري و اعتقادي از گرايشات انقلابي حمايت ميكرد، اما دقيقاً مطمئن نيستم كه به سازمان حزب الدعوه پيوسته بود يا نه. روزي با آقايان شيخ محمد مهدي شمس الدين و سيد محمد حسين فضل الله به توافق رسيدم كه عضويت در برخي شوراها و كميتههاي حزب الدعوه را بپذيرند. البته اين توافق تا مدّتها سري مانده بود. شيخ راغب حرب از پيوستن نامبردگان به حزب الدعوه آگاهي نداشت. اما او از طلاب نيكنام و فاضل و فعال و پر تحرك لبنان بود.
*سوال:آيا تلاشي براي پيوستن شيخ راغب حرب به حزب الدعوه به عمل آورديد؟
*علي كوراني: ايشان را فقط در فضاي فكري و فعاليتهاي حزب الدعوه قرار ميدادم.
*سوال:يعني عضو ناپيوسته و غير تشكيلاتي؟
*علي كوراني: خدا رحمت كند شيخ راغب حرب را... در حزب الدعوه عضويت نداشت. اما به هر حال ايشان را از خودم ميدانستم و برخي كارها و فعاليتهاي حزبي را به ايشان واگذار ميكردم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، هواداران حزب بعث طرفدار صدام در لبنان فعال شدند و در برابر طرفداران انقلاب اسلامي به ستيزه جويي برخاستند. در اين ميان هواداران انقلاب اسلامي ستيزه جويي با عوامل حزب بعث شاخه عراق را آغاز كردند. شيخ راغب در اين ستيزه جويي حضور فعال داشت. حزب بعث در آن مرحله يكي از احزاب قدرتمند لبنان به شمار ميرفت و روزنامه "بيروت " ارگان اين حزب بود. حزب بعث در سرتاسر لبنان مراكز سازماني و اطلاع رساني و افراد شبه نظامي در اختيار داشت.
*سوال: آيا احزاب سياسي ديگري معترض هواداران انقلاب اسلامي ميشدند؟
*علي كوراني: در لبنان پرچم دشمني با انقلاب اسلامي را طرفداران حزب بعث در دست داشتند. يك گروه فلسطيني به نام "جبهه آزادي بخش عربي " با حزب بعث همكاري ميكرد. اصولا اين گروه توسط رژيم صدام تشكيل شده بود. سمير جعجع فرمانده شبه نظاميان موسوم به نام "القوات اللبنانيه " شاخه نظامي حزب فالانژ با رژيم صدام همكاري ميكرد. اين گروهها با اسلامگرايان دشمني سرسختانه داشتند. اما به رغم اين دشمنيها، بيشتر مردم لبنان از انقلاب اسلامي ايران و امام خميني (ره) طرفداري مي كردند.
*سوال:از ساير فعاليتهاي شهيد راغب حرب چه اطلاعي داريد؟
*علي كوراني: شيخ راغب حرب علاوه بر فعاليتهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي براي رفع محروميت از شيعيان جنوب لبنان نيز تلاش ميكرد، ايشان يكي از چهرههاي فعال و ممتاز در عرصه پيكار سياسي و اجتماعي جنوب لبنان به شمار ميرفت، اما امكانات ايشان بسيار محدود بود. مهمترين دستاوردهاي ايشان ساخت مسجد و حسينيه شهر جبشيت بود. در ساخت آسايشگاه خيريه حضرت زينب (س) براي ايتام جنوب لبنان مشاركت داشت. فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي مرحوم شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فراوانند. اما آنگونه كه برخي افراد وانمود ميكنند نبوده است. اكنون برخي افراد ادعا ميكنند كه شهيد شيخ راغب حرب يك انسان نابغه و فيلسوف و انديشمند بوده است. اين شيوه قلم فرسايي به جايگاه شهيدان آسيب ميرساند. شيخ راغب يك انسان فعال، وارسته و مجاهد بود. مخلصانه از انقلاب اسلامي و امام خميني به دفاع برخاست. تا حدودي تحت تأثير انديشهها و راهكارهاي حزب الدعوه قرار داشت از ميان علماي لبنان، مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين را الگوي خود قرار داده بود. از نظر عمل با رهبري حزب الدعوه همكاري ميكرد، ولي از نظر فكري و تحصيلات حوزوي در كنار مرحوم شمس الدين قرار داشت. گاهي رهبران جماعت اسلامي شاخه لبناني سازمان اخوان المسلمين ايشان را براي ايراد سخنراني دعوت مي كردند.
*سوال:روابط شهيد راغب حرب با امام موسي صدر چگونه بود؟
*علي كوراني: روابطشان خيلي خوب بود، اما امام موسي صدر هيچ مسئوليتي به شيخ راغب واگذار نكرد.
*سوال:با جنبش امل هم همكاري داشت؟
*علي كوراني: در آن برهه مردم لبنان از امام موسي صدر طرفداري ميكردند و شيخ راغب حرب در اين فضا قرار داشت. ايشان در جنبش امل و ساير احزاب و جنبشهاي اسلامي لبنان عضويت نداشت. در ابتدا روابط ايشان با جنبش امل خوب بود، اما ديري نپاييد كه با رهبري جنبش امل در منطقه نبطيه به شدت درگير شد. زيرا شهيد راغب حرب پرچم مقاومت بر ضد اشغالگران اسرائيلي را بر افراشته بود در حالي كه رهبري جنبش امل در آن مرحله با اين رويكرد مخالفت ميكرد.
*سوال:گفته شده كه شهيد راغب حرب براي برپايي حكومت اسلامي در لبنان و ساير كشورهاي منطقه تبليغ ميكرده است. اين گفتار تا چه اندازه واقعيت دارد؟
*علي كوراني: شكي نيست كه راهكار و ديدگاه حزب الدعوه اين گونه بوده است. همه وابستگان به حزب الدعوه و احزاب اسلامي از اين ايده حمايت ميكردند. برپايي حكومت جهاني اسلام در كشورهاي منطقه آرزوي ديرينه بسياري از رهبران جنبشهاي اسلامي منطقه بود. شيخ راغب حرب نيز اينگونه فكر ميكرده است. اين ايده را ابتدا رهبري سازمان اخوان المسلمين در مصر مطرح كرد.
*سوال:اوضاع اسلامگرايان لبنان همچون فعالان حزب الدعوه و جنبش امام موسي صدر در مرحله قبل از پيروزي انقلاب اسلامي چگونه بوده است؟
*علي كوراني: امام موسي صدر به منظور تحقق خواستهها و اهداف شيعيان محروم لبنان به فعاليتهاي سياسي گسترده دست زده بود. امام صدر در چارچوب اين فعاليتها با طوايف مسيحي و احزاب سياسي لبنان روابط گسترده داشت. او همچنين با برخي دولتهاي پيشرو و در عين حال با دولتهاي مرتجع عرب روابط برقرار گرده بود. در نتيجه اين روابط متضاد و معادلات ناهمگون ميان دولتهاي عرب حادثه ناپديد شدن و سپس كشته شدن ايشان اتفاق افتاد. امام صدر در سايه تضادها و اختلافات فيما بين دولت هاي عرب با اين دولتهاي ضد و نقيض روابط دوستانه داشت. در عين حال در داخل لبنان هم با سران طوايف و احزاب متخاصم روابط برقرار كرده بود. ايشان به منظور بهبود اوضاع شيعيان مؤسسات و مراكز آموزشي و تربيتي گسترده تاسيس كرد. به منظور ارتقاي كيفي فرهنگ شيعيان دكتر مصطفي چمران را به لبنان فراخواند. اما ديري نپاييد كه موضوع تاسيس جنبش امل مطرح شد. در نتيجه همكاري شهيد چمران با امام صدر ايشان، به حمايت از امام خميني گرايش پيدا كرد. امام صدر روزي اين نكته را به من گفت كه در يكي از مسافرتهايش به ايران، شاه از ايشان تقاضا كرد ميان او و مراجع تقليد ميانجيگري كند. اما امام صدر در سالهاي آخر حضورش در لبنان به امام خميني گرايش يافت و از برنامههاي آگاهي بخش دكتر علي شريعتي ستايش به عمل ميآورد.
در آن مرحله جريانات سكولار و لائيك در فضاي سياسي لبنان حاكميت داشتند، اما جريانات فعال در جامعه مسلمانان، از سازمان اخوان المسلمين طرفداري ميكردند. جنبشهاي مبارز فلسطيني نيز گرايشات سكولار و لائيك داشتند. تعداد افراد متدين در جنبش مقاومت فلسطين اندك بود. فلسطينيهاي متدين اغلب در اردن سكونت داشتند، و نه در لبنان. گروههاي سلفي كه در سالهاي اخير در صحنه سياسي لبنان فعال شدهاند اكنون ميكوشند ديدگاههاي خود را تحميل كنند. سلفي گرايان در دهههاي گذشته در مسائل سياسي دخالت نميكردند. فعاليتشان به ارائه كمكهاي مالي به سازمان اخوان المسلمين محدود بود. منبع اصلي اين كمكها از عربستان سعودي تأمين ميشود. از ميان جامعه اهل تسنن لبنان برخي روحانيون آگاه به طرحهاي سازمان اخوان المسلمين و حزب الدعوه اسلامي در زمينه لزوم برپايي حكومت جهاني اسلام تمايل نشان ميدادند. اكنون هم بسياري از روحانيون اهل سنت و طرفدار سازمان اخوان المسلمين مصر و برخي روحانيون جنبش حماس در زمينه برپايي حكومت اسلامي به ايدههاي مذهب تشيع گرايش دارند.
در اين ميان گرايش جامعه مسلمانان شيعه اغلب سنتي بوده است. بيشتر شيعيان متدين بودند، و از مراجع تقليد حوزه علميه نجف اشرف همچون آيات عظام سيد محسن حكيم و سيد ابو القاسم خويي تقليد ميكردهاند. اين در حالي است كه افراد آگاه و فعال از طرحهاي حزب الدعوه و ديدگاههاي شهيد سيد محمد باقر صدر و شيخ محمد مهدي شمس الدين و سيد محمد حسين فضل الله و اسلامگرايان آگاه طرفداري ميكردهاند. حزب الدعوه تشكيلات گستردهاي در لبنان داشت. مرحوم شمس الدين و علامه فضل الله قبل از انحلال شاخه لبناني حزب الدعوه با اين حزب موافقتنامه همكاري امضا كردند كه در جلسات سالانه شوراها و كميتههاي حزب الدعوه شركت نمايند. اما بر اساس اين موافقنامه هيچ مسئوليت سازماني به آنها واگذار نشده بود.
*سوال:همكاري و ارتباط حزب الدعوه با جريانات و جنبشهاي اهل سنت مانند اخوان المسلمين تا چه ميزان بوده است؟
*علي كوراني: روابط حزب الدعوه با رهبران اخوان المسلمين لبنان به ويژه با شيخ فتحي يكن و شيخ ابراهيم المصري و شيخ ماهر حمود و رهبران جماعت اسلامي بسيار مستحكم بوده است. همچنين با رهبران اخوان المسلمين مصر همچون عمر التلمساني و بسياري از مقامهاي جنبش هاي اسلامي روابط گسترده داشتيم.
*سوال:آيا حزب الدعوه تحت تأثير افكار و انديشه هاي شهيد سيد قطب و حسن البنا و ساير انديشمندان اخوان المسلمين قرار گرفته بود؟
*علي كوراني: من تأكيد ميكنم كه حزب الدعوه از نظر فكري تحت تأثير انديشههاي اخوان المسلمين، و از نظر تحليل سياسي مسائل جهان اسلام تحت تأثير حزب التحرير و از نظر ساختار سازماني و تشكيلاتي تحت تأثير حزب كمونيست قرار دارد. چرا كه ساختار سازماني و تشكيلاتي حزب كمونيست بسيار عالي است.
*سوال:حزب الدعوه از نظر فرهنگي و عقيدتي تحت تأثير چه جرياني قرار دارد؟
*علي كوراني: حزب الدعوه از نظر فرهنگي و عقيدتي تحت تأثير سازمان اخوان المسلمين قرار دارد. اما ساختار تشكيلاتي آن دقيقاً به ساختار حزب كمونيست شباهت دارد.
*سوال:روابط حزب الدعوه و حزب التحرير چگونه بوده است؟
*علي كوراني: بسيار عالي بوده است. برخي از رهبران حزب الدعوه سابقاً در حزب التحرير عضويت داشتند.
*سوال:آيا روابط حزب الدعوه با احزاب و سازمان هاي اسلامي اهل سنت هنوز ادامه دارد؟
*علي كوراني: در حال حاضر بسياري از رهبران احزاب ياد شده از دنيا رفتهاند. حزب الدعوه در ابتداي تأسيس با شيخ تقي الدين النبهاني بنيانگذار حزب التحرير ارتباط برقرار كرد. پس از وفات النبهاني اين روابط را با جانشين او عبد الحي زلوم ادامه داد. اين روابط اين طور نيست كه ما با همه ديدگاهها و راهكارهاي آنان موافق باشيم. در دهه ششم از قرن بيستم ميلادي هنگامي كه حزب التحرير كتاب "خلافت " را منتشر كرد حزب الدعوه آن را مورد نقد و بررسي قرار داد. اين كتاب بازتاب گسترده در حوزه علميه نجف اشرف برجاي گذاشت و ميان رهبران حزب الدعوه و حزب التحرير جدال و بحثهاي گسترده روي داد. روابط شاخههاي حزب الدعوه در عراق و لبنان و ساير مناطق با حزب التحرير و سازمان اخوان المسلمين خوب و دوستانه بود.
*سوال:پايگاه اصلي حزب الدعوه در عراق بود روابط اين حزب با سازمان اخوان المسلمين عراق چگونه بوده است؟
*علي كوراني: حزب الدعوه با بسياري از شخصيتها و انديشمندان اهل سنت عراق همچون محمود شيت خطاب روابط دوستانه داشته است. فراموش نكنيم كه شهيد عبد العزيز البدري يكي از كادرهاي حزب اسلامي عراق كه از احزاب مبارز اهل سنت مي باشد با كادرهاي حزب الدعوه روابط صميمانه داشت. حزب الدعوه شهيد عبد العزيز البدري را از شهداي خود مينامد. اصولاً حزب الدعوه يك حزب فرقه گرا و طايفه گرا نيست. استاد شهيدمان آيت الله سيد محمد باقر صدر در يكي از سخنان خود مردم شيعه و سني عراق را اين گونه خطاب كرد: "شما برادران عراقي من، فرزندان علي بن ابي طالب (ع) و فرزندان عمر فاروق هستيد ". اين سخن نشان ميدهد كه روابط ميان حزب الدعوه شيعي و احزاب سني در جهان اسلام بر مبناي ديدگاههاي شهيد صدر برقرار بوده است. بنيانگذاران حزب الدعوه هرگز راضي نشدند به اين حزب هويت و ماهيت فرقهاي ببخشند. بنده چند بار درباره هويت مذهبي حزب الدعوه با مرحوم شهيد صدر و برخي رهبران حزب بحث و مناظره كردهام. آنان ميكوشيدند بنده را متقاعد كنند كه نبايد خود را پيرو مذهب خاصي معرفي كنم. آنان ميگفتند حزب الدعوه يك حزب فراگير اسلامي است. درهاي آن به سوي پيروان همه مذاهب اسلامي باز ميباشد.
*سوال:صدام توانست ميان پيروان مذاهب تشيع و اهل تسنن عراق دودستگي ايجاد كند. اين دودستگي چه تأثيري بر روابط و پيوندهاي اجتماعي عراق بر جاي گذاشته است؟
*علي كوراني: صدام يك فرد فرقه گرا و تفرقه انداز بود. شيعيان را به خاطر عقايدشان به قتل ميرساند. صدام با گلوله و شمشير ميان شيعيان و اهل سنت جدايي انداخت. يكي از برادران اهل سنت كه به آيين تشيع گرويده چنين ميگويد: "مأموران صدام و فرزندش عدي 7 سال قبل از سرنگوني رژيم صدام مرا به شدت تحت فشار قرار داده بودند. در نتيجه اين فشارها ناچار شدم از عراق فرار كنم. پناهندگان شيعه كه در خارج از عراق به سر ميبردند از هموطنان شيعه خود به گرمي استقبال و نيازهاي آنان را برطرف ميكردند. در خارج عراق من تنها بودم و هيچ كسي به من كمك نميكرد. من تنها شهروند سني بودم كه از دست رژيم صدام فرار كردم و پناهندگان شيعه به گرمي از من پذيرايي كردند ".
*سوال:شهيد راغب حرب به دست چه كسي به شهادت رسيد؟ آيا اسرائيليها به طور مستقيم او را شهيد كردند يا به دست مزدورانشان به شهادت رسيد؟
*علي كوراني: مطمئن نيستم كه اسرائيليها شيخ راغب حرب را ترور كرده باشند. اكنون جاي اين سوال باقي است كه آيا اسرائيل براي ترور ايشان تصميم نهايي گرفته بود يا نه؟ شايد توسط مزدوران محلي لبناني به شهادت رسيد. همچنين امكان دارد يك جريان لبناني شيخ راغب حرب را شهيد كرده باشد. همچنين اين احتمال وجود دارد كه برخي جريانات لبناني كه در آن مرحله با موساد همكاري داشتند مجري اين ترور ناجوانمردانه بودهاند. به هرحال ايشان در راه آرمان خود به شهادت رسيد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس ادامه مطلب

بقيه در ادامه
*سوال: گفتهايد كه مرحوم شيخ راغب حرب از شاگردان شما بوده است. در چه سالي با ايشان آشنا شديد و ويژگيهاي ايشان كدامند؟
*علي كوراني: خداوند شيخ راغب حرب را رحمت كند. ايشان يكي از شخصيتهاي ارزشمند و آگاه لبنان و از پايگاه مردمي گستردهاي برخوردار بود. در اوايل دهه هفتم از قرن بيستم از زادگاه خود شهر جبشيت به بيروت هجرت كرد تا در حوزههاي علميه اين شهر علوم اسلامي را فرا گيرد. او ابتدا در حوزه علميه سيد محمد حسين فضل الّله درس خواند، سپس به حوزه علميه مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين انتقال يافت. شيخ راغب حرب مردي مهربان و واقع گرا بود. از نظر فقهي ميتوان ايشان را يكي از شاگردان برجسته شيخ محمّد مهدي شمس الدين دانست چرا كه پيوستگي تحصيلي و فكري شهيد حرب با مرحوم شمس الدين قويتر از ساير علماي وقت لبنان بود. ايشان ضمن اقامت در بيروت، همواره به جبشيت رفت وآمد داشت و مردم را ارشاد ميكرد. رفتار و كردار شيخ راغب حرب به رفتار پدرش شباهت داشت. شخصيت پدر و فرزند مشابه يكديگر بود. معمولاً مردم جنوب لبنان، مردمي ساده و فروتن هستند.
*سوال: در چه سالي با شيخ راغب حرب آشنا شديد؟
*علي كوراني: حدود اوايل دهه هفتم از قرن گذشته ميلادي با ايشان آشنا شدم.
*سوال:در حوزه علميه نجف اشرف يا در بيروت؟
*علي كوراني: در شهر بيروت با يكديگر آشنا شديم. پس از آغاز جنگهاي داخلي لبنان در آوريل 1975 هر دو به شهر صيدا در جنوب لبنان انتقال يافتيم. شيخ راغب حرب و تعداد ديگري از طلاب و روحانيون شيعه و سني لبنان در دروس تفسير قرآن بنده شركت ميكردند. در اين گفت و گو لازم ميدانم به اين نكته نيز اشاره كنم كه شيخ ماهر حمود امام جمعه كنوني مسجد القدس در شهر صيدا يكي از دوستان صميمي شهيد راغب حرب بود. بنده در راهنمايي و سازندگي فكري ايشان نقش اساسي داشتم. هنگامي كه براي تبليغ به روستاهاي جنوب ميرفت، دستور كار و خطوط كلي تبليغ را از من دريافت ميكرد.
*سوال:اشاره كرديد كه شهيد راغب حرب تحت تأثير ديدگاهها و انديشههاي مرحوم شمس الدّين قرار داشت. ولي بر خلاف شمس الدّين كه يك شخصيت ميانه رو وواقع گرا بود، شهيد راغب حرب يك چهره انقلابي از خود نشان داد و سرانجام به شهادت رسيد...
*علي كوراني: منافاتي ندارد. شهيد راغب حرب در زمينه فقه و اصول شاگرد مرحوم شيخ محمّد مهدي شمس الدّين بود و تا زمان شهادتش روابط صميمانهاي با مرحوم شمس الدّين داشت. امّا از لحظهاي كه نشانههاي انقلاب اسلامي در ايران ظاهر شد و نام امام خميني (ره) در صحنه مبارزه مطرح گرديد، شهيد راغب حرب از امام خميني حمايت كرد. در آن برهه بيشتر علما و روحانيون لبناني امام خميني (ره) را تأييد كردند. مرحوم شمس با حركت امام خميني مخالفتي نداشت، اما از انقلاب اسلامي حمايت جدي به عمل نياورد. در حالي كه شيخ راغب حرب با انگيزه قوي از امام و انفلاب اسلامي حمايت كرد. در آن مرحله يك جريان گسترده از علماي شيعه و سني لبنان و فلسطين به شدت از انقلاب اسلامي حمايت به عمل آوردند. بزرگترين تظاهراتي كه در حمايت از انقلاب اسلامي ايران در بيروت به راه افتاد توسط علماي متعهد و آگاهي برنامهريزي شده بود كه شيخ راغب حرب يكي از آنان بود. اين تظاهرات گسترده همزمان با تظاهرات روزهاي تاسوعا و عاشورا در شهرهاي ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برگزار گرديد. در آن زمان امام خميني (ره) در پاريس اقامت داشت. بنابر اين شهيد راغب حرب انقلاب اسلامي و امام خميني را كاملاً تأييد ميكرد. پس از پيروزي انقلاب هم در مناسبتهاي مختلف به ايران ميآمد، و در همايشهاي گوناگون شركت ميكرد. ايشان احساسات و همفكري عجيبي نسبت به انقلاب اسلامي از خود بروز ميداد. به طور مثال هر گاه به ايران ميآمد براي رزمندگان جبهههاي جنگ خون اهدا ميكرد. همواره ميگفت اگر ميتوانستم از بانكهاي دنيا وام دريافت كنم و به جمهوري اسلامي كمك نمايم كوتاهي نميكردم. در دوران جنگ تحميلي كه جمهوري اسلامي در محاصره اقتصادي قرار داشت و رزمندگان در جبهههاي جنگ با كمبود دارو مواجه بودند، سعي ميكرد در لبنان دارو جمع آوري و به تهران ارسال كند. هنگامي كه بيمار ميشد از داروهاي ساخت ايران استفاده ميكرد. به اطرافيان خود ميگفت: كه داروهاي ايران شفا بخش است. اين نشان ميدهد كه شهيد راغب حرب به جمهوري اسلامي ايران و امام خميني عشق ميورزيد. مسلمانان صادق و اصيل اينگونه هستند. افراد مخلص و فداكار كه دين اسلام را ياري ميكنند اينگونه هستند. شيخ راغب حرب انقلاب اسلامي را نهايت آرزوها و اهداف خود ميدانست.
*سوال:پس از اشغال لبنان توسط رژيم صهيونيستي شهيد راغب حرب چه نقشي داشت؟
*علي كوراني: پس از حمله اسرائيل به لبنان، مقاومت مردمي قوي و چشمگيري وجود نداشت. گاهي مقاومتهاي پراكنده و انفرادي بر ضد اشغالگران صورت ميگرفت. آن روزها هيچ كس جرأت تصميمگيري براي آغاز عمليات مسلحانه ضد رژيم صهيونيستي را نداشت. به ياد دارم پس از اشغال جنوب لبنان من و آقاي شمخاني به منطقه بعلبك رفتيم. آنجا ملاحظه كرديم كه مردم پرچمهاي سفيد روي بام خانههاي خود برافراشتهاند.
*سوال:اسرائيل كه تصميم نداشت به شهر بعلبك حمله كند؟
*علي كوراني: همه مردم جنوب و دشت بقاع در برابر اشغالگران پرچم سفيد بر افراشتند. مگر در آن برهه كسي جرأت داشت نفس بكشد. علي شمخاني در واكنش به اين موضع سازشكارانه مردم گفت ما از لبنانيها ميخواهيم پرچمهاي سرخ بر افرازند نه پرچمهاي سفيد. جو عمومي در آن مرحله نشان ميداد كه مردم يكپارچه تسليم شدهاند. عمليات مقاومت به صورت انفرادي صورت ميگرفت. عمليات پراكنده بر ضد اشغالگران در منطقه خلده در جنوب بيروت و برخي محورهاي جنوب لبنان توسط برخي انقلابيون انجام گرفت، امّا مقاومت همگاني در آغاز يورش اسرائيليها وجود نداشت. در آن مرحله شيخ راغب حرب، به عنوان يك روحاني فعّال در منطقه نبطيه در جنوب لبنان مردم را به مخالفت با هرگونه همكاري با اشغالگران فرا ميخواند. در شهر صيدا در جنوب لبنان نيز برادران فعّال اهل تسنن نيز بر ضد اشغالگران صهيونيست مبارزه ميكردند. در شهر بيروت پايتخت لبنان برخي افراد وابسته به جنبشهاي ملي و روحانيون مسلمان، مبارزه را بر عهده داشتند.
*سوال:آرشيو و ميراث فرهنگي شهيد راغب حرب نشان ميدهد كه ايشان با سخنرانيها و خطبههاي نماز جمعه توانست وضع موجود را دگرگون كند. اين دگرگوني تا چه اندازه كارآمد بود؟
*علي كوراني: آري ايشان مردم جنوب را براي مبارزه با اشغالگران تشويق ميكرد. امّا به ياد ندارم كه ايشان در عمليات مسلحانه ضد صهيونيستي شركت كرده باشد. (اسرائيل در سال 1982 لبنان را اشغال كرد و شيخ راغب در سال شهادت 1984 به شهادت رسيد. بنابراين ايشان حدود دو سال در سايه اشغالگران زندگي كرد).
*سوال:ايشان جان خود را در راه آزادي ميهن از دست داد؟
*علي كوراني: درست است. اشغالگران ايشان را چند ماه بازداشت و شكنجه كردند. ايشان سرانجام توسط مزدوران محلي به شهادت رسيد. اصولاً تلاش براي شكل گيري گروههاي مقاومت در آن مرحله تازه آغاز شده بود. گروههاي مقاومت با كمك ايران تأسيس شدند. نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به لبنان آمد و گروههاي مقاومت ضد صهيونيستي را سازماندهي كردند. شيخ راغب كه خداوند ايشان را رحمت كند، در جو سازماندهي و شكل گيري گروههاي مقاومت قرار داشت، امّا در اين تلاشها حضور فعّال و قوي نداشت.
*سوال:آيا با مقامهاي ساير جنبش اسلامي همكاري داشت؟
*علي كوراني: آري، با نهضت نوپاي اسلامي لبنان همكاري فرهنگي و سياسي داشت. با اين نهضت همفكري ميكرد. برخي رهبران جنبش هاي اسلامي منطقه نيز با او ديدار ورايزني ميكردند. موضع صريح ايشان در مخالفت با اشغالگران و حضور يهوديان در لبنان روشن است. ايشان هرگز حاضر نشد به افسر اسرائيلي دست دهد. اين موضع شهيد راغب روشن و شناخته شده است.
*سوال:انگيزه شيخ راغب حرب براي تحصيل علوم حوزوي چه بود؟
*علي كوراني: خاندان حرب از خانوادههاي متدّين جنوب لبنان هستند. بسياري از اين خانوادهها علاقه دارند فرزندانشان را به حوزههاي علميه اعزام نمايند تا علوم و معارف اسلامي را فرا گيرند. شيخ راغب حرب با انگيزههاي ديني به حوزههاي علميه پيوست. در دهههاي گذشته ديدگاه برخي از اقشار مردم لبنان نسبت به مسائل ديني منفي بوده است. امّا در سالهاي اخير مردم به دين گرايش پيدا كردهاند. در دهههاي گذشته زنان لبناني با حجاب سروكار نداشتند. امّا امروزه ظهور زنان محجبه در لبنان چشمگير شده است. اصولاً ماهيت مردم جنوب لبنان، اسلامي و ديني است. اكثريت مردم مسائل ديني را رعايت ميكنند. فرزندان شان را به حوزههاي علميه نجف اشرف و قم اعزام ميكنند.
*سوال:هنگامي كه شيخ راغب حرب وارد نجف شد، حوزه علميه شهيد سيد محمد باقر صدر را انتخاب كرد. بفرماييد اصولاً طلاب لبناني حوزه علميه نجف اشرف به كدام يك از مكاتب فكري حوزه گرايش داشتند؟
*علي كوراني: حوزه علميه نجف اشرف اينطور كه فكر ميكنيد نيست. طلاب لبناني حوزه علميه نجف اشرف همگي در سايه عنايت مرجعيت آيت اللّه خويي و در حوزههاي گوناگون علمي تحصيل ميكردند. آن روزها مكتب آيت اللّه صدر خط و مشي و موقعيت مشخصي نداشت. برخي از طلاب لبناني به انديشههاي شهيد صدر گرايش داشتند. برخي ديگر هم به ساير مراجع حوزه گرايش داشتند. در اين ميان شيخ راغب حرب به انديشهها و ديدگاههاي شهيد صدر گرايش داشت. نميتوان گفت كه اين مكاتب در مقابل هم قرار داشتند. شهيد صدر شخصاً اعلام كرده بود كه هر چه دارد از آيت الله خويي دارد. وجود خود را مديون آيت الله خويي ميدانست. هرگز دوگانگي وجود نداشت.
*سوال:شهيد صدر بر خلاف ساير مراجع حوزه علميه نجف يكي از بنيانگذاران جنبش اسلامي عراق به شمار ميآيد؟
*علي كوراني: اشكالي ندارد، اين به معني دو گانگي در عملكرد حوزه نجف اشرف نميباشد. البته طرز تفكرها و سليقههاي متعددي وجود داشت، اما در عين حال ناشناخته مانده بود. همه مراجع در زمينه تلاش براي گسترش آگاهي عمومي اتفاق نظر داشتند.
*سوال:آيا شيخ راغب در حوزه شهيد صدر هم تحصيل كرد؟
*علي كوراني: دقيقاً اطلاع ندارم. زيرا زماني كه ايشان وارد حوزه علميه نجف اشرف شد من در كويت زندگي ميكردم. زماني هم كه در حوزه علميه مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين تحصيل ميكرد كم سن و سال بود. آن زمان سن شهيد سيد عباس موسوي از سن شيخ راغب حرب بيشتر بود و از نظر علمي هم جلوتر بود. سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله نيز يكي از شاگردان سيد عباس موسوي در حوزه شهيد صدر درس مي خواند. زماني كه صدام حوزه نجف اشرف را تحت فشار قرار داد و طلاب خارجي را از عراق اخراج كرد، طلاب لبناني هم به كشورشان بازگشتند.
*سوال:روحانيون ياد شده تا چه سطحي در حوزه علميه نجف درس خواندند؟
*علي كوراني: گمان كنم در سطح كفايه الاصول رسيده بودند. تا آن روز در سطح درس بحث خارج فقه حوزههاي علمي آيت الله خويي و شهيد صدر نرسيده بودند. شيخ راغب حرب هم هنگامي كه در اواخر دهه هفتم از قرن گذشته به لبنان بازگشت دروس مكاسب و رسائل را در حوزه علميه مرحوم شمس الدين آغاز كرد.
*سوال:شيخ راغب حرب با شما در بيروت ديدار و گفتگو ميكرد. در اين ديدارها درباره چه مسائلي بحث مي كرديد؟
*علي كوراني: در آن زمان مسئوليت سازمان حزب الدعوه اسلامي شاخه لبنان را بر عهده داشتم. پس از حمله اسرائيل به لبنان سازمان حزب الدعوه را منحل كردم و در پي اين اقدام حزب الله تأسيس شد. شيخ راغب در فضاي حزب الدعوه قرار داشت و با رهبران آن همفكري ميكرد. ولي از نظر ساختار فكري و اعتقادي از گرايشات انقلابي حمايت ميكرد، اما دقيقاً مطمئن نيستم كه به سازمان حزب الدعوه پيوسته بود يا نه. روزي با آقايان شيخ محمد مهدي شمس الدين و سيد محمد حسين فضل الله به توافق رسيدم كه عضويت در برخي شوراها و كميتههاي حزب الدعوه را بپذيرند. البته اين توافق تا مدّتها سري مانده بود. شيخ راغب حرب از پيوستن نامبردگان به حزب الدعوه آگاهي نداشت. اما او از طلاب نيكنام و فاضل و فعال و پر تحرك لبنان بود.
*سوال:آيا تلاشي براي پيوستن شيخ راغب حرب به حزب الدعوه به عمل آورديد؟
*علي كوراني: ايشان را فقط در فضاي فكري و فعاليتهاي حزب الدعوه قرار ميدادم.
*سوال:يعني عضو ناپيوسته و غير تشكيلاتي؟
*علي كوراني: خدا رحمت كند شيخ راغب حرب را... در حزب الدعوه عضويت نداشت. اما به هر حال ايشان را از خودم ميدانستم و برخي كارها و فعاليتهاي حزبي را به ايشان واگذار ميكردم. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، هواداران حزب بعث طرفدار صدام در لبنان فعال شدند و در برابر طرفداران انقلاب اسلامي به ستيزه جويي برخاستند. در اين ميان هواداران انقلاب اسلامي ستيزه جويي با عوامل حزب بعث شاخه عراق را آغاز كردند. شيخ راغب در اين ستيزه جويي حضور فعال داشت. حزب بعث در آن مرحله يكي از احزاب قدرتمند لبنان به شمار ميرفت و روزنامه "بيروت " ارگان اين حزب بود. حزب بعث در سرتاسر لبنان مراكز سازماني و اطلاع رساني و افراد شبه نظامي در اختيار داشت.
*سوال: آيا احزاب سياسي ديگري معترض هواداران انقلاب اسلامي ميشدند؟
*علي كوراني: در لبنان پرچم دشمني با انقلاب اسلامي را طرفداران حزب بعث در دست داشتند. يك گروه فلسطيني به نام "جبهه آزادي بخش عربي " با حزب بعث همكاري ميكرد. اصولا اين گروه توسط رژيم صدام تشكيل شده بود. سمير جعجع فرمانده شبه نظاميان موسوم به نام "القوات اللبنانيه " شاخه نظامي حزب فالانژ با رژيم صدام همكاري ميكرد. اين گروهها با اسلامگرايان دشمني سرسختانه داشتند. اما به رغم اين دشمنيها، بيشتر مردم لبنان از انقلاب اسلامي ايران و امام خميني (ره) طرفداري مي كردند.
*سوال:از ساير فعاليتهاي شهيد راغب حرب چه اطلاعي داريد؟
*علي كوراني: شيخ راغب حرب علاوه بر فعاليتهاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي براي رفع محروميت از شيعيان جنوب لبنان نيز تلاش ميكرد، ايشان يكي از چهرههاي فعال و ممتاز در عرصه پيكار سياسي و اجتماعي جنوب لبنان به شمار ميرفت، اما امكانات ايشان بسيار محدود بود. مهمترين دستاوردهاي ايشان ساخت مسجد و حسينيه شهر جبشيت بود. در ساخت آسايشگاه خيريه حضرت زينب (س) براي ايتام جنوب لبنان مشاركت داشت. فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي مرحوم شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فراوانند. اما آنگونه كه برخي افراد وانمود ميكنند نبوده است. اكنون برخي افراد ادعا ميكنند كه شهيد شيخ راغب حرب يك انسان نابغه و فيلسوف و انديشمند بوده است. اين شيوه قلم فرسايي به جايگاه شهيدان آسيب ميرساند. شيخ راغب يك انسان فعال، وارسته و مجاهد بود. مخلصانه از انقلاب اسلامي و امام خميني به دفاع برخاست. تا حدودي تحت تأثير انديشهها و راهكارهاي حزب الدعوه قرار داشت از ميان علماي لبنان، مرحوم شيخ محمد مهدي شمس الدين را الگوي خود قرار داده بود. از نظر عمل با رهبري حزب الدعوه همكاري ميكرد، ولي از نظر فكري و تحصيلات حوزوي در كنار مرحوم شمس الدين قرار داشت. گاهي رهبران جماعت اسلامي شاخه لبناني سازمان اخوان المسلمين ايشان را براي ايراد سخنراني دعوت مي كردند.
*سوال:روابط شهيد راغب حرب با امام موسي صدر چگونه بود؟
*علي كوراني: روابطشان خيلي خوب بود، اما امام موسي صدر هيچ مسئوليتي به شيخ راغب واگذار نكرد.
*سوال:با جنبش امل هم همكاري داشت؟
*علي كوراني: در آن برهه مردم لبنان از امام موسي صدر طرفداري ميكردند و شيخ راغب حرب در اين فضا قرار داشت. ايشان در جنبش امل و ساير احزاب و جنبشهاي اسلامي لبنان عضويت نداشت. در ابتدا روابط ايشان با جنبش امل خوب بود، اما ديري نپاييد كه با رهبري جنبش امل در منطقه نبطيه به شدت درگير شد. زيرا شهيد راغب حرب پرچم مقاومت بر ضد اشغالگران اسرائيلي را بر افراشته بود در حالي كه رهبري جنبش امل در آن مرحله با اين رويكرد مخالفت ميكرد.
*سوال:گفته شده كه شهيد راغب حرب براي برپايي حكومت اسلامي در لبنان و ساير كشورهاي منطقه تبليغ ميكرده است. اين گفتار تا چه اندازه واقعيت دارد؟
*علي كوراني: شكي نيست كه راهكار و ديدگاه حزب الدعوه اين گونه بوده است. همه وابستگان به حزب الدعوه و احزاب اسلامي از اين ايده حمايت ميكردند. برپايي حكومت جهاني اسلام در كشورهاي منطقه آرزوي ديرينه بسياري از رهبران جنبشهاي اسلامي منطقه بود. شيخ راغب حرب نيز اينگونه فكر ميكرده است. اين ايده را ابتدا رهبري سازمان اخوان المسلمين در مصر مطرح كرد.
*سوال:اوضاع اسلامگرايان لبنان همچون فعالان حزب الدعوه و جنبش امام موسي صدر در مرحله قبل از پيروزي انقلاب اسلامي چگونه بوده است؟
*علي كوراني: امام موسي صدر به منظور تحقق خواستهها و اهداف شيعيان محروم لبنان به فعاليتهاي سياسي گسترده دست زده بود. امام صدر در چارچوب اين فعاليتها با طوايف مسيحي و احزاب سياسي لبنان روابط گسترده داشت. او همچنين با برخي دولتهاي پيشرو و در عين حال با دولتهاي مرتجع عرب روابط برقرار گرده بود. در نتيجه اين روابط متضاد و معادلات ناهمگون ميان دولتهاي عرب حادثه ناپديد شدن و سپس كشته شدن ايشان اتفاق افتاد. امام صدر در سايه تضادها و اختلافات فيما بين دولت هاي عرب با اين دولتهاي ضد و نقيض روابط دوستانه داشت. در عين حال در داخل لبنان هم با سران طوايف و احزاب متخاصم روابط برقرار كرده بود. ايشان به منظور بهبود اوضاع شيعيان مؤسسات و مراكز آموزشي و تربيتي گسترده تاسيس كرد. به منظور ارتقاي كيفي فرهنگ شيعيان دكتر مصطفي چمران را به لبنان فراخواند. اما ديري نپاييد كه موضوع تاسيس جنبش امل مطرح شد. در نتيجه همكاري شهيد چمران با امام صدر ايشان، به حمايت از امام خميني گرايش پيدا كرد. امام صدر روزي اين نكته را به من گفت كه در يكي از مسافرتهايش به ايران، شاه از ايشان تقاضا كرد ميان او و مراجع تقليد ميانجيگري كند. اما امام صدر در سالهاي آخر حضورش در لبنان به امام خميني گرايش يافت و از برنامههاي آگاهي بخش دكتر علي شريعتي ستايش به عمل ميآورد.
در آن مرحله جريانات سكولار و لائيك در فضاي سياسي لبنان حاكميت داشتند، اما جريانات فعال در جامعه مسلمانان، از سازمان اخوان المسلمين طرفداري ميكردند. جنبشهاي مبارز فلسطيني نيز گرايشات سكولار و لائيك داشتند. تعداد افراد متدين در جنبش مقاومت فلسطين اندك بود. فلسطينيهاي متدين اغلب در اردن سكونت داشتند، و نه در لبنان. گروههاي سلفي كه در سالهاي اخير در صحنه سياسي لبنان فعال شدهاند اكنون ميكوشند ديدگاههاي خود را تحميل كنند. سلفي گرايان در دهههاي گذشته در مسائل سياسي دخالت نميكردند. فعاليتشان به ارائه كمكهاي مالي به سازمان اخوان المسلمين محدود بود. منبع اصلي اين كمكها از عربستان سعودي تأمين ميشود. از ميان جامعه اهل تسنن لبنان برخي روحانيون آگاه به طرحهاي سازمان اخوان المسلمين و حزب الدعوه اسلامي در زمينه لزوم برپايي حكومت جهاني اسلام تمايل نشان ميدادند. اكنون هم بسياري از روحانيون اهل سنت و طرفدار سازمان اخوان المسلمين مصر و برخي روحانيون جنبش حماس در زمينه برپايي حكومت اسلامي به ايدههاي مذهب تشيع گرايش دارند.
در اين ميان گرايش جامعه مسلمانان شيعه اغلب سنتي بوده است. بيشتر شيعيان متدين بودند، و از مراجع تقليد حوزه علميه نجف اشرف همچون آيات عظام سيد محسن حكيم و سيد ابو القاسم خويي تقليد ميكردهاند. اين در حالي است كه افراد آگاه و فعال از طرحهاي حزب الدعوه و ديدگاههاي شهيد سيد محمد باقر صدر و شيخ محمد مهدي شمس الدين و سيد محمد حسين فضل الله و اسلامگرايان آگاه طرفداري ميكردهاند. حزب الدعوه تشكيلات گستردهاي در لبنان داشت. مرحوم شمس الدين و علامه فضل الله قبل از انحلال شاخه لبناني حزب الدعوه با اين حزب موافقتنامه همكاري امضا كردند كه در جلسات سالانه شوراها و كميتههاي حزب الدعوه شركت نمايند. اما بر اساس اين موافقنامه هيچ مسئوليت سازماني به آنها واگذار نشده بود.
*سوال:همكاري و ارتباط حزب الدعوه با جريانات و جنبشهاي اهل سنت مانند اخوان المسلمين تا چه ميزان بوده است؟
*علي كوراني: روابط حزب الدعوه با رهبران اخوان المسلمين لبنان به ويژه با شيخ فتحي يكن و شيخ ابراهيم المصري و شيخ ماهر حمود و رهبران جماعت اسلامي بسيار مستحكم بوده است. همچنين با رهبران اخوان المسلمين مصر همچون عمر التلمساني و بسياري از مقامهاي جنبش هاي اسلامي روابط گسترده داشتيم.
*سوال:آيا حزب الدعوه تحت تأثير افكار و انديشه هاي شهيد سيد قطب و حسن البنا و ساير انديشمندان اخوان المسلمين قرار گرفته بود؟
*علي كوراني: من تأكيد ميكنم كه حزب الدعوه از نظر فكري تحت تأثير انديشههاي اخوان المسلمين، و از نظر تحليل سياسي مسائل جهان اسلام تحت تأثير حزب التحرير و از نظر ساختار سازماني و تشكيلاتي تحت تأثير حزب كمونيست قرار دارد. چرا كه ساختار سازماني و تشكيلاتي حزب كمونيست بسيار عالي است.
*سوال:حزب الدعوه از نظر فرهنگي و عقيدتي تحت تأثير چه جرياني قرار دارد؟
*علي كوراني: حزب الدعوه از نظر فرهنگي و عقيدتي تحت تأثير سازمان اخوان المسلمين قرار دارد. اما ساختار تشكيلاتي آن دقيقاً به ساختار حزب كمونيست شباهت دارد.
*سوال:روابط حزب الدعوه و حزب التحرير چگونه بوده است؟
*علي كوراني: بسيار عالي بوده است. برخي از رهبران حزب الدعوه سابقاً در حزب التحرير عضويت داشتند.
*سوال:آيا روابط حزب الدعوه با احزاب و سازمان هاي اسلامي اهل سنت هنوز ادامه دارد؟
*علي كوراني: در حال حاضر بسياري از رهبران احزاب ياد شده از دنيا رفتهاند. حزب الدعوه در ابتداي تأسيس با شيخ تقي الدين النبهاني بنيانگذار حزب التحرير ارتباط برقرار كرد. پس از وفات النبهاني اين روابط را با جانشين او عبد الحي زلوم ادامه داد. اين روابط اين طور نيست كه ما با همه ديدگاهها و راهكارهاي آنان موافق باشيم. در دهه ششم از قرن بيستم ميلادي هنگامي كه حزب التحرير كتاب "خلافت " را منتشر كرد حزب الدعوه آن را مورد نقد و بررسي قرار داد. اين كتاب بازتاب گسترده در حوزه علميه نجف اشرف برجاي گذاشت و ميان رهبران حزب الدعوه و حزب التحرير جدال و بحثهاي گسترده روي داد. روابط شاخههاي حزب الدعوه در عراق و لبنان و ساير مناطق با حزب التحرير و سازمان اخوان المسلمين خوب و دوستانه بود.
*سوال:پايگاه اصلي حزب الدعوه در عراق بود روابط اين حزب با سازمان اخوان المسلمين عراق چگونه بوده است؟
*علي كوراني: حزب الدعوه با بسياري از شخصيتها و انديشمندان اهل سنت عراق همچون محمود شيت خطاب روابط دوستانه داشته است. فراموش نكنيم كه شهيد عبد العزيز البدري يكي از كادرهاي حزب اسلامي عراق كه از احزاب مبارز اهل سنت مي باشد با كادرهاي حزب الدعوه روابط صميمانه داشت. حزب الدعوه شهيد عبد العزيز البدري را از شهداي خود مينامد. اصولاً حزب الدعوه يك حزب فرقه گرا و طايفه گرا نيست. استاد شهيدمان آيت الله سيد محمد باقر صدر در يكي از سخنان خود مردم شيعه و سني عراق را اين گونه خطاب كرد: "شما برادران عراقي من، فرزندان علي بن ابي طالب (ع) و فرزندان عمر فاروق هستيد ". اين سخن نشان ميدهد كه روابط ميان حزب الدعوه شيعي و احزاب سني در جهان اسلام بر مبناي ديدگاههاي شهيد صدر برقرار بوده است. بنيانگذاران حزب الدعوه هرگز راضي نشدند به اين حزب هويت و ماهيت فرقهاي ببخشند. بنده چند بار درباره هويت مذهبي حزب الدعوه با مرحوم شهيد صدر و برخي رهبران حزب بحث و مناظره كردهام. آنان ميكوشيدند بنده را متقاعد كنند كه نبايد خود را پيرو مذهب خاصي معرفي كنم. آنان ميگفتند حزب الدعوه يك حزب فراگير اسلامي است. درهاي آن به سوي پيروان همه مذاهب اسلامي باز ميباشد.
*سوال:صدام توانست ميان پيروان مذاهب تشيع و اهل تسنن عراق دودستگي ايجاد كند. اين دودستگي چه تأثيري بر روابط و پيوندهاي اجتماعي عراق بر جاي گذاشته است؟
*علي كوراني: صدام يك فرد فرقه گرا و تفرقه انداز بود. شيعيان را به خاطر عقايدشان به قتل ميرساند. صدام با گلوله و شمشير ميان شيعيان و اهل سنت جدايي انداخت. يكي از برادران اهل سنت كه به آيين تشيع گرويده چنين ميگويد: "مأموران صدام و فرزندش عدي 7 سال قبل از سرنگوني رژيم صدام مرا به شدت تحت فشار قرار داده بودند. در نتيجه اين فشارها ناچار شدم از عراق فرار كنم. پناهندگان شيعه كه در خارج از عراق به سر ميبردند از هموطنان شيعه خود به گرمي استقبال و نيازهاي آنان را برطرف ميكردند. در خارج عراق من تنها بودم و هيچ كسي به من كمك نميكرد. من تنها شهروند سني بودم كه از دست رژيم صدام فرار كردم و پناهندگان شيعه به گرمي از من پذيرايي كردند ".
*سوال:شهيد راغب حرب به دست چه كسي به شهادت رسيد؟ آيا اسرائيليها به طور مستقيم او را شهيد كردند يا به دست مزدورانشان به شهادت رسيد؟
*علي كوراني: مطمئن نيستم كه اسرائيليها شيخ راغب حرب را ترور كرده باشند. اكنون جاي اين سوال باقي است كه آيا اسرائيل براي ترور ايشان تصميم نهايي گرفته بود يا نه؟ شايد توسط مزدوران محلي لبناني به شهادت رسيد. همچنين امكان دارد يك جريان لبناني شيخ راغب حرب را شهيد كرده باشد. همچنين اين احتمال وجود دارد كه برخي جريانات لبناني كه در آن مرحله با موساد همكاري داشتند مجري اين ترور ناجوانمردانه بودهاند. به هرحال ايشان در راه آرمان خود به شهادت رسيد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس