به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

«حسن امين آزان» باجناق شيخ راغب حرب درباره فعاليت هاي او مي گويد: شيخ راغب براي ساخت مسجد جامع روستاي جبشيت جلسات شبانه تشكيل مي‌‌داد و در ازاي نوشيدن يك استكان چاي مبلغ يك ليره كمك مطالبه مي‌‌كرد. به مردم مي‌‌گفت كه اين مسجد را براي اقامه نماز امام زمان (عج) آماده مي‌‌كند.

معمولا بستگان و نزديگان شخصيت‌‌هاي سرشناس و انقلابي همچون شهيد نهضت اسلامي لبنان شيخ راغب كه نقش بسزايي در پيشبرد مبارزات مردم كشورش داشته است بيش از ديگران از زواياي زندگي مبارزاتي اين شخصيت‌‌ها شناخت دارند. خبرنگار شاهد ياران در سفر به جنوب لبنان به منظور تهيه اين شماره كوشيد با برخي از نزديكان اين شهيد گرانمايه ديدار كند تا ناگفتني‌‌هاي زندگي سراسر جهاد و مبارزه او را باز گو كند:

بقيه در ادامه
* سوال: در ابتداي بحث لطفا خودتان را معرفي كنيد؟

*آزان: بسم الله الرحمن الرحيم. بنده حسن امين آزان از روستاي مقاوم جبشيت هستم. در دوران اشغال لبنان، مردم اين روستا نقش چشمگيري در مبارزه با اشغالگران صهيونيست داشته‌‌اند. پيكار فرهنگي و اجتماعي را از دوران نوجواني و دقيقا از سن 15 سالگي آغاز كردم. درحقيقت شهيد شيخ راغب حرب در سال 1967 نقش بسزائي در تشويق بنده براي شركت در فعاليت‌‌هاي اسلامي و مذهبي داشته است. در آن مرحله احزاب سياسي لبناني و جنبش‌‌هاي فلسطيني در جنوب لبنان حضور فعال داشتند. اما بنده از پيوستن به اين سازمان‌‌ها خودداري كردم. تا اين كه خورشيد جنبش محرومان (امل) به رهبري امام موسي صدر در سال 1975 در لبنان طلوع كرد و به اين جنبش پيوستم.
عناصر وابسته به احزاب سياسي لبنان از سال 1967 آزار و اذيت آن دسته از فعالان مسلمان شهر جبشيت را آغاز كردند. همه اين فعالان در جنبش محرومان عضويت داشتند. اعضاي جنبش امل در نتيجه گسترش اين فشارها در همان سال به شهر بعلبك در منطقه بقاع فرار كردند.

* سوال:افرادي كه به شهر بعلبك پناه بردند، چه كساني بودند؟

*آزان: بنده و شهيد شيخ راغب حرب و تعدادي از برادران مؤمن.

* سوال:چه گروه‌‌هايي شما را تحت فشار قرار مي‌‌دادند؟

*آزان: هواداران حزب كمونيست و هواداران حزب بعث شاخه عراق. در سال 1967 و در پي يورش كمونيست‌‌ها به هتل "لولوثيت " شهر بعلبك كه فعالان اسلامي در آن اقامت داشتند، من ناچار شدم به امارات متحده عربي هجرت كنم، و در آن كشور مشغول كار شوم. در سال 1978 به لبنان بازگشتم و با خواهر همسر شيخ راغب حرب ازدواج كردم.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) احساس اميدواري كردم كه بتوانم به كشورم بازگردم و فعاليت‌‌هاي پيشين خود را از سر گيرم. من از متون روايات شنيده بودم كه اسلام غريبانه آغاز شده و غريبانه بازخواهد گشت. ولي به ياري خداوند، اسلام غريب نخواهد بود. زيرا نهضتي كه توسط امام خميني (ره) بنيانگذاري شده تداوم خواهد يافت.
در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 مقام‌‌هاي امنيتي عربستان سعودي مرا به بهانه طرفداري از امام خميني به مدت يك هفته بازداشت و سپس از آن كشور اخراج كردند. پس از بازگشت به روستاي جبشيت فعاليت‌‌هاي فرهنگي و اجتماعي را ادامه دادم و اكنون با همكاري برخي برادران مؤمن اين فعاليت‌‌ها را در چارچوب حزب الله ادامه مي‌‌دهم.

* سوال:از چه زماني با شهيد شيخ راغب ارتباط داشتيد؟

*آزان: از دوران كودكي با يكديگر ارتباط داشتيم. هر دو از فرزندان جبشيت و كشاورز زاده هستيم. در جنوب لبنان كشت تنباكو بيش از هر چيز ديگر رواج دارد. شيخ راغب حرب پس از گذراندن مقطع تحصيلي ابتدايي در روستاي جبشيت مقطع متوسطه را در شهر نبطيه مركز فرمانداري نبطيه آغاز كرد.
به ياد دارم كه ارتقاي فكري و عقيدتي و ديني شيخ راغب حرب از مرحله متوسطه شكوفا شد. او آدم دورنگر، خوش‌‌فكر و به آينده بسيار خوشبين بود. ديدگاهها و تحليل‌‌هاي سياسي او، دوستانش را شگفت‌‌زده مي‌‌كرد. روزي يكي از اعضاي حزب كمونيست كه در كنار شيخ راغب در يك گردهمايي نشسته بود به شيخ گفت نصف جهان براي شما و نصف جهان براي ما كمونيست‌‌ها خواهد بود. شيخ در پاسخ به اظهارات فرد مزبور گفت: "در آينده همه جهان از جمله سرزمين فلسطين متعلق به مسلمانان خواهد بود ".
در حقيقت شيخ راغب حرب از سن 15 سالگي اينگونه مي‌‌انديشيد. چرا كه او يكي از شاگردان مقدس‌‌ترين انسان‌‌هاي روي زمين در عصر خود شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر بود. شهيد صدر كسي است كه به پيكارگران مسلمان توصيه كرد در امام خميني (ره) ذوب شوند. آنگونه كه امام خميني در اسلام ذوب شده است.
شيخ راغب حرب را از طريق جلسات بحث و گفت و گو در خانه او بيشتر شناختم. خانه او محفل علمي شخصيت‌‌ها و انديشمندان جنوب لبنان و پاتوق بزرگاني همچون سيد موسي صدر، سيد محمد حسين فضل الله، شيخ محمد مهدي شمس‌‌الدين و بسياري از علماي لبنان شده بود. اين در حالي است كه جنوب در آن مرحله ميدان تاخت و تاز احزاب و سازمان‌‌هاي سياسي چپ و راست به شمار مي‌‌رفت. شيخ راغب با خانواده و بستگان و همه هموطنان خود در جنوب لبنان مانند پدري مهربان رفتار مي‌‌كرد. روابط ايشان با مردم منطقه بسيار بي‌‌نظير بود. براي ساخت مسجد جامع روستاي جبشيت جلسات شبانه تشكيل مي‌‌داد و از شركت كنندگان در ازاي نوشيدن يك استكان چاي مبلغ يك ليره (پول رايج لبنان) كمك مطالبه مي‌‌كرد. به مردم مي‌‌گفت كه اين مسجد را براي اقامه نماز امام زمان (عج) آماده مي‌‌كند. هنگام ساخت آسايشگاه حضرت زينب (س) براي افراد بي‌‌سرپرست منطقه، لباس روحانيت را از تن بيرون مي‌‌آورد و لباس كارگري مي‌‌پوشيد و در كنار كارگران سرگرم كار مي‌‌شد.

* سوال:وابستگي شيخ راغب به جنبش امل به چه ميزان بوده است؟

*آزان: ديدگاهها و جهان بيني شيخ راغب حرب فراتر از ديدگاههاي جوانان مسلمان آن مرحله بود. به طور مثال روزي به او پيشنهاد كرديم كه به جنبش امل بپيوندد. او در پاسخ گفت شما به اين جنبش بپيونديد و به من اجازه دهيد در خارج از اين تشكيلات به كارم ادامه دهم. ما هرگز گمان نمي‌‌كرديم كه شيخ راغب تا اين اندازه دورنگر بوده باشد.

* سوال:انديشه‌‌ها و ديدگاههاي شيخ راغب حرب بر مبناي چه ملاك‌‌هايي بوده است؟ پشتوانه‌‌هاي فكري او از چه منبعي جوشيده است؟ آيا از نظر غريزي اينگونه مي‌‌انديشيده است؟

*آزان: در محيط زندگي شيخ راغب حرب و جامعه جبشيت يك شخصيت انديشمند وجود نداشت كه بتوان گفت ايشان تحت تاثير ديدگاههاي اين شخصيت قرار گرفته باشد. من شكي ندارم كه خداوند به ايشان الهام و استعداد داده تا اينگونه فكر كند و اينگونه باشد. او از سن 15 سالگي همچون افراد نابغه و تيز هوش رفتار مي‌‌كرده است. ايشان را بر اساس مفاهيم و ديدگاههاي خودمان يك انسان ساده و كوچك مي‌‌پنداشتيم، چرا كه او را نشناخته بوديم. ولي شيخ راغب حرب به مرور زمان نشان داد كه انسان بزرگي است. سخنان او و مبارزات خستگي‌‌ناپذيرش با دشمن اشغالگر نشان داد كه او از هر لحاظ يك انسان كاملي است. به مردم عشق مي‌‌ورزيد. ميان مردم الفت و محبت ايجاد مي‌‌كرد. مردم را به دوستي و مهرباني با يكديگر فرا مي‌‌خواند. او انساني فداكار و باگذشت بود. با وجودي كه در برابر دشمنان و ستمگران سرسختي نشان مي‌‌داد در برابر مؤمنان مهربان و انعطاف‌‌پذير بود. هرگز به ياد ندارم كه روزي شيخ راغب حرب همنشين فئودال‌‌هاي جنوب لبنان بوده باشد. او همواره از درگاه خداوند متعال كمك تقاضا مي‌‌كرد.

* سوال:خاندان حرب از خاندان‌‌هاي بزرگ منطقه نبطيه مي‌‌باشد، آيا فرزندان اين خاندان با جنبش مقاومت فلسطين نيز همكاري داشته‌‌اند؟

*آزان: خير، هرگز چنين چيزي وجود نداشته است. به ياد دارم كه خانواده شيخ راغب حرب، براي مردم جنوب لبنان الگو و سرمشق هستند. اين يك واقعيت انكار ناپذير است. اين خانواده در فعاليت‌‌هاي اسلامي، ايثارگري و فداكاري نمونه است. به طور مثال پدر شيخ راغب حرب مغازه خواربار فروشي داشت، در جريان اولين يورش نظامي اسرائيل به جنوب لبنان در سال 1978 ميلادي، تنها كسي بود كه درهاي مغازه را بازگذاشت تا مردم نيازهاي خود را به طور رايگان تامين كنند. شيخ راغب حرب در چنين خانواده‌‌اي تربيت و پرورش يافته است. پدر شيخ راغب حرب همواره تاكيد مي‌‌كرد هر چه دارد از بركات خداوند است و جايز نيست آن را از دسترس مردم دور نگه داشت. رفتار و طرز فكر پدر نقش ارزنده‌‌اي در تبلور انديشه و رفتار فرزند داشت.
بنده سال‌‌هاي طولاني با شهيد شيخ راغب حرب معاشرت كرده‌‌ام و رفتار و اخلاق نيك او را از نزديك شاهد بوده‌‌ام. چنانچه شهروندي نسبت به شيخ راغب كينه داشت او به خانه آن شهروند مي‌‌رفت و هرگونه كينه و بدبيني را از دل او برطرف مي‌‌كرد. ايشان با اين رفتار مي‌‌كوشيد ميان مردم همدلي و الفت برقرار نمايد. چرا كه مفاهيم و ارزش‌‌هاي اسلامي را خوب شناخته بود. عقيده داشت كه اسلام دين رحمت و دوستي و مهرباني است. بر اساس اخلاق اسلامي با مردم رفتار مي‌‌كرد.
شيخ راغب حرب فقط با علم و دانش به قله‌‌هاي اخلاق و اين جايگاه نرسيد. بلكه با پرهيزگاري، رستگاري و نوع‌‌دوستي به اين جايگاه بلند صعود كرد. در سال 1984 براي آخرين بار از طريق امارات متحده عربي به جمهوري اسلامي ايران سفر كرد. پس از بازگشت به بيروت، دوستان شيخ راغب به او توصيه كردند از بازگشت به جنوب لبنان خودداري كند. اما او در پاسخ به اين پيشنهاد به آنان گفت: "اين مسير را بايد ادامه داد. ما در راه خدا تلاش مي‌‌كنيم. راه و مسير امام حسين (ع) را ادامه مي‌‌دهيم. سرور شهيدان الگو و سرمشق ماست بايد اسرائيلي‌‌ها را از كشورمان بيرون كنيم ".
هنگامي كه نظاميان صهيونيست، شيخ را بازداشت كردند، همه شهروندان جنوب اعم از زن و مرد و كودك و بزرگسال واكنش نشان دادند. مردم يكپارچه در برابر دشمن قيام كردند. دشمن بر اثر فشار مردم ناچار شد شيخ راغب را آزاد كند. ولي دشمن آرام ننشست. تصميم گرفت شيخ را از سر راه خود بردارد تا شايد با قتل او اوضاع جنوب لبنان را آرام كند. چرا كه شيخ راغب هرگونه سازش با دشمن را تحريم كرده بود و مردم از رهنمودهاي او اطاعت مي‌‌كردند.

* سوال:شيخ راغب حرب در منطقه جبل عامل متولد شد و پرورش يافت. بفرماييد او تحت تاثير انديشه‌‌هاي كدام يك از علماي جبل عامل قرار داشت؟

*آزان: به ياد دارم كه شهيد شيخ راغب حرب هنگام حيات همواره از علماي بزرگ جبل عامل همچون شيخ ابراهيم كفعمي و سيد عبد الحسين شرف ‌الدين ياد مي‌‌كرد. در كلاس درسي كه شيخ راغب حرب در مسجد جبشيت برگزار مي‌‌كرد، شركت مي‌‌كردم. ايشان در اين كلاس‌‌هاي روزانه، كتاب‌‌هاي "فلسفه ما " و "اقتصاد ما " آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر را تدريس مي‌‌كرد. اين كلاس‌‌ها پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران برگزار مي‌‌گرديد. هدف او گسترش فرهنگ اسلامي بود و در اين زمينه موفقيت‌‌هاي بزرگي كسب كرد. با علماي جبل عامل ديدار مي‌‌كرد و با آنان به بحث و مناظره مي‌‌نشست. علما و روحانيون منطقه را به اعتراض و قيام در برابر اشغالگران صهيونيست تشويق مي‌‌كرد.

* سوال:روحانيون و مردم به فراخواني ايشان پاسخ مثبت مي‌‌دادند؟

*آزان: اگر فراخواني ايشان موثر نبود شايد دشمن به ترور ايشان اقدام نمي‌‌كرد. شيخ راغب حرب جانش را در راه مبارزه با اشغالگران و اخراج آنان از سرزمين لبنان از دست داد. نقش بسزايي در گسترش آگاهي عمومي و برانگيختن مردم بر ضد اشغالگران ايفا كرد.

* سوال:ايثارگري و مقاومت مردم منطقه نبطيه شناخته شده است. آيا آماري از تعداد شهداي منطقه پيش از يورش سال 1982 اسرائيل به لبنان در اختيار داريد؟

*آزان: از زمان پيدايش رژيم صهيونيستي در فلسطين، روستاها و شهرهاي جنوب لبنان همواره در معرض حمله‌‌هاي هوايي و توپخانه‌‌اي دشمن قرار داشتند. طبيعي بود كه مردم براي توقف اين تجاوزگري سلاح به دست گيرند و از خود دفاع كنند. مردم جنوب لبنان براي دفاع از تماميت ارضي ميهن‌‌شان، جان و مال خويش را نثار كردند اما در در دوره‌‌هاي گذشته و قبل از پيدايش حزب الله و شكل‌‌گيري مقاومت اسلامي، راهكار و برنامه‌‌هاي درستي وجود نداشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) و آمدن نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به لبنان، روند مبارزه با اشغالگران صهيونيست ابعاد تازه‌‌اي به خود گرفت. چرا كه اسرائيل در آن مرحله بخش وسيعي از لبنان را به اشغال درآورده بود و مردم براي آزادسازي سرزمين‌‌هاي اشغالي به رهبري رهنمون‌‌ساز نياز مبرم داشتند. امام خميني با دستور اعزام سپاه به لبنان خطوط كلي و دورنماي مبارزه را روشن كرد.
خداوند متعال افتخار مبارزه با اين دشمن خيانتكار و جنايتكار را به مردم لبنان ارزاني داشته است. به ياري خداوند مردان با ايمان و متعهد جنوب لبنان اين دشمن را از پاي درخواهند آورد. بنابراين مردم جنوب لبنان مردمي فداكار و جان‌‌نثار هستند و از سال 1982 تاكنون راه درست مبارزه را تشخيص داده‌‌اند.
از شهداي منطقه نبطيه قبل از سال 1982 آمار دقيقي در دست نيست، اما روستاي جبشيت از آن سال تاكنون 86 شهيد تقديم راه آزادي كرده است. اين بزرگ‌‌ترين رقم شهدا در يك روستا در جنوب لبنان است.

* سوال:در شرايط كنوني فضاي اجتماعي نبطيه چگونه است؟ آيا آن شور و شوق گذشته همچنان وجود دارد؟

*آزان: براي پاسخ به اين پرسش لازم مي‌‌دانم به اظهارات شهيد سيد عباس موسوي دبير كل پيشين حزب الله اشاره كنم. ايشان خطاب به دشمنان گفته بود: "هر اندازه جوانان ما را به قتل برسانيد، مردم كشورمان آگاه‌‌تر مي‌‌شوند ". مردم مسلمان لبنان در مناطق جنوب و بقاع و بيروت مردمي جان‌‌نثار و ايثارگر هستند. اكنون لبنان منبع و سرچشمه خروشان جوانان فداكار و از جان‌‌گذشته مي‌‌باشد. ساختار مقاومت قوي‌‌تر از گذشته شده است. رهبري خردمندانه سيد حسن نصر الله دبير كل حزب الله شيعيان لبنان را منسجم و يكپارچه كرده است. شيعيان لبنان به رهبري مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌‌اي عشق مي‌‌ورزند.

* سوال:شيخ راغب حرب چگونه مي‌‌انديشيد و در آن مرحله با چه گروه هاي فعال همكاري مي‌‌كرد؟

*آزان: ايشان انديشه و طرز فكر مستقل داشت. ضمن اين كه با همه گروه‌‌ها و فعالان مسلمان روابط دوستانه داشت ولي از نظر سازماني به هيچ حزب و تشكيلاتي وابسته نبود.

* سوال:شيخ راغب حرب يكي از پايه‌‌گذاران نهادهاي فرهنگي، اجتماعي، خدماتي و آموزشي در منطقه نبطيه بوده است. اين نهادها چه دستاوردي دارند؟ آيا به كارشان ادامه مي‌‌دهند؟

*آزان: شكي نيست كه يورش اسرائيل به لبنان، احساسات مسلمانان جنوب را برانگيخت. پيش از حمله نظامي سال 1982 اسرائيل به لبنان، حدود 30 تا 40 تن در مراسم گوناگون حسينيه جبشيت شركت مي‌‌كردند. در نمازهاي جمعه و جماعات نيز همين تعداد شركت مي‌‌كردند. ولي پس از حمله اسرائيل و اشغال جنوب لبنان اين رقم به هزاران تن افزايش يافت. به طوري كه حدود ده هزار تن پشت سر شيخ راغب حرب نماز مي‌‌خواندند. مسجدي كه ايشان در مركز جبشيت ساخت اكنون پايگاه جوانان شده است. در اوقات نمازهاي پنجگانه مملو از جوانان مؤمن مي‌‌شود. اكنون اين جوانان پرشور پرچمدار حزب الله و مكتب امام خميني هستند. رويكرد اين جوانان به بركت خون شهيدان است. خون جوانان انقلابي و مقاوم هرگز برباد نمي‌‌رود. دستاوردهاي خون جوانان جنوب لبنان همچنان ادامه دارد. شيخ راغب حرب به ما آموخته است خون شهيدي كه بر زمين مي‌‌ريزد بي‌‌درنگ در دستان خداوند قرار مي‌‌گيرد. بنابراين دستاورد خون شهدا رشد مي‌‌كند و بر جامعه اثر مي‌‌گذارد. به ويژه خون رهبران و پيشوايان. مردم جنوب لبنان راه شهيد شيخ راغب حرب و شهيد سيد عباس موسوي را ادامه مي‌‌دهند. تا روزي كه پرچم اسلام را تحويل امام عصر (عج) دهند.

* سوال:در آن مرحله احزاب سوسياليست و ناسيوناليست كه صحنه سياسي لبنان را در دست داشتند چه واكنشي نسبت به فعاليت‌‌هاي فرهنگي شيخ راغب داشتند؟

*آزان: شيخ راغب حرب از دست اين گروه‌‌هاي سكولار رنج‌‌ها و درد سرهاي فراواني متحمل شد. حزب بعث طرفدار صدام بيش از ساير احزاب بر جوانان مؤمن و پيكارگر فشار مي‌‌آورد.

* سوال: جنابعالي باجناق شهيد شيخ راغب بوديد، چه خاطره شيريني از ايشان داريد؟

*آزان: خاطرات فراواني دارم. ايشان در دوران آموزش رانندگي روزي به اتفاق يكديگر سوار تراكتور شديم. او تراكتور را روشن و با سرعت زياد حركت كرد. در حين حركت به شوخي به من گفت عمامه‌‌ام را نگه دار تا باد نبرد. من به او گفتم سرعت را كم كنيد، امكان دارد از تراكتور به زمين بيفتم.

* سوال: فرموديد خاطرات زيادي داريد، امكان دارد خاطره ديگري را بازگو كنيد؟

*آزان: آري... روز ديگري به اتفاق چند تن از دوستان همراه شيخ راغب حرب بوديم و او با سرعت رانندگي مي‌‌كرد. او به تازگي گواهينامه رانندگي دريافت كرده بود. به او گفتم شما به تازگي به اصول رانندگي آشنا شده‌‌ايد. كمي آهسته حركت كنيد. آيا قصد داريد ما را به قبرستان بفرستيد؟ در آن لحظه به قبرستان جبشيت نزديك شده بوديم. شيخ راغب ناگهان ترمز كرد و از خودرو پياده شد و دسته كليد و سوئيچ خودرو را بيرون كشيد و به داخل قبرستان پرت كرد. دسته كليد در مكاني سقوط كرد كه اكنون آرامگاه شهيد شيخ راغب حرب در آنجا قرار دارد. او آدم شوخ‌‌طبع، راستگو و خندان بود. از روحيه و اراده بسيار قوي وبي‌‌نظير برخوردار بود.

* سوال:آيا احساس كرده بود كه اسرائيلي‌‌ها جان او را تهديد كرده‌‌اند؟

*آزان: همانگونه كه رهبران حزب الله در شرايط كنوني مورد اهداف و توطئه‌‌هاي دشمنان قرار دارند، جان شيخ راغب حرب نيز در آن مرحله در معرض تهديد جدي قرار داشت. او احتياط و هوشياري را رعايت مي‌‌كرد، اما عوامل خود فروش كه راهنمايان دشمن بودند به سراغ شيخ راغب حرب آمدند و سرانجام او را به شهادت رساندند. اين عوامل خودفروش، جاسوسان دشمن بودند. جاسوس‌‌هاي محلي اسرائيل، چهار چشمي مراقب شيخ راغب حرب و سيد عباس موسوي و همه مبارزان راه آزادي بودند.

ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس
ادامه مطلب
چهارشنبه 30 تیر 1389  - 5:17 PM

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6006728
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی